جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
برخی منابع نام وی را [[حصین]] ثبت کردهاند<ref>ابن طاووس، ج۲، ص۳۳۰؛ مجلسی، ج۲۱، ص۲۸۸ و ۳۰۵.</ref>. از او در [[منابع اسلامی]]، بیشتر در جریان "[[وفد]] [[نجران]]" در [[سال دهم هجری]]<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۴۲؛ مفید، ج۱، ص۱۶۷-۱۶۶.</ref> یاد شده است. وی اصالت [[عرب]] بود که به [[دین]] [[مسیح]] درآمده بود. آنگونه که از برخی منابع بر میآید، ابوحارثه کشیش بزرگ و پیشوای مذهبی نجران بود و افزون بر [[سرپرستی]] [[امور دینی]] و [[علمی]] [[سرزمین]] خویش<ref>ابن سعد، ج۱، ص۱۳۵.</ref> به دلیل [[آگاهی]] و احاطهاش بر دین مسیح، مورد [[احترام]] و توجه [[پادشاهان روم]] نیز بود؛ به گونهای که به احترام او کلیساهایی ساخته بودند<ref>ابن هشام، ج۲، ص۴۱۲؛ طبرانی، ج۴، ص۱۷۷-۱۷۶.</ref>. | برخی منابع نام وی را [[حصین]] ثبت کردهاند<ref>ابن طاووس، ج۲، ص۳۳۰؛ مجلسی، ج۲۱، ص۲۸۸ و ۳۰۵.</ref>. از او در [[منابع اسلامی]]، بیشتر در جریان "[[وفد]] [[نجران]]" در [[سال دهم هجری]]<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۴۲؛ مفید، ج۱، ص۱۶۷-۱۶۶.</ref> یاد شده است. وی اصالت [[عرب]] بود که به [[دین]] [[مسیح]] درآمده بود. آنگونه که از برخی منابع بر میآید، ابوحارثه کشیش بزرگ و پیشوای مذهبی نجران بود و افزون بر [[سرپرستی]] [[امور دینی]] و [[علمی]] [[سرزمین]] خویش<ref>ابن سعد، ج۱، ص۱۳۵.</ref> به دلیل [[آگاهی]] و احاطهاش بر دین مسیح، مورد [[احترام]] و توجه [[پادشاهان روم]] نیز بود؛ به گونهای که به احترام او کلیساهایی ساخته بودند<ref>ابن هشام، ج۲، ص۴۱۲؛ طبرانی، ج۴، ص۱۷۷-۱۷۶.</ref>. | ||
[[مفسران]] مشهوری چون [[طبرسی]]<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۲۳۴.</ref>، [[قرطبی]]<ref>قرطبی، ج۴، ص۵.</ref> ذیل [[آیه مباهله]]، از [[عظمت]] [[شخصیت]] علمی و [[اجتماعی]] ابوحارثه سخن گفتهاند. بنابه گزارشها، ابوحارثه جزو [[هیئت]] شصت<ref>ابن هشام، ج۲، ص۵۷۳</ref> یا هفتاد<ref>ابن حجر، ج۵، ص۴۳۷.</ref> نفری نجران بود که به همراه دو تن دیگر (عاقب و [[سید]]) عهده دار امور ایشان در [[سفر]] به [[مدینه]] بودند<ref>ابن هشام، ج۲، ص۴۱۲؛ ابن سعد، ج۱، ص۲۶؛ ابن کثیر، ج۵، ص۴۴.</ref>. برخی از وی با عنوان [[رئیس]] هیئت نجران یاد کرده و نوشتهاند وی بر دو [[رفیق]] خود "عاقب" و "سید" [[برتری]] داشت و همان کسی است که درباره دین مسیح از [[پیامبر]]{{صل}} سؤالاتی پرسید و سرانجام قرار بر [[مباهله]] شد، ولی أبوحارثه از انجام آن خودداری کرد و گفت: [[محمد]]{{صل}} همانند [[پیامبران]] برای مباهله آمده است. از اینرو به دادن [[جزیه]] [[رضایت]] داد<ref>یعقوبی، ج۲، ص۸۳-۲۸؛ سید عبدالله حسینی، ص۲۶.</ref>. | [[مفسران]] مشهوری چون [[طبرسی]]<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۲۳۴.</ref>، [[قرطبی]]<ref>قرطبی، ج۴، ص۵.</ref> ذیل [[آیه مباهله]]، از [[عظمت]] [[شخصیت]] علمی و [[اجتماعی]] ابوحارثه سخن گفتهاند. بنابه گزارشها، ابوحارثه جزو [[هیئت]] شصت<ref>ابن هشام، ج۲، ص۵۷۳</ref> یا هفتاد<ref>ابن حجر، ج۵، ص۴۳۷.</ref> نفری نجران بود که به همراه دو تن دیگر (عاقب و [[سید]]) عهده دار امور ایشان در [[سفر]] به [[مدینه]] بودند<ref>ابن هشام، ج۲، ص۴۱۲؛ ابن سعد، ج۱، ص۲۶؛ ابن کثیر، ج۵، ص۴۴.</ref>. برخی از وی با عنوان [[رئیس]] هیئت نجران یاد کرده و نوشتهاند وی بر دو [[رفیق]] خود "عاقب" و "سید" [[برتری]] داشت و همان کسی است که درباره دین مسیح از [[پیامبر]] {{صل}} سؤالاتی پرسید و سرانجام قرار بر [[مباهله]] شد، ولی أبوحارثه از انجام آن خودداری کرد و گفت: [[محمد]] {{صل}} همانند [[پیامبران]] برای مباهله آمده است. از اینرو به دادن [[جزیه]] [[رضایت]] داد<ref>یعقوبی، ج۲، ص۸۳-۲۸؛ سید عبدالله حسینی، ص۲۶.</ref>. | ||
میگویند پیامبر نامهای به او نوشت<ref>احمدی میانجی، ج۲، ص۴۹۱ و ۴۸۹.</ref> و طی آن از وی و هم کیشانش خواست به جای [[پرستش]] و [[ولایت]] [[بندگان]]، به [[عبادت]] و [[ولایت خداوند]] روی آورند. [[تاریخ]] نگاران درباره [[اسلام آوردن]] او گزارشها همسانی ندارند. [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، ج۱، ص۲۱۰.</ref> به نقل از [[ابوموسی]] آورده است که او گفته: "نمیدانم ابوحارثه [[اسلام]] آورد یانه؟"<ref>طبرانی، ج۴، ص۱۷۷-۱۷۶.</ref> میگوید: او اسلام نیاورد. با وجود این، بعضی از اسلام او سخن گفته و آوردهاند وی به هنگام حضور در [[مدینه]]، بیش از صد و بیست سال داشته و به [[پیامبر]]{{صل}} [[مؤمن]] بوده است، ولی به دلیل اینکه قومش [[مسلمان]] نبودند، اسلام خود را پنهان میکرده است<ref>مجلسی، ج۲۱، ص۲۸۸.</ref>. | میگویند پیامبر نامهای به او نوشت<ref>احمدی میانجی، ج۲، ص۴۹۱ و ۴۸۹.</ref> و طی آن از وی و هم کیشانش خواست به جای [[پرستش]] و [[ولایت]] [[بندگان]]، به [[عبادت]] و [[ولایت خداوند]] روی آورند. [[تاریخ]] نگاران درباره [[اسلام آوردن]] او گزارشها همسانی ندارند. [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، ج۱، ص۲۱۰.</ref> به نقل از [[ابوموسی]] آورده است که او گفته: "نمیدانم ابوحارثه [[اسلام]] آورد یانه؟"<ref>طبرانی، ج۴، ص۱۷۷-۱۷۶.</ref> میگوید: او اسلام نیاورد. با وجود این، بعضی از اسلام او سخن گفته و آوردهاند وی به هنگام حضور در [[مدینه]]، بیش از صد و بیست سال داشته و به [[پیامبر]] {{صل}} [[مؤمن]] بوده است، ولی به دلیل اینکه قومش [[مسلمان]] نبودند، اسلام خود را پنهان میکرده است<ref>مجلسی، ج۲۱، ص۲۸۸.</ref>. | ||
بر اساس گزارشی، اسلام او پس از بازگشت به [[نجران]] و به [[اصرار]] برادرش [[کرز]] بوده است<ref>ابن حجر، ج۵، ص۴۳۷.</ref>. اما پذیرش این نکته، به دلیل [[سکوت]] بسیاری از منابع معتبر درباره اسلام او قابل خدشه است و بعید به نظر میرسد مسلمان شدن شخص برجستهای چون وی، از دید تیزبین [[تاریخ]] نگاران و [[مفسران]] پنهان مانده باشد. چنان که از اسلام برادرش کرز و دو تن دیگر که همراه [[وفد]] نجران با پیامبر [[دیدار]] کردند، یاد شده است<ref> ابن سعد، ج۱، ص۲۶۸؛ طبرسی، ج۲، ص۳۱۰؛ طبرانی، ج۴، ص۱۷۷-۱۷۶.</ref>، میگویند وی در [[گرایش]] برادرش به اسلام، نقش داشته است؛ چنان که [[روایت]] کردهاند او در مسیر نجران به مدینه به برادرش کرز گفته بود: به [[خدا]] [[سوگند]] [[محمد]]{{صل}} همان [[پیامبری]] است که ما در انتظارش هستیم<ref>ابن هشام، ج۲، ص۵۷۳؛ ابن سعد، ج۱، ص۱۳۱.</ref>. [[نقلی]] دیگر، حاکی است که به هنگام بازگشت ابوحارثه از مدینه، پیامبر{{صل}} بدو گفت: گویا زین مرکبت را وارونه میبینم. او وقتی سراغ آن رفت، همانگونه یافت که آن [[حضرت]] خبر داده بود. در این وقت ابوحارثه گفت: [[شهادت]] میدهم [[محمد]]، [[رسول]] خداست<ref>طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۲۵۷؛ بحار، ج۲۱، ص۳۳۸.</ref>. از سرانجام ابوحارثه چیزی گزارش نشده است.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوحارثه بن علقمه اسقف»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۲۲۹.</ref> | بر اساس گزارشی، اسلام او پس از بازگشت به [[نجران]] و به [[اصرار]] برادرش [[کرز]] بوده است<ref>ابن حجر، ج۵، ص۴۳۷.</ref>. اما پذیرش این نکته، به دلیل [[سکوت]] بسیاری از منابع معتبر درباره اسلام او قابل خدشه است و بعید به نظر میرسد مسلمان شدن شخص برجستهای چون وی، از دید تیزبین [[تاریخ]] نگاران و [[مفسران]] پنهان مانده باشد. چنان که از اسلام برادرش کرز و دو تن دیگر که همراه [[وفد]] نجران با پیامبر [[دیدار]] کردند، یاد شده است<ref> ابن سعد، ج۱، ص۲۶۸؛ طبرسی، ج۲، ص۳۱۰؛ طبرانی، ج۴، ص۱۷۷-۱۷۶.</ref>، میگویند وی در [[گرایش]] برادرش به اسلام، نقش داشته است؛ چنان که [[روایت]] کردهاند او در مسیر نجران به مدینه به برادرش کرز گفته بود: به [[خدا]] [[سوگند]] [[محمد]] {{صل}} همان [[پیامبری]] است که ما در انتظارش هستیم<ref>ابن هشام، ج۲، ص۵۷۳؛ ابن سعد، ج۱، ص۱۳۱.</ref>. [[نقلی]] دیگر، حاکی است که به هنگام بازگشت ابوحارثه از مدینه، پیامبر {{صل}} بدو گفت: گویا زین مرکبت را وارونه میبینم. او وقتی سراغ آن رفت، همانگونه یافت که آن [[حضرت]] خبر داده بود. در این وقت ابوحارثه گفت: [[شهادت]] میدهم [[محمد]]، [[رسول]] خداست<ref>طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۲۵۷؛ بحار، ج۲۱، ص۳۳۸.</ref>. از سرانجام ابوحارثه چیزی گزارش نشده است.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوحارثه بن علقمه اسقف»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۲۲۹.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||