←نظام سیاسی ـ اجتماعی و اخلاقی
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
[[عرب]] بیابانی برای ابراز [[قدرت]] خود [[عادت]] کرده بود بلند سخن بگوید و کمتر [[مهربان]]، خوش [[اخلاق]] و [[خنده]] رو باشد و در وصف [[کرم]]، [[شجاعت]] و دیگر صفات نیکوی خود [[مبالغه]] کند<ref>الرسائل، ص ۴۷۷، ۵۲۲؛ المفصل، ج ۴، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۹.</ref>. برخی با توجه به [[روحیات]] [[عرب]] بیابانی از او با عنوان {{عربی|عُبَیّة الجاهلیه}} یاد کرده است<ref>المفصل، ج ۴، ص ۲۹۱.</ref>.<ref>ر. ک: [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[جاهلیت (مقاله)|مقاله «جاهلیت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]].</ref> | [[عرب]] بیابانی برای ابراز [[قدرت]] خود [[عادت]] کرده بود بلند سخن بگوید و کمتر [[مهربان]]، خوش [[اخلاق]] و [[خنده]] رو باشد و در وصف [[کرم]]، [[شجاعت]] و دیگر صفات نیکوی خود [[مبالغه]] کند<ref>الرسائل، ص ۴۷۷، ۵۲۲؛ المفصل، ج ۴، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۹.</ref>. برخی با توجه به [[روحیات]] [[عرب]] بیابانی از او با عنوان {{عربی|عُبَیّة الجاهلیه}} یاد کرده است<ref>المفصل، ج ۴، ص ۲۹۱.</ref>.<ref>ر. ک: [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[جاهلیت (مقاله)|مقاله «جاهلیت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]].</ref> | ||
[[قبیله]] چنان که یک واحد [[اجتماعی]] به شمار میرفت، یک واحد [[سیاسی]] نیز محسوب میشد. [[اهل]] مدر (یا [[شهر]] نشینان) برخی از مهمترین ارکان [[دولت]]، یعنی [[حاکمیت]] و [[جمعیت]] و [[سرزمین]] را دارا بودند؛ از این رو، نوعی [[اعمال قدرت]] و حاکمیت نیز در میان آنان وجود داشته است، اما به لحاظ فقدان [[اندیشه سیاسی]]، فاقد [[حکومت]] بودند. برای مثال، در [[حجاز]] قبائل مختلفی وجود داشتند که مهمترین و قدرتمندترین آنها [[قریش]] بود و مهمترین [[مناصب]] [[کعبه]] را در [[اختیار]] داشتند و با اینکه بر قبائل دیگر مسلط بودند؛ ولی حکومت نداشتند. اما اهل وَبَر و عرب بَدَوی، به جهت [[زندگی]] چادرنشینی و کمبود آب و [[غذا]]، ناچار پیوسته در حال جابهجایی و فاقد اصلیترین رکن حکومت، یعنی سرزمین بودند؛ از این رو، حاکمیت در میان آنان معنا نداشت و به همین جهت نه تنها [[حکومتی]] نداشتند، که پیرو حکومت خاصی هم نبودند. بنابراین، نظام سیاسی [[عرب پیش از اسلام]] مبتنی بر قبیله بود. محدویت منابع طبیعی، پراکندگی جمعیتی و نداشتن اندیشه سیاسی، سبب تشکیل نشدن دولت در حجاز بود، از این رو، با همه تفاوتهایی که قبائل [[عرب]] در محیطهای جغرافیایی و [[روحیات]] [[اجتماعی]] دارا بودند، اما [[ساختار سیاسی]] آنان مشابه بود. | |||
با این حال، دولتهایی مانند [[دولت]] مَعینیان (۱۳۰۰ تا ۶۳۰ ق. م)<ref>دولت معینیان به دست سبأ منقرض شد. پایتخت دولت سبأ مآرب بوده است. در سورههای سبأ، آیات ۱۵ و ۱ و نمل، آیه ۲۱ به قوم سبأ اشاره شده است. دولت حِمیر با استفاده از اختلاف سبأ آنان را شکست داده و خود بر اریکه قدرت تکیه زد و در طول مدت حکومت خود رومیان را شکست داد، اما از حبشیان شکست خورد.</ref>، سبائیان (سبأیان) (۸۰۰ ق. م تا ۱۱۵م) دولت [[حضرموت]] (هم عصر مَعینیان) و دولت [[حمیریان]] (۱۱۵م تا ۵۲۵م) در جنوب [[عربستان]] وجود داشتند که دارای [[تمدن]] با شکوهی بودند. این [[دولتها]]، به طور معمول از نظر [[دینی]] [[بت]] پرست بودند و [[اقتصاد]]، [[سیاست]] و [[دین]] در آنها به هم گره خورده بود. متولیان دین، بیشتر [[کاهنان]] [[سیاستمداری]] بودند که اقتصاد در دست آنان بود. آنان افزون بر داشتن [[اموال]] زیاد، نذورات [[مردم]] را نیز دریافت میکردند<ref>سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ص۷۵-۹۸؛ و نیز ر.ک: نبیه عاقل، تاریخ العرب القدیم، ص۸۲-۱۰۸.</ref>. | |||
در شمال عربستان نیز میتوان به دولتهای تَدمُر (۳۰۰ ق. م)<ref>ر.ک: نبیه عاقل، تاریخ العرب القدیم، ص۱۲۵ ـ ۱۵۰.</ref> و نبطیها<ref>نبط، به معنای آب است؛ علت نامگذاری اینها نیز آن است که ایشان در مناطقی میان عراق و شام که پر آب بوده زندگی میکردند (ر.ک: نبیه عاقل، تاریخ العرب القدیم، ص۱۰۹-۱۲۴).</ref> (۶ ق. م تا ۱۰۶ م) اشاره کرد<ref>حتی، تاریخ عرب، ص۱۰۹؛ سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ص۱۲۵-۱۵۳.</ref>. | |||
در منطقه [[عراق]] نیز دولتهای [[حیره]] (نامگذاری به اعتبار نام مکان)<ref>حائر و حیره، به معنای جایی است که آب در آن جمع میشود و حیره قدیم همین نجف فعلی است.</ref>، لَخمیان (به اعتبار نام [[قبیله]]) و مُنذریان (به اعتبار [[شغل]]) از اوائل [[قرن سوم]] تا ۶۲۰ م، وجود داشتند<ref>سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ص۱۷۵ - ۲۲۵.</ref>. لخیمان همپیمان [[ایرانیان]] بودند و [[غسانیان]] (۵۱۸ - ۶۱۴ م)<ref>غسانیان از قبائل یمنی هستند که پس از خراب شدن سد مآرب (مأرِب) از یمن به شمال آمدند و در شرق اُردن مستقر شدند.</ref> همپیمان [[رومیان]]<ref>ر.ک: نبیه عاقل، تاریخ العرب القدیم، ص۱۵۰-۲۰۰.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ اسلام]]، ج۱، ص۲۶.</ref> | |||
=== نظام فرهنگی === | === نظام فرهنگی === | ||