مراد از نظریه علمای ابرار چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - 'پرسش)|بانک جمع پرسش' به 'پرسش)|بانک جامع پرسش')
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۵: خط ۲۵:
== پاسخ‌ها و دیدگاه‌های متفرقه ==
== پاسخ‌ها و دیدگاه‌های متفرقه ==
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱. آقای علی‌پور وحید؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱. حجت الاسلام و المسلمین فاریاب؛
| تصویر = 334567.jpg
| پاسخ‌دهنده = محمد حسین فاریاب
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید احمد فاریاب]]''' در کتاب ''«[[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
 
«گاه برخی نویسندگان چنین [[شبهه]] می‌کنند که [[تفکر]] فرابشری - یعنی [[عصمت]] و [[علم لدنی]] و... - درباره [[امامان شیعه]]، تفکری است که از اوایل [[قرن دوم هجری]] در [[کوفه]] به وجود آمد، و از همان [[زمان]]، امامان شیعه خود به [[انکار]] چنین اندیشه‌ای پرداختند. از نظر این نویسندگان، به طور کلی در عصر امامان شیعه و پس از آن دو نظریه درباره [[امامت]] وجود داشته است:
#'''[[نظریه]] [[علمای ابرار]]''': بر اساس این نظریه، اگرچه [[امامان]] [[پاک]]{{عم}} [[واجب]] الاطاعه‌اند و از نظر [[علم]] و عمل [[افضل]] [[انسان‌ها]] هستند، علم لدنی، [[علم غیب]] و عصمت ندارند و فی الجمله فاقد هرگونه صفت فوق بشری‌اند و [[سرشت]] آنان با دیگر انسان‌ها تفاوتی ندارد.
به [[گمان]] این گروه، چنین برداشتی از امامت، نظریه غالب [[شیعیان]] تا اواخر [[قرن چهارم]] و حتی نیمه اول [[قرن پنجم]] بوده است؛
#'''نظریه [[امامان معصوم]]''': بر اساس این نظریه، امامان{{عم}}، سرشتی متفاوت با دیگران دارند، و همه [[صفات پیامبر]]، از قبیل علم غیب، علم لدنی، خطاناپذیری و عصمت را دارا هستند.
 
برخی ادعا می‌کنند که این [[اندیشه]] از زمان [[حضور معصوم]] پیروانی داشته است و در [[زمان امامان]] متأخر [[پیروان]] آن رو به فزونی نهاده‌اند؛ اما از طرف خود امامان شیعه انکار شده است. با وجود این، نظریه مذکور تا اواخر قرن چهارم، اندیشه غالب نبوده و از نیم قرن پنجم [[نماینده]] [[اندیشه شیعه]] شده است<ref>سیدحسین مدرسی، مکتب در فرایند تکامل، ترجمه هاشم ایزدپناه، ص۷۳؛ محسن کدیور، «قرائت فراموش شده»، فصلنامه مدرسه، سال دوم، شماره سوم.</ref>.
اینکه در [[قرن سوم]] و چهارم چه اندیشه‌ای بر [[جامعه]] [[شیعی]] [[حاکم]] بوده، مسئله‌ای است که در فصول [[آینده]] به آن رسیدگی خواهیم کرد؛ اما اینکه در دوره امامان پاک{{عم}} خود آنها اندیشه [[عصمت امامان]] را رد کرده باشند، مسئله‌ای است که هم اکنون باید به آن رسیدگی شود.
پیش از هر چیز باید یادآور شویم که عبارت «علمای ابرار» در برخی از [[روایات]]، درباره [[مؤمنان]] و [[پرهیزکاران]] [[خالص]] نیز به کار رفته است. [[امام علی]]{{ع}} در این باره در [[خطبه]] معروف [[متقین]]، پس از بیان حالات آنان در هنگام شب، حالات [[روز]] آنها را چنین تبیین می‌کند: {{متن حدیث|وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِيَاءُ قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْيَ الْقِدَاحِ يَنْظُرُ إِلَيْهِمُ النَّاظِرُ فَيَحْسَبُهُمْ مَرْضَى وَ مَا بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ}}<ref>ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۱۶۰.</ref>.
با وجود این، برای بررسی مدعای مزبور - یعنی اینکه [[اهل بیت]]{{عم}} [[اندیشه]] [[علمای ابرار]] را تثبیت کرده و اندیشه [[عصمت]] را [[انکار]] کرده‌اند- باید به [[روایات]] آنان مراجعه کرد.
پیش از این در بررسی مسئله عصمت از دیدگاه روایات به طور مبسوط به این مسئله رسیدگی و روشن شد که [[پیامبر گرامی اسلام]] و نیز [[امامان]] [[پاک]]{{عم}} در روایت‌های فراوانی بر [[معصوم]] بودن خود تأکید کرده‌اند. ممکن است [[استدلال]] نویسندگان مزبور در این باره ناظر به روایاتی باشد که در آنها، امامان پاک{{عم}} خود را تنها، علمای ابرار معرفی کرده‌اند و سخنی از عصمت خود به میان نیاورده‌اند. دقت در مضمون‌های آن روایات، بیانگر این نکته است که اساساً امامان پاک{{عم}} در برخی از آنها در [[مقام]] رد نظریه عصمت از خود و [[اثبات]] دیدگاه «علمای ابرار» نبوده‌اند. به نمونه‌ای از این روایات دقت کنید: «ابی العباس بقباق نقل می‌کند که [[ابن ابی یعفور]] و [[معلی بن خنیس]] با یکدیگر [[اختلاف]] نظر داشتند. پس ابن ابی یعفور گفت: [[اوصیای پیامبر]]، علمای ابرار و متقی‌اند. ابن خنیس گفت: [[اوصیا]]، پیامبرند. پس بر [[امام صادق]]{{ع}} وارد شدند.... [[امام]]{{ع}} فرمودند:... من از کسی که می‌گوید من پیامبرم، [[بیزاری]] می‌جویم»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْبَقْبَاقِ، قَالَ: تَدَارَأَ ابْنُ أَبِي يَعْفُورٍ وَ مُعَلَّى بْنُ خُنَيْسٍ، فَقَالَ ابْنُ أَبِي يَعْفُورٍ: الْأَوْصِيَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِيَاءُ، وَ قَالَ ابْنُ خُنَيْسٍ: الْأَوْصِيَاءُ أَنْبِيَاءُ، قَالَ فَدَخَلَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ، فَلَمَّا اسْتَقَرَّ مَجْلِسُهُمَا، قَالَ، فَبَدَأَهُمَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ ابْرَأْ مِمَّنْ قَالَ إِنَّا أَنْبِيَاءُ}}؛ (محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ج۲، ص۵۱۵. نیز ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۵، ص۲۹۱؛ ج۴۷، ص۱۳۰).</ref>.
 
از این گزارش روشن می‌شود که [[نزاع]] میان [[ابن ابی یعفور]] و [[معلی بن خنیس]] اساساً درباره [[انکار]] یا [[اثبات عصمت امامان]] [[پاک]]{{عم}} نبوده است، بلکه بحث درباره دادن نسبت «[[نبی]]» به آنها بوده است، که [[امام]]{{ع}} در این [[روایت]] [[اندیشه]] نبی بودن خود را انکار کرده است.
افزون بر این، قرینه‌ای هست که حتی ابن ابی یعفور که در اینجا [[امامان]] را [[علمای ابرار]] می‌داند، مقصودش [[نفی]] [[مقام]] [[عصمت امام]] نیست؛ زیرا او کسی است که به [[امام صادق]]{{ع}} می‌گوید: «اگر اناری را بشکافی و دونیمه کنی و بگویی این نصف [[حرام]] و این نصف [[حلال]] است، [[شهادت]] می‌دهم که آنچه را حلال بشماری، حلال و آنچه را حرام بدانی، حرام است»<ref>محمد بن عمر کشی، الرجال الکشی، ص۲۴۹.</ref>.
بی‌گمان سخن ابن ابی یعفور نشان [[اعتقاد]] وی به عصمت امام – دست‌کم در مرحله [[تبیین دین]] - است.
همچنین نگاهی به [[روایات]] [[آینده]] روشن می‌کند که اگرچه در برخی روایات امامان خود را {{متن حدیث|أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ}} شمرده‌اند<ref>علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص۲۸، ۲۹، ۳۰، ۶۶، ۹۶ و ۱۹۹.</ref>، در برخی دیگر، عبارت «[[ائمه]] [[ابرار]]» نیز متصف به [[عصمت]] شده است. به این روایات دقت کنید: [[زید بن ثابت]] نقل می‌کند که [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: «ای [[مردم]]، آیا می‌خواهید شما را با بهترین کسان از نظر جد و [[جده]] آشنا سازم.... حسن و حسین. من، [[سرور]] [[رسولان]]، جد آنانم، و [[خدیجه]]، [[سرور زنان]] [[بهشت]]، جده‌شان است... و از صلب حسین، امامان ابرار خارج می‌شوند که [[امین]] و معصوم‌اند.»..<ref>{{متن حدیث|عَنْ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَعَاشِرَ النَّاسِ أَ لَا أَدُلُّكُمْ عَلَى خَيْرِ النَّاسِ جَدّاً وَ جَدَّةً قُلْنَا بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ أَنَا جَدُّهُمَا سَيِّدُ الْمُرْسَلِينَ وَ جَدَّتُهُمَا خَدِيجَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ... وَ إِنَّهُ لَيَخْرُجُ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ‌...}}؛ (علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص۹۸-۹۹. نیز ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۶، ص۳۱۹).</ref>.
 
همچنین [[امام حسین]]{{ع}} از جدش [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل می‌کند که ایشان پس از توصیه به [[محبت اهل بیت]]، آن هنگام که از ایشان پرسیدند [[اهل بیت]] ایشان چه کسانی‌اند، فرمود: «آنان، علی و دو فرزندش و نه تن از [[فرزندان]] حسین‌اند که [[ائمه]] [[ابرار]]، أمین و معصوم‌اند.»..<ref>{{متن حدیث|... أَلَا إِنَّ أَهْلَ بَيْتِي أَمَانٌ لَكُمْ فَأَحِبُّوهُمْ بِحُبِّي وَ تَمَسَّكُوا بِهِمْ لَنْ تَضِلُّوا قِيلَ فَمَنْ أَهْلُ بَيْتِكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ قَالَ عَلِيٌّ وَ سِبْطَايَ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ أَلَا إِنَّهُمْ أَهْلُ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي مِنْ لَحْمِي وَ دَمِي}}؛ (محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۶، ص۳۴۱-۳۴۲).</ref>.
افزون بر آن، [[جابر بن عبدالله انصاری]] نیز از [[پیامبر عظیم‌الشأن اسلام]]{{صل}} نقل می‌کند که ضمن معرفی [[امامان]] [[پاک]]{{عم}} آنان را {{متن حدیث|مَعْصُومُونَ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ}} معرفی کرد<ref>{{متن حدیث|يَا جَابِرُ إِذَا أَدْرَكْتَ وَلَدِيَ الْبَاقِرَ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي السَّلَامَ فَإِنَّهُ سَمِيِّي وَ أَشْبَهُ النَّاسِ بِي عِلْمُهُ عِلْمِي وَ حُكْمُهُ حُكْمِي سَبْعَةٌ مِنْ وُلْدِهِ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ وَ السَّابِعُ مَهْدِيُّهُمْ الَّذِي يَمْلَأُ الدُّنْيَا قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً}}؛ (علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الأثر، ص۳۰۲-۳۰۳).</ref>.
اساسی‌ترین و ریشه‌ای‌ترین نکته‌ای که در این [[مقام]] باید به آن اشاره کرد، این است که اساساً امامان پاک{{عم}} به دلیل برخی فشارهای [[سیاسی]] در دوران خود، خود را «عالم» شمرده‌اند و بدین وسیله به [[علم ویژه]] خود اشاره کرده‌اند. از این رو، در [[روایات]] فراوانی [[راویان حدیث]] همین عنوان را به امامان پاک{{عم}} نیز نسبت داده‌اند. برای نمونه، [[عمرو بن شمر]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل می‌کند که فرمودند: «[[حدیث]] ما مشکل و صعب است.... اگر توان [[تحمل]] آن را نداشتید، پس آن را به عالمی از [[آل محمد]]{{صل}} ارجاع دهید»<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۲.</ref>.
 
[[عبدالله بن سنان]] می‌گوید: از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[زبور]] و ذکر پرسیدم. [[امام]]{{ع}} پس از تبیین معنای آنها فرمودند: {{متن حدیث|كُلُّ كِتَابٍ نَزَلَ فَهُوَ عِنْدَ الْعَالِمِ‌}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۵۶.</ref>. اینکه [[امام]]{{ع}}، تنها به عنوان «عالم» بسنده می‌کند، نشان این [[واقعیت]] است که معنا و مصداق آن برای [[عبدالله بن سنان]] روشن بوده است، و این امر به علت زمینه‌سازی‌هایی است که [[امامان]] [[پاک]]{{عم}} در آن دوران کرده‌اند. به این دو [[روایت]] نیز توجه کنید: بدربن الولید از ابی ربیع شامی نقل می‌کند که [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|الْعَالِمُ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عَلِمَ‌}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۳۵.</ref>. یزیدبن فرقد نیز از امام باقر{{ع}} نقل می‌کند که فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عُلِّمَ‌}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۳۵.</ref>. صدور این دو [[حدیث]] از یک امام برای دو نفر به این مضمون به روشنی ثابت می‌کند که امامان پاک{{عم}} به [[دلایل]] [[سیاسی]]، گاه به جهت [[تقیه]]، عنوان «عالم» را برای خود به کار می‌بردند؛ در عین حال بر این نکته نیز تأکید می‌ورزیدند که این [[علم]]، [[علمی]] ویژه و [[الهی]] است. جابر از امام باقر{{ع}} درباره علم عالم می‌پرسد. امام{{ع}} پاسخ می‌دهند که [[پیامبران]] و [[اوصیا]] از پنج [[روح]] و [[امداد]] برخوردارند: [[روح القدس]]، روح الایمان، روح الحیاة، روح القوه و روح الشهوه. آن‌گاه فرمودند: {{متن حدیث|فَبِرُوحِ الْقُدُسِ يَا جَابِرُ عَرَفُوا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى‌}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۷۲.</ref>. در نقل دیگری آمده است که فرمودند: {{متن حدیث|فَبِرُوحِ الْقُدُسِ يَا جَابِرُ عَلِمْنَا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى‌}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۶۷.</ref>.
 
درباره مفهوم «[[ابرار]]» نیز نظیر چنین حکایتی به چشم می‌خورد؛ بدین معنا که امامان پاک{{عم}} بارها خود را «ابرار» معرفی کرده‌اند و گاه ضمن آن صفاتی را بیان کرده‌اند که با [[عصمت]] ملازم است. [[محمد بن حنفیه]] از [[امام حسن]]{{ع}} نقل می‌کند که فرمودند: «هرجا که در [[قرآن]] درباره ابرار مطلبی آمده است، به [[خدا]] [[سوگند]]، مقصود از آن [[علی بن ابی طالب]]، [[فاطمه]]، من و حسین هستیم....
قلب‌های ما در پی [[اطاعت از خدا]] و انجام دادن [[نیکی‌ها]] و [[بیزاری جستن]] از [[دنیا]] [و [[محبت]] آن] [[علو]] یافته است، و ما [[خداوند]] را در همه واجباتش [[اطاعت]] کردیم»<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۴، ص۱.</ref>.
ابی [[حمزه]] نیز از [[امام باقر]]{{ع}} نقل می‌کند که درباره [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند * و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۳-۱۴.</ref> فرمودند: «ما ابراریم، و [[دشمنان]] ما نیز فجارند».
از این نکته مهم و اساسی نتیجه می‌گیریم که اساساً اگر در کلمات [[اصحاب]] عنوان «عالم» یا «[[ابرار]]» و یا «[[علمای ابرار]]» به کار رفته است، هرگز معنایی در برابر «[[معصوم]]» ندارد. از این رو، مدعای نویسندگان مزبور را باید ادعایی بدون دلیل دانست که شواهد [[تاریخی]] و [[روایی]]، به طور قطع آن را رد می‌کنند»<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۲۱۰-۲۱۵.</ref>.
}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۲. آقای علی‌پور وحید؛
| تصویر = 1100806.jpg
| تصویر = 1100806.jpg
| پاسخ‌دهنده = حسن علی‌پور وحید
| پاسخ‌دهنده = حسن علی‌پور وحید
۸۰٬۴۲۳

ویرایش