نادانی در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '-،' به '-'
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-')
خط ۲۲: خط ۲۲:
* این نوع از [[جهل]]، همان شکّ اصطلاحی است. در این باره، باید گفت که [[جهل]] تردیدی امری طبیعی بوده، که برای بسیار از [[مردمان]] در بسیاری از حالات پدید می‌‌آید؛ بلکه به گفته برخی از صاحبنظران، این نوع از [[جهل]] پل رسیدن به [[دانش]] می‌‌باشد.
* این نوع از [[جهل]]، همان شکّ اصطلاحی است. در این باره، باید گفت که [[جهل]] تردیدی امری طبیعی بوده، که برای بسیار از [[مردمان]] در بسیاری از حالات پدید می‌‌آید؛ بلکه به گفته برخی از صاحبنظران، این نوع از [[جهل]] پل رسیدن به [[دانش]] می‌‌باشد.
* انسانی که به این نوع از [[جهل]] [[مبتلا]] شده است، تنها با توجّه به آنکه در چنین حالتی به سر می‌برد، می‌‌تواند در پی تحصیل [[علم]] برآمده خود را از وادی [[شک]] و [[نادانی]] برهاند. از این‌روست که این نوع از [[جهل]]، همچون نوع پیشین در شمار بدترین صفات انسانی قرار ندارد.
* انسانی که به این نوع از [[جهل]] [[مبتلا]] شده است، تنها با توجّه به آنکه در چنین حالتی به سر می‌برد، می‌‌تواند در پی تحصیل [[علم]] برآمده خود را از وادی [[شک]] و [[نادانی]] برهاند. از این‌روست که این نوع از [[جهل]]، همچون نوع پیشین در شمار بدترین صفات انسانی قرار ندارد.
* آری! اگر [[انسان]] [[جاهل]] در پی تحصیل [[علم]] نکوشد، ممکن است نه تنها در [[ظلمت]] [[جهل]] خویشتن باقی بماند، که اندک اندک به مفاسدی دیگر- همچون عقده خودکم‌بینی دچار شده -، مهر [[جهل]] را بر دریچه [[قلب]] خویش حک نماید. در اینصورت گذر او از این پُل چندان ممکن نمی‌نماید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۸-۳۰۹.</ref>.
* آری! اگر [[انسان]] [[جاهل]] در پی تحصیل [[علم]] نکوشد، ممکن است نه تنها در [[ظلمت]] [[جهل]] خویشتن باقی بماند، که اندک اندک به مفاسدی دیگر- همچون عقده خودکم‌بینی دچار شده - مهر [[جهل]] را بر دریچه [[قلب]] خویش حک نماید. در اینصورت گذر او از این پُل چندان ممکن نمی‌نماید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۸-۳۰۹.</ref>.
* از این‌رو، انسانی که به این گونه از [[جهل]] - و نیز [[جهل]] بسیط- مبتلاست، بهتر آنست که سر در پی تحصیل [[دانش]] کرده خود را از دام این دو نوع از [[جهل]] برهاند. شاید [[راز]] ثواب‌های شگفت آوری که در برخی از [[روایات]] برای تحصیل [[علم]] ذکر شده، در همین نکته باشد، که علمْ [[آدمی]] را از چنین ورطه خطرناکی رهائی خواهد بخشید.  
* از این‌رو، انسانی که به این گونه از [[جهل]] - و نیز [[جهل]] بسیط- مبتلاست، بهتر آنست که سر در پی تحصیل [[دانش]] کرده خود را از دام این دو نوع از [[جهل]] برهاند. شاید [[راز]] ثواب‌های شگفت آوری که در برخی از [[روایات]] برای تحصیل [[علم]] ذکر شده، در همین نکته باشد، که علمْ [[آدمی]] را از چنین ورطه خطرناکی رهائی خواهد بخشید.  
* [[جهل]] تردیدی گاه بصورتی دیگر نیز در [[آدمی]] نمایان می‌‌شود؛ این گونه افراد را در دانشِ [[فقه]] "وسواسی"، و در [[دانش]] [[فلسفه]] "سوفسطائی" می‌‌خوانند. اینان نه در [[اعمال]] و نه در اندیشه‌های خود به مرتبه‌ای یقینی نرسیده، دائماً سر در پی تکرار و تجدید کار و [[اندیشه]] خویش هستند. پُر واضح است که چنین کس، هیچگاه از صحرای ظلمانیِ نخستین عمل خود خارج نمی‌شود، تا به مراحل [[برتر]] رسیده [[کمالات]] لائق انسانی را فراچنگ آورد. به این [[روایت]] بنگرید: "[[عبداللّه بن سنان]] گوید: در محضر [[امام صادق]] {{ع}} درباره مردی که به وسواس در وضو و [[نماز]] دچار شده بود، سخن گفتم، آنگاه گفتم: او مردی [[عاقل]] است. چون چنین گفتم، [[حضرت]] فرمودند: او از چه [[عقلی]] بهره‌مند است در حالی که از [[شیطان]] [[پیروی]] می‌‌نماید؟ با تعجّب گفتم: چگونه از [[شیطان]] [[پیروی]] می‌‌نماید؟ [[حضرت]] پاسخ دادند: از او بپرس چه عاملی او را به این عملی که انجام می‌‌دهد - و مدام وضو و [[نماز]] خود را تکرار می‌‌نماید. واداشته داست؟ او در پاسخ خواهد گفت: [[شیطان]] مرا به تکرار [[اعمال]] و عباداتم مجبور می‌‌نماید!"<ref>{{متن حدیث| عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: ذَكَرْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ {{ع}} رَجُلًا مُبْتَلًى بِالْوُضُوءِ وَ الصَّلَاةِ وَ قُلْتُ: هُوَ رَجُلٌ عَاقِلٌ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ وَ أَيُّ عَقْلٍ لَهُ وَ هُوَ يُطِيعُ الشَّيْطَانَ! فَقُلْتُ لَهُ: وَ كَيْفَ يُطِيعُ الشَّيْطَانَ؟ فَقَالَ: سَلْهُ هَذَا الَّذِي يَأْتِيهِ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ هُوَ؟ فَإِنَّهُ يَقُولُ لَكَ: مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۱۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۹-۳۱۰.</ref>.
* [[جهل]] تردیدی گاه بصورتی دیگر نیز در [[آدمی]] نمایان می‌‌شود؛ این گونه افراد را در دانشِ [[فقه]] "وسواسی"، و در [[دانش]] [[فلسفه]] "سوفسطائی" می‌‌خوانند. اینان نه در [[اعمال]] و نه در اندیشه‌های خود به مرتبه‌ای یقینی نرسیده، دائماً سر در پی تکرار و تجدید کار و [[اندیشه]] خویش هستند. پُر واضح است که چنین کس، هیچگاه از صحرای ظلمانیِ نخستین عمل خود خارج نمی‌شود، تا به مراحل [[برتر]] رسیده [[کمالات]] لائق انسانی را فراچنگ آورد. به این [[روایت]] بنگرید: "[[عبداللّه بن سنان]] گوید: در محضر [[امام صادق]] {{ع}} درباره مردی که به وسواس در وضو و [[نماز]] دچار شده بود، سخن گفتم، آنگاه گفتم: او مردی [[عاقل]] است. چون چنین گفتم، [[حضرت]] فرمودند: او از چه [[عقلی]] بهره‌مند است در حالی که از [[شیطان]] [[پیروی]] می‌‌نماید؟ با تعجّب گفتم: چگونه از [[شیطان]] [[پیروی]] می‌‌نماید؟ [[حضرت]] پاسخ دادند: از او بپرس چه عاملی او را به این عملی که انجام می‌‌دهد - و مدام وضو و [[نماز]] خود را تکرار می‌‌نماید. واداشته داست؟ او در پاسخ خواهد گفت: [[شیطان]] مرا به تکرار [[اعمال]] و عباداتم مجبور می‌‌نماید!"<ref>{{متن حدیث| عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: ذَكَرْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ {{ع}} رَجُلًا مُبْتَلًى بِالْوُضُوءِ وَ الصَّلَاةِ وَ قُلْتُ: هُوَ رَجُلٌ عَاقِلٌ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ وَ أَيُّ عَقْلٍ لَهُ وَ هُوَ يُطِيعُ الشَّيْطَانَ! فَقُلْتُ لَهُ: وَ كَيْفَ يُطِيعُ الشَّيْطَانَ؟ فَقَالَ: سَلْهُ هَذَا الَّذِي يَأْتِيهِ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ هُوَ؟ فَإِنَّهُ يَقُولُ لَكَ: مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۱۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۹-۳۱۰.</ref>.
خط ۳۱: خط ۳۱:


== مهمترین [[مفاسد]] [[جهل]] ==
== مهمترین [[مفاسد]] [[جهل]] ==
# '''دنباله‌روی دائمی از دیگران و صاحب‌نظر نبودن:'''اگر [[جهل]] جز از همین مفسده، هیچ ضرر دیگری برای [[انسان]] [[جاهل]] نداشت، باز کافی بود تا آن را در شمار بدترین رذائل بحساب آوریم. توضیح آنکه [[انسان]] هوشیار [[آگاه]]، می‌‌تواند به آراء مختلف نگریسته درست و اشتباه آن را به [[میزان]] [[خرد]] بسنجد؛ آنگاه یکی از آراء را به عنوان [[رأی]] خود برگزیند. [[جاهل]] امّا تمامی گفتار و عملش تنها بر اساس [[تقلید]] از دیگران بنا شده، و خود همچون چاهی خشک از هیچ [[رأی]] و نظری برخوردار نیست. عجیب آنکه در این [[تقلید]]، [[انسان]] نا [[آگاه]] هیچگاه به [[دلیل]] نظری که از آن [[پیروی]] می‌‌کند نخواهد پرداخت، بلکه تنها و تنها به [[پیروی]] از یک نظریه اکتفا کرده از تأمّل و [[تدبّر]] در آن باز می‌‌ماند؛ و پر واضح است که [[تقلید]] جز در امور [[علمی]] تخصّصی سخت [[ناپسند]] است. [[قرآن کریم]] در این زمینه فرموده است: {{متن قرآن|إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ}}<ref>«ما پدران خویش را بر آیینی یافته‌ایم و آثار آنان را پی می‌گیریم» سوره زخرف، آیه ۲۳.</ref>.[[قانون]] اقتباس و [[پیروی]]، که در [[کودکان]] و برخی از حیوانات دیده می‌‌شود، در سراسر [[عمر]] بر [[انسان]] [[جاهل]] نیز حکمفرما است؛ چه [[جاهل]] بدون آنکه از چرائی سخنی یا عملی [[آگاه]] باشد، تنها آن را اخذ و از آن [[پیروی]] می‌‌کند. پر واضح است که او به همین سبب، در بسیاری از موارد به سرگردانی و [[گمراهی]] دچار خواهد شد. در این میان، آنچه امروزه سخت دردآور است، تسلّط این روش بر بسیاری از [[مردمان]] روزگار ماست. اینان در [[تقلید]] از [[گناهان]] غربیان از آنان نیز پیشی گرفته‌اند، امّا در [[محاسن]] آنان - همچون اختراعات و نوآوری‌هائی که مایه آسودگی [[انسان]] در [[زندگی]] خود شده است-، هیچ تقلیدی از آنان ننموده یکسر [[نیازمند]] به آنان شده‌اند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۶-۳۰۷.</ref>.
# '''دنباله‌روی دائمی از دیگران و صاحب‌نظر نبودن:'''اگر [[جهل]] جز از همین مفسده، هیچ ضرر دیگری برای [[انسان]] [[جاهل]] نداشت، باز کافی بود تا آن را در شمار بدترین رذائل بحساب آوریم. توضیح آنکه [[انسان]] هوشیار [[آگاه]]، می‌‌تواند به آراء مختلف نگریسته درست و اشتباه آن را به [[میزان]] [[خرد]] بسنجد؛ آنگاه یکی از آراء را به عنوان [[رأی]] خود برگزیند. [[جاهل]] امّا تمامی گفتار و عملش تنها بر اساس [[تقلید]] از دیگران بنا شده، و خود همچون چاهی خشک از هیچ [[رأی]] و نظری برخوردار نیست. عجیب آنکه در این [[تقلید]]، [[انسان]] نا [[آگاه]] هیچگاه به [[دلیل]] نظری که از آن [[پیروی]] می‌‌کند نخواهد پرداخت، بلکه تنها و تنها به [[پیروی]] از یک نظریه اکتفا کرده از تأمّل و [[تدبّر]] در آن باز می‌‌ماند؛ و پر واضح است که [[تقلید]] جز در امور [[علمی]] تخصّصی سخت [[ناپسند]] است. [[قرآن کریم]] در این زمینه فرموده است: {{متن قرآن|إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ}}<ref>«ما پدران خویش را بر آیینی یافته‌ایم و آثار آنان را پی می‌گیریم» سوره زخرف، آیه ۲۳.</ref>.[[قانون]] اقتباس و [[پیروی]]، که در [[کودکان]] و برخی از حیوانات دیده می‌‌شود، در سراسر [[عمر]] بر [[انسان]] [[جاهل]] نیز حکمفرما است؛ چه [[جاهل]] بدون آنکه از چرائی سخنی یا عملی [[آگاه]] باشد، تنها آن را اخذ و از آن [[پیروی]] می‌‌کند. پر واضح است که او به همین سبب، در بسیاری از موارد به سرگردانی و [[گمراهی]] دچار خواهد شد. در این میان، آنچه امروزه سخت دردآور است، تسلّط این روش بر بسیاری از [[مردمان]] روزگار ماست. اینان در [[تقلید]] از [[گناهان]] غربیان از آنان نیز پیشی گرفته‌اند، امّا در [[محاسن]] آنان - همچون اختراعات و نوآوری‌هائی که مایه آسودگی [[انسان]] در [[زندگی]] خود شده است- هیچ تقلیدی از آنان ننموده یکسر [[نیازمند]] به آنان شده‌اند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۶-۳۰۷.</ref>.
# '''خودرأیی و عصبیّت‌های شخصی، حزبی و قومی:''' [[قرآن کریم]] به [[سختی]] به این صفت تاخته است: {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که کافران به ننگ - ننگ جاهلی- دل نهادند» سوره فتح، آیه ۲۶.</ref>. چه بسیار از [[گناهان]] که [[انسان]] [[جاهل]]، به‌سبب [[عصبیّت]] شخصی یا قومی انجام می‌‌دهد؛ گناهانی که همیشه دامنگیر او خواهد ماند تا در [[قیامت]] او را در شمار سیاه‌روزان قرار دهد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۷.</ref>.
# '''خودرأیی و عصبیّت‌های شخصی، حزبی و قومی:''' [[قرآن کریم]] به [[سختی]] به این صفت تاخته است: {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که کافران به ننگ - ننگ جاهلی- دل نهادند» سوره فتح، آیه ۲۶.</ref>. چه بسیار از [[گناهان]] که [[انسان]] [[جاهل]]، به‌سبب [[عصبیّت]] شخصی یا قومی انجام می‌‌دهد؛ گناهانی که همیشه دامنگیر او خواهد ماند تا در [[قیامت]] او را در شمار سیاه‌روزان قرار دهد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۷.</ref>.
# '''تندروی و کندروی:''' [[انسان]] [[جاهل]]، معمولاً از [[اعتدال]] و [[میانه‌روی]] در امور باز می‌‌ماند؛ چه به سبب [[جهل]]، یا [[زیاده‌روی]] را بر می‌‌گزیند، و یا کندروی دامنگیر او خواهد شد. او حتّی اگر در شمار عابدان نیز قرار گیرد، در صحرای [[گمراهی]] خود سرگردان است!. به این دو [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند و پیامبرش پیش نیفتید و از خداوند پروا کنید که خداوند شنوایی داناست» سوره حجرات، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>. و اگر در شمار بدکاران و [[فاجران]] در آید نیز، به مرتبه میانه‌ای در بدکرداری [[قناعت]] نکرده در این وادی سخت گرمپوئی می‌نماید!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۷-۳۰۸.</ref>.
# '''تندروی و کندروی:''' [[انسان]] [[جاهل]]، معمولاً از [[اعتدال]] و [[میانه‌روی]] در امور باز می‌‌ماند؛ چه به سبب [[جهل]]، یا [[زیاده‌روی]] را بر می‌‌گزیند، و یا کندروی دامنگیر او خواهد شد. او حتّی اگر در شمار عابدان نیز قرار گیرد، در صحرای [[گمراهی]] خود سرگردان است!. به این دو [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند و پیامبرش پیش نیفتید و از خداوند پروا کنید که خداوند شنوایی داناست» سوره حجرات، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>. و اگر در شمار بدکاران و [[فاجران]] در آید نیز، به مرتبه میانه‌ای در بدکرداری [[قناعت]] نکرده در این وادی سخت گرمپوئی می‌نماید!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۰۷-۳۰۸.</ref>.
۲۲۷٬۳۷۰

ویرایش