امام حسین در زمان امامت امام حسن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '-،' به '-'
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-')
خط ۱۵: خط ۱۵:


== وصیت امام حسن {{ع}} به برادر و ماجراهای پیش از دفنش ==
== وصیت امام حسن {{ع}} به برادر و ماجراهای پیش از دفنش ==
[[محمد بن مسلم]] می‌گوید: شنیدم که [[امام باقر]] {{ع}} می‌فرماید: حسن {{ع}} هنگام احتضارش، به حسین {{ع}} فرمود: «ای برادر! من به تو سفارش می‌کنم و در [[حفظ]] آن بکوش. هنگامی که من [[مردم]]، مرا آماده کن و به سوی [[پیامبر]] {{صل}} ببر تا با او عهدی تازه کنم. سپس مرا به سوی مادرم [[فاطمه]]<ref>بر اساس برخی گزارش‌های دیگر منظور ایشان فاطمه بنت اسد، مادر امام علی {{ع}} و مادربزرگ امام حسن {{ع}} بوده است. این گزارش‌ها، با مخفی بودن قبر فاطمه زهرا {{س}} سازگارتر به نظر می‌رسند.</ref> ببر و آن‌گاه، مرا باز گردان و در [[بقیع]] به [[خاک]] بسپار.»... هنگامی که حسن {{ع}} [[قبض روح]] شد و بر تختش نهادند، او را به نمازگاه پیامبر {{صل}} بردند که پیامبر {{صل}} در آنجا بر جنازه‌ها [[نماز]] می‌خواند. حسین {{ع}} بر حسن {{ع}} نماز خواند. پس از نماز، جنازه را حرکت دادند و به درون [[مسجد]] بردند و چون بر [[قبر پیامبر]] {{صل}} نگاه داشته شد، به [[عایشه]] خبر رسید و به او گفته شد: آنها [[حسن بن علی]] را پیش می‌آورند تا در کنار پیامبر {{صل}} به خاک بسپارند. عایشه بلافاصله بر استری که فقط زین داشت - و او نخستین زنی بود که بر زین مرکب سوار شد [و در هودج ننشست]-، بیرون آمد و ایستاد و گفت: فرزندتان را از [[خانه]] من، دور کنید... ! سپس [[حسین]] {{ع}} به سوی [[قبر]] مادرش رفت و آن گاه، جنازه را بیرون آورد و در [[بقیع]] به [[خاک]] سپرد<ref>{{متن حدیث|سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}} يَقُولُ‏ لَمَّا حَضَرَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ {{ع}} الْوَفَاةُ قَالَ لِلْحُسَيْنِ {{ع}} يَا أَخِي إِنِّي أُوصِيكَ‏ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْهَا إِذَا أَنَا مِتُّ فَهَيِّئْنِي ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} لِأُحْدِثَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ اصْرِفْنِي إِلَى أُمِّي فاطِمَةَ {{س}} ثُمَّ رُدَّنِي فَادْفِنِّي بِالْبَقِيعِ... فَلَمَّا قُبِضَ الْحَسَنُ {{ع}} وَ وُضِعَ‏ عَلَى‏ سَرِيرِهِ‏ فَانْطَلَقُوا بِهِ إِلَى مُصَلَّى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} الَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ عَلَى الْجَنَائِزِ فَصَلَّى عَلَى الْحَسَنِ {{ع}} فَلَمَّا أَنْ صَلَّى عَلَيْهِ حُمِلَ فَأُدْخِلَ الْمَسْجِدَ فَلَمَّا أُوقِفَ عَلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} بَلَغَ عَائِشَةَ الْخَبَرُ وَ قِيلَ لَهَا إِنَّهُمْ قَدْ أَقْبَلُوا بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ لِيُدْفَنَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ فَخَرَجَتْ مُبَادِرَةً عَلَى بَغْلٍ بِسَرْجٍ فَكَانَتْ أَوَّلَ امْرَأَةٍ رَكِبَتْ فِي الْإِسْلَامِ سَرْجاً فَوَقَفَتْ وَ قَالَتْ نَحُّوا ابْنَكُمْ عَنْ بَيْتِي... قَالَ فَمَضَى الْحُسَيْنُ {{ع}} إِلَى قَبْرِ أُمِّهِ ثُمَ‏ أَخْرَجَهُ‏ فَدَفَنَهُ‏ بِالْبَقِيعِ‏}} (الکافی، ج۱، ص۳۰۲، ح۳).</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۲۰۴.</ref>
[[محمد بن مسلم]] می‌گوید: شنیدم که [[امام باقر]] {{ع}} می‌فرماید: حسن {{ع}} هنگام احتضارش، به حسین {{ع}} فرمود: «ای برادر! من به تو سفارش می‌کنم و در [[حفظ]] آن بکوش. هنگامی که من [[مردم]]، مرا آماده کن و به سوی [[پیامبر]] {{صل}} ببر تا با او عهدی تازه کنم. سپس مرا به سوی مادرم [[فاطمه]]<ref>بر اساس برخی گزارش‌های دیگر منظور ایشان فاطمه بنت اسد، مادر امام علی {{ع}} و مادربزرگ امام حسن {{ع}} بوده است. این گزارش‌ها، با مخفی بودن قبر فاطمه زهرا {{س}} سازگارتر به نظر می‌رسند.</ref> ببر و آن‌گاه، مرا باز گردان و در [[بقیع]] به [[خاک]] بسپار.»... هنگامی که حسن {{ع}} [[قبض روح]] شد و بر تختش نهادند، او را به نمازگاه پیامبر {{صل}} بردند که پیامبر {{صل}} در آنجا بر جنازه‌ها [[نماز]] می‌خواند. حسین {{ع}} بر حسن {{ع}} نماز خواند. پس از نماز، جنازه را حرکت دادند و به درون [[مسجد]] بردند و چون بر [[قبر پیامبر]] {{صل}} نگاه داشته شد، به [[عایشه]] خبر رسید و به او گفته شد: آنها [[حسن بن علی]] را پیش می‌آورند تا در کنار پیامبر {{صل}} به خاک بسپارند. عایشه بلافاصله بر استری که فقط زین داشت - و او نخستین زنی بود که بر زین مرکب سوار شد [و در هودج ننشست]- بیرون آمد و ایستاد و گفت: فرزندتان را از [[خانه]] من، دور کنید... ! سپس [[حسین]] {{ع}} به سوی [[قبر]] مادرش رفت و آن گاه، جنازه را بیرون آورد و در [[بقیع]] به [[خاک]] سپرد<ref>{{متن حدیث|سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}} يَقُولُ‏ لَمَّا حَضَرَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ {{ع}} الْوَفَاةُ قَالَ لِلْحُسَيْنِ {{ع}} يَا أَخِي إِنِّي أُوصِيكَ‏ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْهَا إِذَا أَنَا مِتُّ فَهَيِّئْنِي ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} لِأُحْدِثَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ اصْرِفْنِي إِلَى أُمِّي فاطِمَةَ {{س}} ثُمَّ رُدَّنِي فَادْفِنِّي بِالْبَقِيعِ... فَلَمَّا قُبِضَ الْحَسَنُ {{ع}} وَ وُضِعَ‏ عَلَى‏ سَرِيرِهِ‏ فَانْطَلَقُوا بِهِ إِلَى مُصَلَّى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} الَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ عَلَى الْجَنَائِزِ فَصَلَّى عَلَى الْحَسَنِ {{ع}} فَلَمَّا أَنْ صَلَّى عَلَيْهِ حُمِلَ فَأُدْخِلَ الْمَسْجِدَ فَلَمَّا أُوقِفَ عَلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} بَلَغَ عَائِشَةَ الْخَبَرُ وَ قِيلَ لَهَا إِنَّهُمْ قَدْ أَقْبَلُوا بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ لِيُدْفَنَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ فَخَرَجَتْ مُبَادِرَةً عَلَى بَغْلٍ بِسَرْجٍ فَكَانَتْ أَوَّلَ امْرَأَةٍ رَكِبَتْ فِي الْإِسْلَامِ سَرْجاً فَوَقَفَتْ وَ قَالَتْ نَحُّوا ابْنَكُمْ عَنْ بَيْتِي... قَالَ فَمَضَى الْحُسَيْنُ {{ع}} إِلَى قَبْرِ أُمِّهِ ثُمَ‏ أَخْرَجَهُ‏ فَدَفَنَهُ‏ بِالْبَقِيعِ‏}} (الکافی، ج۱، ص۳۰۲، ح۳).</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۲۰۴.</ref>


== [[امام حسین]] {{ع}} نزد قبر [[برادر]] ==
== [[امام حسین]] {{ع}} نزد قبر [[برادر]] ==
۲۲۷٬۵۰۵

ویرایش