حکومت امام علی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==دشواری‌های فراروی حکومت امام علی{{ع}}==
== دشواری‌های فراروی حکومت امام علی {{ع}} ==
[[امام علی]]{{ع}} پس از ۲۵ سال [[کناره‌گیری]] از اداره [[حکومت اسلامی]] و [[رهبری]] [[امّت]] و [[دولت]]، به [[زمامداری]] رسید. امّت و دولت هردو در مسیرهای منحرفی که حکومت‌های قبلی در این فاصله زمانی ایجاد نموده بودند پیش می‌رفتند و این قضیه در به [[ضعف]] کشاندن موضع [[امام]]{{ع}} نسبت به این رخدادها، عاملی مؤثر به شمار می‌آمد؛ زیرا در برهه قبلی، [[مردم]] [[عادت]] کرده بودند امام{{ع}} را به چشم فردی محکوم ببینند نه [[حاکم]]، آن هم محکوم افرادی بی‌لیاقت و [[ناشایست]]... چنان‌که در وجود برخی شخصیت‌ها جهت عملی ساختن اهداف خود، [[حس]] [[رقابت]] و دست‌یابی به اوج [[قدرت]]، فزونی یافت ازاین‌رو، می‌بینیم [[زبیر]] در [[سقیفه]] در برابر کسانی که به دنبال [[کسب قدرت]] بودند به [[دفاع از حق]] امام{{ع}} پرداخت ولی امروز شاهدیم که خود، برای دست‌یابی به قدرت، با امام{{ع}} به [[نزاع]] و [[کشمکش]] می‌پردازد و [[معاویه]] که خود، [[آزاد]] شده و فرزند آزاد شده است پس از این مدت به قدرتی نیرومند تبدیل شده و موجودیت دولت را [[تهدید]] می‌کند.
[[امام علی]] {{ع}} پس از ۲۵ سال [[کناره‌گیری]] از اداره [[حکومت اسلامی]] و [[رهبری]] [[امّت]] و [[دولت]]، به [[زمامداری]] رسید. امّت و دولت هردو در مسیرهای منحرفی که حکومت‌های قبلی در این فاصله زمانی ایجاد نموده بودند پیش می‌رفتند و این قضیه در به [[ضعف]] کشاندن موضع [[امام]] {{ع}} نسبت به این رخدادها، عاملی مؤثر به شمار می‌آمد؛ زیرا در برهه قبلی، [[مردم]] [[عادت]] کرده بودند امام {{ع}} را به چشم فردی محکوم ببینند نه [[حاکم]]، آن هم محکوم افرادی بی‌لیاقت و [[ناشایست]]... چنان‌که در وجود برخی شخصیت‌ها جهت عملی ساختن اهداف خود، [[حس]] [[رقابت]] و دست‌یابی به اوج [[قدرت]]، فزونی یافت ازاین‌رو، می‌بینیم [[زبیر]] در [[سقیفه]] در برابر کسانی که به دنبال [[کسب قدرت]] بودند به [[دفاع از حق]] امام {{ع}} پرداخت ولی امروز شاهدیم که خود، برای دست‌یابی به قدرت، با امام {{ع}} به [[نزاع]] و [[کشمکش]] می‌پردازد و [[معاویه]] که خود، [[آزاد]] شده و فرزند آزاد شده است پس از این مدت به قدرتی نیرومند تبدیل شده و موجودیت دولت را [[تهدید]] می‌کند.


اغلب کسانی که بر ضدّ امام{{ع}} در خط [[انحراف]] قرار داشتند، از سابقه [[همنشینی]] با [[رسول خدا]]{{صل}} برخوردار بودند و این خود، از جمله عواملی بود که سبب تأخیر حرکت امام{{ع}} شد و تعداد زیادی از [[مسلمانان]] بدین وسیله [[فریب]] خوردند و این قضیه موفقیّت [[حکومت]] [[حضرت]] و ادامه حکومتش را پیچیده‌تر ساخت.
اغلب کسانی که بر ضدّ امام {{ع}} در خط [[انحراف]] قرار داشتند، از سابقه [[همنشینی]] با [[رسول خدا]] {{صل}} برخوردار بودند و این خود، از جمله عواملی بود که سبب تأخیر حرکت امام {{ع}} شد و تعداد زیادی از [[مسلمانان]] بدین وسیله [[فریب]] خوردند و این قضیه موفقیّت [[حکومت]] [[حضرت]] و ادامه حکومتش را پیچیده‌تر ساخت.


افزون بر این، امام{{ع}} زمام دولتی پهناور را در [[اختیار]] گرفت،؛ چراکه [[سرزمین دولت اسلامی]] در [[زمان ابوبکر]]، از مرزهای [[جزیرة العرب]] و [[عراق]] فراتر نمی‌رفت، ولی در دوران امام{{ع}} علاوه بر جزیرة العرب و عراق و [[شام]]، قلمرو [[سرزمین اسلامی]] تا شمال [[آفریقا]] و اواسط [[آسیا]] امتداد داشت و مجموعه‌هایی از [[غیر عرب]] نیز به [[اسلام]] گرویدند، این گروه‌های [[تازه مسلمان]]، برهه [[مسلمانی]] خود را در سایه [[حکومتی]] غیر [[معصوم]]، بلکه [[منحرف]] از خط صحیح [[رسالت]] اسلام آغاز کرده بودند و حکومت امام{{ع}} با وجود کشمکش‌های داخلی می‌بایست در کوتاه‌ترین وقت ممکن، کارهای بزرگی انجام دهد از جمله:
افزون بر این، امام {{ع}} زمام دولتی پهناور را در [[اختیار]] گرفت،؛ چراکه [[سرزمین دولت اسلامی]] در [[زمان ابوبکر]]، از مرزهای [[جزیرة العرب]] و [[عراق]] فراتر نمی‌رفت، ولی در دوران امام {{ع}} علاوه بر جزیرة العرب و عراق و [[شام]]، قلمرو [[سرزمین اسلامی]] تا شمال [[آفریقا]] و اواسط [[آسیا]] امتداد داشت و مجموعه‌هایی از [[غیر عرب]] نیز به [[اسلام]] گرویدند، این گروه‌های [[تازه مسلمان]]، برهه [[مسلمانی]] خود را در سایه [[حکومتی]] غیر [[معصوم]]، بلکه [[منحرف]] از خط صحیح [[رسالت]] اسلام آغاز کرده بودند و حکومت امام {{ع}} با وجود کشمکش‌های داخلی می‌بایست در کوتاه‌ترین وقت ممکن، کارهای بزرگی انجام دهد از جمله:


۱. [[نظام]] طبقاتی [[میراث]] [[خلفاء]] را، متلاشی سازد به این نحو که:
۱. [[نظام]] طبقاتی [[میراث]] [[خلفاء]] را، متلاشی سازد به این نحو که:


الف- به [[پیروی]] از [[سنّت]] [[رسول خدا]]{{صل}} که خلفای قبلی آن را در بوته [[اهمال]] گذاشته بودند، در [[بخشش]] [[اموال]] [[بیت المال]] میان تمام [[مسلمانان]] [[تساوی]] قائل شود و مبنای [[توزیع]] سهمیه بیت المال را که برخاسته از [[حکم]] الهی‌ {{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ}}<ref>«بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> بود در [[سخنرانی]] خویش تشریح کرد و فرمود: به هوش باشید! فردی که [[دعوت]] [[خدا]] و [[رسول]] را [[اجابت]] کند و [[مسلمان]] شود و به [[دین]] ما وارد گردد و به سمت [[قبله]] ما [[عبادت]] کند، از [[حقوق]] و حدود [[اسلام]] برخوردار است، شما [[بندگان]] خدایید و اموال، از آن خداست و به طور مساوی میان شما تقسیم می‌شود هیچ فردی بر دیگری [[برتری]] ندارد، [[پرهیزکاران]] در پیشگاه خدا از [[برترین]] [[پاداش]] و برجسته‌ترین [[ثواب]] برخوردارند<ref>بحار الانوار، ج۳۲، ص۱۷ و ۱۸.</ref>.
الف- به [[پیروی]] از [[سنّت]] [[رسول خدا]] {{صل}} که خلفای قبلی آن را در بوته [[اهمال]] گذاشته بودند، در [[بخشش]] [[اموال]] [[بیت المال]] میان تمام [[مسلمانان]] [[تساوی]] قائل شود و مبنای [[توزیع]] سهمیه بیت المال را که برخاسته از [[حکم]] الهی‌ {{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ}}<ref>«بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> بود در [[سخنرانی]] خویش تشریح کرد و فرمود: به هوش باشید! فردی که [[دعوت]] [[خدا]] و [[رسول]] را [[اجابت]] کند و [[مسلمان]] شود و به [[دین]] ما وارد گردد و به سمت [[قبله]] ما [[عبادت]] کند، از [[حقوق]] و حدود [[اسلام]] برخوردار است، شما [[بندگان]] خدایید و اموال، از آن خداست و به طور مساوی میان شما تقسیم می‌شود هیچ فردی بر دیگری [[برتری]] ندارد، [[پرهیزکاران]] در پیشگاه خدا از [[برترین]] [[پاداش]] و برجسته‌ترین [[ثواب]] برخوردارند<ref>بحار الانوار، ج۳۲، ص۱۷ و ۱۸.</ref>.


ب- اموال و دارایی‌هایی که در [[دوران عثمان]] [[چپاول]] شده بود، به [[خزانه]] بازگرداند؛ زیرا [[امام]]{{ع}} [[اعلان]] داشته بود اموال فراوانی که در دوران عثمان به ناحق از [[مردم]] گرفته شده باید به بیت المال برگردد؛ چراکه اموال هنگفت، در [[اختیار]] درباریان [[خلیفه]] قرار داشت و یا [[عثمان]] برای جلب [[رضایت]] آنان این اموال را به آنان بخشیده بود. ازاین‌رو، امام{{ع}} فرمود: به هوش باشید! کلیه تیولی را که عثمان واگذار کرده و تمام اموالی را که از [[مال]] خدا به دیگران بخشیده باید به بیت المال برگردد زیرا [[حق]] را چیزی [[باطل]] نمی‌کند اگر این اموال را بیابم هرچند با آنان زنانی را به [[ازدواج]] خویش درآورده و کنیزکانی با آن خریداری کرده باشند و در [[شهرها]] به [[مصرف]] رسیده باشد، به بیت المال برخواهم گرداند؛ زیرا [[عدالت]]، گشایش‌آور است و آن‌کس که [[عدل و داد]] بر او گران آید، [[تحمّل]] [[ظلم و ستم]] بر او گران‌تر خواهد بود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵.</ref>.
ب- اموال و دارایی‌هایی که در [[دوران عثمان]] [[چپاول]] شده بود، به [[خزانه]] بازگرداند؛ زیرا [[امام]] {{ع}} [[اعلان]] داشته بود اموال فراوانی که در دوران عثمان به ناحق از [[مردم]] گرفته شده باید به بیت المال برگردد؛ چراکه اموال هنگفت، در [[اختیار]] درباریان [[خلیفه]] قرار داشت و یا [[عثمان]] برای جلب [[رضایت]] آنان این اموال را به آنان بخشیده بود. ازاین‌رو، امام {{ع}} فرمود: به هوش باشید! کلیه تیولی را که عثمان واگذار کرده و تمام اموالی را که از [[مال]] خدا به دیگران بخشیده باید به بیت المال برگردد زیرا [[حق]] را چیزی [[باطل]] نمی‌کند اگر این اموال را بیابم هرچند با آنان زنانی را به [[ازدواج]] خویش درآورده و کنیزکانی با آن خریداری کرده باشند و در [[شهرها]] به [[مصرف]] رسیده باشد، به بیت المال برخواهم گرداند؛ زیرا [[عدالت]]، گشایش‌آور است و آن‌کس که [[عدل و داد]] بر او گران آید، [[تحمّل]] [[ظلم و ستم]] بر او گران‌تر خواهد بود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵.</ref>.


این نوع [[سیاست]] [[مالی]]، خوشایند [[قریش]] نبود، به همین دلیل عدّه زیادی از شخصیت‌های قریش مانند [[مروان حکم]] و [[طلحه]] و [[زبیر]] که در وادی [[سرکشی]] و [[تکبر]] و [[خودبزرگ‌بینی]] قرار داشتند از تصمیماتی که [[امام]]{{ع}} اتخاذ می‌کرد، نگران بودند و به مجرّد اینکه [[اطمینان]] یافتند امام{{ع}} به طور جدّی به این [[کارها]] خواهد پرداخت، در برابر [[حکومت]] آن [[حضرت]] دست به [[فتنه‌انگیزی]] و [[آشوب]] زدند تا آنجا که طلحه و زبیر نزد امام{{ع}} آمده و ضمن [[اعتراض]] به این برنامه‌ها اظهار داشتند: ما [[خویشاوند]] [[رسول]] خداییم و سابقه [[جهاد]] و [[مبارزه]] داریم، ولی شما سهمیه ما را از [[بیت المال]] مساوی با دیگران پرداخت نمودی در صورتی که [[عمر]] و [[عثمان]] ما را با دیگران مساوی نمی‌دانستند و بر آنها [[برتری]] می‌دادند.
این نوع [[سیاست]] [[مالی]]، خوشایند [[قریش]] نبود، به همین دلیل عدّه زیادی از شخصیت‌های قریش مانند [[مروان حکم]] و [[طلحه]] و [[زبیر]] که در وادی [[سرکشی]] و [[تکبر]] و [[خودبزرگ‌بینی]] قرار داشتند از تصمیماتی که [[امام]] {{ع}} اتخاذ می‌کرد، نگران بودند و به مجرّد اینکه [[اطمینان]] یافتند امام {{ع}} به طور جدّی به این [[کارها]] خواهد پرداخت، در برابر [[حکومت]] آن [[حضرت]] دست به [[فتنه‌انگیزی]] و [[آشوب]] زدند تا آنجا که طلحه و زبیر نزد امام {{ع}} آمده و ضمن [[اعتراض]] به این برنامه‌ها اظهار داشتند: ما [[خویشاوند]] [[رسول]] خداییم و سابقه [[جهاد]] و [[مبارزه]] داریم، ولی شما سهمیه ما را از [[بیت المال]] مساوی با دیگران پرداخت نمودی در صورتی که [[عمر]] و [[عثمان]] ما را با دیگران مساوی نمی‌دانستند و بر آنها [[برتری]] می‌دادند.


امام{{ع}} در پاسخ فرمود: اکنون این [[کتاب الهی]] و این شما، در آن بنگرید هر گونه حقی را برای شما قائل است بستانید، گفتند: ما در [[اسلام]] سابقه جهاد داریم!
امام {{ع}} در پاسخ فرمود: اکنون این [[کتاب الهی]] و این شما، در آن بنگرید هر گونه حقی را برای شما قائل است بستانید، گفتند: ما در [[اسلام]] سابقه جهاد داریم!
فرمود: سابقه شما از من بیشتر است؟
فرمود: سابقه شما از من بیشتر است؟
گفتند: خیر، ما [[خویشاوندان]] رسول خداییم!
گفتند: خیر، ما [[خویشاوندان]] رسول خداییم!
خط ۲۷: خط ۲۷:


گفتند: خیر، ولی ما [[اهل]] جهاد و مبارزه‌ایم!
گفتند: خیر، ولی ما [[اهل]] جهاد و مبارزه‌ایم!
امام{{ع}} فرمود: بالاتر از جهاد و مبارزه من؟
امام {{ع}} فرمود: بالاتر از جهاد و مبارزه من؟
گفتند: خیر،
گفتند: خیر،
امام{{ع}} فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! سهمیه من و غلامم از این [[اموال]] به یک اندازه است<ref>بحار الانوار، ج۴۱، ص۱۱۶.</ref>.
امام {{ع}} فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! سهمیه من و غلامم از این [[اموال]] به یک اندازه است<ref>بحار الانوار، ج۴۱، ص۱۱۶.</ref>.


ج- [[تساوی]] در برابر [[حکم خدا]]: امام{{ع}} از [[اجرای احکام اسلام]] در دوران خلفای قبل از خود، [[غافل]] نبود.
ج- [[تساوی]] در برابر [[حکم خدا]]: امام {{ع}} از [[اجرای احکام اسلام]] در دوران خلفای قبل از خود، [[غافل]] نبود.
زمانی که دیگران در [[داوری]] و [[قضاوت]] درمی‌ماندند آن بزرگوار به [[حق]] و [[دادگری]]، [[فصل خصومت]] می‌نمود. به مجرد اینکه حضرت زمام امور [[دولت]] را به دست گرفت، برجسته‌ترین نوع عدل و داد را ارائه داد و با آشکار ساختن [[عدالت]] [[آیین الهی]] و [[قدرت اسلام]] به ایجاد دولتی دارای [[آزادی]] و [[امنیت]] و عدالت، روشن‌ترین طریق حق و [[حقیقت]] را پیمود.
زمانی که دیگران در [[داوری]] و [[قضاوت]] درمی‌ماندند آن بزرگوار به [[حق]] و [[دادگری]]، [[فصل خصومت]] می‌نمود. به مجرد اینکه حضرت زمام امور [[دولت]] را به دست گرفت، برجسته‌ترین نوع عدل و داد را ارائه داد و با آشکار ساختن [[عدالت]] [[آیین الهی]] و [[قدرت اسلام]] به ایجاد دولتی دارای [[آزادی]] و [[امنیت]] و عدالت، روشن‌ترین طریق حق و [[حقیقت]] را پیمود.
در [[زندگی]] [[امام]]{{ع}} به موارد بسیاری از این قبیل امور برمی‌خوریم.
در [[زندگی]] [[امام]] {{ع}} به موارد بسیاری از این قبیل امور برمی‌خوریم.


[[حضرت]] از این که [[قانون]] را بر [[ضد]] خود و [[خانواده]] و یارانش [[اجرا]] کند، پروایی نداشت. آن بزرگوار در مورد زره‌ای که فردی [[یهودی]] گم کرده بود به اتفاق شاکی نزد [[شریح قاضی]] رفت تا میان آنان [[داوری]] کند<ref>سنن کبری، ج۱۰، ص۱۳۶؛ تاریخ دمشق، ج۳، ص۱۹۶؛ مواضعی که امام{{ع}} در این راستا اتخاذ فرمود، در تعدادی از منابع از جمله اغانی، ج۱۶، ص۳۶؛ البدایة و النهایة، ج۸، ص۴؛ کامل ابن اثیر، ج۳، ص۳۹۹؛ صواعق المحرقه، ص۷۸ آمده است.</ref>.
[[حضرت]] از این که [[قانون]] را بر [[ضد]] خود و [[خانواده]] و یارانش [[اجرا]] کند، پروایی نداشت. آن بزرگوار در مورد زره‌ای که فردی [[یهودی]] گم کرده بود به اتفاق شاکی نزد [[شریح قاضی]] رفت تا میان آنان [[داوری]] کند<ref>سنن کبری، ج۱۰، ص۱۳۶؛ تاریخ دمشق، ج۳، ص۱۹۶؛ مواضعی که امام {{ع}} در این راستا اتخاذ فرمود، در تعدادی از منابع از جمله اغانی، ج۱۶، ص۳۶؛ البدایة و النهایة، ج۸، ص۴؛ کامل ابن اثیر، ج۳، ص۳۹۹؛ صواعق المحرقه، ص۷۸ آمده است.</ref>.
احکامی که امام{{ع}} در [[قضاوت]] و داوری صادر می‌کرد برخاسته از ژرفای [[دین]] و [[احاطه علمی]] آن بزرگ‌مرد به [[امور دینی]] و [[دنیایی]] و بیانگر [[عصمت]] در [[اندیشه]] و عمل آن حضرت بود.
احکامی که امام {{ع}} در [[قضاوت]] و داوری صادر می‌کرد برخاسته از ژرفای [[دین]] و [[احاطه علمی]] آن بزرگ‌مرد به [[امور دینی]] و [[دنیایی]] و بیانگر [[عصمت]] در [[اندیشه]] و عمل آن حضرت بود.


۲. [[سازماندهی]] [[اداری]] و بازگرداندن [[قدرت]] مرکزی [[دولت]].
۲. [[سازماندهی]] [[اداری]] و بازگرداندن [[قدرت]] مرکزی [[دولت]].
امام{{ع}} [[فرمانداران]] [[عثمان]] را بر کنار و فرماندارانی که [[شایسته]] انجام این [[مسئولیت]] بوده و از [[اعتماد]] [[مردم]] برخوردار بودند، به جای آنان گمارد، [[عثمان بن حنیف انصاری]] را به جای [[عبد الله بن عامر]] به [[بصره]] اعزام نمود و [[عمارة بن شهاب]] را به جای [[ابو موسی اشعری]] [[والی کوفه]] نمود و [[عبید الله بن عباس]] را به جای [[یعلی بن منیه]]، بر [[یمن]] گمارد و [[قیس بن سعد بن عباده]] را به جای [[عبدالله بن سعد بن ابی‌سرح|عبدالله بن سعد]]، بر [[مصر]] [[فرمانروایی]] داد و [[سهل بن حنیف]] را به جای [[معاویة بن ابی سفیان]] فرمانروای [[شام]] قرار داد، این [[جایگزینی]] به جهت [[بدرفتاری]] و [[فساد]] اداری [[فرمانروایان]] قبلی بود که تا آخرین لحظات از آن دست برنداشتند. یعلی بن منبه، خزانه‌داری [[بیت المال]] یمن را عهده‌دار بود که آن را به یغما برد و معاویة بن ابی سفیان دست به [[تدارک]] [[نیروی نظامی]] زد تا از ایفای مسئولیت‌های جدید سهل بن حنیف در شام جلوگیری نماید<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶۲، چاپ مؤسسه اعلمی.</ref>.
امام {{ع}} [[فرمانداران]] [[عثمان]] را بر کنار و فرماندارانی که [[شایسته]] انجام این [[مسئولیت]] بوده و از [[اعتماد]] [[مردم]] برخوردار بودند، به جای آنان گمارد، [[عثمان بن حنیف انصاری]] را به جای [[عبد الله بن عامر]] به [[بصره]] اعزام نمود و [[عمارة بن شهاب]] را به جای [[ابو موسی اشعری]] [[والی کوفه]] نمود و [[عبید الله بن عباس]] را به جای [[یعلی بن منیه]]، بر [[یمن]] گمارد و [[قیس بن سعد بن عباده]] را به جای [[عبدالله بن سعد بن ابی‌سرح|عبدالله بن سعد]]، بر [[مصر]] [[فرمانروایی]] داد و [[سهل بن حنیف]] را به جای [[معاویة بن ابی سفیان]] فرمانروای [[شام]] قرار داد، این [[جایگزینی]] به جهت [[بدرفتاری]] و [[فساد]] اداری [[فرمانروایان]] قبلی بود که تا آخرین لحظات از آن دست برنداشتند. یعلی بن منبه، خزانه‌داری [[بیت المال]] یمن را عهده‌دار بود که آن را به یغما برد و معاویة بن ابی سفیان دست به [[تدارک]] [[نیروی نظامی]] زد تا از ایفای مسئولیت‌های جدید سهل بن حنیف در شام جلوگیری نماید<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶۲، چاپ مؤسسه اعلمی.</ref>.


امام{{ع}} در [[گزینش]] فرمانروایان جدید به گونه‌ای بسیار دقیق و واقعگرایانه عمل می‌کرد و بر عملی ساختن [[آیین اسلام]] با [[نظام اداری]] نوین آن، تأکید داشت و با شرکت دادن [[انصار]] در [[حکومت]]، [[اعتماد به نفس]] آنان را باز گرداند و [[روحیه]] آنها را بالا برد، آن [[حضرت]] پذیرای راه‌حل‌های انحراف‌آمیز نشد بلکه به اجرای نیمی از آن نیز تن درنداد و در ریشه‌کن ساختن [[فساد]] مصمّم بود. به [[امام]]{{ع}} پیشنهاد شد تا زمانی که حکومتش استقرار می‌یابد، [[معاویه]] را بر سر کار باقی بگذارد و بعدها او را برکنار نماید، حضرت پذیرای این پیشنهاد نشد<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶۱ چاپ مؤسسه اعلمی؛ البدایة و النهایة، ج۷، ص۲۵۵.</ref>.
امام {{ع}} در [[گزینش]] فرمانروایان جدید به گونه‌ای بسیار دقیق و واقعگرایانه عمل می‌کرد و بر عملی ساختن [[آیین اسلام]] با [[نظام اداری]] نوین آن، تأکید داشت و با شرکت دادن [[انصار]] در [[حکومت]]، [[اعتماد به نفس]] آنان را باز گرداند و [[روحیه]] آنها را بالا برد، آن [[حضرت]] پذیرای راه‌حل‌های انحراف‌آمیز نشد بلکه به اجرای نیمی از آن نیز تن درنداد و در ریشه‌کن ساختن [[فساد]] مصمّم بود. به [[امام]] {{ع}} پیشنهاد شد تا زمانی که حکومتش استقرار می‌یابد، [[معاویه]] را بر سر کار باقی بگذارد و بعدها او را برکنار نماید، حضرت پذیرای این پیشنهاد نشد<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶۱ چاپ مؤسسه اعلمی؛ البدایة و النهایة، ج۷، ص۲۵۵.</ref>.


با [[سرپیچی]] معاویه از [[بیعت با امام]]{{ع}} حضرت کوشید تا [[فرمانروایی]] [[شام]] را تحت استیلای [[خلافت]] مرکزی درآورد. ازاین‌رو، [[پرچم]] [[مبارزه]] را به فرزندش [[محمد بن حنفیه]] سپرد و [[عبد الله بن عباس]] را بر جناح راست [[سپاه]] و [[عمر بن ابی سلمه]] را بر [[جناح چپ]] آن گمارد و با فراخواندن [[ابو لیلی بن عمر بن جراح]]، وی را بر پیشاپیش سپاه [[فرماندهی]] داد و با ایراد خطابه‌ای آتشین برای [[مردم مدینه]] آنها را به مبارزه و [[نبرد]]، [[تشویق]] فرمود. در همین گیرودار خبر سرپیچی [[طلحه]] و [[زبیر]] از [[بیعت]] امام{{ع}} و حرکت آنها به سوی [[بصره]]، مانع حرکت سپاه حضرت شد، در صورتی که طلحه و زبیر برای انجام [[عمره]] از امام{{ع}} کسب اجازه کرده بودند و امام{{ع}} اجازه داده و آنان را از [[پیمان‌شکنی]] برحذر داشته بود<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶۹.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[‌پیشوایان هدایت ج۲ (کتاب)|‌پیشوایان هدایت ج۲]] ص ۲۶.</ref>
با [[سرپیچی]] معاویه از [[بیعت با امام]] {{ع}} حضرت کوشید تا [[فرمانروایی]] [[شام]] را تحت استیلای [[خلافت]] مرکزی درآورد. ازاین‌رو، [[پرچم]] [[مبارزه]] را به فرزندش [[محمد بن حنفیه]] سپرد و [[عبد الله بن عباس]] را بر جناح راست [[سپاه]] و [[عمر بن ابی سلمه]] را بر [[جناح چپ]] آن گمارد و با فراخواندن [[ابو لیلی بن عمر بن جراح]]، وی را بر پیشاپیش سپاه [[فرماندهی]] داد و با ایراد خطابه‌ای آتشین برای [[مردم مدینه]] آنها را به مبارزه و [[نبرد]]، [[تشویق]] فرمود. در همین گیرودار خبر سرپیچی [[طلحه]] و [[زبیر]] از [[بیعت]] امام {{ع}} و حرکت آنها به سوی [[بصره]]، مانع حرکت سپاه حضرت شد، در صورتی که طلحه و زبیر برای انجام [[عمره]] از امام {{ع}} کسب اجازه کرده بودند و امام {{ع}} اجازه داده و آنان را از [[پیمان‌شکنی]] برحذر داشته بود<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۴۶۹.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[‌پیشوایان هدایت ج۲ (کتاب)|‌پیشوایان هدایت ج۲]] ص ۲۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش