الگوهای تربیتی قیام عاشورا: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[الگوهای تربیتی قیام عاشورا در حدیث]] - [[الگوهای تربیتی قیام عاشورا در تاریخ اسلامی]] - [[الگوهای تربیتی قیام عاشورا در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[الگوهای تربیتی قیام عاشورا در حدیث]] - [[الگوهای تربیتی قیام عاشورا در تاریخ اسلامی]] - [[الگوهای تربیتی قیام عاشورا در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==الگوهای [[تربیتی]] [[قیام عاشورا]]== | == الگوهای [[تربیتی]] [[قیام عاشورا]] == | ||
در راستای تحقیق و [[پژوهش]] در عنوانی چون «[[امام حسین]] و [[تربیت دینی]]» و برای [[کاوش]] در [[رسالت]] اسوهیابی و [[الگوپذیری]]، لازم است مجموعههای فضیلتی را مورد مطالعه عمیق و ثمربخش قرار دهیم، تا از میان پیچوخم کوچههای [[تاریخ]] برجستهها و ترازهایی را [[گزینش]] و به عنوان مدل زیستن و مردن معرفی نماییم؛ زیرا زیستن و مردن هر دو نیازمند الگویی [[وارسته]] و [[شایسته]] است<ref>شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص۸۰۴، زیارت عاشوراء: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}}. «خدایا زندگی مرا همانند زندگی محمد و اهل بیت او و مرگ مرا همانند مرگ محمد و اهل بیت او قرار بده».</ref>. | در راستای تحقیق و [[پژوهش]] در عنوانی چون «[[امام حسین]] و [[تربیت دینی]]» و برای [[کاوش]] در [[رسالت]] اسوهیابی و [[الگوپذیری]]، لازم است مجموعههای فضیلتی را مورد مطالعه عمیق و ثمربخش قرار دهیم، تا از میان پیچوخم کوچههای [[تاریخ]] برجستهها و ترازهایی را [[گزینش]] و به عنوان مدل زیستن و مردن معرفی نماییم؛ زیرا زیستن و مردن هر دو نیازمند الگویی [[وارسته]] و [[شایسته]] است<ref>شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص۸۰۴، زیارت عاشوراء: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ {{صل}}}}. «خدایا زندگی مرا همانند زندگی محمد و اهل بیت او و مرگ مرا همانند مرگ محمد و اهل بیت او قرار بده».</ref>. | ||
میتوان گفت، [[نهضت عاشورا]] از آغاز تا سرانجام، صحنهای است که همه الگوهای تربیتی را ارائه داده و خواهان هر [[اسوه]] و الگویی را کامیاب و [[سیراب]] میکند،؛ چراکه مجموعه [[عاشورا]] تنها تبلور یک [[قیام]] ساده نیست، بلکه سرایی است که [[نمایندگان]] تمامی اقشار [[جامعه]] و در همه مراحل [[سنی]] از [[کودک]] و خردسال، [[نوجوان]] و [[جوان]] و میانسال و پیرهزن و مرد، تازهعروس و نوداماد و... در کمال نمونهبرداری از [[انسان کامل]]، درخششی خورشیدگونه پیدا میکنند تا پرتو خویش را به همه عالم برسانند و سبب زنده شدن سلولهای مرده در گوشه گوشه آن گردند. | میتوان گفت، [[نهضت عاشورا]] از آغاز تا سرانجام، صحنهای است که همه الگوهای تربیتی را ارائه داده و خواهان هر [[اسوه]] و الگویی را کامیاب و [[سیراب]] میکند،؛ چراکه مجموعه [[عاشورا]] تنها تبلور یک [[قیام]] ساده نیست، بلکه سرایی است که [[نمایندگان]] تمامی اقشار [[جامعه]] و در همه مراحل [[سنی]] از [[کودک]] و خردسال، [[نوجوان]] و [[جوان]] و میانسال و پیرهزن و مرد، تازهعروس و نوداماد و... در کمال نمونهبرداری از [[انسان کامل]]، درخششی خورشیدگونه پیدا میکنند تا پرتو خویش را به همه عالم برسانند و سبب زنده شدن سلولهای مرده در گوشه گوشه آن گردند. | ||
بر این اساس، هر فردی در هر زمینهای که بخواهید میتواند الگویی مناسب برای [[آینده]] خود برگزیند که به برخی از آنها اشاره میشود: | بر این اساس، هر فردی در هر زمینهای که بخواهید میتواند الگویی مناسب برای [[آینده]] خود برگزیند که به برخی از آنها اشاره میشود: | ||
==الگوی [[وفاداری]]== | == الگوی [[وفاداری]] == | ||
اگر چه امام حسین{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|فَإِنِّي لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى مِنْ أَصْحَابِي}}.<ref>«همانا من یاورانی باوفاتر از یارانم نمیشناسم» سید محسن امین، اعیان الشیعة، ج۱۱، ص۴۷۷.</ref>. اما سرآمد همه [[وفاداران]]، [[حضرت عباس]]{{ع}} است که [[ایثار]] و [[فداکاری]] او مرهون [[تربیت]] صحیح [[علوی]] است. اکنون این [[پرسش]] مطرح میشود که چرا [[حضرت ابوالفضل]]{{ع}} الگوی وفای صحنه [[کربلا]] معرفی میشود؟ دلالتآمیزترین جواب به این سئوال، بررسی [[رفتار]] الگویی آن [[حضرت]] در [[کربلا]] است؛ زیرا نه این که آن [[حضرت]] خود، در کربلا حضوری وصفناپذیر داشت، بلکه سه [[برادر]] خویش را نیز در مورد [[یاری رساندن]] به [[امام حسین]]{{ع}} [[ترغیب]] و [[تشویق]] میکرد و به آنان میفرمود: | اگر چه امام حسین {{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|فَإِنِّي لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى مِنْ أَصْحَابِي}}.<ref>«همانا من یاورانی باوفاتر از یارانم نمیشناسم» سید محسن امین، اعیان الشیعة، ج۱۱، ص۴۷۷.</ref>. اما سرآمد همه [[وفاداران]]، [[حضرت عباس]] {{ع}} است که [[ایثار]] و [[فداکاری]] او مرهون [[تربیت]] صحیح [[علوی]] است. اکنون این [[پرسش]] مطرح میشود که چرا [[حضرت ابوالفضل]] {{ع}} الگوی وفای صحنه [[کربلا]] معرفی میشود؟ دلالتآمیزترین جواب به این سئوال، بررسی [[رفتار]] الگویی آن [[حضرت]] در [[کربلا]] است؛ زیرا نه این که آن [[حضرت]] خود، در کربلا حضوری وصفناپذیر داشت، بلکه سه [[برادر]] خویش را نیز در مورد [[یاری رساندن]] به [[امام حسین]] {{ع}} [[ترغیب]] و [[تشویق]] میکرد و به آنان میفرمود: | ||
{{متن حدیث|يَا بَنِي أُمِّي تَقَدَّمُوا حَتَّى أَرَاكُمْ قَدْ نَصَحْتُمْ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ}}<ref>«ای فرزندان مادرم (ای برادرانم) شما زودتر سبقت بگیرید، تا من شما را در راه نصح خدا و روش پیامبر ببینیم» سید محسن امین، اعیان الشیعة، ج۱۱، ص۴۷۷.</ref>. | {{متن حدیث|يَا بَنِي أُمِّي تَقَدَّمُوا حَتَّى أَرَاكُمْ قَدْ نَصَحْتُمْ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ}}<ref>«ای فرزندان مادرم (ای برادرانم) شما زودتر سبقت بگیرید، تا من شما را در راه نصح خدا و روش پیامبر ببینیم» سید محسن امین، اعیان الشیعة، ج۱۱، ص۴۷۷.</ref>. | ||
و زمانی که [[شمر]] به عنوان سمبل [[دشمنی با امام حسین]]{{ع}} برای [[حضرت عباس]]{{ع}} [[اماننامه]] میآورد، حضرت [[اباالفضل]] در جواب فرمودند: | و زمانی که [[شمر]] به عنوان سمبل [[دشمنی با امام حسین]] {{ع}} برای [[حضرت عباس]] {{ع}} [[اماننامه]] میآورد، حضرت [[اباالفضل]] در جواب فرمودند: | ||
{{متن حدیث|تَبَّتْ يَدَاكَ وَ لُعِنَ مَا جِئْتَنَا بِهِ مِنْ أَمَانِكَ يَا عَدُوَّ اللَّهِ أَ تَأْمُرُنَا أَنْ نَتْرُكَ أَخَانَا وَ سَيِّدَنَا الْحُسَيْنَ بْنَ فَاطِمَةَ{{ع}} وَ نَدْخُلَ فِي طَاعَةِ اللُّعَنَاءِ...}}.<ref>«ای دشمن خدا، دستانت قطع باد! لعنت بر امانی که آوردهای، آیا ما را فرمان میدهی که برادر و سیدمان حسین فرزند فاطمه را رها کنیم و در طاعت تو در آییم.».. سید محسن امین، اعیان الشیعة، ج۱۱، ص۴۷۷.</ref>. | {{متن حدیث|تَبَّتْ يَدَاكَ وَ لُعِنَ مَا جِئْتَنَا بِهِ مِنْ أَمَانِكَ يَا عَدُوَّ اللَّهِ أَ تَأْمُرُنَا أَنْ نَتْرُكَ أَخَانَا وَ سَيِّدَنَا الْحُسَيْنَ بْنَ فَاطِمَةَ {{ع}} وَ نَدْخُلَ فِي طَاعَةِ اللُّعَنَاءِ...}}.<ref>«ای دشمن خدا، دستانت قطع باد! لعنت بر امانی که آوردهای، آیا ما را فرمان میدهی که برادر و سیدمان حسین فرزند فاطمه را رها کنیم و در طاعت تو در آییم.».. سید محسن امین، اعیان الشیعة، ج۱۱، ص۴۷۷.</ref>. | ||
از آن جایی که [[عباس]]{{ع}} سمت [[علمداری]] [[لشکر]] حسین{{ع}} را بر عهده داشت؛ از اینرو تا آخرین لحظه در کنار [[امام]] بود و تا آخرین لحظه عمرش با تمام توان از او [[دفاع]] کرد. در این باره مینویسند: وقتی [[علمی]] را که اباالفضل در کربلا در دست داشت، به دربار [[یزید]] آوردند، یزید دید آن [[پرچم]] جای سالمی ندارد، پرسید: چه کسی آن را حمل میکرده است؟ جواب دادند: عباس [[فرزند علی]]{{ع}}، یزید گفت: | از آن جایی که [[عباس]] {{ع}} سمت [[علمداری]] [[لشکر]] حسین {{ع}} را بر عهده داشت؛ از اینرو تا آخرین لحظه در کنار [[امام]] بود و تا آخرین لحظه عمرش با تمام توان از او [[دفاع]] کرد. در این باره مینویسند: وقتی [[علمی]] را که اباالفضل در کربلا در دست داشت، به دربار [[یزید]] آوردند، یزید دید آن [[پرچم]] جای سالمی ندارد، پرسید: چه کسی آن را حمل میکرده است؟ جواب دادند: عباس [[فرزند علی]] {{ع}}، یزید گفت: | ||
{{عربی|يكون وفاء الأخ لأخيه}}؛ «باید وفای برادر به برادر اینگونه باشد»<ref>محمد محمدی اشتهاردی، سوگنامه آل محمد{{صل}}، ص۳۰۰.</ref>. | {{عربی|يكون وفاء الأخ لأخيه}}؛ «باید وفای برادر به برادر اینگونه باشد»<ref>محمد محمدی اشتهاردی، سوگنامه آل محمد {{صل}}، ص۳۰۰.</ref>. | ||
اما اوج تجلی [[ایثار]] و [[فداکاری]] او زمانی ظاهر میشود، که آبآوری [[تشنه]]، با لبهای خشکیده از سه [[روز]] بیآبی، در امواج آب قرار گیرد و در نهایت [[تشنگی]] خود، به یاد تشنگی برادر و مولایش، آب نمیآشامد و میگوید: | اما اوج تجلی [[ایثار]] و [[فداکاری]] او زمانی ظاهر میشود، که آبآوری [[تشنه]]، با لبهای خشکیده از سه [[روز]] بیآبی، در امواج آب قرار گیرد و در نهایت [[تشنگی]] خود، به یاد تشنگی برادر و مولایش، آب نمیآشامد و میگوید: | ||
{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَا أَذُوقُ الْمَاءَ وَ سَیِّدِي الْحُسَیْنُ عَطْشَاناً}}.<ref>«به خدا قسم! آب نمینوشم، در حالی که آقایم حسین تشنه است» محمد محمدی اشتهاردی، سوگنامه آل محمد{{صل}}، ص۳۰۴.</ref>. | {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَا أَذُوقُ الْمَاءَ وَ سَیِّدِي الْحُسَیْنُ عَطْشَاناً}}.<ref>«به خدا قسم! آب نمینوشم، در حالی که آقایم حسین تشنه است» محمد محمدی اشتهاردی، سوگنامه آل محمد {{صل}}، ص۳۰۴.</ref>. | ||
این گونه [[پیروزی]] [[عشق]] و [[اعتقاد]] در اوج قله [[وفاداری]] و [[فداکاری]] تبلوری [[زیبا]] مییابد و این سخنان و [[رفتار]] [[عباس]] [[فرزند امام علی]]{{ع}} در صحنه [[عاشورا]]، الگویی است برای [[ادب]]، ولایتمداری، [[ایثار]]، [[رشادت]] و فداکاری. اکنون با بیان این نکتههای دلالتآمیز و وفاداری و فداکاری [[حضرت عباس]]{{ع}} پاسخ به [[پرسش]] مطرح نشده در بحث الگوی وفاداری، روشن است؛ چه این که آیا کسی را مییابی که با دستان قطع شده نیز بکوشد تا آب را به [[کودکان]] خردسال مولایش برساند.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۳۷.</ref> | این گونه [[پیروزی]] [[عشق]] و [[اعتقاد]] در اوج قله [[وفاداری]] و [[فداکاری]] تبلوری [[زیبا]] مییابد و این سخنان و [[رفتار]] [[عباس]] [[فرزند امام علی]] {{ع}} در صحنه [[عاشورا]]، الگویی است برای [[ادب]]، ولایتمداری، [[ایثار]]، [[رشادت]] و فداکاری. اکنون با بیان این نکتههای دلالتآمیز و وفاداری و فداکاری [[حضرت عباس]] {{ع}} پاسخ به [[پرسش]] مطرح نشده در بحث الگوی وفاداری، روشن است؛ چه این که آیا کسی را مییابی که با دستان قطع شده نیز بکوشد تا آب را به [[کودکان]] خردسال مولایش برساند.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۳۷.</ref> | ||
==[[اسوه]] [[صبر]] و [[مقاومت]]== | == [[اسوه]] [[صبر]] و [[مقاومت]] == | ||
صحنه [[کربلا]] برای [[یاران]] [[حق]]، سراسر صبر و [[استقامت]] است، اما تا سخن از صبر و مقاومت به میان میآید، نام [[زینب]] به عنوان «[[ام المصائب]]» در [[ذهن]] همگان خطور میکند. | صحنه [[کربلا]] برای [[یاران]] [[حق]]، سراسر صبر و [[استقامت]] است، اما تا سخن از صبر و مقاومت به میان میآید، نام [[زینب]] به عنوان «[[ام المصائب]]» در [[ذهن]] همگان خطور میکند. | ||
[[حضرت زینب]]{{س}} از طرفی [[مادر]] سه [[شهید]] و [[خواهر]] هشت شهید و عمه نه شهید و خاله سه شهید، نظارهگر به [[خون]] غلطیدن بیش از بیست نفر از نزدیکترین افراد [[خانواده]] خود بود. | [[حضرت زینب]] {{س}} از طرفی [[مادر]] سه [[شهید]] و [[خواهر]] هشت شهید و عمه نه شهید و خاله سه شهید، نظارهگر به [[خون]] غلطیدن بیش از بیست نفر از نزدیکترین افراد [[خانواده]] خود بود. | ||
از سوی دیگر، حامل [[رسالت]] کربلا و پیامرسان همه خونهایی بود که در آن مسلخ به [[زمین]] ریخت. او باید با [[سرپرستی]] کاروان [[اسیران]] از کربلا تا به [[کوفه]] و از کوفه تا [[شام]] و ایراد [[خطبه]] و بیان [[حقایق]] و [[اهداف]] [[قیام امام حسین]]{{ع}} در تکمیل رسالت کربلا، بر همه [[سختیها]] چیره شود. | از سوی دیگر، حامل [[رسالت]] کربلا و پیامرسان همه خونهایی بود که در آن مسلخ به [[زمین]] ریخت. او باید با [[سرپرستی]] کاروان [[اسیران]] از کربلا تا به [[کوفه]] و از کوفه تا [[شام]] و ایراد [[خطبه]] و بیان [[حقایق]] و [[اهداف]] [[قیام امام حسین]] {{ع}} در تکمیل رسالت کربلا، بر همه [[سختیها]] چیره شود. | ||
در [[سفر]] زینب از ابتدا تا سرانجام، نکتههای فراوانی وجود دارد که حکایت از [[روح]] بلند او دارد. البته با توجه به این جستارها جایی برای [[شک]] نمیماند که او [[بهترین]] الگوی صبر و استقامت در برابر همه [[مشکلات]] و مصیبتهای گوناگون است. | در [[سفر]] زینب از ابتدا تا سرانجام، نکتههای فراوانی وجود دارد که حکایت از [[روح]] بلند او دارد. البته با توجه به این جستارها جایی برای [[شک]] نمیماند که او [[بهترین]] الگوی صبر و استقامت در برابر همه [[مشکلات]] و مصیبتهای گوناگون است. | ||
بنابراین، اهدای فرزند به [[برادر]]، قبول [[نیابت خاص]] از سوی [[امام]] [[معصوم]]{{عم}}، [[سخنرانی]] در جمع شماتتگران - آن هم در اوج [[بلاغت]] -، ابراز [[کرامت]] [[ولایت]] و توجه به انجام عبادتهای [[مستحب]] در شورانگیزترین لحظهها و دشوارترین زمانها، همه و همه، نمودی از نقش الگوی [[زینب]]{{س}} به ویژه در مصبر و [[مقاومت]] را نمایان میسازد.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۴۰.</ref> | بنابراین، اهدای فرزند به [[برادر]]، قبول [[نیابت خاص]] از سوی [[امام]] [[معصوم]] {{عم}}، [[سخنرانی]] در جمع شماتتگران - آن هم در اوج [[بلاغت]] -، ابراز [[کرامت]] [[ولایت]] و توجه به انجام عبادتهای [[مستحب]] در شورانگیزترین لحظهها و دشوارترین زمانها، همه و همه، نمودی از نقش الگوی [[زینب]] {{س}} به ویژه در مصبر و [[مقاومت]] را نمایان میسازد.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۴۰.</ref> | ||
==الگوی بازگشت به [[خوبیها]]== | == الگوی بازگشت به [[خوبیها]] == | ||
[[تحول]] درونی [[انسان]]، در طول [[تاریخ]] گذشته، سابقهای دیرینه دارد و در [[کربلا]] نیز الگویی برای بازگشت به خوبیها و [[رهایی]] از دام [[زشتیها]] وجود دارد، که ابتدا [[فرمانده]] [[مخالفان]]، اما در پایان در زمره [[بهترین]] [[یاران]] [[شهید]] است. | [[تحول]] درونی [[انسان]]، در طول [[تاریخ]] گذشته، سابقهای دیرینه دارد و در [[کربلا]] نیز الگویی برای بازگشت به خوبیها و [[رهایی]] از دام [[زشتیها]] وجود دارد، که ابتدا [[فرمانده]] [[مخالفان]]، اما در پایان در زمره [[بهترین]] [[یاران]] [[شهید]] است. | ||
[[روز عاشورا]]، آن گاه که جناب [[حر]] فهمید [[جنگ]] با [[فرزند زهرا]]، جدی است و از سوی دیگر، صدای کمک خواهنده و [[هدایتگر]] حسین{{ع}} را شنید که: {{متن حدیث|أَ مَا مُغِيثٌ يُغِيثُنَا لِوَجْهِ اللَّهِ}} خود را به [[حضرت]] رساند و گفت: «من اولین کسی بودم که بر شما خروج کردم، اجازه بفرمایید اول کسی باشم که در راه شما کشته بشوم، با جدت [[مصافحه]] کنیم»<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۳.</ref>. | [[روز عاشورا]]، آن گاه که جناب [[حر]] فهمید [[جنگ]] با [[فرزند زهرا]]، جدی است و از سوی دیگر، صدای کمک خواهنده و [[هدایتگر]] حسین {{ع}} را شنید که: {{متن حدیث|أَ مَا مُغِيثٌ يُغِيثُنَا لِوَجْهِ اللَّهِ}} خود را به [[حضرت]] رساند و گفت: «من اولین کسی بودم که بر شما خروج کردم، اجازه بفرمایید اول کسی باشم که در راه شما کشته بشوم، با جدت [[مصافحه]] کنیم»<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۳.</ref>. | ||
[[امام حسین]]{{ع}} بزرگترین الگوی [[کرامت]] و [[بزرگمنشی]]، [[توبه]] او را پذیرفت و از او خواست تا استراحت کند. اما او [[اصرار]] ورزید و در آخرین لحظات، [[امام]] بر بالین او دست بر صورتش کشید و فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ الْحُرُّ كَمَا سَمَّتْكَ أُمُّكَ حُرّاً فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}.<ref>«تو همانگونه که مادرت نامت نهاد، آزادهای و تو در دنیا و آخرت آزاده هستی» بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۴، ۱۵.</ref>. | [[امام حسین]] {{ع}} بزرگترین الگوی [[کرامت]] و [[بزرگمنشی]]، [[توبه]] او را پذیرفت و از او خواست تا استراحت کند. اما او [[اصرار]] ورزید و در آخرین لحظات، [[امام]] بر بالین او دست بر صورتش کشید و فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ الْحُرُّ كَمَا سَمَّتْكَ أُمُّكَ حُرّاً فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}.<ref>«تو همانگونه که مادرت نامت نهاد، آزادهای و تو در دنیا و آخرت آزاده هستی» بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۴، ۱۵.</ref>. | ||
کدامین نادم و [[پشیمانی]] است که سر بر زانوی [[خورشید]]، در حالی که [[یقین]] به پذیرفته شدن دارد، [[جان]] بسپارد.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۴۱.</ref> | کدامین نادم و [[پشیمانی]] است که سر بر زانوی [[خورشید]]، در حالی که [[یقین]] به پذیرفته شدن دارد، [[جان]] بسپارد.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۴۱.</ref> | ||
==الگوی پایبندی به [[حجاب]] و [[عفاف]]== | == الگوی پایبندی به [[حجاب]] و [[عفاف]] == | ||
از جلوههای بارز الگوی [[تربیتی]] [[نهضت عاشورا]]، حضور [[زنان]] همراه با [[تعهد]] و پایبندی آنان به [[حرمتها]] و مراعات مسائل حجاب و عفاف است، این نکته نشانگر این مهم است که حضور [[زنان]] در بیرون از [[خانه]] برای [[دفاع از حق]] و [[ولایت]]، به شرط آنکه [[حریم]] [[عفاف]] و [[حدود الهی]] رعایت شود [[ممنوع]] نیست، بلکه گاه لازم و ضروری است. [[اهل بیت امام حسین]]{{ع}} در [[سفر]] [[کربلا]] منادی [[متانت]] و عفاف بودند، اگر چه [[سپاه کوفه]] به حریم آنان بیحرمتی کردند. | از جلوههای بارز الگوی [[تربیتی]] [[نهضت عاشورا]]، حضور [[زنان]] همراه با [[تعهد]] و پایبندی آنان به [[حرمتها]] و مراعات مسائل حجاب و عفاف است، این نکته نشانگر این مهم است که حضور [[زنان]] در بیرون از [[خانه]] برای [[دفاع از حق]] و [[ولایت]]، به شرط آنکه [[حریم]] [[عفاف]] و [[حدود الهی]] رعایت شود [[ممنوع]] نیست، بلکه گاه لازم و ضروری است. [[اهل بیت امام حسین]] {{ع}} در [[سفر]] [[کربلا]] منادی [[متانت]] و عفاف بودند، اگر چه [[سپاه کوفه]] به حریم آنان بیحرمتی کردند. | ||
«[[ام کلثوم]]» دختر علی{{ع}} وقتی به [[کوفه]] رسیدند، در جمع انبوه حاضران به سخن پرداخت و وقتی که [[مردم کوفه]] به تماشای آنان آمده بودند، فریاد زد: {{متن حدیث|يَا أَهْلَ الْكُوفَه! اما تَسْتَحْيُونَ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ انْ تَنْظُرُونَ إِلَى حَرمِ النَّبِىَّ}}.<ref>«ای مردم کوفه! آیا از خدا و رسولش شرم نمیکنید از این که به حرم و دودمان پیامبر نگاه میکنید؟» عبدالرزاق المقرم، مقتل الحسین، ص۴۰۰.</ref>. | «[[ام کلثوم]]» دختر علی {{ع}} وقتی به [[کوفه]] رسیدند، در جمع انبوه حاضران به سخن پرداخت و وقتی که [[مردم کوفه]] به تماشای آنان آمده بودند، فریاد زد: {{متن حدیث|يَا أَهْلَ الْكُوفَه! اما تَسْتَحْيُونَ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ انْ تَنْظُرُونَ إِلَى حَرمِ النَّبِىَّ}}.<ref>«ای مردم کوفه! آیا از خدا و رسولش شرم نمیکنید از این که به حرم و دودمان پیامبر نگاه میکنید؟» عبدالرزاق المقرم، مقتل الحسین، ص۴۰۰.</ref>. | ||
هنگام ورود [[اهل بیت]]{{عم}} به [[شام]] نیز، ام کلثوم، [[شمر]] راطلبید و از او خواست که آنان را از دروازهای وارد کنند که [[اجتماع]] کمتری باشد و سرهای [[مطهر]] [[شهیدان]] را دورتر نگه دارند، تا [[مردم]] به تماشای آنها پرداخته، کمتر به چهره [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} نگاه کنند. اما شمر که [[پلیدی]] ذاتی او نمایان است کاملاً برعکس خواسته او عمل کرد و [[اسیران]] را از دروازه ساعات وارد [[دمشق]] کرد<ref>سید محسن الامین، اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۸۵.</ref>. | هنگام ورود [[اهل بیت]] {{عم}} به [[شام]] نیز، ام کلثوم، [[شمر]] راطلبید و از او خواست که آنان را از دروازهای وارد کنند که [[اجتماع]] کمتری باشد و سرهای [[مطهر]] [[شهیدان]] را دورتر نگه دارند، تا [[مردم]] به تماشای آنها پرداخته، کمتر به چهره [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} نگاه کنند. اما شمر که [[پلیدی]] ذاتی او نمایان است کاملاً برعکس خواسته او عمل کرد و [[اسیران]] را از دروازه ساعات وارد [[دمشق]] کرد<ref>سید محسن الامین، اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۸۵.</ref>. | ||
همانند این از [[حضرت]] [[سکینه]] نیز نقل شده است که [[سهل بن سعد]] وقتی که فهمید این اسیران از [[دودمان]] پیامبرند، جلو رفت و از یکی از آنان پرسید، تو کیستی؟ گفت: [[سکینه دختر امام حسین]]{{ع}} پرسید: آیا کاری میتوانم برایتان انجام دهم. من [[سهل]]، [[یاور]] جدت [[رسول خدا]] هستم، حضرت سکینه فرمود: به نیزهداری که این سر را میبرد، بگو جلوتر از ما حرکت کند، تا مردم به نگاه کردن آن مشغول شوند و به [[حرم]] رسول خدا{{صل}} [[چشم]] ندوزند، فهل به سرعت رفت و چهارصد [[درهم]] به نیزهدار داده و هم [[سر مطهر]] را از زنان دور برد<ref>باقر شریف القرشی، حیاة الامام الحسین بن علی، ج۳، ص۳۷۰.</ref>. | همانند این از [[حضرت]] [[سکینه]] نیز نقل شده است که [[سهل بن سعد]] وقتی که فهمید این اسیران از [[دودمان]] پیامبرند، جلو رفت و از یکی از آنان پرسید، تو کیستی؟ گفت: [[سکینه دختر امام حسین]] {{ع}} پرسید: آیا کاری میتوانم برایتان انجام دهم. من [[سهل]]، [[یاور]] جدت [[رسول خدا]] هستم، حضرت سکینه فرمود: به نیزهداری که این سر را میبرد، بگو جلوتر از ما حرکت کند، تا مردم به نگاه کردن آن مشغول شوند و به [[حرم]] رسول خدا {{صل}} [[چشم]] ندوزند، فهل به سرعت رفت و چهارصد [[درهم]] به نیزهدار داده و هم [[سر مطهر]] را از زنان دور برد<ref>باقر شریف القرشی، حیاة الامام الحسین بن علی، ج۳، ص۳۷۰.</ref>. | ||
نمونه دلالتآمیزتر، [[اعتراض]] [[حضرت زینب]]{{س}} به [[هتک حرمت]] و [[دفاع]] از [[حجاب]] است. [[حضرت]] در [[کاخ]] [[یزید]] خطبهای بینظیر ایراد فرمود و در این زمینه نیز فرمود: | نمونه دلالتآمیزتر، [[اعتراض]] [[حضرت زینب]] {{س}} به [[هتک حرمت]] و [[دفاع]] از [[حجاب]] است. [[حضرت]] در [[کاخ]] [[یزید]] خطبهای بینظیر ایراد فرمود و در این زمینه نیز فرمود: | ||
«ای زاده [[آزادشدگان]] [[فتح مکه]]، آیا این [[عدالت]] است که [[همسران]] و [[کنیزان]] خودت را در پشت پردهها قرار دادهای، ولی [[دختران]] [[رسول خدا]]{{صل}} را به عنوان [[اسیر]]، روانه کرده، پردههای [[حرمت]] آنان را دریده، چهرههایشان را آشکار ساختهای و زیر [[سلطه]] [[دشمنان]] از شهری به شهری میگردانی، آنگونه که [[مردم]] [[شهرها]] و آبادیها و قلعهها و بیابانها به آنان مینگرند و دور و نزدیک، چهره آنان را تماشا میکنند؟.»..<ref>باقر شریف القرشی، حیاة الامام الحسین بن علی، ج۳، ص۳۷۸: {{متن حدیث|أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} سَبَايَا قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ وَ تَسْتَشْرِفُهُنَّ الْمَنَاقِلُ وَ يَتَبَرَّزْنَ لِأَهْلِ الْمَنَاهِلِ وَ يَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَرِيبُ وَ الْبَعِيدُ}}.</ref>. | «ای زاده [[آزادشدگان]] [[فتح مکه]]، آیا این [[عدالت]] است که [[همسران]] و [[کنیزان]] خودت را در پشت پردهها قرار دادهای، ولی [[دختران]] [[رسول خدا]] {{صل}} را به عنوان [[اسیر]]، روانه کرده، پردههای [[حرمت]] آنان را دریده، چهرههایشان را آشکار ساختهای و زیر [[سلطه]] [[دشمنان]] از شهری به شهری میگردانی، آنگونه که [[مردم]] [[شهرها]] و آبادیها و قلعهها و بیابانها به آنان مینگرند و دور و نزدیک، چهره آنان را تماشا میکنند؟.»..<ref>باقر شریف القرشی، حیاة الامام الحسین بن علی، ج۳، ص۳۷۸: {{متن حدیث|أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} سَبَايَا قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ وَ تَسْتَشْرِفُهُنَّ الْمَنَاقِلُ وَ يَتَبَرَّزْنَ لِأَهْلِ الْمَنَاهِلِ وَ يَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَرِيبُ وَ الْبَعِيدُ}}.</ref>. | ||
الگوی [[تربیتی]] که اکنون در پیامد این جستارها، ارائه میشود، این است که [[زینب]]{{س}} در تداوم خطی که [[حضرت زهرا]]{{س}} در [[حمایت از امام]] [[معصوم]]{{عم}} و [[افشاگری]] علیه [[ظالمان]] داشت، در [[نهضت]] [[کربلا]] دوشادوش [[حسین بن علی]]{{ع}} حضوری مؤثر داشت، اما هیچگاه [[موازین]] [[عفاف]] و حجاب را فراموش نکرد و اینگونه عفتی را به عنوان [[بهترین]] مدل تربیتی - [[دینی]] [[زنان]] [[جامعه اسلامی]] ارائه نمود. | الگوی [[تربیتی]] که اکنون در پیامد این جستارها، ارائه میشود، این است که [[زینب]] {{س}} در تداوم خطی که [[حضرت زهرا]] {{س}} در [[حمایت از امام]] [[معصوم]] {{عم}} و [[افشاگری]] علیه [[ظالمان]] داشت، در [[نهضت]] [[کربلا]] دوشادوش [[حسین بن علی]] {{ع}} حضوری مؤثر داشت، اما هیچگاه [[موازین]] [[عفاف]] و حجاب را فراموش نکرد و اینگونه عفتی را به عنوان [[بهترین]] مدل تربیتی - [[دینی]] [[زنان]] [[جامعه اسلامی]] ارائه نمود. | ||
بنابراین، زینب کبری و [[دودمان رسالت]]، چه با سخنان و چه با رفتارشان، یادآور این گوهر [[ناب]] گشتند که [[کرامت انسانی]] [[زن]] در سایه عفاف و حجاب تأمین میشود. برای زنان، زینب و [[خاندان امام حسین]]{{ع}} الگوی حجاب و عفاف است، اینان در عین مشارکت در [[حماسه]] [[عظیم]] و ادای [[رسالت]] حساس و خطیر [[اجتماعی]]، [[متانت]] و عفاف را هم مراعات کردند و [[اسوه]] و الگوی همگان شدند، تا آنجا که [[امام سجاد]]{{ع}} نیز با تمام [[مشکلات]] مراقب [[شئون]] [[عفت]] و [[پاکدامنی]] [[بانوان]] [[حماسه عاشورا]] بود و در [[کوفه]] به [[ابن زیاد]] فرمود: | بنابراین، زینب کبری و [[دودمان رسالت]]، چه با سخنان و چه با رفتارشان، یادآور این گوهر [[ناب]] گشتند که [[کرامت انسانی]] [[زن]] در سایه عفاف و حجاب تأمین میشود. برای زنان، زینب و [[خاندان امام حسین]] {{ع}} الگوی حجاب و عفاف است، اینان در عین مشارکت در [[حماسه]] [[عظیم]] و ادای [[رسالت]] حساس و خطیر [[اجتماعی]]، [[متانت]] و عفاف را هم مراعات کردند و [[اسوه]] و الگوی همگان شدند، تا آنجا که [[امام سجاد]] {{ع}} نیز با تمام [[مشکلات]] مراقب [[شئون]] [[عفت]] و [[پاکدامنی]] [[بانوان]] [[حماسه عاشورا]] بود و در [[کوفه]] به [[ابن زیاد]] فرمود: | ||
«[[مرد]] [[مسلمان]] و [[پاکدامنی]] را همراه این [[زنان]] بفرست، اگر [[اهل]] تقوایی؟»<ref>تاریخ طبری ج۴، ص۳۵۰.</ref><ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۴۲.</ref> | «[[مرد]] [[مسلمان]] و [[پاکدامنی]] را همراه این [[زنان]] بفرست، اگر [[اهل]] تقوایی؟»<ref>تاریخ طبری ج۴، ص۳۵۰.</ref><ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۴۲.</ref> | ||
==الگوی [[تربیتی]] [[مواسات]] و [[ایثار]]== | == الگوی [[تربیتی]] [[مواسات]] و [[ایثار]] == | ||
مواسات، یعنی دیگری را در [[مال]] و [[جان]]، همانند خود دیدن و دانستن، یا [[دیگری را بر خود مقدم داشتن]]<ref>لغتنامه دهخدا، ج۱۳، ص۲۰۷۹۳.</ref>، که یکی از [[زیباترین]] صفات معاشرتی است که مورد تأکید [[دین مبین اسلام]] قرار گرفته است؛ به گونهای که در برخی از [[روایات]] در کنار [[نماز اول وقت]] جزء صفات ویژه [[مؤمنان]]<ref>محدث قمی، سفینة البحار، ج۱، ص۲۳.</ref> و یا معیار و تراز [[شناخت]] [[شیعه]] از غیر آن<ref>بحار الانوار، ج۷۱، ص۳۹۱.</ref> و وسیله [[تقرب]] به خداست: {{متن حدیث|تَقَرَّبُوا إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِمُوَاسَاةِ إِخْوَانِكُمْ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۱، ص۳۹۱.</ref>. | مواسات، یعنی دیگری را در [[مال]] و [[جان]]، همانند خود دیدن و دانستن، یا [[دیگری را بر خود مقدم داشتن]]<ref>لغتنامه دهخدا، ج۱۳، ص۲۰۷۹۳.</ref>، که یکی از [[زیباترین]] صفات معاشرتی است که مورد تأکید [[دین مبین اسلام]] قرار گرفته است؛ به گونهای که در برخی از [[روایات]] در کنار [[نماز اول وقت]] جزء صفات ویژه [[مؤمنان]]<ref>محدث قمی، سفینة البحار، ج۱، ص۲۳.</ref> و یا معیار و تراز [[شناخت]] [[شیعه]] از غیر آن<ref>بحار الانوار، ج۷۱، ص۳۹۱.</ref> و وسیله [[تقرب]] به خداست: {{متن حدیث|تَقَرَّبُوا إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِمُوَاسَاةِ إِخْوَانِكُمْ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۱، ص۳۹۱.</ref>. | ||
حماسهآفرینان [[عاشورا]] [[بهترین]] الگوی این [[خصلت]] برجسته بودند، بلکه آنان از «مواساة» نیز عبور کرده به ایثار رسیدهاند، [[یاران امام]] نسبت به [[امام]] و [[یاران]] نسبت به یکدیگر چنین حالتی داشتند و از بذل هیچ چیز مضایقه نداشتند و به این مواسات، [[افتخار]] میکردند. | حماسهآفرینان [[عاشورا]] [[بهترین]] الگوی این [[خصلت]] برجسته بودند، بلکه آنان از «مواساة» نیز عبور کرده به ایثار رسیدهاند، [[یاران امام]] نسبت به [[امام]] و [[یاران]] نسبت به یکدیگر چنین حالتی داشتند و از بذل هیچ چیز مضایقه نداشتند و به این مواسات، [[افتخار]] میکردند. | ||
شخص امام{{ع}} در راه [[کربلا]] پس از برخورد با [[سپاه]] [[حر]]، و گفتوگوی طولانی با آنان، سروده [[شاعری]] را بر زبان آوردند که معنایش این است: | شخص امام {{ع}} در راه [[کربلا]] پس از برخورد با [[سپاه]] [[حر]]، و گفتوگوی طولانی با آنان، سروده [[شاعری]] را بر زبان آوردند که معنایش این است: | ||
«من به راه خودم میروم؛ [[مرگ]]، برای [[جوانمردی]] که [[نیت]] خیر کند و [[جهاد]] نماید و با مردان [[صالح]]، مواسات به جان داشته باشد، هیچ [[عار]] و [[ننگ]] نیست»<ref>بحار الانوار، ج۴، ص۲۳۸. </ref>. | «من به راه خودم میروم؛ [[مرگ]]، برای [[جوانمردی]] که [[نیت]] خیر کند و [[جهاد]] نماید و با مردان [[صالح]]، مواسات به جان داشته باشد، هیچ [[عار]] و [[ننگ]] نیست»<ref>بحار الانوار، ج۴، ص۲۳۸. </ref>. | ||
و در [[تاریکی]] شب به یاران خویش فرمود: | و در [[تاریکی]] شب به یاران خویش فرمود: | ||
{{متن حدیث|مَنْ وَاسَانَا بِنَفْسِهِ كانَ مَعَنا غَداً فِي الْجِنانِ نَجِيّاً مِنْ غَضَبِ الرَّحْمنِ}}<ref>«هر کس با جانش، با ما مواسات داشته باشد، فردای قیامت در بهشت با ما خواهد بود و از خشم الهی نجات پیدا خواهد کرد» موسوعة کلمات الحسین، ص۳۹۹.</ref>. | {{متن حدیث|مَنْ وَاسَانَا بِنَفْسِهِ كانَ مَعَنا غَداً فِي الْجِنانِ نَجِيّاً مِنْ غَضَبِ الرَّحْمنِ}}<ref>«هر کس با جانش، با ما مواسات داشته باشد، فردای قیامت در بهشت با ما خواهد بود و از خشم الهی نجات پیدا خواهد کرد» موسوعة کلمات الحسین، ص۳۹۹.</ref>. | ||
یکی از زیباترین جلوههای مواسات - بلکه ایثار - وقتی است که میان [[اصحاب]] و [[بنیهاشم]]، پیش مرگی مطرح میشود، آن گاه که [[عباس]]{{ع}} به [[بنیهاشم]] میفرماید: | یکی از زیباترین جلوههای مواسات - بلکه ایثار - وقتی است که میان [[اصحاب]] و [[بنیهاشم]]، پیش مرگی مطرح میشود، آن گاه که [[عباس]] {{ع}} به [[بنیهاشم]] میفرماید: | ||
«[[اصحاب]]، غریبه به حساب میآیند، بار سنگین را باید اهلش بردارند. فردا صبح، شما نخستین گروهی باشید، که به میدان میروید، ما پیش از آنان به استقبال [[مرگ]] میرویم، تا [[مردم]] نگویند، اصحاب را جلوتر از خودشان به میدان فرستادند.»... | «[[اصحاب]]، غریبه به حساب میآیند، بار سنگین را باید اهلش بردارند. فردا صبح، شما نخستین گروهی باشید، که به میدان میروید، ما پیش از آنان به استقبال [[مرگ]] میرویم، تا [[مردم]] نگویند، اصحاب را جلوتر از خودشان به میدان فرستادند.»... | ||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
گفتند: «آمدهایم تا [[غریب]] [[زهرا]] را [[یاری]] کنیم». حبیب گفت: «صبح فردا چه میکنید؟» گفتند: «هر آنچه بگویی گوش میکنیم». گفت: «صبح که شد، شما اولین افرادی باشید که به میدان میروید، ما زودتر به [[مبارزه]] میپردازیم. مبادا یکی از بنیهاشم خونآلود شود، در حالی که ما جانی در [[بدن]] و خونی در رگ داریم، تا مردم نگویند سروران خود را به [[جنگ]] فرستادند و از [[فداکاری]] دریغ کردند». | گفتند: «آمدهایم تا [[غریب]] [[زهرا]] را [[یاری]] کنیم». حبیب گفت: «صبح فردا چه میکنید؟» گفتند: «هر آنچه بگویی گوش میکنیم». گفت: «صبح که شد، شما اولین افرادی باشید که به میدان میروید، ما زودتر به [[مبارزه]] میپردازیم. مبادا یکی از بنیهاشم خونآلود شود، در حالی که ما جانی در [[بدن]] و خونی در رگ داریم، تا مردم نگویند سروران خود را به [[جنگ]] فرستادند و از [[فداکاری]] دریغ کردند». | ||
همه شمشیرها را کشیدند و گفتند: «همه ما با تو همعقیدهایم»<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۴۰۹.</ref>. | همه شمشیرها را کشیدند و گفتند: «همه ما با تو همعقیدهایم»<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین {{ع}}، ص۴۰۹.</ref>. | ||
و آنگاه که دو تن از [[جوانان]] [[غفاری]]، [[خدمت]] [[امام حسین]]{{ع}} آمده و اجازه میدان رفتن خواستند، [[امام]] به آن دو فرمود: [[خداوند]] [[بهترین]] [[پاداش نیک]] را به شما دهد که اینگونه حاضر به یاری و [[مواسات]] من هستید<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۹.</ref>. | و آنگاه که دو تن از [[جوانان]] [[غفاری]]، [[خدمت]] [[امام حسین]] {{ع}} آمده و اجازه میدان رفتن خواستند، [[امام]] به آن دو فرمود: [[خداوند]] [[بهترین]] [[پاداش نیک]] را به شما دهد که اینگونه حاضر به یاری و [[مواسات]] من هستید<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۹.</ref>. | ||
و در [[زیارتنامه]] [[حضرت عباس]]، از این [[خصلت]] برجسته او چنین یاد شده است: {{متن حدیث|فَنِعْمَ الْأَخُ الْمُوَاسِي}}<ref>شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارتنامه حضرت عباس{{ع}}، ص۴۳۶.</ref>، {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ وَ الصِّدِّيقُ الْمُوَاسِي...}}<ref>شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت امام حسین در روز عید قربان، ص۴۴۸.</ref>. | و در [[زیارتنامه]] [[حضرت عباس]]، از این [[خصلت]] برجسته او چنین یاد شده است: {{متن حدیث|فَنِعْمَ الْأَخُ الْمُوَاسِي}}<ref>شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارتنامه حضرت عباس {{ع}}، ص۴۳۶.</ref>، {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ وَ الصِّدِّيقُ الْمُوَاسِي...}}<ref>شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت امام حسین در روز عید قربان، ص۴۴۸.</ref>. | ||
این [[روح]] مقدم داشتن دیگران بر خویش، و [[جان نثاری]]، بهترین الگوی [[تربیتی]] برای [[مسلمانان]] [[جهان اسلام]] است تا یکدیگر را در [[گرفتاری]] [[یار]] باشند، چه این که مواسات [[دینی]]، تضمینی برای دلگرمی [[مجاهدان]] راه خداست تا در برابر [[دشمنان]]، تنها نمانند.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۴۶.</ref> | این [[روح]] مقدم داشتن دیگران بر خویش، و [[جان نثاری]]، بهترین الگوی [[تربیتی]] برای [[مسلمانان]] [[جهان اسلام]] است تا یکدیگر را در [[گرفتاری]] [[یار]] باشند، چه این که مواسات [[دینی]]، تضمینی برای دلگرمی [[مجاهدان]] راه خداست تا در برابر [[دشمنان]]، تنها نمانند.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۴۶.</ref> | ||
==الگوی [[رازداری]]== | == الگوی [[رازداری]] == | ||
مأموران [[ابن زیاد]] «[[قیس بن مسهر]]» نامهرسان [[امام]]{{ع}} را در «[[قادسیه]]» دستگیر کردند. از اینرو، [[قیس]] برای [[حفظ]] [[اسرار]]، [[نامه]] را پاره کرد. در بازجویی به او گفتند:چرا نامه را پاره کردی؟ گفت: برای این که شما از مطالب آن [[آگاه]] نشوید، گفتند تو را رها نمیکنیم، تا اسامی آنهایی را که امام برای آنان نامه نوشته است، بگویی و به روی [[منبر]] به علی و فرزندانش [[دشنام]] دهی؛ در غیر این صورت تو را قطعه قطعه میکنیم. | مأموران [[ابن زیاد]] «[[قیس بن مسهر]]» نامهرسان [[امام]] {{ع}} را در «[[قادسیه]]» دستگیر کردند. از اینرو، [[قیس]] برای [[حفظ]] [[اسرار]]، [[نامه]] را پاره کرد. در بازجویی به او گفتند:چرا نامه را پاره کردی؟ گفت: برای این که شما از مطالب آن [[آگاه]] نشوید، گفتند تو را رها نمیکنیم، تا اسامی آنهایی را که امام برای آنان نامه نوشته است، بگویی و به روی [[منبر]] به علی و فرزندانش [[دشنام]] دهی؛ در غیر این صورت تو را قطعه قطعه میکنیم. | ||
گفت: اساسی را نمیدانم، اما دشنام میدهم. او بالای منبر میرود و پس از [[حمد]] و [[ثنای الهی]]، به [[لعن]] و دشنام ابنزیاد و [[بنیامیه]] و [[صلوات]] و دورد بر [[عقلی]] و فرزندانش، لب به سخن میگشاید و میگوید: من فرستاده حسینم، به دعوتش پاسخ گویید و او را [[یاری]] کنید، در این هنگام او را از بالای [[دارالاماره]] به پایین پرتاب کردند و به اینگونه او را به [[شهادت]] رساندند<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۷۰.</ref>. | گفت: اساسی را نمیدانم، اما دشنام میدهم. او بالای منبر میرود و پس از [[حمد]] و [[ثنای الهی]]، به [[لعن]] و دشنام ابنزیاد و [[بنیامیه]] و [[صلوات]] و دورد بر [[عقلی]] و فرزندانش، لب به سخن میگشاید و میگوید: من فرستاده حسینم، به دعوتش پاسخ گویید و او را [[یاری]] کنید، در این هنگام او را از بالای [[دارالاماره]] به پایین پرتاب کردند و به اینگونه او را به [[شهادت]] رساندند<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۷۰.</ref>. | ||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
همانطور که [[مشاهده]] میشود، قیس به عنوان یکی از [[بهترین]] الگوهای [[تربیتی]] صحنه [[عاشورا]] است، چه اینکه الگوهای دیگری همچون: [[تشویق]] به [[خوبیها]] توسط همسرش «[[دلهم]]»<ref>مقتل الحسین، مقرم، ص۲۰۸.</ref>، الگوی [[نماز اول وقت]]<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۲۱.</ref>، الگوی [[ادب]] در «جون»<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۲۲.</ref>، قومیتزدایی و [[شهیدان]] ترک و [[فارس]]<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۳۰.</ref>، و بسیاری الگوهای دیگر در زمینههای متفاوت وجود دارد، که نیازمند تحقیقی گسترده میباشد، در این راستا است.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۴۹.</ref> | همانطور که [[مشاهده]] میشود، قیس به عنوان یکی از [[بهترین]] الگوهای [[تربیتی]] صحنه [[عاشورا]] است، چه اینکه الگوهای دیگری همچون: [[تشویق]] به [[خوبیها]] توسط همسرش «[[دلهم]]»<ref>مقتل الحسین، مقرم، ص۲۰۸.</ref>، الگوی [[نماز اول وقت]]<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۲۱.</ref>، الگوی [[ادب]] در «جون»<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۲۲.</ref>، قومیتزدایی و [[شهیدان]] ترک و [[فارس]]<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۳۰.</ref>، و بسیاری الگوهای دیگر در زمینههای متفاوت وجود دارد، که نیازمند تحقیقی گسترده میباشد، در این راستا است.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۴۹.</ref> | ||
==نتیجهگیری== | == نتیجهگیری == | ||
[[سیره امام حسین]]{{ع}} و [[قیام]] عاشوراییاش پرتو [[کاملترین]] الگوهای ماندگار در [[تاریخ]] [[بشر]] است، که [[زیباترین]] و ملموسترین جلوههای [[انسانی]] [[تربیت یافته]] را به تصویر میکشند و آن را مدل برای [[آینده]] و مسیر حرکت همگان قرار میدهند، بنابراین [[سرور]] شهیدان و همه [[رفتار]] و گفتارش [[کوثر]] بیانتهای [[تربیت]] [[انسان]] به شمار میرود.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۵۰.</ref> | [[سیره امام حسین]] {{ع}} و [[قیام]] عاشوراییاش پرتو [[کاملترین]] الگوهای ماندگار در [[تاریخ]] [[بشر]] است، که [[زیباترین]] و ملموسترین جلوههای [[انسانی]] [[تربیت یافته]] را به تصویر میکشند و آن را مدل برای [[آینده]] و مسیر حرکت همگان قرار میدهند، بنابراین [[سرور]] شهیدان و همه [[رفتار]] و گفتارش [[کوثر]] بیانتهای [[تربیت]] [[انسان]] به شمار میرود.<ref>[[محمد علی قاسمی|قاسمی، محمد علی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص۵۰.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||