هجرت در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
}} | }} | ||
'''هجرت''' بهمعنای ترک [[وطن]]، در اصطلاح [[مسلمین]] عبارت است از ترک کردن سرزمین کافران و انتقال [[مسلمانان]] به [[دارالاسلام]] و به [[مهاجرت پیامبر خاتم]]{{صل}} و [[مسلمانان]] از [[مکه]] به [[مدینه]] گفته میشود. البته به هجرت علمی و [[سیاسی]] و گاهی هم از [[بدیها]] به [[خوبیها]] و از [[معصیت]] به [[طاعت]] نیز هجرت اطلاق شده است. | '''هجرت''' بهمعنای ترک [[وطن]]، در اصطلاح [[مسلمین]] عبارت است از ترک کردن سرزمین کافران و انتقال [[مسلمانان]] به [[دارالاسلام]] و به [[مهاجرت پیامبر خاتم]] {{صل}} و [[مسلمانان]] از [[مکه]] به [[مدینه]] گفته میشود. البته به هجرت علمی و [[سیاسی]] و گاهی هم از [[بدیها]] به [[خوبیها]] و از [[معصیت]] به [[طاعت]] نیز هجرت اطلاق شده است. | ||
==معناشناسی== | == معناشناسی == | ||
===معنای لغوی=== | === معنای لغوی === | ||
هجرت در لغت بهمعنای [[خروج از دارالکفر]] به [[دارالایمان]]<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۸۳۳.</ref> و ترک [[وطن]] در [[راه خدا]] است. اصل آن "هَجر" به معنای "مقطوع و قطع شدن"<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۶، ص۳۴.</ref> یا "ترک چیزی با وجود [[ارتباط]] با آن"<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۱، ص۲۴۰.</ref> است. همچنین بهمعنای جدایی، ترک [[وطن]] و دوری از خانمان و [[یاران]]<ref>لغتنامه دهخدا، ج۱۵، ص۲۳۴۱۴؛ صبح الاعشی، ج۳، ص۴۱۷ و ج۶، ص۲۴۰؛ مجمع البحرین، ج۳، ص۴۱۵؛ نهایه ابن اثیر، ج۵، ص۲۴۴.</ref> نیز آمده است<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۵؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۵۰۶-۵۰۷.</ref>. | هجرت در لغت بهمعنای [[خروج از دارالکفر]] به [[دارالایمان]]<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۸۳۳.</ref> و ترک [[وطن]] در [[راه خدا]] است. اصل آن "هَجر" به معنای "مقطوع و قطع شدن"<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۶، ص۳۴.</ref> یا "ترک چیزی با وجود [[ارتباط]] با آن"<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۱، ص۲۴۰.</ref> است. همچنین بهمعنای جدایی، ترک [[وطن]] و دوری از خانمان و [[یاران]]<ref>لغتنامه دهخدا، ج۱۵، ص۲۳۴۱۴؛ صبح الاعشی، ج۳، ص۴۱۷ و ج۶، ص۲۴۰؛ مجمع البحرین، ج۳، ص۴۱۵؛ نهایه ابن اثیر، ج۵، ص۲۴۴.</ref> نیز آمده است<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۵؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۵۰۶-۵۰۷.</ref>. | ||
===معنای اصطلاحی=== | === معنای اصطلاحی === | ||
و در اصطلاحِ [[مسلمین]]، بهمعنای ترک کردن [[سرزمین]] [[کافران]] و انتقال [[مسلمانان]] به دارالسلام است. هجرت در [[فرهنگ اسلامی]]، یک حرکت توأم با [[تحول]] بزرگ [[انسانی]] است که اهمیت و [[آزادی]] وی را تأمین میکند. از اینرو، در ورای هر مدنیتی مهاجرتی پنهان است<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۵.</ref>. | و در اصطلاحِ [[مسلمین]]، بهمعنای ترک کردن [[سرزمین]] [[کافران]] و انتقال [[مسلمانان]] به دارالسلام است. هجرت در [[فرهنگ اسلامی]]، یک حرکت توأم با [[تحول]] بزرگ [[انسانی]] است که اهمیت و [[آزادی]] وی را تأمین میکند. از اینرو، در ورای هر مدنیتی مهاجرتی پنهان است<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۵.</ref>. | ||
==هجرت در قرآن== | == هجرت در قرآن == | ||
{{اصلی|هجرت در قرآن}} | {{اصلی|هجرت در قرآن}} | ||
مسأله [[مهاجرت]] در [[قرآن]] و [[سیرۀ پیامبر]]{{صل}} یک اصل بزرگ [[اجتماعی]] تلقی شده و قرآن، هجرت را پس از [[ایمان به خدا]]، به عنوان نخستین و بزرگترین اصل، وظیفهای [[مقدس]] یاد کرده و آن را بر [[جهاد]] مقدم میشمارد<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۲۱۸؛ تفسیر شریف لاهیجی، ج۲، ص۲۱۸ و ج۳، ص۶۴۵.</ref> و نیز [[مهاجرت]] برای [[ستمدیدگان]] را عاملی در جهت [[زندگی]] بهتر و برخورداری از مواهب [[دنیوی]] میداند: <ref>{{متن قرآن|فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}} «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمیگردانم بنابراین بیگمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم میپوشم و آنان را به بوستانهایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵؛ تفسیر قرطبی، ج۴، ص۲۹۲ و ج۸، ص۵۶.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۵.</ref> | مسأله [[مهاجرت]] در [[قرآن]] و [[سیرۀ پیامبر]] {{صل}} یک اصل بزرگ [[اجتماعی]] تلقی شده و قرآن، هجرت را پس از [[ایمان به خدا]]، به عنوان نخستین و بزرگترین اصل، وظیفهای [[مقدس]] یاد کرده و آن را بر [[جهاد]] مقدم میشمارد<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۲۱۸؛ تفسیر شریف لاهیجی، ج۲، ص۲۱۸ و ج۳، ص۶۴۵.</ref> و نیز [[مهاجرت]] برای [[ستمدیدگان]] را عاملی در جهت [[زندگی]] بهتر و برخورداری از مواهب [[دنیوی]] میداند: <ref>{{متن قرآن|فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}} «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمیگردانم بنابراین بیگمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم میپوشم و آنان را به بوستانهایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵؛ تفسیر قرطبی، ج۴، ص۲۹۲ و ج۸، ص۵۶.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۵.</ref> | ||
هجرت در [[فرهنگ قرآنی]] از آن رو که سفری [[مقدس]] و برای کسب [[خشنودی خداوند]] و [[حفظ دین حق]] است، دارای [[جایگاه]] و احکامی ویژه است. اگر [[مسلمانی]] در شرایطی قرار گیرد، که دینش در خطر بیافتد، بر او [[واجب]] است از آن [[سرزمین]] هجرت کند؛ چنانکه [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا}}<ref>«میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان | هجرت در [[فرهنگ قرآنی]] از آن رو که سفری [[مقدس]] و برای کسب [[خشنودی خداوند]] و [[حفظ دین حق]] است، دارای [[جایگاه]] و احکامی ویژه است. اگر [[مسلمانی]] در شرایطی قرار گیرد، که دینش در خطر بیافتد، بر او [[واجب]] است از آن [[سرزمین]] هجرت کند؛ چنانکه [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا}}<ref>«میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟» سوره نساء، آیه ۹۷.</ref>. بر اساس این [[آیه]] و آیاتی نظیر آن، [[مفسران]] و فقهیان گفتهاند، در صورت احراز شرایط بر همه [[مسلمانان]] واجب است، برای حفظ دین خود از سرزمین [[جور]] هجرت کنند؛ البته [[حکم]] هجرت منافی با [[روح مبارزه]] نیست؛ زیرا مبارزه و [[پایداری]] تا زمانی مفید است که به نتیجهای منتهی شود و یکی از شرایط [[وجوب]] هجرت آن است که شخص [[مهاجر]] نتواند با [[مجاهدت]]، اوضاع را به سود [[دین]] خود [[تغییر]] دهد<ref>مسعود انصاری، «هجرت»، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۲، ص۲۳۳۹-۲۳۴۰.</ref>.<ref> [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۵۰۶-۵۰۷.</ref> | ||
==دو هجرت معروف در [[عصر پیامبر]] {{صل}}== | == دو هجرت معروف در [[عصر پیامبر]] {{صل}} == | ||
در زمان [[پیامبر]]{{صل}}، دو [[هجرت]] مهم رخ داده است: | در زمان [[پیامبر]] {{صل}}، دو [[هجرت]] مهم رخ داده است: | ||
#هجرت اول، مهاجرت عدهای از [[مسلمانان]] از [[مکه]] به [[حبشه]] (در دو مرحله) بود که بر اثر [[آزار]] [[قریش]] در [[سال پنجم بعثت]]، به [[دستور]] [[رسول خدا]]{{صل}} انجام گرفت. | # هجرت اول، مهاجرت عدهای از [[مسلمانان]] از [[مکه]] به [[حبشه]] (در دو مرحله) بود که بر اثر [[آزار]] [[قریش]] در [[سال پنجم بعثت]]، به [[دستور]] [[رسول خدا]] {{صل}} انجام گرفت. | ||
#دومین هجرت، [[هجرت پیامبر]]{{صل}} با گروهی از [[یاران]]، از مکه به [[مدینه]] بوده است؛ [[تاریخ]] این هجرت که برابر با شانزدهم ژوئیه ۶۲۲ میلادی بود، مبدأ [[تاریخ اسلام]] قرار گرفت<ref>طبقات ابن سعد، ج۱، ص۲۲۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۹۶ و ج۲، ص۴-۳؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵-۳؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۱۹۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۱۴.</ref>. | # دومین هجرت، [[هجرت پیامبر]] {{صل}} با گروهی از [[یاران]]، از مکه به [[مدینه]] بوده است؛ [[تاریخ]] این هجرت که برابر با شانزدهم ژوئیه ۶۲۲ میلادی بود، مبدأ [[تاریخ اسلام]] قرار گرفت<ref>طبقات ابن سعد، ج۱، ص۲۲۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۹۶ و ج۲، ص۴-۳؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵-۳؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۱۹۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۱۴.</ref>. | ||
به افرادی که در دو [[هجرت]] معروف شرکت داشتهاند، "[[ذوالهجرتین]]" میگویند<ref>ر.ک: ذو الهجرتین.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۵.</ref> | به افرادی که در دو [[هجرت]] معروف شرکت داشتهاند، "[[ذوالهجرتین]]" میگویند<ref>ر. ک: ذو الهجرتین.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||