سادهزیستی در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخهها
←سادهزیستی
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۹۴: | خط ۹۴: | ||
==[[سادهزیستی]]== | ==[[سادهزیستی]]== | ||
[[پیامبر]]{{صل}} از همانندی به [[پادشاهان]] [[پرهیز]] داشت. مردی نزد وی آمد تا با آن [[حضرت]] سخن گوید، ولی چون پیامبر را دید هراسان شد و به لرزه افتاد. [[رسول خدا]]{{صل}} به او گفت: «راحت باش! من که [[پادشاه]] نیستم؛ من فرزند همان زنی هستم که گوشت خشکیده میخورد»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۲۹.</ref>. | [[پیامبر]]{{صل}} از همانندی به [[پادشاهان]] [[پرهیز]] داشت. مردی نزد وی آمد تا با آن [[حضرت]] سخن گوید، ولی چون پیامبر را دید هراسان شد و به لرزه افتاد. [[رسول خدا]]{{صل}} به او گفت: «راحت باش! من که [[پادشاه]] نیستم؛ من فرزند همان زنی هستم که گوشت خشکیده میخورد»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۲۹.</ref>. | ||
رسول خدا{{صل}} هر چه را مغایر سادهزیستی بود، کنار زد و هرگونه تشریفاتی را زیر پا نهاد. جلسههای وی چنان بود که هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمیشد. چون وارد مجلس میشد، در نزدیکترین جا به محل ورود خود مینشست<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۶۲.</ref>. هر گاه بیگانهای وارد مجلس میشد، آن حضرت را نمیشناخت مگر اینکه بپرسد. [[انس بن مالک]] میگوید: [[مسلمانان]] چون آن حضرت را میدیدند، به رغم میلشان برایش بر پا نمیخاستند؛ زیرا میدانستند چنین کاری را خوش نمیدارد<ref>ترمذی، الشمائل المحمدیه، ص۱۹۱.</ref>. رسول خدا{{صل}} خود میفرمود: «همچون [[بندگان]] [[خوراک]] میخورم و چون بردگان مینشینم که همانا من [[بنده]] | رسول خدا{{صل}} هر چه را مغایر سادهزیستی بود، کنار زد و هرگونه تشریفاتی را زیر پا نهاد. جلسههای وی چنان بود که هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمیشد. چون وارد مجلس میشد، در نزدیکترین جا به محل ورود خود مینشست<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۶۲.</ref>. هر گاه بیگانهای وارد مجلس میشد، آن حضرت را نمیشناخت مگر اینکه بپرسد. [[انس بن مالک]] میگوید: [[مسلمانان]] چون آن حضرت را میدیدند، به رغم میلشان برایش بر پا نمیخاستند؛ زیرا میدانستند چنین کاری را خوش نمیدارد<ref>ترمذی، الشمائل المحمدیه، ص۱۹۱.</ref>. رسول خدا{{صل}} خود میفرمود: «همچون [[بندگان]] [[خوراک]] میخورم و چون بردگان مینشینم که همانا من [[بنده]] [[خدا]] هستم»<ref>جاحظ، البیان و التبیین، ج۲، ص۲۱؛ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۶.</ref> و میفرمود: «مرا بالاتر از آنچه هستم قرار دهید. [[خداوند]] پیش از آنکه مرا [[رسول]] خویش گیرد، بنده خود گرفته است»<ref>خرگوشی، شرف النبی، ج۴، ص۳۷۵.</ref>. | ||
[[راه و رسم]] رسول خدا{{صل}} این بود که تا حد ممکن کارهای خویش را خود انجام دهد و به دیگران تکیه نکند. میفرمود: «هرگز در کارهای خود از دیگران کمک نخواهید و به دیگران تکیه نکنید؛ اگرچه برای قطعهای چوب [[مسواک]] باشد»<ref>مقریزی، امتاع الاسماع، ج۲، ص۱۸۹.</ref>. رسول خدا{{صل}} هیچگاه سربار دیگران نبود و کارهایش را حتی در [[منزل]] خود انجام میداد<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۱، ص۳۲۸.</ref>. در سفرها نیز سربار دیگران نبود و در [[کارها]] کمک میکرد و چون همراهان میگفتند کارها را انجام میدهند، میفرمود: «میدانم که شما کار را انجام میدهید، ولی [[دوست]] ندارم امتیازی بر شما داشته باشم؛ زیرا خداوند دوست نمیدارد بندهاش را در میان [[یاران]] خود متمایز ببیند»<ref>شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۷، ص۱۳.</ref>. | [[راه و رسم]] رسول خدا{{صل}} این بود که تا حد ممکن کارهای خویش را خود انجام دهد و به دیگران تکیه نکند. میفرمود: «هرگز در کارهای خود از دیگران کمک نخواهید و به دیگران تکیه نکنید؛ اگرچه برای قطعهای چوب [[مسواک]] باشد»<ref>مقریزی، امتاع الاسماع، ج۲، ص۱۸۹.</ref>. رسول خدا{{صل}} هیچگاه سربار دیگران نبود و کارهایش را حتی در [[منزل]] خود انجام میداد<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۱، ص۳۲۸.</ref>. در سفرها نیز سربار دیگران نبود و در [[کارها]] کمک میکرد و چون همراهان میگفتند کارها را انجام میدهند، میفرمود: «میدانم که شما کار را انجام میدهید، ولی [[دوست]] ندارم امتیازی بر شما داشته باشم؛ زیرا خداوند دوست نمیدارد بندهاش را در میان [[یاران]] خود متمایز ببیند»<ref>شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۷، ص۱۳.</ref>. | ||