امامت در معارف و سیره حسینی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۲: خط ۲۲:
در [[روایت]] دیگری از [[امام حسین]] {{ع}} چنین [[نقل]] شده که فرمود: «پدرم [[امیر مؤمنان]] {{ع}} از [[پیامبر خدا]] {{صل}} از‌ جبرئیل‌ روح‌ الأمین، از [[خداوند]] که نام‌هایش [[پاک]] و ذاتش باشکوه است چنین خبر‌ داد‌ [که مى‌فرماید]: «منم [[خداوند]] یکتایى که خدایى جز من نیست. [[بندگان]] من! مرا بپرستید و هر‌ یک‌ از شما که مرا با گواهى [[خالصانه]] به یکتایى و یگانگى ام دیدار‌ کند‌، باید بداند که به قلعه من در‌ آمده‌ است‌، و هر کس به قلعه من در آید‌، از‌ [[عذاب]] من، ایمن است». گفتند: اى [[فرزند پیامبر]] [[خدا]]! گواهى [[خالصانه]] براى خدا‌، یعنى‌ چه؟ فرمود: «[[اطاعت]] از خدا‌ و پیامبرش‌ و [[پذیرفتن]] ولایت‌ خاندان‌ [[پیامبر]]»<ref>{{متن حدیث|أخبَرَنی جَبرَئیلُ الرّوحُ الأَمینُ عَنِ اللّهِ‌ تَقَدَّسَت‌ أسماؤُهُ وجَلَّ وَجهُهُ، قالَ: أنَا اللّهُ لا إلهَ إلّا أنَا؛ عِبادی فَاعبُدونی، وَلیَعلَم‌ مَن‌ لَقِیَنی‌ مِنکُم بِشَهادَهِ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ مُخلِصا بِها أنَّهُ قَد دَخَلَ حصنی، ومن دَخَلَ‌ حِصنی‌ أمِنَ عَذابی. قالوا: یَا بنَ رَسولِ اللّهِ، وما إخلاصُ الشَّهادَهِ للّهِ؟ قالَ: طاعَهُ‌ اللّهِ‌ ورَسولِهِ‌، ووِلایَهُ أهلِ بَیتِهِ}}، شیخ طوسی، الامالی، ص۵۸۹.</ref>.
در [[روایت]] دیگری از [[امام حسین]] {{ع}} چنین [[نقل]] شده که فرمود: «پدرم [[امیر مؤمنان]] {{ع}} از [[پیامبر خدا]] {{صل}} از‌ جبرئیل‌ روح‌ الأمین، از [[خداوند]] که نام‌هایش [[پاک]] و ذاتش باشکوه است چنین خبر‌ داد‌ [که مى‌فرماید]: «منم [[خداوند]] یکتایى که خدایى جز من نیست. [[بندگان]] من! مرا بپرستید و هر‌ یک‌ از شما که مرا با گواهى [[خالصانه]] به یکتایى و یگانگى ام دیدار‌ کند‌، باید بداند که به قلعه من در‌ آمده‌ است‌، و هر کس به قلعه من در آید‌، از‌ [[عذاب]] من، ایمن است». گفتند: اى [[فرزند پیامبر]] [[خدا]]! گواهى [[خالصانه]] براى خدا‌، یعنى‌ چه؟ فرمود: «[[اطاعت]] از خدا‌ و پیامبرش‌ و [[پذیرفتن]] ولایت‌ خاندان‌ [[پیامبر]]»<ref>{{متن حدیث|أخبَرَنی جَبرَئیلُ الرّوحُ الأَمینُ عَنِ اللّهِ‌ تَقَدَّسَت‌ أسماؤُهُ وجَلَّ وَجهُهُ، قالَ: أنَا اللّهُ لا إلهَ إلّا أنَا؛ عِبادی فَاعبُدونی، وَلیَعلَم‌ مَن‌ لَقِیَنی‌ مِنکُم بِشَهادَهِ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ مُخلِصا بِها أنَّهُ قَد دَخَلَ حصنی، ومن دَخَلَ‌ حِصنی‌ أمِنَ عَذابی. قالوا: یَا بنَ رَسولِ اللّهِ، وما إخلاصُ الشَّهادَهِ للّهِ؟ قالَ: طاعَهُ‌ اللّهِ‌ ورَسولِهِ‌، ووِلایَهُ أهلِ بَیتِهِ}}، شیخ طوسی، الامالی، ص۵۸۹.</ref>.


با توجه به این [[احادیث]] می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت که [[امام حسین]] {{ع}}[[ امامت]] را مقام و منصبی [[الهی]] دانسته و بر آن است که [[انتصاب امام]] تنها از‌ جانب [[خدا]] است و هرگز‌ امکان‌ ندارد این مقام گزینشی‌ باشد‌، از این رو [[انتخاب]] [[اهل حل و عقد]]، [[شورا]] یا [[تعیین خلیفه]] قبلی نمی‌تواند تعیین‌ کننده‌ [[مقام امامت]] در شخصی باشند‌<ref>رنجبر حسینی، محمد و عدل پیوست، عصمت، مقاله: تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی، نشریه: علمی تخصصی معارف حسینی، دوره ۳، شماره ۱۲، زمستان ۹۸.</ref>.
با توجه به این [[احادیث]] می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت که [[امام حسین]] {{ع}}[[ امامت]] را مقام و منصبی [[الهی]] دانسته و بر آن است که [[انتصاب امام]] تنها از‌ جانب [[خدا]] است و هرگز‌ امکان‌ ندارد این مقام گزینشی‌ باشد‌، از این رو [[انتخاب]] [[اهل حل و عقد]]، [[شورا]] یا [[تعیین خلیفه]] قبلی نمی‌تواند تعیین‌ کننده‌ [[مقام امامت]] در شخصی باشند‌<ref>[[محمد رنجبر حسینی]]، [[عصمت عدل پیوست]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی]].</ref>.


== ضرورت امامت ==
== ضرورت امامت ==
خط ۳۰: خط ۳۰:
وجه [[استدلال]] به این [[حدیث]]، این‌ است که [[معرفت امام]] به عنوان یک تکلیف دینی بر هر [[مسلمانی]] [[واجب]] است؛ تا آنجا که نشناختن او، اصل [[ایمان]] و [[اسلام]] را خدشه دار می‌سازد. روشن است که‌ چنین‌ حکم قطعی، مستلزم آن است که [[زمان]]، هیچ گاه، فاقد [[امام]] نباشد. از این [[حدیث]]، نکته دیگری نیز استفاده می‌شود و آن این است که [[امامت]]، صرفاً، یک مقام عادی‌ و در‌ [[حد]] [[رهبری سیاسی]] نیست که عهده‌دار [[برقراری نظم و امنیت]] [[جامعه بشری]] باشد؛ بلکه [[مقام امامت]]، با [[ایمان]] و [[دین]] [[مردم]] ارتباط دارد، تا‌ آن‌ جا که نشناختن او، زندگی‌ انسان‌ را به [[زندگی]] [[جاهلیت]] پیش از [[اسلام]] مبدل می‌سازد. از اینجا روشن می‌شود که [[جایگاه امامت]] در [[جهان بینی اسلامی]]، همان جایگاه‌ نبوت‌ است. همان گونه که‌ نشناختن‌ [[پیامبر]] و [[عدم اطاعت]] از او، [[ایمان]] و [[اسلام]] [[انسان]] را مخدوش می‌سازد، نشناختن و عدم [[اطاعت از امام]] نیز چنین است. در این صورت، شرایط و [[صفات امام]] نیز باید در مرتبه شرایط‌ و صفات‌ [[پیامبر]] باشد و این، همان دیدگاه [[شیعه]] در مسئله [[امامت]] است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت در بینش اسلامی (کتاب)|امامت در بینش اسلامی]]، ص۵۸.</ref>.
وجه [[استدلال]] به این [[حدیث]]، این‌ است که [[معرفت امام]] به عنوان یک تکلیف دینی بر هر [[مسلمانی]] [[واجب]] است؛ تا آنجا که نشناختن او، اصل [[ایمان]] و [[اسلام]] را خدشه دار می‌سازد. روشن است که‌ چنین‌ حکم قطعی، مستلزم آن است که [[زمان]]، هیچ گاه، فاقد [[امام]] نباشد. از این [[حدیث]]، نکته دیگری نیز استفاده می‌شود و آن این است که [[امامت]]، صرفاً، یک مقام عادی‌ و در‌ [[حد]] [[رهبری سیاسی]] نیست که عهده‌دار [[برقراری نظم و امنیت]] [[جامعه بشری]] باشد؛ بلکه [[مقام امامت]]، با [[ایمان]] و [[دین]] [[مردم]] ارتباط دارد، تا‌ آن‌ جا که نشناختن او، زندگی‌ انسان‌ را به [[زندگی]] [[جاهلیت]] پیش از [[اسلام]] مبدل می‌سازد. از اینجا روشن می‌شود که [[جایگاه امامت]] در [[جهان بینی اسلامی]]، همان جایگاه‌ نبوت‌ است. همان گونه که‌ نشناختن‌ [[پیامبر]] و [[عدم اطاعت]] از او، [[ایمان]] و [[اسلام]] [[انسان]] را مخدوش می‌سازد، نشناختن و عدم [[اطاعت از امام]] نیز چنین است. در این صورت، شرایط و [[صفات امام]] نیز باید در مرتبه شرایط‌ و صفات‌ [[پیامبر]] باشد و این، همان دیدگاه [[شیعه]] در مسئله [[امامت]] است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت در بینش اسلامی (کتاب)|امامت در بینش اسلامی]]، ص۵۸.</ref>.


[[امامت]] چنان از اهمیت و [[ارزش]] بالایی برخوردار است که می‌توان گفت بدون [[معرفت امام]] [[شناخت]] خدای متعال‌، میسور نیست‌. در [[حقیقت]] امام‌‌شناسی و [[معرفت ائمه]] پایه و اساس [[خداشناسی]] است. این یک [[حقیقت]] [[انکار]] ناپذیر است که [[امام صادق]] {{ع}} از زبان سید‌ الشهدا {{ع}} [[نقل]] فرموده است: آنجا که می‌فرماید: «[[امام حسین]] {{ع}} روزی‌ بر یارانش وارد شد‌ و فرمود‌: «اى [[مردم]]! [[خداوند]] بزرگِ بِشْکوه، بندگانش را نیافریده، جز براى آنکه او را بشناسند و چون او را شناختند، عبادتش کنند و چون عبادتش کردند، با [[عبادت]] او، از [[عبادت]] جز او‌، بى نیاز شوند». پس مردى گفت: اى [[فرزند پیامبر]] [[خدا]]! پدر و مادرم فداى تو! [[معرفت خدا]]، یعنى چه؟ فرمود: «[[شناخت]] [[مردم]] هر [[عصر]] نسبت به امامى که اطاعتش بر آنان، واجب‌ است‌»<ref>{{متن حدیث|عن أبی عبد اللّه [الصادق] خَرَجَ الحُسَینُ‌ بنُ‌ عَلِیٍّ‌ عَلى أصحابِهِ فَقالَ: أیُّهَا النّاسُ! إنَّ اللّه َ جَلَّ ذِکرُهُ ما خلَقَ العِبادَ إلّا لِیَعرِفوهُ، فَإِذا عَرَفوهُ عَبَدوهُ‌، ‌‌فإِذا‌ عبَدوهُ استَغنَوا بعِبادَتِهِ عن عبادَهِ مَن سِواهُ. فَقالَ لَه رَجُلٌ: یَابنَ رَسولِ اللّه‌ ِ بِأَبی‌ أنتَ‌ واُمّی، فَما مَعرِفَهُ اللّه ِ؟ قالَ: مَعرِفَهُ أهلِ کُلِّ زَمانٍ إمامَهُمُ الَّذی یَجبُ علَیهِم طاعَتُهُ}}، مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۵، ص۳۱۲.</ref>.<ref>رنجبر حسینی، محمد و عدل پیوست، عصمت، مقاله: تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی، نشریه: علمی تخصصی معارف حسینی، دوره ۳، شماره ۱۲، زمستان ۹۸.</ref>
[[امامت]] چنان از اهمیت و [[ارزش]] بالایی برخوردار است که می‌توان گفت بدون [[معرفت امام]] [[شناخت]] خدای متعال‌، میسور نیست‌. در [[حقیقت]] امام‌‌شناسی و [[معرفت ائمه]] پایه و اساس [[خداشناسی]] است. این یک [[حقیقت]] [[انکار]] ناپذیر است که [[امام صادق]] {{ع}} از زبان سید‌ الشهدا {{ع}} [[نقل]] فرموده است: آنجا که می‌فرماید: «[[امام حسین]] {{ع}} روزی‌ بر یارانش وارد شد‌ و فرمود‌: «اى [[مردم]]! [[خداوند]] بزرگِ بِشْکوه، بندگانش را نیافریده، جز براى آنکه او را بشناسند و چون او را شناختند، عبادتش کنند و چون عبادتش کردند، با [[عبادت]] او، از [[عبادت]] جز او‌، بى نیاز شوند». پس مردى گفت: اى [[فرزند پیامبر]] [[خدا]]! پدر و مادرم فداى تو! [[معرفت خدا]]، یعنى چه؟ فرمود: «[[شناخت]] [[مردم]] هر [[عصر]] نسبت به امامى که اطاعتش بر آنان، واجب‌ است‌»<ref>{{متن حدیث|عن أبی عبد اللّه [الصادق] خَرَجَ الحُسَینُ‌ بنُ‌ عَلِیٍّ‌ عَلى أصحابِهِ فَقالَ: أیُّهَا النّاسُ! إنَّ اللّه َ جَلَّ ذِکرُهُ ما خلَقَ العِبادَ إلّا لِیَعرِفوهُ، فَإِذا عَرَفوهُ عَبَدوهُ‌، ‌‌فإِذا‌ عبَدوهُ استَغنَوا بعِبادَتِهِ عن عبادَهِ مَن سِواهُ. فَقالَ لَه رَجُلٌ: یَابنَ رَسولِ اللّه‌ ِ بِأَبی‌ أنتَ‌ واُمّی، فَما مَعرِفَهُ اللّه ِ؟ قالَ: مَعرِفَهُ أهلِ کُلِّ زَمانٍ إمامَهُمُ الَّذی یَجبُ علَیهِم طاعَتُهُ}}، مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۵، ص۳۱۲.</ref>.<ref>[[محمد رنجبر حسینی]]، [[عصمت عدل پیوست]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی]].</ref>


== اقسام امام ==
== اقسام امام ==
خط ۴۳: خط ۴۳:
یکی از [[شرایط امام]]، [[منصوص بودن]] او از جانب [[خدای متعال]] است بدین معنا که بر [[امامت]] وی از سوی [[خدای متعال]] [[دلیل]] روشن و صریحی وجود داشته باشد. [[امام حسین]] {{ع}} در روایتی از [[پیامبراکرم]] {{صل}} این شرط را این گونه بیان می‌فرماید: «بر [[رسول خدا]] {{صل}} وارد شدم در حالی که ایشان در [[فکر]] و غمّ بود‌. سبب را پرسیدم. ایشان‌ فرمود‌: فرزندم! [[جبرئیل]] بر من فرود آمد و گفت: ای [[رسول خدا]]، [[خداوند]] علیّ اعلی [[سلام]] تو را می‌رساند و می‌فرماید: [[پیامبری]] ات را به پایان بردی و روزگارت به پایان رسید، [[اسم اعظم]] و [[میراث]] علم‌ [[الهی]] و آثار [[دانش]] [[پیامبری]] را به [[علی بن ابی طالب]] بسپار؛ زیرا من [[زمین]] را جز با عالمی که [[بندگی]] من با او دانسته شود و [[ولایت]] من با او شناخته شود‌ نگذارم‌ و من [[پیام]] رسانی از جهان غیب را از [[نسل]] تو نبریده‌ام، چنانکه آن را از [[نسل]] پیامبرانی که میان تو و [[آدم]] بودند نیز قطع نکردم. پرسیدم: ای [[رسول]] خدا‌! بعد‌ از شما چه کسی این مهم را بر عهده می‌گیرد؟ فرمود: پدرت [[علی بن ابی طالب]]، [[برادر]] و [[جانشین]] من ـ و پس از [[علی]]، [[حسن]]، سپس تو و نه نفر از نسل‌ تو‌ جمعا [[دوازده امام]] ـ عهده دار آن خواهید بود...»<ref>{{متن حدیث|دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ {{صل}} وهُوَ متَفَکِّرٌ مَغمومٌ، فَقُلتُ: یا رَسولَ‌ اللّهِ‌! مالی أراکَ‌ مُتَفَکِّرا؟ قالَ: یا بُنَیَّ! إنَّ الرّوحَ الأَمینَ قَد أتانی، فَقالَ: یا رَسولَ اللّهِ! العَلِیُّ الأَعلى یُقرِئُکَ السَّلامَ‌ ویَقولُ لَکَ: إنَّکَ قَد قَضَیتَ نُبُوَّتَکَ وَاستَکمَلتَ أیّامَکَ، فَاجعَلِ الاِسمَ الأَکبرَ‌ ومیراثَ‌ العِلمِ‌ وآثارَ عِلمِ النُّبُوَّهِ عِندَ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ{{ع}}، فَإِنّی لا أترُکُ الأَرضَ إلّا وفیها عالِمٌ ‌‌یُعرَفُ‌ بِهِ طاعَتی ویُعرَفُ بِهِ وِلایَتی، فَإِنّی لَم أقطَع عِلمَ النُّبُوَّهِ مِنَ الغَیبِ من‌ ذُرِّیَّتکَ‌ کَما‌ لَم أقطَعها مِن ذُرِّیّاتِ الأَنبیاءِ الَّذینَ کانوا بَینَکَ وبَینَ أبیکَ آدَمَ»}}، مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۴۵‌.</ref>.
یکی از [[شرایط امام]]، [[منصوص بودن]] او از جانب [[خدای متعال]] است بدین معنا که بر [[امامت]] وی از سوی [[خدای متعال]] [[دلیل]] روشن و صریحی وجود داشته باشد. [[امام حسین]] {{ع}} در روایتی از [[پیامبراکرم]] {{صل}} این شرط را این گونه بیان می‌فرماید: «بر [[رسول خدا]] {{صل}} وارد شدم در حالی که ایشان در [[فکر]] و غمّ بود‌. سبب را پرسیدم. ایشان‌ فرمود‌: فرزندم! [[جبرئیل]] بر من فرود آمد و گفت: ای [[رسول خدا]]، [[خداوند]] علیّ اعلی [[سلام]] تو را می‌رساند و می‌فرماید: [[پیامبری]] ات را به پایان بردی و روزگارت به پایان رسید، [[اسم اعظم]] و [[میراث]] علم‌ [[الهی]] و آثار [[دانش]] [[پیامبری]] را به [[علی بن ابی طالب]] بسپار؛ زیرا من [[زمین]] را جز با عالمی که [[بندگی]] من با او دانسته شود و [[ولایت]] من با او شناخته شود‌ نگذارم‌ و من [[پیام]] رسانی از جهان غیب را از [[نسل]] تو نبریده‌ام، چنانکه آن را از [[نسل]] پیامبرانی که میان تو و [[آدم]] بودند نیز قطع نکردم. پرسیدم: ای [[رسول]] خدا‌! بعد‌ از شما چه کسی این مهم را بر عهده می‌گیرد؟ فرمود: پدرت [[علی بن ابی طالب]]، [[برادر]] و [[جانشین]] من ـ و پس از [[علی]]، [[حسن]]، سپس تو و نه نفر از نسل‌ تو‌ جمعا [[دوازده امام]] ـ عهده دار آن خواهید بود...»<ref>{{متن حدیث|دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ {{صل}} وهُوَ متَفَکِّرٌ مَغمومٌ، فَقُلتُ: یا رَسولَ‌ اللّهِ‌! مالی أراکَ‌ مُتَفَکِّرا؟ قالَ: یا بُنَیَّ! إنَّ الرّوحَ الأَمینَ قَد أتانی، فَقالَ: یا رَسولَ اللّهِ! العَلِیُّ الأَعلى یُقرِئُکَ السَّلامَ‌ ویَقولُ لَکَ: إنَّکَ قَد قَضَیتَ نُبُوَّتَکَ وَاستَکمَلتَ أیّامَکَ، فَاجعَلِ الاِسمَ الأَکبرَ‌ ومیراثَ‌ العِلمِ‌ وآثارَ عِلمِ النُّبُوَّهِ عِندَ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ{{ع}}، فَإِنّی لا أترُکُ الأَرضَ إلّا وفیها عالِمٌ ‌‌یُعرَفُ‌ بِهِ طاعَتی ویُعرَفُ بِهِ وِلایَتی، فَإِنّی لَم أقطَع عِلمَ النُّبُوَّهِ مِنَ الغَیبِ من‌ ذُرِّیَّتکَ‌ کَما‌ لَم أقطَعها مِن ذُرِّیّاتِ الأَنبیاءِ الَّذینَ کانوا بَینَکَ وبَینَ أبیکَ آدَمَ»}}، مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۴۵‌.</ref>.


دراین [[روایت]] [[امام حسین]] {{ع}} با تمسک به سخن پیامبر {{صل}}[[ امامت]] را [[جانشینی پیامبر]] معرفی نموده که دارای ویژگی هایی همچون [[نص الهی]]، داشتن مقام ولایت‌ الهی‌ بر مردم‌ و تبلغ [[دین]] و برپا کننده [[حدود الهی]] است<ref>رنجبر حسینی، محمد و عدل پیوست، عصمت، مقاله: تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی، نشریه: علمی تخصصی معارف حسینی، دوره ۳، شماره ۱۲، زمستان ۹۸.</ref>.
دراین [[روایت]] [[امام حسین]] {{ع}} با تمسک به سخن پیامبر {{صل}}[[ امامت]] را [[جانشینی پیامبر]] معرفی نموده که دارای ویژگی هایی همچون [[نص الهی]]، داشتن مقام ولایت‌ الهی‌ بر مردم‌ و تبلغ [[دین]] و برپا کننده [[حدود الهی]] است<ref>[[محمد رنجبر حسینی]]، [[عصمت عدل پیوست]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی]].</ref>.


=== [[عصمت]] ===
=== [[عصمت]] ===
خط ۵۵: خط ۵۵:
در همین راستا چنین [[نقل]] شده که مردى [[امام حسین]] {{ع}} را که آهنگ‌ کربلا‌ داشت، در‌ ثَعلَبیه‌ دید‌. بر او در آمد‌ و [[سلام]] داد. [[امام حسین]] {{ع}} از او پرسید: «کجایى هستى؟». گفت: [[اهل کوفه]] ام. [[امام]] فرمود‌: «هان‌! به [[خدا]] [[سوگند]]، اى مرد کوفى‌! اگر‌ تو‌ را‌ در‌ [[مدینه]] مى دیدم‌، جاى‌ پاى [[جبرئیل]]{{ع}} را در [[خانه]] مان و جایگاه نزول او بر جدّمان ‌را به تو‌ نشان‌ مى‌ دادم. اى مرد کوفى! آیا آبشخور علمِ‌ مردم‌، نزد‌ ما‌ باشد‌ و آن‌ گاه، آنها بدانند و ما ندانیم؟! این، نشدنى است»<ref>{{متن حدیث|لَقِیَ رَجُلٌ الحُسَینَ بنَ‌ عَلِیٍّ‌{{ع}} فی الثَّعلَبِیَّهِ وهُوَ یُریدُ کَربَلاءَ، فَدَخَلَ‌ عَلَیهِ فَسَلَّمَ عَلَیهِ، فَقالَ‌ لَهُ‌ الحُسَینُ{{ع}}: من أیِّ البلادِ أنتَ‌؟ قالَ‌: مِن أهلِ الکوفَهِ. قالَ: أما وَاللّهِ یا أخا أهلِ الکوفَهِ، لَو لَقیتُکَ بِالمَدینَهِ‌ لَأَرَیتُکَ‌ أثَرَ جَبرَئیلَ{{ع}} مِن‌ دارِنا‌ ونُزولِهِ‌ بِالوَحیِ عَلى جَدّی‌، یا‌ أخا أهلِ الکوفَهِ، أفَمُستَقَى‌ النّاسِ‌ العلمَ من عِندِنا؛ فعَلِموا وجَهِلنا؟! هذا ما لا یَکونُ}} حسن صفار، بصائر الدرجات، ج۲، ص۱۲؛ کلینى، کافی، ج۱، ص۳۹۸.</ref>.
در همین راستا چنین [[نقل]] شده که مردى [[امام حسین]] {{ع}} را که آهنگ‌ کربلا‌ داشت، در‌ ثَعلَبیه‌ دید‌. بر او در آمد‌ و [[سلام]] داد. [[امام حسین]] {{ع}} از او پرسید: «کجایى هستى؟». گفت: [[اهل کوفه]] ام. [[امام]] فرمود‌: «هان‌! به [[خدا]] [[سوگند]]، اى مرد کوفى‌! اگر‌ تو‌ را‌ در‌ [[مدینه]] مى دیدم‌، جاى‌ پاى [[جبرئیل]]{{ع}} را در [[خانه]] مان و جایگاه نزول او بر جدّمان ‌را به تو‌ نشان‌ مى‌ دادم. اى مرد کوفى! آیا آبشخور علمِ‌ مردم‌، نزد‌ ما‌ باشد‌ و آن‌ گاه، آنها بدانند و ما ندانیم؟! این، نشدنى است»<ref>{{متن حدیث|لَقِیَ رَجُلٌ الحُسَینَ بنَ‌ عَلِیٍّ‌{{ع}} فی الثَّعلَبِیَّهِ وهُوَ یُریدُ کَربَلاءَ، فَدَخَلَ‌ عَلَیهِ فَسَلَّمَ عَلَیهِ، فَقالَ‌ لَهُ‌ الحُسَینُ{{ع}}: من أیِّ البلادِ أنتَ‌؟ قالَ‌: مِن أهلِ الکوفَهِ. قالَ: أما وَاللّهِ یا أخا أهلِ الکوفَهِ، لَو لَقیتُکَ بِالمَدینَهِ‌ لَأَرَیتُکَ‌ أثَرَ جَبرَئیلَ{{ع}} مِن‌ دارِنا‌ ونُزولِهِ‌ بِالوَحیِ عَلى جَدّی‌، یا‌ أخا أهلِ الکوفَهِ، أفَمُستَقَى‌ النّاسِ‌ العلمَ من عِندِنا؛ فعَلِموا وجَهِلنا؟! هذا ما لا یَکونُ}} حسن صفار، بصائر الدرجات، ج۲، ص۱۲؛ کلینى، کافی، ج۱، ص۳۹۸.</ref>.


در [[روایت]] دیگری نیز از شخصی به نام جُعَید هَمْدانى که از‌ همراهان [[امام حسین]]{{ع}} در [[کربلا]] بود، چنین [[نقل]] شده که می‌گوید: «به [[امام حسین]]{{ع}} عرض کردم: فدایت شوم! به چه چیزْ، [[حکم]] مى‌کنید؟ فرمود: «اى جُعَید! به [[حُکم]] [[خاندان]] داوود‌ {{ع}} [[حکم]] مى‌کنیم. پس چون در چیزى در ماندیم، [[روح]] القُدُس به ما یاد مى‌دهد»<ref>{{متن حدیث|وکانَ مِمَّن خرَجَ مَعَ الحُسَین بِ کَربَلاءَ، قالَ: قُلتُ لِلحُسَینِ: جُعِلتُ‌ فِداکَ بِأَیِّ شَیءٍ تَحکُمونَ؟ قالَ: یا جُعَیدُ نَحکُمُ بِحُکمِ آلِ داوُدَ، فإِذا عیینا عَن شَیءٍ تَلَقّانا بِهِ روحُ القُدُسِ}}. صفار، بصائر الدرجات، ج۲، ص۴۵۲</ref>. در این [[روایت]] به مهمترین منبع‌ علم‌ [[امام]] که [[روح القدس]] باشد‌ اشاره‌ شده است<ref>رنجبر حسینی، محمد و عدل پیوست، عصمت، مقاله: تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی، نشریه: علمی تخصصی معارف حسینی، دوره ۳، شماره ۱۲، زمستان ۹۸.</ref>.
در [[روایت]] دیگری نیز از شخصی به نام جُعَید هَمْدانى که از‌ همراهان [[امام حسین]]{{ع}} در [[کربلا]] بود، چنین [[نقل]] شده که می‌گوید: «به [[امام حسین]]{{ع}} عرض کردم: فدایت شوم! به چه چیزْ، [[حکم]] مى‌کنید؟ فرمود: «اى جُعَید! به [[حُکم]] [[خاندان]] داوود‌ {{ع}} [[حکم]] مى‌کنیم. پس چون در چیزى در ماندیم، [[روح]] القُدُس به ما یاد مى‌دهد»<ref>{{متن حدیث|وکانَ مِمَّن خرَجَ مَعَ الحُسَین بِ کَربَلاءَ، قالَ: قُلتُ لِلحُسَینِ: جُعِلتُ‌ فِداکَ بِأَیِّ شَیءٍ تَحکُمونَ؟ قالَ: یا جُعَیدُ نَحکُمُ بِحُکمِ آلِ داوُدَ، فإِذا عیینا عَن شَیءٍ تَلَقّانا بِهِ روحُ القُدُسِ}}. صفار، بصائر الدرجات، ج۲، ص۴۵۲</ref>. در این [[روایت]] به مهمترین منبع‌ علم‌ [[امام]] که [[روح القدس]] باشد‌ اشاره‌ شده است<ref>[[محمد رنجبر حسینی]]، [[عصمت عدل پیوست]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی]].</ref>.


در روایتی که از [[امام حسین]]{{ع}} از قول [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده، آن حضرت ضمن اشاره به تعداد و مصادیق [[امامان]] و [[جانشینان]] خود، به برخی اوصاف و ویژگی‌هایی که به واسطه خدای متعال در [[اختیار]] آن حضرت قرار داده شده و پس از ایشان به دیگر امامان منتقل می‌گردد تصریح کرده است که از جمله آنها [[علم]] خاصی است که مشتمل بر [[آگاهی]] از [[اسم اعظم]] [[الهی]] است.
در روایتی که از [[امام حسین]]{{ع}} از قول [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده، آن حضرت ضمن اشاره به تعداد و مصادیق [[امامان]] و [[جانشینان]] خود، به برخی اوصاف و ویژگی‌هایی که به واسطه خدای متعال در [[اختیار]] آن حضرت قرار داده شده و پس از ایشان به دیگر امامان منتقل می‌گردد تصریح کرده است که از جمله آنها [[علم]] خاصی است که مشتمل بر [[آگاهی]] از [[اسم اعظم]] [[الهی]] است.
خط ۷۱: خط ۷۱:


=== همراهی با [[حق]] و حق گویی ===
=== همراهی با [[حق]] و حق گویی ===
یکی دیگر از شرایط لازم در [[امام]] [[همراهی]] با [[حق]] و حقگویی است. [[امام حسین]] {{ع}} ضمن معرفی [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} آنها را نشانه [[حق]] معرفی می‌کند‌ که‌ [[خداوند]] [[حق]] را در‌ دل‌ و زبان آنها جاری ساخته است:
یکی دیگر از شرایط لازم در [[امام]] [[همراهی]] با [[حق]] و حقگویی است. [[امام حسین]] {{ع}} ضمن معرفی [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} آنها را نشانه [[حق]] معرفی می‌کند‌ که‌ [[خداوند]] [[حق]] را در‌ دل‌ و زبان آنها جاری ساخته است: «ما، [[اهل بیت]] [[کرامت]] و [[معدن]] رسالتیم و نشانه‌هاى برافراشته [[حق]]؛ کسانى که [[خداوند]] عز و جل، [[حق]] را در دلمان به ودیعت نهاد و زبانمان را به آن، گویا کرد‌. پس‌ به اذن‌ خداى عز و جل به [[سخن]] در آمد...»<ref>{{متن حدیث|... عَلِمتَ أنّا أهلُ بیتِ الکَرامهِ ومَعدِنُ الرِّسالَهِ، وأعلامُ الحَقِّ الَّذینَ أودَعَهُ اللّهُ عز و جل قُلوبَنا، وأنطَقَ بِهِ ألسِنَتَنا، فَنَطَقَت بِإِذنِ اللّهِ عز و جل،..}} مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴‌، ص۳۱۲.</ref>.
«ما، [[اهل بیت]] [[کرامت]] و [[معدن]] رسالتیم و نشانه‌هاى برافراشته [[حق]]؛ کسانى که [[خداوند]] عز و جل، [[حق]] را در دلمان به ودیعت نهاد و زبانمان را به آن، گویا کرد‌. پس‌ به اذن‌ خداى عز و جل به [[سخن]] در آمد...»<ref>{{متن حدیث|... عَلِمتَ أنّا أهلُ بیتِ الکَرامهِ ومَعدِنُ الرِّسالَهِ، وأعلامُ الحَقِّ الَّذینَ أودَعَهُ اللّهُ عز و جل قُلوبَنا، وأنطَقَ بِهِ ألسِنَتَنا، فَنَطَقَت بِإِذنِ اللّهِ عز و جل،..}} مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴‌، ص۳۱۲.</ref>.


در [[روایت]] دیگری [[امام حسین]] {{ع}}، [[ اهل بیت پیامبر]] {{صل}} را محور‌ [[حق]] و حق گویان راستین معرفی می‌فرماید: «ما [[خاندان پیامبر]] [[خدا]] هستیم. حق‌، ‌‌در‌ میان ماست و زبان ما به [[حق]]، گویاست»<ref>{{متن حدیث|«إنا أهلُ بیتِ رَسولِ‌ اللّهِ‌، وَالحَقُّ‌ فینا، وبِالحَقِّ تَنطِقُ ألسِنَتُنا}} تفسیر فرات الکوفی، ج۵، ص۱۷.</ref>. <ref>رنجبر حسینی، محمد و عدل پیوست، عصمت، مقاله: تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی، نشریه: علمی تخصصی معارف حسینی، دوره ۳، شماره ۱۲، زمستان ۹۸</ref>
در [[روایت]] دیگری [[امام حسین]] {{ع}}، [[ اهل بیت پیامبر]] {{صل}} را محور‌ [[حق]] و حق گویان راستین معرفی می‌فرماید: «ما [[خاندان پیامبر]] [[خدا]] هستیم. حق‌، ‌‌در‌ میان ماست و زبان ما به [[حق]]، گویاست»<ref>{{متن حدیث|«إنا أهلُ بیتِ رَسولِ‌ اللّهِ‌، وَالحَقُّ‌ فینا، وبِالحَقِّ تَنطِقُ ألسِنَتُنا}} تفسیر فرات الکوفی، ج۵، ص۱۷.</ref>.<ref>[[محمد رنجبر حسینی]]، [[عصمت عدل پیوست]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی]].</ref>


== تعداد امامان اهل بیت {{عم}} ==
== تعداد امامان اهل بیت {{عم}} ==
۱۳۳٬۶۱۷

ویرایش