سیاست در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: برگردانده‌شده
برچسب‌ها: واگردانی دستی برگردانده‌شده
خط ۹: خط ۹:
== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[سیره رسول خدا]] {{صل}} [[سنت]] [[امامت]] بود نه [[پادشاهی]] و امپراطوری. و نیز [[حفاظت]] [[احکام]] از [[تغییر]] و همچنین [[تولی]] [[حکومت]] در غیر [[احکام الهی]]، از حوادث وقت و محل (و [[مقتضیات زمان]] و مکان) با [[شورا]] بود<ref>المیزان، ج۴، ص۱۲۴-۱۲۵.</ref>. توضیح این که [[احکام جزئی]] متعلق به حوادث جاری که در طول [[زمان]] پدید می‌آیند و تغییر سریع دارند مانند احکام [[مالی]] و انتظامی، که متعلق به موضوع [[دفاع]] است، و راه‌های تسهیل [[ارتباطات]] و مواصلات و انتظامات درون شهری و مانند اینها، به [[اختیار]] [[والی]] و متصدی امر حکومت است. والی امر می‌تواند در امور و [[شئون]] داخلی و خارجی [[جامعه]] از [[جنگ]] و [[صلح]]، مالی و غیرمالی، که در آن [[صلاح حال]] جامعه باشد بعد از [[مشاوره]] با [[مسلمانان]] [[تصمیم]] بگیرد، چنان‌که [[خدای تعالی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>. همه اینها در امور [[عامه]] است و این احکام و تصمیم‌های جزئی با تغییر [[مصالح]] و اسباب تغییر می‌کند و به غیر از احکام الهی است که [[کتاب و سنت]] در بردارند و [[نسخ]] نمی‌گردند<ref>المیزان، ج۴، ص۱۲۱.</ref>.<ref>[[احمد رضا یزدانی مقدم|یزدانی مقدم، احمد رضا]]، [[سیره تاریخی مبانی سیره سیاسی پیامبر اعظم با نگاه به اندیشه قرآنی علامه طباطبایی (مقاله)|مقاله «سیره تاریخی مبانی سیره سیاسی پیامبر اعظم با نگاه به اندیشه قرآنی علامه طباطبایی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۴۰.</ref>
[[سیره رسول خدا]] {{صل}} [[سنت]] [[امامت]] بود نه [[پادشاهی]] و امپراطوری. و نیز [[حفاظت]] [[احکام]] از [[تغییر]] و همچنین [[تولی]] [[حکومت]] در غیر [[احکام الهی]]، از حوادث وقت و محل (و [[مقتضیات زمان]] و مکان) با [[شورا]] بود<ref>المیزان، ج۴، ص۱۲۴-۱۲۵.</ref>. توضیح این که [[احکام جزئی]] متعلق به حوادث جاری که در طول [[زمان]] پدید می‌آیند و تغییر سریع دارند مانند احکام [[مالی]] و انتظامی، که متعلق به موضوع [[دفاع]] است، و راه‌های تسهیل [[ارتباطات]] و مواصلات و انتظامات درون شهری و مانند اینها، به [[اختیار]] [[والی]] و متصدی امر حکومت است. والی امر می‌تواند در امور و [[شئون]] داخلی و خارجی [[جامعه]] از [[جنگ]] و [[صلح]]، مالی و غیرمالی، که در آن [[صلاح حال]] جامعه باشد بعد از [[مشاوره]] با [[مسلمانان]] [[تصمیم]] بگیرد، چنان‌که [[خدای تعالی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>. همه اینها در امور [[عامه]] است و این احکام و تصمیم‌های جزئی با تغییر [[مصالح]] و اسباب تغییر می‌کند و به غیر از احکام الهی است که [[کتاب و سنت]] در بردارند و [[نسخ]] نمی‌گردند<ref>المیزان، ج۴، ص۱۲۱.</ref>.<ref>[[احمد رضا یزدانی مقدم|یزدانی مقدم، احمد رضا]]، [[سیره تاریخی مبانی سیره سیاسی پیامبر اعظم با نگاه به اندیشه قرآنی علامه طباطبایی (مقاله)|مقاله «سیره تاریخی مبانی سیره سیاسی پیامبر اعظم با نگاه به اندیشه قرآنی علامه طباطبایی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۴۰.</ref>
==[[سیره سیاسی]] و [[نظام اداری]]==
هنگامی که [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] [[هجرت]] کرد، با اقداماتی که انجام داد، [[نظم اجتماعی]] و [[اداری]] جدیدی را پدید آورد که بر اساس [[اصول اسلام]] پایه‌ریزی شده بود. اقدامات [[رسول خدا]]{{صل}} در راستای پدید آوردن قدرتی متمرکز و فراگیر بود. آن [[حضرت]] در آغاز با برقراری [[پیمان]] میان گروه‌های ساکن مدینه، به عنوان [[مرجع]] و داور ساکنان مدینه در اختلاف‌هایی که باعث [[اخلال در نظم]] و [[امنیت عمومی]] می‌شد، قرار گرفت. نظامی که رسول خدا{{صل}} بر اساس [[آیات قرآن]] درصدد پی‌ریزی آن بود، بر پایه هم‌خونی یا رابطه [[نژادی]] [[استوار]] نبود، بلکه بر پایه‌های [[اخلاقی]] و [[عقیدتی]] پی‌ریزی شده بود. در [[جامعه]] نوین، [[مسلمانان]] به پروردگاری یگانه [[ایمان]] داشته و به دستورهای [[دینی]] [[واحدی]]، سر [[تعظیم]] فرود می‌آوردند و از رسول خدا{{صل}} [[پیروی]] می‌کردند. در این دیدگاه، مسلمانان، مجموعه‌ای یگانه بودند که هر یک از آنان، از [[پشتیبانی]] دیگر افراد [[امت]] بهره‌مند بود و هنگام نیاز، از کمک و [[یاری]] آنان برخوردار می‌شد. [[نظام قبیله‌ای]] [[حاکم]] در [[حجاز]] می‌توانست یکی از موانع تحقق ایده‌های رسول خدا{{صل}} باشد، اما آن حضرت اصل نظام قبیله‌ای [[عرب]] را پذیرفت و کوشید این [[نظام]] را [[هدایت]] کرده و در قالب [[شعارها]] و ایده‌های [[اسلامی]] کنترل کند<ref>ر.ک: حسینیان مقدم، مناسبات مهاجر و انصار، ص۲۲۶.</ref>.
سرانجام رسول خدا{{صل}} [[دولت واحد]] و فراگیری پدید آورد. این دولت واحد که [[قدرت]] مرکزی داشت و گستردگی آن همه را زیر سایه خویش در آورده بود، موجب گرد هم آمدن امت شد. [[نفوذ]] و قدرت این [[دولت]] چنان بود که [[اطاعت]] از آن و حرکت در راستای فرمان‌های آن بر همه [[واجب]] به شمار می‌آمد. رسول خدا{{صل}}، این قدرت را به پشتوانه [[آیات قرآنی]] که در آن [[وجوب]] [[اطاعت از پیامبر]] و [[اطاعت از اولوالامر]] را تأکید کرده است<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}} «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، به [[اجرا]] در آورد. با این ایده‌ها، امتی پدید آمد که [[روابط]] آنان مبتنی بر [[عقاید دینی]] بود، نه بر پایه [[خویشاوندی]] و روابط اقلیمی. سیاستی که در این مجموعه مطرح بود، آمیخته به [[اخلاق اسلامی]] بود و [[روابط قبیله‌ای]] تحت الشعاع روابط [[دینی]] قرار گرفته بود.
در [[نظام اداری]] [[رسول خدا]]{{صل}}، تقسیم کار امری مهم قلمداد می‌شد و افرادی برای کارهای [[اداری]] گماشته می‌شدند و رسول خدا{{صل}} برای ایشان شرح وظایفی می‌نگاشت. هر چند [[نظام]] اداری‌ای که [[پیامبر]] وضع کرد، عوامل اجرائی ثابت و دائمی چندانی نداشت و کارهای اداری را در [[مسجد]] سامان می‌داد و محل دیگری برای این کار اختصاص نداشت. آن [[حضرت]] [[کارها]] را به حسب نیاز به افرادی می‌داد و پس از انجام آن، آنان را از [[مسئولیت]] معاف می‌داشت. برخی [[مناصب]] [[دولت رسول خدا]]{{صل}} به شرح ذیل‌اند:
# '''[[کارگزاران]]''': رسول خدا{{صل}}، [[والیان]] و امیرانی را برای شهرهایی تعیین کرد. چنان که رؤسای قبائلی که [[اسلام]] می‌آوردند و به [[دولت]] [[مدینه]] ابراز [[وفاداری]] می‌کردند، به عنوان [[رئیس]] [[منصوب]] از سوی رسول خدا{{صل}} در آن [[قبیله]] محسوب می‌شدند. رسول خدا{{صل}} پس از [[فتح مکه]]، [[عتاب بن اسید]] را به [[فرمانداری]] [[مکه]] منصوب کرد و در مناطق [[یمن]] افرادی را از طرف خویش گماشت که به دولت مدینه [[وفادار]] بودند<ref>برای ملاحظه فهرست والیان رسول خدا{{صل}}، ر.ک: کتانی، التراتیب الاداریه، ج۱، ص۲۱۲.</ref>. همچنین رسول خدا{{صل}} در دورانی که درگیر [[جنگ با دشمنان]] خویش بود، هر گاه به بیرون از مدینه می‌رفت، فردی را در این [[شهر]] به عنوان [[جانشین]] خود می‌گماشت که در بیش از ده مورد، این [[مسئولیت]] به عهده [[ابن اُم مکتوم]] بود<ref>کتانی، التراتیب الاداریه، ج۱، ص۲۶۱.</ref>. [[آیت‌الله]] [[احمدی میانجی]]، فهرستی از نام کسانی را که از سوی [[رسول خدا]]{{صل}} به مأموریتی فرستاده شده یا به منصبی گمارده شده‌اند، گرد آورده که شمار ایشان ۲۶۳ نفر است. برخی از این افراد مانند [[امام علی]]{{ع}}، چندین بار از سوی آن [[حضرت]] به مسئولیت‌هایی [[انتخاب]] شده‌اند<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۹.</ref>. نامه‌هایی از رسول خدا{{صل}} در دست هستند که شرح [[وظایف]] عاملان و [[والیان]] در آنها مشخص شده‌اند. آن حضرت هنگامی که [[عمرو بن حزم]] را به [[ولایت یمن]] می‌فرستاد، نامه‌ای بلند نوشت که شامل سفارش‌ها و شرح وظایف وی بود<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۵، ص۴۱۴.</ref>. چنان که هنگام فرستادن [[معاذ بن جبل]]، در نامه‌ای وظایف او را در این [[مأموریت]] مشخص کرد<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۲، ص۵۹۰.</ref>. از رسول خدا{{صل}} نامه‌ای کلی ثبت شده است که در آن سفارش‌ها و شرح وظایف والیان وی مشخص شده است<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۲، ص۶۱۴.</ref>.
#'''قاضیان''': درباره [[قضاوت]] نیز رسول خدا{{صل}} خود این سمت را در [[مدینه]] عهده‌دار بود. زُهری گفته است: رسول خدا{{صل}} هیچ کس را به سمت [[قضا]] انتخاب نکرد<ref>عبدالرزاق صنعانی، المصنف، ج۸، ص۳۰۲.</ref>؛ حال آنکه درباره برخی از افراد همچون امام علی{{ع}} و مُعاذ بن [[جبل]] تصریح شده که برای قضاوت از سوی رسول خدا{{صل}} به [[یمن]] رفته‌اند<ref>مقریزی، امتاع الاسماع، ج۹، ص۲۰۸؛ ج۱۱، ص۲۹۴.</ref>. البته [[کارگزاران]] حضرت، به ویژه افرادی که به عنوان [[تعلیم]] [[قرآن]] و [[آموزش]] [[معارف]] فرستاده می‌شدند، در اختلاف‌های پیش آمده نیز قضاوت می‌کردند؛ چنان‌که برخی [[قضاوت‌های امام علی]]{{ع}} در مأموریت به یمن در عصر رسول خدا{{صل}} ثبت شده‌اند<ref>ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۹۷.</ref>.
# '''[[عاملان صدقات]]''': رسول خدا{{صل}} کسانی را به عنوان [[مأمور]] جمع‌آوری [[صدقات]] و زکات‌ها معین کرد که [[بلاذری]] نام شماری از ایشان را ثبت کرده است<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۹۱.</ref>. در زمینه [[سازمان]] [[مالی]] [[حکومت نبوی]]، چند اصطلاح به شرح ذیل موجوداند: ۱. مُصدق و [[جابی]]، که وظیفه‌اش [[گردآوری زکات]] بود. ۲. خارص که مقدار و اندازه [[اموال]] پرداختی را تخمین می‌زد که چندین نفر، از جمله [[عبدالله بن رواحه]] این سمت را در [[عصر نبوی]] برعهده داشته‌اند. ۳. کُتاب و نویسندگان اموال [[صدقه]]. بیشتر کسانی که [[وظیفه]] جبایت (گردآوری زکات) را در قبیله‌ها انجام می‌دادند، افرادی از میان همان [[قبیله]] بودند.
#'''کُتاب''': آن [[حضرت]] نویسندگانی داشت که کارهای [[دبیری]] و دفتری برعهده آنان بود. [[کاتبان پیامبر]] بالغ بر ۲۵ نفر شمارش شده‌اند که هر یک متولی [[نوشتن]] گونه‌ای از [[نامه‌ها]] بوده‌اند<ref>ابن عبدربه، عقد الفرید، ج۴، ص۲۴۴؛ عامری، بهجة المحافل، ج۲، ص۱۶۱.</ref>. [[احمدی میانجی]]، غیر از [[کاتبان وحی]] و [[کاتبان]] [[صدقات]]، نام ۳۷ نفر را به عنوان نویسندگان نامه‌ها و پیمان‌های [[رسول خدا]]{{صل}} برشمرده است<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۱۳۹.</ref>. برخی از این نویسندگان، کاتبان وحی، برخی کاتبان نامه‌های آن حضرت به دیگران و برخی کاتب صدقات بوده‌اند. رسول خدا{{صل}} چون [[نامه نگاری]] با [[پادشاهان]] آن [[روزگار]] را آغاز کرد، مُهری برای خود [[تدارک]] دید که نقش {{متن حدیث|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ‌}} داشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۹۸.</ref>. فعالیت [[دیپلماسی]] رسول خدا{{صل}} از [[سال ششم هجرت]] به بعد گسترش یافت. آن حضرت پس از [[صلح حدیبیه]]، سفیرانی را به اطراف [[حجاز]] و خارج آن فرستاد که بیش از ده نفر بودند. همچنین هیئت‌های بسیاری در [[سال نهم هجرت]] وارد [[مدینه]] شدند که نشان از [[توسعه]] [[روابط]] رسول خدا{{صل}} با [[اقوام]] و [[ملل]] گوناگون شبه جزیره دارد.
# '''[[مبلغان]]''': [[دعوت]] و [[تبلیغات]] در [[سیره نبوی]] بسیار مهم بود و افرادی در این زمینه از سوی رسول خدا{{صل}} مشغول به فعالیت بودند. [[حافظان]]، [[قاریان]] و [[معلمان]] [[قرآن]]، از جمله کسانی بودند که کار دعوت و [[تعلیم]] قرآن و [[معارف]] برعهده ایشان بود. [[بلال]] و ابن اُم [[مکتوم]] [[مؤذن]] رسمی رسول خدا{{صل}}، و [[حسان بن ثابت]]، [[شاعر]] آن حضرت بود. بنابراین، [[سازمان]] [[تبلیغی]] [[رسول خدا]]{{صل}} با [[قاری]]، [[مؤذن]] و [[شاعر]] شکل می‌یافت.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص۲۲۳.</ref>


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۲۲۴٬۷۸۹

ویرایش