پرش به محتوا

اجرای دین در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'دست' به 'دست'
جز (جایگزینی متن - 'دست' به 'دست')
خط ۲۵: خط ۲۵:
نکته دیگر در این راستا آنکه به [[باور]] وی، [[مدیریت]] [[اجتماعی]] [[جامعه]] لازم است چه [[دین]] در کار باشد چه نباشد. وی [[معتقد]] است که اموری همچون [[اجرای حدود]]، محافظت از مرزها، [[حفظ]] [[کیان اسلام]]، [[نماز خواندن]] در روزهای [[جمعه]] و عیدین و... [[وجود امام]] را ثابت نمی‌کند؛ زیرا این امور همگی از امور شرعی‌اند و [[نیاز به امام]] تنها برای انجام این امور نیست. اگر [[شریعت]] نباشد، دیگر نیازی به [[امام]] نخواهد بود، درحالی‌که [[نیاز به امام]] و [[رهبر]] در هر حالتی ثابت است چه [[شریعت]] باشد چه نباشد و اساساً [[جهاد]] و [[نماز جمعه]] و عیدین بر بسیاری از [[مکلفان]] مانند [[زنان]] و ازپاافتادگان [[واجب]] نیست، درحالی‌که [[نیاز به امام]] چنان‌که گفته شد، امری ثابت است<ref>همان، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref>.
نکته دیگر در این راستا آنکه به [[باور]] وی، [[مدیریت]] [[اجتماعی]] [[جامعه]] لازم است چه [[دین]] در کار باشد چه نباشد. وی [[معتقد]] است که اموری همچون [[اجرای حدود]]، محافظت از مرزها، [[حفظ]] [[کیان اسلام]]، [[نماز خواندن]] در روزهای [[جمعه]] و عیدین و... [[وجود امام]] را ثابت نمی‌کند؛ زیرا این امور همگی از امور شرعی‌اند و [[نیاز به امام]] تنها برای انجام این امور نیست. اگر [[شریعت]] نباشد، دیگر نیازی به [[امام]] نخواهد بود، درحالی‌که [[نیاز به امام]] و [[رهبر]] در هر حالتی ثابت است چه [[شریعت]] باشد چه نباشد و اساساً [[جهاد]] و [[نماز جمعه]] و عیدین بر بسیاری از [[مکلفان]] مانند [[زنان]] و ازپاافتادگان [[واجب]] نیست، درحالی‌که [[نیاز به امام]] چنان‌که گفته شد، امری ثابت است<ref>همان، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref>.


[[خواجه نصیرالدین طوسی]] درباره [[شأن]] [[حاکمیت]] [[اجتماعی]] دیدگاهی فراتر از دیگران دارد. او در بیانی که مبتنی بر اندیشه‌های بنیادین او در زمینه [[فلسفه]] [[سیاست]] و [[فلسفه]] [[اجتماع]] است، سیاسات را به چهار گونه تقسیم می‌کند: [[سیاست]] [[ملک]]، [[سیاست]] [[غلبه]]، [[سیاست]] [[کرامت]] و [[سیاست]] [[جماعت]]. [[سیاست]] [[ملک]] را همان [[تدبیر]] [[جامعه]] می‌داند؛ به‌گونه‌ای که [[مردم]] به [[فضایل]] [[دست]] یابند که آن را [[سیاست]] فضلا نیز گویند. این [[سیاست]] با سیاست [[جماعت]] [[ارتباط]] تنگاتنگی دارد. وی [[ارتباط]] این دو را چنین تبیین می‌کند که گاه، سیاسات به وضع [[قوانین]] تعلق دارد مانند عقود و معاملات و گاه به [[احکام عقلی]] مانند [[تدبیر]] [[ملک]]. در وضع [[قوانین]] کسی بر دیگری ترجیح ندارد که بخواهد به اجرای این مسائل [[قیام]] کند، مگر کسی که به [[الهام الهی]] ممتاز شده باشد تا دیگران از او [[پیروی]] کنند. این شخص را قدما صاحب [[ناموس]] می‌گفتند و اوضاع او را [[ناموس]] [[الهی]] می‌دانستند. [[محدثان]] نیز او را [[شارع]]، و [[قوانین]] او را [[شریعت]] می‌خواندند.
[[خواجه نصیرالدین طوسی]] درباره [[شأن]] [[حاکمیت]] [[اجتماعی]] دیدگاهی فراتر از دیگران دارد. او در بیانی که مبتنی بر اندیشه‌های بنیادین او در زمینه [[فلسفه]] [[سیاست]] و [[فلسفه]] [[اجتماع]] است، سیاسات را به چهار گونه تقسیم می‌کند: [[سیاست]] [[ملک]]، [[سیاست]] [[غلبه]]، [[سیاست]] [[کرامت]] و [[سیاست]] [[جماعت]]. [[سیاست]] [[ملک]] را همان [[تدبیر]] [[جامعه]] می‌داند؛ به‌گونه‌ای که [[مردم]] به [[فضایل]] دست یابند که آن را [[سیاست]] فضلا نیز گویند. این [[سیاست]] با سیاست [[جماعت]] [[ارتباط]] تنگاتنگی دارد. وی [[ارتباط]] این دو را چنین تبیین می‌کند که گاه، سیاسات به وضع [[قوانین]] تعلق دارد مانند عقود و معاملات و گاه به [[احکام عقلی]] مانند [[تدبیر]] [[ملک]]. در وضع [[قوانین]] کسی بر دیگری ترجیح ندارد که بخواهد به اجرای این مسائل [[قیام]] کند، مگر کسی که به [[الهام الهی]] ممتاز شده باشد تا دیگران از او [[پیروی]] کنند. این شخص را قدما صاحب [[ناموس]] می‌گفتند و اوضاع او را [[ناموس]] [[الهی]] می‌دانستند. [[محدثان]] نیز او را [[شارع]]، و [[قوانین]] او را [[شریعت]] می‌خواندند.


همچنین [[مردم]] در وضع [[قوانین]] [[نیازمند]] کسی‌اند که از سوی [[خداوند]] [[تأیید]] شده باشد تا بتواند دیگران را به کمال برساند. قدما او را [[مَلِک]] على الاطلاق می‌نامیدند و [[احکام]] او را صناعت [[ملک]] می‌گفتند. [[محدثان]] او را [[امام]] و کار او را [[امامت]] می‌گفتند. [[افلاطون]] نیز او را [[مدبر]] عالم، و ارسطو آن را [[انسان]] [[مدنی]] می‌گفت<ref>نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، تصحیح مجتبی مینوی و علی رضا حیدری، ص۲۵۲-۲۵۳.</ref>.
همچنین [[مردم]] در وضع [[قوانین]] [[نیازمند]] کسی‌اند که از سوی [[خداوند]] [[تأیید]] شده باشد تا بتواند دیگران را به کمال برساند. قدما او را [[مَلِک]] على الاطلاق می‌نامیدند و [[احکام]] او را صناعت [[ملک]] می‌گفتند. [[محدثان]] او را [[امام]] و کار او را [[امامت]] می‌گفتند. [[افلاطون]] نیز او را [[مدبر]] عالم، و ارسطو آن را [[انسان]] [[مدنی]] می‌گفت<ref>نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، تصحیح مجتبی مینوی و علی رضا حیدری، ص۲۵۲-۲۵۳.</ref>.
۲۲۷٬۳۷۰

ویرایش