اذلال: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اذلال در فقه سیاسی]] - [[نکوهش اذلال در سیره پیامبر خاتم]]| پرسش مرتبط = }} | |||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
| خط ۱۰: | خط ۹: | ||
ایشان برای [[احترام]] نهادن به [[اصحاب]]، آنان را به [[کنیه]] صدا میزد و آنان را به نامی میخواند که بیشتر [[دوست]] داشتند<ref>الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۴۸ - ۲۴۹؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۴۰۰ و ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج ۳، ص ۴۷۹.</ref>. آن [[حضرت]]، [[اسامی]] و کنیههای [[حقارت]] آور و نامناسب [[مسلمانان]] راتغییر میداد<ref>در منابع تاریخی و رجالی از افراد بسیاری نام برده شده است که رسول خدا {{صل}} اسامی نامناسبشان را به اسامی زیبا تغییر داد؛ مثلا آن حضرت، نام بره بنت حارث را به جویریه (أحمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۴۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۹۴ و...) و اسامی عبدالعزی بن صفوان و عبد نهم بن صفوان را به ترتیب، به عبدالله و عبدالرحمن (ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۳، ص ۱۷۷) و عبدالعزی بن عبدالله را به عبدالرحمن (ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۲، ص ۸۳۸ - ۸۳۹) و... تغییر نام داد.</ref> و برای کسانی که [[کنیه]] نداشتند، [[کنیه]] قرار میداد و [[مردم]] نیز آنها را به همان [[کنیه]] صدا میزدند. آن [[حضرت]] برای [[زنان]] و [[کودکان]] نیز [[کنیه]] قرار میدادند<ref>محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ص ۵۲ - ۵۳: عبدالله بن سعید عبادی لحجی، منتهی السؤل علی وسائل الوصول إلی شمائل الرسول {{صل}}، ج ۲، ص ۴۳۳ و یوسف بن اسماعیل النبهانی، وسائل الوصول الی شمائل الرسول {{صل}} ص۲۰۷.</ref>. [[رسول اکرم]] {{صل}} در ایام حیاتشان، هرگز مسلمانی را نفرین نکرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۶؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۲، ص ۴۴۱ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref> و به کسی [[ناسزا]] نگفت و [[دشنام]] نداد<ref>.الطبقات الکبری، ص ۲۷۴، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۲، ص ۴۴۱ و دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref> و خدمتکار یا همسری را نزد<ref>الطبقات الکبری، ص ۲۷۶؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۲۶ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۲۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۷۷-۳۷۸.</ref>. | ایشان برای [[احترام]] نهادن به [[اصحاب]]، آنان را به [[کنیه]] صدا میزد و آنان را به نامی میخواند که بیشتر [[دوست]] داشتند<ref>الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۴۸ - ۲۴۹؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۴۰۰ و ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج ۳، ص ۴۷۹.</ref>. آن [[حضرت]]، [[اسامی]] و کنیههای [[حقارت]] آور و نامناسب [[مسلمانان]] راتغییر میداد<ref>در منابع تاریخی و رجالی از افراد بسیاری نام برده شده است که رسول خدا {{صل}} اسامی نامناسبشان را به اسامی زیبا تغییر داد؛ مثلا آن حضرت، نام بره بنت حارث را به جویریه (أحمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۴۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۹۴ و...) و اسامی عبدالعزی بن صفوان و عبد نهم بن صفوان را به ترتیب، به عبدالله و عبدالرحمن (ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۳، ص ۱۷۷) و عبدالعزی بن عبدالله را به عبدالرحمن (ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۲، ص ۸۳۸ - ۸۳۹) و... تغییر نام داد.</ref> و برای کسانی که [[کنیه]] نداشتند، [[کنیه]] قرار میداد و [[مردم]] نیز آنها را به همان [[کنیه]] صدا میزدند. آن [[حضرت]] برای [[زنان]] و [[کودکان]] نیز [[کنیه]] قرار میدادند<ref>محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ص ۵۲ - ۵۳: عبدالله بن سعید عبادی لحجی، منتهی السؤل علی وسائل الوصول إلی شمائل الرسول {{صل}}، ج ۲، ص ۴۳۳ و یوسف بن اسماعیل النبهانی، وسائل الوصول الی شمائل الرسول {{صل}} ص۲۰۷.</ref>. [[رسول اکرم]] {{صل}} در ایام حیاتشان، هرگز مسلمانی را نفرین نکرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۶؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۲، ص ۴۴۱ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref> و به کسی [[ناسزا]] نگفت و [[دشنام]] نداد<ref>.الطبقات الکبری، ص ۲۷۴، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۲، ص ۴۴۱ و دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref> و خدمتکار یا همسری را نزد<ref>الطبقات الکبری، ص ۲۷۶؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۲۶ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۲۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۷۷-۳۷۸.</ref>. | ||
در محضر [[رسول خدا]] {{صل}} کسی حقیر شمرده نمیشد و در مجلسش آبروی کسی ریخته نمیشد<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۳۱۸ - ۳۱۹ و تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص ۸۲ -۸۳.</ref> و مسکینی به خاطر تهیدستی و یا بیماریاش کوچک شمرده نمیشد<ref>سنن النبی، ص۳۸.</ref>؛ [[پیامبر خاتم]] {{صل}} چیزی را حقیر میشمرد که [[خدا]] حقیر میدانست<ref>نهج البلاغه، ص۲۲۷.</ref> و میفرمود: "هر کس مرد یا [[زن]] مؤمنی را به سبب تهیدستی یا کم بضاعتی [[خوار]] شمارد، [[خداوند متعال]] در [[روز قیامت]]، او را انگشت نمای [[مردم]] ساخته، رسوایش میکند"<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج ۲، ص ۳۳؛ جامع الاخبار، ص ۱۱۱ و محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۴۵۴.</ref>. آن [[حضرت]]، [[مسلمانان]] را نیز از [[تحقیر]] دیگران برحذر داشته، میفرمود: "مبادا فردی از [[مسلمانان]] را کوچک بشمارید و [[تحقیر]] کنید! چراکه کوچک آنان نیز نزد [[خداوند]] بزرگ است"<ref>ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص ۳۱ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۱۶، ص ۱۶.</ref>. همچنین میفرمود: برای مرد، همین [[شر]] بس که [[برادر]] [[مسلمان]] خویش را [[تحقیر]] کند"<ref>نهج الفصاحه، ص ۶۱۲؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۲۲؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۲۷۷ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۸، ص ۱۱.</ref>. ایشان بزرگترین گردن فرازی و [[تکبر]] را [[خوار]] شمردن مخلوق میدانست و میفرمود: {{متن حدیث|انَّ أَعْظَمَ الْكِبْرِ غَمْصُ الْخَلْقِ وَ سَفَهُ الْخُلُقِ}}<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۳۱۰؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۲۴۲ و شهید ثانی، منیة المرید، | در محضر [[رسول خدا]] {{صل}} کسی حقیر شمرده نمیشد و در مجلسش آبروی کسی ریخته نمیشد<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۳۱۸ - ۳۱۹ و تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص ۸۲ -۸۳.</ref> و مسکینی به خاطر تهیدستی و یا بیماریاش کوچک شمرده نمیشد<ref>سنن النبی، ص۳۸.</ref>؛ [[پیامبر خاتم]] {{صل}} چیزی را حقیر میشمرد که [[خدا]] حقیر میدانست<ref>نهج البلاغه، ص۲۲۷.</ref> و میفرمود: "هر کس مرد یا [[زن]] مؤمنی را به سبب تهیدستی یا کم بضاعتی [[خوار]] شمارد، [[خداوند متعال]] در [[روز قیامت]]، او را انگشت نمای [[مردم]] ساخته، رسوایش میکند"<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج ۲، ص ۳۳؛ جامع الاخبار، ص ۱۱۱ و محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۴۵۴.</ref>. آن [[حضرت]]، [[مسلمانان]] را نیز از [[تحقیر]] دیگران برحذر داشته، میفرمود: "مبادا فردی از [[مسلمانان]] را کوچک بشمارید و [[تحقیر]] کنید! چراکه کوچک آنان نیز نزد [[خداوند]] بزرگ است"<ref>ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص ۳۱ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۱۶، ص ۱۶.</ref>. همچنین میفرمود: برای مرد، همین [[شر]] بس که [[برادر]] [[مسلمان]] خویش را [[تحقیر]] کند"<ref>نهج الفصاحه، ص ۶۱۲؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۲۲؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۲۷۷ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۸، ص ۱۱.</ref>. ایشان بزرگترین گردن فرازی و [[تکبر]] را [[خوار]] شمردن مخلوق میدانست و میفرمود: {{متن حدیث|انَّ أَعْظَمَ الْكِبْرِ غَمْصُ الْخَلْقِ وَ سَفَهُ الْخُلُقِ}}<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۳۱۰؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۲۴۲ و شهید ثانی، منیة المرید، ص۳۳۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۷۹-۳۸۰.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۷: | ||
[[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]] | [[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]] | ||
[[رده:سرزنش]] | [[رده:سرزنش]] | ||
[[رده:خوار شمردن]] | [[رده:خوار شمردن]] | ||