جز
جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
جز (جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر') |
||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
وی پس از بحث درباره ده موضوع یادشده، با عنوان {{عربی|"القول في تأويل اسماء فاتحة الكتاب"}} روایتی را از [[رسول خدا]]{{صل}} در بیان نامهای [[سوره حمد]] آورده و توضیح داده و در توضیح آن به برخی اشعار [[عرب]] و سخن برخی از [[تابعان]] در معنای {{عربی|"سبعاً من المثاني"}} استناد کرده است<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۷۴، ۷۵.</ref>. پس از آن با عنوان {{عربی|"القول فی تأویل الاستعاذة"}} درباره معنای {{متن حدیث|أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}} و کلمات به کار رفته در آن مانند {{متن حدیث|أَعُوذُ}}، {{متن حدیث|الشَّيْطَانِ}}، {{متن حدیث|الرَّجِيمِ}} بحث کرده<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۷۶، ۷۷.</ref> و با عنوان {{عربی|"القول فی تأویل"}} {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} به شرح و [[تفسیر]] آن پرداخته است<ref>در تفسیر {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} حدود ده صفحه بحث کرده است (ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۷۸-۸۸).</ref>؛ سپس با عنوان {{عربی|"القول فی تأویل فاتحة الکتاب"}}<ref>از این عنوان معلوم میشود که {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} را جزء سوره فاتحة الکتاب نمیدانسته است.</ref> سایر آیات [[سوره حمد]] را با استناد به روایات تفسیر کرده است<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ط، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۰ ه. ق، ج۱، ص۸۹-۱۱۷.</ref> و به همین صورت در تفسیر همه سورهها و [[آیات قرآن]] [[سخن]] گفته و هیچ [[سوره]] و حتی هیچ آیهای را بدون تفسیر وانگذاشته است. | وی پس از بحث درباره ده موضوع یادشده، با عنوان {{عربی|"القول في تأويل اسماء فاتحة الكتاب"}} روایتی را از [[رسول خدا]]{{صل}} در بیان نامهای [[سوره حمد]] آورده و توضیح داده و در توضیح آن به برخی اشعار [[عرب]] و سخن برخی از [[تابعان]] در معنای {{عربی|"سبعاً من المثاني"}} استناد کرده است<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۷۴، ۷۵.</ref>. پس از آن با عنوان {{عربی|"القول فی تأویل الاستعاذة"}} درباره معنای {{متن حدیث|أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}} و کلمات به کار رفته در آن مانند {{متن حدیث|أَعُوذُ}}، {{متن حدیث|الشَّيْطَانِ}}، {{متن حدیث|الرَّجِيمِ}} بحث کرده<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۷۶، ۷۷.</ref> و با عنوان {{عربی|"القول فی تأویل"}} {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} به شرح و [[تفسیر]] آن پرداخته است<ref>در تفسیر {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} حدود ده صفحه بحث کرده است (ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۷۸-۸۸).</ref>؛ سپس با عنوان {{عربی|"القول فی تأویل فاتحة الکتاب"}}<ref>از این عنوان معلوم میشود که {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} را جزء سوره فاتحة الکتاب نمیدانسته است.</ref> سایر آیات [[سوره حمد]] را با استناد به روایات تفسیر کرده است<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ط، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۰ ه. ق، ج۱، ص۸۹-۱۱۷.</ref> و به همین صورت در تفسیر همه سورهها و [[آیات قرآن]] [[سخن]] گفته و هیچ [[سوره]] و حتی هیچ آیهای را بدون تفسیر وانگذاشته است. | ||
وی در [[تفسیر آیات]] بیش از هرچیز به روایات و آثار نقل شده از [[صحابه]] و [[تابعین]] استناد میکند و تفسیر بدون توجه به آرای صحابه و تابعین را [[باطل]] میداند، ولی به [[نقل روایات]] و [[آثار تفسیری]] اکتفا نمیکند و دیدگاه خود را در معنای آیات، بیان و بر آن استدلال میکند در موارد [[اختلاف]] اقوال و آرا در معنای [[آیات]] در ترجیح برخی بر برخی دیگر سخن میگویند، در توضیح و [[تأیید]] معانی به بحثهای لغوی و ادبی نیز میپردازد و به اشعار [[عرب]] و گاهی به [[آیات قرآن]] استناد مینماید<ref>برای آگاهی از نمونه استناد به اشعار ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۹۱، ۹۲، ۹۴، ۹۷-۱۰۴ و ۱۰۷ و برای اطلاع از نمونه استناد به آیات، ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۹۵، ۹۶ ۹۸، ۱۰۳، ۱۰۶، ۱۱۰، ۱۱۱، ۱۱۳ و ۱۱۵.</ref> و ازاینرو، میتوان این [[تفسیر]] را [[تفسیر اجتهادی]] [[روایی]] نامید؛ و برای مثال، در تفسیر {{متن قرآن|الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>«و همه نامها را به آدم آموخت» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> در بیان اینکه منظور از نامهایی که [[خدا]] به [[حضرت آدم]] آموخته چیست، سه قول را همراه با ذکر آثار مربوط به هریک از آنها آورده و خود این قول را که منظور نامهای ذریۀ حضرت آدم و نامهای [[فرشتگان]] باشد نه نامهای سایر [[مخلوقات]]، نزدیکتر به [[درستی]] و شبیهتر به ظاهر [[آیه]] دانسته و در این ترجیح چنین استفاده کرده که در جملۀ {{متن قرآن|ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ}}<ref>«سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> | وی در [[تفسیر آیات]] بیش از هرچیز به روایات و آثار نقل شده از [[صحابه]] و [[تابعین]] استناد میکند و تفسیر بدون توجه به آرای صحابه و تابعین را [[باطل]] میداند، ولی به [[نقل روایات]] و [[آثار تفسیری]] اکتفا نمیکند و دیدگاه خود را در معنای آیات، بیان و بر آن استدلال میکند در موارد [[اختلاف]] اقوال و آرا در معنای [[آیات]] در ترجیح برخی بر برخی دیگر سخن میگویند، در توضیح و [[تأیید]] معانی به بحثهای لغوی و ادبی نیز میپردازد و به اشعار [[عرب]] و گاهی به [[آیات قرآن]] استناد مینماید<ref>برای آگاهی از نمونه استناد به اشعار ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۹۱، ۹۲، ۹۴، ۹۷-۱۰۴ و ۱۰۷ و برای اطلاع از نمونه استناد به آیات، ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۹۵، ۹۶ ۹۸، ۱۰۳، ۱۰۶، ۱۱۰، ۱۱۱، ۱۱۳ و ۱۱۵.</ref> و ازاینرو، میتوان این [[تفسیر]] را [[تفسیر اجتهادی]] [[روایی]] نامید؛ و برای مثال، در تفسیر {{متن قرآن|الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>«و همه نامها را به آدم آموخت» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> در بیان اینکه منظور از نامهایی که [[خدا]] به [[حضرت آدم]] آموخته چیست، سه قول را همراه با ذکر آثار مربوط به هریک از آنها آورده و خود این قول را که منظور نامهای ذریۀ حضرت آدم و نامهای [[فرشتگان]] باشد نه نامهای سایر [[مخلوقات]]، نزدیکتر به [[درستی]] و شبیهتر به ظاهر [[آیه]] دانسته و در این ترجیح چنین استفاده کرده که در جملۀ {{متن قرآن|ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ}}<ref>«سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> ضمیر «هم» آمده نه ضمیر «هنّ» و «ها»<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۲۵۳ و ۲۵۴.</ref>. | ||
در تفسیر {{متن قرآن|هُدًى}} در [[آیه]] {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref> «این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref> پس از نقل دو اثر از [[شعبی]] و برخی [[صحابه]]، بیش از یک صفحه بحث ادبی مطرح کرده و احتمالاتی را در [[اعراب]] و معنای «هدی» بررسی کرده است<ref>.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۱۰۴، ح۱۷۴، ۱۷۵ و ۱۷۶.</ref>. | در تفسیر {{متن قرآن|هُدًى}} در [[آیه]] {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref> «این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref> پس از نقل دو اثر از [[شعبی]] و برخی [[صحابه]]، بیش از یک صفحه بحث ادبی مطرح کرده و احتمالاتی را در [[اعراب]] و معنای «هدی» بررسی کرده است<ref>.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۱۰۴، ح۱۷۴، ۱۷۵ و ۱۷۶.</ref>. | ||