پرش به محتوا

احمد بن حسن بن علی بن فضال: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۶: خط ۶:
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
[[احمد بن الحسن بن علی بن فضال]]<ref>ر. ک: رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۵۳۰، ش۱۰۱۴؛ رجال النجاشی، ص۸۰، ش۱۹۴؛ رجال الطوسی، ص۳۸۳، ش۵۶۴۶ و ۳۹۷، ش۵۸۲۵؛ الفهرست (طوسی)، ص۵۸، ش۷۲؛ معالم العلماء، ص۱۳، ش۶۲؛ خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۲۰۳، ش۱۰؛ الرجال (إبن داود)، ص۴۱۹، ش۲۳؛ التحریر الطاووسی، ص۶۳، ش۳۵؛ نقد الرجال، ج۱، ص۱۱۴، ش۲۱۳؛ جامع الرواة، ج۱، ص۴۵؛ ج۲، ص۴۳۵؛ إکلیل المنهج، ص۱۰۸، ش۸۴؛ تعلیقة علی منهج المقال، ص۴۷؛ منتهی المقال، ج۱، ص۲۴۶، ش۱۳۱؛ طرائف المقال، ج۱، ص۲۲۳، ش۱۳۵۳؛ الرسائل الرجالیة (کلباسی)، ج۱، ص۶۵ و ۱۸۳؛ شعب المقال، ص۴۵، ش۳۱؛ تنقیح المقال، ج۵، ص۴۳۲، ش۸۹۸؛ أعیان الشیعة، ج۲، ص۴۹۴؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۱، ص۲۸۸، ش۸۴۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۲، ص۸۶، ش۴۹۶؛ قاموس الرجال، ج۱، ص۴۲۶، ش۳۳۳. </ref> سه<ref>ر. ک: تفسیر کنز الدقائق، ج۵، ص۳۴۶؛ ج۱۰، ص۵۳۴ و ۵۶۵.</ref> بار در [[اسناد روایات]] [[تفسیر کنز الدقائق]]، به نقل از کتاب [[تهذیب الأحکام]] و [[بصائر الدرجات]] آمده است؛ مانند: {{متن حدیث|حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ حُمَيْدِ بْنِ الْمُثَنَّى عَنْ أَبِي سَلَّامٍ الْمَرْعَشِيِّ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ كُلَيْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>سپس این کتاب را به کسانی از بندگان خویش که برگزیده‌ایم به میراث دادیم و برخی از آنان، ستمکاره با خویشند و برخی میانه‌رو و برخی با اذن خداوند در کارهای نیک پیشتازند؛ این همان بخشش بزرگ است سوره فاطر، آیه ۳۲.</ref> قَالَ السَّابِقُ بِالْخَيْرَاتِ الْإِمَامُ}}<ref>تفسیر کنز الدقائق، ج۱۰، ص۵۶۵، به نقل از: بصائرالدرجات، ص۴۴، ح۱.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۲ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۲ ص ۱۵۶.</ref>
[[احمد بن الحسن بن علی بن فضال]]<ref>ر. ک: رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۵۳۰، ش۱۰۱۴؛ رجال النجاشی، ص۸۰، ش۱۹۴؛ رجال الطوسی، ص۳۸۳، ش۵۶۴۶ و ۳۹۷، ش۵۸۲۵؛ الفهرست (طوسی)، ص۵۸، ش۷۲؛ معالم العلماء، ص۱۳، ش۶۲؛ خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۲۰۳، ش۱۰؛ الرجال (إبن داود)، ص۴۱۹، ش۲۳؛ التحریر الطاووسی، ص۶۳، ش۳۵؛ نقد الرجال، ج۱، ص۱۱۴، ش۲۱۳؛ جامع الرواة، ج۱، ص۴۵؛ ج۲، ص۴۳۵؛ إکلیل المنهج، ص۱۰۸، ش۸۴؛ تعلیقة علی منهج المقال، ص۴۷؛ منتهی المقال، ج۱، ص۲۴۶، ش۱۳۱؛ طرائف المقال، ج۱، ص۲۲۳، ش۱۳۵۳؛ الرسائل الرجالیة (کلباسی)، ج۱، ص۶۵ و ۱۸۳؛ شعب المقال، ص۴۵، ش۳۱؛ تنقیح المقال، ج۵، ص۴۳۲، ش۸۹۸؛ أعیان الشیعة، ج۲، ص۴۹۴؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۱، ص۲۸۸، ش۸۴۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۲، ص۸۶، ش۴۹۶؛ قاموس الرجال، ج۱، ص۴۲۶، ش۳۳۳. </ref> سه<ref>ر. ک: تفسیر کنز الدقائق، ج۵، ص۳۴۶؛ ج۱۰، ص۵۳۴ و ۵۶۵.</ref> بار در [[اسناد روایات]] [[تفسیر کنز الدقائق]]، به نقل از کتاب [[تهذیب الأحکام]] و [[بصائر الدرجات]] آمده است؛ مانند: {{متن حدیث|حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ حُمَيْدِ بْنِ الْمُثَنَّى عَنْ أَبِي سَلَّامٍ الْمَرْعَشِيِّ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ كُلَيْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>سپس این کتاب را به کسانی از بندگان خویش که برگزیده‌ایم به میراث دادیم و برخی از آنان، ستمکاره با خویشند و برخی میانه‌رو و برخی با اذن خداوند در کارهای نیک پیشتازند؛ این همان بخشش بزرگ است سوره فاطر، آیه ۳۲.</ref> قَالَ السَّابِقُ بِالْخَيْرَاتِ الْإِمَامُ}}<ref>تفسیر کنز الدقائق، ج۱۰، ص۵۶۵، به نقل از: بصائرالدرجات، ص۴۴، ح۱.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۲ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۲ ص ۱۵۶.</ref>


== شرح حال [[راوی]] ==
== شرح حال [[راوی]] ==
این راوی با عناوین دیگر، مانند: «احمد بن الحسن بن علی»<ref>ر. ک: تفسیر کنز الدقائق، ج۱۲، ص۱۱۹.</ref>، «احمد بن الحسن»<ref>ر. ک: تفسیر کنز الدقائق، ج۱۳، ص۱۲۵.</ref> و «احمد»<ref>{{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ وَ مُحَمَّدٍ ابْنَيِ الْحَسَنِ{{ع}} عَنْ أَبِيهِمَا...}}؛ تفسیر کنز الدقائق، ج۱۲، ص۱۸۲.</ref> در اسناد روایات [[تفسیر کنز الدقائق]] نیز واقع شده است، ولی بیشتر با عنوان «احمد بن الحسن»<ref>ر. ک: الکافی، ج۱، ص۲۵۷، ح۴ و ۳۴۱، ح۲۳؛ ج۳، ص۹، ح۵، ۱۷، ح۴، ۳۸، ح۱۷، ۵۹، ح۵ و....</ref> و «احمد بن حسن بن علی بن فضال»<ref>ر. ک: تهذیب الأحکام، ج۱، ص۱۱، ح۲۰، ۳۱، ح۸۲، ۴۴، ح۲۳، ۴۵، ح۱۲۷، ۶۶، ح۱۸۷ و....</ref> [[نقل روایت]] کرده است.
این راوی با عناوین دیگر، مانند: «احمد بن الحسن بن علی»<ref>ر. ک: تفسیر کنز الدقائق، ج۱۲، ص۱۱۹.</ref>، «احمد بن الحسن»<ref>ر. ک: تفسیر کنز الدقائق، ج۱۳، ص۱۲۵.</ref> و «احمد»<ref>{{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ وَ مُحَمَّدٍ ابْنَيِ الْحَسَنِ {{ع}} عَنْ أَبِيهِمَا...}}؛ تفسیر کنز الدقائق، ج۱۲، ص۱۸۲.</ref> در اسناد روایات [[تفسیر کنز الدقائق]] نیز واقع شده است، ولی بیشتر با عنوان «احمد بن الحسن»<ref>ر. ک: الکافی، ج۱، ص۲۵۷، ح۴ و ۳۴۱، ح۲۳؛ ج۳، ص۹، ح۵، ۱۷، ح۴، ۳۸، ح۱۷، ۵۹، ح۵ و....</ref> و «احمد بن حسن بن علی بن فضال»<ref>ر. ک: تهذیب الأحکام، ج۱، ص۱۱، ح۲۰، ۳۱، ح۸۲، ۴۴، ح۲۳، ۴۵، ح۱۲۷، ۶۶، ح۱۸۷ و....</ref> [[نقل روایت]] کرده است.


[[نجاشی]] [[کنیه]] وی را «أبوالحسین»، و بنا بر قولی «أبوعبدالله» دانسته است<ref>{{عربی|أبوالحسين و قيل أبوعبدالله}}؛ رجال النجاشی، ص۸۰، ش۱۹۴.</ref>؛ برخلاف [[شیخ طوسی]] که کنیه او را «أبوعبدالله» و بنابر قولی «أبوالحسین» دانسته است<ref>{{عربی|أبوعبدالله، و قيل أبوالحسين}}؛ الفهرست (طوسی)، ص۵۸، ش۷۲.</ref>.
[[نجاشی]] [[کنیه]] وی را «أبوالحسین»، و بنا بر قولی «أبوعبدالله» دانسته است<ref>{{عربی|أبوالحسين و قيل أبوعبدالله}}؛ رجال النجاشی، ص۸۰، ش۱۹۴.</ref>؛ برخلاف [[شیخ طوسی]] که کنیه او را «أبوعبدالله» و بنابر قولی «أبوالحسین» دانسته است<ref>{{عربی|أبوعبدالله، و قيل أبوالحسين}}؛ الفهرست (طوسی)، ص۵۸، ش۷۲.</ref>.
خط ۱۸: خط ۱۸:


== [[مذهب]] [[راوی]] ==
== [[مذهب]] [[راوی]] ==
[[رجالیان]] معروف مانند [[کشی]]، [[شیخ طوسی]] و [[نجاشی]] در [[کتب رجالی]] به [[فطحی]]<ref>فطحیه، کسانی هستند که معتقدند امر امامت بعد از امام صادق{{ع}}، به فرزندش عبدالله افطح منتقل گردیده است. شیخ مفید می‌نویسد: {{عربی|و قالت فرقة أخرى: إن الإمام بعد أبي عبدالله{{ع}} ابنه عبدالله بن جعفر و اعتلوا في ذلك بأنه كان أكبر ولد أبي عبدالله{{ع}} قالت: و إن أباعبدالله{{ع}} قال: الإمامة لا تكون إلا في الأكبر من ولد الإمام، و هذه الفرقة تسمى الفطحية و إنما سميت بذلك لأن رئيساً لها يقال له عبدالله بن أفطح، و يقال: إنه كان أفطح الرجلين، و يقال: بل كان أفطح الرأس، و يقال: إن عبدالله كان هو الأفطح}}؛ الفصول المختارة، ص۳۰۶ - ۳۰۷.</ref> بودن احمد بن الحسن بن فضال اشاره کردند، با این تفاوت که کشی و شیخ طوسی به آن تصریح کردند<ref>ر. ک: رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۳۴۵، ش۶۳۹ و ۵۳۰، ش۱۰۱۴؛ الفهرست (طوسی)، ص۵۸، ش۷۲.</ref>، ولی از عبارت [[نجاشی]] استفاده می‌شود که وی در [[فطحی]] بودن احمد بن الحسن جزم و قطع نداشته است؛ از این رو با تعبیر: گفته می‌شود که وی فطحی بوده است <ref>{{عربی|"يقال: إنه كان فطحياً"}}؛ رجال النجاشی، ص۸۰، ش۱۹۴.</ref>، به آن اشاره کرده است<ref>بعضی از بزرگان در ترجیح قول نجاشی نوشته‌اند: {{عربی|و يمكن أن يقال: إن أصل كلام الشيخ قول الكشّي عن محمد بن مسعود، و النجاشي صرح بأن محمد بن مسعود كان في الأصل عامي المذهب ثم تبصر، و القول المذكور عنه لا يعلم قبل رجوعه أو بعده}}؛ إستقصاء الإعتبار فی شرح الإستبصار، ج۳، ص۲۷۸.</ref>.
[[رجالیان]] معروف مانند [[کشی]]، [[شیخ طوسی]] و [[نجاشی]] در [[کتب رجالی]] به [[فطحی]]<ref>فطحیه، کسانی هستند که معتقدند امر امامت بعد از امام صادق {{ع}}، به فرزندش عبدالله افطح منتقل گردیده است. شیخ مفید می‌نویسد: {{عربی|و قالت فرقة أخرى: إن الإمام بعد أبي عبدالله {{ع}} ابنه عبدالله بن جعفر و اعتلوا في ذلك بأنه كان أكبر ولد أبي عبدالله {{ع}} قالت: و إن أباعبدالله {{ع}} قال: الإمامة لا تكون إلا في الأكبر من ولد الإمام، و هذه الفرقة تسمى الفطحية و إنما سميت بذلك لأن رئيساً لها يقال له عبدالله بن أفطح، و يقال: إنه كان أفطح الرجلين، و يقال: بل كان أفطح الرأس، و يقال: إن عبدالله كان هو الأفطح}}؛ الفصول المختارة، ص۳۰۶ - ۳۰۷.</ref> بودن احمد بن الحسن بن فضال اشاره کردند، با این تفاوت که کشی و شیخ طوسی به آن تصریح کردند<ref>ر. ک: رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۳۴۵، ش۶۳۹ و ۵۳۰، ش۱۰۱۴؛ الفهرست (طوسی)، ص۵۸، ش۷۲.</ref>، ولی از عبارت [[نجاشی]] استفاده می‌شود که وی در [[فطحی]] بودن احمد بن الحسن جزم و قطع نداشته است؛ از این رو با تعبیر: گفته می‌شود که وی فطحی بوده است <ref>{{عربی|"يقال: إنه كان فطحياً"}}؛ رجال النجاشی، ص۸۰، ش۱۹۴.</ref>، به آن اشاره کرده است<ref>بعضی از بزرگان در ترجیح قول نجاشی نوشته‌اند: {{عربی|و يمكن أن يقال: إن أصل كلام الشيخ قول الكشّي عن محمد بن مسعود، و النجاشي صرح بأن محمد بن مسعود كان في الأصل عامي المذهب ثم تبصر، و القول المذكور عنه لا يعلم قبل رجوعه أو بعده}}؛ إستقصاء الإعتبار فی شرح الإستبصار، ج۳، ص۲۷۸.</ref>.


ولی این عبارت نجاشی با آنچه در ترجمه [[پدر]] احمد [[حسن بن علی بن فضال]] نقل کرده، تهافت دارد؛ زیرا در آنجا نوشته است: حسن بن علی بن فضال بر [[مذهب فطحیه]] بوده است و در موقع [[مرگ]] برگشت. وقتی آن را به [[احمد بن حسن بن فضال]] گزارش دادند، وی کسی را که خبر بازگشت پدرش (حسن بن علی بن فضال) از مذهب فطحیه را نقل کرده، تخطئه و به [[تحریف]] متهم کرده است<ref>ر. ک: رجال النجاشی، ص۳۶، ش۷۲.</ref>؛ و این خود، نشان دهنده [[دفاع]] احمد بن الحسن از این مذهب است.
ولی این عبارت نجاشی با آنچه در ترجمه [[پدر]] احمد [[حسن بن علی بن فضال]] نقل کرده، تهافت دارد؛ زیرا در آنجا نوشته است: حسن بن علی بن فضال بر [[مذهب فطحیه]] بوده است و در موقع [[مرگ]] برگشت. وقتی آن را به [[احمد بن حسن بن فضال]] گزارش دادند، وی کسی را که خبر بازگشت پدرش (حسن بن علی بن فضال) از مذهب فطحیه را نقل کرده، تخطئه و به [[تحریف]] متهم کرده است<ref>ر. ک: رجال النجاشی، ص۳۶، ش۷۲.</ref>؛ و این خود، نشان دهنده [[دفاع]] احمد بن الحسن از این مذهب است.
خط ۳۰: خط ۳۰:


== [[طبقه راوی]] ==
== [[طبقه راوی]] ==
شیخ طوسی در کتاب رجال، نام او را در اصحاب [[امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} آورده است <ref>ر. ک: رجال الطوسی، ص۳۸۳، ش۵۶۴۶ و ۳۹۷، ش۵۸۲۵.</ref>؛ هرچند در [[اسناد روایات]]، بدون واسطه از این دو [[امام]] روایت نکرده است. همچنین از [[تاریخ]] ولادت [[راوی]] نیز اطلاعی در دست نیست، اما نجاشی و شیخ طوسی [[سال]] [[وفات]] وی را ۲۶۰ ق ذکر کرده‌اند<ref>ر. ک: رجال النجاشی، ص۸۱، ش۱۹۴؛ الفهرست (طوسی)، ص۵۹، ش۷۲.</ref>؛ و [[آیة الله بروجردی]] وی را از طبقه هفتم شمرده است<ref>ر. ک: الموسوعة الرجالیة (طبقات رجال الکافی)، ج۴، ص۴۰.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۲ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۲ ص ۱۶۰.</ref>
شیخ طوسی در کتاب رجال، نام او را در اصحاب [[امام هادی]] و [[امام عسکری]] {{عم}} آورده است <ref>ر. ک: رجال الطوسی، ص۳۸۳، ش۵۶۴۶ و ۳۹۷، ش۵۸۲۵.</ref>؛ هرچند در [[اسناد روایات]]، بدون واسطه از این دو [[امام]] روایت نکرده است. همچنین از [[تاریخ]] ولادت [[راوی]] نیز اطلاعی در دست نیست، اما نجاشی و شیخ طوسی [[سال]] [[وفات]] وی را ۲۶۰ ق ذکر کرده‌اند<ref>ر. ک: رجال النجاشی، ص۸۱، ش۱۹۴؛ الفهرست (طوسی)، ص۵۹، ش۷۲.</ref>؛ و [[آیة الله بروجردی]] وی را از طبقه هفتم شمرده است<ref>ر. ک: الموسوعة الرجالیة (طبقات رجال الکافی)، ج۴، ص۴۰.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۲ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۲ ص ۱۶۰.</ref>


== استادان و [[شاگردان راوی]] ==
== استادان و [[شاگردان راوی]] ==
خط ۴۷: خط ۴۷:
بدون [[شک]] وثاقت یک راوی، باعث اعتبار [[روایات]] وی خواهد شد، گرچه از جهت اعتقادی منحرف و در [[مسیر حق]] نباشد؛ از این رو، مشهور [[فقهای شیعه]] به روایات بنوفضال عمل کردند.
بدون [[شک]] وثاقت یک راوی، باعث اعتبار [[روایات]] وی خواهد شد، گرچه از جهت اعتقادی منحرف و در [[مسیر حق]] نباشد؛ از این رو، مشهور [[فقهای شیعه]] به روایات بنوفضال عمل کردند.


[[شیخ طوسی]] در کتاب [[عدة الأصول (کتاب)|عدة الأصول]] درباره عمل به اخباری که توسط [[پیروان]] فرقه‌هایی همچون [[واقفیه]] و فطحیه نقل شده، نوشته است: {{عربی|"أما الفرق الذين أشاروا إليهم من الواقفة، و الفطحية و غير ذلك، فعن ذلك جوابان: أحدهما أن ما يرويه هؤلاء يجوز العمل به إذا كانوا ثقات في النقل - و إن كانوا مخطئين في الإعتقاد (من القول بالوقف)- إذا علم من اعتقادهم تمسكهم بالدين، و تحرجهم من الكذب و وضع الأحاديث، و هذه كانت طريقة جماعة عاصروا الأئمة{{عم}}، نحو عبدالله بن بكير و سماعة بن مهران و نحو بني فضال من المتأخرين عنهم و بني سماعة و من شاكلهم. فإذا علمنا أن هؤلاء الذين أشرنا إليهم و إن كانوا مخطئين في الإعتقاد من القول بالوقف و غير ذلك، كانوا ثقات في النقل فما يكون طريقة هؤلاء جاز العمل به. و الجواب الثاني أن جميع ما يرويه هؤلاء إذا اختصوا بروايته لا يعمل به، و إنما يعمل به إذا إنضاف إلى روايتهم رواية من هو على الطريقة المستقيمة و الإعتقاد الصحيح، فحينئذ يجوز العمل به. فأما إذا انفرد، فلا يجوز ذلك فيه على حال. و على هذا، سقط الإعتراض"}}<ref>عدة الأصول، ج۱، ص۱۳۳ - ۱۳۵.</ref>.
[[شیخ طوسی]] در کتاب [[عدة الأصول (کتاب)|عدة الأصول]] درباره عمل به اخباری که توسط [[پیروان]] فرقه‌هایی همچون [[واقفیه]] و فطحیه نقل شده، نوشته است: {{عربی|"أما الفرق الذين أشاروا إليهم من الواقفة، و الفطحية و غير ذلك، فعن ذلك جوابان: أحدهما أن ما يرويه هؤلاء يجوز العمل به إذا كانوا ثقات في النقل - و إن كانوا مخطئين في الإعتقاد (من القول بالوقف)- إذا علم من اعتقادهم تمسكهم بالدين، و تحرجهم من الكذب و وضع الأحاديث، و هذه كانت طريقة جماعة عاصروا الأئمة {{عم}}، نحو عبدالله بن بكير و سماعة بن مهران و نحو بني فضال من المتأخرين عنهم و بني سماعة و من شاكلهم. فإذا علمنا أن هؤلاء الذين أشرنا إليهم و إن كانوا مخطئين في الإعتقاد من القول بالوقف و غير ذلك، كانوا ثقات في النقل فما يكون طريقة هؤلاء جاز العمل به. و الجواب الثاني أن جميع ما يرويه هؤلاء إذا اختصوا بروايته لا يعمل به، و إنما يعمل به إذا إنضاف إلى روايتهم رواية من هو على الطريقة المستقيمة و الإعتقاد الصحيح، فحينئذ يجوز العمل به. فأما إذا انفرد، فلا يجوز ذلك فيه على حال. و على هذا، سقط الإعتراض"}}<ref>عدة الأصول، ج۱، ص۱۳۳ - ۱۳۵.</ref>.


و در جایی دیگر نوشته است: {{عربی|"و إذا كان الراوي من فرق الشيعة مثل الفطحية، و الواقفة، و الناووسية و غيرهم نظر فيما يرويه:... و إن كان ما رووه ليس هناك ما يخالفه، و لا يعرف من الطائفة العمل بخلافه، وجب أيضاً العمل به إذا كان متحرجاً في روايته موثوقاً في أمانته، و إن كان مخطئاً في أصل الإعتقاد؛ ولأجل ما قلناه عملت الطائفة بأخبار الفطحية مثل عبدالله بن بكير و غيره، و أخبار الواقفة مثل... و من بعد هؤلاء بما رواه بنو فضال و بنو سماعة و الطاطريون و غيرهم فيما لم يكن عندهم فيه خلافه"}}<ref>عدة الأصول، ج۱، ص۱۵۰ - ۱۵۱.</ref>.
و در جایی دیگر نوشته است: {{عربی|"و إذا كان الراوي من فرق الشيعة مثل الفطحية، و الواقفة، و الناووسية و غيرهم نظر فيما يرويه:... و إن كان ما رووه ليس هناك ما يخالفه، و لا يعرف من الطائفة العمل بخلافه، وجب أيضاً العمل به إذا كان متحرجاً في روايته موثوقاً في أمانته، و إن كان مخطئاً في أصل الإعتقاد؛ ولأجل ما قلناه عملت الطائفة بأخبار الفطحية مثل عبدالله بن بكير و غيره، و أخبار الواقفة مثل... و من بعد هؤلاء بما رواه بنو فضال و بنو سماعة و الطاطريون و غيرهم فيما لم يكن عندهم فيه خلافه"}}<ref>عدة الأصول، ج۱، ص۱۵۰ - ۱۵۱.</ref>.


یکی از [[دلایل]] [[مشروعیت]] عمل کردن به [[روایات]] [[راویان]] غیر امامی [[ثقه]]، از جمله راویان [[فطحی]] [[مذهب]]، [[روایت]] [[امام حسن عسکری]]{{ع}} است که فرمود: {{متن حدیث|خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا}}.
یکی از [[دلایل]] [[مشروعیت]] عمل کردن به [[روایات]] [[راویان]] غیر امامی [[ثقه]]، از جمله راویان [[فطحی]] [[مذهب]]، [[روایت]] [[امام حسن عسکری]] {{ع}} است که فرمود: {{متن حدیث|خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا}}.


این روایت را [[شیخ طوسی]] در [[کتاب الغیبة]] نقل کرده است: {{متن حدیث|وَ قَالَ أَبُو الْحُسَيْنِ بْنُ تَمَّامٍ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ الْكُوفِيُّ خَادِمُ الشَّيْخِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَوْحٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ سُئِلَ الشَّيْخُ يَعْنِي أَبَا الْقَاسِمِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ كُتُبِ ابْنِ أَبِي الْعَزَاقِرِ بَعْدَ مَا ذُمَّ وَ خَرَجَتْ فِيهِ اللَّعْنَةُ فَقِيلَ لَهُ فَكَيْفَ نَعْمَلُ بِكُتُبِهِ وَ بُيُوتُنَا مِنْهَا مِلَاءٌ فَقَالَ أَقُولُ فِيهَا مَا قَالَهُ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ{{ع}} وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ كُتُبِ بَنِي فَضَّالٍ فَقَالُوا كَيْفَ نَعْمَلُ بِكُتُبِهِمْ وَ بُيُوتُنَا مِنْهَا مِلَاءٌ. فَقَالَ{{ع}}: خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا}}<ref>الغیبة (طوسی)، ص۳۹۰، ح۳۵۵.</ref>.
این روایت را [[شیخ طوسی]] در [[کتاب الغیبة]] نقل کرده است: {{متن حدیث|وَ قَالَ أَبُو الْحُسَيْنِ بْنُ تَمَّامٍ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ الْكُوفِيُّ خَادِمُ الشَّيْخِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَوْحٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ سُئِلَ الشَّيْخُ يَعْنِي أَبَا الْقَاسِمِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ كُتُبِ ابْنِ أَبِي الْعَزَاقِرِ بَعْدَ مَا ذُمَّ وَ خَرَجَتْ فِيهِ اللَّعْنَةُ فَقِيلَ لَهُ فَكَيْفَ نَعْمَلُ بِكُتُبِهِ وَ بُيُوتُنَا مِنْهَا مِلَاءٌ فَقَالَ أَقُولُ فِيهَا مَا قَالَهُ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ {{ع}} وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ كُتُبِ بَنِي فَضَّالٍ فَقَالُوا كَيْفَ نَعْمَلُ بِكُتُبِهِمْ وَ بُيُوتُنَا مِنْهَا مِلَاءٌ. فَقَالَ {{ع}}: خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا}}<ref>الغیبة (طوسی)، ص۳۹۰، ح۳۵۵.</ref>.


درباره سند و متن این [[روایت]]، [[رجالیان]] و [[فقها]] اظهار نظرهای متفاوتی کردند؛ بعضی از بزرگان سند آن را معتبر دانسته و صدور آن را از [[معصوم]]{{ع}} [[قطعی]] دانسته‌اند. [[محقق نراقی]] با تعبیر {{عربی|"بسند عال صحيح"}}<ref>عوائد الأیام، ص۴۶۶.</ref>، و شیخ اعظم [[انصاری]] با تعبیر {{عربی|"حسنٌ كالصحيح"}}<ref>کتاب الطهارة، ج۱، ص۳۵۵.</ref> از آن یاد کردند، ولی [[آیة الله خویی]] با مجهول خواندن [[ابو الحسین بن تمام]] و [[عبدالله الکوفی]] روایت را [[ضعیف]] دانسته است<ref>{{عربی|لكن هذه الرواية ضعيفة لا يمكن الإعتماد عليها، فإن عبدالله الكوفي مجهول}}؛ معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۶۸. {{عربی|الرواية ضعيفة لجهالة أبي الحسين و عبدالله الكوفي}}؛ همان، ج۱۲، ص۳۶۱. {{عربی|و لكن هذه الرواية لم تصح، فإن عبدالله الكوفي خادم الشيخ الحسين بن روح، مجهول}}؛ همان، ج۱۸، ص۵۸.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۲ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۲ ص ۱۶۱-۱۶۴.</ref>
درباره سند و متن این [[روایت]]، [[رجالیان]] و [[فقها]] اظهار نظرهای متفاوتی کردند؛ بعضی از بزرگان سند آن را معتبر دانسته و صدور آن را از [[معصوم]] {{ع}} [[قطعی]] دانسته‌اند. [[محقق نراقی]] با تعبیر {{عربی|"بسند عال صحيح"}}<ref>عوائد الأیام، ص۴۶۶.</ref>، و شیخ اعظم [[انصاری]] با تعبیر {{عربی|"حسنٌ كالصحيح"}}<ref>کتاب الطهارة، ج۱، ص۳۵۵.</ref> از آن یاد کردند، ولی [[آیة الله خویی]] با مجهول خواندن [[ابو الحسین بن تمام]] و [[عبدالله الکوفی]] روایت را [[ضعیف]] دانسته است<ref>{{عربی|لكن هذه الرواية ضعيفة لا يمكن الإعتماد عليها، فإن عبدالله الكوفي مجهول}}؛ معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۶۸. {{عربی|الرواية ضعيفة لجهالة أبي الحسين و عبدالله الكوفي}}؛ همان، ج۱۲، ص۳۶۱. {{عربی|و لكن هذه الرواية لم تصح، فإن عبدالله الكوفي خادم الشيخ الحسين بن روح، مجهول}}؛ همان، ج۱۸، ص۵۸.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۲ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۲ ص ۱۶۱-۱۶۴.</ref>


== تحقیق ==
== تحقیق ==
خط ۶۴: خط ۶۴:
مراد از أبومحمد المحمدی، [[حسن بن احمد بن القاسم بن محمد بن علی بن عبدالله بن جعفر الثانی بن عبدالله بن جعفر بن محمد بن الحنفیة بن علی بن ابی‌طالب]]، معروف به الشریف أبومحمد المحمدی البغدادی، از مشایخ نجاشی و شیخ طوسی است و مشایخ نجاشی همه ثقه هستند<ref>ر. ک: معجم رجال الحدیث، ج۲، ص۱۶۷، ش۶۸۵.</ref>.
مراد از أبومحمد المحمدی، [[حسن بن احمد بن القاسم بن محمد بن علی بن عبدالله بن جعفر الثانی بن عبدالله بن جعفر بن محمد بن الحنفیة بن علی بن ابی‌طالب]]، معروف به الشریف أبومحمد المحمدی البغدادی، از مشایخ نجاشی و شیخ طوسی است و مشایخ نجاشی همه ثقه هستند<ref>ر. ک: معجم رجال الحدیث، ج۲، ص۱۶۷، ش۶۸۵.</ref>.


نجاشی نوشته است: {{عربی|"الحسن بن أحمد بن القاسم بن محمد بن علي بن أبي طالب{{ع}} الشريف النقيب، أبو محمد، سيد في هذه الطائفة، غير أني رأيت بعض أصحابنا يغمز عليه في بعض رواياته. له كتب، منها: خصائص أميرالمؤمنين{{ع}} من القرآن، و كتاب في فضل العتق، و كتاب في طرق الحديث المروي في الصحابي. قرأت عليه فوائد كثيرة، و قرئ عليه و أنا أسمع. و مات...}}<ref>رجال النجاشی، ص۶۵، ش۱۵۲.</ref>.
نجاشی نوشته است: {{عربی|"الحسن بن أحمد بن القاسم بن محمد بن علي بن أبي طالب {{ع}} الشريف النقيب، أبو محمد، سيد في هذه الطائفة، غير أني رأيت بعض أصحابنا يغمز عليه في بعض رواياته. له كتب، منها: خصائص أميرالمؤمنين {{ع}} من القرآن، و كتاب في فضل العتق، و كتاب في طرق الحديث المروي في الصحابي. قرأت عليه فوائد كثيرة، و قرئ عليه و أنا أسمع. و مات...}}<ref>رجال النجاشی، ص۶۵، ش۱۵۲.</ref>.


و [[شیخ طوسی]] فراوان از وی با تعابیری مانند: «أبومحمد المحمدی»، «الشریف أبومحمد المحمدی» و «أبومحمد الحسن بن القاسم»<ref>ر. ک: الغیبة (طوسی)، ص۱۷۵ و ۳۸۹؛ رجال الطوسی، ص۴۴۳، ش۶۳۱۸.</ref> [[روایت]] کرده است و در مشیخه [[تهذیب الأحکام]] با تعبیر الشریف أبومحمد الحسن بن أحمد بن القاسم... أبومحمد العلوی المحمدی... النقیب الشریف<ref>تهذیب الأحکام، المشیخه، ص۸۷.</ref> روایت کرده است.
و [[شیخ طوسی]] فراوان از وی با تعابیری مانند: «أبومحمد المحمدی»، «الشریف أبومحمد المحمدی» و «أبومحمد الحسن بن القاسم»<ref>ر. ک: الغیبة (طوسی)، ص۱۷۵ و ۳۸۹؛ رجال الطوسی، ص۴۴۳، ش۶۳۱۸.</ref> [[روایت]] کرده است و در مشیخه [[تهذیب الأحکام]] با تعبیر الشریف أبومحمد الحسن بن أحمد بن القاسم... أبومحمد العلوی المحمدی... النقیب الشریف<ref>تهذیب الأحکام، المشیخه، ص۸۷.</ref> روایت کرده است.
خط ۷۰: خط ۷۰:
ثانیاً، مراد از «ابوالحسین بن تمام»، [[ابوالحسین محمد بن علی بن فضل بن تمام کوفی دهقان]] است که از بزرگان و [[مشایخ]] اجازه بوده و [[شخصیت]] جلیل القدری مانند [[تلعکبری|تَلَّعُکبری]]<ref>{{عربی|هارون بن موسی التلعكبري، يكني أبا محمد، جليل القدر، عظيم المنزلة، واسع الرواية، عديم النظير، ثقة، روى جميع الأصول و المصنفات، مات سنة خمس و ثمانين و ثلاثمائة، أخبرنا عنه جماعة من أصحابنا}}؛ رجال الطوسی، ص۴۴۹.</ref> از وی اجازه [[نقل حدیث]] داشته است.
ثانیاً، مراد از «ابوالحسین بن تمام»، [[ابوالحسین محمد بن علی بن فضل بن تمام کوفی دهقان]] است که از بزرگان و [[مشایخ]] اجازه بوده و [[شخصیت]] جلیل القدری مانند [[تلعکبری|تَلَّعُکبری]]<ref>{{عربی|هارون بن موسی التلعكبري، يكني أبا محمد، جليل القدر، عظيم المنزلة، واسع الرواية، عديم النظير، ثقة، روى جميع الأصول و المصنفات، مات سنة خمس و ثمانين و ثلاثمائة، أخبرنا عنه جماعة من أصحابنا}}؛ رجال الطوسی، ص۴۴۹.</ref> از وی اجازه [[نقل حدیث]] داشته است.


[[نجاشی]] درباره‌اش نوشته است: {{عربی|"محمد بن علي بن الفضل بن تمام بن سكين بن بنداذ بن داذمهر بن فرخ زاذ بن مياذرماه بن شهريار الأصغر، و كان لقب بسكين بسبب إعظامهم له. و كان ثقة، عيناً، صحيح الإعتقاد، جيد التصنيف. له كتب، منها: كتاب الكوفة، كتاب موضع قبر أميرالمؤمنين{{ع}}، كتاب مختصر الفرائض، كتاب الإيمان، كتاب ما روي في عدد الأئمة، كتاب الجمل في أصول شرائع الإسلام، كتاب عدد الأيام و نوادر الأخبار، كتاب الفرج، كتاب فضل الإيمان على الإسلام، كتاب الزيارات، كتاب الزهد، كتاب الوصايا، كتاب مقتل الحسين{{ع}}. أخبرنا بسائر رواياته و كتبه أبوالعباس أحمد بن علي بن نوح. و قرأت كتاب الكوفة على أبي عبدالله الحسين بن عبيدالله عنه"}}<ref>رجال النجاشی، ص۳۸۵، ش۱۰۴۶.</ref>.
[[نجاشی]] درباره‌اش نوشته است: {{عربی|"محمد بن علي بن الفضل بن تمام بن سكين بن بنداذ بن داذمهر بن فرخ زاذ بن مياذرماه بن شهريار الأصغر، و كان لقب بسكين بسبب إعظامهم له. و كان ثقة، عيناً، صحيح الإعتقاد، جيد التصنيف. له كتب، منها: كتاب الكوفة، كتاب موضع قبر أميرالمؤمنين {{ع}}، كتاب مختصر الفرائض، كتاب الإيمان، كتاب ما روي في عدد الأئمة، كتاب الجمل في أصول شرائع الإسلام، كتاب عدد الأيام و نوادر الأخبار، كتاب الفرج، كتاب فضل الإيمان على الإسلام، كتاب الزيارات، كتاب الزهد، كتاب الوصايا، كتاب مقتل الحسين {{ع}}. أخبرنا بسائر رواياته و كتبه أبوالعباس أحمد بن علي بن نوح. و قرأت كتاب الكوفة على أبي عبدالله الحسين بن عبيدالله عنه"}}<ref>رجال النجاشی، ص۳۸۵، ش۱۰۴۶.</ref>.


شیخ درباره‌اش در [[الفهرست]] نوشته است: {{عربی|"محمد بن علي بن الفضل بن تمام الكوفي الدهقان، يکني أبا الحسن: كثير الرواية، له كتب، منها كتاب الفرج في الغيبة، كبير حسن، أخبرنا برواياته كلها، الشريف أبومحمد المحمدي، رحمة الله عليه، عنه. و أخبرنا جماعة، عن أبي محمد هارون بن موسى التلعكبري، عنه"}}<ref>الفهرست (طوسی)، ص۴۴۶، ش۷۱۳.</ref>.
شیخ درباره‌اش در [[الفهرست]] نوشته است: {{عربی|"محمد بن علي بن الفضل بن تمام الكوفي الدهقان، يکني أبا الحسن: كثير الرواية، له كتب، منها كتاب الفرج في الغيبة، كبير حسن، أخبرنا برواياته كلها، الشريف أبومحمد المحمدي، رحمة الله عليه، عنه. و أخبرنا جماعة، عن أبي محمد هارون بن موسى التلعكبري، عنه"}}<ref>الفهرست (طوسی)، ص۴۴۶، ش۷۱۳.</ref>.
خط ۷۶: خط ۷۶:
و در کتاب الرجال نوشته است: {{عربی|"محمد بن علي بن الفضل بن تمام الدهقان الكوفي، يكني أبا الحسين، روى عنه التلعكبري، و سمع منه سنة أربعين و ثلاثمائة، و له منه إجازة، و أخبرنا عنه أبومحمد المحمدي"}}<ref>رجال الطوسی، ص۴۴۳، ش۶۳۲۰.</ref>.
و در کتاب الرجال نوشته است: {{عربی|"محمد بن علي بن الفضل بن تمام الدهقان الكوفي، يكني أبا الحسين، روى عنه التلعكبري، و سمع منه سنة أربعين و ثلاثمائة، و له منه إجازة، و أخبرنا عنه أبومحمد المحمدي"}}<ref>رجال الطوسی، ص۴۴۳، ش۶۳۲۰.</ref>.


و اما [[عبدالله الکوفی]] - [[خادم]] [[حسین بن روح نوبختی]] [[نایب خاص]] [[حضرت ولی عصر]]{{ع}} - گرچه مجهول است و در [[کتب رجالی]] ذکری از وی نشده است، به قرینه [[روایت]] [[راوی]] جلیل القدری مانند [[ابوالحسین بن تمام]] از وی، می‌‌توان حُسن حال، بلکه [[وثاقت]] او را استظهار کرد.
و اما [[عبدالله الکوفی]] - [[خادم]] [[حسین بن روح نوبختی]] [[نایب خاص]] [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} - گرچه مجهول است و در [[کتب رجالی]] ذکری از وی نشده است، به قرینه [[روایت]] [[راوی]] جلیل القدری مانند [[ابوالحسین بن تمام]] از وی، می‌‌توان حُسن حال، بلکه [[وثاقت]] او را استظهار کرد.


بنابراین، روایت [[امام حسن عسکری]]{{ع}} از جهت سند تمام خواهد بود.
بنابراین، روایت [[امام حسن عسکری]] {{ع}} از جهت سند تمام خواهد بود.


و اما از جهت دلالت، دال بر جواز عمل به روایت [[راویان]] غیر امامی [[ثقه]]، از جمله راویان [[فطحی]] [[مذهب]] است و اینکه [[انحراف اعتقادی]] و مذهبی، مانع از [[اعتماد]] به [[روایات]] آنها نیست.
و اما از جهت دلالت، دال بر جواز عمل به روایت [[راویان]] غیر امامی [[ثقه]]، از جمله راویان [[فطحی]] [[مذهب]] است و اینکه [[انحراف اعتقادی]] و مذهبی، مانع از [[اعتماد]] به [[روایات]] آنها نیست.
خط ۸۴: خط ۸۴:
[[کلباسی]] نوشته است: {{عربی|"الظاهر أن الغرض من الرواية المذكورة - بعد اعتبار سندها - عدم ممانعة سوء مذهب إبن فضال عن جواز العمل برواياتهم؛ نظير قوله سبحانه: {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ"}}<ref>پس، از آنچه (این جانوران شکاری) برای شما (گرفته و) نگه داشته‌اند بخورید سوره مائده، آیه ۴.</ref> حيث إن الغرض منه عدم ممانعة الإصطياد عن جواز أكل الصيد. و بعبارة أخرى: الغرض عدم كون الكلب موجباً لحرمة أكل الصيد، لا بيان حكم الصيد؛ فتدبر}}<ref>الرسائل الرجالیة (کلباسی)، ج۲، ص۱۵۷-۲۵۶.</ref>.
[[کلباسی]] نوشته است: {{عربی|"الظاهر أن الغرض من الرواية المذكورة - بعد اعتبار سندها - عدم ممانعة سوء مذهب إبن فضال عن جواز العمل برواياتهم؛ نظير قوله سبحانه: {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ"}}<ref>پس، از آنچه (این جانوران شکاری) برای شما (گرفته و) نگه داشته‌اند بخورید سوره مائده، آیه ۴.</ref> حيث إن الغرض منه عدم ممانعة الإصطياد عن جواز أكل الصيد. و بعبارة أخرى: الغرض عدم كون الكلب موجباً لحرمة أكل الصيد، لا بيان حكم الصيد؛ فتدبر}}<ref>الرسائل الرجالیة (کلباسی)، ج۲، ص۱۵۷-۲۵۶.</ref>.


[[علامه مامقانی]] نوشته است: {{عربی|"والحق أنه من الموثق كالصحيح بعد ورود الأمر من العسكري{{ع}} بالعمل بما روته بنو فضال، حيث سئل عن كتب بني فضال فقال{{ع}}: {{متن حدیث|خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا}}<ref>الغیبة (طوسی)، ص۳۹۰، ح۳۵۵.</ref>؛ فإنه نص في حجية أخبارهم كالخبر الصحيح"}}<ref>ر. ک: تنقیح المقال، ج۵، ص۴۳۶، ش۸۹۸.</ref>
[[علامه مامقانی]] نوشته است: {{عربی|"والحق أنه من الموثق كالصحيح بعد ورود الأمر من العسكري {{ع}} بالعمل بما روته بنو فضال، حيث سئل عن كتب بني فضال فقال {{ع}}: {{متن حدیث|خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا}}<ref>الغیبة (طوسی)، ص۳۹۰، ح۳۵۵.</ref>؛ فإنه نص في حجية أخبارهم كالخبر الصحيح"}}<ref>ر. ک: تنقیح المقال، ج۵، ص۴۳۶، ش۸۹۸.</ref>


و بزرگان دیگری مانند: [[شیخ حر عاملی]]<ref>ر. ک: وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۱۰۲، ح۳۳۳۲۴ و ۱۴۲، ح۳۳۴۲۸؛ ج۳۰، ص۲۳۷؛ الفصول المهمة، ج۱، ص۵۳۸، ح۷۹۶ و ۵۹۳، ح۹۲۴.</ref>، [[شیخ اعظم انصاری]]<ref>ر. ک: کتاب الصلاة، ج۲، ص۵۷۵ - ۵۷۶؛ کتاب المکاسب، ج۴، ص۳۶۶؛ کتاب النکاح، ص۳۰۹ و ۴۷۴.</ref>، [[محدث نوری]]<ref>ر. ک: مستدرک الوسائل، الخاتمة، ج۴، ص۲۴۴، ش۷۷.</ref>، [[خاقانی]]<ref>ر. ک: رجال الخاقانی، ص۲۹۶ - ۲۹۹.</ref>، [[کرباسی]]<ref>ر. ک: إکلیل المنهج، ص۱۰۰، ش۷۰.</ref>، [[ملا علی کنی]]<ref>ر. ک: توضیح المقال، ص۱۸۹.</ref>، [[جزائری]]، [[ماحوزی]] و [[کاظمی]]<ref>ر. ک: تنقیح المقال، ج۵، ص۴۳۵ - ۴۳۶، به نقل از: حاوی الأقوال، ج۳، ص۱۷۳، ش۱۱۳۵؛ بلغة المحدثین، ص۳۲۷؛ هدایة المحدثین، ص۱۷۰.</ref> با استناد به این [[حدیث]]، بنونضال را [[ثقه]] و به [[روایات]] آنها [[اعتماد]] کرده‌اند.
و بزرگان دیگری مانند: [[شیخ حر عاملی]]<ref>ر. ک: وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۱۰۲، ح۳۳۳۲۴ و ۱۴۲، ح۳۳۴۲۸؛ ج۳۰، ص۲۳۷؛ الفصول المهمة، ج۱، ص۵۳۸، ح۷۹۶ و ۵۹۳، ح۹۲۴.</ref>، [[شیخ اعظم انصاری]]<ref>ر. ک: کتاب الصلاة، ج۲، ص۵۷۵ - ۵۷۶؛ کتاب المکاسب، ج۴، ص۳۶۶؛ کتاب النکاح، ص۳۰۹ و ۴۷۴.</ref>، [[محدث نوری]]<ref>ر. ک: مستدرک الوسائل، الخاتمة، ج۴، ص۲۴۴، ش۷۷.</ref>، [[خاقانی]]<ref>ر. ک: رجال الخاقانی، ص۲۹۶ - ۲۹۹.</ref>، [[کرباسی]]<ref>ر. ک: إکلیل المنهج، ص۱۰۰، ش۷۰.</ref>، [[ملا علی کنی]]<ref>ر. ک: توضیح المقال، ص۱۸۹.</ref>، [[جزائری]]، [[ماحوزی]] و [[کاظمی]]<ref>ر. ک: تنقیح المقال، ج۵، ص۴۳۵ - ۴۳۶، به نقل از: حاوی الأقوال، ج۳، ص۱۷۳، ش۱۱۳۵؛ بلغة المحدثین، ص۳۲۷؛ هدایة المحدثین، ص۱۷۰.</ref> با استناد به این [[حدیث]]، بنونضال را [[ثقه]] و به [[روایات]] آنها [[اعتماد]] کرده‌اند.
خط ۹۶: خط ۹۶:
دقت شدید قمیین در اخذ معارف [[ناب]] اسلامی، امری است که [[مجلسی]] اول و نیز [[محقق بحرانی]]، [[وحید بهبهانی]] و [[سید بحرالعلوم]]، آن را از عوامل اعتبار [[راوی]] معروف [[ابراهیم بن هاشم قمی]] و از اسباب پذیرش [[روایات]] او معرفی کرده‌اند<ref>ر. ک: روضة المتقین، ج۶، ص۹۲؛ الحدائق الناضرة، ج۳، ص۳۵۴؛ تعلیقة علی منهج المقال، ص۲۸، ۵۵ و ۵۷؛ الفوائد الرجالیة (بحرالعلوم)، ج۱، ص۴۶۲.</ref>.
دقت شدید قمیین در اخذ معارف [[ناب]] اسلامی، امری است که [[مجلسی]] اول و نیز [[محقق بحرانی]]، [[وحید بهبهانی]] و [[سید بحرالعلوم]]، آن را از عوامل اعتبار [[راوی]] معروف [[ابراهیم بن هاشم قمی]] و از اسباب پذیرش [[روایات]] او معرفی کرده‌اند<ref>ر. ک: روضة المتقین، ج۶، ص۹۲؛ الحدائق الناضرة، ج۳، ص۳۵۴؛ تعلیقة علی منهج المقال، ص۲۸، ۵۵ و ۵۷؛ الفوائد الرجالیة (بحرالعلوم)، ج۱، ص۴۶۲.</ref>.


[[اخراج]] بعضی [[راویان]] معروف، مانند [[احمد بن محمد بن خالد]]، [[سهل بن زیاد]] و [[أبوسمینه]] توسط بزرگان سرشناسی مانند [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی]]، به سبب چیزی که [[قمی‌ها]] آن را نقطه [[ضعف]] برای راوی و برای [[مردم]] [[معتقد]] و [[دیندار]]، [[مضر]] و [[گمراه کننده]] می‌دانستند، از قبیل: نقل از راویان [[ضعیف]]، کثرت مراسیل راوی، [[غلو]] راوی در انتساب بعضی [[فضایل]] و صفات به [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} و مواردی از این قبیل، [[گواه]] بر این ادعاست.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۲ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۲ ص ۱۶۴-۱۷۰.</ref>
[[اخراج]] بعضی [[راویان]] معروف، مانند [[احمد بن محمد بن خالد]]، [[سهل بن زیاد]] و [[أبوسمینه]] توسط بزرگان سرشناسی مانند [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی]]، به سبب چیزی که [[قمی‌ها]] آن را نقطه [[ضعف]] برای راوی و برای [[مردم]] [[معتقد]] و [[دیندار]]، [[مضر]] و [[گمراه کننده]] می‌دانستند، از قبیل: نقل از راویان [[ضعیف]]، کثرت مراسیل راوی، [[غلو]] راوی در انتساب بعضی [[فضایل]] و صفات به [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]] {{عم}} و مواردی از این قبیل، [[گواه]] بر این ادعاست.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۲ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۲ ص ۱۶۴-۱۷۰.</ref>


== جوستارهای وابسته ==
== جوستارهای وابسته ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش