تربیت در معارف و سیره فاطمی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
}} | }} | ||
==ویژگیهای [[تربیت اسلامی]]== | == ویژگیهای [[تربیت اسلامی]] == | ||
[[تربیت]] از ریشه «ربو» و به معنای پرورش و [[رشد دادن]] است و در کاربرد مطلق و بدون قید درباره [[انسان]] و غیر انسان، همچون حیوانات و نباتات به کار میرود. چنان که درباره انسان نیز اختصاص به استعدادهای [[معنوی]]، مانند [[علم]] و [[ایمان]] ندارد؛ بلکه شامل هر گونه استعدادی میشود. بنابراین، در تعریف تربیت با مفهوم گسترده آن میتوان گفت: «تربیت عبارت است از رشد دادن و یا فراهم کردن زمینه [[رشد]] و [[شکوفایی استعدادها]] و به فعلیت رساندن قوای نهفته یک موجود»<ref>آیین تزکیه، ص۲۰.</ref>. | [[تربیت]] از ریشه «ربو» و به معنای پرورش و [[رشد دادن]] است و در کاربرد مطلق و بدون قید درباره [[انسان]] و غیر انسان، همچون حیوانات و نباتات به کار میرود. چنان که درباره انسان نیز اختصاص به استعدادهای [[معنوی]]، مانند [[علم]] و [[ایمان]] ندارد؛ بلکه شامل هر گونه استعدادی میشود. بنابراین، در تعریف تربیت با مفهوم گسترده آن میتوان گفت: «تربیت عبارت است از رشد دادن و یا فراهم کردن زمینه [[رشد]] و [[شکوفایی استعدادها]] و به فعلیت رساندن قوای نهفته یک موجود»<ref>آیین تزکیه، ص۲۰.</ref>. | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
در روایات، از واژههای «[[تهذیب]]»، «[[تأدیب]]»، «[[تنزیه]]» و «[[تطهیر]]» نیز برای تربیت اسلامی استفاده شده است که همه آنها ناظر به یک [[حقیقت]]، یعنی پالایش و تزکیه نفس است<ref>آیین تزکیه، ص۲۰ - ۲۱.</ref>. | در روایات، از واژههای «[[تهذیب]]»، «[[تأدیب]]»، «[[تنزیه]]» و «[[تطهیر]]» نیز برای تربیت اسلامی استفاده شده است که همه آنها ناظر به یک [[حقیقت]]، یعنی پالایش و تزکیه نفس است<ref>آیین تزکیه، ص۲۰ - ۲۱.</ref>. | ||
نکته دیگر آنکه منظور ما از [[تربیت]] در این فصل مفهوم عام آن است که شامل [[تعلیم]] نیز خواهد بود؛ چنان که منظور از ویژگیها، مجموعهای از [[باورها]] و عمل است که [[خداوند]] امکان تحقق آنها را در ذات [[انسان]] فراهم کرده است و انسان در پرتو [[تربیت اسلامی]] و با کمک و [[راهنمایی]] [[مربیان الهی]]، یعنی [[پیامبران]] و [[امامان معصوم]]{{عم}} آنها را در نفس خویش پدید میآورد و بالنده میسازد و در [[روابط اجتماعی]] عینیت میبخشد.<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[درآمدی بر سیره فاطمی (کتاب)|درآمدی بر سیره فاطمی]]، ص ۱۱.</ref> | نکته دیگر آنکه منظور ما از [[تربیت]] در این فصل مفهوم عام آن است که شامل [[تعلیم]] نیز خواهد بود؛ چنان که منظور از ویژگیها، مجموعهای از [[باورها]] و عمل است که [[خداوند]] امکان تحقق آنها را در ذات [[انسان]] فراهم کرده است و انسان در پرتو [[تربیت اسلامی]] و با کمک و [[راهنمایی]] [[مربیان الهی]]، یعنی [[پیامبران]] و [[امامان معصوم]] {{عم}} آنها را در نفس خویش پدید میآورد و بالنده میسازد و در [[روابط اجتماعی]] عینیت میبخشد.<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[درآمدی بر سیره فاطمی (کتاب)|درآمدی بر سیره فاطمی]]، ص ۱۱.</ref> | ||
==ویژگیها== | == ویژگیها == | ||
هر تعلیم و [[تربیتی]] ویژگیهایی دارد. [[تعلیم و تربیت]] [[اسلامی]] نیز دارای ویژگیهایی است، از جمله: | هر تعلیم و [[تربیتی]] ویژگیهایی دارد. [[تعلیم و تربیت]] [[اسلامی]] نیز دارای ویژگیهایی است، از جمله: | ||
۱. [[الهی]] بودن: تربیت اسلامی تربیتی الهی است و ریشه در [[ایمان]] و [[فطرت آدمی]] دارد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[حدیث]] معروف میفرماید: | ۱. [[الهی]] بودن: تربیت اسلامی تربیتی الهی است و ریشه در [[ایمان]] و [[فطرت آدمی]] دارد. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[حدیث]] معروف میفرماید: | ||
{{متن حدیث| أَدَّبَنِي رَبِّي فَأَحْسَنَ تَأْدِيبِي}}<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۳۳.</ref>؛ | {{متن حدیث| أَدَّبَنِي رَبِّي فَأَحْسَنَ تَأْدِيبِي}}<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۳۳.</ref>؛ | ||
[[پروردگار]] من مرا تربیت کرد و چه [[نیکو]] تربیت کرد. | [[پروردگار]] من مرا تربیت کرد و چه [[نیکو]] تربیت کرد. | ||
گستره [[تربیت الهی]] - طبق آنچه در [[قرآن کریم]] آمده است - باره همه افراد [[بشر]]، چه پیامبران و چه افراد عادی را در بر میگیرد. [[آیات]] زیادی به موضوع تربیت الهی [[رهبران دینی]] اشاره دارد<ref>به عنوان نمونه ر.ک: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۳۰؛ {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}} «و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷؛ {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا}} «و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند و خداوند کتاب و فرزانگی بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است» سوره نساء، آیه ۱۱۳؛ {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}} «و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲؛ {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ}} «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید * آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید * بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است * همان که با قلم آموزش داد * به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.</ref>. در خصوص [[تربیت الهی]] نسبت به سایر [[بندگان]] در [[آیات]] مربوط به [[بعثت پیامبر]]{{صل}} اشاره شده است، از قبیل: | گستره [[تربیت الهی]] - طبق آنچه در [[قرآن کریم]] آمده است - باره همه افراد [[بشر]]، چه پیامبران و چه افراد عادی را در بر میگیرد. [[آیات]] زیادی به موضوع تربیت الهی [[رهبران دینی]] اشاره دارد<ref>به عنوان نمونه ر. ک: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۳۰؛ {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}} «و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷؛ {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا}} «و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند و خداوند کتاب و فرزانگی بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است» سوره نساء، آیه ۱۱۳؛ {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}} «و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲؛ {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ}} «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید * آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید * بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است * همان که با قلم آموزش داد * به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.</ref>. در خصوص [[تربیت الهی]] نسبت به سایر [[بندگان]] در [[آیات]] مربوط به [[بعثت پیامبر]] {{صل}} اشاره شده است، از قبیل: | ||
{{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«بیگمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستادهای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنها کتاب و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref>. | {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«بیگمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستادهای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنها کتاب و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref>. | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
{{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}}<ref>«بیگمان این قرآن به آیین اس[[تورات]]ر رهنمون میگردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام میدهند مژده میدهد که پاداشی بزرگ دارند» سوره اسراء، آیه ۹.</ref>. | {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}}<ref>«بیگمان این قرآن به آیین اس[[تورات]]ر رهنمون میگردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام میدهند مژده میدهد که پاداشی بزرگ دارند» سوره اسراء، آیه ۹.</ref>. | ||
پیامبران و [[امامان]]{{عم}} نیز در [[ابلاغ]] و [[تبیین احکام الهی]] نقش [[هدایتی]] ایفا میکنند: | پیامبران و [[امامان]] {{عم}} نیز در [[ابلاغ]] و [[تبیین احکام الهی]] نقش [[هدایتی]] ایفا میکنند: | ||
{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. | {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. | ||
[[خداوند]]، علاوه بر پیامبران{{عم}} از طریق قوای درونی، یعنی [[خرد]] [[آدمی]] که در وجود او تعبیه کرده، به [[هدایت]] [[انسان]] پرداخته است و انسان در پرتو برخورداری از [[قدرت]] [[عقلانی]] و [[گرایش]] طبیعی به [[حقجویی]] و [[خداشناسی]] به حرکت خود در [[مسیر حق]] و [[صراط مستقیم]] ادامه میدهد. | [[خداوند]]، علاوه بر پیامبران {{عم}} از طریق قوای درونی، یعنی [[خرد]] [[آدمی]] که در وجود او تعبیه کرده، به [[هدایت]] [[انسان]] پرداخته است و انسان در پرتو برخورداری از [[قدرت]] [[عقلانی]] و [[گرایش]] طبیعی به [[حقجویی]] و [[خداشناسی]] به حرکت خود در [[مسیر حق]] و [[صراط مستقیم]] ادامه میدهد. | ||
البته انسان ضمن برخورداری از [[هدایت الهی]] در [[انتخاب]] راه [[آزاد]] است و با استفاده از [[تعالیم]] [[الهی]] و قدرت عقلانی میتواند به [[تربیت]] خویش [[همت]] گمارد و موجبات [[رشد]] و کمال و [[سعادت]] خود را فراهم سازد. | البته انسان ضمن برخورداری از [[هدایت الهی]] در [[انتخاب]] راه [[آزاد]] است و با استفاده از [[تعالیم]] [[الهی]] و قدرت عقلانی میتواند به [[تربیت]] خویش [[همت]] گمارد و موجبات [[رشد]] و کمال و [[سعادت]] خود را فراهم سازد. | ||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
[[قرآن]]، گاهی موضوع اسوه دهی و [[الگوسازی]] را در قالب داستان و [[تمثیل]] مطرح کرده است. برای نمونه، در آیاتی [[آسیه همسر فرعون]] و [[مریم دختر عمران]] را مثال میزند و ایشان را اسوه تمام مؤمنان [[جهان]]، اعم از [[زن]] و مرد معرفی میکند<ref>توضیح بیشتر آن در درس دهم خواهد آمد.</ref>. | [[قرآن]]، گاهی موضوع اسوه دهی و [[الگوسازی]] را در قالب داستان و [[تمثیل]] مطرح کرده است. برای نمونه، در آیاتی [[آسیه همسر فرعون]] و [[مریم دختر عمران]] را مثال میزند و ایشان را اسوه تمام مؤمنان [[جهان]]، اعم از [[زن]] و مرد معرفی میکند<ref>توضیح بیشتر آن در درس دهم خواهد آمد.</ref>. | ||
معرفی [[مریم]] به عنوان الگوی شایسته همه مؤمنان در حالی است که [[رسول گرامی اسلام]] – بزرگترین [[مفسر قرآن]] - مریم را [[سرور]] [[بانوان]] زمانه خویش معرفی میکند؛ ولی [[حضرت فاطمه]]{{س}} را سرور و سرآمد جمله [[زنان]] در طول [[تاریخ]]: | معرفی [[مریم]] به عنوان الگوی شایسته همه مؤمنان در حالی است که [[رسول گرامی اسلام]] – بزرگترین [[مفسر قرآن]] - مریم را [[سرور]] [[بانوان]] زمانه خویش معرفی میکند؛ ولی [[حضرت فاطمه]] {{س}} را سرور و سرآمد جمله [[زنان]] در طول [[تاریخ]]: | ||
{{متن حدیث|إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ هِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ عَالَمِهَا فَقَالَ{{صل}}: ذَاكَ لِمَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ فَأَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَهِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ}}<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۴.</ref>. | {{متن حدیث|إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ هِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ عَالَمِهَا فَقَالَ {{صل}}: ذَاكَ لِمَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ فَأَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَهِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ}}<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۴.</ref>. | ||
[[فاطمه]] [[سرور زنان]] جهانیان است. گفتند: «آیا او سرور زنان زمانه خویش است؟» فرمود: «[[مریم]] چنین است، اما دخترم [[فاطمه]] [[سرور]] همه [[زنان]] [[جهان]] از آغاز تا انجام آن است». | [[فاطمه]] [[سرور زنان]] جهانیان است. گفتند: «آیا او سرور زنان زمانه خویش است؟» فرمود: «[[مریم]] چنین است، اما دخترم [[فاطمه]] [[سرور]] همه [[زنان]] [[جهان]] از آغاز تا انجام آن است». | ||
بدینسان، [[فضیلت]] و [[سروری]] فاطمه{{ع}} بر [[آسیه]] و مریم ثابت میشود. او پاره تن [[رسول خدا]]{{صل}} و وجودش استمرار وجود «[[اسوه حسنه]]» است؛ از این رو، [[سیره]] فاطمه{{س}} همچون [[سیره رسول خدا]]{{صل}} برای همه اعم از [[زن]] و مرد [[حجت]] است.<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[درآمدی بر سیره فاطمی (کتاب)|درآمدی بر سیره فاطمی]]، ص ۱۳.</ref> | بدینسان، [[فضیلت]] و [[سروری]] فاطمه {{ع}} بر [[آسیه]] و مریم ثابت میشود. او پاره تن [[رسول خدا]] {{صل}} و وجودش استمرار وجود «[[اسوه حسنه]]» است؛ از این رو، [[سیره]] فاطمه {{س}} همچون [[سیره رسول خدا]] {{صل}} برای همه اعم از [[زن]] و مرد [[حجت]] است.<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[درآمدی بر سیره فاطمی (کتاب)|درآمدی بر سیره فاطمی]]، ص ۱۳.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||