غیب در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۴۶۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ مارس ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[غیب در لغت]] - [[غیب در قرآن]] - [[غیب در حدیث]] - [[غیب در کلام اسلامی]] - [[غیب در نهج البلاغه]] - [[غیب در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط  = غیب (پرسش)}}
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = غیب
| عنوان مدخل  = غیب
| مداخل مرتبط = [[غیب در لغت]] - [[غیب در قرآن]] - [[غیب در کلام اسلامی]] - [[غیب در معارف مهدویت]]
| پرسش مرتبط  =  
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
خط ۱۳: خط ۱۸:


در مقابل اینها؛ جمعی دیگر به دلایلی چون استعمال لفظ "غیب" به عنوان نعت [[حقیقی]] برای امور غایب از نظر توسط [[منکران]] ماوراء [[طبیعت]] یا کاربردهای گوناگون [[غیب]] در [[قرآن]] و یا تفاوت ماهوی غیب بودن [[خدا]] و [[خلق]]، معنای لغوی و اصطلاحی آن را متفاوت دانسته‌اند. به طور مثال [[آیت اللّه]] محمد باقر ملکی میانجی غیب را لفظ مشترک دانسته و استعمال آن در مورد خدا را به معنای موجود غیر قابل [[درک]] و [[تصور]] برای [[عقل]] و [[وهم]] می‌داند که در عین خفاء، [[ظهور]] تام دارد. در حالی که غیب [[خواندن]] غیر او را به معنای شیء مخفی از [[علم]]، عقل و [[حس]] می‌انگارد، خواه از طریق اسباب عادی و [[سنن]] جاری در باب [[تعالیم]] متعارف، بتوان به آن دست یافت یا منحصر در [[تعلیم الهی]] باشد<ref>[[سید محمود جزائری|جزائری، سید محمود]]، [[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایان‌نامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]] ص۲۷ الی ۲۹ و مکاتبه اختصاصی [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.
در مقابل اینها؛ جمعی دیگر به دلایلی چون استعمال لفظ "غیب" به عنوان نعت [[حقیقی]] برای امور غایب از نظر توسط [[منکران]] ماوراء [[طبیعت]] یا کاربردهای گوناگون [[غیب]] در [[قرآن]] و یا تفاوت ماهوی غیب بودن [[خدا]] و [[خلق]]، معنای لغوی و اصطلاحی آن را متفاوت دانسته‌اند. به طور مثال [[آیت اللّه]] محمد باقر ملکی میانجی غیب را لفظ مشترک دانسته و استعمال آن در مورد خدا را به معنای موجود غیر قابل [[درک]] و [[تصور]] برای [[عقل]] و [[وهم]] می‌داند که در عین خفاء، [[ظهور]] تام دارد. در حالی که غیب [[خواندن]] غیر او را به معنای شیء مخفی از [[علم]]، عقل و [[حس]] می‌انگارد، خواه از طریق اسباب عادی و [[سنن]] جاری در باب [[تعالیم]] متعارف، بتوان به آن دست یافت یا منحصر در [[تعلیم الهی]] باشد<ref>[[سید محمود جزائری|جزائری، سید محمود]]، [[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایان‌نامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]] ص۲۷ الی ۲۹ و مکاتبه اختصاصی [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.
== مقدمه ==
 
[[انسان]] عادی و طبیعی - خواسته یا ناخواسته - در سه حجاب محصور است که عبارت‌اند از:
[[انسان]] عادی و طبیعی - خواسته یا ناخواسته - در سه حجاب محصور است که عبارت‌اند از:
# '''حجاب [[حس]]''': براساس حجاب حس، انسان تنها [[قادر]] به [[درک]] اموری است که با یکی از حواس پنج‌گانه قابل [[احساس]] باشد. از این رو تنها، اموری در حیطۀ حواس انسان قرار می‌گیرد که محسوس و مادی باشد، لذا انسان به‌خاطر همین حجاب قادر نیست مرز ماده را در نوردیده و به عالم مجردات پای نهد.
# '''حجاب [[حس]]''': براساس حجاب حس، انسان تنها [[قادر]] به [[درک]] اموری است که با یکی از حواس پنج‌گانه قابل [[احساس]] باشد. از این رو تنها، اموری در حیطۀ حواس انسان قرار می‌گیرد که محسوس و مادی باشد، لذا انسان به‌خاطر همین حجاب قادر نیست مرز ماده را در نوردیده و به عالم مجردات پای نهد.
خط ۳۱: خط ۳۶:


== اقسام [[امور غیبی]] ==
== اقسام [[امور غیبی]] ==
# '''[[غیب مطلق]]''': به [[حقیقت]] و [[واقعیت]] ناشناخته‌ای «غيب مطلق» گفته می‌شود که اطلاع از آن جز از راه [[دریافت علم از خدای متعال]] برای هیچ کس، در هیچ [[زمان]] و شرایطی امکان پذیر نیست<ref>ر. ک. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲۶، ص ۱۷۳؛ جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، ج ۳، ص ۴۱۴، مطهری، احمد، کاردان، غلامرضا، علم پیامبر و امام در قرآن، ص ۱۰؛ فاضل لنکرانی، محمد و اشراقی، شهاب الدین، پاسداران وحی، ص ۱۶۷؛ مصطفوی، سیدحسن، مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امام معصوم، فصلنامه قبسات، ص ۱۳ و ۱۵؛ الهی، عباس، تحلیل دیدگاه علامه طباطبایی درباره غیب و شهود، ماهنامه معرفت، شماره ۲۱۶، ص ٢۶</ref>. این غیب مطلق نیز بر دو گونه است: '''نخست''': [[غیبی]] است که تنها برای برخی از [[برگزیدگان]] خود آشکار می‌‌کند: {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ}} <ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد» سورۀ جن، آیات ۲۷-۲۸.</ref>. از جمله موارد این [[غیب]]: اموری که عقلاً تعلّق [[ادراکات حسی]] یا [[ادراکات عقلی]] به آنها ممکن نیست<ref>ر. ک: [[عبدالحسین امینی|امینی، عبدالحسین]]، «[[الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب (کتاب)|الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب]]»، ج ۵، ص ۸۰؛ [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، «[[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]»، ص ۱۱۹؛ [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، «مفاهیم القرآن»، ج ۳، ص ۴۰۲ ـ ۴۰۴؛ [[سید مرتضی مهری|مهری، سید مرتضی]]، «[[آگاهی‌های غیبی (مقاله)|آگاهی‌های غیبی]]»، ماهنامه پاسدار اسلام، ش ۱۵۵.</ref>؛ مانند: [[ذات خدا]] یا برخی از نشانه‌های او؛ همچون: [[وحی]]، [[فرشتگان]]، [[بهشت]] و [[جهنم]] و [[رستاخیز]] که همه آنها از حواس ما غایب‌اند<ref>ر. ک: [[محمد باقر تحریری|تحریری، محمد باقر]]، «[[جلوه‌های لاهوتی (کتاب)|جلوه‌های لاهوتی]]»، ج ۱، ص ۱۵۷.</ref>. '''دوم''': غیبی است که نزد خود نگاه داشته و مختص ذات اوست. به این [[غیب مطلق]] دوم، «[[غیب مستأثر]]» یا «[[علم مستأثر]]» می‌‌گویند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ}}<ref>«بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو می‌فرستد و از آنچه در زهدان‌هاست آگاه است و هیچ کس نمی‌داند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمی‌داند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بی‌گمان خداوند دانایی آگاه است» سوره لقمان، آیه 34.</ref>.
# '''[[غیب مطلق]]''': به [[حقیقت]] و [[واقعیت]] ناشناخته‌ای «غيب مطلق» گفته می‌شود که اطلاع از آن جز از راه [[دریافت علم از خدای متعال]] برای هیچ کس، در هیچ [[زمان]] و شرایطی امکان‌پذیر نیست<ref>ر. ک. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲۶، ص ۱۷۳؛ جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، ج ۳، ص ۴۱۴، مطهری، احمد، کاردان، غلامرضا، علم پیامبر و امام در قرآن، ص ۱۰؛ فاضل لنکرانی، محمد و اشراقی، شهاب الدین، پاسداران وحی، ص ۱۶۷؛ مصطفوی، سیدحسن، مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امام معصوم، فصلنامه قبسات، ص ۱۳ و ۱۵؛ الهی، عباس، تحلیل دیدگاه علامه طباطبایی درباره غیب و شهود، ماهنامه معرفت، شماره ۲۱۶، ص ٢۶</ref>. این غیب مطلق نیز بر دو گونه است: '''نخست''': [[غیبی]] است که تنها برای برخی از [[برگزیدگان]] خود آشکار می‌‌کند: {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ}} <ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد» سورۀ جن، آیات ۲۷-۲۸.</ref>. از جمله موارد این [[غیب]]: اموری که عقلاً تعلّق [[ادراکات حسی]] یا [[ادراکات عقلی]] به آنها ممکن نیست<ref>ر. ک: [[عبدالحسین امینی|امینی، عبدالحسین]]، «[[الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب (کتاب)|الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب]]»، ج ۵، ص ۸۰؛ [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، «[[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]»، ص ۱۱۹؛ [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، «مفاهیم القرآن»، ج ۳، ص ۴۰۲ ـ ۴۰۴؛ [[سید مرتضی مهری|مهری، سید مرتضی]]، «[[آگاهی‌های غیبی (مقاله)|آگاهی‌های غیبی]]»، ماهنامه پاسدار اسلام، ش ۱۵۵.</ref>؛ مانند: [[ذات خدا]] یا برخی از نشانه‌های او؛ همچون: [[وحی]]، [[فرشتگان]]، [[بهشت]] و [[جهنم]] و [[رستاخیز]] که همه آنها از حواس ما غایب‌اند<ref>ر. ک: [[محمد باقر تحریری|تحریری، محمد باقر]]، «[[جلوه‌های لاهوتی (کتاب)|جلوه‌های لاهوتی]]»، ج ۱، ص ۱۵۷.</ref>. '''دوم''': غیبی است که نزد خود نگاه داشته و مختص ذات اوست. به این [[غیب مطلق]] دوم، «[[غیب مستأثر]]» یا «[[علم مستأثر]]» می‌‌گویند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ}}<ref>«بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو می‌فرستد و از آنچه در زهدان‌هاست آگاه است و هیچ کس نمی‌داند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمی‌داند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بی‌گمان خداوند دانایی آگاه است» سوره لقمان، آیه 34.</ref>.
# '''[[غیب نسبی]]''': به [[حقیقت]] و [[واقعیت]] ناشناخته‌ای گفته می‌شود که برای بعضی از [[انسان‌ها]] [[غیب]] و برای بعضی دیگر آشکار به شمار می‌‌روند؛ یعنی: در مقایسه با شخص یا مکان یا [[زمان]] خاص غیب است، اما در برابر شخص یا مکان و زمان دیگر آشکار باشد یا به آشکار مبدل شود<ref>ر. ک. غرویان، محسن، میرباقری، سیدمحمدحسین، غلامی، محمدرضا، بحثی مبسوط در آموزش عقاید، ج ۲، ص ۲۴؛ رضوانی، علی اصغر، شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات، ج ۱، ص ۵۴۲</ref>؛ مثلاً: اگر [[پیامبری]] از وجود غذایی در [[خانه]] شخص خبر می‌دهد برای خود [[پیامبر]] {{صل}} [[امر غیبی]] است؛ زیرا در خانه آن شخص حضور ندارد و از راهی دیگر نیز از اشیاء موجود در آن خانه اطلاع نیافته است. اما برای خود آن شخصی که در آن مکان [[زندگی]] می‏‌کند و از محتویات آن [[آگاه]] است، امری آشکار خواهد بود<ref>ر. ک: [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات (پایان‌نامه)|گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات]]، ص۲۶.</ref>. اين نوع از غیب می‌‌تواند مربوط به گذشته باشد که برای [[مردمان]] آن زمان آشکار بوده اما برای زمان ما غیب است<ref>«این از خبرهای نهانی است که به تو وحی می‌کنیم» سوره آل عمران، آیه ۴۴.</ref> و می‌‌تواند مربوط به [[آینده]] باشد که برای حاضران در [[زمان]] خاص [[غیب]] بوده اما در زمان آینده که رخ می‌‌دهد آشکار می‌‌شود<ref>«و چون مرگ او را مقرّر داشتیم جز موریانه آنان را به مرگ وی رهنمون نشد که عصایش را می‌خورد و چون به رو درافتاد پریان دریافتند که اگر غیب می‌دانستند در آن رنج خوارکننده نمی‌ماندند» سوره سبأ، آیه ۱۴.</ref>.
# '''[[غیب نسبی]]''': به [[حقیقت]] و [[واقعیت]] ناشناخته‌ای گفته می‌شود که برای بعضی از [[انسان‌ها]] [[غیب]] و برای بعضی دیگر آشکار به شمار می‌‌روند؛ یعنی: در مقایسه با شخص یا مکان یا [[زمان]] خاص غیب است، اما در برابر شخص یا مکان و زمان دیگر آشکار باشد یا به آشکار مبدل شود<ref>ر. ک. غرویان، محسن، میرباقری، سیدمحمدحسین، غلامی، محمدرضا، بحثی مبسوط در آموزش عقاید، ج ۲، ص ۲۴؛ رضوانی، علی اصغر، شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات، ج ۱، ص ۵۴۲</ref>؛ مثلاً: اگر [[پیامبری]] از وجود غذایی در [[خانه]] شخص خبر می‌دهد برای خود [[پیامبر]] {{صل}} [[امر غیبی]] است؛ زیرا در خانه آن شخص حضور ندارد و از راهی دیگر نیز از اشیاء موجود در آن خانه اطلاع نیافته است. اما برای خود آن شخصی که در آن مکان [[زندگی]] می‏‌کند و از محتویات آن [[آگاه]] است، امری آشکار خواهد بود<ref>ر. ک: [[محمد حسین نصیری|نصیری، محمد حسین]]، [[گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات (پایان‌نامه)|گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات]]، ص۲۶.</ref>. اين نوع از غیب می‌‌تواند مربوط به گذشته باشد که برای [[مردمان]] آن زمان آشکار بوده اما برای زمان ما غیب است<ref>«این از خبرهای نهانی است که به تو وحی می‌کنیم» سوره آل عمران، آیه ۴۴.</ref> و می‌‌تواند مربوط به [[آینده]] باشد که برای حاضران در [[زمان]] خاص [[غیب]] بوده اما در زمان آینده که رخ می‌‌دهد آشکار می‌‌شود<ref>«و چون مرگ او را مقرّر داشتیم جز موریانه آنان را به مرگ وی رهنمون نشد که عصایش را می‌خورد و چون به رو درافتاد پریان دریافتند که اگر غیب می‌دانستند در آن رنج خوارکننده نمی‌ماندند» سوره سبأ، آیه ۱۴.</ref>.


خط ۳۸: خط ۴۳:
== جمع‌بندی ==
== جمع‌بندی ==
غیب - به معنای عام خود - آن چیزی است که [[حس ظاهری]] یا [[حس باطنی|باطنی]] [[انسانی]] توانایی [[درک]] آن را نداشته باشد و «[[اطلاع یافتن از غیب]]» با بهره‌گیری از شیوه‌های عادی و اسباب طبیعی (مثل: خبردادن از [[خسوف و کسوف]] و امثال ذلک) یا شیوه‌های غیرعادی و اسباب پنهان از نظر عموم (مثل: خبردادن از امری پنهان از راه [[جادوگری]] و [[ارتباط با جن]] و امثال ذلک) هرچند به معنای لغوی و عرفی «[[علم به غیب]]» شمرده می‌شود؛ زیرا [[شناخت]] به امری [[غائب]] از حس عموم انسان‌هاست، اما این [[آگاهی]]، در اصطلاح [[قرآن]] و [[حدیث]] «علم به غیب» نامیده نمی‌شود. این دسته از [[شناخت‌ها]] و [[آگاهی‌ها]] - چه به صورت مجاز یا غیر مجاز در [[قوانین ادیان]] - برای همگان امکان‌پذیر است و در سایۀ [[آموزش]] یا ریاضت‌های خاص محقق می‌گردند و قطعاً دلیلی بر [[اتصال به خدای متعال]] یا [[عوالم غیبی]] آگاهِ از این امور نیست، بلکه تنها می‌تواند دلیل [[نبوغ]] و تخصص در یک امر و یا اموری باشد<ref>[[محمد تقی جعفری|جعفری، محمد تقی]]، [http://tahoor.com/fa/Article/View/400433 قرآن نماد حیات معقول، ص۱۶۶-۱۷۱]؛ [[محمد حسن نادم]]؛ علم غیب از نگاه عقل و وحی، صفحه ۷۵؛ [[محمد تقی شاکر]]، [[محمد تقی شاکر|شاکر]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۱۱۹</ref>.
غیب - به معنای عام خود - آن چیزی است که [[حس ظاهری]] یا [[حس باطنی|باطنی]] [[انسانی]] توانایی [[درک]] آن را نداشته باشد و «[[اطلاع یافتن از غیب]]» با بهره‌گیری از شیوه‌های عادی و اسباب طبیعی (مثل: خبردادن از [[خسوف و کسوف]] و امثال ذلک) یا شیوه‌های غیرعادی و اسباب پنهان از نظر عموم (مثل: خبردادن از امری پنهان از راه [[جادوگری]] و [[ارتباط با جن]] و امثال ذلک) هرچند به معنای لغوی و عرفی «[[علم به غیب]]» شمرده می‌شود؛ زیرا [[شناخت]] به امری [[غائب]] از حس عموم انسان‌هاست، اما این [[آگاهی]]، در اصطلاح [[قرآن]] و [[حدیث]] «علم به غیب» نامیده نمی‌شود. این دسته از [[شناخت‌ها]] و [[آگاهی‌ها]] - چه به صورت مجاز یا غیر مجاز در [[قوانین ادیان]] - برای همگان امکان‌پذیر است و در سایۀ [[آموزش]] یا ریاضت‌های خاص محقق می‌گردند و قطعاً دلیلی بر [[اتصال به خدای متعال]] یا [[عوالم غیبی]] آگاهِ از این امور نیست، بلکه تنها می‌تواند دلیل [[نبوغ]] و تخصص در یک امر و یا اموری باشد<ref>[[محمد تقی جعفری|جعفری، محمد تقی]]، [http://tahoor.com/fa/Article/View/400433 قرآن نماد حیات معقول، ص۱۶۶-۱۷۱]؛ [[محمد حسن نادم]]؛ علم غیب از نگاه عقل و وحی، صفحه ۷۵؛ [[محمد تقی شاکر]]، [[محمد تقی شاکر|شاکر]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۱۱۹</ref>.
==[[غیب]] در اصطلاح [[کتاب و سنت]]==
[[قرآن کریم]] و [[روایات معصومین]]{{عم}} هر چند در معنای اصلی واژه غیب تغییری نداده‌اند، آن را در مواردی گوناگون به کار گرفته‌اند<ref>برخی از این امور قابل بازگشت به یکدیگرند؛ اما برای برجسته‌سازی بیشتر، آنها را جدا ساخته‌ایم.</ref> که برخی از آنها را با محور قرار دادن [[سخنان امام علی]]{{ع}} از نظر می‌گذرانیم:
===[[حقایق]] دست‌نایافتنی===
برخی پدیده‌های [[غیبی]]، هیچ‌گاه از پشت پرده برون نمی‌افتند و نه تنها [[حس]] و [[تجربه]]، بلکه [[عقل]] و [[کشف و شهود]] نیز از راه‌یابی به قلمرو آنها [[ناتوان]] است. در این جا است که به [[حق]] باید گفت:
زسر غیب کس [[آگاه]] نیست قصه مخوان کدام [[محرم]] [[دل]] ره در این [[حرم]] دارد<ref>دیوان حافظ، ص۲۲۱.</ref>
ذات و [[حقیقت]] [[خداوند]] از این‌گونه غیب‌های دست‌نایافتنی است که [[فرزانگان]] [[جهان]] درباره آن نمی‌اندیشند و می‌دانند که آن را نتیجه‌ای نیست. از این رو، [[امام علی]]{{ع}} با اینکه در [[شناخت]] و [[معرفت]] چنان [[توانمند]] است که اگر پرده‌ها کنار روند، ذره‌ای بر یقینش افزوده نخواهد شد<ref>{{عربی|لَوْ كُشِفَ لِيَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً}}. (ابن شهر آشوب، محمد، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۳۱۷، و ر.ک: بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۳۵)</ref>، بر [[ناتوانی]] [[آدمی]] از شناخت کنه [[ذات خداوند]] تأکید می‌ورزد و می‌فرماید:
کسانی در [[علم]] [[دین]] استوارند که اعتراف به [[نادانی]] بی‌نیازشان کرده است تا نااندیشیده پا در میان گذارند و [[فهم]] آن چه را در پس پرده‌های غیب [[نهان]] است، آسان انگارند.... پس بدین بس کن! بزرگی [[خدای سبحان]] را با [[میزان]] [[خرد]] خود مسنج، تا از تباه‌شدگان مباشی. او [[توانایی]] است که اگر [[وهم]] ما چون تیر پران شود تا خود را به سر حد [[قدرت]] او رساند و [[اندیشه]] مبرا از [[وسوسه]] بکوشد تا سمند فکرت به ژرفای غیب ملکوتش براند و [[دل‌ها]] خود را در راه شناخت صفات او سرگشته و شیدا گرداند و باریک‌اندیشی خرد خواهد تا به صفات او نرسیده، ذات وی را داند، دست قدرت بازش گرداند؛ چه، خواهد پرده‌های تاریک [[غیب]] را [[درد]]، و راه به ساحت خدای [[بی‌عیب]] برد<ref>نهج‌البلاغه، خطبه،۹۱، ص۷۵. همچنین ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۳۵: {{متن حدیث|حَالَ دُونَ غَيْبِهِ الْمَكْنُونِ حُجُبٌ مِنَ الْغُيُوبِ‌}}.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۳۹.</ref>
===امور فراتر از [[تجربه]] [[حسی]]===
[[قرآن کریم]] در [[آیات]] آغازین [[سوره بقره]]، [[ایمان به غیب]] را از صفات برجسته [[پرهیزگاران]] می‌شمارد که مصداق روشن آن، [[ایمان]] به وجود [[خداوند متعال]] است<ref>ر.ک: طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج۱، ص۴۶.</ref>؛ چنان‌که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در پاسخ به این [[پرسش]] که «آیا پروردگارت را دیده‌ای؟» فرمود: «من کسی که خدای نادیده را بپرستم». سپس فرمود: «[[چشم‌ها]] با [[مشاهده]] ظاهری او را نبینند، بلکه ایمان به غیب، پیمانی [[قلبی]] است»<ref>بحارالانوار، ج۴، ص۵۳.</ref>.
افزون بر وجود [[حق تعالی]]، بسیاری دیگر از [[حقایق]] [[جهان هستی]] با [[ابزار حسی]] [[بشر]] به چنگ نمی‌آیند. از این‌رو، [[کتاب و سنت]]، آنها را از [[امور غیبی]] به شمار آورده‌اند؛ چنان‌که [[امام سجاد]]{{ع}} [[وحی]] را از مصادیق غیب برمی‌شمارد و [[فرشتگان]] را موجوداتی می‌داند که این [[حقیقت]] نادیدنی را به [[پیامبران]] می‌رسانند<ref>{{متن حدیث|وَ حُمَّالِ الْغَيْبِ إِلَى رُسُلِكَ}}. (الصحیفه السجادیه، دعای سوم، ص۲۸)</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۳۹.</ref>
===پدیده‌های [[اخروی]]===
[[آگاهی]] از [[زمان]] فرارسیدن [[قیامت]]، در [[انحصار]] [[خداوند]] است و از غیب‌هایی است که هیچ‌گاه برای [[آدمیان]] آشکار نخواهد گشت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸.</ref>. پدیده‌های دیگر اخروی نیز هر چند به خودی خود، [[غیبی]] و نهانی‌اند، در پرتو [[تعالیم پیامبران]] تا اندازه‌ای از پس پرده غیب به در آمده‌اند و تصویری - هر چند ناقص - از آنها فراهم گشته است. [[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید:
هر چیز از [[دنیا]]، شنیدن آن بزرگتر از دیدن آن است؛ و هر چیز از [[آخرت]]، دیدن آن بزرگتر از شنیدن آن است. پس [اکنون که دیدن نتوانید] به شنیدن بسنده کنید و از آنچه در غیب [[نهان]] است، خبری به دست آورید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۴.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۴۰.</ref>
===[[راز]] نهانی===
[[اسرار]] ناگفته [[آدمی]] یکی دیگر از امور نهانی است که قرآن کریم واژه غیب را درباره آنها به کار می‌گیرد؛ چنان‌که در [[سوره توبه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}}<ref>«آیا نمی‌دانند که خداوند راز آنها و سخنان زیرگوشی آنان را می‌داند و اینکه خداوند بسیار داننده نهان‌هاست؟!» سوره توبه، آیه ۷۸.</ref>.
[[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز - که [[مفسر]] [[راستین]] [[قرآن]] است - با پای فشردن بر اینکه [[خداوند]] از اندیشه‌های نهفته در [[دل]] [[آگاهی]] دارد<ref>ر.ک: نهج‌البلاغه، خطبه ۹۱، ص۸۳ و خطبه ۱۹۲، ص۲۱۰؛ ابن جمعه، عبد علی، تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۴۶۹.</ref>، می‌فرماید: «[[علم]] او درون پرده‌های [[غیب]] را شکافت و بر عقیده‌های نهفته و رازهای پنهان احاطه یافت»<ref>نهج البلاغه، خطبه ١٠٨، ص۱۰۰.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۴۰.</ref>
===رویدادهای گذشته و [[آینده]]===
آن‌چه در گذشته روی داده است، یا در آینده روی می‌دهد، هرچند در [[زمان]] خود به چنگ [[حس]] و [[تجربه]] می‌افتد، برای کسانی که در زمانی دیگر [[زندگی]] می‌کنند، از [[امور غیبی]] به شمار می‌رود<ref>ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۱، ص۲۸۸.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بی‌درس‌آموزی در مکتب‌خانه‌های بشری، «مسئله‌آموز صد مدرس» بود و به [[تعلیم الهی]]، از سرگذشت راستین [[پیامبران پیشین]] خبر می‌داد. از این‌رو، [[قرآن کریم]]، آنگاه که داستان [[پیامبران]] گذشته را برای [[رسول خدا]]{{صل}} بازمی‌گوید، تعبیرهایی از این دست با آن همراه می‌سازد: {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا}}<ref>«این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمی‌دانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۹.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} نیز در خطبه‌ای که در آن [[اوضاع نابسامان]] [[کوفه]] را پیش می‌گوید و از [[تسلط]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]] خبر می‌دهد، بر این آگاهی [[خدادادی]]، نام علم غیب می‌نهد و می‌فرماید:
اگر آنچه می‌دانم - و غیب آن بر شما پوشیده است - می‌دانستید، به بیابان‌ها بیرون می‌شدید و بر کرده‌های خویش می‌گریستید. به سر و سینه می‌زدید و مال‌های خود را بی‌نگهبان وامی‌گذاشتید و کسی را بر آن نمی‌گماشتید.... به [[خدا]]، به زودی مردی از ثقیف بر شما چیره شود، سبک‌سر، گردنکش و [[ستمگر]]، که مالتان را ببرد و پوستتان را بدرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۶، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۴۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:6337381.jpg|22px]] [[سید محمود جزائری|جزائری، سید محمود]]، [[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایان‌نامه)|'''کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان''']]
# [[پرونده:6337381.jpg|22px]] [[سید محمود جزائری|جزائری، سید محمود]]، [[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایان‌نامه)|'''کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان''']]
# [[پرونده:1368101.jpg|22px]] [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:غیب]]
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش