از کجا که مهدی موعود ظهور نکرده باشد؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '↵::::::' به ' '
جز (جایگزینی متن - '.↵:::::' به '. ')
جز (جایگزینی متن - '↵::::::' به ' ')
خط ۱۸: خط ۱۸:
«چنانکه معلوم شد، ما به وجود یک [[مهدی]] بی‌نام و نشان و مجهول الهویه‌ای [[عقیده]] نداریم تا در تطبیقش به فردی در اشتباه واقع شویم. بلکه [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه اطهار]] {{عم}}، که اصل [[وجود مهدی]] را [[خبر]] داده‌اند، آن وجود مقدس را کاملا تعریف و توصیف نموده هرگونه ابهام و اجمالی را برطرف ساخته‌اند، که خلاصه‌اش از این قرار است: نام [[مهدی]]، [[محمد]] و کنیه‌اش [[ابو القاسم]] است. مادرش کنیزی به نام [[نرجس]] و [[صیقل]] و [[سوسن]] بوده است. از [[بنی هاشم]] و فرزندان زهرا و از اولاد [[امام حسین]] و فرزند [[بلافصل]] [[امام حسن عسکری]] است. در سال ۲۵۶ یا ۲۵۵ در شهر سامره تولد یافته است. دارای دو [[غیبت]] است، یکی کوتاه و دیگری طویل. [[غیبت]] دوم به قدری طولانی می‌گردد که بسیاری از [[مردم]] در اصل وجودش تردید می‌کنند، عمرش بسیار طولانی می‌گردد. آغاز [[دعوت]] و ظهورش از [[مکه]] شروع می‌شود. با [[شمشیر]] و [[جنگ]] [[نهضت]] می‌کند و تمام [[ستمکاران]] و [[مشرکین]] را قتل‌عام می‌نماید. تمام [[اهل کتاب]] و [[مسلمین]] تسلیمش می‌شوند. یک [[دولت]] اسلامی و جهانی در سرتاسر [[زمین]] تشکیل می‌دهد، [[ظلم]] و بیدادگری را ریشه‌کن نموده دادگری و [[عدالت]] را جهانگیر می‌کند. [[اسلام]] را [[دین]] عمومی و در ترویج و توسعه آن کوشش می‌نماید و.... [[مسلمین]] در [[انتظار]] [[ظهور]] چنین شخصی بسر می‌برند.
«چنانکه معلوم شد، ما به وجود یک [[مهدی]] بی‌نام و نشان و مجهول الهویه‌ای [[عقیده]] نداریم تا در تطبیقش به فردی در اشتباه واقع شویم. بلکه [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه اطهار]] {{عم}}، که اصل [[وجود مهدی]] را [[خبر]] داده‌اند، آن وجود مقدس را کاملا تعریف و توصیف نموده هرگونه ابهام و اجمالی را برطرف ساخته‌اند، که خلاصه‌اش از این قرار است: نام [[مهدی]]، [[محمد]] و کنیه‌اش [[ابو القاسم]] است. مادرش کنیزی به نام [[نرجس]] و [[صیقل]] و [[سوسن]] بوده است. از [[بنی هاشم]] و فرزندان زهرا و از اولاد [[امام حسین]] و فرزند [[بلافصل]] [[امام حسن عسکری]] است. در سال ۲۵۶ یا ۲۵۵ در شهر سامره تولد یافته است. دارای دو [[غیبت]] است، یکی کوتاه و دیگری طویل. [[غیبت]] دوم به قدری طولانی می‌گردد که بسیاری از [[مردم]] در اصل وجودش تردید می‌کنند، عمرش بسیار طولانی می‌گردد. آغاز [[دعوت]] و ظهورش از [[مکه]] شروع می‌شود. با [[شمشیر]] و [[جنگ]] [[نهضت]] می‌کند و تمام [[ستمکاران]] و [[مشرکین]] را قتل‌عام می‌نماید. تمام [[اهل کتاب]] و [[مسلمین]] تسلیمش می‌شوند. یک [[دولت]] اسلامی و جهانی در سرتاسر [[زمین]] تشکیل می‌دهد، [[ظلم]] و بیدادگری را ریشه‌کن نموده دادگری و [[عدالت]] را جهانگیر می‌کند. [[اسلام]] را [[دین]] عمومی و در ترویج و توسعه آن کوشش می‌نماید و.... [[مسلمین]] در [[انتظار]] [[ظهور]] چنین شخصی بسر می‌برند.
* '''[[سید علی محمد شیرازی‌]]''' : شخصی که در یکی از بلاد ایران [[ادعای مهدویت]] کرد اما فرزند [[امام حسن عسکری]] {{ع}} نبوده، [[غیبت]] طولانی هم نداشته، [[طویل العمر]] هم نبوده، در تمام عمرش جنگی نکرده و خون [[ستمکاران]] را نریخته، [[حکومت اسلامی]] و جهانی را تشکیل نداده، نه تنها [[زمین]] را پر از [[عدل]] و داد ننموده، بلکه کوچک‌ترین دست ظلمی را هم از سر [[مردم]] کوتاه نکرده است، [[دین اسلام]] را نه تنها در تمام [[جهان]] بسط نداده بلکه همه [[احکام]] و قوانینش را [[نسخ]] نموده و [[آیین]] تازه‌ای به جایش آورده است، از [[علم]] و [[دانش]] بهره‌ای نداشته، [[کار]] خارق العاده‌ای هم انجام نداده و باوجود اینکه از کرده خویش [[توبه]] کرده و اظهار ندامت نموده، عاقبت، [[تسلیم]] چوبه دار گشته است‌<ref>کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی، ص ۱۳۵ تا ۱۳۸.</ref>آیا هیچ عاقل باشعوری احتمال می‌دهد که: چنین فردی [[مهدی موعود]] [[مسلمین]] باشد؟!!
* '''[[سید علی محمد شیرازی‌]]''' : شخصی که در یکی از بلاد ایران [[ادعای مهدویت]] کرد اما فرزند [[امام حسن عسکری]] {{ع}} نبوده، [[غیبت]] طولانی هم نداشته، [[طویل العمر]] هم نبوده، در تمام عمرش جنگی نکرده و خون [[ستمکاران]] را نریخته، [[حکومت اسلامی]] و جهانی را تشکیل نداده، نه تنها [[زمین]] را پر از [[عدل]] و داد ننموده، بلکه کوچک‌ترین دست ظلمی را هم از سر [[مردم]] کوتاه نکرده است، [[دین اسلام]] را نه تنها در تمام [[جهان]] بسط نداده بلکه همه [[احکام]] و قوانینش را [[نسخ]] نموده و [[آیین]] تازه‌ای به جایش آورده است، از [[علم]] و [[دانش]] بهره‌ای نداشته، [[کار]] خارق العاده‌ای هم انجام نداده و باوجود اینکه از کرده خویش [[توبه]] کرده و اظهار ندامت نموده، عاقبت، [[تسلیم]] چوبه دار گشته است‌<ref>کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی، ص ۱۳۵ تا ۱۳۸.</ref>آیا هیچ عاقل باشعوری احتمال می‌دهد که: چنین فردی [[مهدی موعود]] [[مسلمین]] باشد؟!!
::::::از اتفاقات جالب اینکه: [[سید علی محمد شیرازی]] هنگامی که هنوز هوای‌ [[مهدویت]] و قائمیت به سرش نزده بود، کتابی تألیف نمود بنام "[[تفسیر]] سوره کوثر" و در آن کتاب احادیثی درباره [[مهدی موعود]] [[نقل]] کرد که هیچ‌یک از آنها با [[مهدویت]] خودش سازگار نیست و این موضوع بعدا برای خودش و اتباعش دردسر و اشکالاتی تولید نمود.
از اتفاقات جالب اینکه: [[سید علی محمد شیرازی]] هنگامی که هنوز هوای‌ [[مهدویت]] و قائمیت به سرش نزده بود، کتابی تألیف نمود بنام "[[تفسیر]] سوره کوثر" و در آن کتاب احادیثی درباره [[مهدی موعود]] [[نقل]] کرد که هیچ‌یک از آنها با [[مهدویت]] خودش سازگار نیست و این موضوع بعدا برای خودش و اتباعش دردسر و اشکالاتی تولید نمود.


در کتاب مذکور می‌نویسد: "[[موسی بن جعفر]] [[بغدادی]] [[روایت]] نموده که از حضرت [[امام حسن عسکری]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: گویا شما را می‌بینم که بعد از من در جانشینم [[اختلاف]] نموده‌اید لکن [[آگاه]] باشید که هرکس به تمام امام‌های بعد از [[رسول خدا]] {{صل}} اقرار نماید ولی فرزند مرا [[منکر]] شود، مانند کسی است که همه [[پیغمبران]] را قبول کند اما [[نبوت]] [[محمد]] {{صل}} را [[انکار]] نماید. و هرکس [[رسول خدا]] {{صل}} را [[منکر]] شود مثل کسی است که تمام [[پیمبران]] را [[انکار]] کرده باشد. زیرا [[اطاعت]] آخرین فرد ما مثل [[اطاعت]] اولین فرد ماست و [[منکر]] آخرین فرد ما مثل [[منکر]] اولین فرد ماست. بدانید که: فرزندم غیبتی خواهد داشت که تمام [[مردم]]، جز کسانی که [[خدا]] نگهداریشان کند، در شک واقع می‌شوند<ref>{{عربی|"موسی بن جعفر البغدادی قال سمعت ابا محمد الحسن بن علی یقول: کانی بکم و قد اختلفتم فی الخلف منی: اما ان المقر بالائمة بعد رسول الله المنکر لولدی کمن اقر بجمیع انبیاء الله و رسله ثم انکر نبوة محمد رسول الله، و المنکر لرسول الله کمن انکر جمیع الانبیاء لان طاعة آخرنا کطاعة اولنا و المنکر لاخرنا کالمنکر لاولنا، اما ان لولدی غیبة یرتاب فیه الناس الا من عصمه الله"}}؛ تفسیر سوره کوثر.</ref>.
در کتاب مذکور می‌نویسد: "[[موسی بن جعفر]] [[بغدادی]] [[روایت]] نموده که از حضرت [[امام حسن عسکری]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: گویا شما را می‌بینم که بعد از من در جانشینم [[اختلاف]] نموده‌اید لکن [[آگاه]] باشید که هرکس به تمام امام‌های بعد از [[رسول خدا]] {{صل}} اقرار نماید ولی فرزند مرا [[منکر]] شود، مانند کسی است که همه [[پیغمبران]] را قبول کند اما [[نبوت]] [[محمد]] {{صل}} را [[انکار]] نماید. و هرکس [[رسول خدا]] {{صل}} را [[منکر]] شود مثل کسی است که تمام [[پیمبران]] را [[انکار]] کرده باشد. زیرا [[اطاعت]] آخرین فرد ما مثل [[اطاعت]] اولین فرد ماست و [[منکر]] آخرین فرد ما مثل [[منکر]] اولین فرد ماست. بدانید که: فرزندم غیبتی خواهد داشت که تمام [[مردم]]، جز کسانی که [[خدا]] نگهداریشان کند، در شک واقع می‌شوند<ref>{{عربی|"موسی بن جعفر البغدادی قال سمعت ابا محمد الحسن بن علی یقول: کانی بکم و قد اختلفتم فی الخلف منی: اما ان المقر بالائمة بعد رسول الله المنکر لولدی کمن اقر بجمیع انبیاء الله و رسله ثم انکر نبوة محمد رسول الله، و المنکر لرسول الله کمن انکر جمیع الانبیاء لان طاعة آخرنا کطاعة اولنا و المنکر لاخرنا کالمنکر لاولنا، اما ان لولدی غیبة یرتاب فیه الناس الا من عصمه الله"}}؛ تفسیر سوره کوثر.</ref>.