سریه ذات السلاسل: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'ابوعبیده جرّاح' به 'ابوعبیده جراح'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'ابوعبیده جرّاح' به 'ابوعبیده جراح') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
گویا در [[سال ۸ هجری]] و پس از [[جنگ موته]]<ref>المغازی، ج ۱، ص۶.</ref>، فردی بیاباننشین به رسول خدا{{صل}} خبر میدهد که گروهی از [[مردم]] [[قبیله قضاعه]] در منطقهای گرد آمده و میخواهند به بخشی از مناطق [[اسلامی]] پیرامون [[پیامبر]]{{صل}} تعرض کنند و به [[مدینه]] [[شبیخون]] بزنند<ref>الارشاد، ج ۱، ص۱۱۳ـ۱۱۴؛ مناقب، ج ۱، ص۱۷۴؛ بحار الانوار، ج ۲۰، ص۳۰۸.</ref>، از این رو [[رسول اکرم]]{{صل}} [[عمرو بن عاص]] را که احتمالاً آن منطقه را خوب میشناخته یا به جهت [[خویشاوندی]] با برخی [[طوایف]] آن منطقه<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۶۲۳؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۳۲؛ البدایة و النهایه، ج ۴، ص۲۷۳.</ref> میتوانسته نظر آنان را جلب کند، همراه نزدیک ۳۰۰ تن از [[مهاجران]] و [[انصار]] که در میان آنان ۳۰ سواره بود، به منطقه گسیل کرد و عَمرو را [[فرمان]] داد با هر کس از طوایف [[طایفه بلی|بلی]]، [[طایفه عذره|عُذره]] و [[طایفه بلقین|بلقَین]] روبهرو شد، از او [[یاری]] بجوید. | گویا در [[سال ۸ هجری]] و پس از [[جنگ موته]]<ref>المغازی، ج ۱، ص۶.</ref>، فردی بیاباننشین به رسول خدا{{صل}} خبر میدهد که گروهی از [[مردم]] [[قبیله قضاعه]] در منطقهای گرد آمده و میخواهند به بخشی از مناطق [[اسلامی]] پیرامون [[پیامبر]]{{صل}} تعرض کنند و به [[مدینه]] [[شبیخون]] بزنند<ref>الارشاد، ج ۱، ص۱۱۳ـ۱۱۴؛ مناقب، ج ۱، ص۱۷۴؛ بحار الانوار، ج ۲۰، ص۳۰۸.</ref>، از این رو [[رسول اکرم]]{{صل}} [[عمرو بن عاص]] را که احتمالاً آن منطقه را خوب میشناخته یا به جهت [[خویشاوندی]] با برخی [[طوایف]] آن منطقه<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۶۲۳؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۳۲؛ البدایة و النهایه، ج ۴، ص۲۷۳.</ref> میتوانسته نظر آنان را جلب کند، همراه نزدیک ۳۰۰ تن از [[مهاجران]] و [[انصار]] که در میان آنان ۳۰ سواره بود، به منطقه گسیل کرد و عَمرو را [[فرمان]] داد با هر کس از طوایف [[طایفه بلی|بلی]]، [[طایفه عذره|عُذره]] و [[طایفه بلقین|بلقَین]] روبهرو شد، از او [[یاری]] بجوید. | ||
عمرو بن عاص برای عزیمت دستور داد شبها حرکت کنند و روزها خود را پنهان سازند و چون به نزدیکی [[قضاعه]] رسید، بر اثر فراوانی [[سپاه]] [[دشمن]]، او را [[ترس]] فرا گرفت<ref> الطبقات، ج ۲، ص۹۹ـ۱۰۰؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۳۲.</ref> و با فرستادن پیکی، از [[رسول خدا]]{{صل}} نیروی کمکی خواست و رسول خدا سپاهی ۲۰۰ نفره را که [[ابوبکر]] و [[عمر]] نیز در میانشان بودند، به [[فرماندهی]] [[ابوعبیده]] | عمرو بن عاص برای عزیمت دستور داد شبها حرکت کنند و روزها خود را پنهان سازند و چون به نزدیکی [[قضاعه]] رسید، بر اثر فراوانی [[سپاه]] [[دشمن]]، او را [[ترس]] فرا گرفت<ref> الطبقات، ج ۲، ص۹۹ـ۱۰۰؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۳۲.</ref> و با فرستادن پیکی، از [[رسول خدا]]{{صل}} نیروی کمکی خواست و رسول خدا سپاهی ۲۰۰ نفره را که [[ابوبکر]] و [[عمر]] نیز در میانشان بودند، به [[فرماندهی]] [[ابوعبیده جراح]] به یاری [[عمرو]] فرستاد. عمرو پس از آنکه ابوعبیده به او پیوست، به گروهی از [[مردم]] قضاعه [[حمله]] کرد و با فرار آنها از تعقیب آنان خودداری کرد و ظاهرا هیچ دستاوردی جز فرار آن گروه نداشت و بیآنکه [[جنگ]] را ادامه دهد، به سوی مدینه حرکت کرد و با ارسال پیکی [[سلامتی]] سپاه را به رسول خدا{{صل}} خبر داد<ref>الطبقات، ج ۲، ص۹۹ ـ ۱۰۰؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۷۵؛ البدایة و النهایه، ج ۴، ص۲۷۳.</ref>. هنگامی که گروهی از سپاه از عمرو میخواهند که دشمن را دنبال کند، او به عنوان [[فرمانده سپاه]] از احتمال کمین دشمن در کوههای پیشرو ترس خود را از [[شکست]] در جنگ اظهار کرده و بازگشت به مدینه را دستور میدهد<ref>المحبر، ص۱۲۲؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۷۵.</ref>. بعضی منابع از [[نارضایتی]] [[ابوبکر]] و [[عمر]] از شیوه [[فرماندهی]] [[عمرو بن عاص]] و اینکه زیر امر او قرار گرفتهاند، نیز اظهار این [[ناخشنودی]] به [[رسول خدا]]{{صل}} خبر دادهاند<ref>المنتظم، ج ۳، ص۳۲۱ـ۳۲۲؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۲، ص۱۴۹؛ البدایة و النهایه، ج ۴، ص۲۷۴.</ref>؛ همچنین در این [[غزوه]]، عمرو بن عاص [[نماز]] صبحی را با حال جنابت برای [[سپاه]] [[امامت]] کرد که گویا این عمل وی نیز مایه [[تعجب]] و پرخاش بعضی از [[اصحاب]] شده و از وی نزد [[رسول اکرم]]{{صل}} [[شکایت]] کردند و هنگامی که آن حضرت از این رخداد [[آگاه]] شد، با اظهار تعجب علّت این کار را از وی جویا شد و [[عمرو]] در توجیه عمل خود گفت هوا سرد بود و چنانچه [[غسل]] میکردم میمردم. [[پیامبر]] از پاسخ وی خندید و چیزی نگفت<ref>المنتظم، ج ۳، ص۳۲۲؛ البدایة و النهایه، ج ۴، ص۲۷۴.</ref>. در منابع [[شیعی]]، جز اشاراتی گذرا درباره این بخش از غزوه سخنی به میان نیامده است؛ اما اصل غزوه [[ذاتالسلاسل]] با تفاوتهایی در نقل، مسلّم انگاشته شده است. | ||
[[شیخ مفید]] نیز به گزارش از اصحاب [[سیره]] به [[غزوه وادی الرمل]] (همان ذاتالسلاسل) اشاره کرده و [[نزول]] [[سوره عادیات]] را در مورد این غزوه دانسته است. مطابق نقل شیخ مفید که تهی از [[غلو]] به نظر میرسد، مردی [[بادیهنشین]] به قصد [[خیرخواهی]]، رسول خدا{{صل}} را از [[تصمیم]] برخی [[قبایل عرب]] برای [[حمله]] به [[مدینه]] آگاه کرد و حضرت اصحاب را به [[مسجد]] فرا خواند و ضمن [[آگاه کردن]] آنان، از بزرگان اصحاب خواست هر یک که میپذیرد به مقابله با آن گروه رفته و آنان را به [[توحید]] و [[ایمان به خدا]] و پیامبر{{صل}} [[دعوت]] کند و در صورت خودداری با آنان بجنگد. یکی از سران اصحاب از [[مهاجران]] که در این گزارش نام وی نیامده، [[آمادگی]] خود را برای انجام دادن این [[مأموریت]] اعلام کرد و رسول خدا{{صل}} او را همراه ۷۰۰ تن به [[وادی یابس]] گسیل داشتند. این [[فرمانده]] پس از [[آگاهی]] از فراوانی [[دشمن]] بیهیچ گونه [[رویارویی]] و دستاوردی به [[مدینه]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} بازگشت. | [[شیخ مفید]] نیز به گزارش از اصحاب [[سیره]] به [[غزوه وادی الرمل]] (همان ذاتالسلاسل) اشاره کرده و [[نزول]] [[سوره عادیات]] را در مورد این غزوه دانسته است. مطابق نقل شیخ مفید که تهی از [[غلو]] به نظر میرسد، مردی [[بادیهنشین]] به قصد [[خیرخواهی]]، رسول خدا{{صل}} را از [[تصمیم]] برخی [[قبایل عرب]] برای [[حمله]] به [[مدینه]] آگاه کرد و حضرت اصحاب را به [[مسجد]] فرا خواند و ضمن [[آگاه کردن]] آنان، از بزرگان اصحاب خواست هر یک که میپذیرد به مقابله با آن گروه رفته و آنان را به [[توحید]] و [[ایمان به خدا]] و پیامبر{{صل}} [[دعوت]] کند و در صورت خودداری با آنان بجنگد. یکی از سران اصحاب از [[مهاجران]] که در این گزارش نام وی نیامده، [[آمادگی]] خود را برای انجام دادن این [[مأموریت]] اعلام کرد و رسول خدا{{صل}} او را همراه ۷۰۰ تن به [[وادی یابس]] گسیل داشتند. این [[فرمانده]] پس از [[آگاهی]] از فراوانی [[دشمن]] بیهیچ گونه [[رویارویی]] و دستاوردی به [[مدینه]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} بازگشت. | ||