پرش به محتوا

ایمان تصدیقی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۹٬۵۰۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = ایمان
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط =
| پرسش مرتبط  =
}}
==ویژگی‌های ایمان تصدیقی==
==ویژگی‌های ایمان تصدیقی==
===ویژگی اول: موجب مودت به خدا و بغض به دشمنان او نیست===
===ویژگی اول: موجب مودت به خدا و بغض به دشمنان او نیست===
خط ۱۵۰: خط ۱۵۷:


در [[جامعه‌ اسلامی]] همیشه [[جنگ]] و [[اختلاف]] به شکل مستمر وجود داشته است و وحدتی در [[جامعه]] به وجود نیامده است. این اختلاف و [[تفرقه]] در جامعه‌ اسلامی در نتیجه کار [[معاویه]] ایجاد شده است و اگر معاویه نبود این همه اختلاف پیش نمی‌آمد. در [[حقیقت]] اساس اختلاف و تفرقه در جامعه اسلامی را خود معاویه با [[عدم اطاعت]] در برابر [[حاکمیت اسلامی]] پایه‌گذاری کرد و تفرقه از آن [[روز]] به بعد ادامه دارد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
در [[جامعه‌ اسلامی]] همیشه [[جنگ]] و [[اختلاف]] به شکل مستمر وجود داشته است و وحدتی در [[جامعه]] به وجود نیامده است. این اختلاف و [[تفرقه]] در جامعه‌ اسلامی در نتیجه کار [[معاویه]] ایجاد شده است و اگر معاویه نبود این همه اختلاف پیش نمی‌آمد. در [[حقیقت]] اساس اختلاف و تفرقه در جامعه اسلامی را خود معاویه با [[عدم اطاعت]] در برابر [[حاکمیت اسلامی]] پایه‌گذاری کرد و تفرقه از آن [[روز]] به بعد ادامه دارد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
===ویژگی هفتم: [[پذیرش ولایت کافر]]===
ویژگی ششم این است که همیشه [[اهل ایمان]](تصدیقی) اول که به مرحله‌ ایمان (تسلیمی) دوم نرسیده‌اند، [[ولایت کفار]] را می‌پذیرند، اما از [[ولایت مؤمن]] سر باز می‌زنند: {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>. تعبیر {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ}} اشاره به این [[حقیقت]] دارد که [[مؤمنین]] نباید [[ولایت]] کافِر را بپذیرند. [[قرآن کریم]] شدیداً تأکید دارد، آنهایی که می‌گویند ما ایمان آورده‌ایم و با زبان این را بیان می‌کنند، اما زیر ولایت کفار می‌روند، [[مؤمن]] نیستند.
قرآن کریم این موضوع را در [[تاریخ]] و [[رفتار]] [[بنی‌اسرائیل]] [[نکوهش]] کرده و به روشنی تبیین نموده که یکی از [[گرفتاری‌ها]] و [[انحرافات]] بزرگ آنان همین امر بوده است، چنان‌که می‌فرماید: {{متن قرآن|لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ}}<ref>«کافران از بنی اسرائیل بر زبان داود و عیسی پسر مریم لعنت شده‌اند از این رو که نافرمانی ورزیدند و تجاوز می‌کردند» سوره مائده، آیه ۷۸.</ref>؛ لذا مهم‌ترین عامل این [[لعنت]] و شقاوتی که دامن [[بنی‌اسرائیل]] را گرفت و آنان مورد [[خشم]] و [[غضب خداوند]] قرار داد، [[پذیرش ولایت کفار]] بود. آنان در [[عین]] اینکه [[ادعای ایمان]] می‌کردند، اما به [[راحتی]] [[ولایت کفار]] را می‌پذیرفتند. حاضر بودند حرف [[کافر]] را بپذیرند اما از [[پذیرش امر]] [[حضرت موسی]]{{ع}} سر باز می‌زدند؛ لذا مورد [[لعن]] [[خداوند]] قرار گرفتند: {{متن قرآن|لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}.
لعنت و [[غضب خدا]] بر هر امتی که نازل شده است، عمدتاً به خاطر پذیرش ولایت کفار بوده است: {{متن قرآن|لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ}} تا آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ تَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ}}<ref>«از کار ناپسندی که می‌کردند باز نمی‌ایستادند  بی‌گمان، زشت است کاری که می‌کردند. بسیاری از آنان را می‌نگری که کافران را سرور  می‌گیرند؛ به راستی زشت است آنچه خود برای خویش پیش فرستادند  که (سبب شد) خداوند بر آنان خشم گرفت و آنان در عذاب، جاودانند» سوره مائده، آیه ۷۹ ـ ۸۰.</ref>. سپس می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}}<ref>«و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان می‌داشتند آنان را  سرور  نمی‌گرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند» سوره مائده، آیه ۸۱.</ref>. اگر [[بنی اسرائیل]] [[ایمان حقیقی]] و [[ایمان دوم]] ([[ایمان]] تسلیمی) را داشتند هیچ‌گاه زیر [[ولایت]] کافِر نمی‌رفتند، چون [[تصدیق]] [[خدا]] و [[پیامبران]] و نائل شدن به مرحله‌ اول ایمان (ایمان [[تصدیقی]])، سپس بازماندن و سر باز [[زدن]] از پذیرش مرحله‌ دوم ایمان (ایمان تسلیمی)، برای [[امت‌ها]] و [[جوامع]] گذشته [[انحرافات]] زیادی از جمله پذیرش ولایت کفار را در پی داشته است، [[قرآن کریم]] به صورت مبسوط به این مسأله پرداخته است و [[آیات]] زیادی در این موضوع وجود دارد.
[[تولّی]] و ولایت هم به معنای پذیرش امر و هم به معنای پیوستن است. اصل ولایت به معنای پیوستن به جمعی است، {{عربی|وَلَیَ فُلانٌ فُلانًآ}}: یعنی فلانی به فلانی پیوست. اساس معنای ولایت، پیوستن است و پیوستن کامل هم [[پیروی]] و [[اطاعت]] است. به گونه‌ای که هر چه آن [[جمعیت]] گفتند [[انسان]] آن را انجام دهد و هر چه آنها [[دوست]] داشتند انسان هم آن را دوست داشته باشد؛ لذا [[قرآن کریم]] با تأکید، [[مؤمنین]] را از [[پذیرش ولایت کفار]] [[نهی]] نموده و می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بی‌گمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>؛ زیرا، اگر کسی بخواهد [[ولایت کفار]] را بپذیرد و امر آنها را [[اطاعت]] کرده و خواسته آنها را عملی کند، در [[حقیقت]] به آنها پیوسته است و از آنها خواهد بود.
[[آیات قرآن]] در این موضوع ادامه دارد و به روشنی توضیح می‌دهد، آنهایی که [[ولایت]] کافِر را می‌پذیرند، می‌گویند: {{متن قرآن|فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ}}<ref>«آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد ؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل می‌نهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref>‏؛ می‌ترسیم آنها ما را تحت‌فشار قرار داده و یا محاصره کنند؛ اما برخلاف این [[پندار]] [[باطل]] آنان، [[خداوند متعال]] به زودی [[فتح]] و [[پیروزی]] و فرَج و [[گشایش]] را برای مؤمنین می‌آورد. در آن [[روز]]، افرادی که می‌گفتند: می‌ترسیم ما را محاصره کنند یا [[جنگ]] شود و به ما [[حمله]] نمایند و به [[دلیل]] این [[ترس]]، ولایت کفار را پذیرفته‌اند، پشیمان خواهند شد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
===ویژگی هشتم: [[تردید]]، ویژگی انسان‌های ناقص الایمان===
ویژگی هشتم [[ایمان]] اولی ([[تصدیقی]]) که از [[ایمان دوم]] (تسلیمی) جداست، مسأله‌ [[شک]] و «رَیب» است. [[شک]] و «رَیب» این گروه، در حال [[تصدیق]] و در [[عین]] تصدیق به "{{عربی|ما انزل الله}}" و "{{عربی|ما انزل الی الرسول}}" است؛ یعنی در حالی‌که به روشنی می‌دانند و تصدیق می‌کنند که [[خدا]] و [[رسول خدا]] [[صادق]] است، اما در اطاعت دچار تردید و دودلی هستند و وقتی [[زمان]] عمل می‌رسد همیشه در شک و دودلی به سر می‌برند.
افرادی که ایمان دوم (تسلیمی) را دارند، یعنی می‌دانند خدا و [[رسول]] [[حق]] می‌گویند و تا رسول خدا {{صل}} [[فرمان]] داد، دیگر تردیدی در عمل نداشته و [[شک]] و ریب به خود راه نمی‌دهند. در حالی‌که افراد دارای [[ایمان]] اول ([[تصدیقی]]) خالی از [[ایمان دوم]]، همیشه به این شکل‌اند که [[دستورات]] و [[فرامین]] [[رسول خدا]]{{صل}} می‌شنوند، اما در اجرای آن تردید می‌کنند که آیا امکان اجرایی دارد یا ندارد؟
همه‌ [[مشکلات]] ما همیشه از اول به همین شکل بوده است که وقتی فرمان‌روا [[فرمان]] می‌داده است آنهایی که می‌باید فرمان‌پذیر می‌بودند دچار تردید و دودلی می‌شدند و در اینکه آیا فرمان را انجام دهند یا نه، تشکیک می‌کردند. می‌دانستند که این فرمان [[رسول اکرم]]{{صل}} است، اما دل‌شان محکم نبود، به [[دلیل]] اینکه [[تسلیم]] نبودند.
در بسیاری از [[آیات قرآن]] اشاره به این موضوع شده است؛ مثلاً در سوره‌ حجرات آمده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ}}<ref>«تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.</ref>‏، افرادی دارای [[ایمان حقیقی]] هستند که ایمان‌شان همراه با تردید و ارتیاب نباشد. برخی ایمان می‌آورند اما در وقت عمل، گرفتار تردید می‌شوند و وقتی [[زمان]] عمل و [[اطاعت]] می‌رسد به شک و ریب می‌افتند، این افراد از ایمان حقیقی محروم‌اند. [[آیات]] سوره‌ [[توبه]] بسیار توضیح دهنده این جنبه است که می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌گیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۴ ـ ۴۵.</ref>. برخی افراد «ایمان اطاعت» داشته‌اند، اما «ایمان [[نصرت]]» نداشته‌اند. این افراد، علی‌رغم [[نقض]] «[[میثاق]] نصرت» می‌خواستند به «میثاق اطاعت» پایبند باشند؛ لذا، با بهانه‌گیری و دلیل تراشی، در موقع نیاز به نصرت، از [[پیامبر]]{{صل}} [[اذن]] خالی کردن [[جبهه]] را می‌گرفتند و می‌خواستند با [[اذن پیامبر]]{{صل}}، شانه از زیر بار [[نصرت دین]] و رسول خدا{{صل}} خالی کنند!
در سوره‌ [[حدید]] به نحو جالبی به همین ماجرا اشاره دارد: {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد. (منافقان) آنان  را ندا می‌دهند: آیا ما با شما نبودیم؟ می‌گویند: چرا، اما شما خود را (با دورویی) به سختی افکندید و چشم به راه (شکست ما مؤمنان) بودید و تردید کردید و آرزوها شما را فریب داد تا آنکه فرمان خداوند در رسید و (شیطان) فریبکار شما را به خداوند فریب می‌دهد» سوره حدید، آیه ۱۳ ـ ۱۴.</ref>، براساس مفاد این آیه‌ شریفه، منافقینی که در [[جهنم]] هستند به [[مؤمنین]] [[حقیقی]] که در [[بهشت]] هستند خطاب می‌کنند: {{متن قرآن|أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ}}، یعنی ما هم همراه شما و مانند شما [[مؤمن]] بودیم. این تعبیر نشان می‌دهد که این طیف از [[منافقان]] [[ایمان]] اول را داشته‌اند. اما مؤمنین در جواب آنها می‌گویند: شما تربّص کردید و [[منتظر]] بودید که چه وقت [[رسول خدا]]{{صل}} از [[دنیا]] می‌رود. ـ تربصتم یعنی منتظر یک حادثه بودید؛ خود شما [[نفس]] خود را در [[عذاب]] قرار دادید ـ {{متن قرآن|فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ}} به معنای {{عربی|عذبتم انفسکم}} است ـ؛ سپس {{متن قرآن|وَارْتَبْتُمْ}} به ریب و تردید افتادید و گفتید ما از رسول خدا بهتر می‌فهمیم. این موضوع در [[تاریخ]] آمده است؛ کسانی که [[حق]] [[ولایت اهل‌بیت]] ({{عم}}) را [[غصب]] کردند به [[حضرت زهرا]]{{س}} گفتند: این کاری که ما می‌کنیم برای بقای [[دین]] [[پدر]] تو مفیدتر است. {{متن قرآن|وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ}}، در آرزوی [[قدرت]] به سر بردید، {{متن قرآن|حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}} تا وقتی که [[مرگ]] شما فرا رسید و در اینجا دیدید که چه بر سر تان آمده و چه اتفاقی برای شما افتاده است!<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:38643357.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.
{{پایان منابع}}
== پانویس ==
{{پانویس}}
[[رده:ایمان]]
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش