جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - 'رده:یاران امام حسین' به 'رده:اصحاب امام حسین') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۴: | ||
معاویه وقتی این سخن را از مسلم شنید، خندید و در حالی که پایش را بر زمین میکوبید، گفت: {{عربی|يا بُنيَّ، هذا وَ اللَّهِ، كَلامٌ قالَهُ لي أَبوكَ حِينَ ابتعتُ لَهُ أُمَّكَ}}، «پسرم به [[خدا]] [[سوگند]]، این همان سخنی است که پدرت [[عقیل]] وقتی مادر تو را برایش خریداری کردم به من گفت». سپس نامهای به [[امام حسین]]{{ع}} نوشت که من زمین شما را برگرداندم، و پولی را که مسلم گرفته بود به خودش واگذار کردم. شرح حال عقیل و [[اعتقاد]] و [[ایمان]] او به [[برادر]] بزرگوارش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و نیز [[انگیزه]] او در [[ملاقات]] با معاویه و این ملاقات در چه زمانی بوده، به [[اصحاب امام علی]]{{ع}} اثر دیگر مؤلف، ج۲، ترجمه [[عقیل بن ابی طالب]] مراجعه نمایید.</ref>. | معاویه وقتی این سخن را از مسلم شنید، خندید و در حالی که پایش را بر زمین میکوبید، گفت: {{عربی|يا بُنيَّ، هذا وَ اللَّهِ، كَلامٌ قالَهُ لي أَبوكَ حِينَ ابتعتُ لَهُ أُمَّكَ}}، «پسرم به [[خدا]] [[سوگند]]، این همان سخنی است که پدرت [[عقیل]] وقتی مادر تو را برایش خریداری کردم به من گفت». سپس نامهای به [[امام حسین]]{{ع}} نوشت که من زمین شما را برگرداندم، و پولی را که مسلم گرفته بود به خودش واگذار کردم. شرح حال عقیل و [[اعتقاد]] و [[ایمان]] او به [[برادر]] بزرگوارش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و نیز [[انگیزه]] او در [[ملاقات]] با معاویه و این ملاقات در چه زمانی بوده، به [[اصحاب امام علی]]{{ع}} اثر دیگر مؤلف، ج۲، ترجمه [[عقیل بن ابی طالب]] مراجعه نمایید.</ref>. | ||
مسلم پس از آنکه به سن [[ازدواج]] رسید با [[رقیه دختر امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[ازدواج]] کرد و از او دو پسر به نامهای «[[عبدالله بن مسلم بن عقیل|عبدالله]]» و «[[علی بن مسلم بن عقیل|علی]]» به [[دنیا]] آورد و بعد از [[وفات]] رقیه با دختر دیگر امیرالمؤمنین{{ع}} به نام «[[ام کلثوم صغری]]» ازدواج کرد و از او دختری به نام [[حمیده]] آورد و یک پسر هم به نام «[[محمد بن مسلم بن عقیل|محمد]]» از کنیزی که داشت به دنیا آورد. طبق برخی از [[تواریخ]]، دو پسر دیگر هم داشته که جمعاً پنج پسر برای مسلم ذکر شده که دو پسر آن به نام عبدالله و محمد در [[کربلا]] در رکاب [[امام]]{{ع}} به [[شهادت]] رسیدند و دو پسر هم معروف به [[طفلان مسلم]] هستند که در [[کوفه]] بعد از [[واقعه کربلا]] به دست [[حارث]] [[شهید]] شدند و از [[سرنوشت]] پسر پنجم مسلم هیچ اطلاعی در [[تاریخ]] نیست<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[ اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۲۵۴-۲۵۶.</ref>. | مسلم پس از آنکه به سن [[ازدواج]] رسید با [[رقیه دختر امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[ازدواج]] کرد و از او دو پسر به نامهای «[[عبدالله بن مسلم بن عقیل|عبدالله]]» و «[[علی بن مسلم بن عقیل|علی]]» به [[دنیا]] آورد و بعد از [[وفات]] رقیه با دختر دیگر امیرالمؤمنین{{ع}} به نام «[[ام کلثوم صغری]]» ازدواج کرد و از او دختری به نام [[حمیده]] آورد و یک پسر هم به نام «[[محمد بن مسلم بن عقیل|محمد]]» از کنیزی که داشت به دنیا آورد. طبق برخی از [[تواریخ]]، دو پسر دیگر هم داشته که جمعاً پنج پسر برای مسلم ذکر شده که دو پسر آن به نام عبدالله و محمد در [[کربلا]] در رکاب [[امام]]{{ع}} به [[شهادت]] رسیدند و دو پسر هم معروف به [[طفلان مسلم]] هستند که در [[کوفه]] بعد از [[واقعه کربلا]] به دست [[حارث]] [[شهید]] شدند و از [[سرنوشت]] پسر پنجم مسلم هیچ اطلاعی در [[تاریخ]] نیست<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۲۵۴-۲۵۶.</ref>. | ||
== انگیزه اعزام مسلم به کوفه == | == انگیزه اعزام مسلم به کوفه == | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۱: | ||
#او را به [[تقوای الهی]] سفارش کردند تا از مرز [[تقوا]] خارج نشود. | #او را به [[تقوای الهی]] سفارش کردند تا از مرز [[تقوا]] خارج نشود. | ||
#به او سفارش کردند کار خود را [[کتمان]] کند و همه کارهایش را محرمانه انجام دهد. | #به او سفارش کردند کار خود را [[کتمان]] کند و همه کارهایش را محرمانه انجام دهد. | ||
#[[لطف]] و [[ملایمت]] با مردم را از دست ندهد<ref>عبارت امام{{ع}} چنین است: {{متن حدیث|أَمَرَهُ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ كِتْمَانِ أَمْرِهِ وَ اَللُّطْفِ}}</ref>. سپس به او فرمود: «اگر دیدی مردم به [[راستی]] بر سر گفتار خود هستند و [[اطمینان]] کامل به آنها هست [[نامه]] بنویس و مرا از توجه و اقبال آنان با خبر گردان»<ref>{{متن حدیث|فَإِنْ رَأَى اَلنَّاسَ مُجْتَمِعِينَ مُسْتَوْسِقِينَ عَجَّلَ إِلَيْهِ بِذَلِكَ}}؛ ر.ک: تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۴؛ کامل ابن اثیر ج۲، ص۵۳۴؛ ارشاد مفید ج۲، ص۳۹؛ الملهوف، ص۱۰۷؛ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۵؛ نفس المهموم، ص۸۱؛ ابصارالعین، ص۷۵.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۲۶۰-۲۶۱.</ref> | # [[لطف]] و [[ملایمت]] با مردم را از دست ندهد<ref>عبارت امام{{ع}} چنین است: {{متن حدیث|أَمَرَهُ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ كِتْمَانِ أَمْرِهِ وَ اَللُّطْفِ}}</ref>. سپس به او فرمود: «اگر دیدی مردم به [[راستی]] بر سر گفتار خود هستند و [[اطمینان]] کامل به آنها هست [[نامه]] بنویس و مرا از توجه و اقبال آنان با خبر گردان»<ref>{{متن حدیث|فَإِنْ رَأَى اَلنَّاسَ مُجْتَمِعِينَ مُسْتَوْسِقِينَ عَجَّلَ إِلَيْهِ بِذَلِكَ}}؛ ر.ک: تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۴؛ کامل ابن اثیر ج۲، ص۵۳۴؛ ارشاد مفید ج۲، ص۳۹؛ الملهوف، ص۱۰۷؛ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۵؛ نفس المهموم، ص۸۱؛ ابصارالعین، ص۷۵.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۲۶۰-۲۶۱.</ref> | ||
== ورود مسلم به [[منزل]] مختار و [[بیعت]] [[کوفیان]] == | == ورود مسلم به [[منزل]] مختار و [[بیعت]] [[کوفیان]] == | ||
| خط ۱۵۸: | خط ۱۵۷: | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[رقیه دختر امام علی]] (همسر) | * [[رقیه دختر امام علی]] (همسر) | ||
* [[محمد بن مسلم بن عقیل]] (فرزند) | * [[محمد بن مسلم بن عقیل]] (فرزند) | ||
| خط ۱۷۲: | خط ۱۷۱: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:مدخل فرهنگ عاشورا]] | [[رده:مدخل فرهنگ عاشورا]] | ||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||
[[رده:اصحاب امام حسین]] | [[رده:اصحاب امام حسین]] | ||