پیامهای اخلاقی عاشورا: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
(←پانویس) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== [[آزادگی]] == | == [[آزادگی]] == | ||
[[حضرت علی]]{{ع}} در جایی میفرماید: «آیا هیچ آزادهای نیست که این نیمخورده ([[دنیا]]) را برای اهلش واگذارد؟ یقیناً بهای وجود شما چیزی جز [[بهشت]] نیست، پس خود را جز به بهشت نفروشید»<ref>بحارالانوار، ج۱، ص۱۴۴.</ref>. | [[حضرت علی]] {{ع}} در جایی میفرماید: «آیا هیچ آزادهای نیست که این نیمخورده ([[دنیا]]) را برای اهلش واگذارد؟ یقیناً بهای وجود شما چیزی جز [[بهشت]] نیست، پس خود را جز به بهشت نفروشید»<ref>بحارالانوار، ج۱، ص۱۴۴.</ref>. | ||
آزادگی در آن است که [[انسان]] [[کرامت]] و [[شرافت]] خودش را بشناسد و تن به [[پستی]] و [[ذلت]] و [[حقارت]] و [[اسارت]] دنیا و زیر پا نهادن [[ارزشهای انسانی]] ندهد. | آزادگی در آن است که [[انسان]] [[کرامت]] و [[شرافت]] خودش را بشناسد و تن به [[پستی]] و [[ذلت]] و [[حقارت]] و [[اسارت]] دنیا و زیر پا نهادن [[ارزشهای انسانی]] ندهد. | ||
[[نهضت عاشورا]]، جلوه بارزی از آزادگی در مورد [[امام حسین]]{{ع}} و [[خاندان]] و یارانش است که بعضی از موارد آن به عنوان نمونه اشاره میشود | [[نهضت عاشورا]]، جلوه بارزی از آزادگی در مورد [[امام حسین]] {{ع}} و [[خاندان]] و یارانش است که بعضی از موارد آن به عنوان نمونه اشاره میشود | ||
وقتی میخواستند به [[زور]] از آن حضرت برای [[یزید]] [[بیعت]] بگیرند با رد درخواست آنها این گونه فرمودند: «نه به [[خدا]] [[سوگند]]، نه دست [[ذلّت]] به آنان میدهم و نه چون بردگان [[تسلیم]] [[حکومت]] آنها میشوم»<ref>العوالم (الامام الحسین{{ع}})، ص۲۵۱.</ref>. | وقتی میخواستند به [[زور]] از آن حضرت برای [[یزید]] [[بیعت]] بگیرند با رد درخواست آنها این گونه فرمودند: «نه به [[خدا]] [[سوگند]]، نه دست [[ذلّت]] به آنان میدهم و نه چون بردگان [[تسلیم]] [[حکومت]] آنها میشوم»<ref>العوالم (الامام الحسین {{ع}})، ص۲۵۱.</ref>. | ||
صحنه [[کربلا]] نیز جلوه دیگری از این آزادگی بود، آن حضرت از میان دو امر؛ یعنی [[شمشیر]] یا ذلت [[مرگ]] با [[افتخار]] را پذیرفت و فرمود: {{متن حدیث|هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ}}<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۲۴.</ref>. | صحنه [[کربلا]] نیز جلوه دیگری از این آزادگی بود، آن حضرت از میان دو امر؛ یعنی [[شمشیر]] یا ذلت [[مرگ]] با [[افتخار]] را پذیرفت و فرمود: {{متن حدیث|هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ}}<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۲۴.</ref>. | ||
[[روح]] آزادگی [[امام]]{{ع}} سبب شد حتی در آن حال که مجروح بر [[زمین]] افتاده بود به [[تصمیم]] [[سپاه]] [[دشمن]] برای [[حمله به خیمهها]] فریاد برآورد: «اگر [[دین]] ندارید و از [[روز رستاخیز]] نمیهراسید، لااقل در دنیای خود [[آزاده]] باشید»<ref>کلمات الامام الحسین، ص۵۰۴.</ref>. | [[روح]] آزادگی [[امام]] {{ع}} سبب شد حتی در آن حال که مجروح بر [[زمین]] افتاده بود به [[تصمیم]] [[سپاه]] [[دشمن]] برای [[حمله به خیمهها]] فریاد برآورد: «اگر [[دین]] ندارید و از [[روز رستاخیز]] نمیهراسید، لااقل در دنیای خود [[آزاده]] باشید»<ref>کلمات الامام الحسین، ص۵۰۴.</ref>. | ||
[[فرهنگ]] آزادگی در میان [[یاران امام]] هم کاملاً مشهود بود، حتی «مسلم» پیشاهنگ [[نهضت حسینی]] در [[کوفه]] نیز هنگام [[رویارویی]] با [[سپاه ابن زیاد]] [[رجز]] میخواند که: «هرچند که مرگ را چیز ناخوشایند میبینیم، ولی سوگند خوردهام که جز با آزادگی کشته نشوم»<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۲۴۴.</ref>. | [[فرهنگ]] آزادگی در میان [[یاران امام]] هم کاملاً مشهود بود، حتی «مسلم» پیشاهنگ [[نهضت حسینی]] در [[کوفه]] نیز هنگام [[رویارویی]] با [[سپاه ابن زیاد]] [[رجز]] میخواند که: «هرچند که مرگ را چیز ناخوشایند میبینیم، ولی سوگند خوردهام که جز با آزادگی کشته نشوم»<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۲۴۴.</ref>. | ||
جالب آنکه همین [[شعار]] و رجز را عبدالله پسر «مسلم» در [[روز عاشورا]] هنگام [[نبرد]] با [[دشمنان]] میخواند و این نشان دهنده پیوند [[فکری]] مرامی این [[خانواده]] بر اساس آزادگی است. مصداق بارز دیگری از آزادگی، [[حر بن یزید ریاحی]] است و همین صفت او را از [[دوزخ]] [[نجات]] داد و راهی بهشت کرد و چون به [[شهادت]] رسید [[سیدالشهدا]]{{ع}} بر بالینش حاضر شد و او را [[حر]] و [[آزاده]] خطاب کرد و فرمود: «تو آزادهای، همانگونه که مادرت نامت را حر گذاشت»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۴.</ref>. | جالب آنکه همین [[شعار]] و رجز را عبدالله پسر «مسلم» در [[روز عاشورا]] هنگام [[نبرد]] با [[دشمنان]] میخواند و این نشان دهنده پیوند [[فکری]] مرامی این [[خانواده]] بر اساس آزادگی است. مصداق بارز دیگری از آزادگی، [[حر بن یزید ریاحی]] است و همین صفت او را از [[دوزخ]] [[نجات]] داد و راهی بهشت کرد و چون به [[شهادت]] رسید [[سیدالشهدا]] {{ع}} بر بالینش حاضر شد و او را [[حر]] و [[آزاده]] خطاب کرد و فرمود: «تو آزادهای، همانگونه که مادرت نامت را حر گذاشت»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۴.</ref>. | ||
اگر [[آزادی]] خواهان در راه [[استقلال]] و [[رهایی از ظلم]] میجنگند، در سایه همین [[آزادگی]] است که ارمغان [[عاشورا]] برای همیشه [[تاریخ]] است<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۱.</ref>. | اگر [[آزادی]] خواهان در راه [[استقلال]] و [[رهایی از ظلم]] میجنگند، در سایه همین [[آزادگی]] است که ارمغان [[عاشورا]] برای همیشه [[تاریخ]] است<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۱.</ref>. | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
در صحنه عاشورا نخستین ایثارگر خود [[حضرت]] بود که حاضر شد [[جان]] خود را فدای [[دین خدا]] کند و رضای او را بر همه چیز برگزیند، [[اصحاب]] آن حضرت نیز هر کدام ایثارگرانه جان خویش را فدای [[امام]] خویش کردند. | در صحنه عاشورا نخستین ایثارگر خود [[حضرت]] بود که حاضر شد [[جان]] خود را فدای [[دین خدا]] کند و رضای او را بر همه چیز برگزیند، [[اصحاب]] آن حضرت نیز هر کدام ایثارگرانه جان خویش را فدای [[امام]] خویش کردند. | ||
اظهارهای [[یاران امام]] در [[شب عاشورا]] مشهور است، یک به یک برخاستند و [[آمادگی]] خود را برای جانبازی و ایثار خود در راه امام{{ع}} اظهار کردند؛ به عنوان نمونه، به این سخن «[[مسلم بن عوسجه]]» اشاره میکنیم که به امام{{ع}} فرمود: «هرگز از تو جدا نخواهم شد، اگر سلاحی برای [[جنگ]] با آنان نداشته باشم با سنگ با آنان خواهم جنگید تا همراه تو به [[شهادت]] برسم»<ref>الارشاد، ج۳، ص۹۲.</ref>. | اظهارهای [[یاران امام]] در [[شب عاشورا]] مشهور است، یک به یک برخاستند و [[آمادگی]] خود را برای جانبازی و ایثار خود در راه امام {{ع}} اظهار کردند؛ به عنوان نمونه، به این سخن «[[مسلم بن عوسجه]]» اشاره میکنیم که به امام {{ع}} فرمود: «هرگز از تو جدا نخواهم شد، اگر سلاحی برای [[جنگ]] با آنان نداشته باشم با سنگ با آنان خواهم جنگید تا همراه تو به [[شهادت]] برسم»<ref>الارشاد، ج۳، ص۹۲.</ref>. | ||
[[حضرت زینب]]{{س}} [[عصر عاشورا]] هنگام [[حمله]] [[سپاه کوفه]] به خیمهها، چون دید [[شمر]] با [[شمشیر]] آخته قصد [[کشتن امام سجاد]]{{ع}} را دارد، فرمود: کشته نخواهد شد، مگر آنکه من فدای او شوم»<ref>مسند الامام الشهید، ج۲، ص۲۰۱.</ref>. | [[حضرت زینب]] {{س}} [[عصر عاشورا]] هنگام [[حمله]] [[سپاه کوفه]] به خیمهها، چون دید [[شمر]] با [[شمشیر]] آخته قصد [[کشتن امام سجاد]] {{ع}} را دارد، فرمود: کشته نخواهد شد، مگر آنکه من فدای او شوم»<ref>مسند الامام الشهید، ج۲، ص۲۰۱.</ref>. | ||
جلوه بارز ایثار در [[واقعه عاشورا]] [[حضرت ابوالفضل]]{{ع}} بود؛ علاوه بر آنکه [[اماننامه]] [[ابن زیاد]] را رد کرد و شب عاشورا نیز اظهار کرد: | جلوه بارز ایثار در [[واقعه عاشورا]] [[حضرت ابوالفضل]] {{ع}} بود؛ علاوه بر آنکه [[اماننامه]] [[ابن زیاد]] را رد کرد و شب عاشورا نیز اظهار کرد: | ||
«هرگز از تو دست نخواهم کشید [[خدا]] نیاورد [[زندگی]] پس از تو را»<ref>مسند الامام الشهید، ج۱، ص۵۱۵؛ الارشاد، ج۲، ص۹۱.</ref>. | «هرگز از تو دست نخواهم کشید [[خدا]] نیاورد [[زندگی]] پس از تو را»<ref>مسند الامام الشهید، ج۱، ص۵۱۵؛ الارشاد، ج۲، ص۹۱.</ref>. | ||
[[روز عاشورا]] نیز وقتی با [[لب تشنه]] وارد [[شریعه]] [[فرات]] شد، با یادآوری کام [[تشنه]] [[امام حسین]]{{ع}} [[ایثارگری]] و [[فداکاری]] به او اجازه [[نوشیدن آب]] نداد و با لب تشنه به شهادت رسید. و نمونههای بسیار زیاد دیگر که این مختصر، گنجایش بیان تمام آنها را ندارد<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۴.</ref>. | [[روز عاشورا]] نیز وقتی با [[لب تشنه]] وارد [[شریعه]] [[فرات]] شد، با یادآوری کام [[تشنه]] [[امام حسین]] {{ع}} [[ایثارگری]] و [[فداکاری]] به او اجازه [[نوشیدن آب]] نداد و با لب تشنه به شهادت رسید. و نمونههای بسیار زیاد دیگر که این مختصر، گنجایش بیان تمام آنها را ندارد<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۴.</ref>. | ||
== [[توکل]] == | == [[توکل]] == | ||
امام حسین{{ع}} در آغاز حرکت خویش از [[مدینه]] تنها با [[توکل بر خدا]] این راه را برگزید و در تمام مسیر تنها تکیهگاهش خدا بود، حتی توکلش بر [[یاران]] همراه هم نبود. از این رو از آنان خواست که هر کس میخواهد برگردد و همین [[توکل]] باعث شد هیچ پیشامدی نتواند در [[عزم]] او خلل وارد کند. | امام حسین {{ع}} در آغاز حرکت خویش از [[مدینه]] تنها با [[توکل بر خدا]] این راه را برگزید و در تمام مسیر تنها تکیهگاهش خدا بود، حتی توکلش بر [[یاران]] همراه هم نبود. از این رو از آنان خواست که هر کس میخواهد برگردد و همین [[توکل]] باعث شد هیچ پیشامدی نتواند در [[عزم]] او خلل وارد کند. | ||
در وصیتی که به برادرش [[محمد بن حنفیه]] در آغاز حرکتش از [[مدینه]] داشت، ضمن بیان [[انگیزه]] و [[هدف]] خویش از [[قیام]] در پایان فرمود: {{متن قرآن|مَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref><ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۹-۳۳۰.</ref> و یا در خطبههایی که در [[روز عاشورا]] ایراد نمود، جمله {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ}}<ref>«من به خداوند -پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کردهام» سوره هود، آیه ۵۶.</ref><ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۹.</ref> را بیان کرد که بیانگر همین [[روحیه]] است<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۵.</ref>. | در وصیتی که به برادرش [[محمد بن حنفیه]] در آغاز حرکتش از [[مدینه]] داشت، ضمن بیان [[انگیزه]] و [[هدف]] خویش از [[قیام]] در پایان فرمود: {{متن قرآن|مَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref><ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۹-۳۳۰.</ref> و یا در خطبههایی که در [[روز عاشورا]] ایراد نمود، جمله {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ}}<ref>«من به خداوند -پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کردهام» سوره هود، آیه ۵۶.</ref><ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۹.</ref> را بیان کرد که بیانگر همین [[روحیه]] است<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۵.</ref>. | ||
== [[جهاد با نفس]] == | == [[جهاد با نفس]] == | ||
خود ساختگی و جهاد با نفس زیربنای [[جهاد با دشمن]] بیرونی است و بدون آن، این همه بیثمر ایسته و [[کربلا]] سرشار از این مجاهدتهاست. [[نافع بن هلال]] همسری داشت که نامزد بود و هنوز [[عروسی]] نکرده بود، در کربلا هنگامی که میخواست برای [[نبرد]] به میدان برود همسرش دست به دامان او شد و گریست. این صحنه کافی بود که هر [[جوانی]] را [[متزلزل]] کند و انگیزه [[جهاد]] را از او سلب نماید، ولی او با آنکه [[امام]] نیز از او خواست که [[شادی]] همسرش را بر میدان رفتن ترجیح دهد، بر این [[محبت]] [[دنیوی]] و غریزی [[غلبه]] یافت و گفت: «ای پسر [[پیامبر]]! اگر امروز تو را [[یاری]] نکنم، فردا جواب پیامبر را چه بدهم؟» جنگید تا [[شهید]] شد»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۴۴۷.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۶.</ref> | خود ساختگی و جهاد با نفس زیربنای [[جهاد با دشمن]] بیرونی است و بدون آن، این همه بیثمر ایسته و [[کربلا]] سرشار از این مجاهدتهاست. [[نافع بن هلال]] همسری داشت که نامزد بود و هنوز [[عروسی]] نکرده بود، در کربلا هنگامی که میخواست برای [[نبرد]] به میدان برود همسرش دست به دامان او شد و گریست. این صحنه کافی بود که هر [[جوانی]] را [[متزلزل]] کند و انگیزه [[جهاد]] را از او سلب نماید، ولی او با آنکه [[امام]] نیز از او خواست که [[شادی]] همسرش را بر میدان رفتن ترجیح دهد، بر این [[محبت]] [[دنیوی]] و غریزی [[غلبه]] یافت و گفت: «ای پسر [[پیامبر]]! اگر امروز تو را [[یاری]] نکنم، فردا جواب پیامبر را چه بدهم؟» جنگید تا [[شهید]] شد»<ref>کلمات الامام الحسین {{ع}}، ص۴۴۷.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۶.</ref> | ||
== [[شجاعت]] == | == [[شجاعت]] == | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
== [[صبر]] و [[استقامت]] == | == [[صبر]] و [[استقامت]] == | ||
آنچه [[حماسه کربلا]] را ماندگار و [[جاودانه]] کرد، [[روحیه]] [[مقاومت]] و صبر [[امام حسین]]{{ع}} و [[یاران]] و همراهان او بود. [[حضرت]] در یکی از منزلگاههای میان راه اینگونه فرمود: «صبر و مقاومت کنید ای بزرگزادگان! چراکه [[مرگ]] شما را از [[رنج]] و [[سختی]] عبور میدهد و به سوی [[بهشت]] گسترده و نعمتهای همیشگی میرساند»<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۹۷.</ref>. | آنچه [[حماسه کربلا]] را ماندگار و [[جاودانه]] کرد، [[روحیه]] [[مقاومت]] و صبر [[امام حسین]] {{ع}} و [[یاران]] و همراهان او بود. [[حضرت]] در یکی از منزلگاههای میان راه اینگونه فرمود: «صبر و مقاومت کنید ای بزرگزادگان! چراکه [[مرگ]] شما را از [[رنج]] و [[سختی]] عبور میدهد و به سوی [[بهشت]] گسترده و نعمتهای همیشگی میرساند»<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۹۷.</ref>. | ||
در [[شب عاشورا]] به خواهرش [[زینب]] و دیگر [[بانوان]] توصبه فرمود: «این [[قوم]] جز به کشتن من [[راضی]] نمیشوند، اما من شما را به [[تقوای الهی]] و [[صبر بر بلا]] و [[تحمل]] [[مصیبت]] [[وصیت]] میکنم»<ref>کلمات الامام الحسن{{ع}}، ص۴۰۰.</ref>. | در [[شب عاشورا]] به خواهرش [[زینب]] و دیگر [[بانوان]] توصبه فرمود: «این [[قوم]] جز به کشتن من [[راضی]] نمیشوند، اما من شما را به [[تقوای الهی]] و [[صبر بر بلا]] و [[تحمل]] [[مصیبت]] [[وصیت]] میکنم»<ref>کلمات الامام الحسن {{ع}}، ص۴۰۰.</ref>. | ||
از زمزمههای حضرت در آخرین لحظات [[زندگی]] در [[گودال قتلگاه]]، صبر بر [[قضای الهی]] به گوش میرسید<ref>کلمات الامام الحسن{{ع}}، ص۵۱۰.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۷.</ref> | از زمزمههای حضرت در آخرین لحظات [[زندگی]] در [[گودال قتلگاه]]، صبر بر [[قضای الهی]] به گوش میرسید<ref>کلمات الامام الحسن {{ع}}، ص۵۱۰.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۷.</ref> | ||
== [[عزت]] و [[افتخار]] == | == [[عزت]] و [[افتخار]] == | ||
[[امام]]{{ع}} و خاندان و [[اصحاب]] حضرت در مواقع و مواطن مختلف عزت و افتخار، خود را در عمل و گفتار به منصه [[ظهور]] رساندند و در مقابل، [[ذلت]] و [[خواری]] [[یزید]] و [[دودمان]] ناپاکش را [[اثبات]] کردند که نمونههای آن بیشمار است: وقتی [[والی مدینه]] [[بیعت]] با یزید را به حضرت پیشنهاد کرد، حضرت ضمن رد آن، با ذلیلانه شمردن آن اینگونه فرمود: «کسی همچون من با شخصی چون او بیعت نمیکند»<ref>العوالم، (الامام الحسین{{ع}})، ص۱۷۴.</ref>. در جای دیگر با رد پیشنهاد [[تسلیم شدن]] فرمود: «همچون ذلیلان دست بیعت با شما نخواهم داد»<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۲۲۴.</ref>. | [[امام]] {{ع}} و خاندان و [[اصحاب]] حضرت در مواقع و مواطن مختلف عزت و افتخار، خود را در عمل و گفتار به منصه [[ظهور]] رساندند و در مقابل، [[ذلت]] و [[خواری]] [[یزید]] و [[دودمان]] ناپاکش را [[اثبات]] کردند که نمونههای آن بیشمار است: وقتی [[والی مدینه]] [[بیعت]] با یزید را به حضرت پیشنهاد کرد، حضرت ضمن رد آن، با ذلیلانه شمردن آن اینگونه فرمود: «کسی همچون من با شخصی چون او بیعت نمیکند»<ref>العوالم، (الامام الحسین {{ع}})، ص۱۷۴.</ref>. در جای دیگر با رد پیشنهاد [[تسلیم شدن]] فرمود: «همچون ذلیلان دست بیعت با شما نخواهم داد»<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۲۲۴.</ref>. | ||
در [[خطابه]] پرشور دیگری در کربلا به [[سپاه کوفه]] فرمود: «[[ابن زیاد]] مرا میان کشته شدن و ذلت مخیر کرده و هیهات! که من جانب ذلت را بگیرم، این را خدا و [[رسول]] و دامنهای [[پاک]] و جانهای غیرتمند و باعزت نمیپذیرد»<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۲۴ -۲۵.</ref>. | در [[خطابه]] پرشور دیگری در کربلا به [[سپاه کوفه]] فرمود: «[[ابن زیاد]] مرا میان کشته شدن و ذلت مخیر کرده و هیهات! که من جانب ذلت را بگیرم، این را خدا و [[رسول]] و دامنهای [[پاک]] و جانهای غیرتمند و باعزت نمیپذیرد»<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۲۴ -۲۵.</ref>. | ||
این روحیه در فرزندان، [[برادران]] و یاران حضرت نیز نمودی آشکار داشت که از جمله آنها رد [[اماننامه]] [[ابن زیاد]] توسط [[قمر بنیهاشم]] و برادرانش میباشد. | این روحیه در فرزندان، [[برادران]] و یاران حضرت نیز نمودی آشکار داشت که از جمله آنها رد [[اماننامه]] [[ابن زیاد]] توسط [[قمر بنیهاشم]] و برادرانش میباشد. | ||
[[خاندان]] [[حضرت]] نیز [[عزت]] خود را پس از [[عاشورا]] در قالب [[اسارت]] [[حفظ]] کردند و کمترین حرف یا عکسالعملی که نشان دهنده [[ذلت]] و [[خواری]] آنها باشد از خود نشان ندادند. [[حضرت زینب]]{{س}} سخنان تحقیرآمیز ابن زیاد را در [[کوفه]] و گستاخیهای یزد را در [[شام]] با عزت و [[سربلندی]] جواب داد و آنها را به [[محاکمه]] کشانید، در [[خطبه]] بلیغی خطاب به [[یزید]] اینگونه فرمود: «ای یزید! [[خیال]] کردهای با [[اسیر]] کردن ما و به این سو و آن سو کشیدن ما خفیف و [[خوار]] میشویم و تو [[کرامت]] و عزت مییابی؟... به [[خدا]] [[سوگند]]! نه یاد ما محو میشود و نه [[وحی]] ما میمیرد و نه [[ننگ]] این [[جنایت]] از دامان تو زدوده میشود»<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۷.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۸.</ref> | [[خاندان]] [[حضرت]] نیز [[عزت]] خود را پس از [[عاشورا]] در قالب [[اسارت]] [[حفظ]] کردند و کمترین حرف یا عکسالعملی که نشان دهنده [[ذلت]] و [[خواری]] آنها باشد از خود نشان ندادند. [[حضرت زینب]] {{س}} سخنان تحقیرآمیز ابن زیاد را در [[کوفه]] و گستاخیهای یزد را در [[شام]] با عزت و [[سربلندی]] جواب داد و آنها را به [[محاکمه]] کشانید، در [[خطبه]] بلیغی خطاب به [[یزید]] اینگونه فرمود: «ای یزید! [[خیال]] کردهای با [[اسیر]] کردن ما و به این سو و آن سو کشیدن ما خفیف و [[خوار]] میشویم و تو [[کرامت]] و عزت مییابی؟... به [[خدا]] [[سوگند]]! نه یاد ما محو میشود و نه [[وحی]] ما میمیرد و نه [[ننگ]] این [[جنایت]] از دامان تو زدوده میشود»<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۷.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۸.</ref> | ||
== [[عفاف]] و [[حجاب]] == | == [[عفاف]] و [[حجاب]] == | ||
[[نهضت عاشورا]] برای [[احیای ارزشهای دینی]] بود و از جمله آنها حفظ حجاب و عفاف [[زن]] [[مسلمان]] است، [[سید بن طاووس]] میگوید: [[شب عاشورا]] [[امام حسین]]{{ع}} در [[گفتوگو]] با خانوادهاش آنان را به حجاب و عفاف و [[خویشتنداری]] توصیه کرد. | [[نهضت عاشورا]] برای [[احیای ارزشهای دینی]] بود و از جمله آنها حفظ حجاب و عفاف [[زن]] [[مسلمان]] است، [[سید بن طاووس]] میگوید: [[شب عاشورا]] [[امام حسین]] {{ع}} در [[گفتوگو]] با خانوادهاش آنان را به حجاب و عفاف و [[خویشتنداری]] توصیه کرد. | ||
[[دختران]] و [[خواهران]] [[امام]]{{ع}} مواظب بودند تا [[حریم]] عفاف [[اهل بیت پیامبر]] تا آنجا که میشود، حفظ و رعایت شود. اُم [[کلثوم]]{{ع}} به [[مأمور]] [[اسیران]] فرمود: «وقتی ما را وارد [[شهر]] [[دمشق]] میکنید از دری وارد کنید که تماشاچی کمتری داشته باشد»<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۲۷.</ref>. و از آنان درخواست کرد که [[سرهای شهدا]] را از میان کجاوههای [[اهل بیت]] فاسله بدهند، تا نگاه [[مردم]] به آنها باشد و [[حرم]] [[رسول خدا]] را تماشا نکنند و فرمود: «از بس مردم ما را در این حال تماشا کردند، خوار شدیم»<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۲۷.</ref>. | [[دختران]] و [[خواهران]] [[امام]] {{ع}} مواظب بودند تا [[حریم]] عفاف [[اهل بیت پیامبر]] تا آنجا که میشود، حفظ و رعایت شود. اُم [[کلثوم]] {{ع}} به [[مأمور]] [[اسیران]] فرمود: «وقتی ما را وارد [[شهر]] [[دمشق]] میکنید از دری وارد کنید که تماشاچی کمتری داشته باشد»<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۲۷.</ref>. و از آنان درخواست کرد که [[سرهای شهدا]] را از میان کجاوههای [[اهل بیت]] فاسله بدهند، تا نگاه [[مردم]] به آنها باشد و [[حرم]] [[رسول خدا]] را تماشا نکنند و فرمود: «از بس مردم ما را در این حال تماشا کردند، خوار شدیم»<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۲۷.</ref>. | ||
یکی از اعتراضهای شدید حضرت زینب{{س}} به یزید این بود: «آیا از [[عدالت]] است که [[کنیزان]] خود را در حرمسرا پوشیده نگاه داشتهای و [[دختران پیامبر]] را به صورت اسیر شهر به شهر میگردانی، حجاب آنها را هتک کرده، چهرههایشان را در معرض دید همگان قرار دادهای که دور و نزدیک به صورت آنها نگاه کنند؟!»<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۵.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۹.</ref> | یکی از اعتراضهای شدید حضرت زینب {{س}} به یزید این بود: «آیا از [[عدالت]] است که [[کنیزان]] خود را در حرمسرا پوشیده نگاه داشتهای و [[دختران پیامبر]] را به صورت اسیر شهر به شهر میگردانی، حجاب آنها را هتک کرده، چهرههایشان را در معرض دید همگان قرار دادهای که دور و نزدیک به صورت آنها نگاه کنند؟!»<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۵.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۹.</ref> | ||
== عمل به [[تکلیف]] == | == عمل به [[تکلیف]] == | ||
[[امامان شیعه]] در شرایط مختلف [[اجتماعی]] طبق تکلیف عمل میکردند و در این راه هیچ چیز نمیتوانست آنها را از آن منع کند. [[حادثه عاشورا]] نیز یکی از جلوههای بارز [[عمل به وظیفه]] بود و این را [[امام حسین]]{{ع}} و [[خاندان]] و [[اصحاب]] او در [[کردار]] و گفتار به [[اثبات]] رساندند. | [[امامان شیعه]] در شرایط مختلف [[اجتماعی]] طبق تکلیف عمل میکردند و در این راه هیچ چیز نمیتوانست آنها را از آن منع کند. [[حادثه عاشورا]] نیز یکی از جلوههای بارز [[عمل به وظیفه]] بود و این را [[امام حسین]] {{ع}} و [[خاندان]] و [[اصحاب]] او در [[کردار]] و گفتار به [[اثبات]] رساندند. | ||
حضرت وقتی میخواست از [[مکه]] به سوی [[کوفه]] خارج شود، در جواب [[ابن عباس]] که او را از رفتن به سوی [[عراق]] برحذر میداشت، فرمود: «با آنکه میدانم تو از روی [[خیرخواهی]] و [[شفقت]] چنین میگویی، اما من [[تصمیم]] خود را گرفتهام»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۳۰۸ و ۳۲۱.</ref>. | حضرت وقتی میخواست از [[مکه]] به سوی [[کوفه]] خارج شود، در جواب [[ابن عباس]] که او را از رفتن به سوی [[عراق]] برحذر میداشت، فرمود: «با آنکه میدانم تو از روی [[خیرخواهی]] و [[شفقت]] چنین میگویی، اما من [[تصمیم]] خود را گرفتهام»<ref>کلمات الامام الحسین {{ع}}، ص۳۰۸ و ۳۲۱.</ref>. | ||
وقتی دو نفر از سوی [[والی مکه]] برایش [[اماننامه]] آوردند تا از ادامه [[سفر]] خودداری کند به آنها فرمود: «در [[خواب]] [[پیامبر خدا]] را دیدم، به چیزی [[فرمان]] یافتم که به سوی آن خواهم رفت چه زیانم باشد چه سودم»<ref>الارشاد، ج۲، ص۶۹.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۱.</ref> | وقتی دو نفر از سوی [[والی مکه]] برایش [[اماننامه]] آوردند تا از ادامه [[سفر]] خودداری کند به آنها فرمود: «در [[خواب]] [[پیامبر خدا]] را دیدم، به چیزی [[فرمان]] یافتم که به سوی آن خواهم رفت چه زیانم باشد چه سودم»<ref>الارشاد، ج۲، ص۶۹.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۱.</ref> | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۶: | ||
خود حضرت نیز تا وقتی که زنده بود، نتوانست [[تحمل]] کند که نامردان به [[حریم]] [[ناموس]] او نزدیک شوند تا جایی که نوشتهاند: حضرت در حملههای خود نقطهای در میدان [[نبرد]] [[انتخاب]] کرده بود که نزدیک خیام حرم باشد تا در صورت [[حمله]] [[دشمن]] کسی متعرض مخدرات نشود. | خود حضرت نیز تا وقتی که زنده بود، نتوانست [[تحمل]] کند که نامردان به [[حریم]] [[ناموس]] او نزدیک شوند تا جایی که نوشتهاند: حضرت در حملههای خود نقطهای در میدان [[نبرد]] [[انتخاب]] کرده بود که نزدیک خیام حرم باشد تا در صورت [[حمله]] [[دشمن]] کسی متعرض مخدرات نشود. | ||
در واپسین لحظات هم که مجروح بر [[زمین]] افتاده بود، وقتی شنید که گروهی از [[سپاه]] دشمن قصد [[حمله به خیمهها]] و تعرض به زنان و [[کودکان]] را دارند بر سرشان فریاد برآورد: «ای [[پیروان]] [[آل ابوسفیان]]! اگر [[دین]] ندارید و از [[معاد]] نمیترسید، لااقل در [[دنیا]] آزادمرد باشید... من با شما میجنگم و شما با من میجنگید، به [[زنان]] که نباید تعرض کرد! تا وقتی من زندهام طغیانگرانتان را از تعرض به [[حرم]] من باز دارید»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۵۰۴.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۱.</ref> | در واپسین لحظات هم که مجروح بر [[زمین]] افتاده بود، وقتی شنید که گروهی از [[سپاه]] دشمن قصد [[حمله به خیمهها]] و تعرض به زنان و [[کودکان]] را دارند بر سرشان فریاد برآورد: «ای [[پیروان]] [[آل ابوسفیان]]! اگر [[دین]] ندارید و از [[معاد]] نمیترسید، لااقل در [[دنیا]] آزادمرد باشید... من با شما میجنگم و شما با من میجنگید، به [[زنان]] که نباید تعرض کرد! تا وقتی من زندهام طغیانگرانتان را از تعرض به [[حرم]] من باز دارید»<ref>کلمات الامام الحسین {{ع}}، ص۵۰۴.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۱.</ref> | ||
== [[فتوت]] و [[جوانمردی]] == | == [[فتوت]] و [[جوانمردی]] == | ||
[[امام حسین]]{{ع}} و یارانش [[زیباترین]] جلوههای جوانمردی و فتوت را در [[حماسه عاشورا]] از خود نشان دادند، چه با حمایتشان از [[حق]]، چه با جانبازی در رکاب [[امام]] خویش تا [[شهادت]] و چه در برخورد [[انسانی]] با دیگران حتی [[دشمنان]]. در [[کوفه]] وقتی «[[هانی]]» را به [[اتهام]] پنهان کردن «مسلم» در خانهاش دستگیر کرده و به [[دارالاماره]] بردند، [[ابن زیاد]] از او خواست که «مسلم» را تحویل دهد، ولی او این را [[نامردی]] دانست و در جواب گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]]! هرگز او را نخواهم آورد، آیا مهمان خود را بیاورم و تحویل دهم تا او را بکشی؟ به خدا قسم! اگر تنهای تنها و بدون [[یاور]] هم باشم، او را تحویل نخواهم داد تا در راه او کشته شوم»<ref>مسند الإمام الشهید، ج۱، ص۳۲۱-۳۲۲.</ref>. | [[امام حسین]] {{ع}} و یارانش [[زیباترین]] جلوههای جوانمردی و فتوت را در [[حماسه عاشورا]] از خود نشان دادند، چه با حمایتشان از [[حق]]، چه با جانبازی در رکاب [[امام]] خویش تا [[شهادت]] و چه در برخورد [[انسانی]] با دیگران حتی [[دشمنان]]. در [[کوفه]] وقتی «[[هانی]]» را به [[اتهام]] پنهان کردن «مسلم» در خانهاش دستگیر کرده و به [[دارالاماره]] بردند، [[ابن زیاد]] از او خواست که «مسلم» را تحویل دهد، ولی او این را [[نامردی]] دانست و در جواب گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]]! هرگز او را نخواهم آورد، آیا مهمان خود را بیاورم و تحویل دهم تا او را بکشی؟ به خدا قسم! اگر تنهای تنها و بدون [[یاور]] هم باشم، او را تحویل نخواهم داد تا در راه او کشته شوم»<ref>مسند الإمام الشهید، ج۱، ص۳۲۱-۳۲۲.</ref>. | ||
در مسیر، وقتی امام{{ع}} با [[لشکر]] [[حر]] برخورد کرد وقتی یکی از اصحایش پیشنهاد کرد که اینان گروه اندکند و [[جنگ]] با اینها آسانتر از [[نبرد]] با گروههایی است که بعداً میآیند، در جواب فرمود: «من شروع به جنگ نمیکنم»<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۸۰.</ref>. | در مسیر، وقتی امام {{ع}} با [[لشکر]] [[حر]] برخورد کرد وقتی یکی از اصحایش پیشنهاد کرد که اینان گروه اندکند و [[جنگ]] با اینها آسانتر از [[نبرد]] با گروههایی است که بعداً میآیند، در جواب فرمود: «من شروع به جنگ نمیکنم»<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۸۰.</ref>. | ||
و صحنه دیگر آب دادن به [[سپاه]] [[تشنه]] حر بود که [[حضرت]] حتی آنکه از همه دیرتر رسیده بود را [[سیراب]] کرد»<ref>الارشاد، ج۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۲.</ref> | و صحنه دیگر آب دادن به [[سپاه]] [[تشنه]] حر بود که [[حضرت]] حتی آنکه از همه دیرتر رسیده بود را [[سیراب]] کرد»<ref>الارشاد، ج۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۲.</ref> | ||
== [[مواسات]] == | == [[مواسات]] == | ||
یکی از زیباترین خصلتهای [[اخلاقی]]، مواسات؛ یعنی غمخواری و [[همدردی]] و [[یاری کردن]] دیگران است. از جلوههای بارز مواسات در [[حادثه عاشورا]]، صحنهای است که میان [[بنیهاشم]] و دیگر [[یاران امام]]{{ع}} پیش آمد و هر گروه حاضر بودند پیشمرگ دیگری شوند. در [[شب عاشورا]] [[حضرت ابوالفضل]]{{ع}} در [[خیمه]] بنیهاشم اینگونه ایراد سخن کرد: «فردا صبح، شما نخستین گروهی باشید که به میدان میروید، ما پیش از آنان به استقبال [[مرگ]] میرویم تا [[مردم]] نگویند [[اصحاب]] را جلو فرستادند.».. و بنیهاشم هم برخاستند و شمشیرها را کشیدند و گفتند: «ما هم با تو همعقیدهایم»، از طرف دیگر، در [[خیمه]] [[اصحاب]] [[حبیب بن مظاهر]] [[سخنرانی]] کرده و در ضمن سخنانش گفت: «صبح که شد، شما اولین نفراتی باشید که به میدان میروید، ما زودتر به [[مبارزه]] میپردازیم، مبادا که یکی از [[بنیهاشم]] خونآلود شود، در حالی که هنوز جانی در [[بدن]] و خونی در رگ داریم! تا [[مردم]] نگویند سروران خویش را به [[جنگ]] فرستادند و از [[فداکاری]] مضایقه کردند» و بعد همه با شمشیرهای آخته گفتند: «ما با تو همعقیدهایم»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۴۰۹.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۳.</ref> | یکی از زیباترین خصلتهای [[اخلاقی]]، مواسات؛ یعنی غمخواری و [[همدردی]] و [[یاری کردن]] دیگران است. از جلوههای بارز مواسات در [[حادثه عاشورا]]، صحنهای است که میان [[بنیهاشم]] و دیگر [[یاران امام]] {{ع}} پیش آمد و هر گروه حاضر بودند پیشمرگ دیگری شوند. در [[شب عاشورا]] [[حضرت ابوالفضل]] {{ع}} در [[خیمه]] بنیهاشم اینگونه ایراد سخن کرد: «فردا صبح، شما نخستین گروهی باشید که به میدان میروید، ما پیش از آنان به استقبال [[مرگ]] میرویم تا [[مردم]] نگویند [[اصحاب]] را جلو فرستادند.».. و بنیهاشم هم برخاستند و شمشیرها را کشیدند و گفتند: «ما هم با تو همعقیدهایم»، از طرف دیگر، در [[خیمه]] [[اصحاب]] [[حبیب بن مظاهر]] [[سخنرانی]] کرده و در ضمن سخنانش گفت: «صبح که شد، شما اولین نفراتی باشید که به میدان میروید، ما زودتر به [[مبارزه]] میپردازیم، مبادا که یکی از [[بنیهاشم]] خونآلود شود، در حالی که هنوز جانی در [[بدن]] و خونی در رگ داریم! تا [[مردم]] نگویند سروران خویش را به [[جنگ]] فرستادند و از [[فداکاری]] مضایقه کردند» و بعد همه با شمشیرهای آخته گفتند: «ما با تو همعقیدهایم»<ref>کلمات الامام الحسین {{ع}}، ص۴۰۹.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۳.</ref> | ||
== [[وفا]] == | == [[وفا]] == | ||
وقتی به صحنه [[عاشورا]] مینگریم، در یک طرف مظاهر برجستهای از وفا را میبینیم و در سوی دیگر، نمونههای [[زشتی]] از [[عهدشکنی]] و [[بیوفایی]]، [[شب عاشورا]] [[سیدالشهدا]]{{ع}} وقتی با اصحاب خود صحبت میکند، وفای آنان را میستاید و میفرماید: «من باوفاتر و بهتر از اصحابم، اصحابی نمیشناسم»<ref>الارشاد، ج۲، ص۹۱.</ref>. | وقتی به صحنه [[عاشورا]] مینگریم، در یک طرف مظاهر برجستهای از وفا را میبینیم و در سوی دیگر، نمونههای [[زشتی]] از [[عهدشکنی]] و [[بیوفایی]]، [[شب عاشورا]] [[سیدالشهدا]] {{ع}} وقتی با اصحاب خود صحبت میکند، وفای آنان را میستاید و میفرماید: «من باوفاتر و بهتر از اصحابم، اصحابی نمیشناسم»<ref>الارشاد، ج۲، ص۹۱.</ref>. | ||
[[شهدای کربلا]] [[جانبازی]] در رکاب آن [[حضرت]] را [[وفای به عهد]] میدانستند، [[عمرو بن قرظه]] [[روز عاشورا]] خود را در برابر شمشیرها و تیرهای [[دشمن]] قرار میداد تا به [[امام]] آسیبی نرسد، آن قدر جراحت برداشت که بیتاب شد، آنگاه رو به حضرت کرد و پرسید: «ای پسر [[پیامبر]]! آیا وفا کردم؟»، امام فرمود: | [[شهدای کربلا]] [[جانبازی]] در رکاب آن [[حضرت]] را [[وفای به عهد]] میدانستند، [[عمرو بن قرظه]] [[روز عاشورا]] خود را در برابر شمشیرها و تیرهای [[دشمن]] قرار میداد تا به [[امام]] آسیبی نرسد، آن قدر جراحت برداشت که بیتاب شد، آنگاه رو به حضرت کرد و پرسید: «ای پسر [[پیامبر]]! آیا وفا کردم؟»، امام فرمود: | ||
«آری تو در [[بهشت]] پیش روی [[منی]] و زودتر به بهشت میروی، [[سلام]] مرا به پیامبر برسان»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۲.</ref>. | «آری تو در [[بهشت]] پیش روی [[منی]] و زودتر به بهشت میروی، [[سلام]] مرا به پیامبر برسان»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۲.</ref>. | ||
و در [[زیارت امام حسین]]{{ع}} خطاب به آن حضرت میگوییم: {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ}}<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۴.</ref>. | و در [[زیارت امام حسین]] {{ع}} خطاب به آن حضرت میگوییم: {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ}}<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۴.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
[[رده:عاشورا]] | [[رده:عاشورا]] | ||