منصب امیر الحاج‌: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>این\sمدخل\sاز\sچند\sمنظر\sمتفاوت\،\sبررسی\sمی‌شود\:<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\...)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط =  
| موضوع مرتبط =  
خط ۱۴: خط ۱۳:
*در [[تاریخ اسلام]]، موارد مشابهی برای اینگونه تحرّکات، دیده می‌شود. در سال ۱۳۱هجری، [[ولید]] بن عروه با استناد به یک [[نامه]] جعلی، به [[مکه]] آمد و امور [[حج]] [[مسلمانان]] را به دست گرفت<ref>مروج الذهب، ج۴، ص ۳۰۵، ۳۰۶.</ref>.  همچنین [[ابوجعفر]]، [[منصور دوانیقی]]، در سال ۱۳۶هجری، امیرالحاج [[مردم]] بود و در همان مراسم، از [[مردم]] به نفعِ خود [[بیعت]] گرفت<ref>مروج الذهب، ج۴، ص ۳۰۵، ۳۰۶.</ref>.  این‌گونه استفاده‌های [[سیاسی]] از مواقف [[حج]]، هم برای [[تحکیم حکومت]] موجود مورد استفاده قرار می‌گرفت و هم برای [[شورش]] علیه [[حکومت]] و نوعی [[سرپیچی]] و اعلام [[مخالفت]] و حدّاقل مبارزه‌ای منفی. در سال ۱۹۹هجری، در ایام خلافتِ [[مأمون عباسی]]، "[[محمد]] بن [[داود]] بن [[عیسی]]" به عنوانِ امیرالحاج با [[مردم]] [[حج]] گزارد. در آن ایام، "[[ابوالسرایا]]" بر ضدّ [[حکومت]] [[قیام]] کرده بود و قصد [[استیلاء]] بر [[مکه]] و [[تصرف]] [[مکه]] و [[مدینه]] را داشت. ابن الافطس [[علوی]] را ([[حسین بن]] [[حسن بن علی]] بن [[علی بن الحسین]] بن [[علی]]:) که از [[اولاد]] [[امام سجاد]]{{ع}} بود، به [[مکه]] فرستاد تا ضمن تصرّف آنجا، [[حج]] را هم برای [[مردم]] اقامه کند. [[والی]] [[شهر]]، ابتدا عدّه ای را برای مقابله با او [[بسیج]] و مهیا کرد و خود، بیرون رفت و برای انجام امور [[حج]]، پسرش [[محمد]] را [[منصوب]] کرد... خلاصه آنکه [[اعمال]] [[حج]] [[مردم]] بدون [[سرپرست]] و جسته و گریخته انجام گرفت و نیروهای "ابن افطس" بر مواضعی [[استیلا]] یافته بودند و نیروهای [[حکومتی]]، [[شهر]] و [[عرفه]] و [[منا]] را [[تخلیه]] کرده بودند و [[امام]] [[جماعت]] هم گریخته بود و باقیمانده [[اعمال]]، با ریاستِ ابن افطس انجام شد<ref>تاریخ طبری، ج۷، ص ۱۲۰؛ مروج الذهب، ج۴، ص۳۰۹.</ref>. به [[نقل]] دیگر: ابن افطس، در [[مدینه]] [[خروج]] کرد و ابتدا [[مردم]] را به [[بیعت]] با ابن طباطبا [[دعوت]] نمود و پس از [[مرگ]] او، [[مردم]] را به خود و [[امامت]] خود [[دعوت]] کرد و به [[مکه]] رفت و در [[منا]]، در حالی که امیرالحاج [[مردم]] [[داود]] بن [[عیسی]] بود، [[داود]] فرار کرد و [[مردم]] به "مزدلفه" رفتند و او خود را به مزدلفه رساند و امور [[حج]] و [[نماز]] [[مردم]] را به دست گرفت و پس از [[عید قربان]]، به [[مکه]] رفت<ref>مروج الذهب، ج۳، ص ۴۴۰و ج۴، ص ۳۰۹.</ref>.  در سال ۲۰۲هجری هم "[[ابراهیم]] بن [[موسی بن جعفر]]" به عنوانِ اولین [[علوی]] از [[اولاد]] [[ابی طالب]] در [[تاریخ اسلام]]، بدون اینکه از سوی کسی [[ولایت]] و [[مأموریت]] یافته باشد، خود، با یک حرکت [[خشن]] نظامی، بر این سمت [[استیلا]] یافت و بر [[مردم]] [[حج]] گزارد و در [[مسجدالحرام]]، جمع زیادی را [[کشتار]] نمود<ref>مروج الذهب، ج۴، ص ۹۳۰۹.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۵۷-۱۶۰.</ref>.  
*در [[تاریخ اسلام]]، موارد مشابهی برای اینگونه تحرّکات، دیده می‌شود. در سال ۱۳۱هجری، [[ولید]] بن عروه با استناد به یک [[نامه]] جعلی، به [[مکه]] آمد و امور [[حج]] [[مسلمانان]] را به دست گرفت<ref>مروج الذهب، ج۴، ص ۳۰۵، ۳۰۶.</ref>.  همچنین [[ابوجعفر]]، [[منصور دوانیقی]]، در سال ۱۳۶هجری، امیرالحاج [[مردم]] بود و در همان مراسم، از [[مردم]] به نفعِ خود [[بیعت]] گرفت<ref>مروج الذهب، ج۴، ص ۳۰۵، ۳۰۶.</ref>.  این‌گونه استفاده‌های [[سیاسی]] از مواقف [[حج]]، هم برای [[تحکیم حکومت]] موجود مورد استفاده قرار می‌گرفت و هم برای [[شورش]] علیه [[حکومت]] و نوعی [[سرپیچی]] و اعلام [[مخالفت]] و حدّاقل مبارزه‌ای منفی. در سال ۱۹۹هجری، در ایام خلافتِ [[مأمون عباسی]]، "[[محمد]] بن [[داود]] بن [[عیسی]]" به عنوانِ امیرالحاج با [[مردم]] [[حج]] گزارد. در آن ایام، "[[ابوالسرایا]]" بر ضدّ [[حکومت]] [[قیام]] کرده بود و قصد [[استیلاء]] بر [[مکه]] و [[تصرف]] [[مکه]] و [[مدینه]] را داشت. ابن الافطس [[علوی]] را ([[حسین بن]] [[حسن بن علی]] بن [[علی بن الحسین]] بن [[علی]]:) که از [[اولاد]] [[امام سجاد]]{{ع}} بود، به [[مکه]] فرستاد تا ضمن تصرّف آنجا، [[حج]] را هم برای [[مردم]] اقامه کند. [[والی]] [[شهر]]، ابتدا عدّه ای را برای مقابله با او [[بسیج]] و مهیا کرد و خود، بیرون رفت و برای انجام امور [[حج]]، پسرش [[محمد]] را [[منصوب]] کرد... خلاصه آنکه [[اعمال]] [[حج]] [[مردم]] بدون [[سرپرست]] و جسته و گریخته انجام گرفت و نیروهای "ابن افطس" بر مواضعی [[استیلا]] یافته بودند و نیروهای [[حکومتی]]، [[شهر]] و [[عرفه]] و [[منا]] را [[تخلیه]] کرده بودند و [[امام]] [[جماعت]] هم گریخته بود و باقیمانده [[اعمال]]، با ریاستِ ابن افطس انجام شد<ref>تاریخ طبری، ج۷، ص ۱۲۰؛ مروج الذهب، ج۴، ص۳۰۹.</ref>. به [[نقل]] دیگر: ابن افطس، در [[مدینه]] [[خروج]] کرد و ابتدا [[مردم]] را به [[بیعت]] با ابن طباطبا [[دعوت]] نمود و پس از [[مرگ]] او، [[مردم]] را به خود و [[امامت]] خود [[دعوت]] کرد و به [[مکه]] رفت و در [[منا]]، در حالی که امیرالحاج [[مردم]] [[داود]] بن [[عیسی]] بود، [[داود]] فرار کرد و [[مردم]] به "مزدلفه" رفتند و او خود را به مزدلفه رساند و امور [[حج]] و [[نماز]] [[مردم]] را به دست گرفت و پس از [[عید قربان]]، به [[مکه]] رفت<ref>مروج الذهب، ج۳، ص ۴۴۰و ج۴، ص ۳۰۹.</ref>.  در سال ۲۰۲هجری هم "[[ابراهیم]] بن [[موسی بن جعفر]]" به عنوانِ اولین [[علوی]] از [[اولاد]] [[ابی طالب]] در [[تاریخ اسلام]]، بدون اینکه از سوی کسی [[ولایت]] و [[مأموریت]] یافته باشد، خود، با یک حرکت [[خشن]] نظامی، بر این سمت [[استیلا]] یافت و بر [[مردم]] [[حج]] گزارد و در [[مسجدالحرام]]، جمع زیادی را [[کشتار]] نمود<ref>مروج الذهب، ج۴، ص ۹۳۰۹.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۵۷-۱۶۰.</ref>.  
*در سال ۲۵۱هجری، [[اسماعیل]] بن [[یوسف]] [[علوی]] در [[مکه]] [[خروج]] کرد و به دنبال آن، [[والی]] [[مکه]]- [[جعفر]] بن [[فضل]]- گریخت و [[اسماعیل]] بن [[یوسف]]، [[خانه]] [[والی]] و دیگر دولتمردان را [[غارت]] کرد و تعداد فراوانی از نیروهای مسلّح را کشت و [[اموال]] بسیاری را تصاحب کرد و در [[مکه]] [[غارت]] و [[آتش]] برپا نمود.. و پس از مدتی که آنجا ماند، بالأخره در روز [[عرفه]] که [[حجاج]] در [[عرفه]] بودند به آن موقف آمد و پس از درگیری‌هایی جمعیت زیادی کشته شدند و عده‌ای به [[مکه]] گریختند و امکان وقوف به [[عرفه]] در [[شب]] یا روز برای آنان نبود و [[حج]] آنان به هم خورد....<ref>مروج الذهب، ج۴، ص ۳۱۱؛ تاریخ طبری، ج۷، ص ۴۹۲با اندکی تفاوت در نقل.</ref>همچنین در سال ۳۱۷هجری هم که [[فتنه]] [[قرمطیان]]<ref>قرمطیان، یا قرامطه، فرقه‌ای بودند از اسماعیلیه، که در قرن چهارم می‌زیستند ولی بنیاد آن در سال ۲۸۰هجری به دست حمدان اشعث، معروف به"قرمط" گذاشته شد. آنان معتقد به شورش و قیام مسلحانه برای مبارزه با خلافت بودند و با قتل و کشتارها و حمله به مسجدالحرام در موسم [[حج]] و ایجاد درگیری‌های گوناگون، فتنه‌های فراوانی پدید آوردند. شورشیانی بودند با نظریات افراطی که با سلطه بنی عباس می‌جنگیدند و بحرین، یکی از نقاط مرکزیت آنان بود.</ref>  در [[مکه]] پیش آمد، امیرالحاج آن سال، [[عمر بن حسن]] بن عبدالعزیز بود ولی با [[شورش]] [[قرامطه]] و [[کشتار]] فراوان [[مردم]]، باز [[حج]] [[مردم]] به هم خورد و [[حج]] آنان، بدونِ [[امام]] برگزار شد<ref>مروج الذهب، ج۴، ص ۳۱۲.</ref>  از این نمونه‌ها در [[تاریخ اسلام]] فراوان است و غرض، یادی از چند نمونه از کارهایی بود که در موسم [[حج]] و با استفاده از تجمع عجیب و [[عظیم]] [[زائران]] [[کعبه]] انجام می‌گرفت و یا در جهت [[تبلیغ]] و تحکیم [[نظام]] [[حاکم]] بر [[جامعه]] بود و یا اقدامی مسلحانه بر ضدّ [[سلطه]] خلافت‌ها و [[حکومت‌ها]]. در زمان ما هم، چند سال پیش، [[شاهد]] [[اقدام]] مسلحانه گروهی بودیم که در موسم [[حج]]، با موضع گرفتن در [[مسجدالحرام]]، علیه نیروهای [[حکومتی]] جنگیدند و تا آخرین نفر، [[مقاومت]] کردند و سرانجام کشته شدند. نام این گروه مسلح، جنبش الاخوان بود که به [[رهبری]] "جهیمان العتیبی" در اول [[محرم]] ۱۴۰۰هجری قمری، با شرکتِ بیش از هزار نفر، [[قیام]] خود را شروع کردند، ولی به شدت [[سرکوب]] شدند<ref>برای آشنایی بیشتر با ماهیت این گروه و جزئیات قیامشان، ر. ک: قیام کعبه، سرآغاز خونینِ قرن، ترجمه شاکر کسرایی.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۵۷-۱۶۰.</ref>.
*در سال ۲۵۱هجری، [[اسماعیل]] بن [[یوسف]] [[علوی]] در [[مکه]] [[خروج]] کرد و به دنبال آن، [[والی]] [[مکه]]- [[جعفر]] بن [[فضل]]- گریخت و [[اسماعیل]] بن [[یوسف]]، [[خانه]] [[والی]] و دیگر دولتمردان را [[غارت]] کرد و تعداد فراوانی از نیروهای مسلّح را کشت و [[اموال]] بسیاری را تصاحب کرد و در [[مکه]] [[غارت]] و [[آتش]] برپا نمود.. و پس از مدتی که آنجا ماند، بالأخره در روز [[عرفه]] که [[حجاج]] در [[عرفه]] بودند به آن موقف آمد و پس از درگیری‌هایی جمعیت زیادی کشته شدند و عده‌ای به [[مکه]] گریختند و امکان وقوف به [[عرفه]] در [[شب]] یا روز برای آنان نبود و [[حج]] آنان به هم خورد....<ref>مروج الذهب، ج۴، ص ۳۱۱؛ تاریخ طبری، ج۷، ص ۴۹۲با اندکی تفاوت در نقل.</ref>همچنین در سال ۳۱۷هجری هم که [[فتنه]] [[قرمطیان]]<ref>قرمطیان، یا قرامطه، فرقه‌ای بودند از اسماعیلیه، که در قرن چهارم می‌زیستند ولی بنیاد آن در سال ۲۸۰هجری به دست حمدان اشعث، معروف به"قرمط" گذاشته شد. آنان معتقد به شورش و قیام مسلحانه برای مبارزه با خلافت بودند و با قتل و کشتارها و حمله به مسجدالحرام در موسم [[حج]] و ایجاد درگیری‌های گوناگون، فتنه‌های فراوانی پدید آوردند. شورشیانی بودند با نظریات افراطی که با سلطه بنی عباس می‌جنگیدند و بحرین، یکی از نقاط مرکزیت آنان بود.</ref>  در [[مکه]] پیش آمد، امیرالحاج آن سال، [[عمر بن حسن]] بن عبدالعزیز بود ولی با [[شورش]] [[قرامطه]] و [[کشتار]] فراوان [[مردم]]، باز [[حج]] [[مردم]] به هم خورد و [[حج]] آنان، بدونِ [[امام]] برگزار شد<ref>مروج الذهب، ج۴، ص ۳۱۲.</ref>  از این نمونه‌ها در [[تاریخ اسلام]] فراوان است و غرض، یادی از چند نمونه از کارهایی بود که در موسم [[حج]] و با استفاده از تجمع عجیب و [[عظیم]] [[زائران]] [[کعبه]] انجام می‌گرفت و یا در جهت [[تبلیغ]] و تحکیم [[نظام]] [[حاکم]] بر [[جامعه]] بود و یا اقدامی مسلحانه بر ضدّ [[سلطه]] خلافت‌ها و [[حکومت‌ها]]. در زمان ما هم، چند سال پیش، [[شاهد]] [[اقدام]] مسلحانه گروهی بودیم که در موسم [[حج]]، با موضع گرفتن در [[مسجدالحرام]]، علیه نیروهای [[حکومتی]] جنگیدند و تا آخرین نفر، [[مقاومت]] کردند و سرانجام کشته شدند. نام این گروه مسلح، جنبش الاخوان بود که به [[رهبری]] "جهیمان العتیبی" در اول [[محرم]] ۱۴۰۰هجری قمری، با شرکتِ بیش از هزار نفر، [[قیام]] خود را شروع کردند، ولی به شدت [[سرکوب]] شدند<ref>برای آشنایی بیشتر با ماهیت این گروه و جزئیات قیامشان، ر. ک: قیام کعبه، سرآغاز خونینِ قرن، ترجمه شاکر کسرایی.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۵۷-۱۶۰.</ref>.
== جستارهای وابسته ==


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش