جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
}} | }} | ||
==[[تدبر]] قبل از انجام کار== | == [[تدبر]] قبل از انجام کار == | ||
«شخصی [[خدمت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} آمد و عرض کرد: نصیحتی به من بفرمایید! فرمود: آیا اگر تو را نصیحتی کنم، عمل خواهی کرد؟ آن مرد در جواب گفت: بلی و تا سه مرتبه این سؤال و جواب بین رسول اکرم{{صل}} و آن مرد رد و بدل شد. در هر مرتبه رسول اکرم{{صل}} به او میفرمود: آیا اگر [[دستوری]] بدهم، عمل خواهی کرد؟ او در جواب گفت: بلی، عمل خواهم کرد. پس از [[تعهد]] مؤکدی که رسول اکرم{{صل}} از آن مرد گرفت، به او فرمود: {{متن حدیث|إِذَا هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ}}؛ «هرگاه [[تصمیم]] به انجام کاری گرفتی، اول [[تدبیر]] و [[تفکر]] کن و [[عاقبت]] و نتیجه آن را ببین». اگر [[رشد]] و [[هدایت]] است، آن را تعقیب کن و اگر [[شر]] و [[ضلالت]] است، از آن دوری کن. | «شخصی [[خدمت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} آمد و عرض کرد: نصیحتی به من بفرمایید! فرمود: آیا اگر تو را نصیحتی کنم، عمل خواهی کرد؟ آن مرد در جواب گفت: بلی و تا سه مرتبه این سؤال و جواب بین رسول اکرم {{صل}} و آن مرد رد و بدل شد. در هر مرتبه رسول اکرم {{صل}} به او میفرمود: آیا اگر [[دستوری]] بدهم، عمل خواهی کرد؟ او در جواب گفت: بلی، عمل خواهم کرد. پس از [[تعهد]] مؤکدی که رسول اکرم {{صل}} از آن مرد گرفت، به او فرمود: {{متن حدیث|إِذَا هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ}}؛ «هرگاه [[تصمیم]] به انجام کاری گرفتی، اول [[تدبیر]] و [[تفکر]] کن و [[عاقبت]] و نتیجه آن را ببین». اگر [[رشد]] و [[هدایت]] است، آن را تعقیب کن و اگر [[شر]] و [[ضلالت]] است، از آن دوری کن. | ||
از شیوه تعهد گرفتن رسول اکرم{{صل}} از آن مرد معلوم میشود که برای این جمله، فوقالعاده اهمیت قائل بوده است و میخواهد به ما بفهماند که باید به [[فکر]] و تدبر [[عادت]] داشته باشیم و در هیچ کاری پیش از آنکه کاملاً آن را زیر و رو کنیم و نتایج و عواقب آن را بسنجیم، وارد نشویم. | از شیوه تعهد گرفتن رسول اکرم {{صل}} از آن مرد معلوم میشود که برای این جمله، فوقالعاده اهمیت قائل بوده است و میخواهد به ما بفهماند که باید به [[فکر]] و تدبر [[عادت]] داشته باشیم و در هیچ کاری پیش از آنکه کاملاً آن را زیر و رو کنیم و نتایج و عواقب آن را بسنجیم، وارد نشویم. | ||
این [[فضیلت اخلاقی]] نیز مانند دیگر [[فضایل اخلاقی]]، تمرین و ممارست و [[مجاهدت]] لازم دارد. اولاً اندوخته عملی و [[سرمایه]] [[فکری]] لازم است. ثانیاً [[انسان]] باید مدتی با [[زحمت]] خود را وادار کند که در پیشامدها و [[تصمیمها]] زیاد فکر کند و تا عواقب و نتایج کاری را کاملاً نسنجد، به هیجانات درونی خود ترتیب اثر ندهد. | این [[فضیلت اخلاقی]] نیز مانند دیگر [[فضایل اخلاقی]]، تمرین و ممارست و [[مجاهدت]] لازم دارد. اولاً اندوخته عملی و [[سرمایه]] [[فکری]] لازم است. ثانیاً [[انسان]] باید مدتی با [[زحمت]] خود را وادار کند که در پیشامدها و [[تصمیمها]] زیاد فکر کند و تا عواقب و نتایج کاری را کاملاً نسنجد، به هیجانات درونی خود ترتیب اثر ندهد. | ||
از [[سخنان رسول اکرم]]{{صل}} است: {{متن حدیث|مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي الْفَقْرَ وَ لَكِنْ أَخَافُ عَلَيْهِمْ سُوءَ التَّدْبِيرِ}}؛ یعنی [[نگرانی]] من بر امتم از ناحیه [[فقر]] نیست. فقر، دردی است که علاجش دشوار نیست. نگرانی من از ناحیه [[سوء]] تدبیر و قلت [[میزان]] [[منطق]] و [[استدلال]] است. | از [[سخنان رسول اکرم]] {{صل}} است: {{متن حدیث|مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي الْفَقْرَ وَ لَكِنْ أَخَافُ عَلَيْهِمْ سُوءَ التَّدْبِيرِ}}؛ یعنی [[نگرانی]] من بر امتم از ناحیه [[فقر]] نیست. فقر، دردی است که علاجش دشوار نیست. نگرانی من از ناحیه [[سوء]] تدبیر و قلت [[میزان]] [[منطق]] و [[استدلال]] است. | ||
[[حدیث]] دیگری از رسول اکرم{{صل}} [[مأثور]] است که ضمناً مشتمل بر داستانی است و عملاً در آن داستان، [[تدبیر]] ورزیدن و [[پیروی]] از [[منطق]] و پیروی نکردن از [[احساسات]] دیده میشود. | [[حدیث]] دیگری از رسول اکرم {{صل}} [[مأثور]] است که ضمناً مشتمل بر داستانی است و عملاً در آن داستان، [[تدبیر]] ورزیدن و [[پیروی]] از [[منطق]] و پیروی نکردن از [[احساسات]] دیده میشود. | ||
مردی از [[اعراب]] [[خدمت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} آمد و از او نصیحتی خواست. رسول اکرم{{صل}} در جواب او یک جمله کوتاه فرمود و آن اینکه: {{متن حدیث|لَا تَغْضَبْ}}؛ یعنی [[خشم]] نگیر. آن مرد هم به همین مقدار [[قناعت]] کرد و به [[قبیله]] خود برگشت. تصادفاً وقتی رسید که بر اثر حادثهای بین قبیله او و یک قبیله دیگر [[نزاع]] رخ داده بود و دو طرف [[صفآرایی]] کرده و آماده [[حمله]] به یکدیگر بودند. آن مرد روی [[خوی]] و [[عادت]] قدیم و [[تعصب قومی]] تهییج شد و برای [[حمایت]] از [[قوم]] خود [[سلاح]] به تن کرد و در صف قوم خود ایستاد. در همین حال، گفتار رسول اکرم{{صل}} به یادش آمد که نباید خشم و [[غضب]] را در خود راه بدهد. خشم خود را فرو خورد و به [[اندیشه]] فرو رفت. تکانی خورد و منطقش بیدار شد. با خود [[فکر]] کرد که چرا بیجهت باید دو دسته از افراد [[بشر]] به روی یکدیگر [[شمشیر]] بکشند. خود را به صف [[دشمن]] نزدیک کرد و حاضر شد آنچه آنها به عنوان دیه و غرامت میخواهند، از [[مال]] خود بدهد. آنها نیز که چنین [[فتوت]] و [[مردانگی]] را از او دیدند، از [[دعاوی]] خود چشم پوشیدند. غائله ختم شد و آتشی که از غلیان احساسات افروخته شده بود، با آب [[عقل]] و منطق خاموش گشت»<ref>مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص۲۴۱-۲۴۴.</ref><ref>[[حسن اردشیری لاجیمی|اردشیری لاجیمی، حسن]]، [[سیره نبوی از نگاه استاد مطهری (کتاب)|سیره نبوی از نگاه استاد مطهری]] ص ۶۱.</ref>. | مردی از [[اعراب]] [[خدمت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} آمد و از او نصیحتی خواست. رسول اکرم {{صل}} در جواب او یک جمله کوتاه فرمود و آن اینکه: {{متن حدیث|لَا تَغْضَبْ}}؛ یعنی [[خشم]] نگیر. آن مرد هم به همین مقدار [[قناعت]] کرد و به [[قبیله]] خود برگشت. تصادفاً وقتی رسید که بر اثر حادثهای بین قبیله او و یک قبیله دیگر [[نزاع]] رخ داده بود و دو طرف [[صفآرایی]] کرده و آماده [[حمله]] به یکدیگر بودند. آن مرد روی [[خوی]] و [[عادت]] قدیم و [[تعصب قومی]] تهییج شد و برای [[حمایت]] از [[قوم]] خود [[سلاح]] به تن کرد و در صف قوم خود ایستاد. در همین حال، گفتار رسول اکرم {{صل}} به یادش آمد که نباید خشم و [[غضب]] را در خود راه بدهد. خشم خود را فرو خورد و به [[اندیشه]] فرو رفت. تکانی خورد و منطقش بیدار شد. با خود [[فکر]] کرد که چرا بیجهت باید دو دسته از افراد [[بشر]] به روی یکدیگر [[شمشیر]] بکشند. خود را به صف [[دشمن]] نزدیک کرد و حاضر شد آنچه آنها به عنوان دیه و غرامت میخواهند، از [[مال]] خود بدهد. آنها نیز که چنین [[فتوت]] و [[مردانگی]] را از او دیدند، از [[دعاوی]] خود چشم پوشیدند. غائله ختم شد و آتشی که از غلیان احساسات افروخته شده بود، با آب [[عقل]] و منطق خاموش گشت»<ref>مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص۲۴۱-۲۴۴.</ref><ref>[[حسن اردشیری لاجیمی|اردشیری لاجیمی، حسن]]، [[سیره نبوی از نگاه استاد مطهری (کتاب)|سیره نبوی از نگاه استاد مطهری]] ص ۶۱.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||