پرش به محتوا

جهان گشایی امام مهدی چگونه است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - '== منبع‌شناسی جامع مهدویت ==↵{{منبع جامع}}↵* کتاب‌شناسی مهدویت؛↵* مقاله‌شناسی مهدویت؛↵* پایان‌نامه‌شناسی مهدویت.↵{{پایان منبع جامع}}↵' به '')
 
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات پرسش
{{جعبه اطلاعات پرسش
| موضوع اصلی = [[مهدویت (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت]]
| موضوع اصلی = [[مهدویت (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت]]
| موضوع فرعی = جهان گشایی [[امام مهدی]]{{ع}} چگونه است؟
| تصویر = 7626626268.jpg
| تصویر = 7626626268.jpg
| اندازه تصویر = 200px
| مدخل بالاتر = [[مهدویت]] / [[عصر ظهور امام مهدی]] / [[رخدادهای عصر ظهور امام مهدی]]  
| مدخل بالاتر = [[مهدویت]] / [[عصر ظهور امام مهدی]] / [[رخدادهای عصر ظهور امام مهدی]]  
| مدخل اصلی =  
| مدخل اصلی =  
خط ۹: خط ۷:
| تعداد پاسخ = ۱
| تعداد پاسخ = ۱
}}
}}
'''جهان گشایی [[امام مهدی]]{{ع}} چگونه است؟''' یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث '''[[مهدویت (پرسش)|مهدویت]]''' است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[مهدویت]]''' مراجعه شود.
'''جهان گشایی [[امام مهدی]] {{ع}} چگونه است؟''' یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث '''[[مهدویت (پرسش)|مهدویت]]''' است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[مهدویت]]''' مراجعه شود.


== پاسخ نخست ==
== پاسخ نخست ==
خط ۱۵: خط ۱۳:
آیت الله '''[[نجم‌الدین طبسی]]''' در کتاب ''«[[چشم اندازی به حکومت مهدی (کتاب)|چشم اندازی به حکومت مهدی]]»'' در این‌باره گفته است:
آیت الله '''[[نجم‌الدین طبسی]]''' در کتاب ''«[[چشم اندازی به حکومت مهدی (کتاب)|چشم اندازی به حکومت مهدی]]»'' در این‌باره گفته است:


«درباره عملیات نظامی‌ [[حضرت مهدی]]{{ع}} و گشودن [[شهرها]] و کشورها، [[روایات]] بر دو گونه است: بعضی [[روایات]] سخن از گشودن شرق وغرب، جنوب و [[قبله]] و سرانجام همه [[جهان]] به میان آورده است و برخی [[روایات]] دیگر، به گشودن سرزمین‌های معینی از [[جهان]] اشاره دارد. جای [[شک]] وتردید نیست که [[حضرت]] همه [[جهان]] را تحت سیطره و [[حکومت]] خود می‌آورد؛ ولی این که چرا از بعضی [[شهرها]] نام برده شده است، شاید به لحاظ اهمیتی باشد که آن [[شهرها]] در آن روزگار پیدا خواهند کرد. این اهمیت برای این است که آنها از قدرت‌های آن روزگار به حساب می‌آیند وسرزمین‌هایی از [[جهان]] را تحت نفوذ خود دارند یا آن سرزمین‌ها منطقه پهناوری هستند که بخش بزرگی از جمعیت را در خود جای داده اند ویا این که [[قبله]] آمال [[پیروان]] یکی از [[مذاهب]] وادیان می‌باشند؛ به طوری که اگر آن شهر سقوط کند، همه [[پیروان]] آن [[آیین]] [[تسلیم]] می‌شوند یا به سبب اهمیت نظامی‌ واستراتژیکی آن است؛ به طوری که با سقوط آن، عملیات [[دشمن]] مختل شده، زمینه برای تهاجم نیروهای [[حضرت]] فراهم می‌گردد. [[برگزیدن]] شهر [[مکه]] به عنوان نقطه آغاز [[قیام]]، پس [[برگزیدن]] [[عراق]] و [[کوفه]] به عنوان مرکزیت [[سیاسی]] - نظامی‌ [[حکومت]] و حرکت به سوی [[شام]] و گشودن [[بیت المقدس]]، شاید تأییدی بر این سخن باشد؛ زیرا امروزه اهمیت [[سیاسی]]، مذهبی و نظامی‌ این سه سرزمین بر کسی پوشیده نیست.
«درباره عملیات نظامی‌ [[حضرت مهدی]] {{ع}} و گشودن [[شهرها]] و کشورها، [[روایات]] بر دو گونه است: بعضی [[روایات]] سخن از گشودن شرق وغرب، جنوب و [[قبله]] و سرانجام همه [[جهان]] به میان آورده است و برخی [[روایات]] دیگر، به گشودن سرزمین‌های معینی از [[جهان]] اشاره دارد. جای [[شک]] وتردید نیست که [[حضرت]] همه [[جهان]] را تحت سیطره و [[حکومت]] خود می‌آورد؛ ولی این که چرا از بعضی [[شهرها]] نام برده شده است، شاید به لحاظ اهمیتی باشد که آن [[شهرها]] در آن روزگار پیدا خواهند کرد. این اهمیت برای این است که آنها از قدرت‌های آن روزگار به حساب می‌آیند وسرزمین‌هایی از [[جهان]] را تحت نفوذ خود دارند یا آن سرزمین‌ها منطقه پهناوری هستند که بخش بزرگی از جمعیت را در خود جای داده اند ویا این که [[قبله]] آمال [[پیروان]] یکی از [[مذاهب]] وادیان می‌باشند؛ به طوری که اگر آن شهر سقوط کند، همه [[پیروان]] آن [[آیین]] [[تسلیم]] می‌شوند یا به سبب اهمیت نظامی‌ واستراتژیکی آن است؛ به طوری که با سقوط آن، عملیات [[دشمن]] مختل شده، زمینه برای تهاجم نیروهای [[حضرت]] فراهم می‌گردد. [[برگزیدن]] شهر [[مکه]] به عنوان نقطه آغاز [[قیام]]، پس [[برگزیدن]] [[عراق]] و [[کوفه]] به عنوان مرکزیت [[سیاسی]] - نظامی‌ [[حکومت]] و حرکت به سوی [[شام]] و گشودن [[بیت المقدس]]، شاید تأییدی بر این سخن باشد؛ زیرا امروزه اهمیت [[سیاسی]]، مذهبی و نظامی‌ این سه سرزمین بر کسی پوشیده نیست.
* دسته اوّل از [[روایات]] درباره تسلّط [[حضرت]] بر سراسر [[جهان]] است که برخی عبارتند از: [[امام رضا|حضرت رضا]]{{ع}} از پدرانش [[نقل]] می‌کند که [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "وقتی مرا به [[معراج]] بردند... عرض کردم: پروردگارا! آیا اینان ([[امامان]]) پس از من [[جانشینان]] من خواهند بود؟ ندا آمد:‌ای [[محمد]]! آری، اینان [[دوستان]] وبرگزیدگان وحجّت‌های من پس از تو بر بندگانم می‌باشند و [[جانشینان]] و [[بهترین]] بندگانم پس از تو خواهند بود. به [[عزّت]] و جلالم [[سوگند]]، [[دین]] و آیینم را به وسیله آنان به افراد [[بشر]] غالب می‌سازم و کلمه [[الله]] را به وسیله آنان [[برتری]] می‌بخشم و به وسیله آخرین آنان، [[زمین]] را از وجود سرکشان و گنهکاران [[پاک]] می‌کنم و [[فرمانروایی]] شرق وغرب را به او می‌دهم"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۱، ص ۳۶۶؛ عیون أخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۶۲؛ بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۳۴۶</ref>. در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ }}<ref> آنان که اگر در زمین حاکمشان گردانیم، نماز را به پا می‌دارند وزکات می‌دهند؛ سوره حج: آیه: ۴۱.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "این [[آیه]] مربوط به [[آل محمد]]{{صل}} و آخرین [[امامان]] است. [[خداوند]] شرق وغرب [[زمین]] را در [[اختیار]] ونفوذ [[حضرت مهدی]]{{ع}} و یارانش قرار می‌دهد"<ref>تفسیر برهان، ج ۲، ص ۹۶؛ ینابیع المودّه، ص ۴۲۵؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱</ref>. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: "[[مهدی]] از [[فرزندان]] من است وبه دست او [[خداوند]] شرق وغرب [[زمین]] را می‌گشاید"<ref>احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۲۵۹؛ ینابیع المودّه، ص ۴۸۷؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۸؛ الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۲۱۸</ref>. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: "هنگامی‌ که [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[ظهور]] کند، [[خداوند]] [[دین]] را به [[جایگاه]] اصلی‌اش باز می‌گرداند و پیروزی‌های درخشانی برای او وبه دست او انجام می‌دهد. در آن روزگار کسی بر روی [[زمین]] نمی‌ماند، مگر آن که [[مسلمان]] باشد و کلمه لا إله إلّا [[الله]] را بر زبان داشته باشد"<ref>عقد الدرر، ص ۲۲۲؛ فرائد فوائد الفکر، ص ۹</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: "[[امام مهدی|حضرت قائم]] از ماست وگسترش [[فرمانروایی]] آن [[حضرت]] شرق وغرب را فرا می‌گیرد"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۱، ص ۳۳۱؛ الفصول المهمّه، ص ۲۸۴؛ اسعاف الراغبین، ص ۱۴۰</ref>. نیز می‌فرماید: "[[هنگام قیام]] [[امام مهدی|حضرت قائم]]{{ع}}، [[خداوند]] [[اسلام]] را بر همه [[ادیان]] پیروز می‌کند"<ref>ینابیع المودّه، ص ۴۲۳</ref>. از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] شده است: "[[حضرت مهدی]]{{ع}}، لشکریانش را به سراسر [[زمین]] گسیل می‌دارد"<ref>القول المختصر، ص ۲۳</ref>. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: "اگر از زندگانی و پایان [[دنیا]] جز یک روز باقی نمانده باشد،... [[خداوند]] [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} را می‌فرستد وبه وسیله او، [[عظمت]] را به [[دین]] باز می‌گرداند وپیروزی‌های درخشانی برای او وبه دست او انجام می‌دهد. در آن روزگار کسی بر کره خاکی نیست جز آن که ذکر لا إله إلا [[الله]] بر زبان دارد"<ref>عیون أخبار الرضا، ص ۶۵؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۳۴۶؛ الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۲۱۸</ref>. [[جابر بن عبدالله انصاری]] می‌گوید: [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} می‌فرمود: "[[ذوالقرنین]]، بنده‌ای [[شایسته]] بود که [[خداوند]]، او را بر بندگانش [[حجّت]] قرار داد. وی [[قوم]] خود را به سوی [[خدا]] [[دعوت]] کرد و به [[تقوا]] [[دستور]] داد؛ ولی آنان بر سرش ضربه‌ای زدند واو مدّتی از آنان پنهان شد؛ به طوری که آنان گمان بردند که مرده است. پس از مدّتی نزد قومش بازگشت؛ ولی باز بر سمْت دیگر سرش ضربه‌ای زدند. در میان شما شخصی است که به سنّت [[رفتار]] می‌کند. خدای عزّوجلّ، برای [[ذوالقرنین]] در [[زمین]] اقتداری فراهم آورد واز هر چیز، وسیله‌ای برای او قرار داد واو را به شرق وغرب [[جهان]] رساند. [[خداوند متعال]]، [[رفتار]] وروش او را پیرامون [[امام غائب]]{{ع}} - که از [[فرزندان]] من است - جاری می‌کند واو را به شرق وغرب [[زمین]] می‌رساند وهیچ آبگاه ومنزلی در کوه وبیابان باقی نمی‌ماند که [[ذوالقرنین]] بر آن گام نهاده باشد، جز آن که او گام می‌نهد. [[خداوند]] برای او گنج‌ها ومعادن [[زمین]] را آشکار می‌سازد وبا ایجاد [[ترس]] در [[دل]] [[دشمن]]، او را [[یاری]] می‌دهد وزمین را به وسیله او پر از [[عدل]] وداد می‌کند؛ چنان که قبل از [[قیام]] پر از [[جور]] وستم شده است"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۳۹۴؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۳، ۳۳۶؛ الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۲۱۸؛ ر. ک: ابن حمّاد، فتن، ص ۹۵؛ صراط المستقیم، ج ۲، ص ۲۵۰، ۲۶۲؛ مفید، ارشاد، ص ۳۶۲؛ اعلام الوری، ص ۴۳۰</ref>
* دسته اوّل از [[روایات]] درباره تسلّط [[حضرت]] بر سراسر [[جهان]] است که برخی عبارتند از: [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}} از پدرانش [[نقل]] می‌کند که [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: "وقتی مرا به [[معراج]] بردند... عرض کردم: پروردگارا! آیا اینان ([[امامان]]) پس از من [[جانشینان]] من خواهند بود؟ ندا آمد:‌ای [[محمد]]! آری، اینان [[دوستان]] وبرگزیدگان وحجّت‌های من پس از تو بر بندگانم می‌باشند و [[جانشینان]] و [[بهترین]] بندگانم پس از تو خواهند بود. به [[عزّت]] و جلالم [[سوگند]]، [[دین]] و آیینم را به وسیله آنان به افراد [[بشر]] غالب می‌سازم و کلمه [[الله]] را به وسیله آنان [[برتری]] می‌بخشم و به وسیله آخرین آنان، [[زمین]] را از وجود سرکشان و گنهکاران [[پاک]] می‌کنم و [[فرمانروایی]] شرق وغرب را به او می‌دهم"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۱، ص ۳۶۶؛ عیون أخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۶۲؛ بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۳۴۶</ref>. در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ }}<ref> آنان که اگر در زمین حاکمشان گردانیم، نماز را به پا می‌دارند وزکات می‌دهند؛ سوره حج: آیه: ۴۱.</ref>. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "این [[آیه]] مربوط به [[آل محمد]] {{صل}} و آخرین [[امامان]] است. [[خداوند]] شرق وغرب [[زمین]] را در [[اختیار]] ونفوذ [[حضرت مهدی]] {{ع}} و یارانش قرار می‌دهد"<ref>تفسیر برهان، ج ۲، ص ۹۶؛ ینابیع المودّه، ص ۴۲۵؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱</ref>. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} می‌فرماید: "[[مهدی]] از [[فرزندان]] من است وبه دست او [[خداوند]] شرق وغرب [[زمین]] را می‌گشاید"<ref>احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۲۵۹؛ ینابیع المودّه، ص ۴۸۷؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۸؛ الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۲۱۸</ref>. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} می‌فرماید: "هنگامی‌ که [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] کند، [[خداوند]] [[دین]] را به [[جایگاه]] اصلی‌اش باز می‌گرداند و پیروزی‌های درخشانی برای او وبه دست او انجام می‌دهد. در آن روزگار کسی بر روی [[زمین]] نمی‌ماند، مگر آن که [[مسلمان]] باشد و کلمه لا إله إلّا [[الله]] را بر زبان داشته باشد"<ref>عقد الدرر، ص ۲۲۲؛ فرائد فوائد الفکر، ص ۹</ref>. [[امام باقر]] {{ع}} می‌فرماید: "[[امام مهدی|حضرت قائم]] از ماست وگسترش [[فرمانروایی]] آن [[حضرت]] شرق وغرب را فرا می‌گیرد"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۱، ص ۳۳۱؛ الفصول المهمّه، ص ۲۸۴؛ اسعاف الراغبین، ص ۱۴۰</ref>. نیز می‌فرماید: "[[هنگام قیام]] [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}}، [[خداوند]] [[اسلام]] را بر همه [[ادیان]] پیروز می‌کند"<ref>ینابیع المودّه، ص ۴۲۳</ref>. از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] شده است: "[[حضرت مهدی]] {{ع}}، لشکریانش را به سراسر [[زمین]] گسیل می‌دارد"<ref>القول المختصر، ص ۲۳</ref>. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} می‌فرماید: "اگر از زندگانی و پایان [[دنیا]] جز یک روز باقی نمانده باشد،... [[خداوند]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} را می‌فرستد وبه وسیله او، [[عظمت]] را به [[دین]] باز می‌گرداند وپیروزی‌های درخشانی برای او وبه دست او انجام می‌دهد. در آن روزگار کسی بر کره خاکی نیست جز آن که ذکر لا إله إلا [[الله]] بر زبان دارد"<ref>عیون أخبار الرضا، ص ۶۵؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۳۴۶؛ الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۲۱۸</ref>. [[جابر بن عبدالله انصاری]] می‌گوید: [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} می‌فرمود: "[[ذوالقرنین]]، بنده‌ای [[شایسته]] بود که [[خداوند]]، او را بر بندگانش [[حجّت]] قرار داد. وی [[قوم]] خود را به سوی [[خدا]] [[دعوت]] کرد و به [[تقوا]] [[دستور]] داد؛ ولی آنان بر سرش ضربه‌ای زدند واو مدّتی از آنان پنهان شد؛ به طوری که آنان گمان بردند که مرده است. پس از مدّتی نزد قومش بازگشت؛ ولی باز بر سمْت دیگر سرش ضربه‌ای زدند. در میان شما شخصی است که به سنّت [[رفتار]] می‌کند. خدای عزّوجلّ، برای [[ذوالقرنین]] در [[زمین]] اقتداری فراهم آورد واز هر چیز، وسیله‌ای برای او قرار داد واو را به شرق وغرب [[جهان]] رساند. [[خداوند متعال]]، [[رفتار]] وروش او را پیرامون [[امام غائب]] {{ع}} - که از [[فرزندان]] من است - جاری می‌کند واو را به شرق وغرب [[زمین]] می‌رساند وهیچ آبگاه ومنزلی در کوه وبیابان باقی نمی‌ماند که [[ذوالقرنین]] بر آن گام نهاده باشد، جز آن که او گام می‌نهد. [[خداوند]] برای او گنج‌ها ومعادن [[زمین]] را آشکار می‌سازد وبا ایجاد [[ترس]] در [[دل]] [[دشمن]]، او را [[یاری]] می‌دهد وزمین را به وسیله او پر از [[عدل]] وداد می‌کند؛ چنان که قبل از [[قیام]] پر از [[جور]] وستم شده است"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۳۹۴؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۳، ۳۳۶؛ الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۲۱۸؛ ر. ک: ابن حمّاد، فتن، ص ۹۵؛ صراط المستقیم، ج ۲، ص ۲۵۰، ۲۶۲؛ مفید، ارشاد، ص ۳۶۲؛ اعلام الوری، ص ۴۳۰</ref>
* دسته دیگری از [[روایات]] به گشودن شهرهای مخصوصی اشاره دارد که به گفتن چند [[روایت]] در این زمینه بسنده می‌کنیم: [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} درباره حرکت [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} به سوی [[شام]] می‌فرماید: "به [[دستور]] [[حضرت مهدی]]{{ع}}، امکانات حمل ونقل [[لشکریان]] فراهم می‌شود. پس از این [[فرمان]]، چهارصد [[کشتی]] ساخته می‌شود ودر کنار ساحل [[عکا]] پهلو می‌گیرند. از سویی، [[کشور]] [[روم]] با صد [[صلیب]] - که همراه هر [[صلیب]] ده هزار نفر نیرو است - بیرون می‌آیند وبا نیزه‌ها (و [[سلاح]]) خود طرسوس را می‌گشایند. [[حضرت]] با سپاهیانش به آن جا می‌رسند واز آنان به قدری می‌کشند که [[آب]] [[فرات]] تغییر رنگ می‌دهد وساحل از اجساد آنان، بوی تعفّن می‌گیرد. (با شنیدن این خبر) کسانی که در [[کشور]] [[روم]] مانده‌اند، به [[انطاکیه]] می‌گریزند"<ref>ابن حمّاد، فتن، ص ۱۱۶؛ عقد الدرر، ص ۱۸۹</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "هنگامی‌ که [[امام مهدی|حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] کند... لشکری به [[قسطنطنیه]] می‌فرستد. چون آنان به خلیج برسند، جمله‌ای بر روی پاهای خود می‌نویسند واز روی [[آب]] می‌گذرند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۵</ref>.[[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: "اگر از [[دنیا]] جز یک روز نماند، به طور حتم، [[خداوند]] مردی از [[عترت]] مرا می‌فرستد که همنام من است و پیشانی او می‌درخشد، او [[قسطنطنیه]] وجبل [[دیلم]] را می‌گشاید"<ref>فردوس الاخبار، ج ۳، ص ۸۳؛ شافعی، بیان، ص ۱۳۷؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۲۲۹ وج ۱۹، ص ۶۶۰</ref>. [[حذیفه]] می‌گوید: "[[قسطنطنیه]]، [[دیلم]] و [[طبرستان]] گشوده نمی‌شود، مگر به دست مردی از [[بنی هاشم]]"<ref>ابن ابی شیبه، مصنّف، ج ۱۳، ص ۱۸</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: "هنگامی‌ که [[امام مهدی|حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] کند، [[قسطنطنیه]]، چین<ref>صین (چین) به آسیای شرقی گفته می‌شود وشامل شوروی سابق، هند، نپال، برمه، ویتنام، ژاپن ودریای چین وکره می‌شود (المنجد)</ref> وکوه‌های [[دیلم]] را گشوده، مدّت هفت سال [[فرمانروایی]] می‌کند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۹؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۳۵۲؛ الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۴۰۰</ref>. [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]]{{ع}} و یارانش حرکت می‌کنند تا این که وارد [[قسطنطنیه]] می‌شوند وبه جایی که [[پادشاه روم]] سکونت دارد می‌روند وسه گنج را از آن جا بیرون می‌آورند؛ گنجی از جواهرات، گنجی از طلا، وگنجی از نقره، آن گاه [[حضرت]] [[اموال]] وغنیمت‌ها را بین [[لشکریان]] تقسیم می‌کند" <ref>الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۱۶۲</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: "[[امام مهدی|حضرت قائم]]{{ع}}، سه [[پرچم]] را برای (عملیات در) سه نقطه آماده می‌سازد؛ پرچمی‌ را به [[قسطنطنیه]]<ref>قسطنطنیه شهری در ترکیه است، که در قرن هفتم قبل از میلاد ساخته شده ومدّتی پایتخت امپراتوری روم بوده است؛ معجم البلدان، ج ۴، ص ۳۴۷؛ اعلام المنجد، ص ۲۸</ref> گسیل می‌دارد وخداوند آن جا را برای او می‌گشاید؛ [[پرچم]] دیگری را برای چین می‌فرستد وآن جا نیز [[حضرت]] گشوده می‌گردد وپرچم سوم را برای کوه‌های [[دیلم]]<ref>دیلم نام سرزمینی در بخش کوهستانی گیلان که در شمال قزوین قرار گرفته است؛ معجم البلدان، ج ۱، ص ۹۹؛ اعلام المنجد، ص ۲۲۷؛ برهان قاطع، ج ۱، ص ۵۷۰</ref> می‌فرستند وآن جا به [[تصرف]] نیروهایش در می‌آید"<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۸۵؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۸؛ ر. ک: بحارالانوار، ج ۵۴، ص ۳۳۲، حدیث های شماره: ۱، ۶، ۱۱، ۱۴، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۳۴، ۳۵، ۳۶، ۴۶</ref>. [[حذیفه]] می‌گوید: بلنجر<ref>خزر (شوروی سابق)؛ معجم البلدان، ج ۱، ص ۹۹؛ اعلام المنجد، ص ۲۱۴</ref> و کوه‌های دیلم گشوده نمی‌گردد، مگر به دست مردی از [[آل محمد]]{{صل}} <ref>عقد الدرر، ص ۱۲۳ به نقل از: ابن المنادی، ملاحم</ref>. [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} می‌فرماید: "... سپس [[حضرت مهدی]]{{ع}} با هزار [[کشتی]] از شهر [[قاطع]] به سوی شهر [[قدس]] شریف رهسپار می‌شود واز [[عکا]]، صور، غزّه وعسقلان<ref>شهری در شام، از توابع فلسطین وبر روی ساحل دریاست. این نقطه، بین دو شهر غزّه وبیت جبرین قرار گرفته است؛ معجم البلدان، ج ۳، ص ۶۷۳</ref> وارد سرزمین [[فلسطین]] می‌گردد، [[اموال]] وغنیمت‌ها را بیرون می‌آورد. سپس [[حضرت مهدی]]{{ع}} وارد [[قدس]] شریف شده، در آن جا فرود می‌آید وهمان جا اقامت می‌گزیند تا زمانی که [[دجّال]] ظاهر شود"<ref>عقد الدرر، ص ۲۰۱</ref>. [[ابو حمزه ثمالی]] می‌گوید: از [[امام باقر]]{{ع}} شنیدم که فرمود: "هنگامی‌ که [[قائم آل محمد]]{{صل}} [[ظهور]] می‌کند، به همراه او شمشیری است که آن را از نیام می‌کشد و [[خداوند]] به دست او سرزمین‌های [[روم]]<ref>روم اکنون پایتخت ایتالیاست. در آن روزگار مرکز حکومتی بود که پادشاهانی با نام رسمی قیصر بر آن حکومت می کردند وبر بخش بزرگی از جهان تسلّط داشتند، به طوری که گستره نفوذ آنان از دریای مدیترانه، شمال آفریقا، یونان، ترکیه، سوریه، لبنان تا فلسطین را در بر می گرفت وهمه این سرزمین ها را روم می نامیدند</ref>، چین، تُرک<ref>ترکستان در قاره آسیا قرار گرفته وبین چین وشوروی تقسیم شده است وشامل سین کیانغ از چین وترکمنستان، ازبکستان، تاشکند، تاجیکستان، قرنجیر، قزاقستان است؛ اعلام المنجد</ref>، [[دیلم]]، [[سند]]، [[هند]]<ref>شبه جزیره ای به شکل مثلث در جنوب آسیا است وشامل جمهوری هند، پاکستان، بوتان ونپال می باشد؛ برهان قاطع، ج ۱، ص ۷۰۳؛ اعلام المنجد، ص ۵۴۲</ref>، کابل، [[شام]]، وخزر را می‌گشاید"<ref>نعمانی، غیبة، ص ۱۰۸؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۸</ref>. [[ابن حجر]] می‌نویسد:... اوّلین پرچمی‌ را که [[حضرت مهدی]]{{ع}} برای [[جنگ]] می‌بندد، به تُرک روانه می‌کند<ref>القول المختصر، ص ۲۶</ref>. شاید منظور از [[سیف]] مخترط که در [[روایت]] ثمالی آمده است، کنایه از [[سلاح]] خاصی باشد که در دسترس [[حضرت مهدی]]{{ع}} قرار می‌گیرد؛ زیرا برای گشودن همه سرزمین‌ها - که نیاز به توان تهاجمی‌ فوق العاده‌ای دارد - سلاحی مناسب لازم است که [[برتر]] از همه سلاح‌ها باشد؛ به ویژه اگر بگوییم که آن [[حضرت]] فعّالیت‌های گوناگونی را ازطریق عادّی انجام می‌دهند. درباره گشودن [[هند]]، کعب می‌گوید: [[فرمانروایی]] که در [[بیت المقدس]] می‌باشد، سپاهی را به [[هند]] گسیل می‌دارد وآن جا را می‌گشاید. آن گاه آن [[سپاه]]، وارد [[خاک]] [[هند]] می‌شوند وگنج‌های آن جا را برای فرمانروای [[بیت المقدس]] می‌فرستند واو نیز آن جا را تزیین می‌کند وپادشاهان [[هند]] را به صورت [[اسیر]] نزد او می‌آورند. شرق وغرب [[زمین]] برای آنان گشوده می‌شود ونیروها در [[هند]] حضور خواهند داشت تا هنگامی‌که [[دجّال]] خروج کند<ref>عقد الدرر، ص ۹۷، ۳۱۹؛ ابن طاووس، ملاحم، ص ۸۱؛ حنفی، برهان، ص ۸۸</ref>. [[حذیفه]] می‌گوید: [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "[[طاهر]] [[فرزند]] اسماء با [[بنی اسرائیل]] جنگید وآنان را به [[اسارت]] گرفت و [[بیت المقدس]] را به [[آتش]] کشید ومقدار هزار وهفت صد (یا نُه صد) [[کشتی]] طلا وجواهرات را از آن جا به شهر [[رومیه]] آورد. به طور حتم، [[حضرت مهدی]]{{ع}} آنها را از آن شهر بیرون برده، به [[بیت المقدس]] باز می‌گرداند"<ref>عقد الدرر، ص ۲۰۱؛ شافعی، بیان، ص ۱۱۴؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۲۲۹</ref>. هر چند [[قیام]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} از [[مکه]] آغاز می‌شود، ولی سرزمین [[حجاز]]<ref>حجاز از شمال به خلیج عقبه، از مغرب به دریای سرخ، از مشرق به نجد واز جنوب به عسیر محدود می‌شود؛ اعلام المنجد، ص ۲۲۹ وبه نقل حموینی، از اعماق صنعا در یمن، تا شام را حجاز می نامند، و تبوک و فلسطین نیز جزو آن است؛ معجم البلدان</ref> را [[پس از ظهور]] می‌گشاید. [[امام باقر]] {{ع}} در این باره می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]]{{ع}} در [[مکه]] ظاهر می‌شود وخداوند، سرزمین [[حجاز]] را می‌گشاید وحضرت هر کس از [[بنی هاشم]] را که در زندان است، آزاد می‌سازد"<ref>ابن حمّاد، فتن، ص ۹۵؛ متقی هندی، برهان، ص ۱۴۱؛ ابن طاووس، ملاحم، ص ۶۴؛ القول المختصر، ص ۲۳</ref>. [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} درباره گشودن [[خراسان]] می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]]{{ع}} به حرکت خود ادامه می‌دهد تا این که [[خراسان]]<ref>خراسان در آن روزگار به سرزمین هایی از ایران، افغانستان وشوروی گفته می شد؛ اعلام المنجد، ص ۲۶۷</ref> را می‌گشاید وپس از آن دوباره به شهر [[مدینه]] بازمی‌گردد"<ref>الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۱۵۸</ref>. آن [[حضرت]] درباره گشودن [[ارمینیه]]<ref>ارمینیه در آسیای صغیر ومحدود به کوه های آرارات، قفقاز، ایران، ترکیه ورود فرات می باشد وروزگاری حکومتی مستقل داشت وپس از انقراض امپراتوری بیزانس، این سرزمین بین ایران، روس، وعثمانی ها تقسیم شد؛ المنجد، ص ۲۵</ref> به دست [[حضرت مهدی]]{{ع}} می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]]{{ع}} به حرکت خود ادامه می‌دهد تا این که به [[ارمینیه]] می‌رسد. چون [[مردم]] آن سرزمین او را می‌بینند، یکی از [[راهبان]] دانشمند را برای [[مذاکره]]، [[خدمت]] [[حضرت]] می‌فرستند. راهب به [[امام]]{{ع}} می‌گوید: آیا [[مهدی]] تو هستی؟ [[حضرت]] می‌فرماید: آری، منم؛ آن که نامم در [[انجیل]] آمده است وبشارت داده شده که در [[آخر زمان]]، [[ظهور]] می‌کنم. اوپرسش هایی را مطرح می‌کند و [[امام]]{{ع}} [[پاسخ]] می‌دهد. راهب [[مسیحی]]، [[اسلام]] می‌آورد؛ ولی ساکنان [[ارمینیه]]، [[سرپیچی]] وتمرّد می‌کنند. پس ازآن [[سپاهیان]] [[حضرت]] وارد شهر می‌شوند و پانصد هزار نفر از نیروهای [[مسیحی]] را نابود می‌سازند وخداوند با [[قدرت]] بی‌پایانش شهر آنان را بین [[آسمان]] و [[زمین]] معلّق می‌کند؛ به طوری که [[پادشاه]] واطرافیانش که در بیرون شهر مستقر شده اند، شهر را در وسط [[آسمان]] و [[زمین]] آویزان می‌بینند. [[پادشاه]] [[ارمینیه]] از [[ترس]] می‌گریزد و به اطرافیانش نیز [[دستور]] می‌دهد به پناهگاهی [[پناه]] برند. در بین راه، شیری راه را بر آنان می‌بندد وآنان هراسان، سلاح‌ها واموالی را که به همراه دارند، می‌اندازند وسربازان [[حضرت]] که در تعقیب آنان می‌باشند، [[اموال]] را می‌گیرند وبین خود تقسیم می‌کنند؛ به طوری که به هر یک، صد هزار [[دینار]] می‌رسد"<ref>المنجد،، ص ۱۶۲</ref>.
* دسته دیگری از [[روایات]] به گشودن شهرهای مخصوصی اشاره دارد که به گفتن چند [[روایت]] در این زمینه بسنده می‌کنیم: [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} درباره حرکت [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} به سوی [[شام]] می‌فرماید: "به [[دستور]] [[حضرت مهدی]] {{ع}}، امکانات حمل ونقل [[لشکریان]] فراهم می‌شود. پس از این [[فرمان]]، چهارصد [[کشتی]] ساخته می‌شود ودر کنار ساحل [[عکا]] پهلو می‌گیرند. از سویی، [[کشور]] [[روم]] با صد [[صلیب]] - که همراه هر [[صلیب]] ده هزار نفر نیرو است - بیرون می‌آیند وبا نیزه‌ها (و [[سلاح]]) خود طرسوس را می‌گشایند. [[حضرت]] با سپاهیانش به آن جا می‌رسند واز آنان به قدری می‌کشند که [[آب]] [[فرات]] تغییر رنگ می‌دهد وساحل از اجساد آنان، بوی تعفّن می‌گیرد. (با شنیدن این خبر) کسانی که در [[کشور]] [[روم]] مانده‌اند، به [[انطاکیه]] می‌گریزند"<ref>ابن حمّاد، فتن، ص ۱۱۶؛ عقد الدرر، ص ۱۸۹</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} می‌فرماید: "هنگامی‌ که [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} [[قیام]] کند... لشکری به [[قسطنطنیه]] می‌فرستد. چون آنان به خلیج برسند، جمله‌ای بر روی پاهای خود می‌نویسند واز روی [[آب]] می‌گذرند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۵</ref>.[[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} می‌فرماید: "اگر از [[دنیا]] جز یک روز نماند، به طور حتم، [[خداوند]] مردی از [[عترت]] مرا می‌فرستد که همنام من است و پیشانی او می‌درخشد، او [[قسطنطنیه]] وجبل [[دیلم]] را می‌گشاید"<ref>فردوس الاخبار، ج ۳، ص ۸۳؛ شافعی، بیان، ص ۱۳۷؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۲۲۹ وج ۱۹، ص ۶۶۰</ref>. [[حذیفه]] می‌گوید: "[[قسطنطنیه]]، [[دیلم]] و [[طبرستان]] گشوده نمی‌شود، مگر به دست مردی از [[بنی هاشم]]"<ref>ابن ابی شیبه، مصنّف، ج ۱۳، ص ۱۸</ref>. [[امام باقر]] {{ع}} می‌فرماید: "هنگامی‌ که [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} [[قیام]] کند، [[قسطنطنیه]]، چین<ref>صین (چین) به آسیای شرقی گفته می‌شود وشامل شوروی سابق، هند، نپال، برمه، ویتنام، ژاپن ودریای چین وکره می‌شود (المنجد)</ref> وکوه‌های [[دیلم]] را گشوده، مدّت هفت سال [[فرمانروایی]] می‌کند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۹؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۳۵۲؛ الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۴۰۰</ref>. [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]] {{ع}} و یارانش حرکت می‌کنند تا این که وارد [[قسطنطنیه]] می‌شوند وبه جایی که [[پادشاه روم]] سکونت دارد می‌روند وسه گنج را از آن جا بیرون می‌آورند؛ گنجی از جواهرات، گنجی از طلا، وگنجی از نقره، آن گاه [[حضرت]] [[اموال]] وغنیمت‌ها را بین [[لشکریان]] تقسیم می‌کند" <ref>الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۱۶۲</ref>. [[امام باقر]] {{ع}} می‌فرماید: "[[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}}، سه [[پرچم]] را برای (عملیات در) سه نقطه آماده می‌سازد؛ پرچمی‌ را به [[قسطنطنیه]]<ref>قسطنطنیه شهری در ترکیه است، که در قرن هفتم قبل از میلاد ساخته شده ومدّتی پایتخت امپراتوری روم بوده است؛ معجم البلدان، ج ۴، ص ۳۴۷؛ اعلام المنجد، ص ۲۸</ref> گسیل می‌دارد وخداوند آن جا را برای او می‌گشاید؛ [[پرچم]] دیگری را برای چین می‌فرستد وآن جا نیز [[حضرت]] گشوده می‌گردد وپرچم سوم را برای کوه‌های [[دیلم]]<ref>دیلم نام سرزمینی در بخش کوهستانی گیلان که در شمال قزوین قرار گرفته است؛ معجم البلدان، ج ۱، ص ۹۹؛ اعلام المنجد، ص ۲۲۷؛ برهان قاطع، ج ۱، ص ۵۷۰</ref> می‌فرستند وآن جا به [[تصرف]] نیروهایش در می‌آید"<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۸۵؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۸؛ ر. ک: بحارالانوار، ج ۵۴، ص ۳۳۲، حدیث های شماره: ۱، ۶، ۱۱، ۱۴، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۳۴، ۳۵، ۳۶، ۴۶</ref>. [[حذیفه]] می‌گوید: بلنجر<ref>خزر (شوروی سابق)؛ معجم البلدان، ج ۱، ص ۹۹؛ اعلام المنجد، ص ۲۱۴</ref> و کوه‌های دیلم گشوده نمی‌گردد، مگر به دست مردی از [[آل محمد]] {{صل}} <ref>عقد الدرر، ص ۱۲۳ به نقل از: ابن المنادی، ملاحم</ref>. [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} می‌فرماید: "... سپس [[حضرت مهدی]] {{ع}} با هزار [[کشتی]] از شهر [[قاطع]] به سوی شهر [[قدس]] شریف رهسپار می‌شود واز [[عکا]]، صور، غزّه وعسقلان<ref>شهری در شام، از توابع فلسطین وبر روی ساحل دریاست. این نقطه، بین دو شهر غزّه وبیت جبرین قرار گرفته است؛ معجم البلدان، ج ۳، ص ۶۷۳</ref> وارد سرزمین [[فلسطین]] می‌گردد، [[اموال]] وغنیمت‌ها را بیرون می‌آورد. سپس [[حضرت مهدی]] {{ع}} وارد [[قدس]] شریف شده، در آن جا فرود می‌آید وهمان جا اقامت می‌گزیند تا زمانی که [[دجّال]] ظاهر شود"<ref>عقد الدرر، ص ۲۰۱</ref>. [[ابو حمزه ثمالی]] می‌گوید: از [[امام باقر]] {{ع}} شنیدم که فرمود: "هنگامی‌ که [[قائم آل محمد]] {{صل}} [[ظهور]] می‌کند، به همراه او شمشیری است که آن را از نیام می‌کشد و [[خداوند]] به دست او سرزمین‌های [[روم]]<ref>روم اکنون پایتخت ایتالیاست. در آن روزگار مرکز حکومتی بود که پادشاهانی با نام رسمی قیصر بر آن حکومت می کردند وبر بخش بزرگی از جهان تسلّط داشتند، به طوری که گستره نفوذ آنان از دریای مدیترانه، شمال آفریقا، یونان، ترکیه، سوریه، لبنان تا فلسطین را در بر می گرفت وهمه این سرزمین ها را روم می نامیدند</ref>، چین، تُرک<ref>ترکستان در قاره آسیا قرار گرفته وبین چین وشوروی تقسیم شده است وشامل سین کیانغ از چین وترکمنستان، ازبکستان، تاشکند، تاجیکستان، قرنجیر، قزاقستان است؛ اعلام المنجد</ref>، [[دیلم]]، [[سند]]، [[هند]]<ref>شبه جزیره ای به شکل مثلث در جنوب آسیا است وشامل جمهوری هند، پاکستان، بوتان ونپال می باشد؛ برهان قاطع، ج ۱، ص ۷۰۳؛ اعلام المنجد، ص ۵۴۲</ref>، کابل، [[شام]]، وخزر را می‌گشاید"<ref>نعمانی، غیبة، ص ۱۰۸؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۸</ref>. [[ابن حجر]] می‌نویسد:... اوّلین پرچمی‌ را که [[حضرت مهدی]] {{ع}} برای [[جنگ]] می‌بندد، به تُرک روانه می‌کند<ref>القول المختصر، ص ۲۶</ref>. شاید منظور از [[سیف]] مخترط که در [[روایت]] ثمالی آمده است، کنایه از [[سلاح]] خاصی باشد که در دسترس [[حضرت مهدی]] {{ع}} قرار می‌گیرد؛ زیرا برای گشودن همه سرزمین‌ها - که نیاز به توان تهاجمی‌ فوق العاده‌ای دارد - سلاحی مناسب لازم است که [[برتر]] از همه سلاح‌ها باشد؛ به ویژه اگر بگوییم که آن [[حضرت]] فعّالیت‌های گوناگونی را ازطریق عادّی انجام می‌دهند. درباره گشودن [[هند]]، کعب می‌گوید: [[فرمانروایی]] که در [[بیت المقدس]] می‌باشد، سپاهی را به [[هند]] گسیل می‌دارد وآن جا را می‌گشاید. آن گاه آن [[سپاه]]، وارد [[خاک]] [[هند]] می‌شوند وگنج‌های آن جا را برای فرمانروای [[بیت المقدس]] می‌فرستند واو نیز آن جا را تزیین می‌کند وپادشاهان [[هند]] را به صورت [[اسیر]] نزد او می‌آورند. شرق وغرب [[زمین]] برای آنان گشوده می‌شود ونیروها در [[هند]] حضور خواهند داشت تا هنگامی‌که [[دجّال]] خروج کند<ref>عقد الدرر، ص ۹۷، ۳۱۹؛ ابن طاووس، ملاحم، ص ۸۱؛ حنفی، برهان، ص ۸۸</ref>. [[حذیفه]] می‌گوید: [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "[[طاهر]] [[فرزند]] اسماء با [[بنی اسرائیل]] جنگید وآنان را به [[اسارت]] گرفت و [[بیت المقدس]] را به [[آتش]] کشید ومقدار هزار وهفت صد (یا نُه صد) [[کشتی]] طلا وجواهرات را از آن جا به شهر [[رومیه]] آورد. به طور حتم، [[حضرت مهدی]] {{ع}} آنها را از آن شهر بیرون برده، به [[بیت المقدس]] باز می‌گرداند"<ref>عقد الدرر، ص ۲۰۱؛ شافعی، بیان، ص ۱۱۴؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۲۲۹</ref>. هر چند [[قیام]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} از [[مکه]] آغاز می‌شود، ولی سرزمین [[حجاز]]<ref>حجاز از شمال به خلیج عقبه، از مغرب به دریای سرخ، از مشرق به نجد واز جنوب به عسیر محدود می‌شود؛ اعلام المنجد، ص ۲۲۹ وبه نقل حموینی، از اعماق صنعا در یمن، تا شام را حجاز می نامند، و تبوک و فلسطین نیز جزو آن است؛ معجم البلدان</ref> را [[پس از ظهور]] می‌گشاید. [[امام باقر]] {{ع}} در این باره می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]] {{ع}} در [[مکه]] ظاهر می‌شود وخداوند، سرزمین [[حجاز]] را می‌گشاید وحضرت هر کس از [[بنی هاشم]] را که در زندان است، آزاد می‌سازد"<ref>ابن حمّاد، فتن، ص ۹۵؛ متقی هندی، برهان، ص ۱۴۱؛ ابن طاووس، ملاحم، ص ۶۴؛ القول المختصر، ص ۲۳</ref>. [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} درباره گشودن [[خراسان]] می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]] {{ع}} به حرکت خود ادامه می‌دهد تا این که [[خراسان]]<ref>خراسان در آن روزگار به سرزمین هایی از ایران، افغانستان وشوروی گفته می شد؛ اعلام المنجد، ص ۲۶۷</ref> را می‌گشاید وپس از آن دوباره به شهر [[مدینه]] بازمی‌گردد"<ref>الشیعة والرجعه، ج ۱، ص ۱۵۸</ref>. آن [[حضرت]] درباره گشودن [[ارمینیه]]<ref>ارمینیه در آسیای صغیر ومحدود به کوه های آرارات، قفقاز، ایران، ترکیه ورود فرات می باشد وروزگاری حکومتی مستقل داشت وپس از انقراض امپراتوری بیزانس، این سرزمین بین ایران، روس، وعثمانی ها تقسیم شد؛ المنجد، ص ۲۵</ref> به دست [[حضرت مهدی]] {{ع}} می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]] {{ع}} به حرکت خود ادامه می‌دهد تا این که به [[ارمینیه]] می‌رسد. چون [[مردم]] آن سرزمین او را می‌بینند، یکی از [[راهبان]] دانشمند را برای [[مذاکره]]، [[خدمت]] [[حضرت]] می‌فرستند. راهب به [[امام]] {{ع}} می‌گوید: آیا [[مهدی]] تو هستی؟ [[حضرت]] می‌فرماید: آری، منم؛ آن که نامم در [[انجیل]] آمده است وبشارت داده شده که در [[آخر زمان]]، [[ظهور]] می‌کنم. اوپرسش هایی را مطرح می‌کند و [[امام]] {{ع}} [[پاسخ]] می‌دهد. راهب [[مسیحی]]، [[اسلام]] می‌آورد؛ ولی ساکنان [[ارمینیه]]، [[سرپیچی]] وتمرّد می‌کنند. پس ازآن [[سپاهیان]] [[حضرت]] وارد شهر می‌شوند و پانصد هزار نفر از نیروهای [[مسیحی]] را نابود می‌سازند وخداوند با [[قدرت]] بی‌پایانش شهر آنان را بین [[آسمان]] و [[زمین]] معلّق می‌کند؛ به طوری که [[پادشاه]] واطرافیانش که در بیرون شهر مستقر شده اند، شهر را در وسط [[آسمان]] و [[زمین]] آویزان می‌بینند. [[پادشاه]] [[ارمینیه]] از [[ترس]] می‌گریزد و به اطرافیانش نیز [[دستور]] می‌دهد به پناهگاهی [[پناه]] برند. در بین راه، شیری راه را بر آنان می‌بندد وآنان هراسان، سلاح‌ها واموالی را که به همراه دارند، می‌اندازند وسربازان [[حضرت]] که در تعقیب آنان می‌باشند، [[اموال]] را می‌گیرند وبین خود تقسیم می‌کنند؛ به طوری که به هر یک، صد هزار [[دینار]] می‌رسد"<ref>المنجد،، ص ۱۶۲</ref>.
* بخش دیگری از [[جهان]] گشایی‌های [[حضرت]] در شهرهای [[زنج]] است. [[امام علی|حضرت امیر]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]]{{ع}} به پیشروی خود ادامه می‌دهد تا این که به شهر [[زنج]] کبری می‌رسد. در آن شهر هزار بازار است ودر هر یک از بازارها، هزار مغازه وجود دارد وحضرت آن شهر را می‌گشاید<ref>المنجد،، ص ۱۶۴</ref>. [[حضرت]] پس از گشودن آن جا، عازم شهری به نام [[قاطع]] - که به صورت جزیره وبر روی دریاست - می‌شود"<ref>المنجد، ج ۱، ص ۱۶۴؛ ر. ک: عقد الدرر، ص ۲۰۰؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۲۲۹</ref>. [[امام باقر|حضرت باقر]]{{ع}} درباره اعزام [[لشکریان]] [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} به سراسر [[جهان]] می‌فرماید: "گویا [[امام مهدی|حضرت قائم]]{{ع}} را می‌بینم که سربازانش را به سراسر [[جهان]] گسیل می‌دارد"<ref>مفید، ارشاد، ص ۳۴۱؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۷</ref>. نیز آن [[حضرت]] می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]]{{ع}} [[لشکریان]] خود را برای گرفتن [[بیعت]]، به سراسر [[جهان]] می‌فرستد وستم وستمگر را نابود می‌کند وشهرهای گشوده شده، برای او تثبیت می‌گردد وخداوند به دست مبارکش، [[قسطنطنیه]] را می‌گشاید"<ref>ابن طاووس، ملاحم، ص ۶۴؛ الفتاوی الحدیثیه، ص ۳۱</ref>»<ref>[[نجم‌الدین طبسی|طبسی؛ نجم‌الدین]]، [[چشم اندازی به حکومت مهدی (کتاب)|چشم اندازی به حکومت مهدی]]، ص ۸۰ - ۸۲.</ref>.
* بخش دیگری از [[جهان]] گشایی‌های [[حضرت]] در شهرهای [[زنج]] است. [[امام علی|حضرت امیر]] {{ع}} در این باره می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]] {{ع}} به پیشروی خود ادامه می‌دهد تا این که به شهر [[زنج]] کبری می‌رسد. در آن شهر هزار بازار است ودر هر یک از بازارها، هزار مغازه وجود دارد وحضرت آن شهر را می‌گشاید<ref>المنجد،، ص ۱۶۴</ref>. [[حضرت]] پس از گشودن آن جا، عازم شهری به نام [[قاطع]] - که به صورت جزیره وبر روی دریاست - می‌شود"<ref>المنجد، ج ۱، ص ۱۶۴؛ ر. ک: عقد الدرر، ص ۲۰۰؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۲۲۹</ref>. [[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}} درباره اعزام [[لشکریان]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} به سراسر [[جهان]] می‌فرماید: "گویا [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} را می‌بینم که سربازانش را به سراسر [[جهان]] گسیل می‌دارد"<ref>مفید، ارشاد، ص ۳۴۱؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۷</ref>. نیز آن [[حضرت]] می‌فرماید: "[[حضرت مهدی]] {{ع}} [[لشکریان]] خود را برای گرفتن [[بیعت]]، به سراسر [[جهان]] می‌فرستد وستم وستمگر را نابود می‌کند وشهرهای گشوده شده، برای او تثبیت می‌گردد وخداوند به دست مبارکش، [[قسطنطنیه]] را می‌گشاید"<ref>ابن طاووس، ملاحم، ص ۶۴؛ الفتاوی الحدیثیه، ص ۳۱</ref>»<ref>[[نجم‌الدین طبسی|طبسی؛ نجم‌الدین]]، [[چشم اندازی به حکومت مهدی (کتاب)|چشم اندازی به حکومت مهدی]]، ص ۸۰ - ۸۲.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
{{پرسمان رخدادهای عصر ظهور امام مهدی}}
{{پرسمان رخدادهای عصر ظهور امام مهدی}}


== پانویس ==
== پانویس ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش