پرش به محتوا

تسبیح در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۸
خط ۶۳: خط ۶۳:
*[[امام صادق]]{{ع}} نیز در پاسخِ پرسشی از تفسیر آیه ۴۴ سوره اسراء فرمود: هر چیزی تسبیح و حمد خدا می‌گوید، حتی صدایی که از شکافتن دیوار به گوش می‌رسد نیز تسبیح است<ref>تفسیر عیاشی، ج‌۲، ص‌۲۹۴؛ نورالثقلین، ج‌۳، ص‌۱۶۸.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} هم از قول [[پیامبر]]{{صل}} نقل می‌فرماید: علامت داغ بر چهره حیوانات نگذارید و به صورت آنها تازیانه نزنید، زیرا آنها حمد و ثنای خدا می‌گویند<ref>تفسیر عیاشی، ج‌۲، ص‌۲۹۴؛ نورالثقلین، ج‌۳، ص‌۱۶۸.</ref><ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص:۵۱۱- ۵۲۰.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} نیز در پاسخِ پرسشی از تفسیر آیه ۴۴ سوره اسراء فرمود: هر چیزی تسبیح و حمد خدا می‌گوید، حتی صدایی که از شکافتن دیوار به گوش می‌رسد نیز تسبیح است<ref>تفسیر عیاشی، ج‌۲، ص‌۲۹۴؛ نورالثقلین، ج‌۳، ص‌۱۶۸.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} هم از قول [[پیامبر]]{{صل}} نقل می‌فرماید: علامت داغ بر چهره حیوانات نگذارید و به صورت آنها تازیانه نزنید، زیرا آنها حمد و ثنای خدا می‌گویند<ref>تفسیر عیاشی، ج‌۲، ص‌۲۹۴؛ نورالثقلین، ج‌۳، ص‌۱۶۸.</ref><ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص:۵۱۱- ۵۲۰.</ref>.
*گفتنی است که بر اساس قرائت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَّ تَفْقَهُونَ}}﴾}} در آیه ۴۴ سوره اسراء معنای آن این است که موجودات به علم ترکیبی تسبیح خود را نمی‌دانند، گرچه به علم بسیط آن را درمی‌یابند، زیرا تنزیه مستلزم آگاهی از تسبیح شونده است؛ توضیح آنکه علم مانند جهل به بسیط و مرکب تقسیم می‌گردد؛ علم بسیط شناخت چیزی با غفلت از آن شناخت؛ و علم مرکب شناخت توأم با توجه به آن شناخت، و خود بر دوگونه است: یا مبتنی بر کشف و شهود یا مبتنی بر علم استدلالی است و علم بسیط به حق برای هر موجودی حاصل‌است<ref>شرح الاسماء، ص‌۴۱۰ ـ ۴۱۱؛ اسفار، ج‌۱، ص‌۱۱۶ ـ ۱۱۸.</ref><ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص:۵۱۱- ۵۲۰.</ref>.
*گفتنی است که بر اساس قرائت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَّ تَفْقَهُونَ}}﴾}} در آیه ۴۴ سوره اسراء معنای آن این است که موجودات به علم ترکیبی تسبیح خود را نمی‌دانند، گرچه به علم بسیط آن را درمی‌یابند، زیرا تنزیه مستلزم آگاهی از تسبیح شونده است؛ توضیح آنکه علم مانند جهل به بسیط و مرکب تقسیم می‌گردد؛ علم بسیط شناخت چیزی با غفلت از آن شناخت؛ و علم مرکب شناخت توأم با توجه به آن شناخت، و خود بر دوگونه است: یا مبتنی بر کشف و شهود یا مبتنی بر علم استدلالی است و علم بسیط به حق برای هر موجودی حاصل‌است<ref>شرح الاسماء، ص‌۴۱۰ ـ ۴۱۱؛ اسفار، ج‌۱، ص‌۱۱۶ ـ ۱۱۸.</ref><ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص:۵۱۱- ۵۲۰.</ref>.
==تسبیح اسم پروردگار==
==[[تسبیح]] اسم پروردگار==
*در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى}}﴾}}<ref> نام برتر پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره اعلی، آیه:۱.</ref>. به تسبیح اسم پروردگار امر شده است برخی گفته‌اند: مراد از اسم حق اسم لفظی خداست و مقصود از امر به تسبیح آن این است که با ذکر او چیزی که منزه از اوست ذکر نشود؛ مانند: ذکر آلهه و شرکا و شفعا و نسبت دادن ربوبیت به آنها و نیز مانند ذکر بعضی از افعالی که لایق ساحت قدس وی نیستند؛ نظیر عجز و جهل و ظلم و غفلت<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۶۴.</ref> برخی هم احتمال داده‌اند مراد از اسم در آیه یاد شده معلول اول باشد که فرشته‌ای مقدس و روحانی است، زیرا حقیقت اسم حق از جنس اصوات نیست و مقصود از امر به تسبیحِ آن هم این باور است که فعل ربانی و اسم الهی، موجودی روحانی و منزه از اجسام و جسمانیات و مجرد از حیز و مکانیات است و مؤید این معنا آیه ۷۸ سوره الرحمن است که در آن اسم پروردگار به {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرَامِ}}﴾}} وصف شده‌است، زیرا وصف مذکور دلیل عاقل بودن اسم است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرَامِ }}﴾}}<ref> خجسته باد نام پروردگارت آن (خداوند) بشکوه و کرامند؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref><ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۷، ص‌۳۶۴ و ۳۶۵.</ref><ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص:۵۱۱- ۵۲۰.</ref>.
*در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى}}﴾}}<ref> نام برتر پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره اعلی، آیه:۱.</ref>. به تسبیح اسم پروردگار امر شده است برخی گفته‌اند: مراد از اسم حق اسم لفظی خداست و مقصود از امر به تسبیح آن این است که با ذکر او چیزی که منزه از اوست ذکر نشود؛ مانند: ذکر آلهه و شرکا و شفعا و نسبت دادن ربوبیت به آنها و نیز مانند ذکر بعضی از افعالی که لایق ساحت قدس وی نیستند؛ نظیر عجز و جهل و ظلم و غفلت<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۶۴.</ref> برخی هم احتمال داده‌اند مراد از اسم در آیه یاد شده معلول اول باشد که فرشته‌ای مقدس و روحانی است، زیرا حقیقت اسم حق از جنس اصوات نیست و مقصود از امر به تسبیحِ آن هم این باور است که فعل ربانی و اسم الهی، موجودی روحانی و منزه از اجسام و جسمانیات و مجرد از حیز و مکانیات است و مؤید این معنا آیه ۷۸ سوره الرحمن است که در آن اسم پروردگار به {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرَامِ}}﴾}} وصف شده‌است، زیرا وصف مذکور دلیل عاقل بودن اسم است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرَامِ }}﴾}}<ref> خجسته باد نام پروردگارت آن (خداوند) بشکوه و کرامند؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref><ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۷، ص‌۳۶۴ و ۳۶۵.</ref><ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص:۵۱۱- ۵۲۰.</ref>.


۱۱۵٬۳۴۹

ویرایش