موعظه در معارف دعا و زیارات: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[موعظه]] در لغت به معنای [[پند]] و [[نصیحت]] مبتنی بر [[وعده]] و وعیده است<ref>لغتنامه دهخدا؛ فرهنگ فارسی.</ref>. [[خداوند]] [[عزیز]] موعظه [[نیکو]] را در کنار [[حکمت]] و [[مناظره]] مطلوب، بهعنوان یکی از راههای [[دعوت به توحید]] معرفی کرده است<ref>{{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}} «(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بیگمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>. | [[موعظه]] در لغت به معنای [[پند]] و [[نصیحت]] مبتنی بر [[وعده]] و وعیده است<ref>لغتنامه دهخدا؛ فرهنگ فارسی.</ref>. [[خداوند]] [[عزیز]] موعظه [[نیکو]] را در کنار [[حکمت]] و [[مناظره]] مطلوب، بهعنوان یکی از راههای [[دعوت به توحید]] معرفی کرده است<ref>{{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}} «(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بیگمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>. | ||
بررسی [[روایات]] نشان میدهد که یکی از فوائد [[دنیا]] موعظهگری آن است<ref>نهجالبلاغه حکمت ۱۲۷.</ref>. موعظه عامل [[حیات]] و جلای [[قلب]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۲۱؛ غررالحکم، ص۱۸۹.</ref> است و [[انسان]] را از [[غفلت]] بیدار میکند<ref>غررالحکم، ص۴۷۱.</ref>. برای انسان [[زیرک]]، همه امور عبرتخیز<ref>غررالحکم، ص۴۷۱.</ref> و [[عبرتپذیری]]، نشاندهنده [[محبت خدا]] به انسان است<ref>غررالحکم، ص۱۲۸.</ref>. [[برترین]] موعظه [[عبرتگیری]] از [[سرنوشت]] [[مردگان]] و رساترین موعظه خداوند [[قرآن کریم]] است<ref>کافی، ج۸، ص۱۸۵؛ نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۶.</ref>. | بررسی [[روایات]] نشان میدهد که یکی از فوائد [[دنیا]] موعظهگری آن است<ref>نهجالبلاغه حکمت ۱۲۷.</ref>. موعظه عامل [[حیات]] و جلای [[قلب]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۲۱؛ غررالحکم، ص۱۸۹.</ref> است و [[انسان]] را از [[غفلت]] بیدار میکند<ref>غررالحکم، ص۴۷۱.</ref>. برای انسان [[زیرک]]، همه امور عبرتخیز<ref>غررالحکم، ص۴۷۱.</ref> و [[عبرتپذیری]]، نشاندهنده [[محبت خدا]] به انسان است<ref>غررالحکم، ص۱۲۸.</ref>. [[برترین]] موعظه [[عبرتگیری]] از [[سرنوشت]] [[مردگان]] و رساترین موعظه خداوند [[قرآن کریم]] است<ref>کافی، ج۸، ص۱۸۵؛ نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۶.</ref>. | ||
[[امام]] [[زین العابدین]]{{ع}} [[استمرار]] هشدار [[الهی]] را همراه با [[توفیق]] [[شب زندهداری]] و [[عبادت]] شبانه از خداوند درخواست کرده است<ref>نیایش چهل وهفتم.</ref>. آن [[حضرت]] [[رسول اعظم]]{{صل}} را هشدار دهنده به [[امت اسلام]] دانسته و میفرماید: [[رسول خدا]]{{صل}} خویشتن را به زحمت افکند تا [[امت]] را [[اندرز]] دهد<ref>نیایش دوم.</ref>. همچنین قرآن کریم را برترین وسیله اندرز و نصیحت معرفی کرده است: «بار خدایا، بر [[محمد]] و خاندانش [[درود]] فرست و [[قرآن]] را در [[تاریکی]] [[شب]] مونس ما گردان... تا مانع [[ارتکاب گناه]] توسط اعضا و جوارح ما گردد و طومار عبرتها را که به دست غفلت پیچیده شده است پیشروی ما بگشاید»<ref>نیایش چهلودوم.</ref>. | [[امام]] [[زین العابدین]] {{ع}} [[استمرار]] هشدار [[الهی]] را همراه با [[توفیق]] [[شب زندهداری]] و [[عبادت]] شبانه از خداوند درخواست کرده است<ref>نیایش چهل وهفتم.</ref>. آن [[حضرت]] [[رسول اعظم]] {{صل}} را هشدار دهنده به [[امت اسلام]] دانسته و میفرماید: [[رسول خدا]] {{صل}} خویشتن را به زحمت افکند تا [[امت]] را [[اندرز]] دهد<ref>نیایش دوم.</ref>. همچنین قرآن کریم را برترین وسیله اندرز و نصیحت معرفی کرده است: «بار خدایا، بر [[محمد]] و خاندانش [[درود]] فرست و [[قرآن]] را در [[تاریکی]] [[شب]] مونس ما گردان... تا مانع [[ارتکاب گناه]] توسط اعضا و جوارح ما گردد و طومار عبرتها را که به دست غفلت پیچیده شده است پیشروی ما بگشاید»<ref>نیایش چهلودوم.</ref>. | ||
از منظر [[امام سجاد]]{{ع}} سختدلی و [[قساوت قلب]] زمینه [[گریز]] از [[پندپذیری]] و هدایتآموزی است. از اینرو به [[خدا]] عرض میکند: {{متن حدیث|إِلَهِي هَدَيْتَنِي فَلَهَوْتُ، وَ وَعَظْتَ فَقَسَوْتُ}}<ref>دعای ۴۹.</ref>: «ای خدای من! تو مرا [[هدایت]] کردی و من به [[لهو]] و [[غفلت]] روی آوردم. پندم دادی و من سختدلی نمودم». | از منظر [[امام سجاد]] {{ع}} سختدلی و [[قساوت قلب]] زمینه [[گریز]] از [[پندپذیری]] و هدایتآموزی است. از اینرو به [[خدا]] عرض میکند: {{متن حدیث|إِلَهِي هَدَيْتَنِي فَلَهَوْتُ، وَ وَعَظْتَ فَقَسَوْتُ}}<ref>دعای ۴۹.</ref>: «ای خدای من! تو مرا [[هدایت]] کردی و من به [[لهو]] و [[غفلت]] روی آوردم. پندم دادی و من سختدلی نمودم». | ||
از منظر [[امام زینالعابدین]]{{ع}}، گناهپوشی [[خداوند]] [[بهترین]] [[اندرز]] دهنده [[انسان]] برای [[گریز]] از [[پلیدیها]] و رویکرد به نیکیهاست: «ای خداوند [[عزیز]]! چنان کن که هر [[عیب]] ما که پوشیده داشتهای و هر [[گناه]] که [[نهان]] کردهای، اندرز دهندهای شود و ما را از [[اخلاق]] بد و ارتکاب خطاها باز دارد و بهسوی توبهای محو کننده [[گناهان]] و راهی که مورد پسند توست، بکشاند»<ref>نیایش سیوچهارم.</ref>. | از منظر [[امام زینالعابدین]] {{ع}}، گناهپوشی [[خداوند]] [[بهترین]] [[اندرز]] دهنده [[انسان]] برای [[گریز]] از [[پلیدیها]] و رویکرد به نیکیهاست: «ای خداوند [[عزیز]]! چنان کن که هر [[عیب]] ما که پوشیده داشتهای و هر [[گناه]] که [[نهان]] کردهای، اندرز دهندهای شود و ما را از [[اخلاق]] بد و ارتکاب خطاها باز دارد و بهسوی توبهای محو کننده [[گناهان]] و راهی که مورد پسند توست، بکشاند»<ref>نیایش سیوچهارم.</ref>. | ||
بر انسان لازم است که ضمن عذرخواهی از خطاهای گذشته، از خداوند درخواست کند که او را با تقویت [[روح]] [[پندپذیری]]، از لغزشهای [[آینده]] [[مراقبت]] نماید. [[امام سجاد]]{{ع}} میفرماید: «ای خدای من! همراه با اظهار [[پشیمانی]]، از این خطاها و همانند این خطاها از تو عذر میخواهم. تا چون بار دیگر چنان خطاهایی پیش آید، مرا واعظی باشد»<ref>نیایش سیوهشتم.</ref>. | بر انسان لازم است که ضمن عذرخواهی از خطاهای گذشته، از خداوند درخواست کند که او را با تقویت [[روح]] [[پندپذیری]]، از لغزشهای [[آینده]] [[مراقبت]] نماید. [[امام سجاد]] {{ع}} میفرماید: «ای خدای من! همراه با اظهار [[پشیمانی]]، از این خطاها و همانند این خطاها از تو عذر میخواهم. تا چون بار دیگر چنان خطاهایی پیش آید، مرا واعظی باشد»<ref>نیایش سیوهشتم.</ref>. | ||
انسان نباید به گونهای [[ناپسند]] عمل کند تا مایه [[عبرت]] و [[پند]] دیگران باشد؛ از اینرو [[امام]] به ما میآموزد که از خدای خویش بخواهیم ما را باز دارد از اینکه با غوطهور شدن گناهان و بیخبری به چنین [[عاقبت]] [[شومی]] دچار شویم: «ای خداوند، مرا در وادی [[عصیان]] سرگشته رها مکن و تا زندهام در ورطه [[سهو]] و بی خبریام وامگذار و مرا به حالی میفکن که دیگران از من پند گیرند تا سبب عبرت همگان شوم یا کسی در من بنگرد و [[گمراه]] شود»<ref>نیایش چهلوهفتم.</ref>.<ref>الصحیفة السجادیة، امام زینالعابدین{{ع}}، ۱۴۱۸، قم، نشر الهادی؛ صحیفه سجادیه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ۱۳۷۵، تهران، نشر سروش؛ غررالحکم، عبدالواحد تمیمی آمدی، ۱۳۶۶ ش، قم، دفتر تبلیغات اسلامی؛ فرهنگ فارسی، محمد متین، ۱۳۶۵، تهران، امیرکبیر؛ قرآن حکیم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، ۱۳۷۳، قم، دارالقرآن الکریم؛ کافی، کلینی، محمدبن یعقوب، ۱۳۶۷، تهران، اسلامیة؛ لغت نامه، علی اکبر دهخدا، ۱۳۶۷، تهران، نشر دانشگاه تهران؛ نهج البلاغه، سیدرضی، ۱۴۱۴ ق، قم، نشر هجرت.</ref>.<ref>[[علی اکبر شایستهنژاد|شایستهنژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «موعظه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۳۱.</ref> | انسان نباید به گونهای [[ناپسند]] عمل کند تا مایه [[عبرت]] و [[پند]] دیگران باشد؛ از اینرو [[امام]] به ما میآموزد که از خدای خویش بخواهیم ما را باز دارد از اینکه با غوطهور شدن گناهان و بیخبری به چنین [[عاقبت]] [[شومی]] دچار شویم: «ای خداوند، مرا در وادی [[عصیان]] سرگشته رها مکن و تا زندهام در ورطه [[سهو]] و بی خبریام وامگذار و مرا به حالی میفکن که دیگران از من پند گیرند تا سبب عبرت همگان شوم یا کسی در من بنگرد و [[گمراه]] شود»<ref>نیایش چهلوهفتم.</ref>.<ref>الصحیفة السجادیة، امام زینالعابدین {{ع}}، ۱۴۱۸، قم، نشر الهادی؛ صحیفه سجادیه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ۱۳۷۵، تهران، نشر سروش؛ غررالحکم، عبدالواحد تمیمی آمدی، ۱۳۶۶ ش، قم، دفتر تبلیغات اسلامی؛ فرهنگ فارسی، محمد متین، ۱۳۶۵، تهران، امیرکبیر؛ قرآن حکیم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، ۱۳۷۳، قم، دارالقرآن الکریم؛ کافی، کلینی، محمدبن یعقوب، ۱۳۶۷، تهران، اسلامیة؛ لغت نامه، علی اکبر دهخدا، ۱۳۶۷، تهران، نشر دانشگاه تهران؛ نهج البلاغه، سیدرضی، ۱۴۱۴ ق، قم، نشر هجرت.</ref>.<ref>[[علی اکبر شایستهنژاد|شایستهنژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «موعظه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۳۱.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||