بنی‌قریظه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر'
جز (جایگزینی متن - 'تجدید' به 'تجدید')
جز (جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر')
خط ۱۰۶: خط ۱۰۶:
[[پیامبر]] پس از [[فراغت]] از غزوه بنی قریظه، [[خمس]] غنایم و [[اسیران]] را جدا کرد و مابقی را میان جنگجویان [[مسلمان]] قسمت کرد؛ برای سواره [[نظام]] سه سهم (دو سهم برای اسب و یک سهم برای صاحبش) و برای پیاده نظام یک سهم در نظر گرفت<ref>السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۴؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲.</ref>. [[واقدی]]<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۲۱.</ref> شمار سواره نظام را ۳۶ و [[یعقوبی]]<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲. </ref> 38 تن ذکر کرده‌‌اند. به موجب گزارشی سلاح‌هایی که در این [[غزوه]] به [[غنیمت]] گرفته شد شامل ۱۵۰۰ [[شمشیر]]، ۳۰۰ [[زره]] و ۱۰۰۰ نیزه بوده است<ref> المغازی، ج ۲، ص ۵۱۰؛ الطبقات، ج ۲، ص ۷۵.</ref>. در تعداد اسیران نیز نظرها یکسان نیست؛ برخی تعداد آنها را ۷۰۰، ۷۵۰ <ref>مجمع‌‌البیان، ج ۸، ص ۵۵۳؛ غررالتبیان، ص ۴۲۰.</ref> و عده‌‌ای ۱۰۰۰<ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۲۳.</ref> تن گزارش کرده‌‌اند. گفته شده است پیامبر از میان اسیران، ۶ دختر را به بینوایان بنی‌‌هاشم و یکی را نیز به نام [[ریحانه]]، دختر [[شمعون ‌‌بن زید]]<ref>اسد الغابه، ج ۵، ص ۴۶۰.</ref> یا دختر [[عمرو بن خناقه]] (بطنی از قریظه)<ref> تاریخ دمشق، ج ۳، ص ۱۸۵؛ البدایة و النهایه، ج ۵، ص ۱۰۱.</ref> را سهم خود قرار دادند<ref> المحبر، ص ۹۳؛ السیرة النبویه، ابن کثیر، ج ۴، ص ۶۰۴؛ سبل الهدی، ج ۱۱، ص ۲۱۹.</ref>. [[ابن سعد]] انتساب قرظی بودن وی را به سبب ازدواجش با فردی از این [[قبیله]] دانسته است<ref> الطبقات، ج ۸، ص ۱۲۹.</ref>. ریحانه تا زمانی که پیامبر {{صل}} زنده بود، در [[ملک]] آن حضرت قرار داشت<ref>الطبقات، ج ۸، ص ۱۳۰؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲.</ref>. پس از آن به [[فرمان پیامبر]] اسیران را به [[سرپرستی]] [[سعد ‌‌بن زید اشهلی]]<ref> المحبر، ص ۹۴؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۵۳.</ref> به نجد بردند و با فروش آنها، اسب و [[سلاح]] خریدند<ref>السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۵؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۳.</ref>.
[[پیامبر]] پس از [[فراغت]] از غزوه بنی قریظه، [[خمس]] غنایم و [[اسیران]] را جدا کرد و مابقی را میان جنگجویان [[مسلمان]] قسمت کرد؛ برای سواره [[نظام]] سه سهم (دو سهم برای اسب و یک سهم برای صاحبش) و برای پیاده نظام یک سهم در نظر گرفت<ref>السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۴؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲.</ref>. [[واقدی]]<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۲۱.</ref> شمار سواره نظام را ۳۶ و [[یعقوبی]]<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲. </ref> 38 تن ذکر کرده‌‌اند. به موجب گزارشی سلاح‌هایی که در این [[غزوه]] به [[غنیمت]] گرفته شد شامل ۱۵۰۰ [[شمشیر]]، ۳۰۰ [[زره]] و ۱۰۰۰ نیزه بوده است<ref> المغازی، ج ۲، ص ۵۱۰؛ الطبقات، ج ۲، ص ۷۵.</ref>. در تعداد اسیران نیز نظرها یکسان نیست؛ برخی تعداد آنها را ۷۰۰، ۷۵۰ <ref>مجمع‌‌البیان، ج ۸، ص ۵۵۳؛ غررالتبیان، ص ۴۲۰.</ref> و عده‌‌ای ۱۰۰۰<ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۲۳.</ref> تن گزارش کرده‌‌اند. گفته شده است پیامبر از میان اسیران، ۶ دختر را به بینوایان بنی‌‌هاشم و یکی را نیز به نام [[ریحانه]]، دختر [[شمعون ‌‌بن زید]]<ref>اسد الغابه، ج ۵، ص ۴۶۰.</ref> یا دختر [[عمرو بن خناقه]] (بطنی از قریظه)<ref> تاریخ دمشق، ج ۳، ص ۱۸۵؛ البدایة و النهایه، ج ۵، ص ۱۰۱.</ref> را سهم خود قرار دادند<ref> المحبر، ص ۹۳؛ السیرة النبویه، ابن کثیر، ج ۴، ص ۶۰۴؛ سبل الهدی، ج ۱۱، ص ۲۱۹.</ref>. [[ابن سعد]] انتساب قرظی بودن وی را به سبب ازدواجش با فردی از این [[قبیله]] دانسته است<ref> الطبقات، ج ۸، ص ۱۲۹.</ref>. ریحانه تا زمانی که پیامبر {{صل}} زنده بود، در [[ملک]] آن حضرت قرار داشت<ref>الطبقات، ج ۸، ص ۱۳۰؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲.</ref>. پس از آن به [[فرمان پیامبر]] اسیران را به [[سرپرستی]] [[سعد ‌‌بن زید اشهلی]]<ref> المحبر، ص ۹۴؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۵۳.</ref> به نجد بردند و با فروش آنها، اسب و [[سلاح]] خریدند<ref>السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۵؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۳.</ref>.


مطابق گزارشی دیگر [[اسیران]] را نیز همچون [[غنایم]] پس از جدا کردن [[خمس]] آن میان [[رزمندگان]] تقسیم کردند<ref>فتوح البلدان، ص ۲۴.</ref>. این [[غزوه]] که در اواخر [[ذیقعده]] [[سال پنجم هجرت]]، آغاز شده بود<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۹۶؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۳۳؛ المحبر، ص ۱۱۳.</ref>، در [[روز]] [[پنجشنبه]]، ۷ روز گذشته از ذیحجّه پایان یافت<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۷۴؛ فتوح البلدان، ص ۳۵.</ref> و پیامدهای مهمی از خود برجای گذاشت که می‌‌توان به [[پاک]] شدن [[جبهه]] داخلی از [[یهود]] پیمان‌‌شکن، تقویت بنیه [[مالی]] [[مسلمانان]] به وسیله غنایم قابل توجّه این غزوه، فرو‌‌ریختن پایگاه [[مشرکان]] [[عرب]] در [[مدینه]]، هموار شدن [[راه]] [[پیروزی]] [[آینده]] و تحکیم موقعیت [[حکومت اسلامی]] در نظر [[دوست]] و [[دشمن]] اشاره کرد<ref> نمونه، ج ۱۷، ص ۲۷۴.</ref>. گفته شده است مراد از {{متن قرآن|أَرْضَ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا}}<ref>«و زمین و خانه‌ها و دارایی‌هایشان را و سرزمینی را که بر آن گام ننهاده بودید به شما وانهاد و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره احزاب، آیه ۲۷.</ref>، [[سرزمین]] و [[املاک]] یهود [[بنی‌‌قریظه]] است که شامل عقار و نفیل، برقه، مثیب و‌‌اعواف (متعلق به فردی به نام خنافه و از [[صدقات]] [[رسول خدا]])<ref> تاریخ‌‌المدینه، ج ۱، ص ۱۷۵، ۲۱۲.</ref> بود. گویند: رسول خدا اعواف، برقه، مُثیب، دلال، [[حسنی]]، [[صافیه]] و مَشربه ام ابراهیم را در سال هفتم [[وقف]] کرد<ref> تاریخ‌‌المدینه، ج ۱،ص ۱۷۵.</ref> و مراد از [[اموال]] در آیه، اثاث، [[چارپایان]]، سلاح و [[درهم]] و دینار‌‌است<ref>فتح القدیر، ج ۴، ص ۲۷۴.</ref>. از ابن‌‌ زید [[نقل]] شده است که منظور از [[ضمیر]] در {{متن قرآن|أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ}} [[بنی‌‌قریظه]] و [[بنی‌‌نضیر]] هستند، هرچند به [[اعتقاد]] [[طبری]] درست آن است که بگوییم مراد، بنی‌‌قریظه‌‌اند<ref> جامع‌‌ البیان، مج ۱۱، ج ۲۰، ص ۱۸۷.</ref> و در اینکه منظور از {{متن قرآن|أَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا}} کدام [[سرزمین]] است در میان [[مفسران]] [[اختلاف]] است؛ بعضی آن را اشاره به سرزمین [[خیبر]] و بعضی دیگر به [[مکّه]] و عده‌‌ای سرزمین [[روم]] و [[ایران]] دانسته‌‌اند؛ ولی آنچه با ظاهر [[آیه]] [[سازگاری]] دارد آن است که این [[زمین]] در همین ماجرای [[جنگ]] بنی‌‌قریظه به [[تصرف]] [[مسلمانان]] درآمد<ref>نمونه، ج ۱۷، ص ۲۷۱.</ref>.
مطابق گزارشی دیگر [[اسیران]] را نیز همچون [[غنایم]] پس از جدا کردن [[خمس]] آن میان [[رزمندگان]] تقسیم کردند<ref>فتوح البلدان، ص ۲۴.</ref>. این [[غزوه]] که در اواخر [[ذیقعده]] [[سال پنجم هجرت]]، آغاز شده بود<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۹۶؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۳۳؛ المحبر، ص ۱۱۳.</ref>، در [[روز]] [[پنجشنبه]]، ۷ روز گذشته از ذیحجّه پایان یافت<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۷۴؛ فتوح البلدان، ص ۳۵.</ref> و پیامدهای مهمی از خود برجای گذاشت که می‌‌توان به [[پاک]] شدن [[جبهه]] داخلی از [[یهود]] پیمان‌‌شکن، تقویت بنیه [[مالی]] [[مسلمانان]] به وسیله غنایم قابل توجّه این غزوه، فرو‌‌ریختن پایگاه [[مشرکان]] [[عرب]] در [[مدینه]]، هموار شدن [[راه]] [[پیروزی]] [[آینده]] و تحکیم موقعیت [[حکومت اسلامی]] در نظر [[دوست]] و [[دشمن]] اشاره کرد<ref> نمونه، ج ۱۷، ص ۲۷۴.</ref>. گفته شده است مراد از {{متن قرآن|أَرْضَ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا}}<ref>«و زمین و خانه‌ها و دارایی‌هایشان را و سرزمینی را که بر آن گام ننهاده بودید به شما وانهاد و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره احزاب، آیه ۲۷.</ref>، [[سرزمین]] و [[املاک]] یهود [[بنی‌‌قریظه]] است که شامل عقار و نفیل، برقه، مثیب و‌‌اعواف (متعلق به فردی به نام خنافه و از [[صدقات]] [[رسول خدا]])<ref> تاریخ‌‌المدینه، ج ۱، ص ۱۷۵، ۲۱۲.</ref> بود. گویند: رسول خدا اعواف، برقه، مُثیب، دلال، [[حسنی]]، [[صافیه]] و مَشربه ام ابراهیم را در سال هفتم [[وقف]] کرد<ref> تاریخ‌‌المدینه، ج ۱،ص ۱۷۵.</ref> و مراد از [[اموال]] در آیه، اثاث، [[چارپایان]]، سلاح و [[درهم]] و دینار‌‌است<ref>فتح القدیر، ج ۴، ص ۲۷۴.</ref>. از ابن‌‌ زید [[نقل]] شده است که منظور از ضمیر در {{متن قرآن|أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ}} [[بنی‌‌قریظه]] و [[بنی‌‌نضیر]] هستند، هرچند به [[اعتقاد]] [[طبری]] درست آن است که بگوییم مراد، بنی‌‌قریظه‌‌اند<ref> جامع‌‌ البیان، مج ۱۱، ج ۲۰، ص ۱۸۷.</ref> و در اینکه منظور از {{متن قرآن|أَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا}} کدام [[سرزمین]] است در میان [[مفسران]] [[اختلاف]] است؛ بعضی آن را اشاره به سرزمین [[خیبر]] و بعضی دیگر به [[مکّه]] و عده‌‌ای سرزمین [[روم]] و [[ایران]] دانسته‌‌اند؛ ولی آنچه با ظاهر [[آیه]] [[سازگاری]] دارد آن است که این [[زمین]] در همین ماجرای [[جنگ]] بنی‌‌قریظه به [[تصرف]] [[مسلمانان]] درآمد<ref>نمونه، ج ۱۷، ص ۲۷۱.</ref>.


به [[نقل]] [[مجاهد]] مقصود از {{متن قرآن|فَمَا أَوْجَفْتُمْ}} در آیه {{متن قرآن|وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره می‌گرداند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره حشر، آیه ۶.</ref> [[اموال]] بنی‌‌قریظه است که پیامبر به [[مهاجران]] [[قریش]] اختصاص داد. همچنین به نقل [[ابن عباس]] آیه {{متن قرآن|مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«آنچه خداوند از (دارایی‌های) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است» سوره حشر، آیه ۷.</ref><ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۸، ص ۴۶.</ref> درباره اموال {{متن قرآن|أَهْلِ الْقُرَى}} که عبارت از بنی‌‌قریظه، بنی‌‌نضیر، اهل خیبر، [[فدک]] و روستاهای عُرَینه‌‌اند نازل شده است<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۹، ص ۳۹۰؛ تفسیر بغوی، ج ۴، ص ۲۹۰؛ غرر التبیان، ص ۵۰۵.</ref>؛ امّا [[قرطبی]] منظور از آن را اموال بنی‌‌قریظه دانسته است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۱۱.</ref>. از میان بنی‌‌قریظه راویانی برخاستند. [[کعب ‌‌بن سلیم قرظی]] [[راوی حدیث]] [[علی]] {{ع}} و دو تن از [[فرزندان]] [[کعب]] به نام‌های [[محمد]] و [[اسحاق]] و [[عطیه قرظی]] از آن جمله‌‌اند<ref>الانساب، ج ۴، ص ۴۷۵.</ref><ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
به [[نقل]] [[مجاهد]] مقصود از {{متن قرآن|فَمَا أَوْجَفْتُمْ}} در آیه {{متن قرآن|وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره می‌گرداند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره حشر، آیه ۶.</ref> [[اموال]] بنی‌‌قریظه است که پیامبر به [[مهاجران]] [[قریش]] اختصاص داد. همچنین به نقل [[ابن عباس]] آیه {{متن قرآن|مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«آنچه خداوند از (دارایی‌های) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است» سوره حشر، آیه ۷.</ref><ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۸، ص ۴۶.</ref> درباره اموال {{متن قرآن|أَهْلِ الْقُرَى}} که عبارت از بنی‌‌قریظه، بنی‌‌نضیر، اهل خیبر، [[فدک]] و روستاهای عُرَینه‌‌اند نازل شده است<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۹، ص ۳۹۰؛ تفسیر بغوی، ج ۴، ص ۲۹۰؛ غرر التبیان، ص ۵۰۵.</ref>؛ امّا [[قرطبی]] منظور از آن را اموال بنی‌‌قریظه دانسته است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۱۱.</ref>. از میان بنی‌‌قریظه راویانی برخاستند. [[کعب ‌‌بن سلیم قرظی]] [[راوی حدیث]] [[علی]] {{ع}} و دو تن از [[فرزندان]] [[کعب]] به نام‌های [[محمد]] و [[اسحاق]] و [[عطیه قرظی]] از آن جمله‌‌اند<ref>الانساب، ج ۴، ص ۴۷۵.</ref><ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش