←اراده الهی و اراده انسان
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
== اراده الهی و اراده انسان == | == اراده الهی و اراده انسان == | ||
درباره نسبت میان [[اراده الهی]] و [[اراده انسان]] گفته شده: اراده انسان در طول اراده و [[اختیار الهی]] قرار دارد و استناد فعل واحد به اراده دو فاعل هنگامی محال است که هر دو فاعل در عرض یکدیگر، مؤثر در انجام آن فرض شوند و به اصطلاح فاعل [[جانشین]] باشند، اما اگر هر دو فاعل در طول یکدیگر باشند استناد فعل به هر دوی آنها درست است. استناد به دو فاعل طولی تنها به این معنا نیست که اصل وجودِ فاعل بیواسطه مستند به فاعل با واسطه است؛ بلکه تمام [[شئون]] وجودش مستند به فاعل هستی بخش است و حتی در انجام کارهای اختیاریاش | درباره نسبت میان [[اراده الهی]] و [[اراده انسان]] گفته شده: اراده انسان در طول اراده و [[اختیار الهی]] قرار دارد و استناد فعل واحد به اراده دو فاعل هنگامی محال است که هر دو فاعل در عرض یکدیگر، مؤثر در انجام آن فرض شوند و به اصطلاح فاعل [[جانشین]] باشند، اما اگر هر دو فاعل در طول یکدیگر باشند استناد فعل به هر دوی آنها درست است. استناد به دو فاعل طولی تنها به این معنا نیست که اصل وجودِ فاعل بیواسطه مستند به فاعل با واسطه است؛ بلکه تمام [[شئون]] وجودش مستند به فاعل هستی بخش است و حتی در انجام کارهای اختیاریاش بینیاز از او نیست و دمادم وجود و همه ی شئون وجودش را از او دریافت میدارد<ref>آموزش فلسفه ج۲، ص۴۴۵؛ گوهر مراد، ص۲۵۰.</ref>.<ref>[[محمد حسین فصیحی|فصیحی، محمد حسین]]، [[اراده الهی (مقاله)|مقاله «اراده الهی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۲۱۴.</ref> | ||
== ارتباط ارادۀ [[حق]] با [[شرور]] موجود در [[جهان]] == | |||
یکی از مسائل مطرح دربارۀ موضوع [[ارادۀ الهی]]، مسئلۀ ارادۀ [[حق]] و [[شرور]] است. شروری که در [[جهان]] وجود دارند، آیا به ارادۀ [[خداوند]] موجود شدهاند و آیا آفریدن [[شر]] با [[نظام احسن]] [[سازگاری]] دارد؟ | |||
[[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] در پاسخ گفتهاند: "[[شر]]" عدمی است و [[اراده]] به عدم، تعلق نمیگیرد<ref>ر.ک: شرح منظومه، حکمت ۱۲۷ و ۱۲۸.</ref>. همچنین، گفتهاند "[[شر]]" نسبی و اعتباری است و ارادۀ [[خداوند]] به آفریدن موجود اعتباری تعلق نمیگیرد. دیگر آنکه، [[آفرینش]] خیر کثیر، [[شر]] قلیل را همراه دارد؛ اگر [[خداوند]] برای دفع [[شر]] قلیل، [[آفرینش]] خیر کثیر را [[اراده]] نکند، همین خود، "[[شر]]" است<ref>ر.ک: شرح منظومه، حکمت ۱۲۷ و ۱۲۸.</ref>. از سوی دیگر، [[خداوند]] [[حکیم]] است و [[حکمت]] اقتضا میکند [[حکیم]]، هیچ گاه [[زشتی]] و [[شر]] را [[اراده]] نکند؛ در نتیجه، [[خداوند]] [[اراده]] کنندۀ [[خوبیها]] و نیکیهاست و بدی و [[زشتیها]] از او نیستند<ref>ر.ک: النکت الاعتقادیة، ۱۹؛ تصحیح الاعتقاد، ۱۹؛ اعتقادات صدوق، ۲۱ و ۲۲؛ شرح باب حادی عشر، ۲۶- ۲۳؛ کشف المراد، ۱۹۴، ۲۳۳ و ۲۳۸.</ref>. | |||
== معنای مطلق بودن [[ارادۀ الهی]] == | |||
مسئلۀ دیگر، معنای مطلق بودن [[ارادۀ الهی]] است. به این معنا که [[خداوند]] هر چه [[اراده]] کند، به همان نحو و بدون اینکه اجرای ارادهاش بر امری ماورای خودش متوقف باشد، انجام میگیرد. بنابراین، اگر او وجود چیزی را به شکل دفعی [[اراده]] کند، آن چیز به صورت آنی و دفعی به وجود میآید و اگر وجود چیزی را به صورت تدریجی [[اراده]] نماید، آن چیز به صورت تدریجی به وجود میآید. در [[حقیقت]] ایجاد پدیده، به این نکته بستگی دارد که ذات احدیت، وجود آن چیز را به چه شکلی [[اراده]] کرده باشد (دفعتاً یا تدریجاً). | |||
توضیح آنکه، [[اراده]] و مشیّت ما ناقص و محدود است؛ لذا اگر چیزی را [[اراده]] کنیم، باید به چیزهایی غیر از ارادۀ خود [[متوسل]] شویم و تا آن اسباب و وسایل را کسب نکنیم، از ارادۀ ما کاری ساخته نیست. همچنین به منظور تحقق [[اراده]]، سلسلهای از موانع را باید رفع کنیم و با وجود آن موانع، از ارادۀ ما کاری ساخته نیست؛ اما چون ارادۀ [[خداوند]] بر همه چیز محیط است و همه چیز به ارادۀ اوست؛ اسباب و وسایط و موانع نیز مولود [[اراده]] و [[مشیت]] خداست. پس، در مرتبهای که ارادۀ او [[حاکم]] است، هیچ چیز در برابر او به عنوان شرط یا سبب یا مانع موجودیت نخواهد یافت و شروط و اسباب و موانع و زوال موانع، همگی مادون و محکوم و تابع ارادۀ اوست. پس، آنچه او [[اراده]] میکند، بدون هیچ وقفهای، همان طور تحقق مییابد که او [[اراده]] کرده است. | |||
اگر وجود چیزی به یک سلسله شرایط موقوف باشد، از منظر آن چیز صحیح است که بگوییم به شرایطی مشروط است؛ اما از منظر [[ارادۀ الهی]] صحیح نیست گفته شود به شرایطی مشروط است. در [[حقیقت]] اجرای [[ارادۀ الهی]] به چیزی مشروط نیست، بلکه [[ارادۀ الهی]]، آن را با همان شرط [[اراده]] کرده است و آن هم بدون هیچ وقفه و به همان نحو که [[اراده]] شده به وجود آمده است. اگر [[اراده]] و [[مشیت]] و [[حکمت الهی]] تعلق گرفته باشد که جانداران تدریجاً و در طول میلیاردها سال سلسلهوار گردند، طبعاً موجودات به همان نحو وجود مییابند. پس غلط است بگوییم لازمۀ [[مشیت]] مطلقۀ [[الهی]] این است که همه چیز دفعی الوجود باشد، بلکه لازمۀ [[مشیت]] مطلقه [[الهی]] این است که همه چیز به همان نحو که او [[اراده]] کرده است، خواه به صورت دفعی و خواه به صورت تدریجی، بدون توقف به امری ماورای [[اراده]] [[پروردگار]]، وجود پیدا کند. | |||
به علاوه، حکما ثابت کردهاند نحوۀ وجود امور تدریجی الوجود که به تدریجی منحصر است؛ نوعی دیگر از وجود، یعنی وجود ثابت و دفعی، بر آنها محال است. (علاوه بر آنکه، [[حکما]] ثابت کردهاند نوعی دیگر از وجود، یعنی وجود ثابت و دفعی، بر نحوۀ وجودِ امور تدریجی الوجود که به تدریجی، منحصر است، محال میباشد). پس قابلیت قابل نیز تدریج را اقتضا میکند؛ چراکه بنابر اصل حرکتِ [[جوهریه]] [[صدرالمتألهین]] شیرازی، هیچ امر ثابتی در [[طبیعت]] وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد. همه چیز در [[طبیعت]] تدریجی الوجود است و جز این نمیتواند باشد<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، علل گرایش به مادیگری، ص۱۱۵.</ref>.<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۴ ـ ۲۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||