خلافت الهی: تفاوت میان نسخهها
←حضرت آدم {{ع}} و خلافت الهی
| (۲۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = خلافت | | موضوع مرتبط = خلافت | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = [[خلافت الهی در لغت]] - [[خلافت الهی در قرآن]] - [[خلافت الهی در حدیث]] - [[خلافت الهی در معارف | | مداخل مرتبط = [[خلافت الهی در لغت]] - [[خلافت الهی در قرآن]] - [[خلافت الهی در حدیث]] - [[خلافت الهی در معارف مهدویت]] - [[خلافت الهی در فقه سیاسی]] - [[خلافت الهی در معارف دعا و زیارات]] - [[خلافت الهی در معارف و سیره حسینی]] - [[خلافت الهی در معارف و سیره سجادی]] - [[خلافت الهی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
'''[[خلافت]]''' به معنای [[جانشینی]] است و خلیفه یعنی کسی که جای شخص دیگر مینشیند و به نوعی حاکم است. [[خلافت]] در واقع منصب الهی است و [[خلیفه]] باید از جانب [[خدا]] [[انتخاب]] شود. علاوه بر این، ممکن است لفظ خلیفه منصرف به کسی باشد که [[رسول خدا]] {{صل}} او را برای [[خلافت]] تعیین کرده باشد. | |||
دلایل مختلف عقلی و نقلی مبنی بر ضرورت خلافت الهی بیان شده است و راز خلافت، [[آگاهی]] به همه اسماء، حقایق و معارف و برخورداری از [[علم لدنی]] است. خلافت الهی دارای جایگاه و شؤون بلندی است که برخی از آنها عبارت است از: کاملترین جلوه الهی؛ محوریت خلیفه الهی در نظام آفرینش؛ معلمی فرشتگان؛ خداگونه بودن خلیفه الهی؛ افضلیت خلیفه الهی؛ حامل امانت الهی؛ برخورداری از [[مقام کرامت]]؛ برخورداری از [[مقام امامت]]. | |||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
=== معنای لغوی === | === معنای لغوی === | ||
{{اصلی|خلافت الهی در لغت}} | {{اصلی|خلافت الهی در لغت}} | ||
[[خلیفه]] و [[خلافت]] از ریشه [[خلف]] (پشت سر) به معنای [[جانشینی]] است. ابن منظور ذیل واژه [[خلف]] میگوید: "{{عربی|خَلَفَه يَخْلُفُه}} یعنی [[جانشین]] شد. {{عربی|خَلَفَ فلان فلاناً}} یعنی فلانی [[جانشین]] فلانی شد...<ref>محمد بن مکرم ابن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۲۹۹.</ref>. [[راغب اصفهانی]] مینویسد: [[خلافت]] به معنای [[نیابت]] و جانشینی از دیگری وضع گردیده است که این [[جانشینی]] یا به علت [[غایب]] بودن شخص یا [[مرگ]] وی و یا [[ناتوانی]] او و یا برای [[احترام]] و [[شرافت]] [[جانشین]] است<ref>{{عربی|الْخِلَافَةُ: النّيابة عن الغير إمّا لغيبة المنوب عنه، و إمّا لموته، و إمّا لعجزه، و إمّا لتشريف المستخلف}}؛ حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۹۴.</ref>. در مجموع خلیفه یعنی کسی که جای شخص دیگر مینشیند و شخص جانشین در [[حکم]] کسی است که جانشینی او را بر عهده گرفته است و باید همه [[شئون]] و کارهایی که بر عهده یک جانشین است را نیز تقبل نماید<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص ۲۰-۲۳؛ [[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص | [[خلیفه]] و [[خلافت]] از ریشه [[خلف]] (پشت سر) به معنای [[جانشینی]] است. ابن منظور ذیل واژه [[خلف]] میگوید: "{{عربی|خَلَفَه يَخْلُفُه}} یعنی [[جانشین]] شد. {{عربی|خَلَفَ فلان فلاناً}} یعنی فلانی [[جانشین]] فلانی شد...<ref>محمد بن مکرم ابن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۲۹۹.</ref>. [[راغب اصفهانی]] مینویسد: [[خلافت]] به معنای [[نیابت]] و جانشینی از دیگری وضع گردیده است که این [[جانشینی]] یا به علت [[غایب]] بودن شخص یا [[مرگ]] وی و یا [[ناتوانی]] او و یا برای [[احترام]] و [[شرافت]] [[جانشین]] است<ref>{{عربی|الْخِلَافَةُ: النّيابة عن الغير إمّا لغيبة المنوب عنه، و إمّا لموته، و إمّا لعجزه، و إمّا لتشريف المستخلف}}؛ حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۹۴.</ref>. در مجموع خلیفه یعنی کسی که جای شخص دیگر مینشیند و شخص جانشین در [[حکم]] کسی است که جانشینی او را بر عهده گرفته است و باید همه [[شئون]] و کارهایی که بر عهده یک جانشین است را نیز تقبل نماید<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص ۲۰-۲۳؛ [[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص ۴۹؛ [[حسین مستوفی|مستوفی]] و [[حسین شهسواری|شهسواری]]، [[خلافت و ولایت (مقاله)| مقاله «خلافت و ولایت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۸۲ ـ ۱۹۴.</ref>. | ||
=== معنای اصطلاحی === | === معنای اصطلاحی === | ||
«[[خلیفه]]» در اصطلاح به معنای [[حاکم]] است، بنابراین منظور از [[خلافت]] [[آدم]]، [[حاکمیت]] او در روی [[زمین]] است، همچنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ...}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کردهایم» سوره ص، آیه ۲۶.</ref> آمده است<ref>یعقوب جعفری، تفسیر کوثر، ج۱، ص۱۲۲.</ref>. | «[[خلیفه]]» در اصطلاح به معنای [[حاکم]] است، بنابراین منظور از [[خلافت]] [[آدم]]، [[حاکمیت]] او در روی [[زمین]] است، همچنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ...}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کردهایم» سوره ص، آیه ۲۶.</ref> آمده است<ref>یعقوب جعفری، تفسیر کوثر، ج۱، ص۱۲۲.</ref>. | ||
[[خلیفه]] کسی است که همواره [[قیام]] به [[خلافت]] و نمایندگی از [[آفریدگار]] بر [[جامعه بشر]] خصوصاً و بر [[جامعه]] ممکنات عموماً بنماید و این از | [[خلیفه]] کسی است که همواره [[قیام]] به [[خلافت]] و نمایندگی از [[آفریدگار]] بر [[جامعه بشر]] خصوصاً و بر [[جامعه]] ممکنات عموماً بنماید و این از مناصب عالیه و [[بهترین]] موهبتهای الهی است که بر [[جامعه]] ممکنات ارزانی داشته و لازم وجود [[بشر]] و [[نظام]] [[تکلیف]] وجود [[خلیفه]] است<ref>محمد حسین حسینی همدانی، انوار درخشان، ج۱، ص۹۹.</ref>. | ||
[[خلیفةالله]] در اصطلاح [[اسلامی]] به این معنا آمده است که [[خدا]] کسی را از میان [[مردم]] به عنوان [[حاکم]] و [[امام]] [[انتخاب]] میکند؛ و نیز [[خلافت]] در اصطلاح [[شرع اسلام]] عبارت است از [[امامت]]، [[پیشوایی]]، [[حکومت]]، [[ریاست]] و گستره عمومی در امور [[دین]] و [[دنیا]] به عنوان [[جانشین پیامبر]] {{صل}}. | [[خلیفةالله]] در اصطلاح [[اسلامی]] به این معنا آمده است که [[خدا]] کسی را از میان [[مردم]] به عنوان [[حاکم]] و [[امام]] [[انتخاب]] میکند؛ و نیز [[خلافت]] در اصطلاح [[شرع اسلام]] عبارت است از [[امامت]]، [[پیشوایی]]، [[حکومت]]، [[ریاست]] و گستره عمومی در امور [[دین]] و [[دنیا]] به عنوان [[جانشین پیامبر]] {{صل}}. | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۲: | ||
در کتاب اقرب الموارد خلافت را چنین معنا کردهاند: در اصطلاح [[شرع]]، [[خلیفه]] به معنای امامی است که بعد از [[امام]] دیگر میآید و جانشین او میگردد<ref>{{عربی| الخلافة الأمارة و النيابة عن الغير إما لغيبة المنوب عنه او موته او بعجره او تشريف المستخلف و في الشرع الامامة}}؛ سعید الشرتونی اللبنانی، اقرب الموارد، ج۱، ص۲۹۵.</ref>. | در کتاب اقرب الموارد خلافت را چنین معنا کردهاند: در اصطلاح [[شرع]]، [[خلیفه]] به معنای امامی است که بعد از [[امام]] دیگر میآید و جانشین او میگردد<ref>{{عربی| الخلافة الأمارة و النيابة عن الغير إما لغيبة المنوب عنه او موته او بعجره او تشريف المستخلف و في الشرع الامامة}}؛ سعید الشرتونی اللبنانی، اقرب الموارد، ج۱، ص۲۹۵.</ref>. | ||
از معنای اصطلاحی [[خلیفه]] و [[خلافت]] فهمیده میشود که [[خلافت]] در واقع | از معنای اصطلاحی [[خلیفه]] و [[خلافت]] فهمیده میشود که [[خلافت]] در واقع منصب الهی است و [[خلیفه]] باید از جانب [[خدا]] [[انتخاب]] شود. علاوه بر این، ممکن است لفظ خلیفه منصرف به کسی که [[رسول خدا]] {{صل}} او را برای [[خلافت]] تعیین کرده باشد. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} لفظ خلیفه را در معنای [[نیابت]] و [[جانشینی]] از طرف خود بکار برده است و این [[لقب]] بزرگ [[جانشینی]] را به [[وصی]] و باب [[شهر]] علمش، [[امام علی]] {{ع}} بخشید. تمام [[اصحاب]] برجسته، اتفاق دارند که [[پیامبر]] {{صل}} بدون [[تعیین خلیفه]] از [[دنیا]] نرفته است<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص ۲۳-۲۵.</ref>. | ||
=== چند نکته === | === چند نکته === | ||
| خط ۴۸: | خط ۵۰: | ||
بنابراین، بر همه [[پیامبران]] و اوصیای آنان، کلمه [[خلافت]] قابل انطباق است و از آنها به [[خلفای الهی]] تعبیر میشود<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص۵۸-۵۹.</ref>. | بنابراین، بر همه [[پیامبران]] و اوصیای آنان، کلمه [[خلافت]] قابل انطباق است و از آنها به [[خلفای الهی]] تعبیر میشود<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص۵۸-۵۹.</ref>. | ||
== پیشینه == | |||
در [[قرآن کریم]]، [[آفرینش انسان]] در [[زمین]] با خلافت [[حضرت آدم]]{{ع}} آغاز میشود<ref>سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> و در برخی [[آیات]]، [[ولایت]] [[حقتعالی]]، ولایت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و ولایت [[اولوالامر]] و ولایت عموم [[مؤمنان]] ذکر شده است<ref>سوره بقره، آیه ۱۰۷، سوره آل عمران، آیه ۱۵۰، سوره آل عمران، آیه ۱۷۵، سوره مائده، آیه ۵۵، سوره انعام، آیه ۶۲، سوره اعراف، آیه ۱۹۶.</ref> در [[روایات]] نیز قوام عالم به [[خلیفه]] و [[حجت الهی]] در زمین دانسته شده<ref>کلینی، الکافی، ۱/۱۷۸–۱۷۹؛ حر عاملی، اثبات الهداة، ۵/۱۵۴.</ref> و [[ولایت]] و [[خلافت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[ائمه]]{{ع}} مطرح گردیده است<ref>صدوق، الخصال، ۲/۴۱۳؛ طبرسی، الاحتجاج، ۱/۱۵۲.</ref>. همچنین ولایت ظاهری و [[باطنی]] و صفات اولیای [[حق]] بیان شده است<ref>صفار، بصارئر الدرجات، ۱/۵۳۱؛ کلینی، الکافی، ۱/۱۹۸–۲۰۵.</ref>.<ref>[[حسین مستوفی|مستوفی]] و [[حسین شهسواری|شهسواری]]، [[خلافت و ولایت (مقاله)| مقاله «خلافت و ولایت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۸۲ – ۱۹۴.</ref> | |||
== خلافت الهی از نگاه قرآن == | == خلافت الهی از نگاه قرآن == | ||
{{اصلی|خلافت الهی در قرآن}} | {{اصلی|خلافت الهی در قرآن}} | ||
واژه [[خلیفه]] در دو مورد به شکل مفرد و در باقی موارد به صورت جمع "خلائف" و "[[خلفا]]" در [[قرآن کریم]] به کار رفته است. واژه [[خلیفه]] با برشمردن اشتقاقهای آن در [[قرآن]] کاربرد فراوان دارد که در مجموع بیشتر [[آیات]] به معنای کنار رفتن گروهی و [[جانشین]] شدن گروهی دیگر آمده است<ref>سوره انعام، آیه ۱۳۳؛ سوره انعام، آیه ۱۶۵؛ سوره اعراف، آیه ۶۹؛ سوره یونس، آیه ۷۳.</ref>. در [[آیات]] مراد، [[خلافت]] و [[جانشینی]] [[عامه]] [[مردم]] است که از طرف [[خداوند]] برای [[آبادانی زمین]] و بهره بردن از [[نعمت]] در آن [[اذن]] داده شده است. بنابراین یک دسته از [[آیات]] نشان دهنده [[خلافت]] [[عامه]] [[مردم]] در استفاده از [[نعمتهای الهی]] است که بنابر [[حکمت الهی]] از [[نعمتهای خداوند]] در [[زمین]] استفاده میبرند<ref>حیدر مظفری، بازخوانی تحولات اعتقادی و تاریخی امامت و واژگان مرتبط، ص۱۳۲.</ref>. | |||
در برابر آیاتی وجود دارد که مسئله [[خلافت]] و [[جانشینی]] را به معنای خاص مطرح کردهاند که دانشمندان از آن [[آیات]]، [[شأن]] ولایت خاصه و تصرف در امور را برای آن [[خلفا]] استفاده کردهاند مانند: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم»... سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. | |||
بنابراین واژه [[خلیفه]] به معنای [[جانشینی]] [[خداوند]] در [[قرآن]] در دو معنا به کار رفته است: یکی به معنای [[جانشینی]] عام و برای استفاده از [[نعمتهای خداوند]] در [[زمین]] و دوم به معنای [[جانشینی]] خاص و دارای مقام و منصب الهی که از آثار آن داشتن [[ولایت]] و [[حق]] تصرف در امور دیگران است تا در سایه [[رهبری]] آنان [[احکام]] و [[قوانین الهی]] از تغییرو [[تحریف]] محفوظ ماند و بر این اساس است که وجود آن [[خلفای الهی]] برای همیشه در روی [[زمین]] به عنوان [[حجت الهی]] و [[هدایتگر]] [[انسانها]] لازم است و از طرف دیگر برای همه [[واجب]] است که با آنان [[مخالفت]] نورزیده و [[فرمانبردار]] آنان باشند<ref>حیدر مظفری، بازخوانی تحولات اعتقادی و تاریخی امامت و واژگان مرتبط، ص۱۳۷.</ref>.<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۲۵-۲۸.</ref> | |||
== حضرت آدم {{ع}} و خلافت الهی == | == حضرت آدم {{ع}} و خلافت الهی == | ||
| خط ۶۰: | خط ۷۰: | ||
[[کتاب مقدس]] نیز خلافت آدم را در حکمفرمایی به حیوانات دیگر و فرمان روایی در زمین میداند<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۲۶.</ref>. گروهی، خلافت آدم را تخلق به اخلاق الهی و اجرای [[فرامین]] [[حق]] و [[اداره امور]] [[خلق]] و [[دعوت]] آنان به [[اطاعت خدا]] میدانند<ref>تفسیر محی الدین عربی، ج۱، ص۴۶.</ref> و نیز گفتهاند نمایندگی آدم از خدا به معنای نمایان گری صفات و [[کمالات]] اوست<ref>منشور جاوید، ج۱۱، ص۲۵.</ref>. | [[کتاب مقدس]] نیز خلافت آدم را در حکمفرمایی به حیوانات دیگر و فرمان روایی در زمین میداند<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۲۶.</ref>. گروهی، خلافت آدم را تخلق به اخلاق الهی و اجرای [[فرامین]] [[حق]] و [[اداره امور]] [[خلق]] و [[دعوت]] آنان به [[اطاعت خدا]] میدانند<ref>تفسیر محی الدین عربی، ج۱، ص۴۶.</ref> و نیز گفتهاند نمایندگی آدم از خدا به معنای نمایان گری صفات و [[کمالات]] اوست<ref>منشور جاوید، ج۱۱، ص۲۵.</ref>. | ||
مقام خلیفة اللهی مخصوص [[حضرت آدم]] نبوده، بلکه مربوط به نوع [[انسان]] است<ref>المیزان، ج۱، ص۱۱۶.</ref> از این جهت باید خلافت الهی برای آدم را [[هدف]] و مقصود [[آفرینش]] او بدانیم، نه عقوبتی برای آدم<ref>المنار، ج۱، ص۲۷۷.</ref>.<ref>[[محمود مقدمی|مقدمی، محمود]]، [[آدم - مقدمی (مقاله)| مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی]]، | مقام خلیفة اللهی مخصوص [[حضرت آدم]] نبوده، بلکه مربوط به نوع [[انسان]] است<ref>المیزان، ج۱، ص۱۱۶.</ref> از این جهت باید خلافت الهی برای آدم را [[هدف]] و مقصود [[آفرینش]] او بدانیم، نه عقوبتی برای آدم<ref>المنار، ج۱، ص۲۷۷.</ref>.<ref>[[محمود مقدمی|مقدمی، محمود]]، [[آدم - مقدمی (مقاله)| مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۳۹-۵۰.</ref> | ||
== حقیقت خلافت الهی == | == حقیقت خلافت الهی == | ||
| خط ۹۵: | خط ۱۰۵: | ||
{{اصلی|ضرورت خلافت الهی}} | {{اصلی|ضرورت خلافت الهی}} | ||
دلایل مختلف عقلی و نقلی مبنی بر ضرورت خلافت الهی بیان شده است مانند: | دلایل مختلف عقلی و نقلی مبنی بر ضرورت خلافت الهی بیان شده است مانند: | ||
# [[دلیل عقلی]] ضرورت خلافت [[الهی]]: [[انسان]] به تنهایی توان آن را ندارد که همه نیازهای یک [[زندگی]] نسبتاً راحت را برای خود فراهم سازد؛ در نتیجه، تَن به زندگی اجتماعی میدهد تا با [[تعاون]] و تقسیم کار، بهتر بتواند زندگی کند. [[حریص]] بودن انسان او را وامیدارد هر چه بیشتر از دیگران بهره گرفته و تا آنجا که میتواند از خدمت به دیگران دوری کند؛ لذا زندگی اجتماعی، میدان [[ستمگری]] و [[تجاوز]] [[انسانها]] به [[حقوق]] همنوعان شده، چیزی که [[انسان]] از آن [[انتظار]] [[آرامش]] و سود دارد، عامل [[آزار]] و [[رنج]] بیشتر [[مردم]] میگردد. به همین دلیل، [[جامعه]] برای تنظیم روابط بین افراد خود، به [[قانون]] نیاز پیدا میکند و از جهتی، نباید قانون را در [[اختیار انسان]] واگذارند؛ زیرا هر یک از افراد یا گروهی از آنان، تنها سود خود را برابر با [[عدالت]] دانسته و زیانش را [[ظلم]] قلمداد میکند. پس باید [[قانونگذاری]]، بیرون از حوزه طبیعی [[بشر]] وجود داشته باشد؛ و آن عامل بیرونی و مصون از [[خودمحوری]] و [[خودخواهی]]، همان فرستادگان بشری از سوی [[خدای حکیم]] است. خدایی که نیازهای بسیار جزئی انسان را نادیده نگرفته، همانند روییدن مو در ابرو، یا فرو رفتگی در کف پاها، آن عامل مهم و مؤثر در [[زندگی]] انسان را که موجب [[آرامش]] و [[راهنمایی]] به سوی [[سعادت]] باشد، از او دریغ نخواهد کرد<ref>الهیات من کتاب الشفاء، ص۴۸۷-۴۸۸؛ النجاة، ص۳۰۳-۳۰۴.</ref> | # '''[[دلیل عقلی]] ضرورت خلافت [[الهی]]:''' [[انسان]] به تنهایی توان آن را ندارد که همه نیازهای یک [[زندگی]] نسبتاً راحت را برای خود فراهم سازد؛ در نتیجه، تَن به زندگی اجتماعی میدهد تا با [[تعاون]] و تقسیم کار، بهتر بتواند زندگی کند. [[حریص]] بودن انسان او را وامیدارد هر چه بیشتر از دیگران بهره گرفته و تا آنجا که میتواند از خدمت به دیگران دوری کند؛ لذا زندگی اجتماعی، میدان [[ستمگری]] و [[تجاوز]] [[انسانها]] به [[حقوق]] همنوعان شده، چیزی که [[انسان]] از آن [[انتظار]] [[آرامش]] و سود دارد، عامل [[آزار]] و [[رنج]] بیشتر [[مردم]] میگردد. به همین دلیل، [[جامعه]] برای تنظیم روابط بین افراد خود، به [[قانون]] نیاز پیدا میکند و از جهتی، نباید قانون را در [[اختیار انسان]] واگذارند؛ زیرا هر یک از افراد یا گروهی از آنان، تنها سود خود را برابر با [[عدالت]] دانسته و زیانش را [[ظلم]] قلمداد میکند. پس باید [[قانونگذاری]]، بیرون از حوزه طبیعی [[بشر]] وجود داشته باشد؛ و آن عامل بیرونی و مصون از [[خودمحوری]] و [[خودخواهی]]، همان فرستادگان بشری از سوی [[خدای حکیم]] است. خدایی که نیازهای بسیار جزئی انسان را نادیده نگرفته، همانند روییدن مو در ابرو، یا فرو رفتگی در کف پاها، آن عامل مهم و مؤثر در [[زندگی]] انسان را که موجب [[آرامش]] و [[راهنمایی]] به سوی [[سعادت]] باشد، از او دریغ نخواهد کرد<ref>الهیات من کتاب الشفاء، ص۴۸۷-۴۸۸؛ النجاة، ص۳۰۳-۳۰۴.</ref> | ||
# ضرورت خلافت [[الهی]] در [[قرآن]]: برای [[ضرورت]] ارسال فرستادگان بشری برای انسانها در [[قرآن کریم]]، چنین آمده است: {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>. برخی [[آیات]] حاکی از عدم کفایت [[علم]] و [[عقل]] بشری برای تأمین زندگی سعادتمندانه [[انسانی]] است: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«آنگاه چون پیامبرانشان برهانهای روشن برای آنان آوردند به دانشی که خود داشتند شادی کردند و (کیفر) آنچه به ریشخند میگرفتند آنان را فرا گرفت» سوره غافر، آیه ۸۳.</ref>؛ لذا برای [[راهنمایی]] آنان در همه جهات [[زندگی]]، حتّی در [[علوم]] مادّی، نیاز به [[وحی]] از طرف [[خدای حکیم]] دارند. | # '''ضرورت خلافت [[الهی]] در [[قرآن]]:''' برای [[ضرورت]] ارسال فرستادگان بشری برای انسانها در [[قرآن کریم]]، چنین آمده است: {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>. برخی [[آیات]] حاکی از عدم کفایت [[علم]] و [[عقل]] بشری برای تأمین زندگی سعادتمندانه [[انسانی]] است: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«آنگاه چون پیامبرانشان برهانهای روشن برای آنان آوردند به دانشی که خود داشتند شادی کردند و (کیفر) آنچه به ریشخند میگرفتند آنان را فرا گرفت» سوره غافر، آیه ۸۳.</ref>؛ لذا برای [[راهنمایی]] آنان در همه جهات [[زندگی]]، حتّی در [[علوم]] مادّی، نیاز به [[وحی]] از طرف [[خدای حکیم]] دارند. | ||
# ضرورت خلافت [[الهی]] در [[حدیث]]: افزون بر [[دلیل عقلی]] و [[آیات قرآنی]]، در آثار [[حدیثی]] معتبر [[شیعه]]، احادیثی نقل شده است که حاکی از [[ضرورت]] وجود [[خلیفه خدا]] در طول زندگی [[انسانها]] در کره زمین است، [[ابی بصیر]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند که: آن حضرت فرمود: »[[خدا]] [[برتر]] و بزرگتر از آن است که [[زمین]] را بدون امام عادل به حال خود رها کند (واگذارد)«<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله{{ع}} قَالَ: إِنَّ الله أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يَتْرُكَ الْأَرْضَ بِغَيْرِ إِمَامٍ عَادِلٍ}}اصول کافی، ج۱، ص۱۷۸، ح۶.</ref>.<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص۶۹ - ۷۶.</ref> | # '''ضرورت خلافت [[الهی]] در [[حدیث]]:''' افزون بر [[دلیل عقلی]] و [[آیات قرآنی]]، در آثار [[حدیثی]] معتبر [[شیعه]]، احادیثی نقل شده است که حاکی از [[ضرورت]] وجود [[خلیفه خدا]] در طول زندگی [[انسانها]] در کره زمین است، [[ابی بصیر]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند که: آن حضرت فرمود: »[[خدا]] [[برتر]] و بزرگتر از آن است که [[زمین]] را بدون امام عادل به حال خود رها کند (واگذارد)«<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله{{ع}} قَالَ: إِنَّ الله أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يَتْرُكَ الْأَرْضَ بِغَيْرِ إِمَامٍ عَادِلٍ}}اصول کافی، ج۱، ص۱۷۸، ح۶.</ref>.<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص۶۹ - ۷۶.</ref> | ||
== فلسفه خلافت الهی == | == فلسفه خلافت الهی == | ||
| خط ۱۰۵: | خط ۱۱۵: | ||
=== علت خلیفه قرار دادن انسان === | === علت خلیفه قرار دادن انسان === | ||
[[پرسش]]: خداوند که [[جهان هستی]] در قبضه [[قدرت]] اوست؛ چرا در [[زمین]] [[خلیفه]] قرار داد؟ پاسخ این است که [[انسانها]] وقتی برای خود، [[جانشین]] تعیین میکنند، این به [[دلیل]] محدودیّت آنان است؛ چون [[رئیس]] نمیتواند در غیاب خود، مدیریّت کند، لذا [[جانشین]] تعیین میکند، اما ذات [[مقدّس]] ربوبی که به تمام [[جهان هستی]] احاطه دارد {{متن قرآن|أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ}}<ref> آگاه باش که آنان به لقای پروردگارشان در تردیدند، آگاه باش که او به هر چیزی چیره است؛ سوره فصلت، آیه: ۵۴.</ref>، با این انگیزه [[جانشین]] تعیین نمیکند؛ باید انگیزه را در جای دیگر دید و آن اینجاست که انسانهای معمولی توان دریافت [[فیض الهی]] را بدون واسطه ندارند، نقش [[خلیفه الهی]] در این میان، همان منبع آبرسانی [[شهر]] است که [[آب]] را ذخیره میکند تا به هنگام [[نیاز]]، هرکس به اندازه نیازش بهرهمند گردد، پس جعل "[[خلیفه]]" با این انگیزه است، نه انگیزه محدودیّت<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]] | [[پرسش]]: خداوند که [[جهان هستی]] در قبضه [[قدرت]] اوست؛ چرا در [[زمین]] [[خلیفه]] قرار داد؟ پاسخ این است که [[انسانها]] وقتی برای خود، [[جانشین]] تعیین میکنند، این به [[دلیل]] محدودیّت آنان است؛ چون [[رئیس]] نمیتواند در غیاب خود، مدیریّت کند، لذا [[جانشین]] تعیین میکند، اما ذات [[مقدّس]] ربوبی که به تمام [[جهان هستی]] احاطه دارد {{متن قرآن|أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ}}<ref> آگاه باش که آنان به لقای پروردگارشان در تردیدند، آگاه باش که او به هر چیزی چیره است؛ سوره فصلت، آیه: ۵۴.</ref>، با این انگیزه [[جانشین]] تعیین نمیکند؛ باید انگیزه را در جای دیگر دید و آن اینجاست که انسانهای معمولی توان دریافت [[فیض الهی]] را بدون واسطه ندارند، نقش [[خلیفه الهی]] در این میان، همان منبع آبرسانی [[شهر]] است که [[آب]] را ذخیره میکند تا به هنگام [[نیاز]]، هرکس به اندازه نیازش بهرهمند گردد، پس جعل "[[خلیفه]]" با این انگیزه است، نه انگیزه محدودیّت<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم ج۲]]، ص۱۹۷.</ref>. | ||
== گستره خلافت الهی == | == گستره خلافت الهی == | ||
| خط ۱۱۷: | خط ۱۲۷: | ||
# '''[[خلافت الهی]] در عرصه [[اقتصادی]]:''' [[انسان]] [[مالکیت]] مطلق را از آن [[خدا]] میداند و موضع [[انسان]] را درباره [[ثروت]]، موضع [[جانشینی]] درستکار و راست روش توصیف میکند. لذا [[انسان]] به عنوان یک نماینده [[وظیفه]] دارد: ثروتی را که [[خداوند]] در [[اختیار]] او گذارده بر اساس فرمانها و دستورهای مالک اصلی اداره نماید. | # '''[[خلافت الهی]] در عرصه [[اقتصادی]]:''' [[انسان]] [[مالکیت]] مطلق را از آن [[خدا]] میداند و موضع [[انسان]] را درباره [[ثروت]]، موضع [[جانشینی]] درستکار و راست روش توصیف میکند. لذا [[انسان]] به عنوان یک نماینده [[وظیفه]] دارد: ثروتی را که [[خداوند]] در [[اختیار]] او گذارده بر اساس فرمانها و دستورهای مالک اصلی اداره نماید. | ||
# '''[[خلافت]] [[علمی]] فنآوری:''' [[زمامدار]] [[حکومت اسلامی]] عهدهدار تأمین [[علم]] و [[دانش]] و [[اخلاق]] [[شهروندان]] قلمرو [[حکومت]] خود خواهد بود<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۲۴-۱۲۷.</ref>. | # '''[[خلافت]] [[علمی]] فنآوری:''' [[زمامدار]] [[حکومت اسلامی]] عهدهدار تأمین [[علم]] و [[دانش]] و [[اخلاق]] [[شهروندان]] قلمرو [[حکومت]] خود خواهد بود<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۲۴-۱۲۷.</ref>. | ||
== ویژگیهای خلافت الهی == | |||
اهل معرفت ویژگیهایی برای [[خلافت]] و [[ولایت]] بیان کردهاند، ازجمله: | |||
# واسطه فیض بودن [[خلیفه]] و [[ولیّ]]<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۳۵–۱۳۶.</ref>؛ | |||
# [[لزوم]] اظهار [[خلافت ظاهری]]<ref>امام خمینی، تعلیقات فصوص، ۱۹۶–۱۹۷.</ref>؛ | |||
# [[استمرار]] ولایت و [[انقطاع نبوت]]: ولایت مقامی است که استمرار دارد، بهخلاف نبوت تشریعی که منقطع میشود<ref>ابنعربی، فصوص الحکم، ۶۲ و ۱۳۵.</ref>؛ | |||
# سبب قبولی عبادات: چنانکه در برخی [[روایات]] آمده<ref> کلینی، الکافی، ۲/۱۹–۲۱؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱/۱۳–۱۸.</ref> [[عبادات]] بدون [[ولایت]] «امامِ [[حق]]» پذیرفته نمیشوند و شخص بدون [[محبت]] [[ولیّ خدا]] که لازمه آن پیوند با او و [[پیروی]] از اوست، به [[بهشت]] راه نمییابد<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۵۷۶–۵۷۸.</ref>؛ | |||
# اتصال [[خلیفه رسول خدا]]{{صل}} به [[علم لدنّی]]: کسی که پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[خلیفه]] و [[جانشین]] اوست، باید همانند پیامبر{{صل}} به معدن علم او متصل باشد و آنچه پیامبر{{صل}} بر آن [[آگاه]] بود، او هم آگاه باشد؛ زیرا خلیفه قائممقام و جانشین او و در [[حکم]] اوست<ref>قمشهای، مجموعه آثار، ۹۵؛ امام خمینی، تعلیقات فصوص، ۱۷؛ امام خمینی، البیع، ۲/۶۲۳–۶۲۴.</ref>؛ | |||
# تصرف در خلق: [[قدرت]] تصرف ولی در خلق به جهت [[قیام]] او به حق از جهت باطن است<ref>آملی، المقدمات، ۱۶۸؛ تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۲/۱۸۰۷، امام خمینی، تعلیقات فصوص، ۹۵ ـ ۹۶؛ امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۴۰.</ref>.<ref>[[حسین مستوفی|مستوفی]] و [[حسین شهسواری|شهسواری]]، [[خلافت و ولایت (مقاله)| مقاله «خلافت و ولایت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)| دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۸۲ ـ ۱۹۴.</ref> | |||
== صفات خلیفه الهی == | == صفات خلیفه الهی == | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۴۵: | ||
# '''برخوردار از [[علم گسترده]]:''' یکی از لوازم هدایت یافته بودن از همه جهات، داشتن [[علم کامل]] و همهجانبه است؛ [[خدای متعال]] همه اسما را به [[آدم]] {{ع}} [[تعلیم]] داد و [[جانشین]] او نیز بالتَّبَع و با [[اذن الهی]] به همه چیز عالِم است. | # '''برخوردار از [[علم گسترده]]:''' یکی از لوازم هدایت یافته بودن از همه جهات، داشتن [[علم کامل]] و همهجانبه است؛ [[خدای متعال]] همه اسما را به [[آدم]] {{ع}} [[تعلیم]] داد و [[جانشین]] او نیز بالتَّبَع و با [[اذن الهی]] به همه چیز عالِم است. | ||
# '''[[عصمت]] داشتن:''' [[مصونیت از خطا]] و [[گمراهی]]، یکی دیگر از لوازم هدایت یافته بودن همهجانبه است؛ مهمترین [[دلیل عقلی]] بر [[لزوم عصمت امام]]، [[برهان امتناع تسلسل]] است<ref>الباب الحادی عشر، مبحث امامت، ص۴۱.</ref>. | # '''[[عصمت]] داشتن:''' [[مصونیت از خطا]] و [[گمراهی]]، یکی دیگر از لوازم هدایت یافته بودن همهجانبه است؛ مهمترین [[دلیل عقلی]] بر [[لزوم عصمت امام]]، [[برهان امتناع تسلسل]] است<ref>الباب الحادی عشر، مبحث امامت، ص۴۱.</ref>. | ||
# '''[[ایمان]] و [[یقین]] کامل داشتن:''' صفت [[ایمان]] عبارت از [[اقرار]] و | # '''[[ایمان]] و [[یقین]] کامل داشتن:''' صفت [[ایمان]] عبارت از [[اقرار]] و تصدیق به زبان همراه با [[اعتقاد قلبی]] و [[روحی]] و عمل با جوارح و اعضا است و خلفای [[خدای سبحان]] از هر سه جهت، ایمانشان کامل بوده است. | ||
# '''[[تسلیم محض]] در پیشگاه [[خدای حکیم]]:''' یکی دیگر از صفات خلفای [[خدای حکیم]]، داشتن [[تسلیم محض]] ظاهری و [[باطنی]] توأم با [[انقیاد]] و [[سلامت]] درونی و رضای کامل در پیشگاه [[پروردگار]] عالمیان است. | # '''[[تسلیم محض]] در پیشگاه [[خدای حکیم]]:''' یکی دیگر از صفات خلفای [[خدای حکیم]]، داشتن [[تسلیم محض]] ظاهری و [[باطنی]] توأم با [[انقیاد]] و [[سلامت]] درونی و رضای کامل در پیشگاه [[پروردگار]] عالمیان است. | ||
# '''[[عبادت]] و [[بندگی]]:''' [[عبادت]] و مناجات با خدای [[مهربان]]، یکی از صفات بارز [[خلفای الهی]] است که همیشه در پی فرصتی بوده و هستند تا با پروردگارشان مناجات و [[عبادت]] کنند. | # '''[[عبادت]] و [[بندگی]]:''' [[عبادت]] و مناجات با خدای [[مهربان]]، یکی از صفات بارز [[خلفای الهی]] است که همیشه در پی فرصتی بوده و هستند تا با پروردگارشان مناجات و [[عبادت]] کنند. | ||
| خط ۱۵۷: | خط ۱۷۶: | ||
کاملترین مصادیق [[خلیفةالله]] ([[خلیفه]] کامل) که در روایاتی؛ مانند [[روایت]] {{متن حدیث|أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۵، ص۲۴.</ref> که اولین [[ظهور]] [[حق]] را [[حضرت رسول]] {{صل}} معرفی میکند و همچنین [[روایت]] [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} که فرمود: "نشان و آیتی بزرگتر از من برای [[خداوند]] نیست"<ref>{{متن حدیث|مَا لِلَّهِ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّي}}؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۲۰۶.</ref> و مضامین بلند [[زیارت جامعه کبیره]] و توصیفاتی که از [[اهلبیت]] در [[قرآن]] آمده است، کاملترین مصداق [[خلیفةالله]]، [[چهارده معصوم]] {{عم}} معرفی شدهاند. همه [[انبیا]] و [[مرسلین]] نیز در مراتب پائینتر از آن وجودهای [[نورانی]]، [[انسان کامل]] و [[خلیفةالله]] هستند<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۶۴-۶۷.</ref>. | کاملترین مصادیق [[خلیفةالله]] ([[خلیفه]] کامل) که در روایاتی؛ مانند [[روایت]] {{متن حدیث|أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۵، ص۲۴.</ref> که اولین [[ظهور]] [[حق]] را [[حضرت رسول]] {{صل}} معرفی میکند و همچنین [[روایت]] [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} که فرمود: "نشان و آیتی بزرگتر از من برای [[خداوند]] نیست"<ref>{{متن حدیث|مَا لِلَّهِ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّي}}؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۲۰۶.</ref> و مضامین بلند [[زیارت جامعه کبیره]] و توصیفاتی که از [[اهلبیت]] در [[قرآن]] آمده است، کاملترین مصداق [[خلیفةالله]]، [[چهارده معصوم]] {{عم}} معرفی شدهاند. همه [[انبیا]] و [[مرسلین]] نیز در مراتب پائینتر از آن وجودهای [[نورانی]]، [[انسان کامل]] و [[خلیفةالله]] هستند<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۶۴-۶۷.</ref>. | ||
== [[ | == کارکردهای خلافت الهی == | ||
{{اصلی|کارکردهای امامت}} | |||
برآیند اصلی نظریه [[خلافت]]، [[حکومت حق]] است. [[وظیفه]] و [[رسالت]] اصلی [[خلیفه خدا]] اظهار [[حق]]، اشاعه [[رحمت]] و [[محبت]] در [[عالم هستی]] و [[اقامه عدل]] است. تنها در این فرض است که [[اطاعت]] [[خلیفه]] به منزله [[اطاعت از خدا]] به شمار میآید و [[امر و نهی]] او بر همگان فرض است. این [[نظام]] [[الهی]] آثار [[اجتماعی]] بر آن مترتب است که مهمترین آنها عبارتاند از: [[حاکمیت الهی]]: قانونگذاری الهی؛ عینیت دیانت و سیاست؛ آزادی معقول و [[مسئولیتپذیری]] و سازندگی<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص۱۴۶ - ۱۵۵.</ref>. | |||
== استمرار خلافت الهی == | == استمرار خلافت الهی == | ||
{{اصلی|استمرار خلافت الهی}} | {{اصلی|استمرار خلافت الهی}} | ||
| خط ۱۶۶: | خط ۱۸۸: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:11235.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[مهدویت و سنتهای رهبری الهی در قرآن (مقاله)|'''مهدویت و سنتهای رهبری الهی در قرآن''']] | ||
# [[پرونده:10115976.jpg|22px]] [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|'''در آستان امامان معصوم ج۲''']] | |||
# [[پرونده:1379780.jpg|22px]] [[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|'''بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان''']] | # [[پرونده:1379780.jpg|22px]] [[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|'''بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان''']] | ||
# [[پرونده:1100498.jpg|22px]] [[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)| '''ولایت در قرآن''']] | # [[پرونده:1100498.jpg|22px]] [[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)| '''ولایت در قرآن''']] | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[محمود مقدمی|مقدمی، محمود]]، [[آدم - مقدمی (مقاله)| '''آدم''']]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:IM009850.jpg|22px]] [[حسین مستوفی|مستوفی]] و [[حسین شهسواری|شهسواری]]، [[خلافت و ولایت (مقاله)| مقاله «خلافت و ولایت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۵''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۱۸۰: | خط ۲۰۳: | ||
[[رده:خلافت]] | [[رده:خلافت]] | ||
[[رده:مقام معصوم]] | |||
[[رده:خلافت]] | |||
[[رده:اصطلاحات سیاسی]] | |||
[[رده:حکومت اسلامی]] | |||
[[رده:اختلافات کلامی شیعه و سنی]] | |||
[[رده:فقه سیاسی]] | |||
[[رده:مقالههای اولویت یک]] | [[رده:مقالههای اولویت یک]] | ||