ادب زیارت: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۶ مارس ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - 'شهید اول' به 'شهید اول'
جز (جایگزینی متن - 'دست' به 'دست')
جز (جایگزینی متن - 'شهید اول' به 'شهید اول')
خط ۱۳: خط ۱۳:
* در مورد [[آداب]] [[باطنی]] و توجه پیدا کردن در [[زیارت]]، مرحوم [[نراقی]] توصیه می‌کند که: "در [[نجف]]، به خاطر آور که اینجا [[وادی السلام]] و مجمع [[ارواح]] [[مؤمنان]] است و [[خداوند]] اینجا را جزء شریف‌ترین مکان‌ها قرار داده است و [[مدفن]] [[وصیّ]] [[پیامبر]] در اینجاست. همچنین [[مدفن]] [[آدم]] و [[نوح]]، در همین محلّ است"<ref>جامع السعادات، محمدمهدی نراقی، ج ۳، ص ۴۰۳.</ref>. خلاصه اینکه هنگام [[زیارت]] [[نجف]]، باید توجه داشت که اینجا [[تربت]] [[ابوتراب]] است و [[امام علی|علی]] {{ع}}، آن جاودانه مرد در اینجا آرمیده است. در این صورت، دلی از سنگ می‌باید که نلرزد و [[خاشع]] نشود و دیده‌ای بی‌فیض باید باشد تا اشکی از [[شوق]] نریزد، یا آهی از درد نکشد و داغ [[مظلومیت]] [[امام علی|علی]] {{ع}}، او را [[غمگین]] نسازد. آن کس که به [[زیارت]] [[امام علی|علی]] {{ع}} می‌آید، باید پای پر آبله‌اش، هرگز خسته نگردد و در راه طلب، [[شب]] از روز باز نشناسد و [[رنج]] را بر راحت برگزیند و به این دیار، با پای سر بدود و با ره‌توشه [[عشق]] [[سفر]] کند و در جوار این تجلّی‌گاه فروغ ایزدی، رحل اقامت افکند. در سایر [[زیارتگاه‌ها]] و [[تشرف]] به حرم‌های [[اولیا]] نیز چنین است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref>  
* در مورد [[آداب]] [[باطنی]] و توجه پیدا کردن در [[زیارت]]، مرحوم [[نراقی]] توصیه می‌کند که: "در [[نجف]]، به خاطر آور که اینجا [[وادی السلام]] و مجمع [[ارواح]] [[مؤمنان]] است و [[خداوند]] اینجا را جزء شریف‌ترین مکان‌ها قرار داده است و [[مدفن]] [[وصیّ]] [[پیامبر]] در اینجاست. همچنین [[مدفن]] [[آدم]] و [[نوح]]، در همین محلّ است"<ref>جامع السعادات، محمدمهدی نراقی، ج ۳، ص ۴۰۳.</ref>. خلاصه اینکه هنگام [[زیارت]] [[نجف]]، باید توجه داشت که اینجا [[تربت]] [[ابوتراب]] است و [[امام علی|علی]] {{ع}}، آن جاودانه مرد در اینجا آرمیده است. در این صورت، دلی از سنگ می‌باید که نلرزد و [[خاشع]] نشود و دیده‌ای بی‌فیض باید باشد تا اشکی از [[شوق]] نریزد، یا آهی از درد نکشد و داغ [[مظلومیت]] [[امام علی|علی]] {{ع}}، او را [[غمگین]] نسازد. آن کس که به [[زیارت]] [[امام علی|علی]] {{ع}} می‌آید، باید پای پر آبله‌اش، هرگز خسته نگردد و در راه طلب، [[شب]] از روز باز نشناسد و [[رنج]] را بر راحت برگزیند و به این دیار، با پای سر بدود و با ره‌توشه [[عشق]] [[سفر]] کند و در جوار این تجلّی‌گاه فروغ ایزدی، رحل اقامت افکند. در سایر [[زیارتگاه‌ها]] و [[تشرف]] به حرم‌های [[اولیا]] نیز چنین است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref>  
* مرحوم شیخ [[بهایی]] نیز بیان جالب و دستورالعمل خوبی دارد. وی، در یکی از سروده‌های مفصّل خویش که به [[عربی]] است، در مورد [[زائر]] [[امام علی]] {{ع}} و حضور قلبش و [[آگاهی]] به موقعیت [[زیارت]]، می‌گوید: "... خوشا آنکس که او را یک بار [[زیارت]] کند. ای سواره ای که راه‌های پر سنگلاخ و سوزان را می‌پیمایی و دشت‌ها و بیابان‌ها را طی می‌کنی، اگر خواستی که خدای [[آسمان]] را [[خشنود]] کرده و پس از کوردلی، به [[رشد]] برسی و در روز [[تشنگی]] [[قیامت]]، از [[کوثر]] [[سیراب]] شوی، هرگاه در [[سیر]] و سفر طولانی و دور و دراز خود، به آن دیار رسیدی و بر [[تربت]] [[امام علی|علی]] {{ع}} ایستادی و اظهار [[محبت]] نسبت به او کردی و ریسمان [[استوار]] [[الهی]] را دیدی و پس از [[سیر]] شبانه‌ات، رویاروی [[نجف]] قرار گرفتی، پس مخواب، مگر اندکی. ره توشه و بارت را همانجا بر [[زمین]] بگذار و از آن [[خاک]] مگذر. بر آستان او بمان و همچون گرفتاری دردمند و [[فروتن]] بایست و با انبوه [[مردم]] [[سیر]] کن و غبار آن دیار را ببوی. اگر [[مطیع]] [[فرمان]] خدایی او را [[خشنود]] کن که [[محبت]] [[ائمه]] {{عم}}، فرضی است خدایی. از این [[فریضه]]، [[پاداش]] خود را مضاعف گردان، در این سرزمین چهره بر [[خاک]] بگذار... وقتی به آن [[تربت]] رسیدی [[سلام]] کن و شیفته و شیدای آن آستان باش. [[قبر]] کسی را آنجا [[زیارت]] کن که با والایی‌ها نمایان است. در آنجا [[نور]] را می‌بینی که فضا را آکنده است و شعاعش همه جا را فرا گرفته است. اگر در زمانش حضور نداشتی، با [[گریه]] ات یاریش کن. در حضور او بایست، فرمانش را [[اطاعت]] کن و از صاحب [[قبر]] بپرس که: چگونه زمان را درنَوَردیدی و [[افتخار]] را به دست آوردی! عاشقانه بایست و از دشمنانش [[بیزاری]] بجوی و [[محبت]] خویش را به سویش بپراکن و آشکار کن و از درگاهش [[مرو]] و به او [[سلام]] مرا برسان، [[سلام]] شیفته‌ای از دیاری دور او را [[زیارت]] کن و در [[قرب]] او بهره ور باش تا [[پاداش]] به دست آوری و [[نجات]] یابی. برخیز... و [[خاک]] آن آستان را ببوس و توجّهت را به درگاه او ابراز کن و از روی کوچکی، چهره بر [[خاک]] بگذار... در آن مکان، بسیار [[گریه]] کن و بگو: ای قسیم [[بهشت و دوزخ]]! غلامت از تو [[امید]] [[امان]] دارد، [[بلا]] او را به اینجا کشانده است و زمانه جفایش کرده و از حوادث به تو [[پناه]] آورده است. ای [[کشتی نجات]]، به تو روی آورده و در [[زندگی]] [[سرمایه]] ای جز [[محبت]] شما را ندارد. پس در [[سختی]] [[قبر]]، هنگام [[مرگ]]، او را نگهدار، که تو [[پناه]] خستگانِ روزگارانی"<ref>بحارالأنوار، ج ۹۷، ص ۱۳۴.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref>  
* مرحوم شیخ [[بهایی]] نیز بیان جالب و دستورالعمل خوبی دارد. وی، در یکی از سروده‌های مفصّل خویش که به [[عربی]] است، در مورد [[زائر]] [[امام علی]] {{ع}} و حضور قلبش و [[آگاهی]] به موقعیت [[زیارت]]، می‌گوید: "... خوشا آنکس که او را یک بار [[زیارت]] کند. ای سواره ای که راه‌های پر سنگلاخ و سوزان را می‌پیمایی و دشت‌ها و بیابان‌ها را طی می‌کنی، اگر خواستی که خدای [[آسمان]] را [[خشنود]] کرده و پس از کوردلی، به [[رشد]] برسی و در روز [[تشنگی]] [[قیامت]]، از [[کوثر]] [[سیراب]] شوی، هرگاه در [[سیر]] و سفر طولانی و دور و دراز خود، به آن دیار رسیدی و بر [[تربت]] [[امام علی|علی]] {{ع}} ایستادی و اظهار [[محبت]] نسبت به او کردی و ریسمان [[استوار]] [[الهی]] را دیدی و پس از [[سیر]] شبانه‌ات، رویاروی [[نجف]] قرار گرفتی، پس مخواب، مگر اندکی. ره توشه و بارت را همانجا بر [[زمین]] بگذار و از آن [[خاک]] مگذر. بر آستان او بمان و همچون گرفتاری دردمند و [[فروتن]] بایست و با انبوه [[مردم]] [[سیر]] کن و غبار آن دیار را ببوی. اگر [[مطیع]] [[فرمان]] خدایی او را [[خشنود]] کن که [[محبت]] [[ائمه]] {{عم}}، فرضی است خدایی. از این [[فریضه]]، [[پاداش]] خود را مضاعف گردان، در این سرزمین چهره بر [[خاک]] بگذار... وقتی به آن [[تربت]] رسیدی [[سلام]] کن و شیفته و شیدای آن آستان باش. [[قبر]] کسی را آنجا [[زیارت]] کن که با والایی‌ها نمایان است. در آنجا [[نور]] را می‌بینی که فضا را آکنده است و شعاعش همه جا را فرا گرفته است. اگر در زمانش حضور نداشتی، با [[گریه]] ات یاریش کن. در حضور او بایست، فرمانش را [[اطاعت]] کن و از صاحب [[قبر]] بپرس که: چگونه زمان را درنَوَردیدی و [[افتخار]] را به دست آوردی! عاشقانه بایست و از دشمنانش [[بیزاری]] بجوی و [[محبت]] خویش را به سویش بپراکن و آشکار کن و از درگاهش [[مرو]] و به او [[سلام]] مرا برسان، [[سلام]] شیفته‌ای از دیاری دور او را [[زیارت]] کن و در [[قرب]] او بهره ور باش تا [[پاداش]] به دست آوری و [[نجات]] یابی. برخیز... و [[خاک]] آن آستان را ببوس و توجّهت را به درگاه او ابراز کن و از روی کوچکی، چهره بر [[خاک]] بگذار... در آن مکان، بسیار [[گریه]] کن و بگو: ای قسیم [[بهشت و دوزخ]]! غلامت از تو [[امید]] [[امان]] دارد، [[بلا]] او را به اینجا کشانده است و زمانه جفایش کرده و از حوادث به تو [[پناه]] آورده است. ای [[کشتی نجات]]، به تو روی آورده و در [[زندگی]] [[سرمایه]] ای جز [[محبت]] شما را ندارد. پس در [[سختی]] [[قبر]]، هنگام [[مرگ]]، او را نگهدار، که تو [[پناه]] خستگانِ روزگارانی"<ref>بحارالأنوار، ج ۹۷، ص ۱۳۴.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۳۵-۳۳۹.</ref>  
* در آغاز، از [[آداب]] ظاهری و [[باطنی]] [[زیارت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه]] {{عم}}، فقط به [[نقل]] [[سخن]] [[شهید]] اول در "دروس" اکتفا می‌کنیم که مرحوم [[علامه مجلسی]] [[نقل]] کرده است که خلاصه آن چنین است:
* در آغاز، از [[آداب]] ظاهری و [[باطنی]] [[زیارت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه]] {{عم}}، فقط به [[نقل]] [[سخن]] [[شهید اول]] در "دروس" اکتفا می‌کنیم که مرحوم [[علامه مجلسی]] [[نقل]] کرده است که خلاصه آن چنین است:
# قبل از ورود به [[زیارتگاه]]، [[غسل]] کردن و با [[طهارت]] بودن؛
# قبل از ورود به [[زیارتگاه]]، [[غسل]] کردن و با [[طهارت]] بودن؛
# با لباس‌های [[پاکیزه]] و بوی خوش [[زیارت]] کردن؛
# با لباس‌های [[پاکیزه]] و بوی خوش [[زیارت]] کردن؛
۲۲۶٬۸۱۵

ویرایش