بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== | == وظیفه حاکم == | ||
[[آموزش]] [[مردم]] و ایجاد زمینههای پرورش [[کرامت]] [[انسانها]] و [[اصلاح]] مردم، از مهمترین وظایف دولت اسلامی است. [[امام]] تلاش برای اصلاح مردم را از [[وظایف]] [[واجب]] [[پیشوایان]] شمرده، میفرماید: بر امام واجب است که حدود [[اسلام]] و [[ایمان]] را به افراد جامعهاش بیاموزد<ref>غررالحکم و دررالکلم، ج۴، ص۳۱۸.</ref>. در [[عهدنامه]] خود به [[مالک اشتر]] اصلاح مردم را [[وظیفه]] [[حکومت]] قلمداد میکند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. در جای دیگر میفرماید: «اما [[حق]] شما بر من این است که شما را [[نصیحت]] کنم... و به شما آموزش دهم تا [[جاهل]] نمانید و شما را [[تربیت]] کنم تا بیاموزید و طبق آن [[رفتار]] کنید...»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۴.</ref>. | |||
[[آموزش | |||
در ضمن خطبهای [[وظیفه امام]] را چنین میشمارد: "همانا بر امام نیست جز آنچه از [[امر پروردگار]] به عهده او واگذار شده: کوتاهی نکردن در [[موعظه]] و کوشیدن در نصیحت و زنده کردن سنت و..."<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۵.</ref>. | |||
عملکرد خود را نیز در این باره چنین توصیف مینماید: آیا [[حکم]] [[قرآن]] را میان شما جاری نداشتم و... ؟ [[رایت]] ایمان را میان شما پابرجا کردم و مرزهای [[حلال و حرام]] را برایتان جدا... و با گفتار و [[کردار]] خویش معروف را میان شما گستردم و با [[خوی]] خود شما را نشان دادم که [[اخلاق]] گزیده چیست...<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۷ و ۱۸۲.</ref>.<ref>[[محمد تقی حکیم آبادی گیلک|حکیم آبادی گیلک، محمد تقی]]، [[دولت و سیاستهای اقتصادی (مقاله)| مقاله «دولت و سیاستهای اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۷، ص۳۲۴.</ref> | |||
[[ | |||
== وظیفه حکومت == | |||
تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش به معنای آموختن [[دانش]] و پرورش جسم و [[جان]] شاگرد و رساندن او به مرحله [[برتر]] است. [[دین مبین اسلام]] به مسئله آموزش و پرورش توجهی ویژه دارد بهگونهای که اولین سوره [[نزول]] یافته بهطور مشخص مسئله خواندن و قلم را مطرح میکند<ref>نک: سوره علق</ref>. [[امام علی]] {{ع}}، بهعنوان [[حاکم]] [[جامعه اسلامی]]، این مسئله را در سطح کلان پیگیری کرد بهگونهای که در [[نامه]] ۵۳، یکی از اهداف و [[وظایف دولت]] را آموزش و پرورش میداند. [[امام]] در سخنان و نامههای خود درصدد ارائه نظامی هدفمند در رسیدن به این امر برآمدهاند. افزون بر [[نامه ۳۱ نهج البلاغه]] که [[امام]] با [[گفتوگو]] با [[فرزند]] خویش، در واقع تمام افراد [[بشر]] را مخاطب قرار داده و هدفمندانه مبانی، روشها و اصول [[تربیت]] را مطرح کردهاند، بسیاری از حکمتهای [[نهج البلاغه]] نیز بهصورت سفارش و توصیه، بیانگر اصول زندگی و [[اخلاق]] است. [[روش امام]] در [[تربیت]] بهطور کلی بر سه اصل مبانی (مانند حضور اندیشههای توحیدی در شکلگیری [[تربیت]] یا نقشآفرینی عامل [[تقوا]] در [[تربیت]])، مفهومی (مانند مفهوم [[دنیا]] یا مفهوم زمان [[تربیت]]...) و توصیه و سفارش (مانند پرهیز از [[تکبر]]، [[قناعتپیشگی]] و...) شگل گرفته است که براساس آن، اهداف، اصول و روشها [[تبیین]] میشود. در موضوع [[تربیت]] بهطور کلی، محوریت با فرد است، یعنی فرد باید خود را در معرض نسیمهای حیاتبخش [[تربیت]] قرار دهد و از ملکات آن برخوردار شود. از دیگرسو، [[آموزش]] [[دانش]] و [[آگاهی]] به افراد به عنوان وظیفهای بر عهده فرد عالم گذاشته شده است: [[خداوند]]، [[نادان]] را به آموختن موظف نساخت، مگر آنگاه که دانایان را موظف ساخت که نادانان را [[تعلیم]] دهند<ref>{{متن حدیث|مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا، حَتَّى أَخَذَ عَلَى أَهْلِ الْعِلْمِ أَنْ يُعَلِّمُوا}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۷٨.</ref>. بهرهمندی یکایک افراد از [[تربیت]] اسلامی، زمینه برپایی جامعهای اخلاقمدار و ایدهآل را فراهم میآورد<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص۶۳.</ref>. | |||
== حق شهروندی == | |||
[[آموزش و پرورش]] یکی از حقوق شهروندی است؛ [[آموزش]] نیازهای اولیه، [[تربیت]] و پرورش [[اخلاقی]]. [[حکومت]] با ابزارهایی که در [[اختیار]] دارد میتواند در جهت [[رشد]] [[علمی]] و [[تربیتی]] مردم نقش مهمی ایفا کند. [[پیامبر]] به هنگام اعزام [[معاذ بن جبل]] به [[امارت]] [[یمن]]، در دستورالعملی خطاب به وی نوشت: ای [[معاذ]]! [[کتاب خدا]] را به ایشان بیاموز و آنان را با [[اخلاق نیکو]] [[تربیت]] کن و [[فرمان خدا]] را در میانشان روان ساز و در کار [[خدا]] و [[مال]] خدا از هیچ کس [[بیم]] مدار که [[ولایت]] تو و مال تو نیست و خدا و [[روز]] دیگر را به یاد [[مردم]] آر، آنان را [[موعظه]] کن که آن نیرومندترین عامل برای واداشتن ایشان به عمل کردن به چیزی است که خدا [[دوست]] دارد، سپس آموزگاران را در میان ایشان بفرست و خدایی را بپرست که به او بازمیگردی و در امر خدا از [[سرزنش]] سرزنشکنندگان مهراس<ref>{{متن حدیث|يَا مُعَاذُ عَلِّمْهُمْ كِتَابَ اللَّهِ وَ أَحْسِنْ أَدَبَهُمْ عَلَى الْأَخْلَاقِ الصَّالِحَةِ... وَ أَنْفِذْ فِيهِمْ أَمْرَ اللَّهِ وَ لَا تُحَاشِ فِي أَمْرِهِ وَ لَا مَالِهِ أَحَداً فَإِنَّهَا لَيْسَتْ بِوَلَايَتِكَ وَ لَا مَالِكَ... وَ ذَكِّرِ النَّاسَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ اتَّبِعِ الْمَوْعِظَةَ فَإِنَّهُ أَقْوَى لَهُمْ عَلَى الْعَمَلِ بِمَا يُحِبُّ اللَّهُ ثُمَّ بُثَّ فِيهِمُ الْمُعَلِّمِينَ وَ اعْبُدِ اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تَرْجِعُ وَ لَا تَخَفْ فِي اللَّهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ}}، ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۵.</ref>. | |||
چنانکه [[امام علی]] {{ع}} یکی از [[وظایف امام]] [[جامعه]] را [[تعلیم]] مردمی میدانست که تحت ولایت و [[سرپرستی]] او [[زندگی]] میکنند<ref>{{متن حدیث|عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُعَلِّمَ أَهْلَ وَلَايَتِهِ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِيمَانِ}}؛ «بر امام است که به پیروان خود حدود اسلام و ایمان را بیاموزد» غرر الحکم، ص۲۱۵.</ref>. همچنین در یک [[سخنرانی]]، تعلیم و [[تأدیب]] [[شهروندان]] را [[حق]] آنان بر عهده خویش بهعنوان [[زمامدار]] جامعه شمرد<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۳۴.</ref>. به کارگزارانش هم همین توصیه را مینمود<ref>نهجالبلاغه، نامه ۶۷؛ در نامه به قثم بن عباس، کارگزار امام در مکه: {{متن حدیث|وَ اجْلِسْ لَهُمُ الْعَصْرَيْنِ فَأَفْتِ الْمُسْتَفْتِيَ وَ عَلِّمِ الْجَاهِلَ وَ ذَاكِرِ الْعَالِمَ}}؛ «صبح و شام برای گوش دادن به سخنان مردم بنشین، و هر که مسئلهای دارد پاسخش را بگو، و نادانان را تعلیم کن، و با عالمان به بحث بپرداز».</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۱۲۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||