پرش به محتوا

امام کاظم علیه‌السلام: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '|22px]] 22px پژوهشکده تحقیقات اسلامی، [[فرهنگ شیعه')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۶: خط ۲۶:
| طول عمر = ۵۵ سال
| طول عمر = ۵۵ سال
}}
}}
'''امام کاظم {{ع}}''' بیستم دی‌الحجه و به قولی هفتم صفر سال ۱۲۸ هجری به دنیا آمد. پدرش [[امام صادق]] {{ع}} و مادرش "حُمَیدَه" بود. [[امام رضا]] (ع)، [[فاطمه معصومه]] (س) و "احمد بن موسی شاهچراغ" از فرزندان او هستند. "ابوابراهیم"، "ابوالحسن" و "ابوعلی" از کنیه‌ها و "کاظم" و "باب‌الحوائج" از [[القاب]] این امام است. [[امامت امام کاظم|امامت او]] ۳۵ سال به‌طول کشید و با خلفای عباسی ـ همچون: "هارون الرشید" ـ معاصر بود. امام کاظم {{ع}} علاوه بر انجام [[وظایف امامت]] و [[رهبری]] مستقیم پیروان خود به روش‌های ممکن، فعالیت‌هایی در زمینه‌های [[فرهنگی]] و [[فکری]] و [[مبارزه با حکومت]] داشت. امام پس از چهار سال [[زندان]] در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری در زندان "سندی بن شاهک" (وابسته به هارون الرشید) به [[شهادت]] رسید.
'''امام کاظم {{ع}}''' بیستم دی‌الحجه و به قولی هفتم صفر سال ۱۲۸ هجری به دنیا آمد. پدرش [[امام صادق]] {{ع}} و مادرش "حُمَیدَه" بود. [[امام رضا]] (ع)، [[فاطمه معصومه]] (س) و "احمد بن موسی شاهچراغ" از فرزندان او هستند. "ابوابراهیم"، "ابوالحسن" و "ابوعلی" از کنیه‌ها و "کاظم" و "باب‌الحوائج" از [[القاب]] این امام است. [[امامت امام کاظم|امامت او]] ۳۵ سال به‌طول کشید و با خلفای عباسی ـ همچون: "هارون عباسی" ـ معاصر بود. امام کاظم {{ع}} علاوه بر انجام [[وظایف امامت]] و [[رهبری]] مستقیم پیروان خود به روش‌های ممکن، فعالیت‌هایی در زمینه‌های [[فرهنگی]] و [[فکری]] و [[مبارزه با حکومت]] داشت. امام پس از چهار سال [[زندان]] در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری در زندان "سندی بن شاهک" (وابسته به هارون عباسی) به [[شهادت]] رسید.


== ولادت و نسب ==
== ولادت و نسب ==
خط ۴۳: خط ۴۳:
{{اصلی|کرامات امام کاظم}}
{{اصلی|کرامات امام کاظم}}
تاریخ‌نویسان، [[معجزه‌ها]] و کرامت‌های متعددی برای [[امام موسی بن جعفر]] {{ع}} [[ثبت]] کرده‌اند؛ از جمله:
تاریخ‌نویسان، [[معجزه‌ها]] و کرامت‌های متعددی برای [[امام موسی بن جعفر]] {{ع}} [[ثبت]] کرده‌اند؛ از جمله:
# '''باطل کردن سحر''': از [[علی بن یقطین]] روایت شده است: "هارون الرشید" به دنبال کسی می‌گشت تا بتواند توسط او از [[عزت]] و [[احترام]] [[موسی بن جعفر]] بکاهد و در بحث مجابش کند و ایشان را در مجلس خجل نماید، مردی [[جادوگر]] برای این کار داوطلب شد. وقتی سفره را پهن کردند، بر نان جادویی خواند که هر وقت [[حضرت موسی بن جعفر]] {{عم}} می‌خواستند قطعه نانی بردارند، نان از مقابل حضرت، پر می‌کشید! هارون از [[خنده]] و [[شوق]] و شعف در جای خود آرام و قرار نداشت. حضرت نیز بلافاصله رو به عکس شیری که روی یکی از پرده‌ها بود کرده، فرمودند: {{متن حدیث|"یا أسد خذ عدوالله"}}؛ ای شیر! این [[دشمن]] [[خدا]] را بگیر. [[راوی]] می‌گوید: آن عکس به صورت یک شیر درنده بسیار بزرگ درآمد و به سمت [[مرد]] [[جادوگر]] پرید و او را درید، [[هارون]] و اطرافیانش از هول آنچه دیده بودند، همگی غش کرده، به روی [[زمین]] افتادند، وقتی به هوش آمدند هارون به [[حضرت موسی بن جعفر]] {{عم}} عرض کرد. شما را قسم می‌دهم به حقی که بر شما دارم، از این عکس بخواهید آن مرد را برگرداند، حضرت فرمودند: اگر [[عصای موسی]]، آن عصاها و طناب‌هایی را که بلعیده بود، برگرداند، این عکس نیز آن مرد را بر خواهد گرداند<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج ۱، ص ۹۶ و الثاقب فی المناقب، ص ۴۳۲. إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج ۴، ص ۲۴۲.</ref>.
# '''باطل کردن سحر''': از [[علی بن یقطین]] روایت شده است: "هارون عباسی" به دنبال کسی می‌گشت تا بتواند توسط او از [[عزت]] و [[احترام]] [[موسی بن جعفر]] بکاهد و در بحث مجابش کند و ایشان را در مجلس خجل نماید، مردی [[جادوگر]] برای این کار داوطلب شد. وقتی سفره را پهن کردند، بر نان جادویی خواند که هر وقت [[حضرت موسی بن جعفر]] {{عم}} می‌خواستند قطعه نانی بردارند، نان از مقابل حضرت، پر می‌کشید! هارون از [[خنده]] و [[شوق]] و شعف در جای خود آرام و قرار نداشت. حضرت نیز بلافاصله رو به عکس شیری که روی یکی از پرده‌ها بود کرده، فرمودند: {{متن حدیث|"یا أسد خذ عدوالله"}}؛ ای شیر! این [[دشمن]] [[خدا]] را بگیر. [[راوی]] می‌گوید: آن عکس به صورت یک شیر درنده بسیار بزرگ درآمد و به سمت [[مرد]] [[جادوگر]] پرید و او را درید، هارون و اطرافیانش از هول آنچه دیده بودند، همگی غش کرده، به روی [[زمین]] افتادند، وقتی به هوش آمدند هارون به [[حضرت موسی بن جعفر]] {{عم}} عرض کرد. شما را قسم می‌دهم به حقی که بر شما دارم، از این عکس بخواهید آن مرد را برگرداند، حضرت فرمودند: اگر [[عصای موسی]]، آن عصاها و طناب‌هایی را که بلعیده بود، برگرداند، این عکس نیز آن مرد را بر خواهد گرداند<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج ۱، ص ۹۶ و الثاقب فی المناقب، ص ۴۳۲. إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج ۴، ص ۲۴۲.</ref>.
# '''[[توبه بشر حافی]]'''<ref>وجه تسمیه او به [[بشر حافی|حافی]] (پابرهنه) همین ماجراست که تا پایان عمر از باب ادب حاضر نشد کفش بپوشد. منتهی الآمال، ج ۳، ص ۱۴۸۹ هفتم: در سبب شدن آن حضرت است برای توبه بشر حافی. و او را «حافی» می‌گفتند به واسطه آنکه پای برهنه بود همیشه و سبب پا برهنگیش ظاهرا آن بوده که پا برهنه خدمت حضرت امام موسی {{ع}} دویده و به سعادت عظیمی رسیده. بعضی نقل کرده‌اند که سرّ پا برهنگی او را از خودش پرسیدند، در جواب گفت: و الله جعل لکم الأرض بساطا ادب؛ ادب نباشد که بر بساط شاهان با کفش روند.</ref> [[علامه حلی]] در [[منهاج الکرامة]] [[نقل]] کرده روزی حضرت موسی بن جعفر {{ع}} در [[بغداد]] از در خانه بشر می‌گذشت، در حالی که صدای ساز و آواز، غناها و نی و رقص از آن خانه بیرون می‌آمد، در این هنگام کنیزکی برای ریختن خاک‌روبه از خانه بیرون آمد. حضرت به او فرمود: {{متن حدیث|یا جاریة صاحب هذه الدار حر أم عبد؟}}، "ای کنیزک صاحب این خانه [[آزاد]] است یا [[بنده]]؟" گفت: آزاد است. فرمود: راست گفتی اگر بنده بود از مولای خود می‌ترسید. کنیزک چون برگشت، بشر که بر سر سفره شراب بود، پرسید چرا دیر آمدی؟ کنیزک حکایت [[سخن امام]] را برای بُشر نقل کرد، بُشر با پای برهنه بیرون دوید و خدمت آن حضرت رسید اظهار [[شرمندگی]] نمود و عذر خواست و [[گریه]] کرد و از کار خود [[توبه]] کرد<ref>منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، ص ۵۹ و بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۳۱۳.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۶۳.</ref>
# '''[[توبه بشر حافی]]'''<ref>وجه تسمیه او به [[بشر حافی|حافی]] (پابرهنه) همین ماجراست که تا پایان عمر از باب ادب حاضر نشد کفش بپوشد. منتهی الآمال، ج ۳، ص ۱۴۸۹ هفتم: در سبب شدن آن حضرت است برای توبه بشر حافی. و او را «حافی» می‌گفتند به واسطه آنکه پای برهنه بود همیشه و سبب پا برهنگیش ظاهرا آن بوده که پا برهنه خدمت حضرت امام موسی {{ع}} دویده و به سعادت عظیمی رسیده. بعضی نقل کرده‌اند که سرّ پا برهنگی او را از خودش پرسیدند، در جواب گفت: و الله جعل لکم الأرض بساطا ادب؛ ادب نباشد که بر بساط شاهان با کفش روند.</ref> [[علامه حلی]] در [[منهاج الکرامة]] [[نقل]] کرده روزی حضرت موسی بن جعفر {{ع}} در [[بغداد]] از در خانه بشر می‌گذشت، در حالی که صدای ساز و آواز، غناها و نی و رقص از آن خانه بیرون می‌آمد، در این هنگام کنیزکی برای ریختن خاک‌روبه از خانه بیرون آمد. حضرت به او فرمود: {{متن حدیث|یا جاریة صاحب هذه الدار حر أم عبد؟}}، "ای کنیزک صاحب این خانه [[آزاد]] است یا [[بنده]]؟" گفت: آزاد است. فرمود: راست گفتی اگر بنده بود از مولای خود می‌ترسید. کنیزک چون برگشت، بشر که بر سر سفره شراب بود، پرسید چرا دیر آمدی؟ کنیزک حکایت [[سخن امام]] را برای بُشر نقل کرد، بُشر با پای برهنه بیرون دوید و خدمت آن حضرت رسید اظهار [[شرمندگی]] نمود و عذر خواست و [[گریه]] کرد و از کار خود [[توبه]] کرد<ref>منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، ص ۵۹ و بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۳۱۳.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۶۳.</ref>


خط ۶۱: خط ۶۱:


==== امام و هارون عباسی ====
==== امام و هارون عباسی ====
[[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} قریب پانزده‌سال با [[هارون‌الرشید]] معاصر بود. [[هارون]] خلیفه‌ای محتاط و [[بی‌رحم]] بود و به محض [[احساس]] خطر، در زندانی‌کردن و کشتن مخالفانش تردید نمی‌کرد. در ابتدای [[خلافت]] او با امام کاظم {{ع}} [[دشمنی]] آشکاری اظهار نمی‌کرد. [[امام]] [[دیدار]] هارون را خوش نداشت و او را به جهت [[دنیادوستی]]، [[دوست]] نمی‌داشت و صراحتاً می‌فرمود اگر از جدّم [[رسول خدا]] {{صل}} نشنیده بودم که [[اطاعت]] از [[سلطان]] به جهت تقیه [[واجب]] است؛ هرگز او را [[ملاقات]] نمی‌کردم<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۷۶-۷۸.</ref>.  
[[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} قریب پانزده‌سال با [[هارون‌الرشید]] معاصر بود. هارون خلیفه‌ای محتاط و [[بی‌رحم]] بود و به محض [[احساس]] خطر، در زندانی‌کردن و کشتن مخالفانش تردید نمی‌کرد. در ابتدای [[خلافت]] او با امام کاظم {{ع}} [[دشمنی]] آشکاری اظهار نمی‌کرد. [[امام]] [[دیدار]] هارون را خوش نداشت و او را به جهت [[دنیادوستی]]، [[دوست]] نمی‌داشت و صراحتاً می‌فرمود اگر از جدّم [[رسول خدا]] {{صل}} نشنیده بودم که [[اطاعت]] از [[سلطان]] به جهت تقیه [[واجب]] است؛ هرگز او را [[ملاقات]] نمی‌کردم<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۷۶-۷۸.</ref>.  


هارون‌الرشید پس از مدتی از ناحیه امام [[موسی بن جعفر]] {{ع}} احساس خطر کرد و موقعیت وی را مانند خلیفه‌ای غیررسمی در کنار خود دید<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۷۳.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام موسی بن جعفر (مقاله)|مقاله «امام موسی بن جعفر»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص ۴۸۷-۴۹۷.</ref>
هارون‌الرشید پس از مدتی از ناحیه امام [[موسی بن جعفر]] {{ع}} احساس خطر کرد و موقعیت وی را مانند خلیفه‌ای غیررسمی در کنار خود دید<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۷۳.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام موسی بن جعفر (مقاله)|مقاله «امام موسی بن جعفر»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص ۴۸۷-۴۹۷.</ref>


== بازداشت و زندان ==
== بازداشت و زندان ==
امام کاظم {{ع}} در عمر خود سال‌های بسیاری در زندان هارون الرشید (خلیفه عباسی) به سر برد و در تمام این مدت، به [[عبادت خدا]] مشغول بود و ارتباط شیعیان با امام کاظم در این مدت، تنها از طریق بعضی از نامه‌ها بود<ref>مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۳۰۲۳۰۱؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۲، ص۷۴۳؛ ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابوطالب، ج۲، ص۳۸۲؛ هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۲۰۳؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۲۹؛ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۰۹.</ref>.<ref>[[محمد جواد اصغری|اصغری، محمد جواد]]، [[امامت امام کاظم (مقاله)|امامت امام کاظم]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۹.</ref>
امام کاظم {{ع}} در عمر خود سال‌های بسیاری در زندان هارون عباسی (خلیفه عباسی) به سر برد و در تمام این مدت، به [[عبادت خدا]] مشغول بود و ارتباط شیعیان با امام کاظم در این مدت، تنها از طریق بعضی از نامه‌ها بود<ref>مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۳۰۲۳۰۱؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۲، ص۷۴۳؛ ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابوطالب، ج۲، ص۳۸۲؛ هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۲۰۳؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۲۹؛ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۰۹.</ref>.<ref>[[محمد جواد اصغری|اصغری، محمد جواد]]، [[امامت امام کاظم (مقاله)|امامت امام کاظم]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۹.</ref>


از گزارش [[کلینی]] در "[[الکافی|کافی]]" استفاده می‌شود موسی بن جعفر {{ع}} توسط [[هارون]] در شوال ۱۷۹ هجری [[دستگیری امام کاظم|دستگیر]] و به [[بصره]] فرستاده شد. پس از آن، در زندان "سندی بن شاهک" در رجب سال ۱۸۳ هجری به [[شهادت]] رسید<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۶.</ref>؛ در نتیجه، امام کاظم {{ع}} کمتر از چهار سال در زندان هارون بوده است و کسانی که مدت زندان حضرت را چهارده<ref>چهارده سال بر اساس اشتباهی است که در خبر مدت حضور ایشان در زندان ربیع رخ داده که ثوبانی نقل می‌کند: موسی بن جعفر جعفر {{ع}} بیش از ده سال در زندان ربیع به عبادت و سجده مشغول است (شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۹۵؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۸، ص۲۲۰) که صحیح آن بیش از ده ماه است. این ده سال را بر چهار سال افزوده‌اند، چهارده سال شده است؛ زیرا موسی بن جعفر جعفر {{ع}} سال ۱۷۴ در سفر حج بودند و خبر درگذشت چند تن از یاران خود را دادند (محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۸، ص۵۴-۵۵).</ref> یا بیش از چهار سال ذکر کرده‌اند، دچار اشتباه شده‌اند<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۷۵.</ref>.
از گزارش [[کلینی]] در "[[الکافی|کافی]]" استفاده می‌شود موسی بن جعفر {{ع}} توسط هارون در شوال ۱۷۹ هجری [[دستگیری امام کاظم|دستگیر]] و به [[بصره]] فرستاده شد. پس از آن، در زندان "سندی بن شاهک" در رجب سال ۱۸۳ هجری به [[شهادت]] رسید<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۶.</ref>؛ در نتیجه، امام کاظم {{ع}} کمتر از چهار سال در زندان هارون بوده است و کسانی که مدت زندان حضرت را چهارده<ref>چهارده سال بر اساس اشتباهی است که در خبر مدت حضور ایشان در زندان ربیع رخ داده که ثوبانی نقل می‌کند: موسی بن جعفر جعفر {{ع}} بیش از ده سال در زندان ربیع به عبادت و سجده مشغول است (شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۹۵؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۸، ص۲۲۰) که صحیح آن بیش از ده ماه است. این ده سال را بر چهار سال افزوده‌اند، چهارده سال شده است؛ زیرا موسی بن جعفر جعفر {{ع}} سال ۱۷۴ در سفر حج بودند و خبر درگذشت چند تن از یاران خود را دادند (محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۸، ص۵۴-۵۵).</ref> یا بیش از چهار سال ذکر کرده‌اند، دچار اشتباه شده‌اند<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۷۵.</ref>.


== [[دلایل امامت]] [[امام کاظم]] {{ع}} ==
== [[دلایل امامت]] [[امام کاظم]] {{ع}} ==
خط ۸۶: خط ۸۶:


== نقش‌ها و فعاليت‌ها ==
== نقش‌ها و فعاليت‌ها ==
[[امام موسی بن جعفر]] {{ع}} سی و پنج سال از سال ۱۴۸ تا ۱۸۳ هجری. [[مقام امامت]] را برعهده داشت. خلفای معاصر ایشان همگی از [[بنی عباس]] بودند: [[منصور دوانیقی]]، [[مهدی عباسی]]، [[هادی عباسی]] و [[هارون الرشید]]. [[امام]] {{ع}} در [[عهد]] هارون سال‌ها در [[زندان]] به سر برد. [[فعالیت‌های امام کاظم]] {{ع}} را می‌توان بر سه دسته دانست:
[[امام موسی بن جعفر]] {{ع}} سی و پنج سال از سال ۱۴۸ تا ۱۸۳ هجری. [[مقام امامت]] را برعهده داشت. خلفای معاصر ایشان همگی از [[بنی عباس]] بودند: [[منصور دوانیقی]]، [[مهدی عباسی]]، [[هادی عباسی]] و [[هارون عباسی]]. [[امام]] {{ع}} در [[عهد]] هارون سال‌ها در [[زندان]] به سر برد. [[فعالیت‌های امام کاظم]] {{ع}} را می‌توان بر سه دسته دانست:
# '''حرکت در زمینه [[فرهنگی]]، [[فکری]] و [[علمی]]:''' در این زمینه امام روش پدرش [[امام صادق]] {{ع}} را ادامه داد. با آنکه شروع [[امامت امام کاظم|امامت حضرت]] با آن وضع تاریک و خفقان‌بار حاکم بر [[جامعه عصر امام کاظم|جامعه]] همراه بود که حتْی یاران نزدیک امام صادق {{ع}} نیز جانشین او را نمی‌شناختند و امکان شرف‌یابی به محضرش را نداشتند، امّا طولی نکشید که وصیت علمی امام کاظم {{ع}} در سرتاسر [[جهان اسلام]] منتشر شد. گروه‌های بسیاری از [[دانشمندان]] بزرگ که در دانشگاه امام صادق تحصیل می‌کردند، هنگام اقامت موسی بن جعفر {{ع}} در [[مدینه]] به سوی حضرت سرازیر شدند. [[سید بن طاووس]] [[روایت]] کرده است: "یاران امام کاظم ـ در حالی که لوحه‌های آبنوس همراه داشتند ـ در مجلس او حاضر می‌شدند و هرگاه کلمه‌ای می‌گفت یا در موردی فتوایی می‌داد فوراً ثبت می‌کردند"<ref>انوار البهیه، ص۹۱.</ref>. از برجسته‌ترین یاران و شاگردانش می‌توان [[حماد بن عیسی]]، [[عبدالرحمن بجلی]]، [[علی بن یقطین]]، [[مفضل بن عمر]]، [[هشام بن حکم]] و [[یونس بن عبدالرحمن]] را نام برد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۲۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۵؛ [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۱۴۲-۱۴۴.</ref>.
# '''حرکت در زمینه [[فرهنگی]]، [[فکری]] و [[علمی]]:''' در این زمینه امام روش پدرش [[امام صادق]] {{ع}} را ادامه داد. با آنکه شروع [[امامت امام کاظم|امامت حضرت]] با آن وضع تاریک و خفقان‌بار حاکم بر [[جامعه عصر امام کاظم|جامعه]] همراه بود که حتْی یاران نزدیک امام صادق {{ع}} نیز جانشین او را نمی‌شناختند و امکان شرف‌یابی به محضرش را نداشتند، امّا طولی نکشید که وصیت علمی امام کاظم {{ع}} در سرتاسر [[جهان اسلام]] منتشر شد. گروه‌های بسیاری از [[دانشمندان]] بزرگ که در دانشگاه امام صادق تحصیل می‌کردند، هنگام اقامت موسی بن جعفر {{ع}} در [[مدینه]] به سوی حضرت سرازیر شدند. [[سید بن طاووس]] [[روایت]] کرده است: "یاران امام کاظم ـ در حالی که لوحه‌های آبنوس همراه داشتند ـ در مجلس او حاضر می‌شدند و هرگاه کلمه‌ای می‌گفت یا در موردی فتوایی می‌داد فوراً ثبت می‌کردند"<ref>انوار البهیه، ص۹۱.</ref>. از برجسته‌ترین یاران و شاگردانش می‌توان [[حماد بن عیسی]]، [[عبدالرحمن بجلی]]، [[علی بن یقطین]]، [[مفضل بن عمر]]، [[هشام بن حکم]] و [[یونس بن عبدالرحمن]] را نام برد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۲۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۵؛ [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۱۴۲-۱۴۴.</ref>.
# '''[[مبارزه با حکومت غاصب]] و موضع‌گیری صریح در قبال هیئت حاکمۀ منحرف و خود را زعیم حقیقی مسلمانان دانستن:''' امام {{ع}} در این محور از سویی یارانش را از همکاری با حکومت شدیداً [[نهی]] می‌فرمود و به آنان [[دستور]] [[مبارزه منفی]] می‌داد (جریان [[صفوان جمال]] که حضرت او را از کرایه دادن شترانش به [[هارون]] نهی فرمود، معروف است). به [[زیاد بن ابی سلمه]] فرمود: "ای زیاد! اگر از پرتگاهی بلند فرو افتم و پاره پاره شوم بیشتر دوست دارم تا برای آنان کاری انجام دهم"<ref>مکاسب شیخ انصاری.</ref>. از سوی دیگر، به بعضی از یارانش ـ همچون [[علی بن یقطین]] ـ امر می‌کرد تا در دربار هارون بماند. حضرت با صراحت غصبی بودن حکومت را به هارون گوشزد می‌کرد. هنگامی که هارون از حضرت حدود [[فدک]] را پرسید تا آن را پس دهد، او سرحدّات [[کشور اسلامی]] را به عنوان حدود فدک ذکر فرمود. [[مناظره]] سرزنش‌آمیز امام {{ع}} با هارون الرشید در [[مرقد مطهر پیامبر اسلام]] {{صل}} در پیش بزرگان و [[فرماندهان]] کشوری و لشکری را می‌توان از این گونه فعالیت‌ها شمرد<ref>مناقب آل ابی‌طالب‌، ج۴، ص۳۴۵.</ref>.
# '''[[مبارزه با حکومت غاصب]] و موضع‌گیری صریح در قبال هیئت حاکمۀ منحرف و خود را زعیم حقیقی مسلمانان دانستن:''' امام {{ع}} در این محور از سویی یارانش را از همکاری با حکومت شدیداً [[نهی]] می‌فرمود و به آنان [[دستور]] [[مبارزه منفی]] می‌داد (جریان [[صفوان جمال]] که حضرت او را از کرایه دادن شترانش به هارون نهی فرمود، معروف است). به [[زیاد بن ابی سلمه]] فرمود: "ای زیاد! اگر از پرتگاهی بلند فرو افتم و پاره پاره شوم بیشتر دوست دارم تا برای آنان کاری انجام دهم"<ref>مکاسب شیخ انصاری.</ref>. از سوی دیگر، به بعضی از یارانش ـ همچون [[علی بن یقطین]] ـ امر می‌کرد تا در دربار هارون بماند. حضرت با صراحت غصبی بودن حکومت را به هارون گوشزد می‌کرد. هنگامی که هارون از حضرت حدود [[فدک]] را پرسید تا آن را پس دهد، او سرحدّات [[کشور اسلامی]] را به عنوان حدود فدک ذکر فرمود. [[مناظره]] سرزنش‌آمیز امام {{ع}} با هارون عباسی در [[مرقد مطهر پیامبر اسلام]] {{صل}} در پیش بزرگان و [[فرماندهان]] کشوری و لشکری را می‌توان از این گونه فعالیت‌ها شمرد<ref>مناقب آل ابی‌طالب‌، ج۴، ص۳۴۵.</ref>.
# '''نظارت بر قیام‌های علویان:''' هنگامی که [[حسین بن علی صاحب فخ]] ـ به [[شهادت]] رسید حضرت گریست و فرمود: "به [[خدا]] [[مسلمانی]] [[صالح]] و روزه‌گیر و قدرتمند که [[امر به معروف و نهی از منکر]] می‌کرد و خانواده‌اش مانند نداشت، درگذشت!"<ref>مقاتل الطالبیین، ص۴۵۳.</ref>. وقتی [[هادی عبّاسی]] از [[علویان]] به تنگ آمد گفت: "به خدا حسین جز به [[فرمان]] او (امام موسی بن جعفر {{ع}} خروج نکرد!"<ref>بحار الانوار، ج۱۱، ص۲۷۸.</ref>. این‌گونه که [[خلفای غاصب]] با همه [[قدرت ظاهری]] از امام [[وحشت]] داشتند، [[عاقبت]] او را [[بازداشت امام کاظم|بازداشت]] نموده، به [[بغداد]] منتقل و در [[زندان‌های انفرادی]] [[محبوس]] کردند و او را در [[زندان]] به شهادت رساندند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۱۴۲-۱۴۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۵.</ref>.
# '''نظارت بر قیام‌های علویان:''' هنگامی که [[حسین بن علی صاحب فخ]] ـ به [[شهادت]] رسید حضرت گریست و فرمود: "به [[خدا]] [[مسلمانی]] [[صالح]] و روزه‌گیر و قدرتمند که [[امر به معروف و نهی از منکر]] می‌کرد و خانواده‌اش مانند نداشت، درگذشت!"<ref>مقاتل الطالبیین، ص۴۵۳.</ref>. وقتی [[هادی عبّاسی]] از [[علویان]] به تنگ آمد گفت: "به خدا حسین جز به [[فرمان]] او (امام موسی بن جعفر {{ع}} خروج نکرد!"<ref>بحار الانوار، ج۱۱، ص۲۷۸.</ref>. این‌گونه که [[خلفای غاصب]] با همه [[قدرت ظاهری]] از امام [[وحشت]] داشتند، [[عاقبت]] او را [[بازداشت امام کاظم|بازداشت]] نموده، به [[بغداد]] منتقل و در [[زندان‌های انفرادی]] [[محبوس]] کردند و او را در [[زندان]] به شهادت رساندند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۱۴۲-۱۴۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۵.</ref>.


== شهادت ==
== شهادت ==
به [[دستور]] هارون در ۲۰ شوال سال ۱۷۹ امام کاظم {{ع}} را از [[مدینه]] به بصره بردند و نزد "عیسی بن جعفر" [[زندانی]] کردند؛ آن‌گاه او را به [[بغداد]] برده و در زندان سندی بن شاهک به شهادت رساند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۶.</ref>. [[خرمای مسموم]] را [[هارون]] برای "سندی بن شاهک" فرستاد و دستور داد به حضرت بدهد و حضرت با همان خرما در ٢٥ رجب به [[شهادت]] رسید<ref>شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۸۸.</ref>. [[قبر امام کاظم]] (ع) در [[مدینة السلام]] [[بغداد]]، در قبرستان معروف به [[مقابر قریش]] مشهور به [[کاظمین]] است.<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۸۱؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۶.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۷۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۵؛ [[محمد جواد اصغری|اصغری، محمد جواد]]، [[امامت امام کاظم (مقاله)|امامت امام کاظم]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۲۴</ref>
به [[دستور]] هارون در ۲۰ شوال سال ۱۷۹ امام کاظم {{ع}} را از [[مدینه]] به بصره بردند و نزد "عیسی بن جعفر" [[زندانی]] کردند؛ آن‌گاه او را به [[بغداد]] برده و در زندان سندی بن شاهک به شهادت رساند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۶.</ref>. [[خرمای مسموم]] را هارون برای "سندی بن شاهک" فرستاد و دستور داد به حضرت بدهد و حضرت با همان خرما در ٢٥ رجب به [[شهادت]] رسید<ref>شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۸۸.</ref>. [[قبر امام کاظم]] (ع) در [[مدینة السلام]] [[بغداد]]، در قبرستان معروف به [[مقابر قریش]] مشهور به [[کاظمین]] است.<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۸۱؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۶.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۷۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۵؛ [[محمد جواد اصغری|اصغری، محمد جواد]]، [[امامت امام کاظم (مقاله)|امامت امام کاظم]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۲۴</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۷۸۹

ویرایش