زینب بنت جحش در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب'
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ')
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب')
خط ۳۱: خط ۳۱:
#روایاتی که از آمیخته شدن دو دسته پیشین پدید آمده است.<ref> المحبر، ص۸۵؛ انساب الاشراف، ج۲، ص ۶۷.</ref>[[نقل]] داستان بنابر [[روایات]] دسته دوم دستاویزی برای [[مستشرقان]] و [[مخالفان اسلام]] برای تاختن به رسول خدا{{صل}} بوده <ref>نک: تصویر خانواده پیامبر در دائرة المعارف اسلام، ص ۳۰۷.</ref> و موجب پدید آمدن مباحث [[کلامی]] درباره کیفیت [[عصمت انبیاء]]{{عم}} شده است.<ref> نک: تنزیه الانبیاء، ص ۱۵۵ـ۱۵۶؛ عصمة الانبیاء، ص ۱۰۲.</ref> این [[روایت]] به سه طریق [[نقل]] شده است: طریق نخست از [[محمد بن یحیی بن حبان انصاری]]<ref> الطبقات، ج۸، ص ۸۱؛ تاریخ طبری، ج۲، ص ۵۶۲.</ref>، طریق دوم از [[عبدالله بن وهب]]<ref> تاریخ طبری، ج۲، ص ۵۶۲.</ref> و طریق سوم از [[عامر بن شراحی شعبی]] و در روایت [[یونس بن بکیر]] از [[سیره]] [[ابن اسحاق]] آمده است. بر اساس روایت [[یونس بن بکیر]] از [[ابن اسحاق]]، [[زید بن حارثه]] [[بیمار]] شد و [[رسول خدا]] به [[عیادت]] وی به منزلش رفت. [[زینب]] نیز بر بالینش حاضر بود و چون برای کاری برخاست رسول خدا به او نظر کرد و شیفته‌اش شد و [[خداوند]] را [[تنزیه]] کرد<ref> سیره ابن اسحاق، ص ۲۶۲.</ref>. برخی سعی کرده‌اند اجزای داستان [[عشق]] [[داود]] به اوریا را مشابه این رویداد نشان دهند؛ بدین گونه که [[پیامبر]] پس از اینکه شیفته زینب شد، تلاش کرد با فرستادن [[زید]] به سریه‌ای او را از میان بر دارد<ref> تثبیت دلائل النبوه، ج۲، ص ۶۵۰.</ref>.(داود) داستان بدین گونه از جهات مختلف نقد شده است: از سویی همه طرق [[روایات]] یاد شده به سده دوم منتهی می‌شود و از سویی دیگر با محتوای [[آیات قرآنی]] نازل شده در این زمینه ناسازگار است. [[آیات قرآن]] هیچ اشاره‌ای به شیفتگی پیامبر نسبت به زینب ندارد. آنچه بنا بود برای همگان آشکار شود آن بود که پیامبر می‌بایست در [[ازدواج]] با [[زن]] فرزندخوانده خود، [[رفتاری]] را از خود نشان دهد که در [[جامعه]] آن [[روز]] [[ناشایست]] تلقی می‌شد.<ref> المفصل، ج۴، ص ۳۵۸.</ref> این رویداد می‌توانست جو [[روانی]] سنگینی را علیه پیامبر ایجاد کند، به ویژه آنکه [[مخالفان پیامبر]] از این [[فرصت‌ها]] برای [[تضعیف]] شرایط [[مسلمانان]] استفاده می‌کردند، چنان‌که در [[حادثه افک]]، به [[همسر پیامبر]] نسبت ناروا دادند.
#روایاتی که از آمیخته شدن دو دسته پیشین پدید آمده است.<ref> المحبر، ص۸۵؛ انساب الاشراف، ج۲، ص ۶۷.</ref>[[نقل]] داستان بنابر [[روایات]] دسته دوم دستاویزی برای [[مستشرقان]] و [[مخالفان اسلام]] برای تاختن به رسول خدا{{صل}} بوده <ref>نک: تصویر خانواده پیامبر در دائرة المعارف اسلام، ص ۳۰۷.</ref> و موجب پدید آمدن مباحث [[کلامی]] درباره کیفیت [[عصمت انبیاء]]{{عم}} شده است.<ref> نک: تنزیه الانبیاء، ص ۱۵۵ـ۱۵۶؛ عصمة الانبیاء، ص ۱۰۲.</ref> این [[روایت]] به سه طریق [[نقل]] شده است: طریق نخست از [[محمد بن یحیی بن حبان انصاری]]<ref> الطبقات، ج۸، ص ۸۱؛ تاریخ طبری، ج۲، ص ۵۶۲.</ref>، طریق دوم از [[عبدالله بن وهب]]<ref> تاریخ طبری، ج۲، ص ۵۶۲.</ref> و طریق سوم از [[عامر بن شراحی شعبی]] و در روایت [[یونس بن بکیر]] از [[سیره]] [[ابن اسحاق]] آمده است. بر اساس روایت [[یونس بن بکیر]] از [[ابن اسحاق]]، [[زید بن حارثه]] [[بیمار]] شد و [[رسول خدا]] به [[عیادت]] وی به منزلش رفت. [[زینب]] نیز بر بالینش حاضر بود و چون برای کاری برخاست رسول خدا به او نظر کرد و شیفته‌اش شد و [[خداوند]] را [[تنزیه]] کرد<ref> سیره ابن اسحاق، ص ۲۶۲.</ref>. برخی سعی کرده‌اند اجزای داستان [[عشق]] [[داود]] به اوریا را مشابه این رویداد نشان دهند؛ بدین گونه که [[پیامبر]] پس از اینکه شیفته زینب شد، تلاش کرد با فرستادن [[زید]] به سریه‌ای او را از میان بر دارد<ref> تثبیت دلائل النبوه، ج۲، ص ۶۵۰.</ref>.(داود) داستان بدین گونه از جهات مختلف نقد شده است: از سویی همه طرق [[روایات]] یاد شده به سده دوم منتهی می‌شود و از سویی دیگر با محتوای [[آیات قرآنی]] نازل شده در این زمینه ناسازگار است. [[آیات قرآن]] هیچ اشاره‌ای به شیفتگی پیامبر نسبت به زینب ندارد. آنچه بنا بود برای همگان آشکار شود آن بود که پیامبر می‌بایست در [[ازدواج]] با [[زن]] فرزندخوانده خود، [[رفتاری]] را از خود نشان دهد که در [[جامعه]] آن [[روز]] [[ناشایست]] تلقی می‌شد.<ref> المفصل، ج۴، ص ۳۵۸.</ref> این رویداد می‌توانست جو [[روانی]] سنگینی را علیه پیامبر ایجاد کند، به ویژه آنکه [[مخالفان پیامبر]] از این [[فرصت‌ها]] برای [[تضعیف]] شرایط [[مسلمانان]] استفاده می‌کردند، چنان‌که در [[حادثه افک]]، به [[همسر پیامبر]] نسبت ناروا دادند.


[[علامه طباطبایی]] نیز با تأکید بر [[تربیت الهی]] پیامبر{{صل}} و [[غالب]] بودن آن بر [[تمایلات فطری]] و [[نفسانی]] که در وجود هر [[انسانی]] هست آن [[حضرت]] را از [[اتهام]] شیفتگی به [[زینب]]، مبرّا دانسته است <ref> المیزان، ج ۱۶، ص ۳۲۳.</ref>. درباره [[نادرستی]] شیفتگی [[پیامبر]] نسبت به زینب می‌توان افزود که پیامبر، دختر عمه خود زینب را به خوبی می‌شناخت و پیوسته او را می‌دید و نمی‌توان پذیرفت که با یک نظر، شیفته او شده باشد. ضمن آنکه پیامبر خود، زینب را به [[ازدواج]] با [[زید]] سفارش کرد و اگر تمایلی به ازدواج با او داشت، همان هنگام می‌توانست با وی ازدواج کند، چنان که زینب نیز آن را ترجیح می‌داد.<ref> المعجم الکبیر، ج ۲۴، ص ۴۶؛ تفسیر ثعلبی، ج ۸، ص ۴۶.</ref> به هر حال در پی این ازدواج، [[منافقان]] فضای [[مدینه]] را علیه پیامبر[[تغییر]] داده و می‌گفتند: چگونه پیامبر ازدواج با [[همسر]] فرزند را [[حرام]] دانسته؛ ولی خود چنین می‌کند.<ref>اسباب النزول، ص ۳۶۵.</ref> [[آیات]] ۳۷ به بعد [[سوره احزاب]]، از دغدغه‌های [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ترس]] از طعنه‌های [[مردم]]، [[سخن]] گفته و به پیامبر [[اطمینان]] داده که [[خداوند]] کافی است و جز از او هراسی نداشته باشید. در [[آیه]] {{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین  پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref> [[قرارداد]] [[فرزندخواندگی]] افراد [[لغو]] گردید و از آن پس [[زید بن محمد]]، به [[زید بن حارثه]] تغییر نام داد. در آیات {{متن قرآن|مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ}}<ref>«خداوند در درون هیچ کس دو دل ننهاده است؛ و آن همسرانتان را که «ظهار»  می‌کنید مادران (راستین) شما و فرزند خواندگانتان را پسران (راستین) شما نکرده است؛ این تنها گفتار شما بر زبانتان است و خداوند است که حقّ می‌گوید و اوست که راه را نشان می‌دهد» سوره احزاب، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«آنان را به (نام) پدرانشان بخوانید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر است و اگر پدرانشان را نمی‌شناسید برادران دینی و وابستگان  شمایند و شما را در آنچه اشتباه کرده‌اید گناهی نیست اما در آنچه دل‌هایتان به قصد، خواسته است (گناهکارید) و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده» سوره احزاب، آیه ۵.</ref> نیز بیان شده که نسبت [[فرزندی]]، نسبتی نیست که بتوان با سخن یا قراردادی شفاهی آن را ایجاد کرد. (زید بن حارثه) [[ولیمه]] متمایز پیامبر به هنگام ازدواجش با زینب، به نوعی [[اعلان]] عمومی مقابله با برخی [[آداب و رسوم]] [[نادرست]] پیشین بود. [[مهمانان]] پس از حضور در [[مراسم]] [[دعوت]]، به گفت‌وگوهای طولانی خود پرداختند و [[منزل]] پیامبر را ترک نکردند که آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های  پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می‌دهد و از شما شرم می‌دارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمی‌کند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید، این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref> نازل شد. در این آیه به [[مؤمنان]] سفارش شده هنگامی که جایی [[دعوت]] می‌شوند، پس از خوردن [[غذا]] پراکنده شوند.
[[علامه طباطبایی]] نیز با تأکید بر [[تربیت الهی]] پیامبر{{صل}} و غالب بودن آن بر [[تمایلات فطری]] و [[نفسانی]] که در وجود هر [[انسانی]] هست آن [[حضرت]] را از [[اتهام]] شیفتگی به [[زینب]]، مبرّا دانسته است <ref> المیزان، ج ۱۶، ص ۳۲۳.</ref>. درباره [[نادرستی]] شیفتگی [[پیامبر]] نسبت به زینب می‌توان افزود که پیامبر، دختر عمه خود زینب را به خوبی می‌شناخت و پیوسته او را می‌دید و نمی‌توان پذیرفت که با یک نظر، شیفته او شده باشد. ضمن آنکه پیامبر خود، زینب را به [[ازدواج]] با [[زید]] سفارش کرد و اگر تمایلی به ازدواج با او داشت، همان هنگام می‌توانست با وی ازدواج کند، چنان که زینب نیز آن را ترجیح می‌داد.<ref> المعجم الکبیر، ج ۲۴، ص ۴۶؛ تفسیر ثعلبی، ج ۸، ص ۴۶.</ref> به هر حال در پی این ازدواج، [[منافقان]] فضای [[مدینه]] را علیه پیامبر[[تغییر]] داده و می‌گفتند: چگونه پیامبر ازدواج با [[همسر]] فرزند را [[حرام]] دانسته؛ ولی خود چنین می‌کند.<ref>اسباب النزول، ص ۳۶۵.</ref> [[آیات]] ۳۷ به بعد [[سوره احزاب]]، از دغدغه‌های [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ترس]] از طعنه‌های [[مردم]]، [[سخن]] گفته و به پیامبر [[اطمینان]] داده که [[خداوند]] کافی است و جز از او هراسی نداشته باشید. در [[آیه]] {{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین  پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref> [[قرارداد]] [[فرزندخواندگی]] افراد [[لغو]] گردید و از آن پس [[زید بن محمد]]، به [[زید بن حارثه]] تغییر نام داد. در آیات {{متن قرآن|مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ}}<ref>«خداوند در درون هیچ کس دو دل ننهاده است؛ و آن همسرانتان را که «ظهار»  می‌کنید مادران (راستین) شما و فرزند خواندگانتان را پسران (راستین) شما نکرده است؛ این تنها گفتار شما بر زبانتان است و خداوند است که حقّ می‌گوید و اوست که راه را نشان می‌دهد» سوره احزاب، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«آنان را به (نام) پدرانشان بخوانید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر است و اگر پدرانشان را نمی‌شناسید برادران دینی و وابستگان  شمایند و شما را در آنچه اشتباه کرده‌اید گناهی نیست اما در آنچه دل‌هایتان به قصد، خواسته است (گناهکارید) و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده» سوره احزاب، آیه ۵.</ref> نیز بیان شده که نسبت [[فرزندی]]، نسبتی نیست که بتوان با سخن یا قراردادی شفاهی آن را ایجاد کرد. (زید بن حارثه) [[ولیمه]] متمایز پیامبر به هنگام ازدواجش با زینب، به نوعی [[اعلان]] عمومی مقابله با برخی [[آداب و رسوم]] [[نادرست]] پیشین بود. [[مهمانان]] پس از حضور در [[مراسم]] [[دعوت]]، به گفت‌وگوهای طولانی خود پرداختند و [[منزل]] پیامبر را ترک نکردند که آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های  پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می‌دهد و از شما شرم می‌دارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمی‌کند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید، این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref> نازل شد. در این آیه به [[مؤمنان]] سفارش شده هنگامی که جایی [[دعوت]] می‌شوند، پس از خوردن [[غذا]] پراکنده شوند.


در باره [[تاریخ]] [[ازدواج پیامبر با زینب]]، گزارش‌های مختلفی گفته شده است: [[سال]] سوم از [[ابوعبیده معمر بن مثنی |ابوعُبَیدَه مَعمَر بن مُثَنی]]، [[خلیفة بن خیاط]] و [[ابن‌منده|ابن مَندَه]]،<ref> الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۸۴۹؛ دلائل النبوه، ج ۳، ص ۴۶؛ البدایة و النهایه، ج ۴، ص ۱۴۵.</ref> سال چهارم که ذَهبَی بی‌دلیل آن را ترجیح داده،<ref> تاریخ الاسلام، ج ۳، ص ۲۱۲.</ref> [[شعبان]] سال پنجم و در بازگشت از [[غزوه]] مریسیع از [[عایشه]]،<ref> الطبقات، ج۸، ص۹۰؛ انساب الاشراف، ج ۲، ص ۶۷.</ref> [[ذیقعده]] سال پنجم از [[عمر بن عثمان]]، نوه [[برادری]] [[زینب]] <ref>الطبقات، ج۸، ص ۹۰؛ تاریخ طبری، ج ۱۱، ص ۶۰۷.</ref> و پس از [[غزوه بنی‌قریظه]] که [[بیهقی]] آن را صحیح دانسته است.<ref> دلائل النبوه، ج ۳، ص ۴۶۷.</ref> نظر مشهور وقوع [[ازدواج]] در سال پنجم و پیش از [[جنگ خندق]] است. با توجه به گزارش واقدی که جنگ خندق را از ۸ ذیقعده تا ۲۳ ذیقعده سال پنجم دانسته <ref> المغازی، ج۲، ص ۴۴۰.</ref> و با [[عنایت]] به [[نزول]] [[آیات سوره احزاب]] بعد از جنگ خندق که حاوی [[آیات]] مربوط به این ازدواج‌اند، نیز گزارش‌هایی که از حضور زینب در جنگ خندق به عنوان [[همسر پیامبر]] خبر می‌دهند،<ref> امتاع الاسماع، ج۱، ص ۲۳۰.</ref> [[تاریخ]] ازدواج در سال پنجم و پیش از شروع جنگ خندق تقویت می‌شود. تخمین ازدواج پیامبر با زینب در سال سوم یا چهارم فاقد قراین کافی است و [[مورخان]] آن را نقد کرده‌اند،<ref> انساب الاشراف، ج ۲، ص ۶۷؛ سبل الهدی، ج ۱۱، ص ۲۰۱.</ref>بنابر این زینب در آن هنگام باید ۳۸ ساله باشد، چنان‌که در گزارش عمر بن عثمان نوه برادری زینب آمده است؛<ref>الطبقات، ج۸، ص۹۱؛ الاصابه، ج۸، ص۱۵۵.</ref> ولی وی در [[روایت]] دیگری سن زینب در هنگام ازدواج را ۳۵ سال دانسته است <ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص ۹۰.</ref>. پس از وارد شدن [[زینب]] به [[زندگی]] [[رسول خدا]]{{صل}}، در برخی حوادث از او یاد شده است: حضور در [[نبرد]] [[خندق]]،<ref> امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۲۳۰.</ref> [[دستور]] [[جبرئیل]] به [[پیامبر]] برای رفتن به سوی [[بنی‌قریظه]] در [[خانه]] زینب،<ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص ۹۶؛ بیان المعانی، ج ۵، ص ۴۷.</ref> [[ورع]] ورزیدن و [[همراهی]] نکردن با [[تهمت]] علیه [[عایشه]] در داستان [[افک]]، به رغم همراهی [[خواهر]] وی [[حمنه بنت جحش]]،<ref> تاریخ المدینه، ج ۱، ص ۳۱۷؛ البدایة و النهایه، ج ۴، ص ۱۴۹.</ref> سهامداری از [[غلات]] [[خیبر]]،<ref> الطبقات، ج ۸، ص ۸۵.</ref> حضور در [[جنگ حنین]] و محاصره [[طائف]] <ref> تاریخ طبری، ج ۳، ص ۸۳.</ref> و آغاز [[بیماری پیامبر]]{{صل}} در [[منزل]] وی.<ref> امتاع الاسماع، ج ۱۴، ص ۵۴۲.</ref> زینب هر چند از [[زنان]] قرشی (قُرَشیات) پیامبر نبود و در شمار زنان [[عرب]] (عربیات) آن [[حضرت]] بود،<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص ۶۴۸.</ref> در دسته‌بندی زنان رسول خدا، او را می‌توان در جرگه عایشه و [[حفصه]] دانست که در حوادث با آنان [[همدلی]] و همراهی می‌کرد.<ref>الصحیح من سیرة النبی، ج۱۴، ص ۱۷۷؛ نک: الطبقات، ج ۸، ص ۱۰۰.</ref> عایشه اظهار می‌‌کرد که در میان [[همسران رسول خدا]]، تنها زینب همرتبه او بود <ref> صحیح مسلم، ج ۷، ص ۱۳۶.</ref> و از جایگاه ویژه زینب نزد رسول خدا[[سخن]] می‌گفت،<ref> الطبقات، ج ۸، ص ۹۱.</ref> هر چند [[اختلاف‌ها]] و حسادت‌هایی میان آنان گزارش شده است؛ مانند گزارش‌هایی که [[نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است برای کسب خشنودی همسرانت حرام می‌داری؟ و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره تحریم، آیه ۱.</ref>. را درباره [[توطئه]] عایشه و حفصه علیه زینب می‌دانند،<ref>الطبقات، ج ۸، ص ۸۵.</ref> چنان که گزارشی از درگیری لفظی میان عایشه و زینب در حضور رسول خدا در [[اختیار]] است.<ref>مسند احمد، ج۶، ص ۸۸؛ صحیح البخاری، ج ۳، ص ۱۳۲ـ۱۳۳؛ سنن ابی داود، ج ۲، ص ۴۵۵.</ref> به رغم [[روایات]] و گزارش‌هایی که حاوی [[ستایش]] [[رسول خدا]] از زینب‌اند، <ref>عیون الاثر، ج۲، ص ۳۸۷؛ سبل الهدی، ج۱۱، ص ۲۰۳.</ref>
در باره [[تاریخ]] [[ازدواج پیامبر با زینب]]، گزارش‌های مختلفی گفته شده است: [[سال]] سوم از [[ابوعبیده معمر بن مثنی |ابوعُبَیدَه مَعمَر بن مُثَنی]]، [[خلیفة بن خیاط]] و [[ابن‌منده|ابن مَندَه]]،<ref> الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۸۴۹؛ دلائل النبوه، ج ۳، ص ۴۶؛ البدایة و النهایه، ج ۴، ص ۱۴۵.</ref> سال چهارم که ذَهبَی بی‌دلیل آن را ترجیح داده،<ref> تاریخ الاسلام، ج ۳، ص ۲۱۲.</ref> [[شعبان]] سال پنجم و در بازگشت از [[غزوه]] مریسیع از [[عایشه]]،<ref> الطبقات، ج۸، ص۹۰؛ انساب الاشراف، ج ۲، ص ۶۷.</ref> [[ذیقعده]] سال پنجم از [[عمر بن عثمان]]، نوه [[برادری]] [[زینب]] <ref>الطبقات، ج۸، ص ۹۰؛ تاریخ طبری، ج ۱۱، ص ۶۰۷.</ref> و پس از [[غزوه بنی‌قریظه]] که [[بیهقی]] آن را صحیح دانسته است.<ref> دلائل النبوه، ج ۳، ص ۴۶۷.</ref> نظر مشهور وقوع [[ازدواج]] در سال پنجم و پیش از [[جنگ خندق]] است. با توجه به گزارش واقدی که جنگ خندق را از ۸ ذیقعده تا ۲۳ ذیقعده سال پنجم دانسته <ref> المغازی، ج۲، ص ۴۴۰.</ref> و با [[عنایت]] به [[نزول]] [[آیات سوره احزاب]] بعد از جنگ خندق که حاوی [[آیات]] مربوط به این ازدواج‌اند، نیز گزارش‌هایی که از حضور زینب در جنگ خندق به عنوان [[همسر پیامبر]] خبر می‌دهند،<ref> امتاع الاسماع، ج۱، ص ۲۳۰.</ref> [[تاریخ]] ازدواج در سال پنجم و پیش از شروع جنگ خندق تقویت می‌شود. تخمین ازدواج پیامبر با زینب در سال سوم یا چهارم فاقد قراین کافی است و [[مورخان]] آن را نقد کرده‌اند،<ref> انساب الاشراف، ج ۲، ص ۶۷؛ سبل الهدی، ج ۱۱، ص ۲۰۱.</ref>بنابر این زینب در آن هنگام باید ۳۸ ساله باشد، چنان‌که در گزارش عمر بن عثمان نوه برادری زینب آمده است؛<ref>الطبقات، ج۸، ص۹۱؛ الاصابه، ج۸، ص۱۵۵.</ref> ولی وی در [[روایت]] دیگری سن زینب در هنگام ازدواج را ۳۵ سال دانسته است <ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص ۹۰.</ref>. پس از وارد شدن [[زینب]] به [[زندگی]] [[رسول خدا]]{{صل}}، در برخی حوادث از او یاد شده است: حضور در [[نبرد]] [[خندق]]،<ref> امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۲۳۰.</ref> [[دستور]] [[جبرئیل]] به [[پیامبر]] برای رفتن به سوی [[بنی‌قریظه]] در [[خانه]] زینب،<ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص ۹۶؛ بیان المعانی، ج ۵، ص ۴۷.</ref> [[ورع]] ورزیدن و [[همراهی]] نکردن با [[تهمت]] علیه [[عایشه]] در داستان [[افک]]، به رغم همراهی [[خواهر]] وی [[حمنه بنت جحش]]،<ref> تاریخ المدینه، ج ۱، ص ۳۱۷؛ البدایة و النهایه، ج ۴، ص ۱۴۹.</ref> سهامداری از [[غلات]] [[خیبر]]،<ref> الطبقات، ج ۸، ص ۸۵.</ref> حضور در [[جنگ حنین]] و محاصره [[طائف]] <ref> تاریخ طبری، ج ۳، ص ۸۳.</ref> و آغاز [[بیماری پیامبر]]{{صل}} در [[منزل]] وی.<ref> امتاع الاسماع، ج ۱۴، ص ۵۴۲.</ref> زینب هر چند از [[زنان]] قرشی (قُرَشیات) پیامبر نبود و در شمار زنان [[عرب]] (عربیات) آن [[حضرت]] بود،<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص ۶۴۸.</ref> در دسته‌بندی زنان رسول خدا، او را می‌توان در جرگه عایشه و [[حفصه]] دانست که در حوادث با آنان [[همدلی]] و همراهی می‌کرد.<ref>الصحیح من سیرة النبی، ج۱۴، ص ۱۷۷؛ نک: الطبقات، ج ۸، ص ۱۰۰.</ref> عایشه اظهار می‌‌کرد که در میان [[همسران رسول خدا]]، تنها زینب همرتبه او بود <ref> صحیح مسلم، ج ۷، ص ۱۳۶.</ref> و از جایگاه ویژه زینب نزد رسول خدا[[سخن]] می‌گفت،<ref> الطبقات، ج ۸، ص ۹۱.</ref> هر چند [[اختلاف‌ها]] و حسادت‌هایی میان آنان گزارش شده است؛ مانند گزارش‌هایی که [[نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است برای کسب خشنودی همسرانت حرام می‌داری؟ و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره تحریم، آیه ۱.</ref>. را درباره [[توطئه]] عایشه و حفصه علیه زینب می‌دانند،<ref>الطبقات، ج ۸، ص ۸۵.</ref> چنان که گزارشی از درگیری لفظی میان عایشه و زینب در حضور رسول خدا در [[اختیار]] است.<ref>مسند احمد، ج۶، ص ۸۸؛ صحیح البخاری، ج ۳، ص ۱۳۲ـ۱۳۳؛ سنن ابی داود، ج ۲، ص ۴۵۵.</ref> به رغم [[روایات]] و گزارش‌هایی که حاوی [[ستایش]] [[رسول خدا]] از زینب‌اند، <ref>عیون الاثر، ج۲، ص ۳۸۷؛ سبل الهدی، ج۱۱، ص ۲۰۳.</ref>
۲۲۴٬۷۸۹

ویرایش