محمد بن سعد کاتب واقدی
موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد
آشنایی اجمالی
ابو عبدالله محمد بن سعد بن منیع زهری بصری مشهور به کاتب واقدی وی صاحب کتاب الطبقات الکبری، بزرگترین منبع موجود عصر خویش درباره طبقات صحابه رسول خدا(ص) است.[۱] محمد بن سعد در سال ۱۶۸هـ متولد شد و از کودکی به تحصیل پرداخت.[۲] گویا اصل او از بصره است، ولی بعدها به بغداد رفت و در آنجا ساکن شد.[۳] ابن سعد از محدثانی چون هشیم، سفیان بن عیینه و ولید بن مسلم روایت کرد و راویانی [۴] مانند احمد بن عبید، احمد بن یحیی بلاذری و حارث بن اسامه از او روایت نمودند[۵].
شهرت او به کاتب واقدی بدین جهت است که مدت زیادی نزد واقدی درس آموخت و به همین جهت مطالب زیادی از کتاب مغازی و طبقات واقدی را در طبقات خود نقل کرد.[۶] ابن سعد از کسانی بود که وقتی مأمون عباسی عقیده به مخلوق بودن قرآن را رسمیت داد، وی به این عقیده اعتراف کرد.[۷] گروهی از عالمان و رجال شناسان اهل سنت وی را راستگو دانسته و برخی مانند یحیی بن معین وی را دروغگو خوانده است.[۸]
تعصب ابن سعد نسبت به آرای اهل سنت از کتابش به خوبی پیداست. کتاب طبقات الکبری که دو جلد اول آن مربوط به زندگی و جنگهای پیامبر با مشرکان و بقیه به شرح حال صحابه آن حضرت اختصاص دارد، به صورتهای گوناگون منتشر و به فارسی نیز ترجمه شده است، اما گویا هنوز بخشهایی از این کتاب به دست نیامده و آنچه چاپ شده همه کتاب نیست. اسماعیل پاشا کتاب طبقات صحابه و تابعین و خلفای او را پانزده جلد دانسته و کتاب الزخرف القصری فی ترجمة ابی سعید البصری را نیز به او نسبت میدهد.[۹] آثار دیگر او عبارتاند از: الخیل الطبقات الصغیر[۱۰] (مختصر الطبقات) و طبقات الرواة.[۱۱]
ابن سعد سرانجام در سال ۲۳۰هـ در بغداد درگذشت و در قبرستان باب الشام دفن شد.[۱۲].[۱۳]
محمد بن سعد
محمد بن سعد بن منیع زهری بصری مشهور به کاتب الواقدی از موالی است[۱۴] اصل وی از بصره است، امااندکی بعد به بغداد آمد و در کنار واقدی به عنوان کاتب او به تحصیل پرداخت. وی همانند سایر مورخان، کمابیش مورد طعن اصحاب حدیث است. این در حالی است که او سنی متعصبی است واین به وضوح از کتاب طبقات وی به دست میآید. یحیی بن معین واحمد بن حنبل وی را تکذیب کردهاند، در حالی که ابن ندیم، ابوحاتم، خطیب، ذهبی و ابن حجر اورا صدوق دانستهاند. وی از عالمان برجسته سه دهه نخست قرن سوم بوده و زمانی که مأمون به سال ۲۱۸ اعلام کرد که همه باید به مسأله خلق قرآن اعتراف کنند، وی نیز همراه یک گروه هفت نفری دیگر به رقه فراخوانده شد و در آنجا همراه دیگران به خلق قرآن اعتراف کرد[۱۵]
مشهورترین کار وی طبقات الکبری است که حاجی خلیفه آن را بزرگترین نوشته در طبقات روا دانسته است[۱۶] این کتاب، برای نخستین بار آگاهیهای جامع و گستردهای را درباره صحابه و تابعین و عالمان، تازمان خود ارائه داد[۱۷] شمار مشایخ او در طبقات قریب دویست و پنجاه نفر است که سلیمی نام نود و نه نفر یاد شده در بخش الطبقة الخامسة را با شرح حال کوتاه آنها آورده است[۱۸] کتاب ابن سعد از طریق دو شاگرد وی حارث بن محمد بن ابی اسامه (م ۲۸۲) و حسین بن محمد بن فهم (م ۲۸۹) به دست ما رسیده است. مطالب آن بسیار قابل توجه و در موارد فراوانی منحصر به فرداست. وی در ابتدا آگاهیهایی در مورد نسب شخص به دست میدهد که از این جهت بسیار مغتنم است. پس از نقل اخبار مربوط به شخص، از قیافه و وضعیت هیکل و آرایش لباس وی نیز سخن میگوید. این قبیل آگاهیها به ندرت در منابع دیگر یافت میشود. در واقع باید گفت میان آثار موجود، کهنترین آگاهیهای شمائل شناسانه نسبت به پیامبر(ص) و صحابه و تابعین از طبعات ابن سعد است[۱۹] ابن سعد جدای از دو جزء نخست که در سیره رسول خدا(ص) است، در مجلدات دیگر که تراجم صحابه و تابعین است شیوه خاصی را انتخاب کرده است. وی در وهله نخست بخشی را به مردان و بخشی را به زنان اختصاص داده است. جزء اخیر کتاب اختصاص به زنان دارد. نخستین مجلدات ویژه صحابه است که وی آنها را به پنج طبقه تقسیم کرده ومبنای او تقدم آنها در ایمان و فضل و شرف آنها در مسلمانی بودهخ است. نخستین طبقه اصحاب بدر هستند که در داخله آن از افرادی که به پیامبر نزدیکند (بنیهاشم) آغاز کدره و دیگران را در ادامه میآورد. در مورد هر خانوداده ابتدا افراد اصلی آن تیره را نوشته و سپس همپیمانان و موالی آنها را ثبت میکند. پس از تمام شدن مهاجران بدری، به سراغ انصار میرود؛ ابتدا اوسیها و سپس خزرجیها را یاد میکند. طبقه دوم صحابه، صحابیان قدیمیاند که در بدر شرکت نداشتند. ازجمله آنها مهاجران حبشهاند. صحابه شرکتکنندگان در خندق هستند تا مسلمان شدههای فتح مکه. طبقه چهار مسلمان شدههای فتح مکهاند و طبقه پنجم کسانیاند که در وقت رحلت پیامبر(ص) خردسال بودهاند و در هیچ یک از جنگها شرکت نداشتهاند[۲۰]
سبک وی همان سبک حدیثی است و لذا نوع اخبار وی به صورت مسند ارائه میشود طبقات به قدری از نظر اطلاعات اجتماعی و فردی اهمیت دارد که بدون آن نمیتوان قرن اول و دوم هجری را شناخت. افزون بر همه اینها، کتاب طبقات به لحاظ ساختار، اطلاعاتی درباره شهرهای مختلف و حضور صحابه و تابعین در آنها و نیزمهاجرت برخی از قبائل به شهرها بسیار مفید است. کتاب طبقات را باید کتاب رجالی به معنای مصطلح آن نیز دانست؛ زیرا در ضمن شرح حالها به مدح و ذم و ثقه و غیر ثقه بودن عالمان و محدثان نیز میپدازند. بخش نخست کتاب طبقات، سیره پیامبر(ص) عنوانش اخبار النبی(ص) است. این بخش از اصل طبقات جدا بوده و بعدها توسط احمد بن معروف خشاب به طبقات ملحق گردید، [۲۱] وی به اختصاراز انبیا پیشین و تاریخ زندگی آنها سخن گفته و با سرعت تمام به اسلام رسیده است. در این قسمت هم به طور مختصر به مسائل پردخته و تفصیل ابن اسحاق یا واقدی راندارد.
ابن ندیم طبقات وی را برگرفته از آثار واقدی، کلبی، هیثم بن عدی و مداینی دانسته است. نگاهی به اسناد موجود درکتاب، نشان میدهد که واقدی سهم عمدهای در آن دار است. وی در جای جای کتاب نام واقدی را میبرد و اصولا هم در تألیف دو جزء نختس و طبقات هم، بمانند استاد خود دست به تألیف زده است؛ زیرا واقدی هم مغازی داشته و هم طبقات. گفته شده که هشتاد درصد ازنقلهای دو جزء نخست کتاب مغازی داشته و هم طبقات. گفته شده که هشتاد درصد از نقلای دو جزء نخست کتاب طبقات به نقل از واقدی است[۲۲] سلیمی نوشته است که در بخش الطبقة الخامسة سهم واقدی بیست و شش درصد است. شیخ بعدی او فضل بن دکین است که ده درصد نقلها از اوست[۲۳] ابن سعد از آثار مکتوب موسی بن عقبه و ابو معشر عبدالرحمان بن نجیح، ولید بن مسلم اموی (م ۱۹۵)، فضل بن دکین نیز در سیره بهره گرفته است[۲۴] ابن سعد مقدی است تا سند نقلها را ذکر کند. این مطلب حتی در جزئیات نیز که درباره توصیف خصایص شخصی افراد است، رعایت شده گرچه داخل کردن اسناد از خطیب خواسته است تا گفته یحیی بن معین را که نسبت کذب به او داده به واقدی برگردانده و در همه حال اورا قابل اعتماد معرفی کند. [۲۵] کتاب دیگری نیز با عنوان طبقات الصغیر از وی باقی مانده است.
طبقات نخست بار د لیدن در نه مجلد به چاپ رسید. مجلدات یک دو سه و چهار هفت و نه هر کدام در دو جزء مرتب شده است. پس ازآن، چاپ دیگری با مقدم احسان عباس توسط دار صادر بیروت چاپ شد که از لحاظ مقدار چاپ شده و داشتن نقص تفاوتی با چاپ لیدن ندارد. هردوی این چاپها ناقص بوده و در ۱۴۰۸ بخش از طبقات که شامل تابعین مدنی از ربع طبقه سوم تانیمه طبقه ششم بود به چاپ رسید[۲۶] پس از آن شرح حال امام حسن و امام حسین علیهما سلام توسط استاد مرحوم سید عبدالعزیز طباطبائی در مجله تراثنا (شماره ۱۰و۱۱) چاپ شد. انتشارات دارالکتاب العلمیه بیروت چاپ جدید را از طبقات ارائه داد که مشتمل بر جزء متمم زیاد محمد منصور نیز بود. در سال ۱۴۱۴ محمد بن صامل السلیمی، قسمت دیگری از بخش چاپ ناشده طبقات را که شامل شرح حال طبقه پنجم صحابه بود در دو مجلد به چاپ رساند. مجلد اول شرح حال اولاد عباس و حسنین علیهما سلام است و مجلد دوم نیز عبدالله بن زبیر و شماری دیگر[۲۷] السلیمی نوشته است که بخش الطبقة الرابعة من الصحابه را دوست او عبدالعزیز السلومی تحقیق کردهاند. چهار مجلد از طبقات به فارسی مهدوی دامغانی ترجمه شده و امید میرود که دیگر مجلدات آن نیز به فارسی انتشار یابد. [۲۸]
منابع
جمعی از پژوهشگران، فرهنگنامه مؤلفان اسلامی ج۱
جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام
پانویس
- ↑ تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۲۱.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۱۰، ص۶۶۴.
- ↑ الوافی بالوفیات، ج۳، ص۸۸.
- ↑ تاریخ الاسلام، ج۱۶، ص۳۵۵.
- ↑ تاریخ الاسلام، ج۱۶، ص۳۵۵.
- ↑ الفهرست (الندیم)، ص۱۱۱.
- ↑ تاریخ الطبری، ج۸، ص۴۳۴.
- ↑ الأنساب، ج۵، ص۸.
- ↑ هدیة العارفین، ج۲، ص۱۱.
- ↑ الفهرست (الندیم)، ص۱۱۱.
- ↑ کشف الظنون، ج۲، ص۱۱۰۳.
- ↑ تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۲۲.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، فرهنگنامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص۶۵۰.
- ↑ کتاب کوچکی با نام سعد و طبقاته از عزالدین عمر موسی توسط دارالغرب (۱۴۰۷) چاپ شده
- ↑ دیگر افراد عبارت بودند از: ابو مسلم مستملی یزید بنهارون، یحیی بن معین، زهیر بن معین، زهیر بن حرب، اسماعیل بن داود، اسماعیل بن ابی مسعود ابواسحاق کاتب القوادی، احمد بن الدورقی. نک: تاریخ الطبری، ج۸، ص۴۳۴، الکامل، ج۶، ص۴۲۳، البدایه والنهایة، ج۱۰، ص۲۷۲، مقدمه السلمی بر طبقات الکبری، الطبقه الخامسة، ص۲۷. از نکات جالب در مصدر اخیر که مؤلف خود از تحصیل کردههای عربستان است که این کار آنها را با استناد به آیه ۲۸ آل عمران، حمل بر تقیه کرده
- ↑ کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۹۹
- ↑ تاریخ الادب العربی، ج۳ ص۳۲۰
- ↑ الطبقات، الطبقة الخامسة، صص ۳۲ ۵۴
- ↑ نشأة علم التاریخ عند العرب، ص۳۲
- ↑ الطبقات الطبقة الخمسة ص۶۴
- ↑ المغازی الاولی و مولفوها، ص۱۲۷
- ↑ اسهامات مؤ رخی البصرة فی الکتابة التاریخیخة، ص۵۵ (بغداد، ۱۹۹۰)
- ↑ مقدمه الطبقات، الطبقة الخامسة، ص۳۳
- ↑ مثلا نک: طبقات الکبری، ج۴، ص۱۲۹. سیره ابومعشر مورد استفاده خلیفة ب خیاط هم بوده است. نک: مقدمه تاریخ خلیفة بن خیاط، ۱۸
- ↑ تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۲۱. میزان الاعتدال، ج۳، ص۵۶۰
- ↑ مدینه، مکتبة العلوم والحکم
- ↑ طائف، مکتبة الصدیق، ۱۴۱۴
- ↑ جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۹۶.