ولایت تشریعی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۶: خط ۶:
| پرسش مرتبط  = ولایت تشریعی (پرسش)
| پرسش مرتبط  = ولایت تشریعی (پرسش)
}}
}}
==معانی [[ولایت تشریعی]]==
*شکی نیست که [[ولایت]] [[حقیقی]] بر [[تشریع احکام]] و [[جعل]] [[قوانین]] و نظامات [[عبادی]]، معاملی، [[مالی]]، [[اقتصادی]]، [[سیاسی]]، [[قضایی]]، کیفری، [[اجتماعی]]، و احوال شخصی و [[تعلیم و تربیت]] و امور دیگر، فقط و فقط اختصاص به ذات بی‌زوال [[حضرت حق]]{{ع}} دارد و [[خداوند متعال]] را در این مورد نیز [[شریک]] و عدیل و همتایی نیست.
*هیچ‌کس، نه به عنوان فردی و [[مقام]] [[مادّی]] یا [[معنوی]]، و نه به عنوان عُموم و نمایندگی از جانب آنان، [[حقّ]] قانون‌گذاری و انشای نظامات و مقررات را ندارد، یکی از حقایق آزادی‌بخش [[توحیدی]] [[اسلام]]، که [[درک]] آن [[دلیل]] [[رشد فکری]] است، همین است که فردی مالک مقدرات [[فرد]] دیگر نیست و [[حقّ]] [[استضعاف]] اَحدی را ندارد، و حدود و نظامات فقط از جانب [[خدا]] [[تعیین]] می‌شود، و جاری ساختن نظامات دیگر، [[خروج]] [[عبودیت]] [[خدا]]، و [[تجاوز]] به [[حریم]] [[حکومت]] و [[قوانین]] او است: {{متن قرآن|إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ}}<ref>«داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید» سوره یوسف، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا * وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا}}<ref>«آیا به آن کسان ننگریسته‌ای که گمان می‌برند به آنچه به سوی تو و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده است ایمان دارند (اما) بر آنند که داوری (های خود را) نزد طاغوت برند با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند و شیطان سر آن دارد که آنان را به گمراهی ژرفی درافکند * و چون به آنان گفته شود که به سوی آنچه خداوند فرو فرستاده است و به سوی این پیامبر آیید دورویان را خواهی دید که یکسره روی از تو باز می‌گردانند» سوره نساء، آیه ۶۰-۶۱.</ref>.
*قبول نظامات غیر شرعی، یک نوع [[پرستش]] و [[عبادت]] [[توحید]] غیر، و مشرکانه و خلاف [[عقیده]] [[توحید]] و نظاماتی است که منشأ و منبع آن [[توحید]] است، و با [[خالص]] کردن [[اطاعت]] برای [[خدا]] نیز [[مخالف]] است، و فکراً و عملاً [[شرک]] است: {{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشته‌اند، با درستی آیین، بپرستند» سوره بینه، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ}}<ref>«آگاه باش که دین ناب، از آن خداوند است» سوره زمر، آیه ۳.</ref>.
*بنابراین، [[ولایت]] بر قانون‌گذاری – اگر صحتِ [[جعل]] آن برای غیر [[خدا]] ثابت شد – حتماً باید به [[جعل]] و اعطای [[خدا]] باشد، و [[ولایت تشریعی]] بر [[جعل احکام]] و [[تشریع]] [[قوانین]] و نظامات باید از جانب [[خدا]] باشد، و از جانب غیر [[خدا]] – اگرچه تمام افراد [[جامعه]] باشند – صحیح نیست و مداخله در [[شئون]] و اختصاصات [[الهی]] و مشرکانه است، چنانکه در [[تعیین]] زمام‌دار و [[ولیّ]] امور [[خلق]] نیز همین معیار را باید رعایت کرد و از منطقه [[حکومت]] و [[سلطنت الهی]] به اندازه سرِمویی نباید خارج شد. در اینکه یک معنای [[ولایت تشریعی]]، [[ولایت]] به نحو [[جعل]] و [[تشریع]] بر امور [[تشریعی]] و [[جعل]] [[قانون]] است شبهه‌ای نیست، چنان‌که در اینکه این [[ولایت]] از جانب [[خدا]]، به‌طور کلی و در [[جعل]] تمام [[قوانین]] و [[احکام]]، به [[پیغمبر اکرم]]{{صل}}، اعطا نشده است سخنی نیست و [[عقل]] و [[نقل]] بر آن اتفاق دارند<ref>لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۱۲۳.</ref>.
*معنای دیگر [[ولایت]] تشریعیه، [[ولایتی]] است که کسی بر حسب [[تشریع]] و [[حکم خدا]]، بر چیزی یا شخص یا اشخاصی داشته باشد، که از آن تعبیر به [[ولایت]] شرعیه نیز می‌شود. وقتی این [[ولایت]] را به "تشریعیه" توصیف کنیم، در مقابلِ [[ولایت]] تکوینیه است، که به [[تکوین]] و [[احداث]] خارجی موجود شده، نه به [[تکوین]] انشایی و اعتباری، و وقتی آن را به "شرعیه" [[وصف]] کنیم، در مقابل ولایت‌های غیر شرعیه و جائره است<ref>لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۱۲۳.</ref>.
*این [[ولایت]]، بی‌اشکال به اقسامی که دارد ثابت است و [[آیات قرآن]] و صدها [[حدیث]] معتبر بر آن دلالت دارند، و بخش مهمی از [[فقه]] [[اسلام]]، درباره این [[ولایت]] و اقسام و حدود آن است.
* [[ولایت]] شخص بر نفس خود، از اقسام این [[ولایت]] است؛ که مثلاً [[تسلط]] دارد خود را اَجیرِ دیگری کند. و [[ولایت]] شخص بر [[اموال]] خود و [[ولایت]] [[پدر]] و جَدّ پدری بر [[فرزندان]] صِغار خود و [[ولایت]] [[قاضی]] و [[امیر]] و [[والی]] [[شرعی]] بر [[حکم]] و [[قضا]] و رتق و فتق امور، که عُموم [[مسلمانان]] از [[شیعه]] و [[سنّی]] اتفاق دارند و [[حکم]] [[سلطان]] و [[والی]] را شرعاً واجب‌الاطاعه می‌دانند<ref>توضیح این موارد در فصل قبل، گفتار سوم از نظرها گذشت.</ref>.
* [[شیعه]]، این [[ولایت تشریعی]] یا شرعیه را – که از شُعَب [[ولایت]] و [[حکومت]] و [[سلطنت الهی]] است، و از عصر پیغمبراکرم و پیش‌تر، تا حال باقی و برقرار است - مستمر و غیر منقطع دانسته، هم‌اکنون نیز خود را تحت این [[نظام]] و [[حکومت]] و [[ولایت تشریعی]] می‌داند. و در هر زمان و هر کجا باشد، باید [[مطیع]] این [[نظام]] باشد و [[اطاعت]] از این [[نظام]] ([[نظام امامت]]) را، فاضل‌ترین وسیله [[تقرب به خدا]] می‌شناسد، و [[خروج]] از این [[ولایت]] و دخول در [[ولایت]] و [[حکومت]] دیگران را، [[خروج]] از [[ولایت]] و [[حکومت]] [[خدا]]، و دخول در [[ولایت]] غیر [[خدا]] می‌داند، و هر نظامی را غیر از این [[نظام]]، [[فاسد]] و [[باطل]] می‌داند، و آن را طرد می‌کند و [[امتناع]] از [[اطاعت]] آن را [[واجب]] می‌شمارد و می‌گوید: "هر که [[خدا]] را با [[پیروی از امام]] [[ستمگری]] که از جانب [[خدا]] نیست [[دین‌داری]] کند، [[دین]] ندارد و [[سرزنش]] نیست بر کسی که با [[پیروی از امام]] [[عادل]] از جانب [[خدا]] [[دین‌داری]] کند"<ref>{{متن حدیث|لَا دِينَ لِمَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ وَ لَا عَتْبَ عَلَى مَنْ دَانَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ}}؛ کلینی، اصول کافی، ترجمه و شرح مصطفوی، ج۲، ص۲۰۵.</ref>.
*و بر اساس این نظامِ عالیِ [[الهی]] [[مقدس]] و منزه است که [[شیعه]] در عصر حاضر [[اوامر]] [[حُکّام]] [[شرع]] و فقهای [[عادل]] و علمای عامل را واجب‌الاطاعه دانسته و مطیعِ [[فرمان]] و [[فرمان‌بردار]] آنها است، و [[اطاعت]] آنان را رمز [[تشیع]] و نشان [[ولایت]] و [[تسلیم]] و [[ایمان]] خود به [[نظام امامت]] و [[بیزاری]] از نظامات دیگر می‌داند و تخطّی از این [[نظام]] و [[مخالفت احکام]] [[فقها]] را اِستخفاف به [[حکم خدا]] می‌شمارد.
*خلاصه [[کلام]] این است که: [[ولایت]] [[پیغمبر اکرم]] و [[ائمه اطهار]]{{عم}}، بر [[اموال]] و [[نفوس]] و امور [[مردم]]، و [[ریاست]] آنها بر جمیع [[شئون]] عمومیِ [[دین]] و [[دنیا]] از جانب [[خدا]] مسلّم است و مورد هیچ‌گونه شبهه‌ای نیست و از [[آیات]] کریمه [[قرآن]]، مثل [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> استفاده می‌شود<ref>[[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۱۵۳-۱۵۷.</ref>.


==[[تفویض ولایت تشریعی]]==
==[[تفویض ولایت تشریعی]]==
۲۲۷٬۷۵۷

ویرایش