←پرسشهای وابسته
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
[[قرآن کریم]] از این واقعه یاد میکند و [[شکست]] اوّلیه [[مسلمانان]] را به خاطر [[غرور]] میداند{{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ}}<ref>بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید؛ سوره توبه، آیه ۲۵.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۷۶.</ref>. | [[قرآن کریم]] از این واقعه یاد میکند و [[شکست]] اوّلیه [[مسلمانان]] را به خاطر [[غرور]] میداند{{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ}}<ref>بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید؛ سوره توبه، آیه ۲۵.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۷۶.</ref>. | ||
==نبرد حنین و طائف== | |||
پس از [[شکست]] و [[تسلیم]] [[قریش]]، به نظر میرسید قبائل اطراف [[مکه]]، که تحت [[سلطه]] [[فکری]] و [[سیاسی]] قریش و [[مکیان]] بودند، نباید تحرکاتی بر [[ضد]] [[مسلمانان]] انجام دهند؛ ولی با این حال، تحرکاتی از سوی [[قبیله هوازن]] و ثقیف شکل گرفت. به [[روایت]] [[طبری]]<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۷۰.</ref> قبائل [[هوازن]] و ثقیف هنگامی که شنیدند [[پیامبر]] از [[مدینه]] حرکت کرده، [[گمان]] کردند به [[جنگ]] آنان میآید. از این رو، افراد خود را جمع کردند و [[فرماندهی]] آنها را که ۴ هزار نفر بود، به [[مالک بن عوف]] سپردند. [[فتح مکه]]، موجب پدید آمدن [[بیم]] و [[ترس]] بیشتر در [[بنی هوازن]] شد که منطقه مسکونی آنها در جنوب مکه قرار داشت. این [[وحشت]] و ترس در [[بنی ثقیف]] که [[مردم]] [[طائف]] و اطراف آن بودند نیز پدید آمد و [[تصمیم]] به [[مقاومت]] مشترک در برابر پیامبر گرفتند. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} چون از تحرکات هوازن با خبر شد، با ۱۲ هزار نفر که ۲ هزار نفر از آنان از [[مشرکان]] [[تازه مسلمان]] بودند، به سوی حنین حرکت کرد. برخی مسلمانان از فزونی [[سپاه]] دچار [[شگفتی]] و [[غرور]] شدند و شکست سپاه [[مسلمان]] را ناممکن دانستند که [[آیه]] ۲۵ [[سوره توبه]] به آن اشاره دارد: «[[خدا]] شما را در بسیاری از جایها [[یاری]] کرد. نیز در [[روز]] حنین، آنگاه که انبوهی لشکرتان شما را به شگفت آورده بود، ولی برای شما سودی نداشت و [[زمین]] با همه فراخیاش بر شما تنگ شد و بازگشتید و به [[دشمن]] پشت کردید»<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ}} «بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۵.</ref>. [[سپاه اسلام]] با [[حمله]] غافلگیرانه [[دشمن]] مواجه شد و نتوانست [[تعادل]] و [[ثبات]] خود را [[حفظ]] کند و پا به فرار گذاشت. تنها امیرالمؤمنین علی{{ع}} و شمار اندکی از [[بنی هاشم]]، [[مقاومت]] کردند و توانستند [[سپاه]] [[مسلمان]] را دوباره باز گرداند<ref>مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۴۰.</ref>. با [[پایداری]] این عده، اوضاع به نفع [[مسلمانان]] [[تغییر]] کرد و [[مشرکان]] [[شکست]] خوردند و [[غنائم]] بسیاری نصیب مسلمانان شد. | |||
[[پیامبر]]{{صل}} پس از [[پیروزی]] بر [[هوازن]]، به سوی [[طائف]] رفت و آن را محاصره و [[اعلان]] کرد که [[غلامان]] آنان در صورت [[پناه]] آوردن، [[آزاد]] خواهند شد که چند نفر به آن [[حضرت]] [[پناهنده]] شدند. اما با وجود تلاش [[رسول خدا]]{{صل}} و استفاده از همه شیوههای [[جنگی]] برای گشودن [[دژ]] طائف، موفق به فتح آن نشد و منطقه را ترک کرد. دلیل این [[تصمیم]] آن بود که آن حضرت میدانست با توجه به پیروزی در حنین و [[فتح مکه]]، اهالی طائف در [[آینده]] نزدیک، [[اسلام]] خواهند آورد و همین طور شد و هیئت [[نمایندگی]] طائف، در سال نهم به [[مدینه]] آمده و [[اظهار اسلام]] و [[بیعت]] کردند. | |||
رسول خدا{{صل}} در راه بازگشت از طائف، در [[جعرانه]] در شمال شرقی [[مکه]]، توقف و غنائم حنین را تقسیم کرد. در این مکان، نمایندگانی از هوازن به حضور رسول خدا{{صل}} رسیده و [[پذیرش اسلام]] [[قبیله]] خود را اعلان کردند. پیامبر{{صل}} نیز اسلام آنان را پذیرفت و [[اسیران]] هوازن را به تقاضای بزرگان ایشان و با نظر مساعد مسلمانان آزاد کرد و در تقسیم [[اموال]] و غنائم، به افرادی همچون [[ابوسفیان]] و [[حکیم بن حزام]] با [[گشادهدستی]] [[رفتار]] کرد تا [[دل]] آنان را بیشتر به سوی اسلام جلب کند که درباره این گروه اصطلاح {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} متداول شد. این [[رفتار پیامبر]]{{صل}} [[اعتراض]] برخی مسلمانان، مانند [[سعد بن ابی وقاص]] را برانگیخت<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۴۸.</ref>. [[انصار]] نیز از بابت بخششهایی که به سران قبائل [[عرب]] شد، ناراحت و نگران شدند و به آن [[حضرت]] [[گلایه]] کردند. [[رسول خدا]]{{صل}} با توضیحاتی، ایشان را [[راضی]] کرد و [[انصار]] پذیرفتند که به جای دریافت [[اموال]]، رسول خدا{{صل}} در کنار آنان و همراه ایشان باشد. در حوادث مربوط به [[تقسیم غنائم]] [[هوازن]]، [[مردم]] [[هجوم]] گستردهای به سوی رسول خدا{{صل}} بردند و از ایشان درخواست اکید و صریح کردند که هر چه زودتر غنانم را میان ایشان تقسیم کند. این [[رفتار]] بدان دلیل بود که [[مسلمانان]] [[بیم]] داشتند مبادا [[پیامبر]] اموال هوازن را نیز مانند اسیرانشان به آنان باز گرداند و ایشان دست خالی از این [[نبرد]] بازگردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۹۲؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۸۹؛ نیز ر.ک: میرشریفی، پیامبر رحمت، ص۲۱۳.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص ۱۹۹.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||