امامت امام جواد در حدیث: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'سال' به 'سال') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = امام جواد | | موضوع مرتبط = امامت امام جواد | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = امامت امام جواد | ||
| مداخل مرتبط = [[امامت امام جواد در حدیث]] - [[امامت امام جواد در کلام اسلامی]] - [[امامت امام جواد در تاریخ اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[امامت امام جواد در حدیث]] - [[امامت امام جواد در کلام اسلامی]] - [[امامت امام جواد در تاریخ اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
در [[فرهنگ]] گرانسنگ [[مکتب تشیع]]، [[مسئولیت]] تداوم [[رسالت]] پس از [[پیامبر اسلام]] {{صل}} بر عهده [[جانشینان]] وی گذارده شده است. | در [[فرهنگ]] گرانسنگ [[مکتب تشیع]]، [[مسئولیت]] تداوم [[رسالت]] پس از [[پیامبر اسلام]] {{صل}} بر عهده [[جانشینان]] وی گذارده شده است. | ||
بنابراین، پس از اینکه [[پیامبر]] {{صل}} جانشینان خود را به صورت کلی و فردی معرفی کرد، وظیفهای دیگر نیز بر عهده هریک از [[امامان معصوم]] {{عم}} قرار میگیرد که [[جانشین]] و [[امام]] پس از خود را، که از جانب پیامبر تعیین شده است، به [[مردم]] خویش معرفی کنند، تا مردم به [[گمراهی]] نیفتند. | بنابراین، پس از اینکه [[پیامبر]] {{صل}} جانشینان خود را به صورت کلی و فردی معرفی کرد، وظیفهای دیگر نیز بر عهده هریک از [[امامان معصوم]] {{عم}} قرار میگیرد که [[جانشین]] و [[امام]] پس از خود را، که از جانب پیامبر تعیین شده است، به [[مردم]] خویش معرفی کنند، تا مردم به [[گمراهی]] نیفتند. | ||
[[عیسی بن عبدالله]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] میکند که به آن | [[عیسی بن عبدالله]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] میکند که به آن حضرت گفتم: چنان چه زنده باشم، و خدای ناکرده برای شما حادثهای پیش آید، به چه کسی [[اقتدا]] کنم؟ | ||
امام {{ع}} به فرزندش [[موسی]] اشاره کرد. | امام {{ع}} به فرزندش [[موسی]] اشاره کرد. | ||
گفتم: چنانچه برای موسی حادثهای رخ داد، چه باید کرد؟ | گفتم: چنانچه برای موسی حادثهای رخ داد، چه باید کرد؟ | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
پس از این سخن، چند ماهی نگذشته بود که [[حضرت جواد]] {{ع}} به [[دنیا]] آمد<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۲۰۹، ح۱۳.</ref>. | پس از این سخن، چند ماهی نگذشته بود که [[حضرت جواد]] {{ع}} به [[دنیا]] آمد<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۲۰۹، ح۱۳.</ref>. | ||
[[احمد بن محمد بن ابی نصر]] میگوید: در [[سرزمین]] [[قادسیه]] [[خدمت]] امام رضا {{ع}} رسیده، گفتم: پرسشی دارم؛ ولی [[عظمت مقام]] شما مرا از طرح آن باز میدارد و نمیخواهم [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] خویش را از دست بدهم. هم چنان که به یاد [[آینده]] خویش بودم، ناگهان اشکهایم جاری گشت. | [[احمد بن محمد بن ابی نصر]] میگوید: در [[سرزمین]] [[قادسیه]] [[خدمت]] امام رضا {{ع}} رسیده، گفتم: پرسشی دارم؛ ولی [[عظمت مقام]] شما مرا از طرح آن باز میدارد و نمیخواهم [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] خویش را از دست بدهم. هم چنان که به یاد [[آینده]] خویش بودم، ناگهان اشکهایم جاری گشت. | ||
حضرت فرمود: هر آنچه میخواهی بپرس و چیزی را از من دریغ مدار. | |||
گفتم: در همین مکان از [[پدر]] بزرگوارت پرسیدم: چه کسی پس از شما، امام و [[رهبر]] [[مردم]] خواهد بود؟ او شما را معرفی نمود. بارها از شما پرسیدهام که: امام پس از شما کیست؟ هربار فرمودید: فرزندم، اما هنوز فرزندی نمیبینم تا [[جانشین]] شما باشد. | گفتم: در همین مکان از [[پدر]] بزرگوارت پرسیدم: چه کسی پس از شما، امام و [[رهبر]] [[مردم]] خواهد بود؟ او شما را معرفی نمود. بارها از شما پرسیدهام که: امام پس از شما کیست؟ هربار فرمودید: فرزندم، اما هنوز فرزندی نمیبینم تا [[جانشین]] شما باشد. | ||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
«[[حبیب]] [[زیات]]»، از شخصی که در [[محضر امام]] [[رضا]] {{ع}} حاضر بود، [[روایت]] میکند: چون [[جمعیت]] حاضر در مجلس امام {{ع}} از جای خود برخاستند؛ امام {{ع}} به آنان فرمود: به [[ملاقات]] فرزندم [[ابوجعفر]] بروید، به او [[سلام]] کنید و با او [[تجدید پیمان]] نمایید. | «[[حبیب]] [[زیات]]»، از شخصی که در [[محضر امام]] [[رضا]] {{ع}} حاضر بود، [[روایت]] میکند: چون [[جمعیت]] حاضر در مجلس امام {{ع}} از جای خود برخاستند؛ امام {{ع}} به آنان فرمود: به [[ملاقات]] فرزندم [[ابوجعفر]] بروید، به او [[سلام]] کنید و با او [[تجدید پیمان]] نمایید. | ||
او میگوید: همین که [[مردم]] از جایشان برخاسته، به [[دیدار امام]] [[جواد]] {{ع}} شتافتند؛ به من توجه کرد و فرمود: [[خدا]] مفضَّل را [[رحمت]] کند؛ او به کمتر از این سخن نیز قانع میشد<ref> ارشاد مفید، ص۳۱۹؛ کشف الغمه، ج۲، ص۳۵۳؛ اعلام الوری، ج۲، ص۹۵؛ کافی، ج۱، ص۳۲۰، ح۱؛ رجال کشی، ص۳۲۸، ح۵۹۳؛ صراط المستقیم، ج۲، ص۱۶۷؛ روضة الواعظین، ص۲۶۱؛ بحارالانوار، ج۴۷، ص۳۴۵، ح۳۷؛ ج۵۰، ص۲۴، ح۱۶؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۲۲، ح۴؛ حلیة الابرار، ج۴، ص۶۰۳، ح۱؛ وافی، ج۲، ص۳۷۴، ج۸۴۷.</ref>. | او میگوید: همین که [[مردم]] از جایشان برخاسته، به [[دیدار امام]] [[جواد]] {{ع}} شتافتند؛ به من توجه کرد و فرمود: [[خدا]] مفضَّل را [[رحمت]] کند؛ او به کمتر از این سخن نیز قانع میشد<ref> ارشاد مفید، ص۳۱۹؛ کشف الغمه، ج۲، ص۳۵۳؛ اعلام الوری، ج۲، ص۹۵؛ کافی، ج۱، ص۳۲۰، ح۱؛ رجال کشی، ص۳۲۸، ح۵۹۳؛ صراط المستقیم، ج۲، ص۱۶۷؛ روضة الواعظین، ص۲۶۱؛ بحارالانوار، ج۴۷، ص۳۴۵، ح۳۷؛ ج۵۰، ص۲۴، ح۱۶؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۲۲، ح۴؛ حلیة الابرار، ج۴، ص۶۰۳، ح۱؛ وافی، ج۲، ص۳۷۴، ج۸۴۷.</ref>. | ||
[[زکریا بن آدم]] میگوید: محضر [[حضرت رضا]] {{ع}} بودم. فرزند خردسال آن | [[زکریا بن آدم]] میگوید: محضر [[حضرت رضا]] {{ع}} بودم. فرزند خردسال آن حضرت، که عمرش کمتراز (۴) سال بود، وارد شد و در [[خدمت]] [[پدر]] نشست. دقایقی بیش نگذشته بود که دیدم با حالتی [[غمگین]] و متفکرانه دستش را بر [[زمین]] میکوبد. سپس سرش را به طرف [[آسمان]] بلند کرده، آهی سوزناک از عمق وجودش زبانه کشید. | ||
[[حضرت رضا]] {{ع}} با دیدن [[غم]] و [[اندوه]] در چهره فرزند، فرمود: فرزند دلبندم، چه چیزی باعث [[ناراحتی]] و [[اندیشه]] طولانیت شده است؟ | [[حضرت رضا]] {{ع}} با دیدن [[غم]] و [[اندوه]] در چهره فرزند، فرمود: فرزند دلبندم، چه چیزی باعث [[ناراحتی]] و [[اندیشه]] طولانیت شده است؟ | ||
عرض کرد: پدرجان، به یاد مادرم زهرا {{س}} بودم که... چه دردها و رنجهایی برایش به وجود آوردند، نالهها و فریادهای دردناک مادرم زهرا، لحظهای چند مرا مشغول نمود. | عرض کرد: پدرجان، به یاد مادرم زهرا {{س}} بودم که... چه دردها و رنجهایی برایش به وجود آوردند، نالهها و فریادهای دردناک مادرم زهرا، لحظهای چند مرا مشغول نمود. | ||
حضرت رضا {{ع}} پس از شنیدن سخنان فرزندش، او را در آغوش گرفت و پیشانیش را بوسید. سپس فرمود: [[پدر]] و مادرم به فدایت! [[خداوند]] تو را لایق دانسته است تا [[جانشین]] من و [[امام]] [[مردم]] باشی<ref>دلائل الامامة، ص۴۰۰، ح۳۵۸؛ بحار الانوار، ج۵۰، ص۵۹، ح۳۶؛ اثبات الوصیه، ص۲۱۸، س ۱۲.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | حضرت رضا {{ع}} پس از شنیدن سخنان فرزندش، او را در آغوش گرفت و پیشانیش را بوسید. سپس فرمود: [[پدر]] و مادرم به فدایت! [[خداوند]] تو را لایق دانسته است تا [[جانشین]] من و [[امام]] [[مردم]] باشی<ref>دلائل الامامة، ص۴۰۰، ح۳۵۸؛ بحار الانوار، ج۵۰، ص۵۹، ح۳۶؛ اثبات الوصیه، ص۲۱۸، س ۱۲.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۸۴-۹۰.</ref> | ||
== [[نشانههای امامت|نشانهها]] و [[آثار امامت]] == | == [[نشانههای امامت|نشانهها]] و [[آثار امامت]] == | ||
[[حسن بن جهم]] میگوید: به [[منزل]] [[علی بن موسی الرضا]] {{ع}} وارد شده، ساعاتی چند از محضرش کسب [[فیض]] نمودم. آن | [[حسن بن جهم]] میگوید: به [[منزل]] [[علی بن موسی الرضا]] {{ع}} وارد شده، ساعاتی چند از محضرش کسب [[فیض]] نمودم. آن حضرت فرمود: اگر به تو بگویم این [[نوجوان]] پس از من [[امام]] شما خواهد بود، چه میگویی؟ [[ابوجعفر]] {{ع}}، [[فرزند]] خردسال آن حضرت در مجلس [[حضور]] داشت. | ||
عرض کردم: آنچه شما به عنوان امام و پیشوای من بفرمایید، با [[جان]] و [[دل]] پذیرا هستم. | عرض کردم: آنچه شما به عنوان امام و پیشوای من بفرمایید، با [[جان]] و [[دل]] پذیرا هستم. | ||
[[امام رضا]] {{ع}} فرمود: درست گفتی. سپس بازو و کتف ابوجعفر را عریان کرد. بر شانه آن حضرت جای اثر دو انگشت را به من نشان داد و فرمود: مانند آنچه بر شانه فرزندم و در همین جا میبینی، روی شانه و کتف پدرم [[موسی بن جعفر]] {{عم}} نیز دیده میشد<ref>{{متن حدیث|روي عن الحسن بن الجهم قال: دخلت على الرضا؛ و أبو جعفر صغير بين يديه فقال لي بعد كلام طويل جرى: لو قلت لك يا حسن ان هذا امام، ما كنت تقول؟ قال: قلت ما تقوله لي جعلت فداك. قال: أصبت، ثم كشف عن كتف أبي جعفر فأراني مثل رمز اصبعين. فقال لي: مثل هذا كان في مثل هذا الموضع من أبي موسى {{ع}}}}؛ (اثبات الوصیه، ص۲۱۹).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | [[امام رضا]] {{ع}} فرمود: درست گفتی. سپس بازو و کتف ابوجعفر را عریان کرد. بر شانه آن حضرت جای اثر دو انگشت را به من نشان داد و فرمود: مانند آنچه بر شانه فرزندم و در همین جا میبینی، روی شانه و کتف پدرم [[موسی بن جعفر]] {{عم}} نیز دیده میشد<ref>{{متن حدیث|روي عن الحسن بن الجهم قال: دخلت على الرضا؛ و أبو جعفر صغير بين يديه فقال لي بعد كلام طويل جرى: لو قلت لك يا حسن ان هذا امام، ما كنت تقول؟ قال: قلت ما تقوله لي جعلت فداك. قال: أصبت، ثم كشف عن كتف أبي جعفر فأراني مثل رمز اصبعين. فقال لي: مثل هذا كان في مثل هذا الموضع من أبي موسى {{ع}}}}؛ (اثبات الوصیه، ص۲۱۹).</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۱.</ref> | ||
== نوشته شدن نام مبارکش بر لوحی در [[کعبه]] == | == نوشته شدن نام مبارکش بر لوحی در [[کعبه]] == | ||
عدهای به تعمیر [[خانه خدا]] مشغول بودند و حفاریهایی در کف کعبه انجام میدادند. | عدهای به تعمیر [[خانه خدا]] مشغول بودند و حفاریهایی در کف کعبه انجام میدادند. | ||
یکی از این افراد به نام «[[ربیعه]] مکی» میگوید: به صخرهای رسیدیم که نوشتهای روی آن قرار داشت. با [[شتاب]] آن را برداشته، پنهان کردم. وقتی به منزل رفتم، نوشته را گشودم و به [[خواندن]] آن مشغول شدم. آغاز آن با نام و [[یاد خدا]] و توصیف [[پروردگار]] [[عالم]]، [[مقام]] شامخ [[خاندان]] [[بنی هاشم]] و افتخارات این [[خانواده]] بود. سپس در آن نوشته بود که [[پیامبری]] از این [[قبیله]] به نام [[محمد]] {{صل}}، که در [[آسمانها]] به [[احمد]] [[شهرت]] دارد، [[مبعوث]] خواهد شد، پیامبری که [[خاتم پیامبران]] و آخرین [[فرستاده خدا]] از سلسله [[انبیای بزرگ الهی]] و نام [[وصی]] و [[جانشین]] او پسر عمویش، [[علی بن ابی طالب]] است. نام یکایک [[پیشوایان]]، از جمله نام [[مبارک]] [[امام جواد]] {{ع}} در آن نوشته شده بود<ref>اثبات الهداة، ج۱، ص۷۰۹، ح۱۴۹؛ بحار الانوار، ج۳۶، ص۲۱۷، ح۱۹؛ الصراط المستقیم، ج۲، ص۱۴۶، س۱۳.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | یکی از این افراد به نام «[[ربیعه]] مکی» میگوید: به صخرهای رسیدیم که نوشتهای روی آن قرار داشت. با [[شتاب]] آن را برداشته، پنهان کردم. وقتی به منزل رفتم، نوشته را گشودم و به [[خواندن]] آن مشغول شدم. آغاز آن با نام و [[یاد خدا]] و توصیف [[پروردگار]] [[عالم]]، [[مقام]] شامخ [[خاندان]] [[بنی هاشم]] و افتخارات این [[خانواده]] بود. سپس در آن نوشته بود که [[پیامبری]] از این [[قبیله]] به نام [[محمد]] {{صل}}، که در [[آسمانها]] به [[احمد]] [[شهرت]] دارد، [[مبعوث]] خواهد شد، پیامبری که [[خاتم پیامبران]] و آخرین [[فرستاده خدا]] از سلسله [[انبیای بزرگ الهی]] و نام [[وصی]] و [[جانشین]] او پسر عمویش، [[علی بن ابی طالب]] است. نام یکایک [[پیشوایان]]، از جمله نام [[مبارک]] [[امام جواد]] {{ع}} در آن نوشته شده بود<ref>اثبات الهداة، ج۱، ص۷۰۹، ح۱۴۹؛ بحار الانوار، ج۳۶، ص۲۱۷، ح۱۹؛ الصراط المستقیم، ج۲، ص۱۴۶، س۱۳.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۱.</ref> | ||
== [[نور]] امام جواد {{ع}} و نام مبارک آن | == [[نور]] امام جواد {{ع}} و نام مبارک آن حضرت در [[عرش الهی]] == | ||
[[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: در [[شب معراج]] [[خداوند متعال]] فرمود: ای [[محمد]]! تو را از میان بندگانم به عنوان [[پیامبر]] [[انتخاب]] و [[علی]] را برای [[جانشینی]] و به عنوان [[وارث]] [[علوم]] پس از تو انتخاب و از [[نسل]] [[پاک]] تو و علی، پیشوایانی پاک و [[طاهر]] برگزیدهام. اگر شما نبودید [[دنیا]]، [[آخرت]]، [[بهشت و جهنم]] را [[خلق]] نمیکردم. ای محمد! آیا [[دوست]] داری [[جانشینان]] پس از خودت را ببینی؟ | [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: در [[شب معراج]] [[خداوند متعال]] فرمود: ای [[محمد]]! تو را از میان بندگانم به عنوان [[پیامبر]] [[انتخاب]] و [[علی]] را برای [[جانشینی]] و به عنوان [[وارث]] [[علوم]] پس از تو انتخاب و از [[نسل]] [[پاک]] تو و علی، پیشوایانی پاک و [[طاهر]] برگزیدهام. اگر شما نبودید [[دنیا]]، [[آخرت]]، [[بهشت و جهنم]] را [[خلق]] نمیکردم. ای محمد! آیا [[دوست]] داری [[جانشینان]] پس از خودت را ببینی؟ | ||
عرض کردم: آری [[پروردگار]] من، صدایش را شنیدم که میگفت: ای محمد سرت را به طرف بالا بلند کن و ببین. | عرض کردم: آری [[پروردگار]] من، صدایش را شنیدم که میگفت: ای محمد سرت را به طرف بالا بلند کن و ببین. | ||
سرم را بالا گرفته، به [[آسمان]] [[خیره]] شدم. انواری [[مشاهده]] کردم که اطراف [[عرش]] [[خداوند]] حلقه زده بود (در [[احادیث]] دیگر آمده است که نامهایی بر اطراف عرش الهی نوشته شده بود.)، [[سؤال]] کردم: پروردگار من، این نورها چه هستند؟ این نامها به چه کسانی تعلق دارد؟ | سرم را بالا گرفته، به [[آسمان]] [[خیره]] شدم. انواری [[مشاهده]] کردم که اطراف [[عرش]] [[خداوند]] حلقه زده بود (در [[احادیث]] دیگر آمده است که نامهایی بر اطراف عرش الهی نوشته شده بود.)، [[سؤال]] کردم: پروردگار من، این نورها چه هستند؟ این نامها به چه کسانی تعلق دارد؟ | ||
صدایی شنیدم که میگفت: این نورها و اسمها به پیشوایان پس از تو و کسانی تعلق دارند که از نسل [[پاکیزه]] تو و فرزندت [[حسین]] هستند<ref>کفایة الاثر، ص۶۹، س ۸، و ص۱۸۵، س ۱۴؛ بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۰۱، ح۱۴۰ و ص۳۴۸، ح۲۱۷؛ مدینة المعاجز، ج۲، ص۳۷۹، ح۶۱۵؛ جواهر السنیة، ص۲۲۰، س ۱۴.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | صدایی شنیدم که میگفت: این نورها و اسمها به پیشوایان پس از تو و کسانی تعلق دارند که از نسل [[پاکیزه]] تو و فرزندت [[حسین]] هستند<ref>کفایة الاثر، ص۶۹، س ۸، و ص۱۸۵، س ۱۴؛ بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۰۱، ح۱۴۰ و ص۳۴۸، ح۲۱۷؛ مدینة المعاجز، ج۲، ص۳۷۹، ح۶۱۵؛ جواهر السنیة، ص۲۲۰، س ۱۴.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۲.</ref> | ||
== زنده کننده [[حق]] و نابود کننده [[باطل]] == | == زنده کننده [[حق]] و نابود کننده [[باطل]] == | ||
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
پس از گذشتن یک سال از این [[گفتوگو]]، [[خداوند متعال]] [[حضرت جواد]] را به [[امام علی بن موسی الرضا]] {{ع}} عنایت فرمود، و آن [[حضرت صاحب]] [[فرزند]] شد. | پس از گذشتن یک سال از این [[گفتوگو]]، [[خداوند متعال]] [[حضرت جواد]] را به [[امام علی بن موسی الرضا]] {{ع}} عنایت فرمود، و آن [[حضرت صاحب]] [[فرزند]] شد. | ||
[[محمد بن علی]]، که از [[یاران]] و [[دوستان]] | [[محمد بن علی]]، که از [[یاران]] و [[دوستان]] حضرت است، میگوید: پس از ولادت حضرت جواد {{ع}} به آن شخص [[واقفی]] گفتم: آیا خبردادن [[امام رضا]] {{ع}} از به [[دنیا]] آمدن [[فرزندی]] پسر، که [[جانشین]] او باشد، برایت [[کافی]] نیست؟ | ||
در جواب گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] که این [[شاهد]] و نشانهای بزرگ است<ref>کافی، ج۱، ص۳۵۴، ح۱۱؛ بحارالانوار، ج۴۹، ص۶۸، ح۸۹؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۳۷، ح۲۱۳۵؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۲۴۷، ح۴.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | در جواب گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] که این [[شاهد]] و نشانهای بزرگ است<ref>کافی، ج۱، ص۳۵۴، ح۱۱؛ بحارالانوار، ج۴۹، ص۶۸، ح۸۹؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۳۷، ح۲۱۳۵؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۲۴۷، ح۴.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۳.</ref> | ||
== تنها [[وارث]] [[پدر]] == | == تنها [[وارث]] [[پدر]] == | ||
| خط ۱۱۰: | خط ۱۱۰: | ||
فرمود: ساکت باش! آنچه به او میگویم [[تعویذ]] و یا [[حرز]] نیست؛ بلکه [[علوم الهی]] را به او [[تعلیم]] میدهم و [[روح]] و جانش را از [[حکمتها]] و [[اسرار]] لبریز میکنم<ref>{{متن حدیث|عن كلثم بن عمران قال: قلت للرضا {{ع}}: أنت تحبّ الصبيان فادع [[اللّه]] أن يرزقك ولدا. فقال: إنمّا ارزق ولد [[واحد]] و هو يرثني. فلما ولد [[أبو جعفر]] {{ع}} كان طول ليلته يناغيه في مهده فلما طال ذلك على عدّة ليال. | فرمود: ساکت باش! آنچه به او میگویم [[تعویذ]] و یا [[حرز]] نیست؛ بلکه [[علوم الهی]] را به او [[تعلیم]] میدهم و [[روح]] و جانش را از [[حکمتها]] و [[اسرار]] لبریز میکنم<ref>{{متن حدیث|عن كلثم بن عمران قال: قلت للرضا {{ع}}: أنت تحبّ الصبيان فادع [[اللّه]] أن يرزقك ولدا. فقال: إنمّا ارزق ولد [[واحد]] و هو يرثني. فلما ولد [[أبو جعفر]] {{ع}} كان طول ليلته يناغيه في مهده فلما طال ذلك على عدّة ليال. | ||
قلت له: جعلت فداك قد ولد للناس أولاد قبل هذا فكلّ هذا تعوذه؟ فقال: ويحك ليس هذا عوذة إنمّا اغره بالعلم غرّا. و كان مولده و منشؤه على صفة مواليد آبائه {{عم}}}} ([[اثبات الوصیه]]، ص۲۱۷، س۳).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | قلت له: جعلت فداك قد ولد للناس أولاد قبل هذا فكلّ هذا تعوذه؟ فقال: ويحك ليس هذا عوذة إنمّا اغره بالعلم غرّا. و كان مولده و منشؤه على صفة مواليد آبائه {{عم}}}} ([[اثبات الوصیه]]، ص۲۱۷، س۳).</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۳.</ref> | ||
== [[احترام]] فوقالعاده [[پدر]] به [[فرزند]] == | == [[احترام]] فوقالعاده [[پدر]] به [[فرزند]] == | ||
[[حضرت رضا]] {{ع}} هنگام نام بردن از فرزندشان [[حضرت جواد]] {{ع}}، او را با [[کنیه]] مورد خطاب قرار میداد و میفرمود: فرزندم [[ابوجعفر]]، و یا میفرمود: فرزندم ابوجعفر برای من [[نامه]] نوشته است؛ در حالی که او [[کودکی]] خردسال و در [[مدینه]] بود و آنچه برای پدرش مینوشت، بسیار [[زیبا]] و پرمحتوا بود. [[یاران]] آن | [[حضرت رضا]] {{ع}} هنگام نام بردن از فرزندشان [[حضرت جواد]] {{ع}}، او را با [[کنیه]] مورد خطاب قرار میداد و میفرمود: فرزندم [[ابوجعفر]]، و یا میفرمود: فرزندم ابوجعفر برای من [[نامه]] نوشته است؛ در حالی که او [[کودکی]] خردسال و در [[مدینه]] بود و آنچه برای پدرش مینوشت، بسیار [[زیبا]] و پرمحتوا بود. [[یاران]] آن حضرت این فرمایش [[امام رضا]] {{ع}} را فراوان میشنیدند که میفرمود: {{متن حدیث|أَبُو جَعْفَرٍ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِي أَهْلِي مِنْ بَعْدِي}}. | ||
[[جانشین]] پس از من، از میان [[خانواده]]، [[فامیل]] و [[نزدیکان]] من فرزندم ابوجعفر است. | [[جانشین]] پس از من، از میان [[خانواده]]، [[فامیل]] و [[نزدیکان]] من فرزندم ابوجعفر است. | ||
کمتر شنیده شد که نام فرزندش را بر زبان جاری کند و این نهایت احترام گذاردن به فرزند خویش بود؛ چراکه میان [[مردم عرب]] [[زبان]]، از دیرباز تا کنون، به عنوان یک [[سنت]] [[فرهنگی]] و رسمی دیرینه و رایج، علاوه بر نام مشخص، کنیه و [[لقب]] نیز برای فرزندانشان [[انتخاب]] میکنند؛ مانند [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} که نام آن [[حضرت محمد]] و کنیه ایشان [[ابوالقاسم]] و لقب شریفشان [[امین]] است<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۲۴۰، ح۱؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۸، ح۲؛ حلیة الابرار، ج۴، ص۶۱۰، ح۱۴؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۲۴، ح۱۸.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | کمتر شنیده شد که نام فرزندش را بر زبان جاری کند و این نهایت احترام گذاردن به فرزند خویش بود؛ چراکه میان [[مردم عرب]] [[زبان]]، از دیرباز تا کنون، به عنوان یک [[سنت]] [[فرهنگی]] و رسمی دیرینه و رایج، علاوه بر نام مشخص، کنیه و [[لقب]] نیز برای فرزندانشان [[انتخاب]] میکنند؛ مانند [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} که نام آن [[حضرت محمد]] و کنیه ایشان [[ابوالقاسم]] و لقب شریفشان [[امین]] است<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۲۴۰، ح۱؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۸، ح۲؛ حلیة الابرار، ج۴، ص۶۱۰، ح۱۴؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۲۴، ح۱۸.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۴.</ref> | ||
== او [[جان]] [[پیامبر]] {{صل}} است == | == او [[جان]] [[پیامبر]] {{صل}} است == | ||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۳: | ||
در خانه باز شد، [[محمد بن علی]]، فرزند امام رضا {{ع}} ملقب به [[جواد]]، وارد شد. تا چشم آن حضرت به من افتاد، فرمود: [[دوست]] داری سخنی از من بشنوی؟ ما [[فرزندان علی]] و [[فاطمه]]، وقتی در [[رحم]] [[مادر]] هستیم تا چهلمین [[روز]] حمل صداها را میشنویم و وقتی به چهار ماهگی میرسیم، آنچه از او دور بودهایم به ما نزدیک میشود؛ حتی از قطره بارانی که به نفع یا [[ضرر]] [[مردم]] باشد، با [[خبر]] میشویم. | در خانه باز شد، [[محمد بن علی]]، فرزند امام رضا {{ع}} ملقب به [[جواد]]، وارد شد. تا چشم آن حضرت به من افتاد، فرمود: [[دوست]] داری سخنی از من بشنوی؟ ما [[فرزندان علی]] و [[فاطمه]]، وقتی در [[رحم]] [[مادر]] هستیم تا چهلمین [[روز]] حمل صداها را میشنویم و وقتی به چهار ماهگی میرسیم، آنچه از او دور بودهایم به ما نزدیک میشود؛ حتی از قطره بارانی که به نفع یا [[ضرر]] [[مردم]] باشد، با [[خبر]] میشویم. | ||
از پدرم [[سؤال]] کردی که چه کسی پس از او [[حجت خدا]] و [[پیشوای مردم]] خواهد بود؟ آنچه در جواب فرمود، [[دلیل]] و [[برهان]] و [[حجت]] بر تو است. | از پدرم [[سؤال]] کردی که چه کسی پس از او [[حجت خدا]] و [[پیشوای مردم]] خواهد بود؟ آنچه در جواب فرمود، [[دلیل]] و [[برهان]] و [[حجت]] بر تو است. | ||
سپس [[حضرت رضا]] {{ع}} وارد اتاق شد و فرمود: به فرزندم [[سلام]] کن و [[تسلیم]] [[امر]] او باش؛ چون [[جان]] او جان من، و جان من جان [[رسول خدا]] {{صل}} است<ref>مناقب ابنشهرآشوب، ج۴، ص۳۸۸، س۱۱؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۵۵، ح۳۱؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۲۶، ح۲۳؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۳۸۴، ح۲۳۹۲.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | سپس [[حضرت رضا]] {{ع}} وارد اتاق شد و فرمود: به فرزندم [[سلام]] کن و [[تسلیم]] [[امر]] او باش؛ چون [[جان]] او جان من، و جان من جان [[رسول خدا]] {{صل}} است<ref>مناقب ابنشهرآشوب، ج۴، ص۳۸۸، س۱۱؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۵۵، ح۳۱؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۲۶، ح۲۳؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۳۸۴، ح۲۳۹۲.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۵.</ref> | ||
== [[شهادت]] درخت بر [[امامت امام جواد]] {{ع}} == | == [[شهادت]] درخت بر [[امامت امام جواد]] {{ع}} == | ||
| خط ۱۳۲: | خط ۱۳۲: | ||
خادمی از خدمتگزاران [[امام عسکری]] {{ع}} داخل اتاق شد و هسته خرمایی به من داد و گفت: آقا و مولایت میفرماید: این هسته را در باغ خود در [[شهر بصره]] بکار! یک نخله از آن خواهد رویید که [[نشانه امامت]] من و مایه [[عبرت]] برای تو در [[دنیا]] و [[آخرت]] خواهد بود. | خادمی از خدمتگزاران [[امام عسکری]] {{ع}} داخل اتاق شد و هسته خرمایی به من داد و گفت: آقا و مولایت میفرماید: این هسته را در باغ خود در [[شهر بصره]] بکار! یک نخله از آن خواهد رویید که [[نشانه امامت]] من و مایه [[عبرت]] برای تو در [[دنیا]] و [[آخرت]] خواهد بود. | ||
فردای آن [[روز]]، وسوسهای درونی، من و یکی از دوستانم را وادار کرد تا از [[نخل]] خرمایی که [[تعجب]] همه ما را برانگیخته بود، تحقیق و جستجو کنیم. وقتی نزدیک درخت خرما رسیدیم، سرو صدای برهم خوردن شاخههای درخت توجه ما را به خود جلب نمود. از لابهلای آن صداها، [[شهادت]] به [[وحدانیت خدا]] و [[رسالت پیامبر اکرم]] {{صل}} و نام [[جانشینان]] آن | فردای آن [[روز]]، وسوسهای درونی، من و یکی از دوستانم را وادار کرد تا از [[نخل]] خرمایی که [[تعجب]] همه ما را برانگیخته بود، تحقیق و جستجو کنیم. وقتی نزدیک درخت خرما رسیدیم، سرو صدای برهم خوردن شاخههای درخت توجه ما را به خود جلب نمود. از لابهلای آن صداها، [[شهادت]] به [[وحدانیت خدا]] و [[رسالت پیامبر اکرم]] {{صل}} و نام [[جانشینان]] آن حضرت از جمله، نام [[مبارک]] [[امام جواد]] {{ع}} شنیده میشد<ref>الهدایة الکبری، ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۵.</ref> | ||
== [[سیمای امام]] [[جواد]] {{ع}} در [[آیه نور]] == | == [[سیمای امام]] [[جواد]] {{ع}} در [[آیه نور]] == | ||
| خط ۱۴۱: | خط ۱۴۱: | ||
مقصود از مشکوه در این آیه، [[رسول خدا]] [[حضرت محمد]] {{صل}} و {{متن قرآن|يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ}}<ref>«نزدیک است روغن آن هر چند آتشی بدان نرسیده برفروزد» سوره نور، آیه ۳۵.</ref>[[محمد بن علی الجواد]] {{ع}} است. | مقصود از مشکوه در این آیه، [[رسول خدا]] [[حضرت محمد]] {{صل}} و {{متن قرآن|يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ}}<ref>«نزدیک است روغن آن هر چند آتشی بدان نرسیده برفروزد» سوره نور، آیه ۳۵.</ref>[[محمد بن علی الجواد]] {{ع}} است. | ||
در [[حدیثی]] دیگر از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} آمده است که آن حضرت به [[علی]] {{ع}} فرمود: ای علی، مقصود از [[نور]] در این آیه من هستم، نور اسم من است و {{متن قرآن|مِشْكَاةٍ}} تو هستی، و {{متن قرآن|لَا شَرْقِيَّةٍ}} محمد بن علی الجواد است<ref>تفسیر برهان، ج۳، ص۱۳۶، ح۱۶؛ مناقب ابنشهرآشوب، ج۱، ص۲۸۰، س۱؛ اثبات الهداة، ج۱، ص۶۶۸، ح۸۸۷.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | در [[حدیثی]] دیگر از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} آمده است که آن حضرت به [[علی]] {{ع}} فرمود: ای علی، مقصود از [[نور]] در این آیه من هستم، نور اسم من است و {{متن قرآن|مِشْكَاةٍ}} تو هستی، و {{متن قرآن|لَا شَرْقِيَّةٍ}} محمد بن علی الجواد است<ref>تفسیر برهان، ج۳، ص۱۳۶، ح۱۶؛ مناقب ابنشهرآشوب، ج۱، ص۲۸۰، س۱؛ اثبات الهداة، ج۱، ص۶۶۸، ح۸۸۷.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۶.</ref> | ||
== [[دانش امام]] جواد {{ع}} به مقدار و وزن [[آب]] [[رود]] دجله == | == [[دانش امام]] جواد {{ع}} به مقدار و وزن [[آب]] [[رود]] دجله == | ||
| خط ۱۴۹: | خط ۱۴۹: | ||
فرمود: من در پیشگاه [[الهی]]، از پشه بلکه از بسیاری از مخلوقاتش عزیزتر و گرامیتر هستم. | فرمود: من در پیشگاه [[الهی]]، از پشه بلکه از بسیاری از مخلوقاتش عزیزتر و گرامیتر هستم. | ||
کنایه از این که [[خداوند]] دانش همه چیز را به ما عنایت فرموده است<ref>{{متن حدیث|رُوِيَ عَنْ عُمَرَ بْنِ فَرَجٍ الرُّخَّجِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ {{ع}}: إِنَّ شِيعَتَكَ تَدَّعِي أَنَّكَ تَعْلَمُ كُلَّ مَاءٍ فِي دِجْلَةَ وَ وَزْنَهُ وَ كُنَّا عَلَى شَاطِئِ دِجْلَةَ فَقَالَ {{ع}} لِي يَقْدِرُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يُفَوِّضَ عِلْمَ ذَلِكَ إِلَى بَعُوضَةٍ مِنْ خَلْقِهِ أَمْ لَا قُلْتُ نَعَمْ يَقْدِرُ فَقَالَ {{ع}}: أَنَا أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ بَعُوضَةٍ وَ مِنْ أَكْثَرِ خَلْقِهِ}}؛ (عیون المعجزات، ص۱۲۷؛ بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۰۰، ح۱۲؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۴۰۰، ح۲۴۰۹).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | کنایه از این که [[خداوند]] دانش همه چیز را به ما عنایت فرموده است<ref>{{متن حدیث|رُوِيَ عَنْ عُمَرَ بْنِ فَرَجٍ الرُّخَّجِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ {{ع}}: إِنَّ شِيعَتَكَ تَدَّعِي أَنَّكَ تَعْلَمُ كُلَّ مَاءٍ فِي دِجْلَةَ وَ وَزْنَهُ وَ كُنَّا عَلَى شَاطِئِ دِجْلَةَ فَقَالَ {{ع}} لِي يَقْدِرُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يُفَوِّضَ عِلْمَ ذَلِكَ إِلَى بَعُوضَةٍ مِنْ خَلْقِهِ أَمْ لَا قُلْتُ نَعَمْ يَقْدِرُ فَقَالَ {{ع}}: أَنَا أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ بَعُوضَةٍ وَ مِنْ أَكْثَرِ خَلْقِهِ}}؛ (عیون المعجزات، ص۱۲۷؛ بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۰۰، ح۱۲؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۴۰۰، ح۲۴۰۹).</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۷.</ref> | ||
== [[دوستی]] و [[احترام]] بیش از [[حد]] [[امام رضا]] {{ع}} به [[امام جواد]] {{ع}} == | == [[دوستی]] و [[احترام]] بیش از [[حد]] [[امام رضا]] {{ع}} به [[امام جواد]] {{ع}} == | ||
| خط ۱۵۷: | خط ۱۵۷: | ||
[[آرزو]] میکنم خداوند متعال وسعت در زندگی را روزیت فرماید، فرزندم، پدرت به فدایت<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ زِيَادٍ قَالَ: كُنْتُ فِي دِيوَانِ أَبِي عَبَّادٍ فَرَأَيْتُ كِتَاباً يُنْسَخُ فَسَأَلْتُ عَنْهُ فَقَالُوا كِتَابُ الرِّضَا إِلَى ابْنِهِ {{عم}} مِنْ خُرَاسَانَ. | [[آرزو]] میکنم خداوند متعال وسعت در زندگی را روزیت فرماید، فرزندم، پدرت به فدایت<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ زِيَادٍ قَالَ: كُنْتُ فِي دِيوَانِ أَبِي عَبَّادٍ فَرَأَيْتُ كِتَاباً يُنْسَخُ فَسَأَلْتُ عَنْهُ فَقَالُوا كِتَابُ الرِّضَا إِلَى ابْنِهِ {{عم}} مِنْ خُرَاسَانَ. | ||
فَسَأَلْتُهُمْ أَنْ يَدْفَعُوهُ إِلَيَّ فَإِذَا فِيهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَبْقَاكَ اللَّهُ طَوِيلًا وَ أَعَاذَكَ مِنْ عَدُوِّكَ يَا وَلَدِ فِدَاكَ أَبُوكَ قَدْ فَسَّرْتُ لَكَ مَا لِي وَ أَنَا حَيٌّ سَوِيٌّ رَجَاءَ أَنْ يُنْمِيَكَ اللَّهُ بِالصِّلَةِ لِقَرَابَتِكَ وَ لِمَوَالِي مُوسَى وَ جَعْفَرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا... وَ قَدْ أَوْسَعَ اللَّهُ عَلَيْكَ كَثِيراً يَا بُنَيَّ فِدَاكَ أَبُوكَ لَا تَسْتُرُ دُونِيَ الْأُمُورُ لِحُبِّهَا فَتُخْطِئَ حَظَّكَ وَ السَّلَامُ}}؛ ([[تفسیر عیاشی]]، ج۱، ص۱۳۱، ح۴۳۶؛ [[بحار الانوار]]، ج۵۰، ص۱۰۳، ح۱۸؛ [[تفسیر برهان]]، ج۱، ص۲۳۴، ح۵).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | فَسَأَلْتُهُمْ أَنْ يَدْفَعُوهُ إِلَيَّ فَإِذَا فِيهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَبْقَاكَ اللَّهُ طَوِيلًا وَ أَعَاذَكَ مِنْ عَدُوِّكَ يَا وَلَدِ فِدَاكَ أَبُوكَ قَدْ فَسَّرْتُ لَكَ مَا لِي وَ أَنَا حَيٌّ سَوِيٌّ رَجَاءَ أَنْ يُنْمِيَكَ اللَّهُ بِالصِّلَةِ لِقَرَابَتِكَ وَ لِمَوَالِي مُوسَى وَ جَعْفَرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا... وَ قَدْ أَوْسَعَ اللَّهُ عَلَيْكَ كَثِيراً يَا بُنَيَّ فِدَاكَ أَبُوكَ لَا تَسْتُرُ دُونِيَ الْأُمُورُ لِحُبِّهَا فَتُخْطِئَ حَظَّكَ وَ السَّلَامُ}}؛ ([[تفسیر عیاشی]]، ج۱، ص۱۳۱، ح۴۳۶؛ [[بحار الانوار]]، ج۵۰، ص۱۰۳، ح۱۸؛ [[تفسیر برهان]]، ج۱، ص۲۳۴، ح۵).</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۸.</ref> | ||
== [[جانشینی]] [[امام جواد]] {{ع}} و اظهار [[مقام علمی]] در [[حضور]] [[نخبگان]] == | == [[جانشینی]] [[امام جواد]] {{ع}} و اظهار [[مقام علمی]] در [[حضور]] [[نخبگان]] == | ||
| خط ۱۸۵: | خط ۱۸۵: | ||
فاشار بيده الى ابي جعفر و هو [[قائم]] بين يديه فقلت: جعلت فداك و هو ابن ثلاث سنين: فقال {{ع}} و ما يضره ذلك؟ قد قام عيسى {{ع}} بالحجة و هو ابن سنتين، وَ لَمَّا قُبِضَ الرِّضَا {{ع}} كَانَ سِنُّ أَبِي جَعْفَرٍ {{ع}} نَحْوَ سَبْعِ سِنِينَ فَاخْتَلَفَتِ الْكَلِمَةُ مِنَ النَّاسِ بِبَغْدَادَ وَ فِي الْأَمْصَارِ وَ اجْتَمَعَ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ حَكِيمٍ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْحَجَّاجِ وَ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ وَ جَمَاعَةٌ مِنْ وُجُوهِ الشِّيعَةِ وَ ثِقَاتِهِمْ فِي دَارِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ فِي بِرْكَةٍ زَلُولٍ يَبْكُونَ وَ يَتَوَجَّعُونَ مِنَ الْمُصِيبَةِ فَقَالَ لَهُمْ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ دَعُوا الْبُكَاءَ مَنْ لِهَذَا الْأَمْرِ وَ إِلَى مَنْ نَقْصِدُ بِالْمَسَائِلِ إِلَى أَنْ يَكْبَرَ هَذَا يَعْنِي أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}} فَقَامَ إِلَيْهِ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ وَضَعَ يَدَهُ فِي حَلْقِهِ وَ لَمْ يَزَلْ يَلْطِمُهُ وَ يَقُولُ لَهُ أَنْتَ تُظْهِرُ الْإِيمَانَ لَنَا وَ تُبْطِنُ الشَّكَّ وَ الشِّرْكَ إِنْ كَانَ أَمْرُهُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَلَا فَلَوْ أَنَّهُ كَانَ ابْنَ يَوْمٍ وَاحِدٍ لَكَانَ بِمَنْزِلَةِ الشَّيْخِ الْعَالِمِ وَ فَوْقَهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَلَوْ عُمِّرَ أَلْفَ سَنَةٍ فَهُوَ وَاحِدٌ مِنَ النَّاسِ هَذَا مِمَّا يَنْبَغِي أَنْ يُفَكَّرَ فِيهِ. | فاشار بيده الى ابي جعفر و هو [[قائم]] بين يديه فقلت: جعلت فداك و هو ابن ثلاث سنين: فقال {{ع}} و ما يضره ذلك؟ قد قام عيسى {{ع}} بالحجة و هو ابن سنتين، وَ لَمَّا قُبِضَ الرِّضَا {{ع}} كَانَ سِنُّ أَبِي جَعْفَرٍ {{ع}} نَحْوَ سَبْعِ سِنِينَ فَاخْتَلَفَتِ الْكَلِمَةُ مِنَ النَّاسِ بِبَغْدَادَ وَ فِي الْأَمْصَارِ وَ اجْتَمَعَ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ حَكِيمٍ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْحَجَّاجِ وَ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ وَ جَمَاعَةٌ مِنْ وُجُوهِ الشِّيعَةِ وَ ثِقَاتِهِمْ فِي دَارِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ فِي بِرْكَةٍ زَلُولٍ يَبْكُونَ وَ يَتَوَجَّعُونَ مِنَ الْمُصِيبَةِ فَقَالَ لَهُمْ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ دَعُوا الْبُكَاءَ مَنْ لِهَذَا الْأَمْرِ وَ إِلَى مَنْ نَقْصِدُ بِالْمَسَائِلِ إِلَى أَنْ يَكْبَرَ هَذَا يَعْنِي أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}} فَقَامَ إِلَيْهِ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ وَضَعَ يَدَهُ فِي حَلْقِهِ وَ لَمْ يَزَلْ يَلْطِمُهُ وَ يَقُولُ لَهُ أَنْتَ تُظْهِرُ الْإِيمَانَ لَنَا وَ تُبْطِنُ الشَّكَّ وَ الشِّرْكَ إِنْ كَانَ أَمْرُهُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَلَا فَلَوْ أَنَّهُ كَانَ ابْنَ يَوْمٍ وَاحِدٍ لَكَانَ بِمَنْزِلَةِ الشَّيْخِ الْعَالِمِ وَ فَوْقَهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَلَوْ عُمِّرَ أَلْفَ سَنَةٍ فَهُوَ وَاحِدٌ مِنَ النَّاسِ هَذَا مِمَّا يَنْبَغِي أَنْ يُفَكَّرَ فِيهِ. | ||
فَأَقْبَلَتِ الْعِصَابَةُ عَلَيْهِ تُعَذِّلُهُ وَ تُوَبِّخُهُ وَ كَانَ وَقْتُ الْمَوْسِمِ فَاجْتَمَعَ مِنْ فُقَهَاءِ بَغْدَادَ وَ الْأَمْصَارِ وَ عُلَمَائِهِمْ ثَمَانُونَ رَجُلًا فَخَرَجُوا إِلَى الْحَجِّ وَ قَصَدُوا الْمَدِينَةَ لِيُشَاهِدُوا أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}} فَلَمَّا وَافَوْا أَتَوْا دَارَ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ {{ع}} لِأَنَّهَا كَانَتْ فَارِغَةً وَ دَخَلُوهَا وَ جَلَسُوا عَلَى بِسَاطٍ كَبِيرٍ وَ خَرَجَ إِلَيْهِمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى فَجَلَسَ فِي صَدْرِ الْمَجْلِسِ وَ قَامَ مُنَادٍ وَ قَالَ هَذَا ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنْ أَرَادَ السُّؤَالَ فَلْيَسْأَلْهُ. | فَأَقْبَلَتِ الْعِصَابَةُ عَلَيْهِ تُعَذِّلُهُ وَ تُوَبِّخُهُ وَ كَانَ وَقْتُ الْمَوْسِمِ فَاجْتَمَعَ مِنْ فُقَهَاءِ بَغْدَادَ وَ الْأَمْصَارِ وَ عُلَمَائِهِمْ ثَمَانُونَ رَجُلًا فَخَرَجُوا إِلَى الْحَجِّ وَ قَصَدُوا الْمَدِينَةَ لِيُشَاهِدُوا أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}} فَلَمَّا وَافَوْا أَتَوْا دَارَ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ {{ع}} لِأَنَّهَا كَانَتْ فَارِغَةً وَ دَخَلُوهَا وَ جَلَسُوا عَلَى بِسَاطٍ كَبِيرٍ وَ خَرَجَ إِلَيْهِمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى فَجَلَسَ فِي صَدْرِ الْمَجْلِسِ وَ قَامَ مُنَادٍ وَ قَالَ هَذَا ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنْ أَرَادَ السُّؤَالَ فَلْيَسْأَلْهُ. | ||
فَسُئِلَ عَنْ أَشْيَاءَ أَجَابَ عَنْهَا بِغَيْرِ الْوَاجِبِ فَوَرَدَ عَلَى الشِّيعَةِ مَا حَيَّرَهُمْ وَ غَمَّهُمْ وَ اضْطَرَبَتِ الْفُقَهَاءُ وَ قَامُوا وَ هَمُّوا بِالانْصِرَافِ وَ قَالُوا فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ {{ع}} يَكْمُلُ لِجَوَابِ الْمَسَائِلِ لَمَا كَانَ مِنْ عَبْدِ اللَّهِ مَا كَانَ وَ مِنَ الْجَوَابِ بِغَيْرِ الْوَاجِبِ فَفُتِحَ عَلَيْهِمْ بَابٌ مِنْ صَدْرِ الْمَجْلِسِ وَ دَخَلَ مُوَفَّقٌ وَ قَالَ هَذَا أَبُو جَعْفَرٍ فَقَامُوا إِلَيْهِ بِأَجْمَعِهِمْ وَ اسْتَقْبَلُوهُ وَ سَلَّمُوا عَلَيْهِ فَدَخَلَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِ قَمِيصَانِ وَ عِمَامَةٌ بِذُؤَابَتَيْنِ وَ فِي رِجْلَيْهِ نَعْلَانِ وَ جَلَسَ وَ أَمْسَكَ النَّاسُ كُلُّهُمْ فَقَامَ صَاحِبُ الْمَسْأَلَةِ فَسَأَلَهُ عَنْ مَسَائِلِهِ فَأَجَابَ عَنْهَا بِالْحَقِّ فَفَرِحُوا وَ دَعَوْا لَهُ وَ أَثْنَوْا عَلَيْهِ وَ قَالُوا لَهُ إِنَّ عَمَّكَ عَبْدَ اللَّهِ أَفْتَى بِكَيْتَ وَ كَيْتَ فَقَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَا عَمِّ إِنَّهُ عَظِيمٌ عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقِفَ غَداً بَيْنَ يَدَيْهِ فَيَقُولَ لَكَ لِمَ تُفْتِي عِبَادِي بِمَا لَمْ تَعْلَمْ وَ فِي الْأُمَّةِ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ}}؛ | فَسُئِلَ عَنْ أَشْيَاءَ أَجَابَ عَنْهَا بِغَيْرِ الْوَاجِبِ فَوَرَدَ عَلَى الشِّيعَةِ مَا حَيَّرَهُمْ وَ غَمَّهُمْ وَ اضْطَرَبَتِ الْفُقَهَاءُ وَ قَامُوا وَ هَمُّوا بِالانْصِرَافِ وَ قَالُوا فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ {{ع}} يَكْمُلُ لِجَوَابِ الْمَسَائِلِ لَمَا كَانَ مِنْ عَبْدِ اللَّهِ مَا كَانَ وَ مِنَ الْجَوَابِ بِغَيْرِ الْوَاجِبِ فَفُتِحَ عَلَيْهِمْ بَابٌ مِنْ صَدْرِ الْمَجْلِسِ وَ دَخَلَ مُوَفَّقٌ وَ قَالَ هَذَا أَبُو جَعْفَرٍ فَقَامُوا إِلَيْهِ بِأَجْمَعِهِمْ وَ اسْتَقْبَلُوهُ وَ سَلَّمُوا عَلَيْهِ فَدَخَلَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِ قَمِيصَانِ وَ عِمَامَةٌ بِذُؤَابَتَيْنِ وَ فِي رِجْلَيْهِ نَعْلَانِ وَ جَلَسَ وَ أَمْسَكَ النَّاسُ كُلُّهُمْ فَقَامَ صَاحِبُ الْمَسْأَلَةِ فَسَأَلَهُ عَنْ مَسَائِلِهِ فَأَجَابَ عَنْهَا بِالْحَقِّ فَفَرِحُوا وَ دَعَوْا لَهُ وَ أَثْنَوْا عَلَيْهِ وَ قَالُوا لَهُ إِنَّ عَمَّكَ عَبْدَ اللَّهِ أَفْتَى بِكَيْتَ وَ كَيْتَ فَقَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَا عَمِّ إِنَّهُ عَظِيمٌ عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقِفَ غَداً بَيْنَ يَدَيْهِ فَيَقُولَ لَكَ لِمَ تُفْتِي عِبَادِي بِمَا لَمْ تَعْلَمْ وَ فِي الْأُمَّةِ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ}}؛ [[عیون]] المعجزات، ص۱۲۲.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۹۸.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۹۶: | خط ۱۹۶: | ||
[[رده:امامت سایر امامان]] | [[رده:امامت سایر امامان]] | ||
[[رده:امام جواد]] | |||