پرش به محتوا

خانه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۹٬۰۸۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ آوریل ۲۰۲۴
جز
جایگزینی متن - 'بیت معمور' به 'بیت معمور'
جز (جایگزینی متن - 'برخی از علما و بزرگان' به 'برخی از دانشمندان')
جز (جایگزینی متن - 'بیت معمور' به 'بیت معمور')
 
(۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
به اتاق و جایی که در آن زیست کنند [[خانه]] گویند.<ref>لغت نامه، ج ۶، ص ۹۴۴۵ - ۹۴۴۶، "خانه ".</ref> معادل‌های [[عربی]] آن [[بیت]]، دار، [[مسکن]] و حجره است.<ref>فرهنگ فرزان، ص ۳۵۹، "خانه ".</ref> بیت در اصل به معنای جایگاه و [[پناهگاه]] [[انسان]] در شب است،<ref>مفردات، ص ۱۵۱، "بیت ".</ref> ازاین‌رو خانه و قصر را نیز که بیشتر جای استراحت در شب است بیت گویند.<ref>لسان‌العرب، ج ۲، ص ۱۴ - ۱۵؛ تهذیب اللغه، ج ۱۴، ص ۲۳۸، "بیت ".</ref> "دار " را جای فرود آمدن و سکنا گزیدنی خوانده‌اند که دور آن با دیوار احاطه شده باشد.<ref>مفردات، ص ۳۲۱، "دار "؛ النهایه، ج ۲، ص ۱۳۹، "دور ".</ref> دار به این معنا به "دور " جمع بسته می‌شود <ref>لسان العرب، ج ۴، ص ۲۹۸، "دور ".</ref> و "دیار " جمع دیگر این واژه به معنای [[خیمه‌گاه]] و [[لشکرگاه]] نیز آمده است.<ref>خزانة الادب، ج ۴، ص ۲۱۳. </ref>
به اتاق و جایی که در آن زیست کنند [[خانه]] گویند.<ref>لغت نامه، ج ۶، ص ۹۴۴۵ - ۹۴۴۶، "خانه ".</ref> معادل‌های [[عربی]] آن [[بیت]]، دار، [[مسکن]] و حجره است.<ref>فرهنگ فرزان، ص ۳۵۹، "خانه ".</ref> بیت در اصل به معنای جایگاه و [[پناهگاه]] [[انسان]] در شب است،<ref>مفردات، ص ۱۵۱، "بیت ".</ref> ازاین‌رو خانه و قصر را نیز که بیشتر جای استراحت در شب است بیت گویند.<ref>لسان‌العرب، ج ۲، ص ۱۴ - ۱۵؛ تهذیب اللغه، ج ۱۴، ص ۲۳۸، "بیت ".</ref> "دار " را جای فرود آمدن و ساکن شدنی خوانده‌اند که دور آن با دیوار احاطه شده باشد.<ref>مفردات، ص ۳۲۱، "دار "؛ النهایه، ج ۲، ص ۱۳۹، "دور ".</ref> دار به این معنا به "دور " جمع بسته می‌شود <ref>لسان العرب، ج ۴، ص ۲۹۸، "دور ".</ref> و "دیار " جمع دیگر این واژه به معنای [[خیمه‌گاه]] و [[لشکرگاه]] نیز آمده است.<ref>خزانة الادب، ج ۴، ص ۲۱۳. </ref>


برخی در فرق دار با بیت گفته‌اند دار، [[قائم]] به دیوار و سقف نیست؛ حتی اگر دیوار یا سقف آن ویران شود، دار بر آن اطلاق می‌شود، در حالی که اگر دیوارها یا سقف آن خراب شوند، به آن بیت گفته نمی‌شود.<ref> روح‌البیان، ج ۹، ص ۴۱۸. </ref> بر این پایه، به ساختمان، عرصه، محله و مکان استقرار [[قبیله]] نیز دار گفته‌اند.<ref>العین، ج ۸، ص ۵۸، "دور ".</ref> مسکن از "س ـ ک ـ ن " به معنای استقرار در مقابل حرکت است که اعم از استقرار مادی و [[روحی]] است و اسم مکان به معنای جای سکونت است.<ref> لسان‌العرب، ج ۱۳، ص ۲۱۱ - ۲۱۲؛ التحقیق، ج ۵، ص ۱۶۳، "سکن ".</ref>
برخی در فرق دار با بیت گفته‌اند دار، [[قائم]] به دیوار و سقف نیست؛ حتی اگر دیوار یا سقف آن ویران شود، دار بر آن اطلاق می‌شود، در حالی که اگر دیوارها یا سقف آن خراب شوند، به آن بیت گفته نمی‌شود.<ref> روح‌البیان، ج ۹، ص ۴۱۸. </ref> بر این پایه، به ساختمان، عرصه، محله و مکان استقرار [[قبیله]] نیز دار گفته‌اند.<ref>العین، ج ۸، ص ۵۸، "دور ".</ref> مسکن از "س ـ ک ـ ن " به معنای استقرار در مقابل حرکت است که اعم از استقرار مادی و [[روحی]] است و اسم مکان به معنای جای سکونت است.<ref> لسان‌العرب، ج ۱۳، ص ۲۱۱ - ۲۱۲؛ التحقیق، ج ۵، ص ۱۶۳، "سکن ".</ref>
خط ۹۷: خط ۹۷:
همان‌گونه که، در [[آیات]] فوق، ملاحظه می‌شود؛ واژه [[بیت]] دو بار در [[سوره مبارکه آل عمران]] ذکر شده، با توضیحی که، از منابع [[موثق]]، در ذیل نقل می‌شود. روشن می‌گردد، که غرض از بیت، در آن دو مورد، [[خانه]] [[کعبه معظمه]] است.
همان‌گونه که، در [[آیات]] فوق، ملاحظه می‌شود؛ واژه [[بیت]] دو بار در [[سوره مبارکه آل عمران]] ذکر شده، با توضیحی که، از منابع [[موثق]]، در ذیل نقل می‌شود. روشن می‌گردد، که غرض از بیت، در آن دو مورد، [[خانه]] [[کعبه معظمه]] است.


برخی از دانشمندان، در یک بحث روایتی، در مورد آیات مورد [[پژوهش]]، می‌نویسند: «[[ابن شهر آشوب]]، از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} راجع به [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ...}} چنین نقل می‌کند: (مردی، از آن [[حضرت]] پرسید: آیا [[خانه کعبه]] اولین خانه‌ای است، که در روی [[زمین]] ساخته شده؟) حضرت فرمود: نه پیش از آن هم خانه‌هایی بود؛ لیکن خانه کعبه اولین خانه مبارکی است که برای [[پرستش]] و [[عبادت]] [[مردمان]] درست شد - در آنجا [[هدایت]] و [[رحمت]] و [[برکت]] جمع است‌-»<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه عبدالکریم نیری بروجردی، ج۶، ص۲۶۰.</ref> و باز آن مرحوم در همان صفحه می‌افزاید: (در درُّ المنثور از ابن منذر و ابن حاتم، از طریق [[شعبی]] از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} راجع، به آیه... مورد بحث، نقل شده، که فرمود: «پیش از آن خانه‌هایی بوده، لیکن اولین خانه که برای [[عبادت خدا]] بنا شد؛ خانه کعبه بود».
برخی از دانشمندان، در یک بحث روایتی، در مورد آیات مورد [[پژوهش]]، می‌نویسند: «[[ابن‌شهرآشوب]]، از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} راجع به [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ...}} چنین نقل می‌کند: (مردی، از آن [[حضرت]] پرسید: آیا [[خانه کعبه]] اولین خانه‌ای است، که در روی [[زمین]] ساخته شده؟) حضرت فرمود: نه پیش از آن هم خانه‌هایی بود؛ لکن خانه کعبه اولین خانه مبارکی است که برای [[پرستش]] و [[عبادت]] [[مردمان]] درست شد - در آنجا [[هدایت]] و [[رحمت]] و [[برکت]] جمع است‌-»<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه عبدالکریم نیری بروجردی، ج۶، ص۲۶۰.</ref> و باز آن مرحوم در همان صفحه می‌افزاید: (در درُّ المنثور از ابن منذر و ابن حاتم، از طریق [[شعبی]] از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} راجع، به آیه... مورد بحث، نقل شده، که فرمود: «پیش از آن خانه‌هایی بوده، لکن اولین خانه که برای [[عبادت خدا]] بنا شد؛ خانه کعبه بود».


برخی از نویسندگان، زیر واژه بیت، در آیه مورد پژوهش می‌نویسند: بیت، یعنی [[مکه]]. زمحشری گفت: [[روایت]] شده این که [[خداوند]]، یاقوتی از یاقوت‌های [[بهشتی]] را فرو فرستاد، که دو درّ زمردین داشت، شرقی و [[غربی]] و به [[حضرت آدم]] گفت: «آنچه را که گرد [[عرش]] من، [[طواف]] می‌کند، برای تو فرو فرستادم، پس حضرت آدم از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به سوی آن روی آورد و [[فرشتگان]] او را [[ملاقات]] کردند و گفتند: ای [[آدم]]! [[حج]] خود را خوب به جای آور، همانا ما این خانه را دو هزار سال پیش از تو [[حج]] نمودیم. [[حضرت آدم]]، برای انجام حج چهل بار، از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به [[مکه]] رفت. و به همین منوال گذشت؛ تا این که [[خداوند]]، در [[زمان]] [[طوفان نوح]]{{ع}}، آن را به [[آسمان]] چهارم، که [[بیت المعمور]] است، بالا برد. سپس خداوند، به [[ابراهیم]] [[فرمان]] داد، که آن را بنا [[نهد]] و [[جبرئیل]] مکان آن را به او نشان داد.
برخی از نویسندگان، زیر واژه بیت، در آیه مورد پژوهش می‌نویسند: بیت، یعنی [[مکه]]. زمحشری گفت: [[روایت]] شده این که [[خداوند]]، یاقوتی از یاقوت‌های [[بهشتی]] را فرو فرستاد، که دو درّ زمردین داشت، شرقی و [[غربی]] و به [[حضرت آدم]] گفت: «آنچه را که گرد [[عرش]] من، [[طواف]] می‌کند، برای تو فرو فرستادم، پس حضرت آدم از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به سوی آن روی آورد و [[فرشتگان]] او را [[ملاقات]] کردند و گفتند: ای [[آدم]]! [[حج]] خود را خوب به جای آور، همانا ما این خانه را دو هزار سال پیش از تو [[حج]] نمودیم. [[حضرت آدم]]، برای انجام حج چهل بار، از [[سرزمین]] [[هند]]، پیاده به [[مکه]] رفت. و به همین منوال گذشت؛ تا این که [[خداوند]]، در [[زمان]] [[طوفان نوح]]{{ع}}، آن را به [[آسمان]] چهارم، که [[بیت المعمور]] است، بالا برد. سپس خداوند، به [[ابراهیم]] [[فرمان]] داد، که آن را بنا [[نهد]] و [[جبرئیل]] مکان آن را به او نشان داد.
خط ۱۳۵: خط ۱۳۵:
در کتاب نمونه [[بینات]] در [[شأن نزول آیات]]، به نقل [[مفسرین]] مختلف، درباره آیه مورد بحث، می‌خوانیم: «هنگامی که قریش، در [[دارالندوه]]، به قصد کشتن و از بین بردن رسول خدا{{صل}}، جلسه تشکیل دادند، پس از اخذ [[تصمیم]]، برای اجرای مقاصد شوم، به طرف [[کعبه]] رفتند و با صدا و کف زدن و داد و فریاد کشیدن، مشغول [[طواف]] شدند و این آیه نازل شد. - [[تفاسیر]] [[علی بن ابراهیم]] و [[برهان]] - [[عبدالله عمر]] گوید: [[کفار]] در [[خانه خدا]] به طواف می‌پرداختند در حالی که کف می‌زدند و صدا بلند می‌کردند و داد و فریاد می‌کشیدند سپس این آیه نازل شد<ref>اسباب نزول واحدی.</ref> و<ref>محمد باقر، محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات، ص۳۸۴.</ref>.
در کتاب نمونه [[بینات]] در [[شأن نزول آیات]]، به نقل [[مفسرین]] مختلف، درباره آیه مورد بحث، می‌خوانیم: «هنگامی که قریش، در [[دارالندوه]]، به قصد کشتن و از بین بردن رسول خدا{{صل}}، جلسه تشکیل دادند، پس از اخذ [[تصمیم]]، برای اجرای مقاصد شوم، به طرف [[کعبه]] رفتند و با صدا و کف زدن و داد و فریاد کشیدن، مشغول [[طواف]] شدند و این آیه نازل شد. - [[تفاسیر]] [[علی بن ابراهیم]] و [[برهان]] - [[عبدالله عمر]] گوید: [[کفار]] در [[خانه خدا]] به طواف می‌پرداختند در حالی که کف می‌زدند و صدا بلند می‌کردند و داد و فریاد می‌کشیدند سپس این آیه نازل شد<ref>اسباب نزول واحدی.</ref> و<ref>محمد باقر، محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات، ص۳۸۴.</ref>.
با توجه به [[شأن نزول آیه]] و مدلول ترجمه آن، به خوبی روشن می‌شود که منظور از البیت در آیه مورد پژوهش، [[خانه کعبه]] مکرمه است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۶.</ref>
با توجه به [[شأن نزول آیه]] و مدلول ترجمه آن، به خوبی روشن می‌شود که منظور از البیت در آیه مورد پژوهش، [[خانه کعبه]] مکرمه است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۶.</ref>
==جغرافیای [[بیت]]، در [[سوره مبارکه یوسف]]{{ع}}==
{{متن قرآن|وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ...}}<ref>«و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بی‌گمان ستمکاران رستگار نمی‌گردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>.
بیت واژه‌ای است که بیانگر نام یک مکان جغرافیایی است، که با ضمیر مؤنث ‌ها آمده و به صاحب [[خانه]] مؤنثی نسبت داده شده است.
برای [[شناخت]] این مکان، ناچاریم از [[تفسیر]] و [[تاریخ]] کمک بگیریم، تا [[مرجع]] ضمیر ‌ها را [[شناسایی]] کنیم.
با توجه به [[تفسیر آیه]] فوق در می‌یابیم، که این [[آیه]] مربوط به داستان [[حضرت یوسف]]{{ع}} است، که [[برادران]] ناتنی او به علت [[حسادت]]، قصد سرنگونی او را داشتند و سرانجام توانستند، با [[اجبار]] و [[اکراه]]، [[پدر]] خویش را [[راضی]] نمایند؛ تا یوسف را به عنوان [[تفریح]] به گردش ببرند و او را در چاهی بیندازند، تا پدر از [[دیدار]] او [[محروم]] گردد.
تفسیر به ما می‌گوید، در نهایت برادران [[تصمیم]] شوم خود را عملی کردند و یوسف را به چاهی انداختند و به خانه برگشتند و پیراهنی [[خون]] آلود به پدرشان نشان دادند و گفتند که یوسف را گرگ خورده است.
از طرف دیگر کاروانی به آن محل رسید. و برای کشیدن آب، دلو خود را به [[چاه]] انداخت و یوسف از این [[فرصت]] استفاده نموده و با ریسمان دلو، خود را بالا کشید.
به هر تقدیر، یوسف به عنوان برده، به فروش می‌رود و در [[اختیار]] [[عزیز مصر]] قرار می‌گیرد و او این [[نوجوان]] را به زنش می‌سپارد، تا او را به [[فرزندی]] بپذیرد.
تاریخ و تفسیر مرجع ضمیر‌ها را زنی می‌داند، که از او در [[قصص انبیاء]] به نام [[زلیخا]] یاد می‌شود.
پس منظور از بیتها در آیه مورد بحث، [[منزل]] زلیخا، [[همسر]] عزیز مصر می‌باشد.
اکثر نویسندگان قصص؛ نامی از مکان دقیق بیت، ذکری نکرده‌اند و به واژه [[مصر]] اکتفا نموده‌اند؛ لذا ما، در این مقوله باید روشن نماییم؛ منظور از مصر چیست؟<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۸.</ref>
===مصر، به چه معنی است؟===
آیا منظور از واژه مصر، در این گفتار، [[کشور]] مصر است، یا نام شهری است؟ مصر، از نظر لغوی دارای دو مفهوم است:
«مصر نخست، به معنی [[شهر]] بوده و سپس معنی آن توسعه یافته و بر کشور اطلاق گردیده و به تدریج نام خاص مملکت مصر شده است»<ref>محمد، خزائلی، اعلام قرآن، ص۶۰۰.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۹.</ref>
===آیا در [[زمان]] [[حضرت یوسف]]، مصر کشوری بوده؟===
[[سرزمین مصر]] دارای قدمتی بیش از ۵۵۰۰ سال پیش از میلاد [[مسیح]]{{ع}} است ولی [[تاریخ]] روشن آن، از زمانی است؛ که به [[تصرف]] [[ایران]] در آمد. تاریخ مصر را باید به شش دوره تقسیم کرد: دوره اول - دوره فراعنه - بیست و شش سلسله در مصر [[حکومت]] کردند... که سلسله چهاردهم با [[حمله]] هیکسوس‌ها از میان رفته است... دوران [[سلطه]] آنها دو قرن طول کشیده است بعضی حضرت یوسف{{ع}} را معاصر با آپوپس آخرین [[پادشاه]] هیکسوس می‌دانند... و پایتخت سلسله هیکسوس شهر منفیس بود...<ref>سند شماره ۱، ص۶۰۱.</ref>.
اما در کتاب [[مهدی موعود]]<ref>ترجمه جلد ۱۳ بحار، زیر عنوان: آنچه در الواح اهرام نوشته بود.</ref> یک مطلب [[تاریخی]] نقل شده، که صحیح‌تر از مطلب فوق است لذا ما، با حذف مطالب غیر ضروری، چکیده‌ای از آن را در این مقوله بیان می‌کنیم:
«... [[ابوالحسن خمارویه بن طولون احمد طولون]] [[حکمران]] معروف مصر و [[شام]] از سال ۲۵۴ - ۲۷۰ دستور داد هزار کارگر، دیوار اهرام را بکنند تا در آن پیدا شود... راهی پیدا کردند که نقب بود، راه را گرفته پیش رفتند، تا به آخر رسیدند. در آنجا سنگ مرمری دیدند و دانستند که در اهرام است... دیدند با خط [[یونانی]] چیزی بر آن نوشته است. [[حکما]] و علمای مصر... نتوانستند آن را بخوانند، در آن میان شخصی به نام [[ابوعبدالله]] [[مدنی]] بود، که یکی از حفاظ [[دنیا]]... به شمار می‌رفت، وی به [[ابوالحسن]] [[خمارویه]] گفت: اسقفی را در [[حبشه]] می‌شناسم... او [[قادر]] است این خط را بخواند... خمارویه دستور داد سنگ مرمر را... از صعید [[اعلی]]، به اسوان حمل کردند و... از اسوان به حبشه آوردند... چون سنگ را نزد [[اسقف]] رساندند... معلوم شد نوشته است: - من [[ریان بن دومغ]] - هستم.
[[ابوعبدالله مدنی]]، که همراه سنگ به حبشه رفته بود: از اسقف پرسید ریان بن دومغ کی بود؟
گفت: او [[پدر]] [[عزیز مصر]] است که [[حضرت یوسف]]{{ع}} در [[خانه]] او و همسرش [[زلیخا]] بوده است»<ref>محمد باقر، مجلسی، مهدی موعود، بحارالانوار، ترجمه علی دوانی، ج۱۳، ص۷- ۳۴۴.</ref>.
با توجه به آنچه ملاحظه فرمودید، [[محل زندگی]] عزیز مصر، در بخشی از [[مصر]] آن [[روزگار]] به نام صعید برده، که اهرام مصر، در آن مکان، احداث شده‌اند و آن لوحه [[تاریخی]]، نیز در آن محل پیدا شده است. پس [[بیت]] مندرج در [[آیه]] مورد تحقیق، در منطقه‌ای به نام صعید بوده است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۹.</ref>
===جغرافیای صعید===
مترجم کتاب [[مهدی موعود]] در معرفی صعید می‌نویسد: «بلوک وسیعی بوده که چند [[شهر]] بزرگ داشته است. مانند شهر اسوان که نخستین شهر صعید از ناحیه جنوب است و شهرهای دیگر: قوص، قفط، اخمیم و بهنساه بوده است صعید سه بخش بوده: صعید اعلی (بالا) و آن عبارت بوده از اسوان تا نزدیک اخمیم و صعید اوسط (میانه) از اخمیم تا بهنساه و صعید ادنی (پایین) از بهنساه تا نزدیک [[فسطاط]] امتداد داشته است»<ref>سند شماره ۱، ص۳۴۶.</ref>.
برخی از [[پژوهشگران]] در [[فرهنگ]] [[فارسی]] خود زیر عنوان صعید می‌نویسند: «مصر علیا را صعید گویند، یعنی بلاد واقع بین [[جندب]] قاهره و آبشارهای اسوان، طول آن ۹۰۰ کیلومتر است و به ۸ مدیریه تقسیم می‌شود:
جیزه، بنی سویف، منیا، فیوم، اسیوط، جرجا، قنا، اسوان... در [[عهد]] یاقوت ناحیتی بزرگ و وسیع بود.».. و در مورد محل احداث اهرام مصر، در معجم البلدان می‌نویسد: قصبه‌ای است بدان سوی نیل و اهرام به [[قرب]] آن است و از این رو اهرام جیزه نامیده می‌شوند».
و هم او، در همان [[فرهنگ]]، در مورد اهرام می‌افزاید: «این سه بنا... به فاصله ۱۰۰۰۰ ذراع از شمال منفیس نزدیک قریه جیزه بر پای ایستاده»<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۹۰.</ref>
==جغرافیای [[بیت]]، در [[سوره مبارکه ابراهیم]]{{ع}}==
{{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ...}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>.
در [[آیه]] فوق به واژه مرکبی بر می‌خوریم، که از یک اسم و یک ضمیر بیت + ک |ترکیب شده و با صفت المحرم توصیف گردیده است و این ترکیب نام مکانی است؛ که باید در این مقوله [[شناسایی]] گردد.
برای [[شناخت]] این مکان بیت ابتدا باید ببینیم گوینده ربنا دعای چه کسی است؟
[[تفسیر آیه]] مورد بحث، روشن می‌نماید، که [[دعا]] منسوب به [[حضرت ابراهیم]] است و آن دعا مربوط به زمانی است، که: «[[ابراهیم]]{{ع}} پس از آن که، [[خدا]] از کنیزش ([[هاجر]]) پسری به او داد و نامش را (اسماعیل) گذاشت، [[حسادت]] [[همسر]] نخستینش (سارا) تحریک شد و نتوانست حضور هاجر و فرزندش را [[تحمل]] کند، از ابراهیم خواست که آن [[مادر]] و فرزند را به نقطه دیگری ببرد و ابراهیم طبق [[فرمان خدا]]، در برابر این درخواست [[تسلیم]] شد و اسماعیل و مادرش (هاجر) را به [[سرزمین]] [[مکه]]، که در آن [[روز]] یک سرزمین خشک و خاموش و فاقد همه چیز بود؛ آورد و در آنجا گذارد و با آنها خداحافظی کرد و رفت»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۳۶۲.</ref>.
با استفاده از این [[تفسیر]] برای ما روشن می‌شود که منظور از {{متن قرآن|بَيْتِكَ}} محل [[شهر مکه]] است، که سپس با پیدایش [[چاه زمزم]] آن {{متن قرآن|بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ}} به شهری تبدیل شد.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۹۲.</ref>
==جغرافیای بیت، در [[سوره مبارکه حج]]==
#{{متن قرآن|وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم را در خانه (کعبه) مستقر ساختیم (و گفتیم) که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه مرا برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.</ref>.
#{{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref>.
#{{متن قرآن|لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«در آن (چارپایان) برای شما تا زمانی معیّن سودهاست سپس قربانگاه آنها به سوی خانه دیرین (کعبه) است» سوره حج، آیه ۳۳.</ref>.
در [[آیه]] ۲۶ [[سوره حج]]، ترکیب مکان البیت را داریم، که اشاره به یک محل جغرافیایی است و ما، برای [[شناخت]] این مکان، که [[ارتباط مستقیم]]، با [[حضرت ابراهیم]] دارد؛ ناچار به دانستن بخشی از [[زندگی]] آن [[پیامبر]] بزرگوار هستیم:
«از [[آیات]] مختلف [[قرآن]] و [[احادیث]] و [[تواریخ اسلامی]]، به خوبی استفاده می‌شود؛ که [[خانه کعبه]]، پیش از [[ابراهیم]]، حتی از [[زمان]] [[آدم]] برپا شده بود... و [[آیات قرآن]] و [[روایات]]؛ این تاریخچه معروف را [[تأیید]] می‌کند، که خانه کعبه نخست، به دست آدم{{ع}} ساخته شد و سپس، در [[طوفان نوح]]، فرو ریخت و بعد به دست ابراهیم و فرزندش اسماعیل، تجدید بنا گردید»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۵۴.</ref>.
به هر حال، زمانی که طبق نظر [[مفسرین]] قرآن. در این مورد: «[[خداوند]] مکان خانه کعبه را، که در زمان آدم ساخته شده بود و در طوفان نوح ویران و آثارش محو گشته بود؛ به ابراهیم نشان داد... و او با [[یاری]] فرزندش اسماعیل، آن را تجدید بنا نمود»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۶۷.</ref>.
با توجه به مدلول آیه مورد تحقیق و [[تفسیر]] آن، منظور از [[بیت]] در آیه ۲۶ [[حج]]، محل احداث [[خانه خدا]] است که حضرت ابراهیم{{ع}}، با یاری فرزندش اسماعیل، آن را تجاید بنا نمود.
با توجه به مدلول آیه مورد تحقیق و تفسیر آن، منظور از بیت، در آیه ۲۶ [[سوره مبارکه حج]]، محل احداث [[خانه خدا]] است که [[حضرت ابراهیم]]، با [[یاری]] فرزندش اسماعیل، آن را تجدید بنا نمود و ما، در مبحث مربوط به [[کعبه]]، به توضیح جغرافیایی آن پرداخته‌ایم؛ لذا خوانندگان گرامی را به آن مبحث ارجاع می‌دهیم.
و اما {{متن قرآن|الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}} طبق اظهارنظر [[مفسرین]] [[خانه کعبه]] است: «اما این که چرا کعبه را [[بیت العتیق]] گفته‌اند: با توجه به این که [[عتیق]] از ماده [[عتق]] به معنی [[آزاد]] شدن از بند رقیت است؛ ممکن است، از این نظر باشد؛ که [[خانه خدا]] از قید ملکیت [[بندگان]] آزاد است و در هیچ زمانی، جز [[خدا]] [[مالکی]] نداشته است و نیز از [[سیطره]] [[جباران]]، همچون [[ابرهه]] [[آزاد شده]] است. یکی دیگر از معانی عتیق قدیمی است... این نیز روشن است، که خانه کعبه قدیمی‌ترین کانون [[توحید]] است و به گفته [[قرآن]] اولین خانه‌ای است، که برای [[انسان‌ها]] بر پا شده است»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۸۷.</ref>.
پس، در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که منظور از {{متن قرآن|الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}، در [[آیات]] ۲۹ و ۳۳ [[سوره مبارکه حج]]؛ خانه کعبه است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۹۴.</ref>
==جغرافیای [[بیت]]، در [[سوره مبارکه طور]]==
{{متن قرآن|وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ}}<ref>«و سوگند به آن خانه آبادان،» سوره طور، آیه ۴.</ref>.
در [[آیه]] ۴ سوره مبارکه طور، واژه بیت با صفت معمور، به معنی آباد بیان شده و مورد [[سوگند]] [[خداوند سبحان]] قرار گرفته است، اما ذکری از محل بیت در میان نیست؛ که در کجا واقع شده است.
مفسرین، نیز در این مورد اظهارنظرهای یگانه‌ای ندارند. آقای خرمشاهی در این مورد می‌نویسد: «[[بیت المعمور]] اصطلاحی [[قرآنی]]، به معنی [[خانه]] آباد که یک بار در قرآن در آیه ۴ [[سوره طور]] آمده است. [[مفسران]] بیت المعمور را خانه‌ای [[مقدس]]، در [[آسمان]] هفتم، یا چهارم و به قولی کعبه دانسته‌اند»<ref>بهاءالدین، خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۴۰۶.</ref>.
برخی از دانشمندان فرموده‌اند: «بعضی گفته‌اند: مراد به {{متن قرآن|وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ}} کعبه مشرفه است چون کعبه اولین خانه‌ای بود که برای [[عبادت]] [[مردم]] بنا شد و همواره از اولین [[روز]] بنایش تاکنون آباد و معمور بوده است.»..<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۳۷، ص۱۱.</ref>.
به هر تقدیر اگر {{متن قرآن|وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ}} را به معنی مکانی آسمانی و لاهوتی بدانیم؛ ما را به مکان [[واقعی]] آن دسترسی نیست و از حوزه جغرافیای [[زمین]] خارج است، ولی چنانچه بنا به قول دوم؛ آن را مکانی ناسوتی و زمینی به شمار آوریم و آن را [[کعبه]] بدانیم.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۹۶.</ref>
==جغرافیای [[بیت]]، در [[سوره مبارکه قریش]]==
{{متن قرآن|فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ}}<ref>«پس باید پروردگار این خانه را بپرستند» سوره قریش، آیه ۳.</ref>.
مکانی که در [[آیه]] مذکور است، واژه بیت می‌باشد و از مدلول آیه چنین بر می‌آید، که جمعیتی می‌بایست صاحب آن [[خانه]] را مورد [[پرستش]] خود قرار دهند؛ لذا برای [[شناخت]] خانه، ابتدا باید به شناخت قومی، که به آنان دستور پرستش داده شده بپردازیم: تا با شناخت آنان، خانه و مکان جغرافیایی مندرج در آیه، [[شناسایی]] شود.
برای شناخت دو مجهول آیه با کمک [[تفسیر]] می‌توان از آنها رفع ابهام نمود. برخی از دانشمندان<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۴۰، ص۴۰۲.</ref> زیر عنوان یک بحث روایتی، به نقل از [[تفسیر قمی]] در ذیل آیه {{متن قرآن|لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ}}<ref>«برای پیوستگی قریش،» سوره قریش، آیه ۱.</ref> می‌نویسد: «این [[سوره]] درباره [[قریش]] نازل شده چون قریش، معاششان از دو [[رحلت]] -[[سفر]] - تابستانی و زمستانی، به [[یمن]] و [[شام]] تأمین می‌شد. از [[مکه]] پوست و محصولات دریایی و کالاهایی که در ساحل دریا پیاده می‌شد؛ از قبیل فلفل و امثال آن بار می‌کردند و به شام می‌بردند و در شام [[جامه]]، آرد... خریداری می‌کردند و همین [[مسافرت]] باعث می‌شد [[وحدت]] و الفتی در بینشان برقرار گردد. هر وقت به یکی از این دو سفر دست می‌زدند؛ یکی از بزرگان قریش را [[رئیس]] خود می‌کردند و زندگیشان از این راه تأمین می‌شد».
بعد از آنکه [[خدای تعالی]] [[رسول]] گرامیش را [[مبعوث]] فرمود؛ [[مردم قریش]] [[بی‌نیاز]] از سفر شدند، چون از اطراف [[حجاز]] [[مردم]] رو به آن جناب نهاده، هم آن [[حضرت]] را [[زیارت]] می‌کردند و هم [[خانه خدا]] را و لذا در این [[سوره]] فرمود: {{متن قرآن|فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ * الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ...}}<ref>«پس باید پروردگار این خانه را بپرستند * همان که آنان را در گرسنگی خوراک داد و از بیم امان بخشید» سوره قریش، آیه ۳-۴.</ref>.
با استفاده از بحث روایتی مذکور، دو مجهول [[آیه]] به خوبی روشن می‌شود، که طرف خطاب، [[قوم]] [[قریش]] و [[مکه]] هستند و غرض از [[بیت]]؛ [[خانه کعبه]] است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۹۷.</ref>
==[[بیت]]==
#{{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ}}<ref>«و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را فرا می‌بردند (گفتند):» سوره بقره، آیه ۱۲۷.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ...}}<ref>«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ}}<ref>«بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.</ref>.
#{{متن قرآن|...وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ...}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم را در خانه (کعبه) مستقر ساختیم (و گفتیم) که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه مرا برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.</ref>.
#{{متن قرآن|فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ}}<ref>«پس باید پروردگار این خانه را بپرستند» سوره قریش، آیه ۳.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۳۶.</ref>
===بیان [[آیات]]===
[[روح]] مطلب در میان این آیات یکی است؛ زیرا هر کدام در جای مخصوص به خود از یک محل، گفتنی دارند. [[آیه]] ۱۲۵ [[سوره بقره]]، بعد از آیه‌ای است که پیرامون [[مقام]] والای [[حضرت ابراهیم]] سخن رفته است و در این آیه [[خداوند]] اشاره به خانه‌ای دارد که مرکز [[امنیت]] است و آن [[خانه]] را خانه خود می‌خواند. در آیه ۱۲۷ همین [[سوره]]؛ ساخت و احداث خانه‌ای را بیان می‌کند که توسط حضرت ابراهیم و [[حضرت اسماعیل]] بنا می‌شود.
آیه ۱۵۸ سوره بقره هم خانه‌ای را به کار برده است که در آن [[حج]] به عمل می‌آید. در آیه بعد یعنی ۹۶ [[سوره آل عمران]] صحبت از خانه‌ای است که اساسش در «[[بکه]]» بالا می‌رود و نیز در آیه بعدی یعنی آیه ۱۷۵ سوره آل عمران از مکانی نام می‌برد که برای همه کس و هم چیز مرکز [[امن]] و [[امان]] است.
در سه آیه بعدی نیز لفظ «خانه» حامل نکات دیگری می‌شود. در یکی از آیات<ref>انفال / ۳۵.</ref> [[نماز]] مشرکانی بیان شده است که «جز ملعبه‌ای از سوت کشیدن و دست زدن»<ref>خلاصه تفاسیر، ص۴۷۱.</ref> نیست. در یکی دیگر<ref>حج / ۲۶.</ref> آیه نشان می‌دهد که مکان [[عبادت]] و به تعبیری دیگر خانه‌ای که برای عبادت مدنظر گرفته می‌شود توسط خداوند به حضرت ابراهیم [[ابلاغ]] می‌گردد و بالاخره در آیه بعد<ref>قریش / ۳.</ref> می‌افزاید: خدای خانه مورد نظر باید مورد [[پرستش]] قرار گیرد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۳۸.</ref>
===حسن مطلب===
در بین [[علما]] و [[مفسران]] [[قرآن]] هیچ اختلافی در این نیست که واژه [[بیت]] به کار رفته در آیات مورد بحث - چه با الف لام تعریف و چه بدون آن - اختصاص به [[خانه کعبه]] دارند. اما در خصوص اینکه خداوند [[جسم]] نیست و نیاز به خانه ندارد پس چرا تعبیر {{متن قرآن|بَيْتِيَ}} (خانه من) را به کار برده است [[رجوع]] می‌کنیم به بیان شیوای برخی از دانشمندان: در [[آیه]] ۱۲۵ [[سوره بقره]] از [[خانه کعبه]] به عنوان {{متن قرآن|بَيْتِيَ}} ([[خانه]] من) تعبیر شده در حالی که روشن است [[خداوند]] نه [[جسم]] است و نه نیاز به خانه دارد. منظور از این اضافه همان «اضافه تشریفی» است به این معنی که برای بیان [[شرافت]] و [[عظمت]] چیزی آن را به [[خدا]] نسبت می‌دهند. [[ماه رمضان]] را «[[شهر]] [[الله]]» و خانه کعبه را «[[بیت الله]]» می‌گویند»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۵۰.</ref>.
علاوه بر اینکه [[صفا و مروه]] دو کوهی هستند که سعی میان آنها جزو [[مناسک حج]] است و «نخستین خانه‌ای که به منظور [[پرستش]] خداوند برای [[مردم]] ساخته شد در [[سرزمین مکه]] بود»<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۵۴.</ref>. این که این [[مراسم]] مخصوص را «[[حج]]» نامیده‌اند برای این است که به هنگام حرکت برای شرکت در این مراسم «قصد [[زیارت]] [[خانه خدا]]» می‌کنند و به همین دلیل در آیه فوق<ref>آیه ۱۵۸.</ref> اضافه به «[[بیت]]» (خانه کعبه) شده است<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۶.</ref>.
و اما اینکه خانه کعبه اولین خانه‌ای است که روی [[زمین]] بنا شده تا مردم از آن منتفع شوند و قبل از آن خانه دیگری ساخته نشده باشد معنایی است که لفظ آیه به آن دلالتی ندارد<ref>تفسیر المیزان، ج۳، ص۵۷۴.</ref>.
[[مشرکان]] که خود را متولی [[مسجدالحرام]] می‌دانستند [[نماز]] و عبادتی داشتند اما [[عبادت]] آنها جز ملعبه‌ای از سوت کشیدن و دست زدن نبود<ref>خلاصه تفاسیر، ص۴۷۱.</ref> ملعبه‌های آنها در خانه خدا صورت می‌گرفت. «خداوند مکان خانه کعبه را که در [[زمان]] [[آدم]] ساخته شده بود و در [[طوفان نوح]] ویران و آثارش محو گشته بود، به [[ابراهیم]] نشان داد، طوفانی وزید و خاک‌ها را به عقب برد و پایه‌های خانه آشکار گشت یا قطعه ابری آمد و در آنجا سایه افکند و یا به هر وسیله دیگر، خداوند محل اصلی خانه را برای ابراهیم{{ع}} معلوم و آماده ساخت و او با [[همیاری]] فرزندش «اسماعیل» آن را تجدید بنا نمود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۸۰.</ref> چرا می‌فرماید که باید [[خداوند]] این [[خانه]] را بپرستند؟ برای اینکه «الفتی بین [[قریش]] و [[سرزمین مکه]] به وجود بیاید که در طول [[سفر]] تابستان و زمستان برقرار باشد و هیچ شرایطی [[عشق]] و علاقه به این کانون [[مقدس]] را از [[دل]] [[نبرد]] و به خاطر امنیتش به سوی آن باز گردند و تحت تأثیر مزایای [[زندگی]] [[سرزمین یمن]] و [[شام]] قرار نگیرند و به آن دیار کوچ نکنند»<ref>خلاصه تفاسیر، ص۱۵۷۳.</ref>.
حاصل مطالب بالا و تلفیق [[آیات]] ذکر شده این است که مراد از [[بیت]]، «[[کعبه]]» می‌باشد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۳۹.</ref>
==بیت==
{{متن قرآن|كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ}}<ref>«چنان که پروردگارت تو را از خانه‌ات به درستی بیرون آورد با آنکه بی‌گمان دسته‌ای از مؤمنان ناخرسند بودند» سوره انفال، آیه ۵.</ref>.
===نکات درخور یادآوری===
با مرور تمامی [[آیه]]، [[نارضایتی]] برخی آشکار می‌شود: «توضیح اینکه [[ارتباط]] آیات در این [[سوره انفال]] و تصریح به داستان [[بدر]] [[کشف]] می‌کند از اینکه [[سوره]] تمامش مربوط به [[جنگ بدر]] و کمی پس از آن نازل شده، حتی این عباس هم به طوری که از وی نقل شده سوره را سوره بدر نامیده است» <ref>تفسیر المیزان، ج۹، ص۱۰.</ref>.
از [[غزوات]] [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} دو [[غزوه]] به بدر معروفند. یکی [[غزوه سفوان]] است که نام بدر اول بر خود گرفته است و در [[ربیع الاول]] [[سال دوم هجری]] به وقوع پیوست. دیگری [[غزوه بدر کبری]] است که در [[رمضان]] سال دوم هجری اتفاق افتاد. آیه پنجم سوره‌ای [[انفال]] ناظر به غزوه دومی است.
درباره غزوه بدر کبری چند نکته درخور یادآوری است:
#بعد از این که [[قریشیان]] [[املاک]] و [[اموال مسلمین]] را پس از مهاجرتشان به [[مدینه]] توقیف کردند، به همان اندازه که قریش در این [[اندیشه]] بود که چگونه مسیر تجارتش به شام را از تعرض مسلمانانی که نیروهایشان در مدینه گرد آمده بودند صیانت کند، [[مسلمانان]] هم به این [[فکر]] فرو رفتند که مسیر تجارتی قریشیان را ببندند. از این رو [[مسلمانان]] [[مدینه]] را به قصد بستن راه بر کاروان [[تجارت]] [[قریشیان]] ترک کردند. در واقع، این نوعی [[محاصره اقتصادی]] [[مشروع]] [[قریش]] توسط مسلمانان بود. نتیجه کار هم [[غزوه بدر کبری]] بود<ref>اطلس قرآن، ص۲۲۷.</ref>.
#از آنجا که در پیش رو داشتن یک [[مبارزه]]، خوشایند جماعتی نبود [[وحی الهی]] [[تکلیف]] همه را مشخص کرد و [[فرمان]] خروج از [[شهر]] برای [[جنگ با کفار]] صادر گردید.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۴۲.</ref>
===[[بدر]] جایگاه [[نصرت]] مسلمانان===
«بدر» در اصل نام مردی بود که در [[سرزمین]] میان [[مکه]] و مدینه [[چاه]] آبی داشت؛ به همین جهت آن سرزمین به نام او «بدر» نامیده شده است. اما از نظر ریشه لغت، «بدر» به معنی پر و کامل است.
از این رو ماه شب چهارده را «بدر» می‌نامند»<ref>برگزیده تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۴۹.</ref>.
به نظر [[ابن اثیر]] بدر جایگاهی بود که [[عرب‌ها]] هر سال در آن بازار می‌ساختند»<ref>تاریخ کامل، ج۳، ص۹۴۹.</ref>. به نوشته [[عزیز]] [[الله]] کاسب «از بدر تا مدینه هشت [[منزل]] و دو میل راه است»<ref>عزالله کاسب، تاریخ انبیاء، ص۴۱۰.</ref>. او بنا به نوشته مؤلف [[اعلام قرآن]]: نام محلی است ما بین مکه و مدینه که [[جنگ]] معروف بدر در آن واقع شد این جنگ در [[ماه رمضان]] [[سال دوم هجرت]] [[روز جمعه]] یا [[دوشنبه]] هفدهم یا نوزدهم میان مسلمانان و [[مشرکین]] اتفاق افتاده و مسلمانان [[پیروز]] شدند<ref>محمد رسول کیانی، اعلام قرآن، ص۳۱.</ref>.
برخی نویسندگان واضح‌تر به معرفی منطقه بدر می‌پردازند. او بر این [[باور]] است: منطقه بدر یعنی مکان نخستین [[رویارویی]] مسلمانان با [[مشرکان]] و نیز [[مدفن]] و آرامگاه شهدای این جنگ، در ۱۵۰ کیلومتری جنوب [[غربی]] مدینه واقع است. در گذشته، راه مدینه به مکه از این منطقه می‌گذشت و [[زائران]] به [[زیارت]] [[شهدای بدر]] می‌رفتند ولی اکنون با ساختن بزرگراه مدینه به مکه، این منطقه در کنار و حاشیه واقع شده است»<ref>قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه، ص۱۶۳.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۴۴.</ref>
===موضع [[خانه پیامبر]]===
روشن شد که [[آیه]]، به خروج [[پیامبر]] از خانه‌اش اشاره دارد و آشکار گردید که خروج از مطلق [[مسکن]] و [[خانه]] برای [[جنگی]] بوده که به «[[بدر]]» [[شهرت]] یافت؛ لذا از آنجا که [[جنگ بدر]] در هفدهمین ماه [[هجرت پیامبر]] ([[هجرت]] از [[مکه]] به [[مدینه]]) حادث شده است [[پیامبر]] [[سکونت]] در «مدینه» داشت و [[خانه پیامبر]] در این [[شهر]] بوده است.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۴۵.</ref>
==[[بیت]]==
#{{متن قرآن|وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا...}}<ref>«و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بی‌گمان ستمکاران رستگار نمی‌گردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>.
#{{متن قرآن|وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ}}<ref>«و پیش از آن، (پستان) دایگان را از او بازداشتیم؛ (خواهر موسی) گفت: می‌خواهید شما را به خانواده‌ای رهنمون شوم که او را برای شما نگه‌دارند و خیراندیش او باشند؟» سوره قصص، آیه ۱۲.</ref>
===خلاصه ماجرا===
[[المیزان]] در [[تفسیر آیه]] گفته است: [[روز]] به روز عزیزه [[مصر]] خود را به وصال یوسف [[وعده]] می‌داد و آرزویش تیز‌تر می‌گشت و به منظور [[ظفر]] یافتن به آنچه می‌خواست بیشتر با وی تلطف می‌کرد و بیشتر آن کرشمه هائی را که [[اسلحه]] هر زیباروئی است به کار می‌بست و بیشتر به غنج و [[آرایش]] خود می‌پرداخت باشد که بتواند [[دل]] او را صید کند»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۱۹۰.</ref>.
[[دانشنامه]] خرمشاهی بقیه داستان را چنین نقل می‌کند: [[زلیخا]] ترفندها به کار بست تا یوسف{{ع}} را از [[پاکدامنی]] خویش به در کند. اما وقتی با سرسختی و [[خویشتنداری]] یوسف{{ع}} روبه‌رو شد، ناکام گشت و چاره‌ای جز این نیافت که به [[زور]] یوسف{{ع}} را وا دارد که تمنای او را بپذیرد»<ref>دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۱۱۴۹.</ref>.
ادامه ماجرا را از خلاصه [[تفاسیر]] پی می‌گیریم: زنی که یوسف در [[خانه]] او بود از روی [[هوای نفس]] از یوسف که در خانه‌اش بود خواست به شدت قصد کامجویی کند. در یک طرف [[خلوت]] گاه یوسف ایستاده که [[غرق]] در [[محبت]] پروردگارش بود و در طرف دیگر [[همسر]] آقایش بود که [[عشق]] به یوسف بر قلبش چنگ می‌زد. زلیخا درها را بست تا یوسف راهی برای فرار نداشته باشد و با تکیه بر [[سلطنت]] و قدرتش با لحنی آمرانه یوسف را به سوی خود خواند اما یوسف کمترین توجهی به موقعیت او نداشت و جوابی به او داد که یکباره [[زلیخا]] را در عشقش [[شکست]] داد»<ref>خلاصه تفاسیر، ص۶۰۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۴۷.</ref>
===[[عزیز مصر]]===
پس از آنچه که گفته شد [[شناخت]] پیدا کردن به عزیز مصر (فوطیفار) و عزیزه [[مصر]] (زلیخا) [[ضرورت]] پیدا می‌کند. [[قاموس کتاب مقدس]] [[معتقد]] است: «فوطیفار [[رئیس]] خواجه سرایان [[فرعون]] و او همانی است که یوسف را خریداری نمود»<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۶۷۳.</ref>. برخی از نویسندگان بر این باوراند: «برخی نامش را «قطفیر» ذکر کرده و گفته‌اند: وی نخست [[وزیر]] [[کشور]] مصر بوده و [[منصب]] [[جانشین]] و خزانه‌داری و [[فرماندهی]] [[لشکر]] [[پادشاه]] را به عهده داشته است»<ref>محلاتی، تاریخ انبیاء، ص۲۳۸.</ref>. برخی از نویسندگان قائل به این هستند که: «عزیز مصر که در [[تورات]] «فوطیفار یا فوطیفارع و در [[تفاسیر]] [[اسلامی]] من جمله [[تفسیر]] ابوالفتح رازی «قطفیر یا اطفر بن رحیب» نامیده شده است او یوسف را خرید و به زوجه خود گفت: مقدم او را گرامی دار شاید برای ما غلامی سودمند یا [[فرزندی]] دلبند باشد»<ref>اعلام قرآن، خزائلی، ص۶۷۳.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۴۹.</ref>
===عزیزه مصر===
برحسب رأی برخی نویسندگان: زلیخا ([[زن]] عزیز مصر)، افزون بر حکایت این زن با [[حضرت یوسف]]{{ع}} در [[سوره یوسف]]، یک بار به صورت «امرأته» و دوبار به لفظ {{متن قرآن|امْرَأَتُ الْعَزِيزِ}}<ref>«و زنانی در آن شهر گفتند: همسر عزیز (مصر) از برده خویش، کام می‌خواهد، (برده‌اش) او را در عشق، سخت شیفته کرده است؛ بی‌گمان ما او را در گمراهی آشکاری می‌بینیم» سوره یوسف، آیه ۳۰.</ref> در همین [[سوره]] یاد شده است. نام وی «زلیخا» به ضم زا و فتح لام دانسته‌اند، گویند او در [[مغرب]] زاده شده و نامش به [[زبان سریانی]] «راعیل» بود<ref>بهاالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۱۱۴۹.</ref>.
برخی از نویسندگان بر آن هستند: نام زوجه [[عزیز]] در [[قرآن مجید]] و تورات مسطور نیست و نسبت به این نام دو احتمال قابل ذکر است: یکی آنکه «رحیلا» یا [[قلب]] و تصحیف به صورت «[[زلیخا]]» بر وزن «چلیپا» یا زلیخا بر وزن «هویدا» در آمده باشد، چنان که نام قبطی [[عزیز]] که فوطیفار است به صورت قطفیر در آمده است وجه دوم، آنکه «زلیخا» از ریشه «زلیقه» گرفته شود که در [[زبان عربی]] و [[عبری]] به معنی زنی [[لغزش]] کار است<ref>خزائلی، اعلام قرآن، ص۶۷۳.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۵۰.</ref>
===[[خانه]] زلیخا===
برخی نویسندگان زیر عنوان [[ابراهیم]] و [[مهاجرت]] به [[فلسطین]] بعد از بیان سرگذشت ابراهیم و [[وفات]] او و انتقال [[ریاست]] [[طایفه]] به [[اسحاق]] و پس از او به نوه‌اش [[یعقوب]] و بستن بار مهاجرت به نواحی [[مصر]] در یک جمله اظهار می‌دارند: «از اینجا داستان یوسف پسر یعقوب آغاز می‌شود و یک سلسله وقایع در [[سرزمین]] بارور وادی نیل، همانجا که به گوشن موسوم است، برای آنها روی می‌دهد»<ref>جان بی. ناس، تاریخ جامع ادیان، ص۴۹۰.</ref>.
مؤلف [[باستان‌شناسی]] و جغرافیای [[تاریخی]] و [[قصص قرآن]]، گوشن مصر را جغرافیای تاریخی محل استقرار [[خاندان]] یعقوب می‌داند. [[مخلص]] این استقرار به نقل از آن مؤلف که دلالت بر [[سفر]] چهارم خاندان یعقوب به مصر دارد از این قرار است: چون [[حضرت یعقوب]]{{ع}} و خاله یوسف و [[برادران]] و خانواده‌هایشان بنا به [[دعوت]] یوسف{{ع}} به مصر آمدند، یوسف از آنان خواست که همگی به [[سرزمین مصر]] در آیند و به خواست [[خدا]] در [[امنیت]] کامل به سر برند». او در ادامه مطالب خویش اضافه می‌کند: بنابراین خاندان یعقوب{{ع}} در سرزمین گوشن (جوشن) مستقر شدند. در [[نصوص]] [[مصری]] نام این سرزمین به اسم [[جسم]] یا جسام قرائت شده و در [[تورات]] [[یهود]] [[زمین]] جاسان jasan خوانده شده است. این سرزمین در وادی طمیلات در [[شرق]] دلتا واقع شده است»<ref>تاریخ جامع ادیان، ص۲۱۶.</ref>.
برخی پژوهشگران این را هم آورده‌اند که: سرزمین جوشن (گوشن) در کدام منطقه مصر واقع شده نظریات گوناگونی ارائه شده که بعضی آن را بر [[سوید]] و برخی دیگر وادی طمیلات، از دریاچه تمساح تا [[رود نیل]] و بعضی آن را شبه جزیره سینا و برخی در جنوب [[غربی]] [[فلسطین]] و بعضی جوشن را نامی برای سینا دانسته‌اند<ref>عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، تاریخ جامع ادیان، ص۲۱۷.</ref>.
خوانندگان گرامی واقف هستند که برای [[شناخت]] خانه‌ایی که [[زلیخا]] در آن قصد کام‌یابی از یوسف را داشته است نیازمند این هستیم که محل اسکان [[حضرت یعقوب]] و محل رسیدن یوسف به خزانه‌داری را بشناسیم. دو نکته تا اینجا مشخص می‌شود:
#سکونت اولیه [[خاندان]] [[یعقوب]] در جایی به غیر از گوشن (جوشن) بوده است. توضیح بیشتر را در مطلب مربوط به «[[جب]]» بجویید.
# [[حضرت یوسف]]{{ع}} [[پدر]]، [[مادر]] و [[برادران]] خود را بعداً در جایی سکونت داده که جوشن (گوشن) خوانده می‌شود. جوشن محدوده‌ای است مابین کانال سوئز و [[جیزه]] در کرانه نیل.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۵۱.</ref>
===اما این نقطه جغرافیایی کجاست؟===
[[دایرة المعارف کتاب مقدس]] در این باره سخن‌ها دارد: جوشن: «سرزمینی در [[مصر]] که به نام «[[سرزمین]] جوشن» نیز نامیده شده و در [[اراضی]] رعمسیس واقع بوده است<ref>پیدایش ۱۱:۴۷.</ref>. یعقوب و خانواده‌اش پس از ورود به مصر با [[اجازه]] [[فرعون]] در آنجا ساکن شدند و یکی از شهر‌های [[انبار]] محسوب می‌گردید<ref>خروج ۱۱:۱.</ref>.
جوشن در شرقی‌ترین ناحیه دلتا و شمال شرقی هلیوپولیس (Heliopolis) قرار داشت»<ref>دایرة المعارف کتاب مقدس، ص۷۸۳.</ref>.
همین منبع درباره رعمسیس (پسر [[آفتاب]]) چنین نظر می‌دهد: نام شهری در مصر که در شمال شرقی دلتا قرار داشته و منطقه‌ای بود که یوسف بعد از [[مهاجرت]] پدر و برادرانش آنها را در آنجا ساکن گردانید<ref>پیدایش ۱۱:۴۷.</ref><ref>دایرة المعارف کتاب مقدس، ص۷۹۳.</ref>.
ما در آخر این گفتار از آنجا که صاحب کتاب اطلس [[قرآن]] به منابع [[مصری]] دسترسی داشته است موضع [[خانه]] زلیخا (قصر) را در «صان الحجر» (تانیس به [[یونانی]]/ Tanis در استان شرقیه نزدیک دریاچه المنزله Almanzeleh [[پایین‌تر]] از جیزه (Giza) و محل استقرار خاندان یعقوب را در جاشان واقع در شمال بلبیس Bilbeis ([[سفط]] الحنه فعلی) دانسته و ما با او متفق القول می‌شویم<ref>ر.ک: اطلس قرآن، ص۷۵.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۵۳.</ref>
==[[بیت]]==
{{متن قرآن|أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ...}}<ref>«یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۳.</ref>.
«لجوجان بهانه گیر، آوردن [[معجزه]] را کار [[رسول]] می‌دانستند»<ref>خلاصه تفاسیر، ص۷۴۹.</ref>. «زخرف، در اصل به معنی [[زینت]] است و از آنجا که طلا یکی فلزات معروف زینتی است به آن زخرف گفته می‌شود. خانه‌های پر نقش و نگار را نیز زخرف می‌گویند و همچنین سخنان پر آب و رنگ [[فریبنده]] را گفتار مزخرف می‌نامند»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۳۱۲.</ref>.
[[کفار]] لجوج [[قریش]] از [[پیامبر]] می‌خواستند تا معجزه کند خانه‌اش را طلاکاری شده کند. «[[خانه پیامبر]] واقع در [[مکه]]» بود پس بیت در این [[آیه]] به آن [[خانه]] اشارت دارد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۵۵.</ref>
=={{متن قرآن|بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}}==
{{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ...}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>.
این [[آیه]]، دعایی است که از زبان [[حضرت ابراهیم]] جاری می‌شود. در حول و حوش دعای [[ابراهیم]] به قدر زیاد نوشته‌اند و [[گفتگو]] کرده‌اند اما نکته‌ای که در اینجا سخت شایان درنگ است علت چنین درخواستی از [[خداوند]] است. کم و کیف ماجرا را عیناً از [[قصص الانبیا (کتاب)|قصص الانبیا]] در اینجا نقل می‌کنیم: «چون هنگام درد بارنهادن؛ [[ساره]] بر [[هاجر]] بخندید، هاجر را بر او [[خشم]] آمد. پس ابراهیم را گفت: یا ابراهیم تا کی [[غم]] هاجر خورم و [[غیرت]] وی و غم اسمعیل؟ اکنون که به فضل [[خدای تعالی]] مرا [[فرزندی]] است و به [[کرامت]] [[پروردگار]] اسحق را دارا شده‌ایم چه نیازی است به بودن هاجر و اسمعیل؟ ایشان را از پیش من ببر و چندان دور کن و به جایی ببر خشک و بی‌آب و علف که در سرزمینش [[گیاه]] نروید... ابراهیم چون روی به [[خدا]] آورد و [[صلاح]] کار خوست؛ [[جبرئیل]] آمد و گفت: یا ابراهیم آن کن که ساره فرماید و آنچه خواست اوست [[اجابت]] کن که ساره را بر تو [[حق]] بسیار است و به گردن تو بیش از اینها حق دارد»<ref>ابواسحق بن منصور بن خلف نیشابوری، قصص الانبیا، ص۱۲۸.</ref>. سپس «ابراهیم به دنبال مشکلی که با همسرش ساره بر سر [[ازدواج]] با هاجر و [[تولد]] اسماعیل پیدا کرد، همراه هاجر و فرزندش به [[مکه]] آمد و آن [[مادر]] و فرزند را در این [[سرزمین]] تنها گذاشت و بازگشت»<ref>جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۴۱.</ref> و مقصود از محترم بودن آن همان حرمتی است که [[خداوند]] برای [[خانه]] تشریح نموده و ظرف مکان {{متن قرآن|عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}} متعلق به جمله {{متن قرآن|أَسْكَنْتُ}} است<ref>تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۱۱۱.</ref>.
با این اوصاف موضع {{متن قرآن|بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}} «[[خانه کعبه]]» است که در [[شهر مکه]] می‌باشد و [[حضرت ابراهیم]] «پس از [[بنای کعبه]] اسمعیل را در آنجا ساکن گردانیده و از [[خدا]] خواسته است که دل‌های آن وادی را به او راغب گرداند»<ref>خزائلی، اعلام قرآن، ص۶۵.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۰.</ref>
==[[بیت العتیق]]==
#{{متن قرآن|ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref>.
#{{متن قرآن|لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}}<ref>«در آن (چارپایان) برای شما تا زمانی معیّن سودهاست سپس قربانگاه آنها به سوی خانه دیرین (کعبه) است» سوره حج، آیه ۳۳.</ref>.
===[[عتیق]] یعنی چه؟===
ساختار دیگری از «[[بیت]]»؛ بیت العتیق، در [[قرآن مجید]] است، که دوبار به کار رفته است و هر دو در [[سوره]] حج‌اند. «با توجه به این که «عتیق» از ماده «[[عتق]]» به معنی [[آزاد]] شدن از بند رقیت است ممکن است از این نظر باشد که خانه کعبه از قید ملکیت [[بندگان]] آزاد است و در هیچ زمانی جز خدا، [[مالکی]] نداشته است و نیز از قید [[سیطره]] جبارانی همچون «ابرهه‌ها» [[آزاد شده]] است. یکی از معانی «عتیق»، «قدیم» است، چنان که «راغب» در مفردات می‌گوید: {{عربی|العتیق المتقدم فی الزمان أو المکان او الرتبة}}: «عتیق چیزی است که از نظر زمانی یا مکانی و یا مرتبه متقدم باشد». این نیز روشن است که خانه کعبه قدیمی‌ترین کانون [[توحید]] است و به گفته [[قرآن]] اولین خانه‌ای است که برای [[انسان]] برپا شده است<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۰۱.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۲.</ref>
===توضیح بیشتر===
عتیق چه به معنای قدیمی گرفته شود و چه با [[ارزش]] تلقی گردد و یا آزاد و رها، در هر سه مورد در خصوص خانه‌ای مصداق پیدا می‌کند که قدیمی است و به قول برخی بزرگان «قریب چهار هزار سال از [[عمر]] این [[خانه]] می‌گذرد و هنوز آباد و معمور است و در آن روزهایی که [[آیات]] مورد بحث نازل می‌شد بیش از [[دو هزار و پانصد سال]] از عمر آن گذشته بود»<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۵۵۱.</ref> و دارای [[ارزش]] و اهمیت به خاطر حرمتی که دارد و [[آزاد]] است به این علت که از قید [[مالکیت]] رهاست. [[خداوند]] [[شعائر]] [[مناسک حج]] را بیان می‌کند و در پایان [[آیه]] ۳۳ در مورد سرانجام کار [[قربانی]]، چنین می‌گوید: سپس محل آن [[خانه کعبه]]، آن خانه قدیمی و گرامی است {{متن قرآن|ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ}} و به این ترتیب، مادامی که حیوانات مخصوص قربانی به محل [[قربانگاه]] نرسیده‌اند می‌توان از آنها بهره گرفت و پس از وصول به قربانگاه باید [[وظیفه]] قربان کردن را درباره آنها انجام داد. البته طبق آنچه [[فقها]] بر اساس مدارک [[اسلامی]] گفته‌اند اگر قربانی مربوط به [[حج]] باشد، در [[سرزمین]] «[[منی]]» باید [[ذبح]] شود و اگر برای «[[عمره]] مفرده» باشد در سرزمین «[[مکه]]» و از آنجا که آیات مورد بحث از «[[مراسم حج]]» سخن می‌گوید باید «[[بیت العتیق]]» (خانه کعبه) در اینجا به معنی وسیع کلمه باشد تا اطراف مکه (منی) را نیز شامل گردد»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۱۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۳.</ref>
===پایان سخن===
[[تفسیر جوامع الجامع]]<ref>جوامع الجامع، ج۴، ص۲۰.</ref>؛ [[مجمع البیان فی تفسیر القرآن]]<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۲۰۷.</ref> و [[المیزان]]<ref>المیزان، ج۱۴، ص۵۵۱.</ref> و بسیاری از منابع دیگر می‌گویند منظور از [[بیت عتیق]] «[[کعبه]]» است و «[[قرآن]] کعبه را به این نام خوانده است».
وجه تسمیه کعبه به این اسم از چند جهت است:
#از سطوت و [[شکوه]] [[جباران]] آزاد است و دستگاه [[جبروت]] ایشان در برابر [[عظمت]] آن مکان [[ارج]] و [[بهایی]] ندارد.
#یکی از معانی [[عتیق]] [[کریم]] است و هر چیز مکرم و [[زیبا]] را عتیق می‌نامند و چون کعبه این دو مزیت را دارد، به این نام خوانده می‌شود.
# عتیق به معنی قدیم است و چون نخستین خانه‌ای که به عنوان [[عبادت]] [[پروردگار]] در روی [[زمین]] بنا شد، این [[خانه]] است، [[عتیق]] نامیده شده و دلیل این معنی قول [[خدای تعالی]] در [[آیه]] ۹۶ از [[سوره]] «[[آل عمران]]» است<ref>اطلاعات قرآنی، ص۱۶۲.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۴.</ref>
==[[بیت المعمور]]==
{{متن قرآن|وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ}}<ref>«و سوگند به آن خانه آبادان،» سوره طور، آیه ۴.</ref>.
بیت المعمور یکی از نام‌هایی است که تنها در [[قرآن]]، یک مرتبه آمده است و «وجه نامگذاری‌اش به بیت المعمور آن است که به جهت [[پیوستگی]] و کثرت [[زائران]] و [[طواف]] کنندگان و [[نمازگزاران]] آباد است»<ref>اطلاعات قرآنی، ص۱۶۱.</ref>.
===[[تفاسیر]] گوناگون===
«در مورد «بیت المعمور» تفسیر‌های گوناگونی شده، بعضی آن را اشاره به خانه‌ای می‌دانند که در آسمان‌های محاذی «[[خانه کعبه]]» است و با عبادت [[فرشتگان]]، معمور و آباد است»<ref>تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲۴.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام چهارم]]{{ع}} [[روایت]] شده است که «فرمود: فرشتگان هفت هزار سال به طواف [[عرش الهی]] [[پناه]] بردند تا [[خدا]] توبه‌شان را پذیرفت و در [[آسمان]] چهارم بیت المعمور را برای عبادت و طواف ایشان قرار داد و آن را جایگاه [[امن]] و [[امان]] ساخت چنان که [[بیت الحرام]] و خانه کعبه را در زمین برای [[مردمان]] جایگاه امن و امان و محل عبادت و طواف ساخت»<ref>تاریخ انبیاء، محلاتی ص۲۹.</ref>.
بعضی آن را به «[[کعبه]]» و [[خانه خدا]] در زمین [[تفسیر]] کرده‌اند که به وسیله [[زوار]] و [[حاجیان]] همواره معمور و آباد است و می‌دانیم نخستین خانه‌ای است که برای عبادت، در روی زمین ساخته و آباد شده است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۶.</ref>
===پایان‌بندی بحث===
[[گمان]] ما بر این است که مراد از بیت المعمور خانه خدا در روی زمین است و این اسم یکی از اسامی خانه خداست. «بر پایه نبشتار [[طبری]] [[حضرت]] پروردگار [[ابراهیم]] و اسماعیل را فرمود تا در آن جای که بیت المعمور بود خانه‌ای بسازند.
بیت المعمور آمده است که [[بیت معمور]] / بیت المعمور / بیت الصراح، خانه‌ای بود از یاقوت سرخ در جایی که امروز «کعبه» است»<ref>ابواسحق بن منصور بن خلف نیشابوری، قصص الانبیاء، ص۱۳۴.</ref>.
دیگر از [[دلایل]] ما استناد برخی از دانشمندان است: با توجه به تعبیرات مختلفی که در [[قرآن]]، از «[[کعبه]]» به عنوان «[[بیت]] آمده، معنی دوم از همه مناسب‌تر به نظر می‌رسد<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲۴.</ref>. چون «کعبه اولین خانه‌ای بود که برای [[عبادت]] [[مردم]] بنا شد و همواره از اولین [[روز]] بنایش تا کنون آباد و معمور بوده است»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۷.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۶۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۴۰: خط ۳۲۷:
# [[پرونده:000062.jpg|22px]] [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]] و [[مرضیه قدمی|قدمی]]، [[خانه (مقاله)|مقاله «خانه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱''']]
# [[پرونده:000062.jpg|22px]] [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]] و [[مرضیه قدمی|قدمی]]، [[خانه (مقاله)|مقاله «خانه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱''']]
# [[پرونده:IM010435.jpg|22px]] [[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|'''دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید''']]
# [[پرونده:IM010435.jpg|22px]] [[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|'''دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید''']]
# [[پرونده:IM010430.jpg|22px]] [[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|'''اماکن جغرافیایی در قرآن''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۲۲۴٬۸۶۴

ویرایش