طمع در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
# بادیهنشنینان متخلف از سفر [[مکه]]، در [[طمع]] [[غنائم]] [[جنگ خیبر]]، خواستار [[همراهی با پیامبر]] میشوند: {{متن قرآن|سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ}} که مورد ملامت قرار میگیرند که [[همراهی]] به [[طمع]] [[غنایم]] فایدهای ندارد. | # بادیهنشنینان متخلف از سفر [[مکه]]، در [[طمع]] [[غنائم]] [[جنگ خیبر]]، خواستار [[همراهی با پیامبر]] میشوند: {{متن قرآن|سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ}} که مورد ملامت قرار میگیرند که [[همراهی]] به [[طمع]] [[غنایم]] فایدهای ندارد. | ||
# گروههایی از [[مشرکان]] هنگامی که [[پیامبر]] {{صل}} در [[مکّه]] [[آیات]] [[معاد]] را برای [[مسلمانان]] میخواند، آنها از هر گوشه و کنار میآمدند و با دیدگاه اشرافی که داشتند میگفتند: اگر معادی در کار باشد وضع ما از این افرادی که به تو [[ایمان]] آوردهاند در آن عالم بهتر است، همانگونه که در این [[دنیا]] وضع ما از آنها بهتر میباشد [[قرآن]] در پاسخ آنها چنین میگوید: این [[کافران]] را چه میشود که با سرعت نزد تو میآیند {{متن قرآن|فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ}}<ref>«و بر سر کافران چه آمده است که به پیش تو شتابانند؟» سوره معارج، آیه ۳۶.</ref> از راست و چپ گروه گروه و آرزوی [[بهشت]] دارند {{متن قرآن|عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ}}<ref>«از راست و چپ، گروه گروه (گرد میآیند)؟» سوره معارج، آیه ۳۷.</ref> آیا هر یک از آنها با این [[اعمال]] زشتش [[طمع]] دارد که او را در [[بهشت]] پر [[نعمت الهی]] وارد کنند؟ {{متن قرآن|أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ}}<ref>«آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟» سوره معارج، آیه ۳۸.</ref> با کدام [[ایمان]] و با کدام عمل چنین [[شایستگی]] برای خود قائلند؟ | # گروههایی از [[مشرکان]] هنگامی که [[پیامبر]] {{صل}} در [[مکّه]] [[آیات]] [[معاد]] را برای [[مسلمانان]] میخواند، آنها از هر گوشه و کنار میآمدند و با دیدگاه اشرافی که داشتند میگفتند: اگر معادی در کار باشد وضع ما از این افرادی که به تو [[ایمان]] آوردهاند در آن عالم بهتر است، همانگونه که در این [[دنیا]] وضع ما از آنها بهتر میباشد [[قرآن]] در پاسخ آنها چنین میگوید: این [[کافران]] را چه میشود که با سرعت نزد تو میآیند {{متن قرآن|فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ}}<ref>«و بر سر کافران چه آمده است که به پیش تو شتابانند؟» سوره معارج، آیه ۳۶.</ref> از راست و چپ گروه گروه و آرزوی [[بهشت]] دارند {{متن قرآن|عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ}}<ref>«از راست و چپ، گروه گروه (گرد میآیند)؟» سوره معارج، آیه ۳۷.</ref> آیا هر یک از آنها با این [[اعمال]] زشتش [[طمع]] دارد که او را در [[بهشت]] پر [[نعمت الهی]] وارد کنند؟ {{متن قرآن|أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ}}<ref>«آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟» سوره معارج، آیه ۳۸.</ref> با کدام [[ایمان]] و با کدام عمل چنین [[شایستگی]] برای خود قائلند؟ | ||
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] [[طمع]] کارانی که با [[حضرت]] به [[دلیل]] در خطر افتادن [[منافع]] خود در [[شهر | # [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] [[طمع]] کارانی که با [[حضرت]] به [[دلیل]] در خطر افتادن [[منافع]] خود در [[شهر مکه]] از در [[مخالفت]] بر آمده، مانند [[ولید]] بن مغیرهها که به رغم برخورداری از [[مال]] فراوان و [[فرزندان]]، باز [[طمع]] بیشتر داشته، آنان را [[مذمت]] میکند و حتی [[تهدید]] میکند که خود میدانم که با آنان چه میکنم و تو نگران نباش: {{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا..... * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ}}<ref>{{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا}} این جمله کلمه تهدید است، و روایات بسیار زیادی وارد شده که این جمله تا تمام بیست آیه بعدش همه درباره ولید بن مغیره نازل شده، که داستانش در بحث روایتی آینده ان شاء اللَّه میآید. ترجمه المیزان ج۲۰، ص۱۳۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۱۰۶.</ref>. | ||
==طمع== | |||
طمع در منابع لغوی به امید<ref>المصباح، ج ۲، ص۳۷۸، «طمع».</ref>، امید [[قوی]]<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۲۵، «طمع».</ref>، [[آرزو]]<ref>المصباح، ج ۲، ص۳۷۸، «طمع».</ref>، [[حرص]]<ref>لسان العرب، ج ۸، ص۲۳۹؛ تاج العروس، ج ۱۱، ص۳۲۷، «طمع».</ref> و تمایل شدید نفس به چیزی از روی آرزوی شدید و [[آزمندی]]<ref>مفردات، ص۵۲۴-۵۲۵، «طمع».</ref> معنا شده است و برخی، کاربرد آن را بیشتر در امور قریب الحصول دانستهاند<ref>المصباح، ج ۲، ص۳۷۸.</ref>. صاحب التحقیق مطابق شیوه خود در تحلیل کاربردهای یک واژه و بازگرداندن آنها به یک معنای اصلی، بر این [[باور]] است که طمع در اصل، به معنای تمایل نفس به چیزی است که در دسترس نباشد<ref>التحقیق، ج ۷، ص۱۱۹، «طمع».</ref>. طمع در اصطلاح [[علم اخلاق]] از [[فروع]] [[محبت به دنیا]] و از [[رذایل اخلاقی]] به شمار آمده و به ضد قناعت<ref> إحیاء علوم الدین، ج ۳، ص۲۸۸.</ref> و نیز به ضد استغنای نفس<ref>معراج السعاده، ص۳۷۱.</ref> و چشمداشت به [[مال]] دیگران<ref>معراج السعاده، ص۲۹۰، ۳۶۹.</ref> تعریف و گفته شده تفاوت آن با حرص در این است که حرص به گردآوری [[ثروت]] بیش از حدّ نیاز است<ref>معراج السعاده، ص۳۶۳.</ref>. بعضی از [[علمای اخلاق]] متعلَّق طمع را [[اموال]] دیگران و متعلق حرص را مطلق اموال<ref>نک: جامعالسعادات، ج ۲، ص۱۰۱، ۱۰۸.</ref> و برخی هم حرص را زاییده طمع و طمع را زاییده [[حسد]] دانستهاند<ref>الأخلاق و السیر، ص۱۲۹-۱۳۰.</ref> و از همین رو طمع و حرص [[آدم]] به ترتیب، سبب [[اخراج]] او از [[بهشت]] دانسته شده؛ زیرا ابتدا به [[جاودانه]] زیستن در بهشت طمع کرد و سپس به خوردن از میوه ممنوع حرص ورزید<ref>قوت القلوب، ج ۱، ص۱۵۸.</ref>. برخی هم گفتهاند طمع شدید، حرص نام دارد<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۱۸۳، «طمع».</ref>. کاربردهای دو واژه طمع و حرص نشان میدهند که در هر دو، مفهوم میل و [[رغبت]] نهفته است<ref>نک: الکافى، ج ۲، ص۳۱۷، ۳۱۹ ـ ۳۲۰.</ref>. در واژه حرص مفهوم [[کوشش]] نیز هست؛ برخلاف مفهوم طمع که بیشتر امری [[قلبی]] است. بنابراین [[طمع]] زمینه پیدایش [[حرص]] است، چنانکه [[امیرمؤمنان علی]] میفرماید: اگر [[طمع]] در [[دل انسان]] به [[هیجان]] آید، [[حرص]] او را هلاک میکند<ref>نهجالبلاغه، حکمت ۱۰۸.</ref>. به عبارتی حرص اظهار طمعی است که در نفس پنهان است<ref>مداواة النفوس، ج ۱، ص۶۰.</ref>. طمع به معنای [[امید]] نیز آمده است و در روایتی از [[امام صادق]] به ضد [[یأس]] معنا شده<ref>المحجة البیضاء، ج ۱، ص۱۷۵.</ref> و از این جهت با واژه «[[رجاء]]» (امید) هممعناست. برخی بر این باورند که کاربرد رجاء در جایی است که سببی برای [[امیدواری]] و نیز [[گمان]] بیشتری به تحقق یافتن امر خیری باشد؛ برخلاف طمع که امیدواری بیسبب است<ref>معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳، «طمع».</ref> و اگر تقویت شود نام رجاء بر آن صادق است<ref>قوت القلوب، ج ۱، ص۳۷۹.</ref> و از همین رو طمع [[نکوهش]] شده است<ref>معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳، «طمع».</ref>. به نظر میرسد که کاربردهای طمع خلاف این نظر را ثابت میکنند؛ زیرا طمع به دو قسم [[ممدوح]] و [[مذموم]] قسمت میشود و برخی آن را در امری صادق میدانند که حصول آن نزدیک باشد<ref>معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۵۶۰.</ref>. واژه طمع و مشتقات آن ۱۲ بار در [[قرآن کریم]] به کار رفتهاند<ref>{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ}}«اوست که برق را که هم بیمآور و هم امیدبخش است به شما مینمایاند و ابرهای بارور را پدید میآورد» سوره رعد، آیه ۱۲. {{متن قرآن|وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِۦ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ}}«و از نشانههای او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان میدهد و از آسمان، آبی فرو میفرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده میگرداند؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که خرد میورزند» سوره روم، آیه ۲۴. {{متن قرآن|ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ}}«باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۵.</ref> و مفهوم لغوی آن ([[تمایل]] و [[امید]] به حصول چیزی؛ [[ممدوح]] باشد یا [[مذموم]]) مقصود است، گرچه پس از [[عصر نزول]]، به تدریج معنای اصطلاحی یافته و در منابع [[اخلاقی]] به [[طمع]] [[ناپسند]] و نابجا و به ضد [[قناعت]]<ref>إحیاء علوم الدین، ج ۳، ص۲۸۵.</ref> و چشمداشت به [[مال]] دیگری<ref>معراج السعاده، ص۲۹۰، ۳۶۹.</ref> منحصر شده و مدلول شماری از [[آیات]] نیز بر همین اصطلاح منطبق است<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» [[سوره]] [[عمران]]، [[آیه]] ۱۵۲. {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًۭٔا وَيَجْعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيْرًۭا كَثِيرًۭا}}«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان دادهاید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نسا، آیه ۱۹. {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَـٰفِرِينَ نَصِيبٌۭ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فَٱللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَلَن يَجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَـٰفِرِينَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}«آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزییی بهره شما گردد، میگویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهرهای باشد، میگویند آیا ما بر شما دست نیافتهایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشتهایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نسا، آیه ۱۴۱.</ref>. فعلهای {{متن قرآن|دَلَّىٰهُمَا}} و {{متن قرآن|أَدُلُّكَ}} مشتق از «دلو» در [[آیات]] ۲۲سوره [[اعراف]]<ref>{{متن قرآن|فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ}}«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲.</ref> و ۱۲۰ [[سوره طه]]<ref>{{متن قرآن|فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ ٱلشَّيْطَـٰنُ قَالَ يَـٰٓـَٔادَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلْخُلْدِ وَمُلْكٍۢ لَّا يَبْلَىٰ}}«اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref> نیز به گفته برخی [[اهل لغت]] معنای [[طمع]] را دربردارند<ref>تهذیب اللغه، ج ۱۴، ص۱۲۱؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۶۶، «دلو».</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۶۷.</ref> | |||
==اقسام طمع== | |||
طمع در اصطلاح [[قرآن]] با توجه به متعلَّق آن و نیز شخص طمع کننده، گسترهای وسیعتر از مفهوم لغوی و اصطلاحی دارد و با توجه به متعلَّق آنکه [[امور معنوی]] و [[اخروی]] باشد یا [[امور مادی]] و [[دنیایی]]، به [[پسندیده]] و بجا و [[ناپسند]] و نابجا قسمت میشود<ref>نک: التحقیق، ج ۷، ص۱۲۱، «طمع».</ref>. گاهی متعلَّق [[طمع]]، امر [[پسندیده]] و فرد طمع کننده نیز [[انسانی]] شایسته است؛ مانند طمع [[انسان]] [[مؤمن]] به [[بهشت]]<ref>{{متن قرآن|وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌۭ وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ وَنَادَوْا۟ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ}}«و میان آن دو پردهای است و بر آن پشتهها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند و به بهشتیان که هنوز به آن (بهشت) در نیامدهاند ولی (آن را) امید میبرند ندا میدهند که: درود بر شما!» سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref>، مغفرت<ref>{{متن قرآن|قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ}}«(موسی) گفت: [[پروردگار]] شما و پروردگار نیاکان شماست» [[سوره شعرا]]، [[آیه]] ۲۶.{{متن قرآن|وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ}}«و همان که [[امید]] میبرم در [[روز]] [[پاداش]] و [[کیفر]] [[لغزش]] مرا ببخشاید» سوره شعرا، آیه ۸۲.</ref> و [[رحمت]] و [[پاداش الهی]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَـٰحِهَا وَٱدْعُوهُ خَوْفًۭا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبٌۭ مِّنَ ٱلْمُحْسِنِينَ}}«و در زمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است» سوره اعراف، آیه ۵۶. {{متن قرآن|تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ ٱلْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَمِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ يُنفِقُونَ}}«از بسترها پهلو تهی میکنند (و برای نماز برمیخیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید میخوانند و از آنچه به آنان روزی کردهایم میبخشند» سوره سجده، آیه ۱۶.</ref> و گاهی متعلَّق طمع پسندیده است؛ ولی طمع کننده صلاحیت آن را ندارد؛ مانند طمع [[کافران]] به بهشت<ref>{{متن قرآن|أَيَطْمَعُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍۢ}}«آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟» سوره معارج، آیه ۳۸.</ref> و گاهی متعلَّق طمع، نارواست؛ مانند طمع به [[ثروتاندوزی]]<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ}}«باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدَّثر، آیه ۱۵.</ref> و طمع به روابط [[نامشروع]]<ref>{{متن قرآن|يَـٰنِسَآءَ ٱلنَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍۢ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِٱلْقَوْلِ فَيَطْمَعَ ٱلَّذِى فِى قَلْبِهِۦ مَرَضٌۭ وَقُلْنَ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا}}«ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref> و هر دو قسم آن زمینهها و عوامل و آثاری دارند. بنابراین، [[اختلاف]] در ارزشگذاری [[طمع]] به [[نیت]] فرد طمع کننده، موارد طمع و متعلق آن بستگی دارد<ref>التحقیق، ج ۷، ص۱۲۱.</ref> و از این رو همانند کاربرد واژه [[حرص]] در [[قرآن]] است که با توجه به متعلَّق آن [[ممدوح]] یا [[مذموم]] است.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۶۸.</ref> | |||
===طمع [[پسندیده]] و بجا=== | |||
طمع پسندیده آن است که افزون بر [[نیکو]] بودن متعلَّق آن، زمینهها و اسباب رسیدن به آن نیز فراهم باشد<ref>التحقیق، ج ۷، ص۱۲۰؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ۵، ص۱۸۸.</ref> و مصادیق [[قرآنی]] آن عبارتاند از: | |||
#'''طمع به [[آمرزش]]''': ابراهیم در [[مقام]] [[احتجاج]] با [[بتپرستان]] [[قوم]] خود، پروردگارش را کسی معرفی کرد که به [[بخشایش]] خطایش در [[روز جزا]] به او طمع و [[امید]] دارد: {{متن قرآن|وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ}}<ref>«و همان که امید میبرم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید» سوره شعرا، آیه ۸۲.</ref> در پاسخ این [[پرسش]] که چرا ابراهیم طمع و امید به [[آمرزش خدا]] را مطرح کرد؛ ولی [[خلقت]]، [[هدایت]]، شفای [[بیماری]]، [[اطعام]]، [[میراندن]] و [[زنده کردن]] و [[رزق]] را بهگونه [[قاطع]] به [[خدا]] نسبت داد<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ}}«همان که مرا آفرید و همو راهنماییام میکند»؛ {{متن قرآن|وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ}}«و همان که به من میخوراند و مینوشاند»؛ {{متن قرآن|وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ}}«و چون بیمار شوم اوست که بهبودیام میبخشد»؛ {{متن قرآن|وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ}}«و همان که مرا میمیراند سپس زنده میگرداند» سوره شعرا، آیه ۷۸ تا ۸۱.</ref> گفته شده چون خدای متعالی امور یادشده را بر اساس [[حکم قطعی]] بر خود لازم کرده است؛ ولی کسی مستحق [[آمرزش الهی]] نیست و [[خدا]] بر اساس فضل خود آن را به [[بندگان]] [[عنایت]] میکند<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۲۸۵.</ref>. آن حضرت از روی [[فروتنی]] و با توجه به [[وعده خدا]]، خود را به [[مغفرت]] خدا [[امیدوار]] دانست نه مستحق آن<ref>التحریر و التنویر، ج ۱۹، ص۱۵۴.</ref>. البته [[طمع]] در [[آیه]] یادشده به [[گمان]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳</ref> و [[یقین]] نیز [[تفسیر]] شده است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳؛ البحر المحیط، ج ۸، ص۱۵۵.</ref>. به هر تقدیر [[امید]]، گمان یا یقین به [[آمرزش]]، مستلزم [[خطا]] و گناهی از سوی آن حضرت نیست؛ زیرا با این گفته، قصد خودشکنی در برابر خدا<ref>التفسیرالکبیر، ج ۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳؛ کنز الدقائق، ج ۹، ص۴۸۴؛ تفسیر قاسمی، ج ۷، ص۴۶۱.</ref> و [[تعلیم]] [[پرهیز]] از [[گناهان]] به دیگران را داشته<ref>الکشاف، ج ۳، ص۳۲۰؛ التفسیرالکبیر، ج ۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳؛ کنز الدقائق، ج ۹، ص۴۸۴.</ref> تا هیچگاه خود را از خدا طلبکار ندانند و به [[رحمت]] او امیدوار باشند. آن حضرت در [[مقام]] [[طلب رحمت]] و مغفرت بوده نه تأکید بر خطای خ [[ود]]<ref>من وحی القرآن، ج ۱۷، ص۱۲۷.</ref>، افزون بر اینکه ایشان در مقام بیان مقصود اصلی خود با کنایه بوده است<ref>کنز الدقائق، ج ۹، ص۴۸۴.</ref>. بنابراین دیدگاه برخی [[مفسران]] نادرست است که بر اساس روایتی [[ضعیف]]<ref>کنز الدقائق، ج ۹، ص۴۸۴.</ref> از [[ابوهریره]]<ref>تفسیر ابن أبی حاتم، ج ۸، ص۲۷۸۰.</ref> خطا و [[گناه صغیره]] را بر [[انبیا]] روا دانسته<ref>کشف الأسرار، ج ۷، ص۱۱۸.</ref> و گفتهاند درخواست آمرزش از سوی ابراهیم به سبب نسبت [[شکستن بتها]] به [[بت]] بزرگ<ref>{{متن قرآن|قَالَ بَلْ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمْ هَـٰذَا فَسْـَٔلُوهُمْ إِن كَانُوا۟ يَنطِقُونَ}}«گفت: بلکه همین بزرگشان این کار را کرده است؛ اگر سخن میگویند از خود آنان بپرسید!» سوره انبیاء، آیه ۶۳.</ref> و اظهار [[بیماری]] با نگاه به [[ستارگان]] بوده<ref>{{متن قرآن|فَنَظَرَ نَظْرَةًۭ فِى ٱلنُّجُومِ}}«آنگاه نگاهی به ستارگان افکند»؛ {{متن قرآن|فَقَالَ إِنِّى سَقِيمٌۭ}}«و گفت: من بیمارم» سوره صافّات، آیه ۸۸-۸۹.</ref>؛ با آنکه آن حضرت خود [[بتها]] را شکسته بود و [[بیمار]] نبود<ref>جامعالبیان، ج ۱۹، ص۱۰۶؛ الدرالمنثور، ج ۵، ص۸۹.</ref>. دیگر یادکرد [[طمع]] به [[آمرزش]] در [[قرآن]]، درباره [[جادوگران]] [[فرعون]] است که پس از [[ایمان]] به [[موسی]] در پاسخ به تهدیدهای فرعون و در بیان علت [[نترسیدن از مرگ]]<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۲۷۶.</ref> گفتند طمع و [[امید]]<ref>تفسیر مقاتل، ج ۳، ص۲۶۴؛ تفسیر سمر قندی، ج ۲، ص۵۵۴؛ إعراب القرآن، ج ۷، ص۷۵.</ref> داریم [[پروردگار]] ما [[گناهان]] ما را از این رو که نخستین گروه باایمان بودهایم ببخشاید: {{متن قرآن|إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَـٰيَـٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بودهایم» سوره شعرا، آیه ۵۱.</ref>. طمع در [[آیه]] یادشده به [[گمان]]<ref>مقتنیات الدرر، ج ۸، ص۴۷.</ref> و [[یقین]]<ref>البحر المحیط، ج ۸، ص۱۵۵.</ref> نیز [[تفسیر]] شده است<ref>مقتنیات الدرر، ج ۸، ص۴۷.</ref>. | |||
#'''طمع به جایگاه [[صالحان]] در [[بهشت]]''': [[قرآن کریم]] گروهی از [[مسیحیان]] را به سبب رابطه دوستانه آنان با [[مؤمنان]] [[ستوده]] است. اینان با [[آگاهی]] از [[نزول قرآن]] و [[شناخت حق]] و [[پذیرش اسلام]]، [[اشک شوق]] از دیدگانشان جاری شده و اظهار کردهاند که چرا ایمان نیاورند، در حالی که طمع و امید<ref> [[مجمع البیان]]، ج ۳، ص۳۶۲؛ الوجیز، دخیل، ص۱۵۸.</ref> دارند در شمار [[شایستگان]] قرار گیرند: {{متن قرآن|وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَا جَآءَنَا مِنَ ٱلْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>«و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.</ref>. | |||
#'''طمع به [[اجابت دعا]]''': بر اساس آیاتی از قرآن کریم، از [[آداب]] و شرایط مهم [[دعا]] طمع و امید<ref> تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۵۲۲.</ref> به اجابت دعا و [[پاداش]] به آن و [[بیم]] از عدم [[اجابت]] و [[غضب خدا]]<ref> التحریر و التنویر، ج ۸، ص۱۳۶.</ref> به سبب کوتاهی در فراهم کردن شرایط و آداب [[استجابت]] دعاست<ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۲۸۵.</ref>:{{متن قرآن|وَٱدْعُوهُ خَوْفًۭا وَطَمَعًا}}<ref>سوره اعراف، آیه ۵۶. </ref> <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۶۶۲؛ روح المعانى، ج ۴، ص۳۸۰؛ الوجیز، عاملی، ج ۱، ص۴۶۸. </ref>؛ همچنین از [[نشانههای ایمان]] [[راستین]] [[مؤمنان]] به [[آیات]] و نشانههای [[خدا]]، [[فروتنی]] در برابر آنها و [[دعا]] به درگاه او در حال [[بیم و امید]] است:{{متن قرآن|...يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا...}}<ref>سوره سجده، آیه ۱۶. </ref> بر اساس [[آیه]] ۹۰ [[سوره انبیاء]]<ref>{{متن قرآن|فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَوَهَبْنَا لَهُۥ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُۥ زَوْجَهُۥٓ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًۭا وَرَهَبًۭا وَكَانُوا۟ لَنَا خَـٰشِعِينَ}}«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک میشتافتند و ما را به امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> میتوان گفت از عوامل [[اجابت]] دعای [[زکریا]] نیز داشتن حالت بیم و امید بوده است<ref>نمونه، ج ۱۳، ص۱۳. </ref>. برخی در پاسخ به این [[پرسش]] که [[خوف]] و [[طمع]] (بیم و امید) که دو حالت متضادند، چگونه در یک فرد جمع میشوند، چنین گفتهاند که تفاوت متعلَّق، امکان [[اجتماع]] آن دو را فراهم میآورد؛ توضیح اینکه باورداشتن این [[حقیقت]] که [[سعادت]] و [[شقاوت انسان]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] به دست خداست، دو حالت بیم و امید را در [[انسان]] پدید میآورد. در این نگاه، اثر [[خوف و رجاء]] در این است که خوف موجب سرشکستگی، [[تأسف]] و [[پشیمانی]] از عمری است که با [[گناه]] س [[پری]] و تباه شده است. در مقابل، [[امید]] انسان به [[بخشایش خداوند]] متعالی است که تنها او [[لغزشها]] و کوتاهیهای انسان را جبران میکند و میبخشاید. چنین امیدی موجب میشود انسان روی به سوی [[پروردگار]] خویش کرده و بدین وسیله خود را مستعد دریافت [[رحمت الهی]] کند<ref>سجادههاى سلوک، ج ۱، ص۱۰۱. </ref>. اگر [[عبادت]] صرفاً از روی [[ترس]] باشد، به [[ناامیدی]] و ترک عبادت می انجامد و اگر فقط از روی امید باشد، به [[گستاخی]] و خروج از زیِّ [[عبودیت]] خواهد انجامید، از این رو لازم است با [[ترس]] و [[امید]] همراه باشد و چنین روش معتدلی در [[عبادت]] «[[احسان]]» به شمار آمده است و کسانی که به این [[دستورها]] عمل کنند «مُحْسِن» نامیده شدهاند که [[رحمت خدا]] به آنان نزدیک است<ref>المیزان، ج ۸، ص۱۶۰. </ref>؛ همچنین برپایه [[روایات]]، [[خوف و رجاء]] جزء ماهیت [[ایمان]] است<ref>الکافى، ج ۲، ص۷۱. </ref>. | |||
#'''[[طمع]] به رحمت خدا''': در دو [[آیه]] از [[قرآن]] [[خوف]] و طمع ([[بیم و امید]]) از اهداف ارائه برق آسمانی از سوی [[خدا]] یادشده است:{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا}}<ref>{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ}}«اوست که برق را که هم بیمآور و هم امیدبخش است به شما مینمایاند و ابرهای بارور را پدید میآورد» سوره رعد، آیه ۱۲. {{متن قرآن|وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِۦ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ}}«و از نشانههای او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان میدهد و از آسمان، آبی فرو میفرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده میگرداند؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که خرد میورزند» سوره روم، آیه ۲۴.</ref>، در پاسخ این [[پرسش]] که چگونه برق آسمانی موجب دو پدیده متضاد بیم و امید میشود، برخی گفتهاند این دو حالت به قابلیت برق بازمیگردد؛ زیرا در این پدیده، هم روشنی و [[رحمت]] است، هم [[آتش]] و [[سوزاندن]]، از این رو برای بیننده آن، دو حالت [[بیم]] از [[نزول عذاب]] و [[امید به رحمت]] پدید میآید<ref>التحقیق، ج ۷، ص۱۲۰، «طمع».</ref>. برخی نیز گفتهاند دو حالت بیم و امید با توجه به حالات افرادِ گوناگون است: افرادی مانند کشاورزان با دیدن این پدیده به رحمت پروردگار طمع میورزند و [[امیدوار]] و خوشحال میشوند؛ زیرا میدانند پس از آن [[باران]] میبارد؛ ولی با توجه به اینکه [[رعد]] و برق معمولاً آثار تخریبی همانند سیل و [[آتشسوزی]] را همراه دارد، موجب [[ترس]] عدهای نیز میگردد<ref>نک: التفسیر لکتاب اللّه المنیر، ج ۵، ص۶۴-۶۵؛ التحریر و التنویر، ج ۱۲، ص۱۵۵؛ المیزان، ج ۱۱، ص۳۱۷.</ref>. فارغ از آثار تخریبی برق، وقوع آن توأم با صدای سهمگین [[رعد]]، خود سبب [[ترس]] و [[وحشت]] میشود<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۷۶.</ref>. | |||
#'''[[طمع]] [[اصحاب اعراف]] به [[بهشت]]''': اصحاب اعراف گروهی هستند که در جایگاهی بلند میان [[بهشت و دوزخ]] قرار دارند؛ ولی به [[لطف خدا]] طمع و [[امید]] دارند تا وارد بهشت شوند<ref>بیان المعانی، ج ۱، ص۳۵۷.</ref>:{{متن قرآن|...وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ وَنَادَوْا۟ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref>. برخی گفتهاند جمله {{متن قرآن| لَمْ يَدْخُلُوهَا}} و {{متن قرآن|هُمْ يَطْمَعُونَ}} حال برای {{متن قرآن|أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ}} است؛ بدین معنا که با وجود حضور در آن جایگاه رفیع و طمع ورود به بهشت، نگران [[تغییر]] اوضاع در [[حسابرسی]] و [[سرنوشت]] خویشاند<ref> المیزان، ج ۸، ص۱۲۹. </ref>. البته برخی طمع در [[آیه]] یادشده را به [[علم]]<ref> فتح القدیر، ج ۲، ص۲۳۷؛ إعراب القرآن، ج ۲، ص۵۴. </ref> و [[یقین]]<ref> مجمع البیان، ج ۴، ص۶۵۳. </ref> [[تفسیر]] کردهاند؛ یعنی با اینکه هنوز به بهشت وارد نشدهاند، به ورود در آن یقین دارند.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۶۸.</ref> | |||
===طمع [[ناپسند]] و نابجا=== | |||
متعلَّق طمع گاهی امر ناروایی مانند دستیابی به [[مال]] یا موقعیت دیگران یا هر امر نامشروعی است. چنین طمعی از هر کس باشد ناپسند است. [[نکوهش]] طمع و مساوی دانستن آن با [[فقر]] و سبب زوال [[ایمان]] شمردن آن در [[روایات]]<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص۲۵؛ نیز نک: شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۹۸. </ref>، نیز درباره چنین طمعی است؛ زیرا مقدمه و زمینه پیدایش [[حرص]] است و به فرموده [[امیرمؤمنان علی]] اگر طمع در [[دل]] به [[هیجان]] آید، حرص [[آدمی]] را هلاک میکند<ref> نهج البلاغه، حکمت ۱۰۸. </ref>. [[پیامبران]] نیز از چنین طمعی پیراسته بودند و [[هدف]] آنان زدودن [[شبهه]] [[طمعورزی]] (به [[مادیات]]) بوده است<ref> روض الجنان، ج ۷، ص۳۶۹؛ الوجیز، عاملی، ج ۲، ص۴۱۶. </ref><ref>{{متن قرآن|أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقْتَدِهْ قُل لَّآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَـٰلَمِينَ}}«آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمیخواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» سوره انعام، آیه ۹۰. {{متن قرآن|يَـٰقَوْمِ لَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى ٱلَّذِى فَطَرَنِىٓ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}«ای قوم من! در برابر آن (رسالت) از شما پاداشی نمیخواهم؛ پاداش من جز بر (عهده) آن کس که مرا آفریده است نیست پس آیا خرد نمیورزید؟» سوره هود، آیه ۵۱. {{متن قرآن|ٱتَّبِعُوا۟ مَن لَّا يَسْـَٔلُكُمْ أَجْرًۭا وَهُم مُّهْتَدُونَ}}«از کسانی که پاداشی از شما نمیخواهند و خود رهیافتهاند پیروی کنید» سوره یس، آیه ۲۱.</ref> به نمونههایی از [[طمع]] [[ناپسند]] اشاره میشود: | |||
#'''طمع به افزایش [[ثروت]]''': در [[آیات]] ۱۱ - ۱۷ [[سوره]] مدّثر از [[تهدید]] فردی به عذابِ سخت یاد شده است. وی با داشتن [[مال]] و فرزند و امکانات فراوان، به افزایش آنها طمع دارد و به سبب آنها با رسالت [[رسول اکرم]] به [[مخالفت]] برخاسته است: {{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا * وَبَنِينَ شُهُودًا * وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا * سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا}}<ref>«مرا با آن کس که یگانه آفریدهام، وا بگذار * و برای او دارایی پر دامنهای پدید آوردم * و پسرانی پیش روی * و راه (پیشرفت) او را نیک هموار کردم، * باز آز دارد که بیفزایم * هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است * زودا که به او سختی رسانم» سوره مدثر، آیه ۱۱-۱۷.</ref>. به گزارش [[مفسران]]، این آیات درباره [[ولید بن مغیره]] نازل شدهاند<ref>جامع البیان، ج ۲۹، ص۹۶؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۹۳-۳۹۴؛ التبیان، ج ۱۰، ص۱۷۶.</ref>. [[سرزنش]] ولید (و کسانی همانند او) از این روست که به جای [[سپاسگزاری]] به سبب [[بهرهمندی از نعمتها]]، راه [[کفران نعمت]] و [[عناد]] با [[خدا]] را در پیش میگیرند<ref>تفسیر مراغی، ج ۲۹، ص۱۳۱.</ref>. از تفاوتهای [[مؤمن]] با [[کافر]] این است که مؤمن [[شکرگزار]] [[نعمتها]] و کافر [[ناسپاس]] در برابر آنها و تنها درپی افزایش [[ثروت]] است<ref>نک: من هدى القرآن، ج ۱۷، ص۷۷.</ref>. | |||
#'''[[طمع]] به [[غنایم جنگی]]''': برخی از طمعهای [[ناپسند]] به [[غنایم]] عبارتاند از: یک. در [[جنگ اُحُد]]، [[وعده خدا]] به [[پیروزی]] [[مجاهدان]] محقق شد و بر [[دشمن]] [[پیروز]] شدند؛ ولی شماری از [[دنیاطلبان]] به [[طمع]] دستیابی به [[غنایم جنگی]]، [[فرمان]] [[رسول خدا]] را زیر پا گذاشته، جایگاه خود را در صحنه [[جنگ]] ترک کرده و عامل [[شکست]]<ref>آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۴۸.</ref> و از همین رو [[سرزنش]] شدند<ref>تفسیر ثعالبی، ج ۲، ص۱۲۳.</ref>:{{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا}}<ref>سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.</ref>. دو. به گفته [[مفسران]]، هنگام بازگشت [[پیامبر اکرم]] از حُدَیْبیه، آن حضرت به [[فرمان خدا]] [[مسلمانان]] شرکتکننده در [[حدیبیه]] را به فتح و [[غنایم]] [[خیبر]] [[بشارت]] داد و فقط به آنان [[حق]] شرکت در [[غزوه خیبر]] را داد<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۵۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۸، ص۷۵؛ الفواتح الإلهیه، ج ۲، ص۳۳۶.</ref>؛ اما [[منافقان]] و متخلفان از [[جهاد]] پس از [[آگاهی]] از این ماجرا، به طمع بهرهمندی از غنایم، از [[رسول اکرم]] [[اجازه]] شرکت در غزوه خیبر را خواستند<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۲۸۰.</ref> <ref>{{متن قرآن|سَيَقُولُ ٱلْمُخَلَّفُونَ إِذَا ٱنطَلَقْتُمْ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا۟ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمْ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا۟ لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًۭا}}«چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه» سوره فتح، آیه ۱۵.</ref>؛ زیرا [[منافق]] غالباً به [[کسب منافع شخصی]] [[رغبت]] دارد<ref>التبیان، ج ۳، ص۳۶۳؛ روض الجنان، ج ۶، ص۱۵۶؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۲۵۷.</ref> و انگیزه وی از شرکت در جنگ، دستیابی به غنایم جنگی است؛ اگر [[مؤمنان]] پیروز شوند از آنان [[غنیمت]] میخواهند و در صورت [[پیروزی]] [[کافران]] میگویند ما سبب پیروزی شما بودیم و از آنان [[غنیمت]] میخواهند<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَـٰفِرِينَ نَصِيبٌۭ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فَٱللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَلَن يَجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَـٰفِرِينَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}«آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزییی بهره شما گردد، میگویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهرهای باشد، میگویند آیا ما بر شما دست نیافتهایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشتهایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>. سه. [[همسران]] [[رسولخدا]] پس از برخی [[غزوهها]] که در آنها [[غنایم]] فراوانی به دست [[مسلمانان]] افتاد، تقاضاهای مختلفی از آن حضرت درباره افزایش [[نفقه]] یا لوازم [[زندگی]] داشتند<ref>نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.</ref>. [[پیامبر]] [[فرمان]] یافت به آنان بگوید اگر خواهان [[دنیا]] هستند، آنان را به شیوهای [[نیکو]] [[طلاق]] دهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا}}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایههای آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوهای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.</ref> <ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۱۹۲؛ البحر المحیط، ج ۸، ص۴۷۱؛ التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.</ref> این آیه بیارتباط با [[آیات]] پیشین نیست<ref>نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.</ref> و گویای آن است که با توجه به فراوانی غنایم و دیگر اموالی که [[اختیار]] [[مصرف]] آنها با [[رسول خدا]] بود، همسران آن حضرت به طور طبیعی به [[اموال]] یادشده [[تمایل]] یافتند و به مقدار موجود قانع نبودند، از همین رو رسول خدا برای ابراز [[ناخشنودی]] از [[رفتار]] همسرانش [[سوگند]] یاد کرد یک ماه از آنان دوری کند. [[آیات]] یادشده نازل شدند و آنان را میان ماندن نزد [[پیامبر]] و [[قناعت]] پیشه کردن یا [[طلاق]] مخیر کرد<ref>مخزن العرفان، ج ۱۰، ص۲۲۱؛ نک: فی ظلال القرآن، ج ۵، ص۲۸۵۴.</ref>. | |||
#'''[[طمع]] به [[اموال]] [[زنان]]''': طمع و چشمداشت برخی مردان در [[جاهلیت]] به اموال زنان سبب میشد تا به آنان به چشم کالا بنگرند و مانع [[ازدواج]] آنان شوند تا در صورت درگذشت آنان، مالشان را به [[ارث]] ببرند، یا با آنان [[بدرفتاری]] کنند تا مهریه خود را ببخشند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا}}<ref> سوره نسا، آیه ۱۹.</ref> <ref> مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰.</ref>؛ همچنین بر اساس [[روایات]]، برخی مردان در جاهلیت [[همسران]] خود را در تنگنا مینهادند تا مهر خود را ببخشند<ref> تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۲۲۸.</ref>. [[قرآن کریم]] به چنگ آوردن اموال دیگران را از این راه ناروا دانست:{{متن قرآن|... وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ...}}<ref> سوره نسا، آیه ۱۹.</ref>. | |||
#'''طمع به سهم [[شریک]]''': در قرآن کریم داستان دو [[برادری]] گزارش شده که [[داوود پیامبر]] را به حکمیتطلبیدند. یکی از آنان به داوود گفت [[برادر]] من دارای ۹۹ گوسفند است و من فقط یک گوسفند دارم و او از من خواسته همان را هم به وی واگذارم. داوود این درخواست را [[ظالمانه]] دانست <ref>{{متن قرآن|وَهَلْ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا۟ ٱلْمِحْرَابَ * إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ * إِنَّ هَـٰذَآ أَخِى لَهُۥ تِسْعٌۭ وَتِسْعُونَ نَعْجَةًۭ وَلِىَ نَعْجَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِى فِى ٱلْخِطَابِ * قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَقَلِيلٌۭ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّـٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعًۭا وَأَنَابَ}} «و آیا خبر آن دادخواهان به تو رسیده است که از دیوار نمازگاه فرا رفتند؟ * آنگاه که بر داوود وارد شدند و او از ایشان ترسید؛ گفتند: نترس! ما دو داد خواهیم که یکی بر دیگری ستم کرده است، میان ما به درستی داوری کن و ستم مکن و ما را به راه میانه راهنما باش! * این برادر من است که نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، و میگوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد * (داوود) گفت: بیگمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میشهای خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا میدارند جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزمودهایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۱-۲۴.</ref>. به گفته برخی [[مفسران]]، [[طمع]] و [[حرص]] صاحب گوسفندان بیشتر، سبب چنین خواستهای شده است<ref> البحر المحیط، ج ۹، ص۱۴۹؛ إعراب القرآن، ج ۸، ص۳۵۲.</ref>. | |||
#'''طمع به [[روابط جنسی نامشروع]]''': [[قرآن]] خطاب به [[همسران]] [[رسول اکرم]] گفتار همراه با ناز و عشوه را زمینهساز [[طمعورزی]] [[بیماردلان]] دانسته و از همین رو آن همسران را از چنین [[رفتاری]] بازداشته است: {{متن قرآن|يَـٰنِسَآءَ ٱلنَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍۢ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِٱلْقَوْلِ فَيَطْمَعَ ٱلَّذِى فِى قَلْبِهِۦ مَرَضٌۭ وَقُلْنَ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا}}<ref> «ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref>. واژه {{متن قرآن| مَرَضٌۭ}} در این آیه به [[فسق]]<ref> التفسیرالکبیر، ج ۲۵، ص۱۶۷.</ref>، [[فجور]]، [[شک]] و [[نفاق]]<ref> نک: کشف الأسرار، ج ۸، ص۴۳؛ الکشاف، ج ۳، ص۵۳۷؛ لباب التأویل، ج ۳، ص۴۲۴.</ref> [[تفسیر]] شده است. | |||
#'''طمع [[کافران]] به [[بهشت]]''': گاهی کافران، گروه گروه و شتابان نزد [[پیامبر]] میآمدند و گرداگرد آن حضرت مینشستند و با [[تحقیر]] [[مؤمنان]]<ref> التبیان، ج ۱۰، ص۱۲۸.</ref> میگفتند اگر سخنان ایشان درست باشد و چنانکه مؤمنان میپندارند وارد [[بهشت]] شوند، ما نیز وارد بهشت میشویم. [[قرآن]] سخن آنان را با استفهام انکاری [[انکار]] کرد و چنین طمعی را بیجا دانست؛ زیرا ورود به [[بهشت]] مستلزم کمال نفس از راه [[ایمان]] و [[طاعت]] است و تا کسی این زمینه را فراهم نکند، بلکه [[غرق]] در [[کفر]] و [[فسق]] باشد، نباید به چنین جایگاهی [[طمع]] و [[امید]] داشته باشد<ref>نک: مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۳۸؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص۷۳.</ref>: {{متن قرآن|فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ * عَنِ ٱلْيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَ * أَيَطْمَعُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍۢ * كَلَّآ إِنَّا خَلَقْنَـٰهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ}}<ref> «و بر سر کافران چه آمده است که به پیش تو شتابانند؟ * از راست و چپ، گروه گروه (گرد میآیند)؟ * آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟ * هرگز! ما آنان را از چیزی آفریدهایم که میدانند» سوره معارج، آیه۳۶-۳۹.</ref> مقصود از کافران در این [[آیه]] را [[منافقان]] دانستهاند<ref> مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۳۸.</ref>. | |||
#'''طمع به ایمان [[عالمان]] تحریفگر''': گروهی از [[مسلمانان]] به ایمان [[یهود]] طمع و امید داشتند. [[خداوند]] به سبب تحریفگری آگاهانه آنان چنین طمعی را نابجا دانست: {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُوا۟ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌۭ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُۥ مِنۢ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref> <ref> نک: التبیان، ج ۱، ص۳۱۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۵۵۹؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۵۴۹.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۱.</ref> | |||
==عوامل طمع [[پسندیده]]== | |||
پسندیده بودن طمع به لحاظ زمینهها و عوامل و نیز متعلَّق آن است که به آنها اشاره میشود: | |||
===فضل و [[رحمت خدا]]=== | |||
[[حضرت ابراهیم]] در [[احتجاج]] با [[مشرکان]] اظهار کرد به [[مغفرت]] [[خدا]] طمع و امید دارد <ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ}}«و همان که امید میبرم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید» سوره شعرا، آیه ۸۲.</ref>. گفته شده فضل<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۲۸۵.</ref> و [[وعده خدا]] به [[آمرزش]]<ref>التحریر و التنویر، ج ۱۹، ص۱۵۴.</ref>، زمینهساز [[طمع]] آن حضرت به [[مغفرت]] [[خدا]] بوده؛ نه اینکه خود را مستحق آن بداند<ref> التحریر و التنویر، ج ۱۹، ص۱۵۴.</ref>؛ همچنین فضل و [[رحمت خدا]] زمینهساز طمع و [[امید]] دعاکنندگان به [[اجابت]] دعای خود به [[درگاه الهی]] است<ref> {{متن قرآن|وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَـٰحِهَا وَٱدْعُوهُ خَوْفًۭا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبٌۭ مِّنَ ٱلْمُحْسِنِينَ}}«و در زمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است» سوره اعراف، آیه ۵۶. {{متن قرآن|تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ ٱلْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَمِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ يُنفِقُونَ}}«از بسترها پهلو تهی میکنند (و برای نماز برمیخیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید میخوانند و از آنچه به آنان روزی کردهایم میبخشند» سوره سجده، آیه ۱۶. {{متن قرآن|فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَوَهَبْنَا لَهُۥ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُۥ زَوْجَهُۥٓ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًۭا وَرَهَبًۭا وَكَانُوا۟ لَنَا خَـٰشِعِينَ}}«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک میشتافتند و ما را به امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> <ref>نک: المیزان، ج ۸، ص۱۶۰؛ سجادههاى سلوک، ج ۱، ص۱۰۱.</ref>. هنگام [[رعد]] و برق نیز [[رحمت]] و [[برکات]] آن، مانند [[ریزش باران]] و سرسبز شدن مزارع سبب طمع و امید برخی افراد به بهرهمندی از آنها میشود <ref>{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ}}«اوست که برق را که هم بیمآور و هم امیدبخش است به شما مینمایاند و ابرهای بارور را پدید میآورد» سوره رعد، آیه ۱۲. {{متن قرآن|وَمِنْ ءَايَـٰتِهِ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ}}«و از نشانههای او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان میدهد و از آسمان، آبی فرو میفرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده میگرداند؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که خرد میورزند» سوره روم، آیه ۲۴.</ref> <ref> مجمع البیان، ج ۶، ص۴۳۵؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۲۰.</ref>. [[طمع]] [[اصحاب اعراف]] به ورود به [[بهشت]] با وجود [[نگرانی]] از [[تغییر]] [[سرنوشت]] خود هنگام [[حسابرسی]] نیز به سبب فضل و [[رحمت]] خداست <ref>{{متن قرآن|وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌۭ وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ وَنَادَوْا۟ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ}}«و میان آن دو پردهای است و بر آن پشتهها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند و به بهشتیان که هنوز به آن (بهشت) در نیامدهاند ولی (آن را) امید میبرند ندا میدهند که: درود بر شما!» سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref> <ref>المیزان، ج ۸، ص۱۲۹.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۴.</ref> | |||
===[[ایمان]]=== | |||
[[جادوگران]] [[فرعون]] به سبب ایمان خود، به تهدیدهای فرعون اعتنا نکرده و به [[مغفرت]] [[خدا]] [[امیدوار]] شدند <ref>{{متن قرآن|إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَـٰيَـٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بودهایم» سوره شعرا، آیه ۵۱.</ref>؛ همچنین گروهی از [[مسیحیان]] به سبب [[شناختن حق]] و [[پذیرش اسلام]]، طمع کردند در شمار [[شایستگان]] قرار گیرند <ref>{{متن قرآن|وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَا جَآءَنَا مِنَ ٱلْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}«و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۴.</ref> | |||
==عوامل طمع [[ناپسند]]== | |||
[[انسان]] ذاتاً [[دوستدار]] [[بهرههای دنیوی]] است <ref>{{متن قرآن|زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَـٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَـٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ}}«دوستداری خواستنیها از زنان و فرزندان و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیکتر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره آلعمران، آیه ۱۴.</ref> و از [[ثروتاندوزی]] و افزایش پیاپی آن [[لذت]] میبرد؛ زیرا از پایان یافتن عمر خود [[غفلت]] کرده و به [[اشتباه]] میپندارد که مالهای انباشته شده، برای او کارساز خواهند بود<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِى جَمَعَ مَالًۭا وَعَدَّدَهُ * يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخْلَدَهُۥ}}«آنکه مالی اندوخت و آن را شمار کرد * گمان دارد که داراییاش او را جاودان خواهد کرد» سوره همزه، آیه ۲-۳.</ref>، ازهمین رو برخی [[عارفان]]، [[طمع]] به [[مال]] و [[زر و زیور]] را برخاسته از [[غریزه]] [[منفعتطلبی]] [[انسان]]<ref> الفتوحات، ج ۷، ص۳۴۹-۳۵۰.</ref> و از آثار [[حب دنیا]]<ref> احیاء علوم الدین، ج ۱۰، ص۱۶؛ آداب الصلاه، ص۴۹.</ref> دانستهاند. همه موارد طمع [[ناپسند]] که متعلَّق آنها [[امور مالی]] و [[دنیوی]] است، از همین [[خصلت]] برخاستهاند. طمع، زمینهها و عواملی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود: | |||
===[[حب]] به جایگاه [[برتر]]=== | |||
[[انسانها]] در هر مرتبه و جایگاهی باشند به جایگاه برتر علاقهمندند؛ برای نمونه، پس از سکونت [[آدم]] و [[حوا]] در [[بهشت]]، [[شیطان]] میدانست که آنها در پی جاودانگیاند<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۳۰۷.</ref>، از همین رو با [[وسوسه]] و [[سوگند دروغین]]، آنها را [[تطمیع]] کرد و [[نهی]] از درخت ممنوع را برای آدم و حوا فقط برای این دانست که براثر خوردن از آن [[فرشته]] میشوند یا در بهشت [[جاودانه]] خواهند بود. آنها نیز به طمع رسیدن به جایگاه برتر، از میوه درخت ممنوع خوردند: {{متن قرآن|فَوَسْوَسَ لَهُمَا ٱلشَّيْطَـٰنُ لِيُبْدِىَ لَهُمَا مَا وُۥرِىَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَٰتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ ٱلْخَـٰلِدِينَ * فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ...}}<ref> سوره اعراف، آیه ۲۰و۲۲.</ref>. {{متن قرآن|فَدَلَّىٰهُمَا}} در لغت به معنای به طمعانداختن نیز آمده است<ref> لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۶۶، «طمع». </ref>؛ همچنین [[شیطان]] با [[وسوسه]] خود آنها را به [[طمع]] [[سلطنت]] جاوید انداخت: {{متن قرآن|فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ ٱلشَّيْطَـٰنُ قَالَ يَـٰٓـَٔادَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلْخُلْدِ وَمُلْكٍۢ لَّا يَبْلَىٰ}}<ref>«اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref> گفته شده ابتدا [[حوا]] [[آدم]] را به خوردن میوه درخت ممنوع [[ترغیب]] کرد. آدم نمیپذیرفت و وقتی حوا از آن خورد و برای او مشکلی پدید نیامد، آدم نیز به طمع افتاد و آن را خورد. پس از آن بود که [[لباس]] آنها فروافتاد <ref>{{متن قرآن|فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ}}«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲. {{متن قرآن|فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَعَصَىٰٓ ءَادَمُ رَبَّهُۥ فَغَوَىٰ}}«آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref> <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۳۰۸.</ref>. شیطان دربارۀ دیگر [[انسانها]] نیز همین شیوه را به کار میگیرد و با ایجاد آرزوهای دور و دراز و وعدههای [[دروغین]]، طمع به جایگاه [[برتر]] را در آنان برمیانگیزد <ref>{{متن قرآن|وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَـَٔامُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ ءَاذَانَ ٱلْأَنْعَـٰمِ وَلَـَٔامُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ ٱللَّهِ وَمَن يَتَّخِذِ ٱلشَّيْطَـٰنَ وَلِيًّۭا مِّن دُونِ ٱللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًۭا مُّبِينًۭا}}«و بیگمان آنان را گمراه میکنم و به آرزو (های دور و دراز) میافکنم و به آنان فرمان میدهم آنگاه گوش چارپایان را (به خرافهپرستی) میشکافند و به آنان فرمان میدهم آنگاه آفرینش خداوند را دگرگونه میسازند؛ و هر که به جای خداوند، شیطان را به یاوری برگزیند زیانی آشکار کرده است» سوره نسا، آیه ۱۱۹. {{متن قرآن|وَٱسْتَفْزِزْ مَنِ ٱسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِى ٱلْأَمْوَٰلِ وَٱلْأَوْلَـٰدِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ إِلَّا غُرُورًا}}«و هر یک از آنان را که بتوانی با آوای خویش بلغزان و با سوارگان و پیادگان خویش بر آنان بتاز و در داراییها و فرزندان آنان شریک شو و به آنها وعده بده! و شیطان جز وعده فریبنده به آنان نخواهد داد» سوره اسرا، آیه ۶۴.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۵.</ref> | |||
===[[افزونطلبی]]=== | |||
در چندین [[آیه قرآن]] گزارش شده که افزونطلبی افرادی سبب شده به [[اموال]] دیگران [[طمع]] ورزند: | |||
#در [[آیات]] ۱۱ - ۱۷ [[سوره]] مدّثر از فردی یاد شده که با وجود داشتن [[مال]] و فرزند و امکانات فراوان، طمع به افزایش آنها دارد. | |||
#برخی [[مسلمانان]] با دیدن [[غنایم جنگی]] در [[جنگ اُحُد]] طمع ورزیده و [[فرمان]] [[رسول خدا]] را زیر پا گذاشتند<ref> آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۴۸.</ref> <ref> {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«و به [[راستی]] [[خداوند]] به [[وعده]] خود [[وفا]] کرد که (در [[جنگ احد]]) به [[اذن]] وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه [[سست]] شدید و در کار (خود) به [[کشمکش]] افتادید و پس از آنکه آنچه را [[دوست]] میداشتید به شما نمایاند [[سرکشی]] کردید؛ برخی از شما این [[جهان]] را و برخی [[جهان واپسین]] را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و [[خداوند]] به [[مؤمنان]] [[بخشش]] دارد» [[سوره آلعمران]]، [[آیه]] ۱۵۲. </ref> | |||
# [[منافقان]] و متخلفان از [[جهاد]] به [[طمع]] بهرهمندی از [[غنایم]]، از [[رسول اکرم]] [[اجازه]] شرکت در [[غزوه خیبر]] را خواستند<ref> جامع البیان، ج ۲۶، ص۵۰؛ المیزان، ج ۱۸، ص۲۸. </ref> <ref> {{متن قرآن|سَيَقُولُ ٱلْمُخَلَّفُونَ إِذَا ٱنطَلَقْتُمْ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا۟ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمْ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا۟ لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًۭا}}«چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه» سوره فتح، آیه ۱۵. </ref>؛ زیرا انگیزه [[منافق]] از شرکت در [[جنگ]]، دستیابی به [[غنایم جنگی]] است <ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَـٰفِرِينَ نَصِيبٌۭ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فَٱللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَلَن يَجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَـٰفِرِينَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}«آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزییی بهره شما گردد، میگویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهرهای باشد، میگویند آیا ما بر شما دست نیافتهایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشتهایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>. | |||
# آیه ۲۸ [[سوره احزاب]] با توجه به [[آیات]] پیش از آن<ref>نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.</ref> گویای آن است که فراوانی غنایم و دیگر اموالی که [[اختیار]] [[مصرف]] آنها با [[رسول خدا]] بود، [[همسران]] آن حضرت را به طمع انداخت تا از آن حضرت درباره افزایش [[نفقه]] یا لوازم [[زندگی]] تقاضاهایی داشته باشند<ref>نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.</ref>. | |||
#در [[دوران جاهلیت]] برخی به [[طمع]] تملک [[اموال]] همسرانشان بر آنان سخت میگرفتند تا مهریه خود را ببخشند <ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًۭٔا وَيَجْعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيْرًۭا كَثِيرًۭا}}«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان دادهاید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نسا، آیه ۱۹.</ref> <ref> مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰. </ref> | |||
#در دوران داوود شخصی با داشتن ۹۹ گوسفند به تنها گوسفند برادرش نیز طمع ورزید <ref>{{متن قرآن|وَهَلْ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا۟ ٱلْمِحْرَابَ * إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ * إِنَّ هَـٰذَآ أَخِى لَهُۥ تِسْعٌۭ وَتِسْعُونَ نَعْجَةًۭ وَلِىَ نَعْجَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِى فِى ٱلْخِطَابِ * قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَقَلِيلٌۭ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّـٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعًۭا وَأَنَابَ}} «و آیا خبر آن دادخواهان به تو رسیده است که از [[دیوار]] نمازگاه فرا رفتند؟ * آنگاه که بر داوود وارد شدند و او از ایشان ترسید؛ گفتند: نترس! ما دو داد خواهیم که یکی بر دیگری ستم کرده است، میان ما به درستی داوری کن و ستم مکن و ما را به راه میانه راهنما باش! * این برادر من است که نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، و میگوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد * (داوود) گفت: بیگمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میشهای خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا میدارند جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزمودهایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۱-۲۴.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۵.</ref> | |||
===ناز و کرشمه [[زنان]] در گفت وگو با نامحرمان=== | |||
بر اساس آیه ۳۲ [[سوره احزاب]]<ref>{{متن قرآن|يَـٰنِسَآءَ ٱلنَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍۢ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِٱلْقَوْلِ فَيَطْمَعَ ٱلَّذِى فِى قَلْبِهِۦ مَرَضٌۭ وَقُلْنَ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا}}«ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref> ناز و کرشمه و رفتارهای تحریکآمیز زنان هنگام مواجهه با مردان [[نامحرم]] سبب [[طمع]] [[بیماردلان]] به روابط [[نامشروع]] جنسی میشود<ref> نک: مجمع البیان، ج ۸، ص۵۵۸؛ المیزان، ج ۱۶، ص۳۰۸- ۳۰۹.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۶.</ref> | |||
==آثار طمع [[ناپسند]]== | |||
طمع ناپسند آثاری دارد که به برخی از آنها اشاره میشود: | |||
===از [[دست دادن]] جایگاه [[برتر]]=== | |||
[[آدم]] که [[خلیفه خدا]] و [[آگاه]] از [[حقایق]] هستی و مسجود [[فرشتگان]] بود<ref> {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ خَلِيفَةًۭ قَالُوٓا۟ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلْأَسْمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى ٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ فَقَالَ أَنۢبِـُٔونِى بِأَسْمَآءِ هَـٰٓؤُلَآءِ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ * قَالُوا۟ سُبْحَـٰنَكَ لَا عِلْمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَآ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ * قَالَ يَـٰٓـَٔادَمُ أَنۢبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّآ أَنۢبَأَهُم بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّىٓ أَعْلَمُ غَيْبَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ}}«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید * و همه نامها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست میگویید نامهای اینان را به من بگویید * گفتند: پاکاکه تویی! ما دانشی جز آنچه تو به ما آموختهای، نداریم، بیگمان تویی که دانای فرزانهای * فرمود: ای آدم! آنان را از نامهای اینان آگاه ساز! و چون آنان را از نامهای اینان آگاهانید فرمود: آیا به شما نگفته بودم که من نهان آسمانها و زمین را میدانم و از آنچه آشکار میکنید و پوشیده میداشتید آگاهم؟» سوره بقره، آیه ۳۰-۳۴.</ref>، پس از [[طمع]] او و همسرش به جایگاه [[برتر]] و خوردن از درخت ممنوع، لباسهایشان از تنشان فرو افتاد و به [[فرمان خدا]] از [[بهشت]] بیرون رانده شدند <ref>{{متن قرآن|فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ}}«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲. {{متن قرآن|فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَعَصَىٰٓ ءَادَمُ رَبَّهُۥ فَغَوَىٰ}}«آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۶.</ref> | |||
===[[مبارزه]] با [[انبیا]]=== | |||
[[فرعون]] با [[سوء استفاده]] از [[طمع]] [[جادوگران]]، آنان را برای [[مبارزه]] با [[موسی]] [[تطمیع]] کرد و به آنان [[وعده]] [[پاداش]] بزرگ و دستیابی به [[جاه و مقام]] داد. آنان نیز به طمع دستیابی به [[مال]] و [[جاه]]، آماده مبارزه با موسی شدند، گر چه با پی بردن به [[حقانیت]] موسی به [[خدا]] [[ایمان]] آورده [[و]] در برابر تهدیدهای [[فرعون]] [[مقاومت]] کردند <ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُوا۟ لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَـٰلِبِينَ * قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ * قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلْقُوا۟ مَآ أَنتُم مُّلْقُونَ * فَأَلْقَوْا۟ حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا۟ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ ٱلْغَـٰلِبُونَ * فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ * فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَـٰجِدِينَ * قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ * رَبِّ مُوسَىٰ وَهَـٰرُونَ}}«هنگامی که جادوگران آمدند به فرعون گفتند: اگر ما پیروز شویم آیا پاداشی خواهیم داشت؟ * گفت: آری و بیگمان شما آنگاه از نزدیکان (من) خواهید شد * موسی به آنان گفت: آنچه را میخواهید بیفکنید فرو افکنید! * آنگاه آنان رسنها و چوبهدستهای خود را فرو افکندند و گفتند: سوگند به شکوه فرعون بیگمان ماییم که پیروزیم * آنگاه، موسی چوبهدست خود را فرو افکند که ناگهان هر چه بر میساختند فرو میبلعید * پس جادوگران به سجده درافتادند * گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم * پروردگار موسی و هارون» سوره شعرا، آیه ۴۱-۴۸.</ref> و گفتند طمع داریم پروردگارمان گناهانمان را بدین سبب که نخستین گروندگان بودهایم ببخشاید <ref>{{متن قرآن|إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَـٰيَـٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بودهایم» سوره شعرا، آیه ۵۱.</ref>. [[ولید بن مغیره]] نیز به همین سبب با [[رسالت]] [[رسول اکرم]] به [[مخالفت]] برخاست<ref> جامع البیان، ج ۲۹، ص۹۶؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۹۴؛ التبیان، ج ۱۰، ص۱۷۶.</ref> و آیاتی درباره او نازل شد <ref>{{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا * وَبَنِينَ شُهُودًا * وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا * سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا}}«مرا با آن کس که یگانه آفریدهام، وا بگذار * و برای او دارایی پر دامنهای پدید آوردم * و پسرانی پیش روی * و راه (پیشرفت) او را نیک هموار کردم، * باز آز دارد که بیفزایم * هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است * زودا که به او سختی رسانم» سوره مدثر، آیه ۱۱-۱۷.</ref>. [[طمع]] برخی [[مسلمانان]] در [[غزوه احد]] به [[غنایم جنگی]] نیز سبب [[سرپیچی]] آنان از [[فرمان]] [[رسول خدا]] شد <ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.</ref> <ref>آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۴۸.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۶.</ref> | |||
===[[شکست]]=== | |||
از علل شکست [[مجاهدان]] در [[جنگ احد]] طمع به غنایم جنگی بود<ref>آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۴۸.</ref>. برخی مجاهدان [[دنیاطلب]] پس از [[مشاهده]] [[پیروزی]]، از فرمان رسول خدا سرپیچی کردند و با ترک جایگاه خود در [[جبهه جنگ]] سبب شکست در برابر [[دشمن]] شدند. آنان بهاندازهای [[روحیه]] خود را باخته بودند که بیتوجه به فراخوان [[پیامبر]] برای [[ایستادگی]] در میدان [[کارزار]]، در حال [[فرار]] به منطقهای دور از صحنه [[نبرد]] بودند و دچار اندوهی مضاعف شدند <ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۶.</ref> | |||
===[[عذاب]]=== | |||
در [[آیات]] ۱۱ – ۱۷ [[سوره]] مدّثر از فردی گزارش شده که با وجود [[مال]] فراوان، [[پسران]] زیاد و آماده به [[خدمت]] و بهرهمندی از دیگر امکانات، باز هم [[طمع]] دارد بر مال و ثروتش افزوده شود؛ ولی هرگز بر [[ثروت]] او افزوده نشد، بلکه به سبب [[عناد]] با نشانههای [[خدا]] به [[مشقت]] و عذاب سخت [[تهدید]] شد<ref>جامع البیان، ج ۲۹، ص۹۶؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۹۴؛ التبیان، ج ۱۰، ص۱۷۶.</ref> و پس از [[نزول]] این آیات نه تنها مال وی افزایش نیافت، بلکه پیاپی رو به کاهش نهاد<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۵، ص۲۶۰؛ تفسیر مراغی، ج ۲۹، ص۱۳۱.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۶.</ref> | |||
===[[ناسازگاری]] در [[زندگی]] [[زناشویی]]=== | |||
برخی [[همسران رسول خدا]] به سبب نداشتن [[قناعت]] و طمع به بهره مندی از مال بیشتر، به ناسازگاری با آن حضرت رو آوردند. [[خدای سبحان]] آنان را میان ماندن نزد [[پیامبر]] یا [[طلاق]] مخیر ساخت <ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا}}«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایههای آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوهای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.</ref> <ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۱۹۲؛ البحر المحیط، ج ۸، ص۴۷۱؛ التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.</ref>. در [[دوران جاهلیت]] نیز برخی مردان صرفاً به انگیزه بهرهمندی از [[اموال]] و مهریه [[زنان]] با آنان [[ازدواج]] میکردند تا سپس با [[ناسازگاری]] و [[سختگیری]] بر ایشان، اموالشان را تصاحب کنند<ref> {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًۭٔا وَيَجْعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيْرًۭا كَثِيرًۭا}}«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان دادهاید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نسا، آیه ۱۹.</ref> <ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||