پرش به محتوا

ولادت پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۵: خط ۵۵:


== [[تولد پیامبر]] {{صل}} و ناله [[شیطان]] ==
== [[تولد پیامبر]] {{صل}} و ناله [[شیطان]] ==
در هنگام ولادت پیامبر {{صل}} شیطان در میان [[فرزندان]] خود فریادی کشید که همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چیز تو را به فزع آورده است؟ گفت: وای بر شما امشب وضع أسمان و [[زمین]] دگرگون شده و موضوعی در زمین به وجود آمده که از [[زمان]] [[عروج عیسی]] به [[آسمان]] تاکنون دیده نشده است، بروید و ببینید چه اتفاقی افتاده، [[شیاطین]] پراکنده شدند و پس از مدتی بازگشتند و گفتند: ما چیزی نیافتیم.
هنگام ولادت پیامبر {{صل}} شیطان در میان [[فرزندان]] خود فریادی کشید که همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چیز تو را به فزع آورده است؟ گفت: وای بر شما امشب وضع أسمان و [[زمین]] دگرگون شده و موضوعی در زمین به وجود آمده که از [[زمان]] [[عروج عیسی]] به [[آسمان]] تاکنون دیده نشده است، بروید و ببینید چه اتفاقی افتاده، [[شیاطین]] پراکنده شدند و پس از مدتی بازگشتند و گفتند: ما چیزی نیافتیم.


[[شیطان]] گفت: من خودم باید این موضوع را به دست آورم، سپس به صورت گنجشکی شد و از جانب [[کوه]] حرا که یک فرسنگی [[مکه]] قرار دارد داخل شد، [[جبرئیل]] به او فرمود: باز گرد خدایت [[لعنت]] کند. گفت: ای جبرئیل از تو می‌پرسم بگو بدانم امشب در [[زمین]] چه واقعه‌ای رخ داده؟ جبرئیل گفت: محمد متولد شده است. شیطان گفت: آیا مرا در او بهره‌ای هست؟ گفت: نه! گفت: در امتش [[نصیبی]] دارم؟ گفت: آری! شیطان گفت: به همین اندازه [[راضی]] و خشنودم.
[[شیطان]] گفت: من خودم باید این موضوع را به دست آورم، سپس به صورت گنجشکی شد و از جانب [[کوه]] حرا که یک فرسنگی [[مکه]] قرار دارد داخل شد، [[جبرئیل]] به او فرمود: باز گرد خدایت [[لعنت]] کند. گفت: ای جبرئیل از تو می‌پرسم بگو بدانم امشب در [[زمین]] چه واقعه‌ای رخ داده؟ جبرئیل گفت: محمد متولد شده است. شیطان گفت: آیا مرا در او بهره‌ای هست؟ گفت: نه! گفت: در امتش [[نصیبی]] دارم؟ گفت: آری! شیطان گفت: به همین اندازه [[راضی]] و خشنودم.
۱۳۱٬۸۳۶

ویرایش