جز
جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابنشهرآشوب'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابنشهرآشوب') |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
* [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[یاران]] خود را نیز به [[دوست]] داشتن [[مستضعفان]] و نزدیک شدن به آنان سفارش میکرد. از [[سلمان فارسی]] [[روایت]] شده است که میگفت: "حبیبم، [[رسول خدا]] {{صل}} مرا به هفت [[خصلت]] سفارش فرمود و اینکه در هیچ حالی آنها را ترک نکنم: اینکه به پایینتر از خود بنگرم و به آن که [[برتر]] از من است، نگرم و اینکه [[مستمندان]] را [[دوست]] بدارم و به آنان نزدیک شوم..."<ref>{{متن حدیث|أَوْصَانِي خَلِيلِي رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} بِسَبْعٍ لَا أَدَعُهُنَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ: أَنْ أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ دُونِي وَ لَا أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقِي وَ أَنْ أُحِبَّ الْفُقَرَاءَ وَ أَدْنُوَ مِنْهُمْ...}}؛ عمادالدین طبری، بشارة المصطفی، ص ۲۲۲؛ ابن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۵۱ و شیخ مفید، الحکایات، ص ۹۶.</ref><ref> [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۵.</ref>. | * [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[یاران]] خود را نیز به [[دوست]] داشتن [[مستضعفان]] و نزدیک شدن به آنان سفارش میکرد. از [[سلمان فارسی]] [[روایت]] شده است که میگفت: "حبیبم، [[رسول خدا]] {{صل}} مرا به هفت [[خصلت]] سفارش فرمود و اینکه در هیچ حالی آنها را ترک نکنم: اینکه به پایینتر از خود بنگرم و به آن که [[برتر]] از من است، نگرم و اینکه [[مستمندان]] را [[دوست]] بدارم و به آنان نزدیک شوم..."<ref>{{متن حدیث|أَوْصَانِي خَلِيلِي رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} بِسَبْعٍ لَا أَدَعُهُنَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ: أَنْ أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ دُونِي وَ لَا أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقِي وَ أَنْ أُحِبَّ الْفُقَرَاءَ وَ أَدْنُوَ مِنْهُمْ...}}؛ عمادالدین طبری، بشارة المصطفی، ص ۲۲۲؛ ابن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۵۱ و شیخ مفید، الحکایات، ص ۹۶.</ref><ref> [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۵.</ref>. | ||
* [[رسول خدا]] {{صل}} هنگام فرستادن [[علی]] {{ع}} به سوی [[یمن]]، ضمن توصیههایی، به ایشان فرمود: "فرودست را بر فرا دست مقدم بدار و [[ناتوان]] را بر زورمند"<ref>الذهبی، میزان الاعتدال، ج ۲، ص ۲۲۲ و المبارکفوزی، تحفة الاحوذی، ج ۷، ص ۳۷۳.</ref><ref> [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۶.</ref>. | * [[رسول خدا]] {{صل}} هنگام فرستادن [[علی]] {{ع}} به سوی [[یمن]]، ضمن توصیههایی، به ایشان فرمود: "فرودست را بر فرا دست مقدم بدار و [[ناتوان]] را بر زورمند"<ref>الذهبی، میزان الاعتدال، ج ۲، ص ۲۲۲ و المبارکفوزی، تحفة الاحوذی، ج ۷، ص ۳۷۳.</ref><ref> [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۶.</ref>. | ||
* وقتی [[رسول الله]] {{صل}} قصد سکونت در [[مدینه]] را داشت، [[خداوند]] آنگونه مقدر کرد که [[ناقه]] به محله فقیرنشین برود.... وقتی [[ناقه]] از منزل بنینجار هم گذشت و به منطقه [[محروم]] [[مدینه]] وارد شد، [[نبی اکرم]] {{صل}} زمام [[ناقه]] را رها کرد و [[ناقه]] به راه خود ادامه داد تا اینکه به محل کنونی [[مسجد]] [[پیامبر]] {{صل}} رسید و کنار خانه [[ابوایوب انصاری]] زانو زد؛ کسی که فقیرتر از او کسی در [[مدینه]] نبود.... پس [[پیامبر]] {{صل}} از [[ناقه]] پایین آمد و به منزل [[ابوایوب انصاری]] رفت<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۸۲ - ۱۸۳؛ | * وقتی [[رسول الله]] {{صل}} قصد سکونت در [[مدینه]] را داشت، [[خداوند]] آنگونه مقدر کرد که [[ناقه]] به محله فقیرنشین برود.... وقتی [[ناقه]] از منزل بنینجار هم گذشت و به منطقه [[محروم]] [[مدینه]] وارد شد، [[نبی اکرم]] {{صل}} زمام [[ناقه]] را رها کرد و [[ناقه]] به راه خود ادامه داد تا اینکه به محل کنونی [[مسجد]] [[پیامبر]] {{صل}} رسید و کنار خانه [[ابوایوب انصاری]] زانو زد؛ کسی که فقیرتر از او کسی در [[مدینه]] نبود.... پس [[پیامبر]] {{صل}} از [[ناقه]] پایین آمد و به منزل [[ابوایوب انصاری]] رفت<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۸۲ - ۱۸۳؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص ۱۳۳ و ۱۸۵؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج ۱، ص ۴۹۴ - ۴۹۵ و ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۱، ص ۲۲۳.</ref><ref> [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۶.</ref>. | ||
* همچنین [[نقل]] شده است که پس از [[پیروزی]] در [[جنگ بدر]]، [[مردم]] درباره کیفیت تقسیم غنیمتها [[اختلاف]] پیدا کردند. پس [[رسول خدا]] {{صل}} [[دستور]] داد همه غنیمتها را به [[بیت المال]] برگردانند و همه برگردانده شد. شجاعان [[گمان]] میکردند که [[رسول اکرم]] {{صل}} غنیمتها را به آنان خواهد داد، بدون آنکه به [[ناتوانان]] چیزی داده شود. آن گاه [[پیامبر]] {{صل}} [[دستور]] داد غنیمتها به طور مساوی میان آنها تقسیم شود، سعد بن أبی وقاص گفت: "ای [[رسول خدا]] {{صل}}، آیا سوار کاری که از [[قوم]] [[حمایت]] کرده است، باید با ضعیف و [[ناتوان]] مساوی باشد؟" [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "مادرت به عزایت بنشیند! مگر شما جز به واسطه ضعفای خود، [[یاری]] شدید؟"<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج ۱، ص ۹۹ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۴، ص ۶۲.</ref><ref> [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۶.</ref>. | * همچنین [[نقل]] شده است که پس از [[پیروزی]] در [[جنگ بدر]]، [[مردم]] درباره کیفیت تقسیم غنیمتها [[اختلاف]] پیدا کردند. پس [[رسول خدا]] {{صل}} [[دستور]] داد همه غنیمتها را به [[بیت المال]] برگردانند و همه برگردانده شد. شجاعان [[گمان]] میکردند که [[رسول اکرم]] {{صل}} غنیمتها را به آنان خواهد داد، بدون آنکه به [[ناتوانان]] چیزی داده شود. آن گاه [[پیامبر]] {{صل}} [[دستور]] داد غنیمتها به طور مساوی میان آنها تقسیم شود، سعد بن أبی وقاص گفت: "ای [[رسول خدا]] {{صل}}، آیا سوار کاری که از [[قوم]] [[حمایت]] کرده است، باید با ضعیف و [[ناتوان]] مساوی باشد؟" [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "مادرت به عزایت بنشیند! مگر شما جز به واسطه ضعفای خود، [[یاری]] شدید؟"<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج ۱، ص ۹۹ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۴، ص ۶۲.</ref><ref> [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۶.</ref>. | ||
* از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] شده است که روزی مردی ثروتمند با لباسی فاخر، [[خدمت]] [[پیامبر خدا]] {{صل}} رسید و در محضر ایشان نشست. پس مرد [[تنگدستی]] نیز با لباسی کهنه، وارد شد و کنار آن ثروتمند نشست. پس، آن مرد ثروتمند، لباسش را از زیر پایش جمع کرد. [[پیامبر خدا]] {{صل}} به او فرمود: "آیا ترسیدی که از [[ناداری]] او، چیزی به تو سرایت کند؟" گفت: "خیر"؛ فرمود: "پس ترسیدی که از ثروتمندیِ تو چیزی به او برسد؟" گفت: "خیر"؛ فرمود: "پس ترسیدی که او [[لباس]] تو را کثیف کند؟" گفت: "خیر"؛ فرمود: "پس چه چیز باعث شد که تو چنین کنی؟" گفت: "ای [[پیامبر خدا]] {{صل}}! من [[همراهی]] دارم که برایم هر کار [[زشتی]] را زیبا جلوه میدهد و هر کار خوبی را بد مینمایاند. من نیمی از داراییام را برای این [مرد تنگدست] قرار دادم"؛ [[پیامبر]] {{صل}} به مرد تنگدست فرمود: "آیا میپذیری؟" گفت: "خیر"؛ مرد ثروتمند به او گفت: "چرا نمیپذیری؟" جواب داد: "میترسم من هم مانند او شوم"<ref>الکافی، ج ۲، ص ۲۶۲ - ۲۶۳ و مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۰۵.</ref><ref> [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۶-۱۷۷.</ref>. | * از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] شده است که روزی مردی ثروتمند با لباسی فاخر، [[خدمت]] [[پیامبر خدا]] {{صل}} رسید و در محضر ایشان نشست. پس مرد [[تنگدستی]] نیز با لباسی کهنه، وارد شد و کنار آن ثروتمند نشست. پس، آن مرد ثروتمند، لباسش را از زیر پایش جمع کرد. [[پیامبر خدا]] {{صل}} به او فرمود: "آیا ترسیدی که از [[ناداری]] او، چیزی به تو سرایت کند؟" گفت: "خیر"؛ فرمود: "پس ترسیدی که از ثروتمندیِ تو چیزی به او برسد؟" گفت: "خیر"؛ فرمود: "پس ترسیدی که او [[لباس]] تو را کثیف کند؟" گفت: "خیر"؛ فرمود: "پس چه چیز باعث شد که تو چنین کنی؟" گفت: "ای [[پیامبر خدا]] {{صل}}! من [[همراهی]] دارم که برایم هر کار [[زشتی]] را زیبا جلوه میدهد و هر کار خوبی را بد مینمایاند. من نیمی از داراییام را برای این [مرد تنگدست] قرار دادم"؛ [[پیامبر]] {{صل}} به مرد تنگدست فرمود: "آیا میپذیری؟" گفت: "خیر"؛ مرد ثروتمند به او گفت: "چرا نمیپذیری؟" جواب داد: "میترسم من هم مانند او شوم"<ref>الکافی، ج ۲، ص ۲۶۲ - ۲۶۳ و مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۰۵.</ref><ref> [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۶-۱۷۷.</ref>. | ||