عبدالله بن عباس در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۶۴: خط ۲۶۴:
ابن‌عباس [[خویشاوندان]] [[مادری]] خود را از [[بنی‌هلال]] که از قیس بودند، فراخواند. نزد او آمدند و او آن [[مال]] را بر شترانی قرار داد تا با خود ببرد. هنگامی که [[مردم بصره]] از ماجرا [[آگاه]] شدند، به تعقیب کاروان پرداختند تا به او رسیدند و جلوی کاروان را گرفتند. مردان قیس در برابر آنان ایستادند و احتمال درگیری بود که [[صبره بن شیمان]] حدانی گفت: ای گروه [[ازد]]، [[طایفه]] قیس [[برادر]]، [[همسایه]]، [[یار]] و همکار ما هستند که با [[دشمنان]] ما هم دشمن‌اند. اگر این مال را هم به دست آوردید، سهم شما از آن کم خواهد بود؛ پس از آن صرف‌نظر کنید. بدین ترتیب از درگیری جلوگیری به عمل آمد و کاروان به طرف [[مکه]] حرکت کرد<ref>کامل، ج۱۰، ص۲۱۴-۲۱۶.</ref>.
ابن‌عباس [[خویشاوندان]] [[مادری]] خود را از [[بنی‌هلال]] که از قیس بودند، فراخواند. نزد او آمدند و او آن [[مال]] را بر شترانی قرار داد تا با خود ببرد. هنگامی که [[مردم بصره]] از ماجرا [[آگاه]] شدند، به تعقیب کاروان پرداختند تا به او رسیدند و جلوی کاروان را گرفتند. مردان قیس در برابر آنان ایستادند و احتمال درگیری بود که [[صبره بن شیمان]] حدانی گفت: ای گروه [[ازد]]، [[طایفه]] قیس [[برادر]]، [[همسایه]]، [[یار]] و همکار ما هستند که با [[دشمنان]] ما هم دشمن‌اند. اگر این مال را هم به دست آوردید، سهم شما از آن کم خواهد بود؛ پس از آن صرف‌نظر کنید. بدین ترتیب از درگیری جلوگیری به عمل آمد و کاروان به طرف [[مکه]] حرکت کرد<ref>کامل، ج۱۰، ص۲۱۴-۲۱۶.</ref>.
[[عبدالله بن عباس]] پس از برداشتن بیت‌المال بصره به [[حجاز]] فرار کرد و به‌صورت غیرمستقیم مورد [[سرزنش]] علی{{ع}} قرار گرفت. پس از [[شهادت]] حضرت پشیمان شد و [[خدمت]] [[امام حسن]]{{ع}} رسید و دوباره به [[مقام]] سابق خود [[منصوب]] شد<ref>کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی، ص۲۸۳.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۶۵.</ref>
[[عبدالله بن عباس]] پس از برداشتن بیت‌المال بصره به [[حجاز]] فرار کرد و به‌صورت غیرمستقیم مورد [[سرزنش]] علی{{ع}} قرار گرفت. پس از [[شهادت]] حضرت پشیمان شد و [[خدمت]] [[امام حسن]]{{ع}} رسید و دوباره به [[مقام]] سابق خود [[منصوب]] شد<ref>کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی، ص۲۸۳.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۶۵.</ref>
==عبدالله بن عباس در سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین==
پس از پایان موفقیت‌آمیز [[جنگ جمل]] و کشته شدن [[طلحه]] و [[زبیر]]، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} که در [[ماه جمادی الاولی]] [[شهر بصره]] را از [[آشفتگی]] و [[هرج و مرج]] آرام ساخته بود، تا [[ماه رجب]] در آن [[شهر]] اقامت فرمود. سپس در [[روز]] [[ششم رجب]] [[سال]] سی و شش [[هجری]] [[فرمان]] [[حکومت بصره]] را به نام [[عبدالله بن عباس]] صادر کرد<ref>جواد فاضل، معصوم دوم، ج۲، ص۸۶.</ref> و او را به عنوان [[استاندار]] جدید به [[مردم]] آن [[دیار]] معرفی کرد.
[[طه حسین]] درباره این [[انتصاب]] می‌گوید: ما معتقدیم که علی{{ع}} جز این نمی‌توانست انجام دهد؛ زیرا بیشتر سپاهیانش از [[طایفه]] [[مُضَر]] بودند و پس از آن همه [[شورش]] و [[انقلاب]] می‌بایست کسی به حکومت بصره گماشته شود که از آن طایفه باشد و از جانب دیگر با خود آن حضرت نیز [[خویشاوندی]] نزدیکی داشته باشد. بدین جهت [[ابن عباس]] به عنوان [[امیر]] و [[حاکم بصره]] [[انتخاب]] شد و [[زیاد بن ابیه]] [[مأمور]] [[بیت المال]] گردید <ref>طه حسین، علی و بنوه، ص۵۵.</ref>.
[[زیاد بن ابیه]] به امور [[دیوان]] و [[حسابرسی]] بیت المال [[آگاهی]] کامل داشت؛ زیرا در [[زمان]] [[زمامداری]] [[مغیرة بن شعبه]] کاتب او بود و سپس به ترتیب [[کتابت]] [[ابوموسی اشعری]] و [[عبدالله بن عامر]] را به عهده داشت. از این رو به عنوان مأمور و کاتب بیت المال برگزیده شد و بعد [[امارت]] [[فارس]] به او واگذار گردید<ref>ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۳۹۹، ذیل نامه ۲۰؛ قمی، سفینة البحار، ج۱، ص۵۷۹.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۲، ص 391 - 392.</ref>
==توصیه‌های حضرت به عبدالله==
روش امیرالمؤمنین{{ع}} این بود که در هنگام انتصاب افراد، ضمن معرفی ایشان به مردم به طور معمول در دو [[نامه]] جداگانه خطاب به وی و مردم توصیه‌هایی می‌کرد؛ ولی این جا خود شخصاً عبدالله بن عباس را توصیه کرد و سپس او را به مردم معرفی نمود. به وی چنین فرمود: «ای فرزند عباس! بر تو باد [[تقوای الهی]] و [[عدالت]] در [[حق]] کسانی که بر آنها [[حکومت]] داده شدی و باید با چهره‌ای باز با [[مردم]] رو به رو شوی و در مجلس خود آنان را جای دهی و با [[حلم]] و [[بردباری]] با آنان رو به رو گردی. دوری کن از [[غضب]] و [[خشم]]؛ زیرا آن سبکسری [[شیطان]] است و دوری کن از [[پیروی هوای نفس]]؛ زیرا که آن، تو را از راه حق باز می‌دارد.
بدان که آن‌چه تو را به [[خدا]] نزدیک کند، از [[آتش]] دور گرداند و آن‌چه باعث دوری تو از خدا شود تو را به آتش نزدیک می‌سازد. خدا را زیاد به یاد آور و از غافلان مباش»<ref>{{متن حدیث|يَا ابْنَ عَبَّاسٍ عَلَيْكَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ الْعَدْلِ بِمَنْ‏ وُلِّيتَ‏ عَلَيْهِ‏ وَ أَنْ تَبْسُطَ لِلنَّاسِ وَجْهَكَ وَ تُوَسِّعَ عَلَيْهِمْ مَجْلِسَكَ وَ تَسَعَهُمْ بِحِلْمِكَ وَ إِيَّاكَ وَ الْغَضَبَ فَإِنَّهُ طِيَرَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ إِيَّاكَ وَ الْهَوَى فَإِنَّهُ يَصُدُّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ. وَ اعْلَمْ أَنَّ مَا قَرَّبَكَ مِنَ اللَّهِ فَهُوَ مُبَاعِدُكَ مِنَ النَّارِ وَ مَا بَاعَدَكَ مِنَ اللَّهِ فَهُوَ مُقَرِّبُكَ مِنَ النَّارِ وَ اذْكُرِ اللَّهَ كَثِيراً وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ‏}}؛ مفید، الجمل، ص۲۲۴؛ چاپ جدید، ص۴۳۰؛ قسمتی از آن از توسع، [سع] در نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص۱۰۸۰، صبحی صالح، ص۴۶۵؛ بحار الأنوار، ج۳۳، ص۴۴۸ و ج۱۰۱، ص۲۶۹؛ ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۳۲۳.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۲، ص 392 - 393.</ref>
==معرفی [[ابن عباس]] به [[مردم بصره]]==
[[امیر المؤمنین]]{{ع}} ابن عباس را به مردم بصره معرفی کرد و [[اطاعت]] از وی را مشروط به [[پیروی]] او از خدا و [[پیامبر]] دانست و به روشنی فرمود: اگر از [[قوانین الهی]] [[تخلف]] کند، او را برکنار خواهد کرد: «ای مردم بصره! همانا [[عبدالله بن عباس]] را به جای خود، بر شما گماردم. پس سخن او را شنیده و دستورش را [[فرمان]] [[برید]]؛ تا زمانی که او از [[خدا]] و رسولش [[اطاعت]] و [[پیروی]] می‌کند. اگر در میان شما بدعتی ایجاد کرد، یا از [[مسیر حق]] [[منحرف]] شد، بدانید که من او را از [[حکومت]] برکنار خواهم کرد. اما امیدوارم که او را مردی [[عفیف]] و با [[تقوا]] و [[پارسا]] بیابم. وی را به [[ولایت]] بر شما نگماردم، جز این که [[گمان]] می‌کنم [[شایسته]] این کار است. [[خداوند]] ما و شما را بیامرزد»<ref>{{متن حدیث|يَا مَعَاشِرَ النَّاسِ قَدِ اسْتَخْلَفْتُ عَلَيْكُمْ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الْعَبَّاسِ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا أَمْرَهُ مَا أَطَاعَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنْ أَحْدَثَ‏ فِيكُمْ‏ أَوْ زَاغَ‏ عَنِ الْحَقِّ فَأَعْلِمُونِي أَعْزِلْهُ عَنْكُمْ فَإِنِّي‏ أَرْجُو أَنْ أَجِدَهُ عَفِيفاً تَقِيّاً وَرِعاً وَ إِنِّي لَمْ أُوَلِّهِ عَلَيْكُمْ إِلَّا وَ أَنَا أَظُنُّ ذَلِكَ بِهِ غَفَرَ اللَّهُ لَنَا وَ لَكُمْ}}؛ الجمل، ص۲۲۴؛ (چاپ جدید)، ص۴۲۰.</ref>؛
در این فرمایشات [[حضرت امیر]]{{ع}} با [[صراحت]] کامل بیان مینماید که [[اطاعت از حاکم]] و [[والی]] مشروط به پیروی وی، از دستورهای خدا و [[پیامبر]] است. در غیر آن، نباید از فرمان‌های او اطاعت کرد، زیرا: «پیروی از مخلوق در هنگام [[مخالفت]] با خدا روا نیست»<ref>{{متن حدیث|لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ‏ فِي‏ مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ‏}}؛ نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت ۱۶۵؛ قاضی نعمان، دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۵۰؛ صدوق، خصال، ۵۶۷؛ احمد حنبل، مسند، ج۱، ص، ۱۳۱، علی{{ع}} از پیامبر، ج۱، ص۳۰۹؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج۷، ص۷۳۷.</ref>؛
[[شیخ مفید]] می‌نویسد: [[ابن عباس]] تا هنگام [[جنگ صفین]] در [[بصره]] بود و برای [[جنگ]] به [[سپاهیان]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} پیوست. او [[زیاد بن ابیه]] را [[جانشین]] خود قرار داد و [[ابواسود]] دولی را به عنوان همکار وی برگزید<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۲۲۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۲، ص 393 - 394.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش