جز
جایگزینی متن - 'والی عراق' به 'والی عراق'
جز (جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابنشهرآشوب') |
|||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
ابن زیاد در [[حدیث]] [[حوض کوثر]] [[تردید]] داشت و ابوبرزه را برای بررسی [[درستی]] آن به حضور طلبید. ابن زیاد هنگام دیدن وی خندید و او را [[تحقیر]] کرد. ابوبرزه با [[خشم]] و [[غضب]] از اینکه [[صحابی]] بودن، موجب [[سرزنش]] وی شده، بر تخت ابن زیاد نشست و به شنیدن حدیث [[حوض]] از [[رسول خدا]] {{صل}} تصریح و در [[حق]] منکر آن [[نفرین]] کرد و با غضب از نزد وی بیرون رفت<ref>عبدالرزاق صنعانی، ج۱، ص۴۰۴؛ ابن سعد، ج۴، ص۲۲۵؛ ابن مخلد، ص۱۰۴.</ref>. به روایتی، او ابن زیاد را بدترین خلق [[خدا]] و ابن زیاد نیز او را نخالة اصحاب [[محمد]] نامید<ref>ابن جعد، ص۲۰۶.</ref>. کسانی از [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} مانند [[عبدالله بن مغفل مزنی]] از [[صحابیان]] و [[فقیهان]] [[بصره]]، [[عائذ بن عمر]] (صحابی شرکت کننده در [[بیت]] [[رضوان]]) و [[ابوبکره]] ([[برادر]] [[مادری]] زیاد و برادر [[عقد]] اخوتی ابوبرزه و درگذشته به سال ۵۱ یا ۵۲) برای ابراز [[مخالفت]] با [[عبیدالله بن زیاد]]، [[وصیت]] کردند ابوبرزه بر آنان [[نماز]] بخواند<ref>ر. ک: ابن سعد، ج۷، ص۹؛ ابن عساکر، ج۶۲، ص۲۰۱ و ۲۲۰؛ بخاری، التاریخ الصغیر، ج۱، ص۱۵۴.</ref>. | ابن زیاد در [[حدیث]] [[حوض کوثر]] [[تردید]] داشت و ابوبرزه را برای بررسی [[درستی]] آن به حضور طلبید. ابن زیاد هنگام دیدن وی خندید و او را [[تحقیر]] کرد. ابوبرزه با [[خشم]] و [[غضب]] از اینکه [[صحابی]] بودن، موجب [[سرزنش]] وی شده، بر تخت ابن زیاد نشست و به شنیدن حدیث [[حوض]] از [[رسول خدا]] {{صل}} تصریح و در [[حق]] منکر آن [[نفرین]] کرد و با غضب از نزد وی بیرون رفت<ref>عبدالرزاق صنعانی، ج۱، ص۴۰۴؛ ابن سعد، ج۴، ص۲۲۵؛ ابن مخلد، ص۱۰۴.</ref>. به روایتی، او ابن زیاد را بدترین خلق [[خدا]] و ابن زیاد نیز او را نخالة اصحاب [[محمد]] نامید<ref>ابن جعد، ص۲۰۶.</ref>. کسانی از [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} مانند [[عبدالله بن مغفل مزنی]] از [[صحابیان]] و [[فقیهان]] [[بصره]]، [[عائذ بن عمر]] (صحابی شرکت کننده در [[بیت]] [[رضوان]]) و [[ابوبکره]] ([[برادر]] [[مادری]] زیاد و برادر [[عقد]] اخوتی ابوبرزه و درگذشته به سال ۵۱ یا ۵۲) برای ابراز [[مخالفت]] با [[عبیدالله بن زیاد]]، [[وصیت]] کردند ابوبرزه بر آنان [[نماز]] بخواند<ref>ر. ک: ابن سعد، ج۷، ص۹؛ ابن عساکر، ج۶۲، ص۲۰۱ و ۲۲۰؛ بخاری، التاریخ الصغیر، ج۱، ص۱۵۴.</ref>. | ||
به گزارش [[ازرق بن قیس]]، ابوبرزه در سال ۶۵ به همراه [[مهلب بن ابی صُفره]] ([[والی | به گزارش [[ازرق بن قیس]]، ابوبرزه در سال ۶۵ به همراه [[مهلب بن ابی صُفره]] ([[والی عراق]]) برای [[نبرد]] با [[ازارقه]] [[خوارج]] به [[اهواز]] رفت. او کنار رودی در اهواز در حالی که لگام چارپایش را در دست داشت، [[نماز]] میخواند و در نمازش به همراه حرکات آن چارپا، عقب و جلو میرفت. این گونه [[نماز خواندن]]، بهانهای برای [[خوارج]] شد تا از وی [[انتقاد]] کنند. [[ابوبرزه]] پس از نمازش گفت: سخنان شما را شنیدم. با [[رسول خدا]] {{صل}} در غزوههایی چند شرکت داشته، از نزدیک [[شاهد]] [[آسانگیری]] ایشان بودم. حرکات من در نماز، آسانتر از رها کردن مرکب و رفتن آن به جای دیگر بود<ref>بخاری، الصحیح، ج۲، ص۶۳؛ احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۴۲۰. گونه دیگر این روایت و بهره فقهی از آن را بنگرید در: بخاری، الصحیح، ج۷، ص۱۰۱؛ ابن حجر، فتح، ج۳، ص۶۵.</ref>. | ||
[[شریک بن شهاب]] پیوسته در آرزوی [[ملاقات]] با فردی از [[صحابه]] برای شنیدن [[حدیث]] درباره خوارج بود، تا اینکه ابوبرزه را در [[عرفه]]، در جمع عدهای از یارانش دید ابوبرزه با گزارشی از گفتگوی مردی با رسول خدا {{صل}} و [[اعتراض]] وی به [[حضرت]]، [[حدیث]] {{متن حدیث|يَمْرُقُونَ مِنَ اَلدِّينِ}}؛ را بیان و تاکید که خود شاهد این [[گفتگو]] بوده و با دو گوش خود آن حدیث را شنیده است<ref>احمدی بن حنبل، ج۴، ص۴۲۱؛ ابن ابی شبیه، ج۸، ص۷۳۸.</ref>. | [[شریک بن شهاب]] پیوسته در آرزوی [[ملاقات]] با فردی از [[صحابه]] برای شنیدن [[حدیث]] درباره خوارج بود، تا اینکه ابوبرزه را در [[عرفه]]، در جمع عدهای از یارانش دید ابوبرزه با گزارشی از گفتگوی مردی با رسول خدا {{صل}} و [[اعتراض]] وی به [[حضرت]]، [[حدیث]] {{متن حدیث|يَمْرُقُونَ مِنَ اَلدِّينِ}}؛ را بیان و تاکید که خود شاهد این [[گفتگو]] بوده و با دو گوش خود آن حدیث را شنیده است<ref>احمدی بن حنبل، ج۴، ص۴۲۱؛ ابن ابی شبیه، ج۸، ص۷۳۸.</ref>. | ||