عیاش بن ابیربیعه مخزومی
مقدمه
نام و نسب او عیاش بن ابی ربیعة بن عمر بن مخزوم و کنیهاش اباعبدالرحمن و به نقلی اباعبدالله بوده و برادر مادری ابوجهل و حارث[۱] و مادرش، اسماء بنت مخربه تمیمیه بود[۲].[۳]
آشنایی اجمالی
عیاش بن ابیربیعه نیز از کسانی است که قبل از پیامبر(ص) به مدینه مهاجرت کرده بود. ابوجهل و حرث بن هشام به مدینه آمدند و نزد او رفتند و گفتند: مادرت نذر کرده است که سر خود را نشوید و شانه نزند و در زیر سایبان ننشیند تا تو را ببیند. این دو نفر، برادر مادری عیاش بن ابیربیعه و او از آنها کوچکتر بود. به او گفتند: تو محبوبترین فرزندان مادرت هستی و تو دینی را پذیرفتهای که به نیکی به والدین حکم میکند، به سوی مکه بازگرد و خدای خود را همانگونه که در مدینه پرستش میکنی در مکه نیز پرستش کن. عیاش سخن آن دو را پسندید و تصدیق کرد. آنگاه از آنها پیمان گرفت که به او بدی نکنند. بعضی عیاش بن ابیربیعه را از رفتن نهی کردند، ولی او نپذیرفت و با آنان به سوی مکه حرکت کرد. وقتی از مدینه خارج شدند، ابوجهل و حارث بن هشام بر او حمله کردند و دستهای او را از پشت بسته و به مکه آوردند و به مردم مکه گفتند: باید با نادانان خود چنین کنید، همانطور که ما کردیم. بعد او را با هشام بن عاص زندانی نمودند.
عیاش بن ابیربیعه همچنان در زندان بود تا اینکه رسول خدا مکه را فتح کرد و او از زندان رها شد[۴]. گفتهاند: وقتی پس از بستن، او را به مکه میآوردند، نزدیک به صد تازیانه به او زدند. مردی از بنیکنانه آنها را در این کار یاری کرد و عیاش بن ابیربیعه سوگند خورد که اگر قدرت پیدا کند، آن مرد را به قتل برساند؛ از این رو هنگامی که در فتح مکه از زندان آزاد شد آن مرد را که مسلمان شده بود به قتل رساند و به پیامبر خبر داد. پیامبر این آیه را تلاوت کرد: ﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً﴾[۵]. بعد پیامبر دستور داد که او بندهای آزاد کند. در نقل آمده است که وقتی عیاش بن ابیربیعه را به مکه آورده و زندانی کردند، پیامبر تا چهل روز در قنوت نماز صبح میگفت: «اللَّهُمَّ أَنْجِ الْوَلِيدَ بْنَ الْوَلِيدِ، وَ عَيَّاشَ بْنَ أَبِي رَبِيعَةَ، وَ هِشَامَ بْنَ الْعَاصِ، وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بِمَكَّةَ الَّذِينَ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لَا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً»[۶]؛ «پروردگارا! ولید بن ولید، عیاش بن ابیربیعه، هشام بن عاص و مؤمنان مستضعف مکه را که راه و چارهای ندارند نجات بده»[۷].
جستارهای وابسته
- بنیمخزوم (قبیله)
- عبدالله بن ابیربیعه (برادر)
منابع
پانویس
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۴، ص۹۶؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۲۵۵؛ التبیان، شیخ طوسی، ج۳، ص۲۹۰.
- ↑ انساب الاشراف، بلاذری، ج۱۰، ص۱۹۹؛ المنتظم، ابن جوزی، ج۴، ص۲۹۰؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۱۶؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۱۷.
- ↑ ارازش، شیرزاد، مقاله «عیاش بن ابی ربیعه»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶، ص۴۳۶.
- ↑ بعضی گفتهاند که ولید در جنگ بدر به دست مسلمانان اسیر شد. خالد و هشام، فرزندان ولید بن مغیره که دو برادر او بودند فدیه دادند و او را آزاد کرده و با خود به مکه بردند. سپس او اسلام اختیار کرد و چون خواست هجرت کند او را زندانی نمودند و به او گفتند: چرا قبل از فدیه دادن اسلام نیاوردی؟ گفت: دوست نداشتم درباره من گمان شود که از دادن مال ناراحتم. سپس از زندان نجات پیدا کرد و به مدینه آمد. آنگاه به مکه بازگشت و عیاش بن ابیربیعه و هشام را از زندان نجات داد و با خود به مدینه برد و رسول خدا از این امر خشنود شد.
- ↑ «هیچ مؤمنی حق ندارد مؤمنی (دیگر) را بکشد جز به خطا» سوره نساء، آیه ۹۲.
- ↑ سیره حلبیه، ج۲، ص۲۳.
- ↑ نظری منفرد، علی، قصه هجرت، ص ۸۲.