بحث:امانت: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۲۶۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''امانت''' ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
==نضرة النعيم ج۳==
 
{{فهرست اثر}}
* [[امانت در قرآن]]
* الأمانة
* [[امانت در حدیث]]
* الأمانة لغة
* [[امانت بودن معصوم]] (زیرشاخهٔ [[صفات معصوم]])
* واصطلاحا
* [[امین بودن معصوم]] (زیرشاخهٔ [[صفات معصوم]])
* أمانة الرسل
* [[مقام امانت الهی]] (زیرشاخهٔ [[مقام معصوم]])
* مجالات الأمانة
* [[مقام امین الله]] (زیرشاخهٔ [[مقام معصوم]])
* الأمانة والتكليف
 
* الأمانة في القرآن الكريم
{{ابهام‌زدایی}}
* الآيات الواردة في «الأمانة»
[[رده:صفحه‌های ابهام‌زدایی]]
* أولا: ما يؤتمن عليه الإنسان من ودائع ونحوها
[[رده:امانت]]
* ثانيا: ما يؤمن عليه الإنسان من الفرائض والتكاليف
* ثالثا: ما يؤمن عليه الإنسان من الأعراض (العفة والصيانة) والتكاليف
* رابعا: ما يؤتمن عليه الرسل والملائكة في التبليغ عن المولى - عز وجل -
* الأحاديث الواردة في (الأمانة)
* الأحاديث الواردة في (الأمانة) معنى
* المثل التطبيقي من حياة النبي{{صل}} في (الأمانة)
* من الآثار وأقوال العلماء والمفسرين الواردة في (الأمانة)
* من فوائد (الأمانة)
{{پایان فهرست اثر}}


== معناشناسی ==
واژه «امانت»، ضد «[[خیانت]]»، مصدر و از ریشه «[[أمن]]» به معنای [[آرامش]] [[قلب]] است. «[[امین]]»، به کسی گفته می‌شود که [[دل]]، در سپردن چیزی به او احساسِ [[آرامش]] کند همچنین به چیزی که سپرده شده نیز «امانت» اطلاق می‌گردد ابن [[فارس]]، در معنای «أمَنَ» می‌گوید: همزه و میم و نون، دو اصل [معناییِ] نزدیک به هم دارد: یکی امانت که ضدّ [[خیانت]] و به معنای [[آرامش]] [[دل]] است، و دیگری [[گواهی]] دادن.<ref>«الهمزة و المیم و النون أصلان متقاربان: أحدهما الأمانة التی ضدّ الخیانة، و معناها سکون القلب، و الآخر التصدیق»؛ معجم مقاییس اللغة: ج ۱، ص ۱۳۳، مادّه «أمن».</ref> [[راغب اصفهانی]] نیز در تبیین معنای «أمَنَ» آورده است: ریشه «[[أمن]]»، آرامشِ خاطر و رفع [[نگرانی]] است. [[امن]] و امانت و [[امان]]، در اصل، مصدر هستند و [[امان]]، گاهی اسم حالتی است که [[انسان]] در آن حالت، آرام است، و گاهی هم اسم چیزی است که [[انسان]] با آن، [[آرامش]] می‌یابد.<ref>«أصل الأمن طمأنینة النفس و زوال الخوف، و الأمن و الأمانة و الأمان فی الأصل مصادر، و یجعل الأمان تارةً اسماً للحالة التی یکون علیها الإنسان فی الأمن، و تارة اسما لما یؤمن علیه الإنسان»؛ مفردات ألفاظ القرآن: ص ۹۰.</ref><ref> [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[دانشنامه قرآن و حدیث (کتاب)|دانشنامه قرآن و حدیث]]، ج۷، ص۳۲۳ و ۳۲۴.</ref>


==امانت، در لغت==
==امانت، در لغت==
واژه «امانت»، ضد «خیانت»، مصدر و از ریشه «أمن» به معنای آرامش قلب استامین، به کسی گفته می‌شود که دل، در سپردن چیزی به او احساسِ آرامش کند همچنین به چیزی که سپرده شده نیز «امانت» اطلاق می‌گردد ابن فارس، در معنای «أمَنَ» می‌گوید: الهمزة و المیم و النون أصلان متقاربان: أحدهما الأمانة التی ضدّ الخیانة، و معناها سکون القلب، و الآخر التصدیق<ref>معجم مقاییس اللغة: ج ۱، ص ۱۳۳، مادّه «أمن».</ref> همزه و میم و نون، دو اصل [معناییِ] نزدیک به هم دارد: یکی امانت که ضدّ خیانت و به معنای آرامش دل است، و دیگری گواهی دادنراغب اصفهانی نیز در تبیین معنای «أمَنَ» آورده است: أصل الأمن طمأنینة النفس و زوال الخوف، و الأمن و الأمانة و الأمان فی الأصل مصادر، و یجعل الأمان تارةً إسما للحالة التی یکون علیها الإنسان فی الأمن، و تارة اسما لما یؤمن علیه الإنسان<ref>مفردات ألفاظ القرآن: ص ۹۰.</ref> ریشه «أمن»، آرامشِ خاطر و رفع نگرانی است. امن و امانت و امان، در اصل، مصدر هستند و امان، گاهی اسم حالتی است که انسان در آن حالت، آرام است، و گاهی هم اسم چیزی است که انسان با آن، آرامش می‌یابد.
واژه «امانت»، ضد «خیانت»، مصدر و از ریشه «أمن» به معنای آرامش قلب استامین، به کسی گفته می‌شود که دل، در سپردن چیزی به او احساسِ آرامش کند همچنین به چیزی که سپرده شده نیز «امانت» اطلاق می‌گردد ابن فارس، در معنای «أمَنَ» می‌گوید: همزه و میم و نون، دو اصل [معناییِ] نزدیک به هم دارد: یکی امانت که ضدّ خیانت و به معنای آرامش دل است، و دیگری گواهی دادن<ref>«الهمزة و المیم و النون أصلان متقاربان: أحدهما الأمانة التی ضدّ الخیانة، و معناها سکون القلب، و الآخر التصدیق»؛ معجم مقاییس اللغة: ج ۱، ص ۱۳۳، مادّه «أمن».</ref>، [[راغب اصفهانی]] نیز در تبیین معنای «أمَنَ» آورده است: ریشه «أمن»، آرامشِ خاطر و رفع نگرانی است. امن و امانت و امان، در اصل، مصدر هستند و امان، گاهی اسم حالتی است که انسان در آن حالت، آرام است، و گاهی هم اسم چیزی است که انسان با آن، آرامش می‌یابد.<ref>«أصل الأمن طمأنینة النفس و زوال الخوف، و الأمن و الأمانة و الأمان فی الأصل مصادر، و یجعل الأمان تارةً إسما للحالة التی یکون علیها الإنسان فی الأمن، و تارة اسما لما یؤمن علیه الإنسان»؛ مفردات ألفاظ القرآن: ص ۹۰.</ref>
 


==امانت، در قرآن و حدیث==
==امانت، در قرآن و حدیث==
واژه «امانت» در قرآن و احادیث اسلامی، در همان معنای لغوی آن به کار رفته است؛ امّا در تبیین عرصه های «امانت» و اقسام امینان، نوآوری های جالب توجّه و نکاتِ تنبّه آفرینی در متون اسلامی دیده می‌شود در این بخش، رهنمودهای اسلام در باره ارزش و آثار امانتداری، روش فرهنگ سازیِ امانتداری در جامعه، انواع امانت ها و امینان، و آیین امانت سپاری، در شش فصل خواهد آمد که در این جا به خلاصه آنها اشاره می‌شود:
واژه «امانت» در قرآن و احادیث اسلامی، در همان معنای لغوی آن به کار رفته است؛ امّا در تبیین عرصه های «امانت» و اقسام امینان، نوآوری های جالب توجّه و نکاتِ تنبّه آفرینی در متون اسلامی دیده می‌شود در این بخش، رهنمودهای اسلام در باره ارزش و آثار امانتداری، روش فرهنگ سازیِ امانتداری در جامعه، انواع امانت ها و امینان، و آیین امانت سپاری، در شش فصل خواهد آمد که در این جا به خلاصه آنها اشاره می‌شود:


'''۱. نهایت تأکید بر کسب خصلت امانتداری'''
'''۱. نهایت تأکید بر کسب خصلت امانتداری'''


تأمّل در فصول مختلف این بخش، بیانگر اهمّیت فوق العاده امانتداری در اسلام است، به گونه ای که این آیین مبین، با تکیه بر احساسات فطری و دینی و با بهره گیری از شیوه های مختلف تبلیغاتی، تلاش می‌کند پیروان خود را به امانتداری وا دارداز منظر اسلام، شخص مسلمان، موظّف است که انواع امانت ها را، کوچک باشند یا بزرگ، در هر حال و به همه اشخاص، حتی بدترین انسان های روی زمین، ادا نماید و مسلمان، حق ندارد حتّی به کسی که به او خیانت کرده، خیانت کند.<ref>رک: ص ۳۳۳ (امانت / فصل یکم / وجوب بازگرداندن امانت).</ref>
تأمّل در فصول مختلف این بخش، بیانگر اهمّیت فوق العاده امانتداری در اسلام است، به گونه ای که این آیین مبین، با تکیه بر احساسات فطری و دینی و با بهره گیری از شیوه های مختلف تبلیغاتی، تلاش می‌کند پیروان خود را به امانتداری وا دارداز منظر اسلام، شخص مسلمان، موظّف است که انواع امانت ها را، کوچک باشند یا بزرگ، در هر حال و به همه اشخاص، حتی بدترین انسان های روی زمین، ادا نماید و مسلمان، حق ندارد حتّی به کسی که به او خیانت کرده، خیانت کند.<ref>رک: ص ۳۳۳ (امانت / فصل یکم / وجوب بازگرداندن امانت).</ref>


'''۲. روش فرهنگ‌سازی امانتداری در جامعه'''
'''۲. روش فرهنگ‌سازی امانتداری در جامعه'''


فرهنگ سازی امانتداری در جامعه، نیازمند برنامه ریزی دقیق و همه جانبه در جهت اقدامات زیر است:  
فرهنگ سازی امانتداری در جامعه، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و همه جانبه در جهت اقدامات زیر است:  
#تقویت ایمان و باورهای دینی؛
#تقویت ایمان و باورهای دینی؛
#گسترش پیوند با پیشوایان بزرگ اسلام و انتقال سیره عملی آنان در امانتداری به سطوح مختلف جامعه؛  
#گسترش پیوند با پیشوایان بزرگ اسلام و انتقال سیره عملی آنان در امانتداری به سطوح مختلف جامعه؛  
خط ۴۳: خط ۴۸:
در متون اسلامی، جهت گسترش هر چه بیشتر فرهنگ امانتداری در جامعه، فواید مادی و معنوی فراوانی برای امانتداری مطرح شده استخلاصه آنچه در تبیین نقش امانتداری در زندگی انسان در این متون آمده، عبارت است از:
در متون اسلامی، جهت گسترش هر چه بیشتر فرهنگ امانتداری در جامعه، فواید مادی و معنوی فراوانی برای امانتداری مطرح شده استخلاصه آنچه در تبیین نقش امانتداری در زندگی انسان در این متون آمده، عبارت است از:


#علاقه خداوند متعال و پیامبر{{صل}} به شخص امین؛  
#علاقه خداوند متعال و [[پیامبر]]{{صل}} به شخص امین؛  
#رمز جایگاه رفیع [[امام علی]]{{ع}} نزد پیامبر خدا؛  
#رمز جایگاه رفیع [[امام علی]]{{ع}} نزد پیامبر خدا؛  
#زمینه سازی ارزش اخلاقی صداقت؛  
#زمینه سازی ارزش اخلاقی صداقت؛  
خط ۵۰: خط ۵۵:
#رهایی از آتش دوزخ و بهره گیری از بهشت جاوید و محشور شدن با پیامبران و صدّیقان و شهیدان؛  
#رهایی از آتش دوزخ و بهره گیری از بهشت جاوید و محشور شدن با پیامبران و صدّیقان و شهیدان؛  
#کامیابی مادّی و معنوی و خیرِ دنیا و آخرت.
#کامیابی مادّی و معنوی و خیرِ دنیا و آخرت.


'''۴. گستره عرصه امانت'''
'''۴. گستره عرصه امانت'''


از نظر اسلام، عرصه امانت، بسیار گسترده است و هر نعمتی که خداوند متعال به انسان داده، و هر کار و مسئولیتی که به او واگذار شده، در حقیقت، امانتی است که به او سپرده شده استبنا بر این، آیاتی که مردم را به رعایتِ امانت، ترغیب می‌کنند، شامل همه عرصه های امانت می‌گرددعرصه های امانت بر پایه جمع بندی ای که در فصل چهارم شده، عبارت است از:  
از نظر اسلام، عرصه امانت، بسیار گسترده است و هر نعمتی که خداوند متعال به انسان داده، و هر کار و مسئولیتی که به او واگذار شده، در حقیقت، امانتی است که به او سپرده شده استبنا بر این، آیاتی که مردم را به رعایتِ امانت، ترغیب می‌کنند، شامل همه عرصه های امانت می‌گرددعرصه های امانت بر پایه جمع‌بندی ای که در فصل چهارم شده، عبارت است از:  
#عرصه سیاسیدر نظام اسلامی، هر کس از قدرت سیاسی برخوردار است، امانتدار خداوند متعال و مردم است، و هر که جایگاه سیاسیِ بالاتر و قدرت افزون تری دارد، بارِ امانت او سنگین تر استبر این اساس، بار امانت رهبر، از همه سنگین تر استاز این رو، پیشوایان بزرگ اسلام، برای به انجام رساندن مسئولیت سنگین خود، از خداوند متعال یاری می‌جستند. <ref>رک: ص ۳۸۵ (امانت / فصل دوم: موجبات امانتداری / کمک خواستن از خدا).</ref>
#عرصه سیاسیدر نظام اسلامی، هر کس از قدرت سیاسی برخوردار است، امانتدار خداوند متعال و مردم است، و هر که جایگاه سیاسیِ بالاتر و قدرت افزون تری دارد، بارِ امانت او سنگین تر استبر این اساس، بار امانت رهبر، از همه سنگین تر استاز این رو، پیشوایان بزرگ اسلام، برای به انجام رساندن مسئولیت سنگین خود، از خداوند متعال یاری می‌جستند. <ref>رک: ص ۳۸۵ (امانت / فصل دوم: موجبات امانتداری / کمک خواستن از خدا).</ref>
#عرصه فرهنگی پس از مسئولان سیاسی، بار امانتِ علما و رهبران فرهنگی جامعه، از دیگران سنگین‌تر استدانش و معرفت، امانت الهی ای است که مسئولان فرهنگی، هم خود باید بدان عمل کنند، و هم زمینه را برای عمل کردن دیگران، فراهم سازندامّا برخی از معارف، امانت هایی هستند که جزء اسرار الهی محسوب می‌شوند و انتقال آنها به افراد فاقد ظرفیت، خیانت و خطرناک است<ref>رک: ص ۴۰۹ (امانت / فصل چهارم / امانت های فرهنگی) و ص ۴۷۷ (فصل ششم / کسی که شایسته اعتماد و امانت سپاری نیست / خیانتکار)</ref>  
#عرصه فرهنگی پس از مسئولان سیاسی، بار امانتِ علما و رهبران فرهنگی جامعه، از دیگران سنگین‌تر استدانش و معرفت، امانت الهی ای است که مسئولان فرهنگی، هم خود باید بدان عمل کنند، و هم زمینه را برای عمل کردن دیگران، فراهم سازندامّا برخی از معارف، امانت هایی هستند که جزء اسرار الهی محسوب می‌شوند و انتقال آنها به افراد فاقد ظرفیت، خیانت و خطرناک است<ref>رک: ص ۴۰۹ (امانت / فصل چهارم / امانت های فرهنگی) و ص ۴۷۷ (فصل ششم / کسی که شایسته اعتماد و امانت سپاری نیست / خیانتکار)</ref>  
خط ۶۷: خط ۷۱:
*انبیای الهی، امینان خداوند منّان در ابلاغ وحی به مردم هستند
*انبیای الهی، امینان خداوند منّان در ابلاغ وحی به مردم هستند
*اوصیا، پیامبران و اهل بیت خاتم انبیا، امینانِ خداوند متعال در تبیین وحی و رهبری مردم اند
*اوصیا، پیامبران و اهل بیت خاتم انبیا، امینانِ خداوند متعال در تبیین وحی و رهبری مردم اند
*انسان، در میان همه موجودات، بزرگ ترین امانتدار خداوند منّان استاو امانتی را به دوش می‌کشد که آسمان ها و زمین و کوه ها از حمل آن ناتوان بودند: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْاءِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا<ref>احزاب: آیه ۷۲.</ref> ما امانت را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم و آنها از قبول آن خودداری کردند و از آن بیمناک شدند، و[لی] انسان آن را پذیرفت او ستمگر و نادان بود حافظ شیرازی، مضمون این آیه را به زبان شعر، چنین بیان می‌کند: آسمان، بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند بار گران قدر امانتی که انسان، تاب تحمّل آن را دارد و موجودات دیگر ندارند، مسئولیتی است که استعداد تکامل اختیاری و رسیدن به مقام خلیفةاللّهی بر عهده او می‌نهدآنچه از ابزار و امکانات مادّی و معنوی به انسان داده شده است، همه و همه، اجزای همان مقامی است که بار این امانت را بر دوش وی می‌گذارد، و اگر انسانی شکوفا شد و این بار امانت را به مقصد رساند، خود نیز تبدیل به امانت ارزشمند دیگری برای جامعه بشری می‌گردد که به وسیله او انواع بلاها از مردم، دفع می‌گردند<ref>رک: ص ۴۳۰ ح ۱۹۴.</ref> بنابراین، تفسیر «امانتی که توان تحمل آن در نظام آفرینش، ویژه انسان است»، به: ولایت یا نماز و یا سایر آنچه خداوند متعال برای شکوفاییِ انسان در اختیار او قرار داده، در واقع، اشاره به بخشی از زمینه تکامل اختیاری انسان است و این تفاسیر، منافاتی با یکدیگر ندارند  
*انسان، در میان همه موجودات، بزرگ ترین امانتدار خداوند منّان استاو امانتی را به دوش می‌کشد که آسمان ها و زمین و کوه ها از حمل آن ناتوان بودند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}﴾}}<ref>«ما امانت را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم و آنها از قبول آن خودداری کردند و از آن بیمناک شدند، و[لی] انسان آن را پذیرفت او ستمگر و نادان بود»؛ احزاب: آیه ۷۲.</ref>  حافظ شیرازی، مضمون این آیه را به زبان شعر، چنین بیان می‌کند: آسمان، بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند بار گران‌قدر امانتی که انسان، تاب تحمّل آن را دارد و موجودات دیگر ندارند، مسئولیتی است که استعداد تکامل اختیاری و رسیدن به مقام خلیفةاللّهی بر عهده او می‌نهدآنچه از ابزار و امکانات مادّی و معنوی به انسان داده شده است، همه و همه، اجزای همان مقامی است که بار این امانت را بر دوش وی می‌گذارد، و اگر انسانی شکوفا شد و این بار امانت را به مقصد رساند، خود نیز تبدیل به امانت ارزشمند دیگری برای جامعه بشری می‌گردد که به وسیله او انواع بلاها از مردم، دفع می‌گردند<ref>رک: ص ۴۳۰ ح ۱۹۴.</ref> بنابراین، تفسیر «امانتی که توان تحمل آن در نظام آفرینش، ویژه انسان است»، به: ولایت یا نماز و یا سایر آنچه خداوند متعال برای شکوفاییِ انسان در اختیار او قرار داده، در واقع، اشاره به بخشی از زمینه تکامل اختیاری انسان است و این تفاسیر، منافاتی با یکدیگر ندارند  
*دانشمندان و اهل عرفان، امانتداران خداوند متعال در انتقال دانش و معرفت خود به مردم، بر حَسَب ظرفیت و استعدادهای آنان هستند
*دانشمندان و اهل عرفان، امانتداران خداوند متعال در انتقال دانش و معرفت خود به مردم، بر حَسَب ظرفیت و استعدادهای آنان هستند
*سیاست‌مداران، امانتداران خداوند منّان و مردم، در اداره صحیح امور سیاسی جامعه اند
*سیاست‌مداران، امانتداران خداوند منّان و مردم، در اداره صحیح امور سیاسی جامعه اند
خط ۷۹: خط ۸۳:
'''۶. آداب سپردن امانت'''
'''۶. آداب سپردن امانت'''


فصل ششم، ویژه تبیین آداب سپردن امانت استدر این فصل، توضیح داده شده که چه کسانی برای سپردن امانت به آنان، صلاحیت دارند و چه کسانی فاقد صلاحیت هستنداز نگاه احادیث اسلامی، مهم ترین نکته در احراز صلاحیت امانتداری، پَروا داشتن از عقوبت الهی، و مهم ترین آفت امانتداری، بی‌اعتقادی به خدا و آلودگی های اخلاقی (بویژه اعتیاد به مشروبات الکلی) است.
فصل ششم، ویژه تبیین آداب سپردن امانت استدر این فصل، توضیح داده شده که چه کسانی برای سپردن امانت به آنان، صلاحیت دارند و چه کسانی فاقد صلاحیت هستنداز نگاه احادیث اسلامی، مهم ترین نکته در احراز صلاحیت امانتداری، پَروا داشتن از عقوبت الهی، و مهم ترین آفت امانتداری، بی‌اعتقادی به خدا و آلودگی های اخلاقی (به‌ویژه اعتیاد به مشروبات الکلی) است.


==اهمیت باز گرداندن امانت==
==اهمیت باز گرداندن امانت==
خط ۱۲۱: خط ۱۲۵:


==فصل پنجم:امانتداران==
==فصل پنجم:امانتداران==
===خداوند عز و جل===
===فرشتگان===
===پیامبران===
===خاتم پیامبران===
===پیشوایان از اهل بیت===
===انسان===
===عالمان دین===
===حکمرانان===
===اذان‌گویان===
===بازرگانان و کسبه===
===ثروتمندان===
===رایزن===
===سپرده‌دار===
===پیمانکار===
===مومن===
===حجر الاسود===


==فصل ششم:اداب امانت‌سپاری==
==فصل ششم:اداب امانت‌سپاری==
===کسی که شایسته اعتماد و امانت سپاری است===
===کسی که شایسته اعتماد و امانت‌سپاری نیست===
== پانویس ==
{{پانویس}}
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش