←اختصاص حمد به خداوند
(←مقدمه) |
|||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
از [[آیات]] فراوانی، اختصاص و انحصار تمام حمدها به [[خداوند]] استفاده میشود {{متن قرآن|وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و اوست خداوند، هیچ خدایی جز او نیست، سپاس او راست در جهان نخستین و بازپسین و فرمان او راست و به سوی او بازگردانده میشوید» سوره قصص، آیه ۷۰.</ref>، {{متن قرآن|فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمانها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان» سوره جاثیه، آیه ۳۶.</ref> برخی از [[اهل معرفت]] در بیان اختصاص [[حمد]] به خداوند، آن را در دو [[مقام]] جمعی [[الهی]] (ذات) و تفصیلی (خارج از ذات) مطرح کردهاند.<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ۵۷۶.</ref> [[امام خمینی]] [[معتقد]] است [[تحمید]] برای غیر خداوند واقع نمیشود و حتی تعریف از [[انسان کامل]] حمدِ خداوند است.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۵۲۴.</ref> ایشان معتقد است اختصاص همه محامد به خداوند به حسب [[برهان]]، واضح و آشکار است؛ زیراکه تمام عالم ظل و بسط [[فیض]] [[حضرت حق]] است و تمام نعمتهای ظاهر و [[باطن]] از هر منعمی که باشد به حسب ظاهر از [[حقتعالی]] است و هیچیک از موجودات در آن شرکت ندارد و هر حمد و مدحی از هر حامدی به [[مقام ربوبی]] [[حق]] بر میگردد که البته این بر اساس [[مقامات]] متوسطان است، اما به حسب مقام [[اصحاب]] [[قلوب]]، تمام [[نعمتها]] و [[کمالات]] و تمام [[جمال]] و جلال صورت [[تجلی ذاتی]] است و تمام محامد و [[مدایح]] به [[ذات مقدس]] حقتعالی مربوط است، بلکه [[مدح]] و حمد از ناحیه خود او و برای خود اوست.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۲۵۱–۲۵۲.</ref> | از [[آیات]] فراوانی، اختصاص و انحصار تمام حمدها به [[خداوند]] استفاده میشود {{متن قرآن|وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و اوست خداوند، هیچ خدایی جز او نیست، سپاس او راست در جهان نخستین و بازپسین و فرمان او راست و به سوی او بازگردانده میشوید» سوره قصص، آیه ۷۰.</ref>، {{متن قرآن|فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمانها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان» سوره جاثیه، آیه ۳۶.</ref> برخی از [[اهل معرفت]] در بیان اختصاص [[حمد]] به خداوند، آن را در دو [[مقام]] جمعی [[الهی]] (ذات) و تفصیلی (خارج از ذات) مطرح کردهاند.<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ۵۷۶.</ref> [[امام خمینی]] [[معتقد]] است [[تحمید]] برای غیر خداوند واقع نمیشود و حتی تعریف از [[انسان کامل]] حمدِ خداوند است.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۵۲۴.</ref> ایشان معتقد است اختصاص همه محامد به خداوند به حسب [[برهان]]، واضح و آشکار است؛ زیراکه تمام عالم ظل و بسط [[فیض]] [[حضرت حق]] است و تمام نعمتهای ظاهر و [[باطن]] از هر منعمی که باشد به حسب ظاهر از [[حقتعالی]] است و هیچیک از موجودات در آن شرکت ندارد و هر حمد و مدحی از هر حامدی به [[مقام ربوبی]] [[حق]] بر میگردد که البته این بر اساس [[مقامات]] متوسطان است، اما به حسب مقام [[اصحاب]] [[قلوب]]، تمام [[نعمتها]] و [[کمالات]] و تمام [[جمال]] و جلال صورت [[تجلی ذاتی]] است و تمام محامد و [[مدایح]] به [[ذات مقدس]] حقتعالی مربوط است، بلکه [[مدح]] و حمد از ناحیه خود او و برای خود اوست.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۲۵۱–۲۵۲.</ref> | ||
امام خمینی در بیان [[اتحاد]] [[حامد]] و محمود و حمد معتقد است که سالک هنگامی که دایره وجود عالم را به اسم «[[الله]]» ببیند، همه ثناها و محامد را به [[حق]] و اسم جامع «الله» ارجاع میدهد و برای موجودات فضایلی نمیبیند؛ اما اگر در [[حجاب]] [[خلق]] محجوب بماند، نمیتواند محامد را به حق ارجاع دهد و تا از این مقام [[انانیت]] به قدم [[عبودیت]] خارج نشود، به مقام حامدیت نمیرسد و نمیتواند حقتعالی را حامد و محمود بداند. به [[اعتقاد]] ایشان رسیدن [[عبد]] به مقام حامدیت، نتیجه [[قرب نوافل]] است که | امام خمینی در بیان [[اتحاد]] [[حامد]] و محمود و حمد معتقد است که سالک هنگامی که دایره وجود عالم را به اسم «[[الله]]» ببیند، همه ثناها و محامد را به [[حق]] و اسم جامع «الله» ارجاع میدهد و برای موجودات فضایلی نمیبیند؛ اما اگر در [[حجاب]] [[خلق]] محجوب بماند، نمیتواند محامد را به حق ارجاع دهد و تا از این مقام [[انانیت]] به قدم [[عبودیت]] خارج نشود، به مقام حامدیت نمیرسد و نمیتواند حقتعالی را حامد و محمود بداند. به [[اعتقاد]] ایشان رسیدن [[عبد]] به مقام حامدیت، نتیجه [[قرب نوافل]] است که حقتعالی زبان حق میگردد و حقتعالی به زبان حق حمد خود میکند و در [[قرب فرایض]] عبد زبان حق میگردد و حقتعالی با زبان عبد حمد خود میکند<ref>امام خمینی، سرّ الصلاة، ۸۱ و ۹۰؛ امام خمینی، تعلیقات فصوص، ۲۱۱.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[تسبیح و تحمید (مقاله)|مقاله «تسبیح و تحمید»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی، ج۳]]، ص۳۳۵–۳۴۰.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||