ثوبان جد عمر بن حکم: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
[[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۲۸.</ref> با همین عنوان از او یاد کرده و نام [[پدر]] یا [[نسب]] او را نیاورده است. اما [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۰۵.</ref> و به [[پیروی]] از او [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۸۱.</ref>، او را [[ثوبان بن سعد]]، «ابوالحکم» نامیده‌اند. [[متقی هندی]]<ref>متقی هندی، کنز العمال، ج۸، ص۱۲۸.</ref> نسب او را [[ثوبان بن سعد بن حکم]] آورده و [[ابن حبان]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۱۴۷.</ref> در شرح حال نوه ثوبان، او را [[عمر بن حکم بن ثوبان بن فطیون]] معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد: [[کنیه]] ثوبان، «ابوحکم» است که هم [[پیمان]] [[اوس]] و پدرش «فطیون»، [[پادشاه]] یثرب بوده است. آگاهی‌هایی که ابونعیم و متقی هندی به دست داده‌اند، قابل [[اعتماد]] نیست؛ زیرا مستند آن دو، [[سخن]] [[ابن ابی عاصم]]<ref>الآحاد و المثانی، ج۴، ص۲۱۶.</ref> بوده و او نیز از نسب ثوبان حرفی نزده است. به نظر می‌رسد متقی هندی از ابونعیم یا ابن اثیر استفاده کرده و «ابو حکم» را به [[اشتباه]] «ابن حکم» آورده است. ابونعیم هم کنیه ابوحکم را به اعتبار فرزند ثوبان که حکم نام دارد، آورده و پیداست گفته ابن حبان را ندیده است. در هر صورت، چون ابونعیم، ابن اثیر و متقی هندی به گفته ابن ابی‌عاصم استناد کرده‌اند، سخن آنان درباره نسب ثوبان پذیرفتنی نیست، ولی ردّ گفته ابن حبان دلیلی ندارد، بلکه مؤید او [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۱۴.</ref> است که عمر بن حکم بن ابی‌حکم را از [[فرزندان]] فِطیَون می‌داند؛ هرچند نامی از ثوبان نبرده و از سخن او برداشت می‌شود که در نسب، بین ابوحکم و فطیون فاصله وجود دارد. در هر صورت، ثوبان از [[خاندان]] [[حاکم]] یثرب پیش از [[اسلام]] به شمار می‌رود. اما دلیل [[صحابی]] بودن وی، نقل [[حدیثی]] است که ابن ابی‌عاصم<ref>ابن ابی عاصم، الآحاد و المثانی، ج۴، ص۲۱۶.</ref> از [[عبدالحمید بن جعفر]] از [[عمر بن حکم بن ثوبان]] از عموی او از پدرش، [[ثوبان]] آورده که [[رسول خدا]]{{صل}} از {{متن حدیث|نَقْرَةِ الْغُرَابِ، وَافْتِرَاشِ السَّبُعِ}}؛ [[نهی]] فرمود. این جمله که به صورت‌های گوناگونی در [[منابع روایی شیعه]] و [[اهل سنت]] آمده است - معنایی کنایی دارد؛ یعنی در [[نماز]] نباید مانند نوک زدن کلاغ به [[زمین]]، [[سجده]] را کوتاه نمود و نباید مانند درندگان هنگام [[سجده]] دو دست را بر زمین فرش کرد<ref>ر.ک: مبارک بن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۲۹ و ج۵، ص۱۰۴.</ref>. [[ابن منده]] گفته است [[اصحاب]] [[عبدالحمید بن جعفر]] به این سند [[اعتراض]] کرده و سند آن را به گونه‌ای دیگر می‌دانند<ref>ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۲۸.</ref>. مؤید این سخن آن است که این [[حدیث]] در کتاب‌های [[روایی]] از افراد دیگری، مانند [[امام علی]]{{ع}}<ref>حمیری، عبدالله بغدادی، قرب الاسناد، ص۱۸؛ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۷۳.</ref> یا [[عبدالرحمن بن شبل]] [[صحابی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۶ و ج۷، ص۲۸۲؛ احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۳، ص۴۲۸؛ ابن ماجه، محمد بن یزید (م ۲۷۵)، سنن، ج۱، ص۴۵۹ و....</ref> و [[یزید بن سلمه ضمری]]<ref>احمد بن حنبل، مسند حنبل،ج۵، ص۴۴۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۵۱۸.</ref> از رسول خدا{{صل}} نقل شده و از شخصی به نام ثوبان یا کسی منسوب به [[عمر بن حکم]] نقل نگردیده است. به نظر می‌رسد آنچه موجب شده این حدیث به سند عمر بن حکم از [[پدر]] از جدش گزارش شود، خطایی از [[ابن ابی عاصم]] بوده و با توجه به اینکه عبدالحمید بن جعفر، فرزند [[برادر]] عمر بن حکم است، ممکن است تعبیر «عن عمر» به «عن عمه» تصحیف شده و در نتیجه حدیث را به [[اشتباه]] به عموی عبد الحمید بن جعفر نسبت داده‌اند. چنان که خود ابن ابی عاصم<ref>الآحاد و المثانی، ج۴، ص۱۳۵.</ref>، در یک مورد [[حدیثی]] به این طریق آورده است: {{عربی|"عبدالحمید بن جعفر عن عمه عن ابن لعبد الرحمان بن شبل عن ابیه"}} و در جای دیگر<ref>کتاب السنه، ص۶۲۶.</ref> چنین نقل می‌کند: {{عربی|"عن عبدالحمید بن جعفر عن عمر عن ابن عبدالرحمن بن شبل عن ابیه"}}. [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۰۵.</ref> همین [[حدیث]] را از طریق دیگری از ابن ثوبان از [[ابوهریره]] نقل کرده است. با این حال، [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۲۸.</ref> این [[دلایل]] را برای [[صحابی]] نبودن ثوبان کافی ندانسته و با این [[استدلال]] که: «عمر بن حکم [[تابعی]] است، چگونه ممکن است جدش، یعنی ثوبان که از [[انصار]] هم بوده، صحابی نباشد؟»، بر صحابی بودن ثوبان تأکید کرده است. اما این استدلال ابن حجر قابل قبول به نظر نمی‌رسد؛ زیرا جد - بلکه [[پدر]] - بسیاری از [[تابعین]] نه تنها صحابی نبوده‌اند، بلکه بعضی مثل [[اویس قرنی]]، پدرش هم [[مسلمان]] نبوده است؛ از این رو نمی‌توان صحابی بودن ثوبان را با چنین شواهد نادرست یا یک سند [[اشتباه]] [[اثبات]] نمود.<ref>[[مصطفی صادقی|صادقی، مصطفی]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «ثوبان انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۲۶.</ref>.<ref>[[مصطفی صادقی|صادقی، مصطفی]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «ثوبان جد عمر بن حکم»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۲۵.</ref>
[[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۲۸.</ref> با همین عنوان از او یاد کرده و نام [[پدر]] یا [[نسب]] او را نیاورده است. اما [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۰۵.</ref> و به [[پیروی]] از او [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۸۱.</ref>، او را [[ثوبان بن سعد]]، «ابوالحکم» نامیده‌اند. [[متقی هندی]]<ref>متقی هندی، کنز العمال، ج۸، ص۱۲۸.</ref> نسب او را [[ثوبان بن سعد بن حکم]] آورده و [[ابن حبان]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۱۴۷.</ref> در شرح حال نوه ثوبان، او را [[عمر بن حکم بن ثوبان بن فطیون]] معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد: [[کنیه]] ثوبان، «ابوحکم» است که هم [[پیمان]] [[اوس]] و پدرش «فطیون»، [[پادشاه]] یثرب بوده است. آگاهی‌هایی که ابونعیم و متقی هندی به دست داده‌اند، قابل [[اعتماد]] نیست؛ زیرا مستند آن دو، [[سخن]] [[ابن ابی عاصم]]<ref>الآحاد و المثانی، ج۴، ص۲۱۶.</ref> بوده و او نیز از نسب ثوبان حرفی نزده است. به نظر می‌رسد متقی هندی از ابونعیم یا ابن اثیر استفاده کرده و «ابو حکم» را به [[اشتباه]] «ابن حکم» آورده است. ابونعیم هم کنیه ابوحکم را به اعتبار فرزند ثوبان که حکم نام دارد، آورده و پیداست گفته ابن حبان را ندیده است. در هر صورت، چون ابونعیم، ابن اثیر و متقی هندی به گفته ابن ابی‌عاصم استناد کرده‌اند، سخن آنان درباره نسب ثوبان پذیرفتنی نیست، ولی ردّ گفته ابن حبان دلیلی ندارد، بلکه مؤید او [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۱۴.</ref> است که عمر بن حکم بن ابی‌حکم را از [[فرزندان]] فِطیَون می‌داند؛ هرچند نامی از ثوبان نبرده و از سخن او برداشت می‌شود که در نسب، بین ابوحکم و فطیون فاصله وجود دارد. در هر صورت، ثوبان از [[خاندان]] [[حاکم]] یثرب پیش از [[اسلام]] به شمار می‌رود. اما دلیل [[صحابی]] بودن وی، نقل [[حدیثی]] است که ابن ابی‌عاصم<ref>ابن ابی عاصم، الآحاد و المثانی، ج۴، ص۲۱۶.</ref> از [[عبدالحمید بن جعفر]] از [[عمر بن حکم بن ثوبان]] از عموی او از پدرش، [[ثوبان]] آورده که [[رسول خدا]] {{صل}} از {{متن حدیث|نَقْرَةِ الْغُرَابِ، وَافْتِرَاشِ السَّبُعِ}}؛ [[نهی]] فرمود. این جمله که به صورت‌های گوناگونی در [[منابع روایی شیعه]] و [[اهل سنت]] آمده است - معنایی کنایی دارد؛ یعنی در [[نماز]] نباید مانند نوک زدن کلاغ به [[زمین]]، [[سجده]] را کوتاه نمود و نباید مانند درندگان هنگام [[سجده]] دو دست را بر زمین فرش کرد<ref>ر. ک: مبارک بن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۲۹ و ج۵، ص۱۰۴.</ref>. [[ابن منده]] گفته است [[اصحاب]] [[عبدالحمید بن جعفر]] به این سند [[اعتراض]] کرده و سند آن را به گونه‌ای دیگر می‌دانند<ref>ر. ک: ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۲۸.</ref>. مؤید این سخن آن است که این [[حدیث]] در کتاب‌های [[روایی]] از افراد دیگری، مانند [[امام علی]] {{ع}}<ref>حمیری، عبدالله بغدادی، قرب الاسناد، ص۱۸؛ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۷۳.</ref> یا [[عبدالرحمن بن شبل]] [[صحابی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۶ و ج۷، ص۲۸۲؛ احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۳، ص۴۲۸؛ ابن ماجه، محمد بن یزید (م ۲۷۵)، سنن، ج۱، ص۴۵۹ و....</ref> و [[یزید بن سلمه ضمری]]<ref>احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۵، ص۴۴۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۵۱۸.</ref> از رسول خدا {{صل}} نقل شده و از شخصی به نام ثوبان یا کسی منسوب به [[عمر بن حکم]] نقل نگردیده است. به نظر می‌رسد آنچه موجب شده این حدیث به سند عمر بن حکم از [[پدر]] از جدش گزارش شود، خطایی از [[ابن ابی عاصم]] بوده و با توجه به اینکه عبدالحمید بن جعفر، فرزند [[برادر]] عمر بن حکم است، ممکن است تعبیر «عن عمر» به «عن عمه» تصحیف شده و در نتیجه حدیث را به [[اشتباه]] به عموی عبد الحمید بن جعفر نسبت داده‌اند. چنان که خود ابن ابی عاصم<ref>الآحاد و المثانی، ج۴، ص۱۳۵.</ref>، در یک مورد [[حدیثی]] به این طریق آورده است: {{عربی|"عبدالحمید بن جعفر عن عمه عن ابن لعبد الرحمان بن شبل عن ابیه"}} و در جای دیگر<ref>کتاب السنه، ص۶۲۶.</ref> چنین نقل می‌کند: {{عربی|"عن عبدالحمید بن جعفر عن عمر عن ابن عبدالرحمن بن شبل عن ابیه"}}. [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۰۵.</ref> همین [[حدیث]] را از طریق دیگری از ابن ثوبان از [[ابوهریره]] نقل کرده است. با این حال، [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۲۸.</ref> این [[دلایل]] را برای [[صحابی]] نبودن ثوبان کافی ندانسته و با این [[استدلال]] که: «عمر بن حکم [[تابعی]] است، چگونه ممکن است جدش، یعنی ثوبان که از [[انصار]] هم بوده، صحابی نباشد؟»، بر صحابی بودن ثوبان تأکید کرده است. اما این استدلال ابن حجر قابل قبول به نظر نمی‌رسد؛ زیرا جد - بلکه [[پدر]] - بسیاری از [[تابعین]] نه تنها صحابی نبوده‌اند، بلکه بعضی مثل [[اویس قرنی]]، پدرش هم [[مسلمان]] نبوده است؛ از این رو نمی‌توان صحابی بودن ثوبان را با چنین شواهد نادرست یا یک سند [[اشتباه]] [[اثبات]] نمود.<ref>[[مصطفی صادقی|صادقی، مصطفی]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «ثوبان انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۲۶.</ref>.<ref>[[مصطفی صادقی|صادقی، مصطفی]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «ثوبان جد عمر بن حکم»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۲۵.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش