جامعه اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۶۳: خط ۱۶۳:
با این رویکرد، [[فلسفه]] [[رسالت انبیای الهی]] این است که [[دنیا]] را به شکل نوینی بسازند تا نابسامانی‌ها را ریشه‌کن کنند، تا رستاخیزی در محیط [[جاهلی]] [[زمان]] پدید آورند. جامعه‌ای بسازند بر اساس توحید و [[عدل]] اجتماعی و [[تکریم]] [[انسان]] و تأمین [[آزادی]] و [[برابری]] [[حقوقی]] و قانونی میان همه گروه‌ها و افراد و [[نفی]] [[استثمار]] و [[استبداد]] و [[احتکار]]، یعنی تحمق و [[تحمیق]] و میدان دادن به استعدادهای انسان و [[تشویق]] به اندیشمندی و [[دانش‌آموزی]] و خلاصه جامعه‌ای که مهد پرورش و تعالی انسان از همه سو و با همه ابعاد اصلی‌اش باشد و او را در مسیر [[تکامل]] تاریخ‌اش از نقطه [[تحول]] و نقطه عطفی بس مهم بگذراند. این است وظیفه‌ای که [[پیامبران خدا]] برای [[قیام]] به آن برانگیخته شده‌اند<ref>کتاب پیشوای صادق، ۱۵-۱۶.</ref>.
با این رویکرد، [[فلسفه]] [[رسالت انبیای الهی]] این است که [[دنیا]] را به شکل نوینی بسازند تا نابسامانی‌ها را ریشه‌کن کنند، تا رستاخیزی در محیط [[جاهلی]] [[زمان]] پدید آورند. جامعه‌ای بسازند بر اساس توحید و [[عدل]] اجتماعی و [[تکریم]] [[انسان]] و تأمین [[آزادی]] و [[برابری]] [[حقوقی]] و قانونی میان همه گروه‌ها و افراد و [[نفی]] [[استثمار]] و [[استبداد]] و [[احتکار]]، یعنی تحمق و [[تحمیق]] و میدان دادن به استعدادهای انسان و [[تشویق]] به اندیشمندی و [[دانش‌آموزی]] و خلاصه جامعه‌ای که مهد پرورش و تعالی انسان از همه سو و با همه ابعاد اصلی‌اش باشد و او را در مسیر [[تکامل]] تاریخ‌اش از نقطه [[تحول]] و نقطه عطفی بس مهم بگذراند. این است وظیفه‌ای که [[پیامبران خدا]] برای [[قیام]] به آن برانگیخته شده‌اند<ref>کتاب پیشوای صادق، ۱۵-۱۶.</ref>.
نکته قابل توجه در اندیشه [[مقام معظم رهبری]] این است که، ایشان رابطه وثیقی بین مبانی اندیشه و ساخت [[جامعه]] قائل هستند که در ادامه در بخش مبانی بدان اشاره خواهد شد. همان طور که اشاره شد، در [[اندیشه]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] برای واژه [[جامعه مطلوب]] از اصطلاحاتی چون [[جامعه اسلامی]]، [[جامعه دینی]]، [[جامعه توحیدی]] و [[جامعه]] [[معنوی]] هم استفاده می‌شود و در تعریف جامعه معنوی و [[دینی]] معتقدند؛ جامعه معنوی، جامعه‌ای است که در آن، توجه به اصول و [[معارف دینی]] و متکی به [[اهداف الهی]] و [[هدف]] گیرنده [[آخرت]] از طریق [[دنیا]]، [[غرق]] نشدن و محدود نشدن در چهارچوب [[ظواهر]] مادی است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار اعضای ستاد ارتحال حضرت امام، ۱۲/۳/۱۳۸۰.</ref>. و در تعریف جامعه توحیدی آن را جامعه‌ای می‌داند که در آن [[نبی]] ظهور می‌کند و می‌خواهد آن جامعه را، آن [[نظم]] را دگرگون کند و عوض کند و یک نظم بهتری برقرار بکند و [[نظام]] بهتری مستقر کند. به این نظم [[جاهلی]] به اصطلاح متشرعه و به تعبیر [[اسلام]]، نظم قبل از نبی، نظم جاهلی گفته می‌شود، و نظم [[نبوی]] را نظم [[توحیدی]] می‌گوییم<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۳۱/۲/۱۳۶۳.</ref>. همه اصطلاحات فوق بیانگر جامعه‌ای است که در اندیشه دینی بر اساس مبانی ارزشی و [[اعتقادی]]، [[خداوند]] تحقق آن را از آرمان‌های [[دینداران]] قرار داده است. بنابراین، [[جامعه مطلوب اسلامی]] یعنی آن جامعه‌ای که در رأس آن جامعه، [[خدا]] [[حکومت]] می‌کند. [[قوانین]] آن جامعه، قوانین خدایی است، [[حدود الهی]] در آن جامعه جاری می‌شود، [[عزل و نصب]] را خدا می‌کند، در مخروط [[اجتماعی]] اگر جامعه را به شکل مخروط فرض و ترسیم کنیم همچنان که معمول و مرسوم عده‌ای از [[جامعه شناسان]] است در رأس مخروط خداست و [[پایین‌تر]] از خدا همه [[انسانیت]] و همه [[انسان‌ها]] هستند، [[تشکیلات]] را [[دین خدا]] به وجود می‌آورد، [[قانون]] [[صلح و جنگ]] را [[مقررات الهی]] ایجاد می‌کند، [[روابط اجتماعی]] را، [[اقتصاد]] را، حکومت را، [[حقوق]] را همه و همه را دین خدا تعیین می‌کند و دین خدا [[اجرا]] می‌کند و دین خدا دنبال این قانون می‌ایستد و این جامعه اسلامی است.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۲۷.</ref>
نکته قابل توجه در اندیشه [[مقام معظم رهبری]] این است که، ایشان رابطه وثیقی بین مبانی اندیشه و ساخت [[جامعه]] قائل هستند که در ادامه در بخش مبانی بدان اشاره خواهد شد. همان طور که اشاره شد، در [[اندیشه]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] برای واژه [[جامعه مطلوب]] از اصطلاحاتی چون [[جامعه اسلامی]]، [[جامعه دینی]]، [[جامعه توحیدی]] و [[جامعه]] [[معنوی]] هم استفاده می‌شود و در تعریف جامعه معنوی و [[دینی]] معتقدند؛ جامعه معنوی، جامعه‌ای است که در آن، توجه به اصول و [[معارف دینی]] و متکی به [[اهداف الهی]] و [[هدف]] گیرنده [[آخرت]] از طریق [[دنیا]]، [[غرق]] نشدن و محدود نشدن در چهارچوب [[ظواهر]] مادی است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار اعضای ستاد ارتحال حضرت امام، ۱۲/۳/۱۳۸۰.</ref>. و در تعریف جامعه توحیدی آن را جامعه‌ای می‌داند که در آن [[نبی]] ظهور می‌کند و می‌خواهد آن جامعه را، آن [[نظم]] را دگرگون کند و عوض کند و یک نظم بهتری برقرار بکند و [[نظام]] بهتری مستقر کند. به این نظم [[جاهلی]] به اصطلاح متشرعه و به تعبیر [[اسلام]]، نظم قبل از نبی، نظم جاهلی گفته می‌شود، و نظم [[نبوی]] را نظم [[توحیدی]] می‌گوییم<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۳۱/۲/۱۳۶۳.</ref>. همه اصطلاحات فوق بیانگر جامعه‌ای است که در اندیشه دینی بر اساس مبانی ارزشی و [[اعتقادی]]، [[خداوند]] تحقق آن را از آرمان‌های [[دینداران]] قرار داده است. بنابراین، [[جامعه مطلوب اسلامی]] یعنی آن جامعه‌ای که در رأس آن جامعه، [[خدا]] [[حکومت]] می‌کند. [[قوانین]] آن جامعه، قوانین خدایی است، [[حدود الهی]] در آن جامعه جاری می‌شود، [[عزل و نصب]] را خدا می‌کند، در مخروط [[اجتماعی]] اگر جامعه را به شکل مخروط فرض و ترسیم کنیم همچنان که معمول و مرسوم عده‌ای از [[جامعه شناسان]] است در رأس مخروط خداست و [[پایین‌تر]] از خدا همه [[انسانیت]] و همه [[انسان‌ها]] هستند، [[تشکیلات]] را [[دین خدا]] به وجود می‌آورد، [[قانون]] [[صلح و جنگ]] را [[مقررات الهی]] ایجاد می‌کند، [[روابط اجتماعی]] را، [[اقتصاد]] را، حکومت را، [[حقوق]] را همه و همه را دین خدا تعیین می‌کند و دین خدا [[اجرا]] می‌کند و دین خدا دنبال این قانون می‌ایستد و این جامعه اسلامی است.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۲۷.</ref>
 
==مبانی [[جامعه مطلوب]]==
==مبانی [[جامعه مطلوب]]==
اگر [[اندیشه سیاسی]] را مجموعه آراء و تأملات [[سیاسی]] در باب [[نظم عمومی]] و [[تدبیر زندگی]] جمعی بدانیم و فرض کنیم همه [[اندیشمندان]] بر این مفهوم [[اتفاق نظر]] دارند، مع الوصف به تعداد نگرش‌ها و بینش‌ها و رویکردهای افراد همین مفهوم واحد، متکثر و متفاوت می‌شود. بین اندیشمندی که [[معتقد]] به خداست و همه عالم را مخلوق و جلوه او می‌داند با [[اندیشمند]] ماتریالیست ملحدی که معتقد به هیچ مبدأ و معادی در ورای این [[جهان]] نیست، در تلقی از [[سیاست]] و اندیشه سیاسی تفاوت اساسی وجود دارد، تلقی هر اندیشمندی از «[[انسان]]» نوع خاصی از [[فکر]] سیاسی برای او به وجود می‌آورد. آن‌که [[انسان‌ها]] را [[شرور]] و گرگ‌صفت می‌بیند برداشت او از [[جامعه]]، سیاست، [[قدرت]] و [[حکومت]] و همه پدیده‌های سیاسی متفاوت از کسی است که انسان را موجودی [[نیک]] [[سرشت]] می‌پندارد و متفکری که انسان خودبسنده را محور و مدار همه چیز می‌داند اندیشه سیاسی او با دیگری که انسان را [[خلیفة الله]] می‌پندارد متفاوت است. بنابراین [[باورها]] و [[معتقدات]] [[فکری]] انسان‌ها جهت‌گیری و سمت و سوی حرکت و رویکردهای انسان را در فرآیند [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] مشخص می‌نمایند. این بخش از [[افکار]] و ایده‌ها در اصطلاح «مبانی و زیربنای فکری» نامیده می‌شوند، همان طور که رویکردهای فکری مبتنی بر آن را روبنا یا [[اندیشه]] می‌نامند و چنانچه این زیربنا و روبنا در حوزه [[حیات سیاسی]] باشد در اصطلاح سیاسی بدان اندیشه سیاسی و مبانی آن اطلاق می‌شود. البته خصوصیت [[تفکر]] [[اسلامی]] این است که برای هریک از [[سیاست‌ها]] و برنامه‌های عمومی و کلی، یک مبنایی وجود دارد. یک سر این برنامه‌های اصلی وصل است به آبشخور اندیشه اسلامی، [[جهان‌بینی اسلامی]]، تلقی و برداشت اسلامی، که این [[ایمان]] ماست، [[اعتقاد]] ماست، [[دین]] ماست؛ بر اساس آن برداشت و آن تلقی است که [[وظایف]] خودمان را مشخص می‌کنیم آن مبنای فکری خطوط اصلی تلقی و [[بینش]] [[اسلام]] از [[کائنات]]، از عالم، از [[انسان]]، است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام، ۱۲/۹/۱۳۷۹.</ref>.
اگر [[اندیشه سیاسی]] را مجموعه آراء و تأملات [[سیاسی]] در باب [[نظم عمومی]] و [[تدبیر زندگی]] جمعی بدانیم و فرض کنیم همه [[اندیشمندان]] بر این مفهوم [[اتفاق نظر]] دارند، مع الوصف به تعداد نگرش‌ها و بینش‌ها و رویکردهای افراد همین مفهوم واحد، متکثر و متفاوت می‌شود. بین اندیشمندی که [[معتقد]] به خداست و همه عالم را مخلوق و جلوه او می‌داند با [[اندیشمند]] ماتریالیست ملحدی که معتقد به هیچ مبدأ و معادی در ورای این [[جهان]] نیست، در تلقی از [[سیاست]] و اندیشه سیاسی تفاوت اساسی وجود دارد، تلقی هر اندیشمندی از «[[انسان]]» نوع خاصی از [[فکر]] سیاسی برای او به وجود می‌آورد. آن‌که [[انسان‌ها]] را [[شرور]] و گرگ‌صفت می‌بیند برداشت او از [[جامعه]]، سیاست، [[قدرت]] و [[حکومت]] و همه پدیده‌های سیاسی متفاوت از کسی است که انسان را موجودی [[نیک]] [[سرشت]] می‌پندارد و متفکری که انسان خودبسنده را محور و مدار همه چیز می‌داند اندیشه سیاسی او با دیگری که انسان را [[خلیفة الله]] می‌پندارد متفاوت است. بنابراین [[باورها]] و [[معتقدات]] [[فکری]] انسان‌ها جهت‌گیری و سمت و سوی حرکت و رویکردهای انسان را در فرآیند [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] مشخص می‌نمایند. این بخش از [[افکار]] و ایده‌ها در اصطلاح «مبانی و زیربنای فکری» نامیده می‌شوند، همان طور که رویکردهای فکری مبتنی بر آن را روبنا یا [[اندیشه]] می‌نامند و چنانچه این زیربنا و روبنا در حوزه [[حیات سیاسی]] باشد در اصطلاح سیاسی بدان اندیشه سیاسی و مبانی آن اطلاق می‌شود. البته خصوصیت [[تفکر]] [[اسلامی]] این است که برای هریک از [[سیاست‌ها]] و برنامه‌های عمومی و کلی، یک مبنایی وجود دارد. یک سر این برنامه‌های اصلی وصل است به آبشخور اندیشه اسلامی، [[جهان‌بینی اسلامی]]، تلقی و برداشت اسلامی، که این [[ایمان]] ماست، [[اعتقاد]] ماست، [[دین]] ماست؛ بر اساس آن برداشت و آن تلقی است که [[وظایف]] خودمان را مشخص می‌کنیم آن مبنای فکری خطوط اصلی تلقی و [[بینش]] [[اسلام]] از [[کائنات]]، از عالم، از [[انسان]]، است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام، ۱۲/۹/۱۳۷۹.</ref>.
خط ۱۷۱: خط ۱۷۱:
دیگر آنکه مسائل فکری اسلام به صورت پیوسته و به عنوان اجزاء یک واحد مورد مطالعه قرار گیرد و هر یک به لحاظ آنکه جزئی از مجموعه [[دین]] و عنصری از این [[مکتب]] و استوانه‌ای در این بنای [[استوار]] است و با دیگر اجزاء و عناصر، هم‌آهنگ و مرتبط است - و نه جدا و بی‌ارتباط با دیگر اجزاء - بررسی شود تا مجموعاً از [[شناخت]] این اصول طرح کلی و همه جانبه‌ای از [[دین]] به صورت یک [[ایدئولوژی]] کامل و بی‌ابهام و دارای ابعادی متناسب با [[زندگی]] چند بعدی [[انسان]] [[استنتاج]] شود.
دیگر آنکه مسائل فکری اسلام به صورت پیوسته و به عنوان اجزاء یک واحد مورد مطالعه قرار گیرد و هر یک به لحاظ آنکه جزئی از مجموعه [[دین]] و عنصری از این [[مکتب]] و استوانه‌ای در این بنای [[استوار]] است و با دیگر اجزاء و عناصر، هم‌آهنگ و مرتبط است - و نه جدا و بی‌ارتباط با دیگر اجزاء - بررسی شود تا مجموعاً از [[شناخت]] این اصول طرح کلی و همه جانبه‌ای از [[دین]] به صورت یک [[ایدئولوژی]] کامل و بی‌ابهام و دارای ابعادی متناسب با [[زندگی]] چند بعدی [[انسان]] [[استنتاج]] شود.
دیگر آنکه در [[استنباط]] و [[فهم]] [[اصول اسلامی]] مدارک و متون اساسی دین اصل و منبع باشد نه سلیقه‌ها و نظرهای شخصی با اندوخته‌های [[ذهن]] و [[فکر]] این و آن، تا حاصل [[کاوش]] و تحقیق به [[راستی]] «[[اسلامی]]» باشد و نه هرچه جز آن<ref>طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ص۶.</ref>. بعد از این مقدمه ایشان اصول و مبانی [[اندیشه]] اسلامی را مستند به [[آیات قرآن]] می‌کنند و در مواردی چون «مبانی هستی [[شناختی]]»، «مبانی انسان شناختی»، «مبانی فرجام‌شناسی» بر این باورند که همین ایده‌ها ساخت کلی [[جامعه اسلامی]] و مطلوب را سامان می‌دهد و معیار تمایز بخش جامعه اسلامی از [[جامعه]] غیر اسلامی است؛ زیرا یکایک [[انسان‌ها]] و افرادی که در [[جامعه توحیدی]] زندگی می‌کنند، روش تفکرشان، رفتارشان با برادرانشان، رفتارشان با همه انسان‌ها، رفتارشان با [[زندگی شخصی]] خودشان وضعیتی دارد جدا از وضعیت مردمی که در [[جوامع]] مادی زندگی می‌کنند، با [[خدا]] زندگی می‌کنند، از خدا می‌خواهند، به خدا [[عشق]] می‌ورزند، از خدا می‌ترسند، به خدا [[پناه]] می‌برند، خود را [[بنده]] خدا می‌دانند، به [[بندگان خدا]] [[احساس]] مهر و [[عطوفت]] می‌کنند، به بندگان خدا [[ستم]] نمی‌کنند، به آنها [[حسد]] نمی‌ورزند، به آنها نمی‌خواهند [[حرص]] بورزند، و همه [[اخلاقیات]] فاضله‌ای که در کتب [[اخلاق]] ذکر شده است ناشی از [[ایمان به خدا]] است و پایه [[اخلاق اسلامی]] [[ایمان]] به خداست. همان طوری که ملاحظه می‌کنید [[اعتقاد]] به خدا و به [[توحید]] مبنای ساخت [[اجتماعی]] جامعه اسلامی است و همه مسائل اجتماعی باید از این چاشنی اساسی بهره‌مند باشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۱/۶/۱۳۶۲.</ref>. به جهت اختصار توضیح بیشتر را به اصل کتاب فوق الذکر ارجاع می‌دهیم.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۳۱.</ref>
دیگر آنکه در [[استنباط]] و [[فهم]] [[اصول اسلامی]] مدارک و متون اساسی دین اصل و منبع باشد نه سلیقه‌ها و نظرهای شخصی با اندوخته‌های [[ذهن]] و [[فکر]] این و آن، تا حاصل [[کاوش]] و تحقیق به [[راستی]] «[[اسلامی]]» باشد و نه هرچه جز آن<ref>طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ص۶.</ref>. بعد از این مقدمه ایشان اصول و مبانی [[اندیشه]] اسلامی را مستند به [[آیات قرآن]] می‌کنند و در مواردی چون «مبانی هستی [[شناختی]]»، «مبانی انسان شناختی»، «مبانی فرجام‌شناسی» بر این باورند که همین ایده‌ها ساخت کلی [[جامعه اسلامی]] و مطلوب را سامان می‌دهد و معیار تمایز بخش جامعه اسلامی از [[جامعه]] غیر اسلامی است؛ زیرا یکایک [[انسان‌ها]] و افرادی که در [[جامعه توحیدی]] زندگی می‌کنند، روش تفکرشان، رفتارشان با برادرانشان، رفتارشان با همه انسان‌ها، رفتارشان با [[زندگی شخصی]] خودشان وضعیتی دارد جدا از وضعیت مردمی که در [[جوامع]] مادی زندگی می‌کنند، با [[خدا]] زندگی می‌کنند، از خدا می‌خواهند، به خدا [[عشق]] می‌ورزند، از خدا می‌ترسند، به خدا [[پناه]] می‌برند، خود را [[بنده]] خدا می‌دانند، به [[بندگان خدا]] [[احساس]] مهر و [[عطوفت]] می‌کنند، به بندگان خدا [[ستم]] نمی‌کنند، به آنها [[حسد]] نمی‌ورزند، به آنها نمی‌خواهند [[حرص]] بورزند، و همه [[اخلاقیات]] فاضله‌ای که در کتب [[اخلاق]] ذکر شده است ناشی از [[ایمان به خدا]] است و پایه [[اخلاق اسلامی]] [[ایمان]] به خداست. همان طوری که ملاحظه می‌کنید [[اعتقاد]] به خدا و به [[توحید]] مبنای ساخت [[اجتماعی]] جامعه اسلامی است و همه مسائل اجتماعی باید از این چاشنی اساسی بهره‌مند باشد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۱/۶/۱۳۶۲.</ref>. به جهت اختصار توضیح بیشتر را به اصل کتاب فوق الذکر ارجاع می‌دهیم.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۳۱.</ref>
 
==[[اهداف]] [[جامعه مطلوب]]==
==[[اهداف]] [[جامعه مطلوب]]==
[[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] اندیشمندی است که در [[اندیشه سیاسی]] خویش غایت‌گرا است و جهت‌گیری منظومه [[فکری]] او و همه اجزای [[اندیشه]] وی بر اساس غایات [[استوار]] شده است و در مقوله جامعه مطلوب نیز به غایات آن توجه دارد. در ورای [[رفتارها]] و کارکردهای آن، به حقایقی مانند «کمال»، «[[سعادت]]»، «[[حیات طیبه]]»، «خیر [[برتر]]» و «[[فضیلت]]» [[اعتقاد]] دارد و همانند سایر [[فیلسوفان مسلمان]] بهترین [[جامعه]] را آن می‌داند که هدفمند و هماهنگ با [[نظام هستی]]، به سوی غایتی در حرکت است. از نظر او مهم‌ترین هدفی که [[جامعه اسلامی]] تعقیب می‌کند، آن است که از یک سو [[انسان]] را به [[مقام]] خلیفة اللهی برساند و از سوی دیگر [[مدینه فاضله]] ایده‌آلی را به وجود آورد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در حرم علی بن موسی الرضا{{ع}}، ۱۲/۱۲/۱۳۸۰.</ref>؛ زیرا [[اسلام]] به عنوان یک [[ایدئولوژی]] انسان‌ساز برای خود [[رسالت]] قائل است. این رسالت، ساختن انسان است، به وجود آوردن جامعه [[فاضله]] و مدینه فاضله است، از بین بردن همه موانع این راه است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خصوص نقش نیروهای نظامی کشور، ۱۱/۱۰/۱۳۶۰.</ref>.
[[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] اندیشمندی است که در [[اندیشه سیاسی]] خویش غایت‌گرا است و جهت‌گیری منظومه [[فکری]] او و همه اجزای [[اندیشه]] وی بر اساس غایات [[استوار]] شده است و در مقوله جامعه مطلوب نیز به غایات آن توجه دارد. در ورای [[رفتارها]] و کارکردهای آن، به حقایقی مانند «کمال»، «[[سعادت]]»، «[[حیات طیبه]]»، «خیر [[برتر]]» و «[[فضیلت]]» [[اعتقاد]] دارد و همانند سایر [[فیلسوفان مسلمان]] بهترین [[جامعه]] را آن می‌داند که هدفمند و هماهنگ با [[نظام هستی]]، به سوی غایتی در حرکت است. از نظر او مهم‌ترین هدفی که [[جامعه اسلامی]] تعقیب می‌کند، آن است که از یک سو [[انسان]] را به [[مقام]] خلیفة اللهی برساند و از سوی دیگر [[مدینه فاضله]] ایده‌آلی را به وجود آورد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در حرم علی بن موسی الرضا{{ع}}، ۱۲/۱۲/۱۳۸۰.</ref>؛ زیرا [[اسلام]] به عنوان یک [[ایدئولوژی]] انسان‌ساز برای خود [[رسالت]] قائل است. این رسالت، ساختن انسان است، به وجود آوردن جامعه [[فاضله]] و مدینه فاضله است، از بین بردن همه موانع این راه است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خصوص نقش نیروهای نظامی کشور، ۱۱/۱۰/۱۳۶۰.</ref>.
خط ۲۰۶: خط ۲۰۶:
====[[برقراری نظم و قانون]]====
====[[برقراری نظم و قانون]]====
یکی دیگر از اهداف مبانی [[جامعه مطلوب]]، برقراری نظم و قانون است در جامعه اسلامی باید [[قانون]] [[حاکم]] باشد و همه چیز بر اساس قانون [[اجرا]] شود؛ بین حاکم و مردم در [[اجرای قانون]] هیچ فرقی نباشد و قانون بدون هیچ کم و [[کاستی]] و مصلحت‌اندیشی‌های ظاهری در مورد همه [[اعمال]] شود. بنابراین حکومت اسلامی باید در یک [[جامعه دینی]]، قوانینی را وضع کند و ترتیباتی را پیگیری کند تا بتواند آن جامعه را اداره کند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۱۱/۶/۱۳۶۷.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۲.</ref>
یکی دیگر از اهداف مبانی [[جامعه مطلوب]]، برقراری نظم و قانون است در جامعه اسلامی باید [[قانون]] [[حاکم]] باشد و همه چیز بر اساس قانون [[اجرا]] شود؛ بین حاکم و مردم در [[اجرای قانون]] هیچ فرقی نباشد و قانون بدون هیچ کم و [[کاستی]] و مصلحت‌اندیشی‌های ظاهری در مورد همه [[اعمال]] شود. بنابراین حکومت اسلامی باید در یک [[جامعه دینی]]، قوانینی را وضع کند و ترتیباتی را پیگیری کند تا بتواند آن جامعه را اداره کند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۱۱/۶/۱۳۶۷.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۲.</ref>
 
==شاخصه‌های [[جامعه مطلوب اسلامی]]==
==شاخصه‌های [[جامعه مطلوب اسلامی]]==
در [[اندیشه سیاسی]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]]، بارزترین مصداق [[جامعه مطلوب]]، [[جامعه ولایی]] است که در [[عصر ظهور]] [[معصومین]]{{عم}} محقق شده است و پس از دوره طولانی [[غیبت امام]] [[معصوم]]{{عم}} با [[ظهور امام عصر]]{{ع}} محقق می‌گردد. [[جامعه مطلوب مهدوی]] از نظر ایشان، بر چند پایه [[استوار]] شده است:
در [[اندیشه سیاسی]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]]، بارزترین مصداق [[جامعه مطلوب]]، [[جامعه ولایی]] است که در [[عصر ظهور]] [[معصومین]]{{عم}} محقق شده است و پس از دوره طولانی [[غیبت امام]] [[معصوم]]{{عم}} با [[ظهور امام عصر]]{{ع}} محقق می‌گردد. [[جامعه مطلوب مهدوی]] از نظر ایشان، بر چند پایه [[استوار]] شده است:
خط ۲۳۵: خط ۲۳۵:
#برخوردار از [[عزت]] و [[قدرت]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار پاسداران به مناسبت روز پاسدار، ۱۷/۷/۱۳۸۱.</ref>.
#برخوردار از [[عزت]] و [[قدرت]]<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار پاسداران به مناسبت روز پاسدار، ۱۷/۷/۱۳۸۱.</ref>.
#فضلیت محوری<ref>کتاب دیدگاه‌ها، ص۲۱۴ - ۲۱۲.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۳.</ref>
#فضلیت محوری<ref>کتاب دیدگاه‌ها، ص۲۱۴ - ۲۱۲.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[جامعه اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۳۴۳.</ref>
 
==[[آسیب‌شناسی]] [[جامعه مطلوب]]==
==[[آسیب‌شناسی]] [[جامعه مطلوب]]==
[[مقام معظم رهبری]] در مقابل جامعه اسلامی و مطلوب خویش [[جامعه]] نامطلوب و [[جاهلی]] را قرار می‌دهد و با معیارهای [[دینی]] در تعریف آن می‌فرماید: «جامعه‌ای که بر مبنای [[شرک]] بنا شده باشد، طبقات [[انسان]] هم جدا و [[بیگانه]] از یکدیگر است. وقتی در یک جامعه [[شرک‌آلود]]، ربط [[انسان‌ها]] به مبدأ هستی و نیروی [[قاهر]] و مسلط عالم مطرح می‌شود، به طور طبیعی و قهری، در این جامعه انسان‌ها از هم جدا می‌افتند؛ یکی به یک [[خدا]]، دیگری به خدایی دیگر و سومی هم به خدایی دیگر، جامعه‌ای که بر مبنای شرک باشد، میان [[آحاد]] و [[طوایف]] انسان، یک [[دیوار]] غیر قابل [[نفوذ]] و یک دره جدایی غیر قابل وصل وجود دارد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با جمع کثیری از دانشگاهیان و طلاب حوزه‌های علمیه، ۲۹/۹/۱۳۶۸.</ref>. چنین جامعه‌ای دارای ویژگی‌های ذیل است:
[[مقام معظم رهبری]] در مقابل جامعه اسلامی و مطلوب خویش [[جامعه]] نامطلوب و [[جاهلی]] را قرار می‌دهد و با معیارهای [[دینی]] در تعریف آن می‌فرماید: «جامعه‌ای که بر مبنای [[شرک]] بنا شده باشد، طبقات [[انسان]] هم جدا و [[بیگانه]] از یکدیگر است. وقتی در یک جامعه [[شرک‌آلود]]، ربط [[انسان‌ها]] به مبدأ هستی و نیروی [[قاهر]] و مسلط عالم مطرح می‌شود، به طور طبیعی و قهری، در این جامعه انسان‌ها از هم جدا می‌افتند؛ یکی به یک [[خدا]]، دیگری به خدایی دیگر و سومی هم به خدایی دیگر، جامعه‌ای که بر مبنای شرک باشد، میان [[آحاد]] و [[طوایف]] انسان، یک [[دیوار]] غیر قابل [[نفوذ]] و یک دره جدایی غیر قابل وصل وجود دارد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با جمع کثیری از دانشگاهیان و طلاب حوزه‌های علمیه، ۲۹/۹/۱۳۶۸.</ref>. چنین جامعه‌ای دارای ویژگی‌های ذیل است:
۸۱٬۸۰۱

ویرایش