پرش به محتوا

جابر بن عبدالله انصاری در تراجم و رجال: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۳۵: خط ۱۳۵:


نیز تردیدی نیست که [[امام سجاد]]{{ع}} را [[ادراک]] کرده است، چنان‌که بی‌تردید در [[زمان]] آن حضرت به دیدار [[امام باقر]]{{ع}} نیز بار یافته است؛ لیکن آیا [[جابر بن عبدالله]] پس از [[شهادت امام سجاد]]{{ع}} که به قول معروف و مشهور در سال ۹۴ هجری [[قمری]] رخ داده، زنده بوده یا پیش از [[شهادت]] آن حضرت [[وفات]] کرده است؟ بر اساس بعضی قرائن، جابر قبل از شهادت امام سجاد{{ع}} وفات کرده است:
نیز تردیدی نیست که [[امام سجاد]]{{ع}} را [[ادراک]] کرده است، چنان‌که بی‌تردید در [[زمان]] آن حضرت به دیدار [[امام باقر]]{{ع}} نیز بار یافته است؛ لیکن آیا [[جابر بن عبدالله]] پس از [[شهادت امام سجاد]]{{ع}} که به قول معروف و مشهور در سال ۹۴ هجری [[قمری]] رخ داده، زنده بوده یا پیش از [[شهادت]] آن حضرت [[وفات]] کرده است؟ بر اساس بعضی قرائن، جابر قبل از شهادت امام سجاد{{ع}} وفات کرده است:
۱. بیشتر ارباب [[سیر]] و صاحبان تراجم و [[رجال]] تصریح کردند که جابر در [[سال ۷۸ هجری]] قمری از [[دنیا]] رفته است – چنان‌که گذشت - در حالی که امام سجاد{{ع}} در سال ۹۴ هجری قمری به شهادت رسیده است.
#بیشتر ارباب [[سیر]] و صاحبان تراجم و [[رجال]] تصریح کردند که جابر در سال ۷۸ هجری قمری از [[دنیا]] رفته است – چنان‌که گذشت - در حالی که امام سجاد{{ع}} در سال ۹۴ هجری قمری به شهادت رسیده است.
۲. وقتی جابر از دنیا رفت، [[ابان بن عثمان بن عفان]] بر جنازه‌اش [[نماز]] خوانده است<ref>ر.ک: تاریخ مدینة دمشق، ج۱۱، ص۲۳۸: {{عربی|صلی علیه أبان بن عثمان بن عفان}}، عمده القاری، ج۱، ص۶۵: {{عربی|و صلی علیه أبان بن عثمان والی المدینة}}.</ref> که از سال ۷۶ تا ۸۳ [[هجری قمری]] از طرف [[عبدالملک بن مروان]] به مدت ۷ سال [[والی مدینه]] بوده<ref>أخبار القضاه، ج۱، ص۱۲۵: {{عربی|عزل عبد الملک نجی بن الحکم عن المدینة و ولی أبان بن عثمان بن عفان فی سنه ست و سبعین}}؛ الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۵۲ و [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۶، ص۱۵۷: {{عربی|کانت ولایة أبان علی المدینة سبع سنین}}؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۶، ص۱۵۵: {{عربی|عبیدالله بن سعید الزهری قال: قال أبی: ثم حج أبان بن عثمان علی الناس سنة ست و سبعین ثم حج أبان بن عثمان علی الناس سنة سبع و سبعین ثم حج أبان بن عثمان علی الناس سنة تسع و سبعین و حج بالناس أبان بن عثمان سنة ثمانین و حج أبان بن عثمان سنة اثنتین و ثمانین و حج أبان بن عثمان بالناس سنة ثلاث و ثمانین}}؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۶، ص۱۵۶: {{عربی|... أبوبکر بن عیاش قال حج بالناس أبان بن عثمان سنة ست و سبعین و سنة سبع و سبعین ثم حج الولید بن عبدالملک سنة ثمان و سبعین ثم حج بالناس أبان بن عثمان سنة تسع و سبعین و سنة ثمانین ثم حج بالناس سلیمان بن عبدالملک سنة إحدی و ثمانین و حج بالناس أبان بن عثمان سنة اثنتین و ثمانین}}.
#وقتی جابر از دنیا رفت، [[ابان بن عثمان بن عفان]] بر جنازه‌اش [[نماز]] خوانده است<ref>ر.ک: تاریخ مدینة دمشق، ج۱۱، ص۲۳۸: {{عربی|صلی علیه أبان بن عثمان بن عفان}}، عمده القاری، ج۱، ص۶۵: {{عربی|و صلی علیه أبان بن عثمان والی المدینة}}.</ref> که از سال ۷۶ تا ۸۳ [[هجری قمری]] از طرف [[عبدالملک بن مروان]] به مدت ۷ سال [[والی مدینه]] بوده<ref>أخبار القضاه، ج۱، ص۱۲۵: {{عربی|عزل عبد الملك نجي بن الحكم عن المدينة و ولي أبان بن عثمان بن عفان في سنه ست و سبعين}}؛ الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۵۲ و [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۶، ص۱۵۷: {{عربی|کانت ولایة أبان علی المدینة سبع سنین}}؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۶، ص۱۵۵: {{عربی|عبيدالله بن سعيد الزهري قال: قال أبي: ثم حج أبان بن عثمان علي الناس سنة ست و سبعين ثم حج أبان بن عثمان علي الناس سنة سبع و سبعين ثم حج أبان بن عثمان علي الناس سنة تسع و سبعين و حج بالناس أبان بن عثمان سنة ثمانين و حج أبان بن عثمان سنة اثنتين و ثمانين و حج أبان بن عثمان بالناس سنة ثلاث و ثمانين}}؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۶، ص۱۵۶: {{عربی|... أبوبكر بن عياش قال حج بالناس أبان بن عثمان سنة ست و سبعين و سنة سبع و سبعين ثم حج الوليد بن عبدالملك سنة ثمان و سبعين ثم حج بالناس أبان بن عثمان سنة تسع و سبعين و سنة ثمانين ثم حج بالناس سليمان بن عبدالملك سنة إحدي و ثمانين و حج بالناس أبان بن عثمان سنة اثنتين و ثمانين}}.
[[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۳۲، ص۱۰۸، ش۳۴۶۲: {{عربی|قال ولاها یعنی المدینة عبدالملک الحجاج بن یوسف سنة ثلاث و سبعین... ثم شخص یحیی بن الحکم عن المدینة سنة ست و سبعین و استخلف علی المدینة أبان بن عثمان بن عفان فاقره عبدالملک}}؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۶۴، ص۱۲۱: {{عربی|خلیفة قال: (تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۲۹۳) ولاها عبدالملک یعنی المدینة یحیی بن الحکم و ذلک سنة خمس و سبعین فشخص یحیی بن الحکم إلی الشام و استخلف أبان بن عثمان فأقره عبدالملک ثم عزله فی سنة ثلاث و ثمانین}}.</ref> و در یکی از این سال‌ها جابر از [[دنیا]] رفته و [[ابان بن عثمان بن عفان]] بر وی [[نماز]] خوانده است.
[[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۳۲، ص۱۰۸، ش۳۴۶۲: {{عربی|قال ولاها يعني المدينة عبدالملك الحجاج بن يوسف سنة ثلاث و سبعين... ثم شخص يحيي بن الحكم عن المدينة سنة ست و سبعين و استخلف علي المدينة أبان بن عثمان بن عفان فاقره عبدالملك}}؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۶۴، ص۱۲۱: {{عربی|خلیفة قال: (تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۲۹۳) ولاها عبدالملک یعنی المدینة یحیی بن الحکم و ذلک سنة خمس و سبعین فشخص یحیی بن الحکم إلی الشام و استخلف أبان بن عثمان فأقره عبدالملک ثم عزله فی سنة ثلاث و ثمانین}}.</ref> و در یکی از این سال‌ها جابر از [[دنیا]] رفته و [[ابان بن عثمان بن عفان]] بر وی [[نماز]] خوانده است.
 
قرائن دیگری دلالت دارند که جابر پس از [[شهادت امام سجاد]]{{ع}} زنده بوده است:
قرائن دیگری دلالت دارند که جابر پس از [[شهادت امام سجاد]]{{ع}} زنده بوده است:
أ. [[روایت]] کافی و [[رجال کشی]] که در آن چنین تصریح شده بود: {{عربی|فلم یلبث أن مضی علی بن الحسین{{ع}}.
#[[روایت]] کافی و [[رجال کشی]] که در آن چنین تصریح شده بود: {{عربی|فلم يلبث أن مضي علي بن الحسين{{ع}}}}.
ب. [[برقی]] و [[شیخ طوسی]] وی را از [[اصحاب امام باقر]]{{ع}} به شمار آورده‌اند که بر زنده بودن جابر بعد از شهادت امام سجاد{{ع}} دلالت دارد، بلکه از روایت [[تهذیب الأحکام]] و الاستبصار که در آن از [[امام صادق]]{{ع}} [[حدیث]] کرده، برداشت می‌شود که جابر پس از [[شهادت امام باقر]]{{ع}} نیز زنده بوده است.
#[[برقی]] و [[شیخ طوسی]] وی را از [[اصحاب امام باقر]]{{ع}} به شمار آورده‌اند که بر زنده بودن جابر بعد از شهادت امام سجاد{{ع}} دلالت دارد، بلکه از روایت [[تهذیب الأحکام]] و الاستبصار که در آن از [[امام صادق]]{{ع}} [[حدیث]] کرده، برداشت می‌شود که جابر پس از [[شهادت امام باقر]]{{ع}} نیز زنده بوده است.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۵ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۵، ص 281-282.</ref>
[[استادان]] و [[شاگردان راوی]]
 
بیشتر [[روایات]] [[جابر بن عبدالله بن عمرو]] [[انصاری]] بی‌واسطه از [[معصومان]]{{عم}} نقل شده و در [[اسناد روایات]] از کسان دیگری مانند [[سلمان فارسی]]، [[حذیفة]]، [[انس بن مالک]] و [[شعبی]]<ref>قصص الأنبیاء، ص۲۴۵، ش۲۸۹؛ التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، ص۱۹۷، ش۲۸۲؛ الیقین (ابن طاووس)، ص۴۲۱؛ المصنف (صنعانی)، ج۱، ص۱۶۷، ش۶۴۷؛ الجعفریات، ص۲۰۶.</ref> نیز خبر یا روایت نقل کرده است و عده‌ای چون [[جابر بن یزید]]<ref>تفسیر القمی، ج۲، ص۲۹۷؛ المحاسن، ج۲، ص۴۱۴، (ح ۱۶۵)، ص۴۲۱، (ح ۲۰۲) و ص۴۴۱، (ح ۳۰۲)؛ المسترشد، ص۲۷۶، (ح ۸۷) و ص۵۹۵، (ح ۲۶۳)؛ الکافی، ج۲، ص۵۷، ح۷؛ کفایة الأثر، ص۶۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷۰، ح۵۳۹۰؛ الأمالی (صدوق)، ص۹۶، ح۱؛ الخصال، ج۲، ص۴۱۳، (ح ۲) و ص۴۵۴، (ح ۱)؛ مقتضب الأثر، ص۹؛ کنز الفوائد، ج۱، ص۲۶۳؛ مسند احمد، ج۱، ص۵۲؛ ج۳، ص۴۸؛ صحیح البخاری، ج۲، ص۶۳ و ۹۴؛ ج۳، ص۸۲؛ ج۴، ص۴۰ و ج۵، ص۱۱۳.</ref>، [[عبدالله بن عقیل]]، [[محمد]] بن المنکدر، أبی الزبیر المکی، [[عطیة]] العوفی، [[عبدالرحمن]] بن [[جابر بن عبدالله]]، [[ابوحمزة]] (الثمالی)، القاسم بن [[حسان]]، [[سعید بن المسیب]]، [[سلمة]] بن [[یسار]]، [[عبدالله بن محمد]] بن [[عقیل]]، عبدالرحمن بن سابط القرشی، [[عمرو بن دینار]]، [[أبو هریرة]] العبدی، [[عبدالملک]] بن سعید الأنصاری، [[شهر بن حوشب]]، [[عطاء بن أبی رباح]]، عبدالرحمن بن کعب، الشعبی، [[محارب بن دثار]] و [[وهب بن کیسان]] از [[جابر بن عبدالله بن عمرو]] [[انصاری]] [[روایت]] کرده‌اند.
==[استادان]] و [[شاگردان راوی]]==
[[مذهب]] [[راوی]]
بیشتر [[روایات]] [[جابر بن عبدالله بن عمرو انصاری]] بی‌واسطه از [[معصومان]]{{عم}} نقل شده و در [[اسناد روایات]] از کسان دیگری مانند [[سلمان فارسی]]، [[حذیفة]]، [[انس بن مالک]] و [[شعبی]]<ref>قصص الأنبیاء، ص۲۴۵، ش۲۸۹؛ التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، ص۱۹۷، ش۲۸۲؛ الیقین (ابن طاووس)، ص۴۲۱؛ المصنف (صنعانی)، ج۱، ص۱۶۷، ش۶۴۷؛ الجعفریات، ص۲۰۶.</ref> نیز خبر یا روایت نقل کرده است و عده‌ای چون [[جابر بن یزید]]<ref>تفسیر القمی، ج۲، ص۲۹۷؛ المحاسن، ج۲، ص۴۱۴، (ح ۱۶۵)، ص۴۲۱، (ح ۲۰۲) و ص۴۴۱، (ح ۳۰۲)؛ المسترشد، ص۲۷۶، (ح ۸۷) و ص۵۹۵، (ح ۲۶۳)؛ الکافی، ج۲، ص۵۷، ح۷؛ کفایة الأثر، ص۶۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷۰، ح۵۳۹۰؛ الأمالی (صدوق)، ص۹۶، ح۱؛ الخصال، ج۲، ص۴۱۳، (ح ۲) و ص۴۵۴، (ح ۱)؛ مقتضب الأثر، ص۹؛ کنز الفوائد، ج۱، ص۲۶۳؛ مسند احمد، ج۱، ص۵۲؛ ج۳، ص۴۸؛ صحیح البخاری، ج۲، ص۶۳ و ۹۴؛ ج۳، ص۸۲؛ ج۴، ص۴۰ و ج۵، ص۱۱۳.</ref>، [[عبدالله بن عقیل]]، [[محمد بن المنکدر]]، [[أبی الزبیر المکی]]، [[عطیة العوفی]]، [[عبدالرحمن بن جابر بن عبدالله]]، [[ابوحمزة الثمالی]]، [[القاسم بن حسان]]، [[سعید بن المسیب]]، [[سلمة بن یسار]]، [[عبدالله بن محمد بن عقیل]]، [[عبدالرحمن بن سابط القرشی]]، [[عمرو بن دینار]]، [[أبو هریرة العبدی]]، [[عبدالملک بن سعید الأنصاری]]، [[شهر بن حوشب]]، [[عطاء بن أبی رباح]]، [[عبدالرحمن بن کعب]]، [[الشعبی]]، [[محارب بن دثار]] و [[وهب بن کیسان]] از جابر بن عبدالله بن عمرو انصاری [[روایت]] کرده‌اند.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۵ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۵، ص 282-283.</ref>
 
==[[مذهب]] [[راوی]]==
پس از [[رحلت]] [[رسول الله]]{{صل}}، [[حکومت مشروع]] [[دینی]] را [[منافقان]] و [[مبتدعان]] از راه خود خارج ساخته و در مسیر [[انحرافی]] و غلط قرار دادند و بسیاری از [[مردم]] به دنبال سردمداران [[نفاق]] و تشنگان [[قدرت]] به راه افتاده و از [[مسیر حق]] [[منحرف]] گشتند، جز اندکی از [[یاران خاص]] رسول الله{{صل}} که بر طریق [[حق]] پای فشرده و محکم و [[استوار]] در آن مسیر بر جا ماندند! [[جابر بن عبدالله انصاری]] از افرادی است که پس از [[رحلت پیغمبر اکرم]]{{صل}} به عنوان یکی از [[رجوع]] کنندگان و پذیرندگان [[ولایت]] و [[حکومت]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} بر [[امت]] [[پیغمبر]]{{صل}} معرفی شده است. کشّی به این نکته اشاره کرده و از [[فضل بن شاذان]] چنین نقل می‌کند: {{متن حدیث|إِنَّ مِنَ السَّابِقِينَ الَّذِينَ رَجَعُوا إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} أَبُو الْهَيْثَمِ بْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَبُو أَيُّوبَ وَ خُزَيْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ وَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ...}}<ref>رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۳۸، ش۷۸.</ref> بنابراین [[جابر بن عبدالله انصاری]] از کسانی است که در پذیرش [[ولایت امیرمؤمنان]]{{ع}} در [[حیات رسول الله]]{{صل}} و پس از آن، دارای [[ایمان قوی]] و [[اعتقاد]] [[راسخ]]، [[ثابت]] و [[استوار]] بوده و تا پایان [[عمر]] بر این [[عقیده]] [[پایدار]] بوده، از این رو درباره‌اش گفته شده است: {{متن حدیث|وَ كَانَ بَدْرِيّاً أُحُدِيّاً شَجَرِيّاً، وَ مِمَّنْ مَحَضَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فِي مَوَدَّةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}}}<ref>الأمالی (طوسی)، ص۴۹۰، ح۱۰۷۷.</ref>.
پس از [[رحلت]] [[رسول الله]]{{صل}}، [[حکومت مشروع]] [[دینی]] را [[منافقان]] و [[مبتدعان]] از راه خود خارج ساخته و در مسیر [[انحرافی]] و غلط قرار دادند و بسیاری از [[مردم]] به دنبال سردمداران [[نفاق]] و تشنگان [[قدرت]] به راه افتاده و از [[مسیر حق]] [[منحرف]] گشتند، جز اندکی از [[یاران خاص]] رسول الله{{صل}} که بر طریق [[حق]] پای فشرده و محکم و [[استوار]] در آن مسیر بر جا ماندند! [[جابر بن عبدالله انصاری]] از افرادی است که پس از [[رحلت پیغمبر اکرم]]{{صل}} به عنوان یکی از [[رجوع]] کنندگان و پذیرندگان [[ولایت]] و [[حکومت]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} بر [[امت]] [[پیغمبر]]{{صل}} معرفی شده است. کشّی به این نکته اشاره کرده و از [[فضل بن شاذان]] چنین نقل می‌کند: {{متن حدیث|إِنَّ مِنَ السَّابِقِينَ الَّذِينَ رَجَعُوا إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} أَبُو الْهَيْثَمِ بْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَبُو أَيُّوبَ وَ خُزَيْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ وَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ...}}<ref>رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۳۸، ش۷۸.</ref> بنابراین [[جابر بن عبدالله انصاری]] از کسانی است که در پذیرش [[ولایت امیرمؤمنان]]{{ع}} در [[حیات رسول الله]]{{صل}} و پس از آن، دارای [[ایمان قوی]] و [[اعتقاد]] [[راسخ]]، [[ثابت]] و [[استوار]] بوده و تا پایان [[عمر]] بر این [[عقیده]] [[پایدار]] بوده، از این رو درباره‌اش گفته شده است: {{متن حدیث|وَ كَانَ بَدْرِيّاً أُحُدِيّاً شَجَرِيّاً، وَ مِمَّنْ مَحَضَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فِي مَوَدَّةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}}}<ref>الأمالی (طوسی)، ص۴۹۰، ح۱۰۷۷.</ref>.
[[شیخ مفید]] در عنوان فی النص علی [[ولایة]] أمیرالمؤمنین{{ع}}:
 
{{عربی|فاختلفت الأمة فی إمامته یوم وفاة رسول الله{{صل}} فقالت شیعته و هم [[بنو هاشم]] و [[سلمان]] و [[عمار]] و [[أبوذر]] و [[المقداد]] و [[خزیمة بن ثابت]] [[ذو الشهادتین]] و [[أبو أیوب الأنصاری]] و [[جابر بن عبدالله]] الأنصاری و [[أبو سعید الخدری]] و أمثالهم من جله المهاجرین و الأنصار أنه کان الخلیفة بعد [[رسول الله]]{{صل}} و الإمام لفضله علی کافة الأنام بما اجتمع له من [[خصال]] [[الفضل]] و الرأی و الکمال...}}<ref>الإرشاد، ج۱، ص۶-۷.</ref>.
[[شیخ مفید]] در عنوان {{عربی|"في النص على ولاية أميرالمؤمنين{{ع}}}}: {{عربی|فاختلفت الأمة في إمامته يوم وفاة رسول الله{{صل}} فقالت شيعته وهم بنو هاشم و سلمان وعمار وأبوذر والمقداد وخزيمة بن ثابت ذو الشهادتين وأبو أيوب الأنصاري وجابر بن عبدالله الأنصاري وأبو سعيد الخدري وأمثالهم من جله المهاجرين والأنصار أنه كان الخليفة بعد رسول الله{{صل}} والإمام لفضله علي كافة الأنام بما اجتمع له من خصال الفضل والرأي والكمال...}}<ref>الإرشاد، ج۱، ص۶-۷.</ref>.
 
مهم‌تر از همه، [[گواهی]] [[امام صادق]]{{ع}} بر عقیده راسخ و استوار جابر بن عبدالله الأنصاری است:
مهم‌تر از همه، [[گواهی]] [[امام صادق]]{{ع}} بر عقیده راسخ و استوار جابر بن عبدالله الأنصاری است:
- {{متن حدیث|لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}}<ref>بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمی‌خواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم که خداوند آمرزنده‌ای سپاس‌پذیر است سوره شوری، آیه ۲۳.</ref> قَامَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ فَرَضَ لِي عَلَيْكُمْ فَرْضاً، فَهَلْ أَنْتُمْ مُؤَدُّوهُ؟
#{{متن حدیث|لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}}<ref>بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمی‌خواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم که خداوند آمرزنده‌ای سپاس‌پذیر است سوره شوری، آیه ۲۳.</ref> قَامَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ فَرَضَ لِي عَلَيْكُمْ فَرْضاً، فَهَلْ أَنْتُمْ مُؤَدُّوهُ؟
قَالَ: فَلَمْ يُجِبْهُ أَحَدٌ مِنْهُمْ، فَانْصَرَفَ فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ قَامَ فِيهِمْ فَقَالَ مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ قَامَ فِيهِمْ فَقَالَ مِثْلَ ذَلِكَ فِي الْيَوْمِ الثَّالِثِ، فَلَمْ يَتَكَلَّمْ أَحَدٌ. فَقَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لَا فِضَّةٍ وَ لَا مَطْعَمٍ وَ لَا مَشْرَبٍ. قَالُوا: فَأَلْقِهِ إِذاً.
قَالَ: فَلَمْ يُجِبْهُ أَحَدٌ مِنْهُمْ، فَانْصَرَفَ فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ قَامَ فِيهِمْ فَقَالَ مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ قَامَ فِيهِمْ فَقَالَ مِثْلَ ذَلِكَ فِي الْيَوْمِ الثَّالِثِ، فَلَمْ يَتَكَلَّمْ أَحَدٌ. فَقَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لَا فِضَّةٍ وَ لَا مَطْعَمٍ وَ لَا مَشْرَبٍ. قَالُوا: فَأَلْقِهِ إِذاً.
قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْزَلَ عَلَيَّ {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} فَقَالُوا: أَمَّا هَذِهِ فَنَعَمْ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: فَوَ اللَّهِ مَا وَفَى بِهَا إِلَّا سَبْعَةُ نَفَرٍ: سَلْمَانُ، وَ أَبُو ذَرٍّ، وَ عَمَّارٌ، وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ الْكِنْدِيُّ، وَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ، وَ مَوْلًى لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُقَالُ لَهُ الثُّبَيْتُ، وَ زَيْدُ بْنُ أَرْقَمَ}}<ref>قرب الإسناد، ص۷۸-۷۹، ح۲۵۴-۲۵۵.</ref>.
قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْزَلَ عَلَيَّ {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} فَقَالُوا: أَمَّا هَذِهِ فَنَعَمْ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: فَوَ اللَّهِ مَا وَفَى بِهَا إِلَّا سَبْعَةُ نَفَرٍ: سَلْمَانُ، وَ أَبُو ذَرٍّ، وَ عَمَّارٌ، وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ الْكِنْدِيُّ، وَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ، وَ مَوْلًى لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُقَالُ لَهُ الثُّبَيْتُ، وَ زَيْدُ بْنُ أَرْقَمَ}}<ref>قرب الإسناد، ص۷۸-۷۹، ح۲۵۴-۲۵۵.</ref>.
- {{متن حدیث|إِنَّ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيَّ كَانَ آخِرَ مَنْ بَقِيَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَانَ رَجُلًا مُنْقَطِعاً إِلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ كَانَ يَقْعُدُ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ هُوَ مُعْتَجِرٌ بِعِمَامَةٍ سَوْدَاءَ وَ كَانَ يُنَادِي يَا بَاقِرَ الْعِلْمِ يَا بَاقِرَ الْعِلْمِ!}}<ref>الکافی، ج۱، ص۴۶۹، ح۲؛ رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۴۱، ح۸۸.</ref>.
#{{متن حدیث|إِنَّ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيَّ كَانَ آخِرَ مَنْ بَقِيَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَانَ رَجُلًا مُنْقَطِعاً إِلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ كَانَ يَقْعُدُ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ هُوَ مُعْتَجِرٌ بِعِمَامَةٍ سَوْدَاءَ وَ كَانَ يُنَادِي يَا بَاقِرَ الْعِلْمِ يَا بَاقِرَ الْعِلْمِ!}}<ref>الکافی، ج۱، ص۴۶۹، ح۲؛ رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۴۱، ح۸۸.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۵ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۵، ص 283-285.</ref>
مضامین [[روایات]] جابر
 
{{متن حدیث|حَمْدَوَيْهِ وَ إِبْرَاهِيمُ ابْنَا نُصَيْرٍ، قَالا حَدَّثَنَا أَيُّوبُ بْنُ نُوحٍ، عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى، عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ، عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ، عَنْ أَبِي الزُّبَيْرِ الْمَكِّيِّ، قَالَ: سَأَلْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ فَقُلْتُ أَخْبِرْنِي أَيَّ رَجُلٍ كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَالَ فَرَفَعَ حَاجِبَيْهِ عَنْ عَيْنَيْهِ وَ قَدْ كَانَ سَقَطَ عَلَى عَيْنَيْهِ، قَالَ، فَقَالَ: ذَاكَ خَيْرُ الْبَشَرِ أَمَا وَ اللَّهِ إِنْ كُنَّا لَنَعْرِفُ الْمُنَافِقِينَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} بِبُغْضِهِمْ إِيَّاهُ}}<ref>رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۴۰-۴۱، ش۸۶.</ref>.
==مضامین [[روایات]] جابر==
جایگاه [[حدیثی]] [[راوی]]
{{متن حدیث|حَمْدَوَيْهِ وَ إِبْرَاهِيمُ ابْنَا نُصَيْرٍ، قَالا حَدَّثَنَا أَيُّوبُ بْنُ نُوحٍ، عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى، عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ، عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ، عَنْ أَبِي الزُّبَيْرِ الْمَكِّيِّ، قَالَ: سَأَلْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ فَقُلْتُ أَخْبِرْنِي أَيَّ رَجُلٍ كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَالَ فَرَفَعَ حَاجِبَيْهِ عَنْ عَيْنَيْهِ وَ قَدْ كَانَ سَقَطَ عَلَى عَيْنَيْهِ، قَالَ، فَقَالَ: ذَاكَ خَيْرُ الْبَشَرِ أَمَا وَ اللَّهِ إِنْ كُنَّا لَنَعْرِفُ الْمُنَافِقِينَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} بِبُغْضِهِمْ إِيَّاهُ}}<ref>رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۴۰-۴۱، ش۸۶.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۵ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۵، ص 286.</ref>
در [[جلالت]] و [[وثاقت]] [[جابر بن عبدالله انصاری]] هیچ تردیدی نیست و قرائن و شواهد متعددی بر آن دلالت دارند؛ برای نمونه مواردی یاد می‌شوند.
 
۱. نقل [[امام باقر]]{{ع}} از جابر
==جایگاه [[حدیثی]] [[راوی]]==
در [[اسناد]] شماری از روایات، امام باقر{{ع}} به واسطه جابر از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] کرده است که سبب [[شگفتی]] بعضی از [[اصحاب]] آن حضرت شده بود<ref>رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۴۳، ح۹۱: {{عربی|أحمد بن علی، قال حدثنی إدریس، عن الحسین بن بشیر، قال حدثنی هشام بن سالم، عن محمد بن مسلم و زرارة، قالا: سألنا أبا جعفر{{ع}} عن أحادیث فرواها عن جابر، فقلنا: ما لنا و لجابر؟ فقال: بلغ من إیمان جابر أنه کان یقرء هذه الآیة: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ}}}}؛ رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۴۳، ح۹۲: {{عربی|أحمد بن علی القمی شقران السلولی، قال حدثنی إدریس، عن الحسین ابن سعید، عن محمد بن إسماعیل، عن منصور بن أذینة، عن زرارة، عن أبی جعفر{{ع}} قال؟ قلت: ما لنا و لجابر تروی عنه؟ فقال: یا زرارة! إن جابرا کان یعلم تأویل هذه الآیة: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ}}}}.</ref>؛ نمونه ها:
در [[جلالت]] و [[وثاقت]] [[جابر بن عبدالله انصاری]] هیچ تردیدی نیست و قرائن و شواهد متعددی بر آن دلالت دارند؛برای نمونه مواردی یاد می‌شوند.
أ. {{متن حدیث|إِبْرَاهِيمُ بْنُ عَلِيٍّ الْمُحَمَّدِيُّ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ، قَالَ: خَرَجَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} ذَاتَ يَوْمٍ وَ نَحْنُ فِي مَسْجِدِهِ، فَقَالَ: مَنْ هَاهُنَا؟ فَقُلْتُ: أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ سَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ، فَقَالَ: يَا سَلْمَانُ! ادْعُ لِي مَوْلَاكَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}، فَقَدْ جَاءَتْنِي فِيهِ عَزِيمَةٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ. قَالَ جَابِرٌ: فَذَهَبَ سَلْمَانُ فَاسْتَخْرَجَ عَلِيّاً مِنْ مَنْزِلِهِ، فَلَمَّا دَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} خَلَا بِهِ، فَأَطَالَ مُنَاجَاتَهُ، كُلَّ ذَلِكَ يُسِرُّ إِلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} سِرّاً خَفِيّاً عَنَّا وَ وَجْهُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يَقْطُرُ عَرَقاً كَنَظْمِ الدُّرِّ يَتَهَلَّلُ حُسْناً، ثُمَّ قَالَ لَهُ- لَمَّا انْصَرَفَ مِنْ مُنَاجَاتِهِ-: قَدْ سَمِعْتَ وَ وَعَيْتَ، فَاحْفَظْ يَا عَلِيُّ ثُمَّ قَالَ: يَا جَابِرُ! ادْعُ لِي عُمَرَ وَ أَبَا بَكْرٍ، قَالَ جَابِرٌ: فَذَهَبْتُ إِلَيْهِمَا فَدَعَوْتُهُمَا، فَلَمَّا حَضَرَاهُ، قَالَ: يَا جَابِرُ! ادْعُ لِي عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ عَوْفٍ، قَالَ جَابِرٌ: فَدَعَوْتُهُ، فَلَمَّا أَتَاهُ...}}<ref>الأصول الستة عشر، ص۱۲۸-۱۲۹، ح۱۴.</ref>.
 
ب. {{متن حدیث|النَّضْرُ عَنْ عَاصِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أَنَّهُمْ غَزَوْا مَعَهُ فَأَحَلَّ لَهُمُ الْمُتْعَةَ وَ لَمْ يُحَرِّمْهَا قَالَ وَ كَانَ عَلِيٌّ يَقُولُ لَوْ لَا مَا سَبَقَنِي بِهِ ابْنُ الْخَطَّابِ مَا زَنَى إِلَّا الشَّقِيُ قَالَ وَ كَانَ ابْنُ عَبَّاسٍ يَرَى الْمُتْعَةَ}}<ref>النوادر، ص۸۲، ح۱۸۳.</ref>.
۱. نقل [[امام باقر]]{{ع}} از جابر: در [[اسناد]] شماری از روایات، امام باقر{{ع}} به واسطه جابر از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] کرده است که سبب [[شگفتی]] بعضی از [[اصحاب]] آن حضرت شده بود<ref>رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۴۳، ح۹۱: {{عربی|أحمد بن علی، قال حدثنی إدریس، عن الحسین بن بشیر، قال حدثنی هشام بن سالم، عن محمد بن مسلم و زرارة، قالا: سألنا أبا جعفر{{ع}} عن أحادیث فرواها عن جابر، فقلنا: ما لنا و لجابر؟ فقال: بلغ من إیمان جابر أنه کان یقرء هذه الآیة: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ}}}}؛ رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۴۳، ح۹۲: {{عربی|أحمد بن علی القمی شقران السلولی، قال حدثنی إدریس، عن الحسین ابن سعید، عن محمد بن إسماعیل، عن منصور بن أذینة، عن زرارة، عن أبی جعفر{{ع}} قال؟ قلت: ما لنا و لجابر تروی عنه؟ فقال: یا زرارة! إن جابرا کان یعلم تأویل هذه الآیة: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ}}}}.</ref>؛ نمونه‌ها:
ج. {{متن حدیث|ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: سَأَلْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ كَيْفَ كَانُوا يَتَمَتَّعُونَ بِمَكَّةَ فَقَالَ إِنْ كَانَ أَحَدُنَا رُبَّمَا تَمَتَّعَ بِكَفٍ مِنَ الْبُرِّ}}<ref>النوادر، ص۸۸، ح۲۰۳.</ref>.
#{{متن حدیث|إِبْرَاهِيمُ بْنُ عَلِيٍّ الْمُحَمَّدِيُّ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ، قَالَ: خَرَجَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} ذَاتَ يَوْمٍ وَ نَحْنُ فِي مَسْجِدِهِ، فَقَالَ: مَنْ هَاهُنَا؟ فَقُلْتُ: أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ سَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ، فَقَالَ: يَا سَلْمَانُ! ادْعُ لِي مَوْلَاكَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}، فَقَدْ جَاءَتْنِي فِيهِ عَزِيمَةٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ. قَالَ جَابِرٌ: فَذَهَبَ سَلْمَانُ فَاسْتَخْرَجَ عَلِيّاً مِنْ مَنْزِلِهِ، فَلَمَّا دَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} خَلَا بِهِ، فَأَطَالَ مُنَاجَاتَهُ، كُلَّ ذَلِكَ يُسِرُّ إِلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} سِرّاً خَفِيّاً عَنَّا وَ وَجْهُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يَقْطُرُ عَرَقاً كَنَظْمِ الدُّرِّ يَتَهَلَّلُ حُسْناً، ثُمَّ قَالَ لَهُ- لَمَّا انْصَرَفَ مِنْ مُنَاجَاتِهِ-: قَدْ سَمِعْتَ وَ وَعَيْتَ، فَاحْفَظْ يَا عَلِيُّ ثُمَّ قَالَ: يَا جَابِرُ! ادْعُ لِي عُمَرَ وَ أَبَا بَكْرٍ، قَالَ جَابِرٌ: فَذَهَبْتُ إِلَيْهِمَا فَدَعَوْتُهُمَا، فَلَمَّا حَضَرَاهُ، قَالَ: يَا جَابِرُ! ادْعُ لِي عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ عَوْفٍ، قَالَ جَابِرٌ: فَدَعَوْتُهُ، فَلَمَّا أَتَاهُ...}}<ref>الأصول الستة عشر، ص۱۲۸-۱۲۹، ح۱۴.</ref>.
د. {{متن حدیث|حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ أَوْ غَيْرُهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَنَانٍ عَنْ سُدَيْفٍ الْمَكِّيِّ قَالَ سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ{{ع}} يَقُولُ قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صل إِنَّ رَبِّي مَثَّلَ لِي أُمَّتِي فِي الطِّينِ وَ عَلَّمَنِي أَسْمَاءَ الْأَنْبِيَاءِ كَمَا {{متن قرآن|عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>و همه نام‌ها را به آدم آموخت سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> فَمَرَّ بِي أَصْحَابُ الرَّايَاتِ فَاسْتَغْفَرْتُ لِعَلِيٍّ وَ شِيعَتِهِ}}<ref>بصائر الدرجات، ص۸۶، ح۱۵.</ref>.
#{{متن حدیث|النَّضْرُ عَنْ عَاصِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أَنَّهُمْ غَزَوْا مَعَهُ فَأَحَلَّ لَهُمُ الْمُتْعَةَ وَ لَمْ يُحَرِّمْهَا قَالَ وَ كَانَ عَلِيٌّ يَقُولُ لَوْ لَا مَا سَبَقَنِي بِهِ ابْنُ الْخَطَّابِ مَا زَنَى إِلَّا الشَّقِيُ قَالَ وَ كَانَ ابْنُ عَبَّاسٍ يَرَى الْمُتْعَةَ}}<ref>النوادر، ص۸۲، ح۱۸۳.</ref>.
ه. {{متن حدیث|عَنْ سَدِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: أَخْبَرَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ الْمُشْرِكِينَ كَانُوا إِذَا مَرُّوا بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} طَأْطَأَ أَحَدُهُمْ رَأْسَهُ وَ ظَهْرَهُ هَكَذَا وَ غَطَّى رَأْسَهُ بِثَوْبِهِ حَتَّى لَا يَرَاهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فَأَنْزَلَ اللَّهُ {{متن قرآن|أَلَا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلَا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ}}<ref>آگاه باشید که آنان دل می‌گردانند تا (خویش را) از (شنیدن) آن (قرآن) نهفته دارند، آگاه باشید! همان دم که جامه بر سر می‌کشند (خداوند) آنچه نهان می‌دارند و آنچه آشکار می‌کنند می‌داند؛ بی‌گمان او به اندیشه‌ها داناست سوره هود، آیه ۵.</ref>}}<ref>تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۳۹، ح۲.</ref>.
#{{متن حدیث|ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: سَأَلْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ كَيْفَ كَانُوا يَتَمَتَّعُونَ بِمَكَّةَ فَقَالَ إِنْ كَانَ أَحَدُنَا رُبَّمَا تَمَتَّعَ بِكَفٍ مِنَ الْبُرِّ}}<ref>النوادر، ص۸۸، ح۲۰۳.</ref>.
و. {{متن حدیث|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}}عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ{{س}} وَ بَيْنَ يَدَيْهَا لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ{{ع}} ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌّ}}<ref>الکافی، ج۱، ص۵۳۲، ح۹.</ref>.
#{{متن حدیث|حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ أَوْ غَيْرُهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَنَانٍ عَنْ سُدَيْفٍ الْمَكِّيِّ قَالَ سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ{{ع}} يَقُولُ قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صل إِنَّ رَبِّي مَثَّلَ لِي أُمَّتِي فِي الطِّينِ وَ عَلَّمَنِي أَسْمَاءَ الْأَنْبِيَاءِ كَمَا {{متن قرآن|عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>و همه نام‌ها را به آدم آموخت سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> فَمَرَّ بِي أَصْحَابُ الرَّايَاتِ فَاسْتَغْفَرْتُ لِعَلِيٍّ وَ شِيعَتِهِ}}<ref>بصائر الدرجات، ص۸۶، ح۱۵.</ref>.
ز. {{متن حدیث|حدثنی یحیی، عن مالک، عن جعفر بن محمد بن علی، عن أبیه، عن جابر بن عبدالله، أنه قال: سمعت رسول الله{{صل}} یقول، حین [[خرج]] من المسجد، و هو یرید الصفا، و هو یقول: نبدأ بما بدأ [[الله]] به فبدأ بالصفا}}<ref>الموطأ، ج۱، ص۳۷۲، ح۱۲۶.</ref>.
#{{متن حدیث|عَنْ سَدِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: أَخْبَرَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ الْمُشْرِكِينَ كَانُوا إِذَا مَرُّوا بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} طَأْطَأَ أَحَدُهُمْ رَأْسَهُ وَ ظَهْرَهُ هَكَذَا وَ غَطَّى رَأْسَهُ بِثَوْبِهِ حَتَّى لَا يَرَاهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فَأَنْزَلَ اللَّهُ {{متن قرآن|أَلَا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلَا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ}}<ref>آگاه باشید که آنان دل می‌گردانند تا (خویش را) از (شنیدن) آن (قرآن) نهفته دارند، آگاه باشید! همان دم که جامه بر سر می‌کشند (خداوند) آنچه نهان می‌دارند و آنچه آشکار می‌کنند می‌داند؛ بی‌گمان او به اندیشه‌ها داناست سوره هود، آیه ۵.</ref>}}<ref>تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۳۹، ح۲.</ref>.
ح. {{متن حدیث|حدثنی عن مالک، عن جعفر بن محمد بن علی، عن أبیه، عن جابر بن عبدالله، أن رسول الله{{صل}} کان، إذا [[وقف]] علی الصفا، یکبر ثلاثا. و یقول: [[لا إله إلا الله]] وحده. لا [[شریک]] له. له [[الملک]] و له الحمد و هو علی کل شیء [[قدیر]] یصنع ذلک ثلاث مرات و یدعو و یصنع علی المروة مثل ذلک}}<ref>الموطأ، ج۱، ص۳۷۲، ح۱۲۷.</ref>.
#{{متن حدیث|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}}عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ{{س}} وَ بَيْنَ يَدَيْهَا لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ{{ع}} ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌّ}}<ref>الکافی، ج۱، ص۵۳۲، ح۹.</ref>.
ط. {{متن حدیث|حدثنا عبدالرحمن بن عبدالله بن خالد، ثنا إبراهیم بن أحمد، ثنا الفربری، ثنا البخاری، ثنا أبو نعیم هو الفضل بن دکین، ثنا معمر بن یحیی بن سام، حدثنی أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین: قال لی جابر: سألنی ابن عمک فقال: کیف الغسل من الجنابة؟ فقلت: کان رسول الله{{صل}} یأخذ ثلاثة أکف و یفیضها علی رأسه ثم یفیض علی سائر جسده}}<ref>المحلی، ج۱، ص۱۸۸.</ref>.
#{{متن حدیث| عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ: حِينَ خَرَجَ مِنَ الْمَسْجِدِ وَ هُوَ يُرِيدُ الصَّفَا، وَ هُوَ يَقُولُ:« نَبْدَأُ بِمَا بَدَأَ اللَّهُ بِهِ » فَبَدَأَ بِالصَّفَا }}<ref>الموطأ، ج۱، ص۳۷۲، ح۱۲۶.</ref>.
ی. {{متن حدیث|حدثنا عبدالله بن یوسف، نا أحمد بن فتح، نا عبدالوهاب بن عیسی، نا أحمد بن محمد، نا أحمد ابن علی، نا مسلم بن الحجاج، نا محمد بن المثنی، نا عبدالوهاب هو ابن عبدالمجید الثقفی، نا جعفر ابن محمد بن علی بن الحسین، عن أبیه، عن جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ: أَنَّ النَّبِيَّ{{صل}} خَرَجَ عَامَ الْفَتْحِ إِلَى مَكَّةَ فِي رَمَضَانَ فَصَامَ حَتَّى بَلَغَ كُرَاعَ الْغَمِيمِ فَصَامَ النَّاسُ ثُمَّ دَعَا بِقَدَحٍ مِنْ مَاءٍ فَرَفَعَهُ حَتَّى نَظَرَ النَّاسُ إِلَيْهِ ثُمَّ شَرِبَ فَقِيلَ لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ إِنَّ بَعْضَ النَّاسِ قَدْ صَامَ فَقَالَ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ}}<ref>المحلی، ج۶، ص۲۵۳.</ref>.
#{{متن حدیث|حدثنی عن مالک، عن جعفر بن محمد بن علی، عن أبیه، عن جابر بن عبدالله: إنَّ رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه وآله كانَ إذا وَقَفَ عَلَى الصَّفا يُكَبِّرُ ثَلاثاً، ويَقولُ :«لا إلهَ إلَّا اللَّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ وهوَ عَلى‏ كُلِّ شَي‏ءٍ قَديرٌ»، يَصنَعُ ذلِكَ ثَلاثَ مَرّاتٍ ويَدعو، ويَصنَعُ عَلَى المَروَةِ مِثلَ ذلِكَ}}<ref>الموطأ، ج۱، ص۳۷۲، ح۱۲۷.</ref>.
ک. {{متن حدیث|عن حاتم بن إسماعیل، عن جعفر ابن محمد بن علی بن الحسین، عن أبیه، عن جابر بن عبدالله أنه أخبره عن حجة النبی{{صل}} فقال: حَتَّى إِذَا كَانَ آخِرُ طَوَافِهِ عَلَى الْمَرْوَةِ قَالَ لَوْ أَنِّي اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِي مَا اسْتَدْبَرْتُ لَمْ أَسُقِ الْهَدْيَ وَ جَعَلْتُهَا عُمْرَةً فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ لَيْسَ مَعَهُ هَدْيٌ فَلْيُحِلَّ وَ لْيَجْعَلْهَا عُمْرَةً فَقَامَ سُرَاقَةُ بْنُ جُعْشُمٍ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَ لِعَامِنَا هَذَا أَمْ لِلْأَبَدِ فَشَبَّكَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أَصَابِعَهُ وَاحِدَةً فِي الْأُخْرَى وَ قَالَ دَخَلَتِ الْعُمْرَةُ فِي الْحَجِّ مَرَّتَيْنِ لَا بَلْ لِأَبَدِ أَبَدٍ}}<ref>المحلی، ج۷، ص۱۰۰.</ref>.
#{{متن حدیث| حَدَّثَنَا عبدالرحمن بْنِ عبدالله بْنِ خَالِدٍ، ثنا إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ، ثنا الفربري، ثنا الْبُخَارِيِّ، ثنا أَبُو نُعَيْمٍ هُوَ الْفَضْلِ بْنِ دُكَيْنٍ، ثنا مُعَمَّرِ بْنِ يُحْيِي بْنِ سَامٍ، حَدَّثَنِي أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ: قَالَ لِي جَابِرٍ: سَأَلَنِي ابْنُ عَمِّكَ فَقَالَ: كَيْفَ الْغُسْلِ مِنَ الْجَنَابَةِ؟ فَقُلْتُ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صَلِّ}} يَأْخُذُ ثَلَاثَةِ أَكُفٍّ وَ يفيضها عَلِيِّ رَأْسَهُ ثُمَّ يُفِيضَ عَلِيِّ سَائِرُ جَسَدِهِ }}<ref>المحلی، ج۱، ص۱۸۸.</ref>.
ل. {{متن حدیث|حدثنا عبدالله، حدثنی أبی، ثنا أسود، ثنا إسرائیل، عن محمد بن علی، عن جابر بن عبدالله قال: غزونا مع رسول الله{{صل}} فأصبنا جرادا فأکلناه}}<ref>مسند احمد، ج۳، ص۲۳۹.</ref>.
#{{متن حدیث|حدثنا عبدالله بن يوسف، نا أحمد بن فتح، نا عبدالوهاب بن عيسي، نا أحمد بن محمد، نا أحمد ابن علي، نا مسلم بن الحجاج، نا محمد بن المثني، نا عبدالوهاب هو ابن عبدالمجيد الثقفي، نا جعفر ابن محمد بن علي بن الحسين، عن أبيه، عن جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ: أَنَّ النَّبِيَّ{{صل}} خَرَجَ عَامَ الْفَتْحِ إِلَى مَكَّةَ فِي رَمَضَانَ فَصَامَ حَتَّى بَلَغَ كُرَاعَ الْغَمِيمِ فَصَامَ النَّاسُ ثُمَّ دَعَا بِقَدَحٍ مِنْ مَاءٍ فَرَفَعَهُ حَتَّى نَظَرَ النَّاسُ إِلَيْهِ ثُمَّ شَرِبَ فَقِيلَ لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ إِنَّ بَعْضَ النَّاسِ قَدْ صَامَ فَقَالَ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ}}<ref>المحلی، ج۶، ص۲۵۳.</ref>.
م. {{متن حدیث|حدثنا عبدالله، حدثنی أبی، ثنا عفان، ثنا حماد بن زید، ثنا عمرو بن دینار، عن محمد بن علی، عن جابر: أن رسول الله{{صل}} [[نهی]] [[یوم]] [[خیبر]] عن لحوم الحمر و أذن فی لحوم الخیل}}<ref>مسند احمد، ج۳، ص۳۶۱.</ref>.
#{{متن حدیث|عن حاتم بن إسماعیل، عن جعفر ابن محمد بن علی بن الحسین، عن أبیه، عن جابر بن عبدالله أنه أخبره عن حجة النبی{{صل}} فقال: حَتَّى إِذَا كَانَ آخِرُ طَوَافِهِ عَلَى الْمَرْوَةِ قَالَ لَوْ أَنِّي اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِي مَا اسْتَدْبَرْتُ لَمْ أَسُقِ الْهَدْيَ وَ جَعَلْتُهَا عُمْرَةً فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ لَيْسَ مَعَهُ هَدْيٌ فَلْيُحِلَّ وَ لْيَجْعَلْهَا عُمْرَةً فَقَامَ سُرَاقَةُ بْنُ جُعْشُمٍ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَ لِعَامِنَا هَذَا أَمْ لِلْأَبَدِ فَشَبَّكَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أَصَابِعَهُ وَاحِدَةً فِي الْأُخْرَى وَ قَالَ دَخَلَتِ الْعُمْرَةُ فِي الْحَجِّ مَرَّتَيْنِ لَا بَلْ لِأَبَدِ أَبَدٍ}}<ref>المحلی، ج۷، ص۱۰۰.</ref>.
ن. {{متن حدیث|حدثنا أحمد بن حنبل، ثنا یحیی بن سعید، ثنا جعفر، ثنا أبی، عن جابر، قال: ثم قال النبی{{صل}}: قد نحرت ههنا، و [[منی]] کلها [[منحر]]؛ و [[وقف]] بعرفة فقال: قد وقفت ههنا و [[عرفة]] کلها موقف، و وقف بالمزدلفة فقال: قد وقفت ههنا، و مزدلفة کلها موقف}}<ref>سنن أبی داود، ج۱، ص۴۲۸، ش۱۹۰۷.</ref>.
#{{متن حدیث|حدثنا عبدالله، حدثني أبي، ثنا أسود، ثنا إسرائيل، عن محمد بن علي، عن جابر بن عبدالله قال: غزونا مع رسول الله{{صل}} فأصبنا جرادا فأكلناه}}<ref>مسند احمد، ج۳، ص۲۳۹.</ref>.
۲. [[شهادت امام باقر]]{{ع}} بر [[صداقت]] جابر
#{{متن حدیث|حدثنا عبدالله، حدثني أبي، ثنا عفان، ثنا حماد بن زيد، ثنا عمرو بن دينار، عن محمد بن علي، عن جابر: أن رسول الله{{صل}} نهي يوم خيبر عن لحوم الحمر و أذن في لحوم الخيل}}<ref>مسند احمد، ج۳، ص۳۶۱.</ref>.
{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ لَمْ يُكَذَّبْ [جَابِرٌ] أَنَّ ابْنَ الْأَخِ يُقَاسِمُ الْجَدَّ}}<ref>الکافی، ج۷، ص۱۱۳، ح۳.</ref>.
#{{متن حدیث|حدثنا أحمد بن حنبل، ثنا يحيي بن سعيد، ثنا جعفر، ثنا أبي، عن جابر، قال: ثم قال النبي{{صل}}: قد نحرت ههنا، و مني كلها منحر؛ و وقف بعرفة فقال: قد وقفت ههنا و عرفة كلها موقف، و وقف بالمزدلفة فقال: قد وقفت ههنا، و مزدلفة كلها موقف}}<ref>سنن أبی داود، ج۱، ص۴۲۸، ش۱۹۰۷.</ref>.
۳. دیدگاه بزرگان
 
[[برقی]] وی را از [[اصفیاء]] [[اصحاب امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز از [[شرطة الخمیس]] به شمار آورده است<ref>رجال البرقی، ص۳-۴.</ref>.
۲. [[شهادت امام باقر]]{{ع}} بر [[صداقت]] جابر: {{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ لَمْ يُكَذَّبْ [جَابِرٌ] أَنَّ ابْنَ الْأَخِ يُقَاسِمُ الْجَدَّ}}<ref>الکافی، ج۷، ص۱۱۳، ح۳.</ref>.
[[علامه حلی]]: {{عربی|أورد الکشی فی مدحه روایات کثیرة، من غیر أن یورد ما یخالفها...، قال الفضل بن شاذان: إنه من السابقین الذین رجعوا إلی أمیرالمؤمنین{{ع}}، و قال ابن عقدة: إن [[جابر بن عبدالله]] منقطع إلی [[أهل]] البیت{{عم}}، و روی مدحه عن [[محمد بن مفضل]]، عن [[محمد بن سنان]]، عن حریز، عن [[الصادق]]{{ع}}}}<ref>خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۳۴-۳۵، ش۱.</ref>.
 
[[ابن داود]]: {{عربی|عظیم الشأن، قال الصادق{{ع}}: إنه آخر من بقی من أصحاب [[رسول الله]]{{صل}} و کان منقطعا إلینا أهل البیت}}<ref>الرجال (ابن داود)، ص۷۹، ش۲۸۴.</ref>.
۳. دیدگاه بزرگان: [[برقی]] وی را از [[اصفیاء]] [[اصحاب امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز از [[شرطة الخمیس]] به شمار آورده است<ref>رجال البرقی، ص۳-۴.</ref>.
جزائری: {{عربی|حال جابر فی الإنقطاع إلی أهل البیت{{عم}} و الجلالة أشهر من أن یذکر و لا یبعد استفادة توثیقه من وجوه کثیرة و [[الله]] أعلم}}<ref>حاوی الأقوال، ج۱، ص۲۵۳، ش۱۴۰.</ref>.
 
[[وحید بهبهانی]]: {{عربی|و لا یخفی أنه من الجلالة بمکان لا یحتاج إلی التوثیق. و وثقة خالی و قیل<ref>أبو علی حائری: {{عربی|الظاهر أنه الفاضل عبد النبی الجزائری، فإنه مع ما عرفت من طریقته ذکره فی الثقات}}. (منتهی المقال، ج۲، ص۲۱۲، ش۵۱۴).</ref>: لا یبعد استفادة توثیقه من وجوه کثیرة}}<ref>منهج المقال، ج۳، ص۱۴۵، ش۳۲۴.</ref>.
[[علامه حلی]]: {{عربی|أورد الكشي في مدحه روايات كثيرة، من غير أن يورد ما يخالفها...، قال الفضل بن شاذان: إنه من السابقين الذين رجعوا إلي أميرالمؤمنين{{ع}}، و قال ابن عقدة: إن جابر بن عبدالله منقطع إلي أهل البيت{{عم}}، و روي مدحه عن محمد بن مفضل، عن محمد بن سنان، عن حريز، عن الصادق{{ع}}}}<ref>خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۳۴-۳۵، ش۱.</ref>.
تفرشی: {{عربی|أورد الکشی فی مدحه روایات کثیرة تدل علی علو مرتبته و حسن عقیدته و انقطاعه إلی أهل البیت{{عم}}}}<ref>نقد الرجال، ج۱، ص۳۲۳، ش۸۸۴.</ref>.
 
[[حسن بن زین الدین]]: {{عربی|تکاثرت الروایة فی مدحه و ما رأیت ما یخالفها، و عن الفضل بن شاذان: إنه من السابقین الذین رجعوا إلی أمیرالمؤمنین{{ع}}}}<ref>التحریر الطاووسی، ص۱۱۶-۱۱۷، ش۸۳.</ref>.
[[ابن داود]]: {{عربی|عظيم الشأن، قال الصادق{{ع}}: إنه آخر من بقي من أصحاب رسول الله{{صل}} و كان منقطعا إلينا أهل البيت}}<ref>الرجال (ابن داود)، ص۷۹، ش۲۸۴.</ref>.
 
جزائری: {{عربی|حال جابر في الإنقطاع إلي أهل البيت{{عم}} و الجلالة أشهر من أن يذكر و لا يبعد استفادة توثيقه من وجوه كثيرة و الله أعلم}}<ref>حاوی الأقوال، ج۱، ص۲۵۳، ش۱۴۰.</ref>.
 
[[وحید بهبهانی]]: {{عربی|ولا يخفي أنه من الجلالة بمكان لا يحتاج إلي التوثيق. و وثقة خالي و قيل<ref>أبو علي حائري: {{عربي|الظاهر أنه الفاضل عبد النبي الجزائري، فإنه مع ما عرفت من طريقته ذكره في الثقات}}. (منتهي المقال، ج۲، ص۲۱۲، ش۵۱۴).</ref>: لا يبعد استفادة توثيقه من وجوه كثيرة}}<ref>منهج المقال، ج۳، ص۱۴۵، ش۳۲۴.</ref>.
 
[[تفرشی]]: {{عربی|أورد الكشي في مدحه روايات كثيرة تدل علي علو مرتبته و حسن عقيدته و انقطاعه إلى أهل البيت{{عم}}}}<ref>نقد الرجال، ج۱، ص۳۲۳، ش۸۸۴.</ref>.
 
[[حسن بن زین الدین]]: {{عربی|تكاثرت الرواية في مدحه و ما رأيت ما يخالفها، و عن الفضل بن شاذان: إنه من السابقين الذين رجعوا إلي أميرالمؤمنين{{ع}}}}<ref>التحریر الطاووسی، ص۱۱۶-۱۱۷، ش۸۳.</ref>.
 
[[حر عاملی]]: {{عربی|ممدوح فی أحادیث متعدد}}<ref>الرجال (الحر العاملی)، ص۷۵، ش۲۵۹.</ref>.
[[حر عاملی]]: {{عربی|ممدوح فی أحادیث متعدد}}<ref>الرجال (الحر العاملی)، ص۷۵، ش۲۵۹.</ref>.
[[علامه مجلسی]]: {{عربی|ثقة، و جلالته أجل من أن یحتاج إلی البیان}}<ref>الوجیزة فی الرجال، ص۴۲، ش۳۳۰.</ref>.
 
[[سید بحر العلوم]]: {{عربی|هو من علماء الصحابة و فضلائهم، و ممن کان یؤخذ عنه فی مسجد النبی{{صل}} و قد کان شدید الإنقطاع إلی [[أهل]] البیت، صریح الولاء لهم، معروفا بذلک لدی الخاصة و العامة،...، و [[فضائل]] جابر و مناقبه کثیرة}}<ref>رجال السید بحر العلوم (الفوائد الرجالیه)، ج۲، ص۱۳۸ و ۱۴۱.</ref>.
[[علامه مجلسی]]: {{عربی|ثقة، و جلالته أجل من أن يحتاج إلى البيان}}<ref>الوجیزة فی الرجال، ص۴۲، ش۳۳۰.</ref>.
[[محدث نوری]]:
 
{{عربی|فهو من السابقین الأولین الذین رجعوا إلی أمیرالمؤمنین{{ع}} و حامل [[سلام]] [[رسول الله]]{{صل}} إلی [[باقر]] [[علوم]] الأولین و الآخرین، و أول من زار [[أبا عبدالله الحسین]]{{ع}} فی [[یوم]] الأربعین، المنتهی إلیه سند أخبار اللوح السمائی الذی فیه [[نصوص]] من [[الله]] [[رب العالمین]] علی خلافة الأئمة الراشدین، الفائز بزیارته من بین جمیع الصحابة عند [[سیدة نساء العالمین]]، و له بعد ذلک [[مناقب]] أخری و فضائل لا تحصی}}<ref>مستدرک الوسائل، الخاتمة ج۴، ص۱۹۲-۱۹۳، ش۵۶.</ref>.
[[سید بحر العلوم]]: {{عربی|هو من علماء الصحابة و فضلائهم، وممن كان يؤخذ عنه في مسجد النبي{{صل}} وقد كان شديد الإنقطاع إلي أهل البيت، صريح الولاء لهم، معروفا بذلك لدي الخاصة و العامة،...، و فضائل جابر و مناقبه كثيرة}}<ref>رجال السید بحر العلوم (الفوائد الرجالیه)، ج۲، ص۱۳۸ و ۱۴۱.</ref>.
اعرجی کاظمی: {{عربی|جابر هذا عالی الشأن}}<ref>عدة الرجال، ج۲، ص۱۰۹.</ref>.
 
[[علامه مامقانی]]: {{عربی|و بالجملة؛ فالرجل من أجلاء الثقات، بلا مریة... لم یرد فیه غمز من أحد بوجه}}<ref>تنقیح المقال، ج۱۴، ص۶۵ و ص۷۱، ش۳۵۶۵.</ref>.
[محدث نوری]]:{{عربی|فهو من السابقين الأولين الذين رجعوا إلي أميرالمؤمنين{{ع}} و حامل سلام رسول الله{{صل}} إلي باقر علوم الأولين و الآخرين، و أول من زار أبا عبدالله الحسين{{ع}} في يوم الأربعين، المنتهي إليه سند أخبار اللوح السمائي الذي فيه نصوص من الله رب العالمين علي خلافة الأئمة الراشدين، الفائز بزيارته من بين جميع الصحابة عند سيدة نساء العالمين، و له بعد ذلك مناقب أخري و فضائل لا تحصي}}<ref>مستدرک الوسائل، الخاتمة ج۴، ص۱۹۲-۱۹۳، ش۵۶.</ref>.
[[آیت الله خویی]] پس از [[نقل روایات]] کشی درباره [[جابر بن عبدالله انصاری]]: {{عربی|أقول: و هذه الروایات، و إن کانت کلها ضعیفة، إلا أن جلالة مقام جابر، واضحة معلومة، و لا حاجة معه إلیها}}<ref>معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۳۳۴، ش۲۰۲۶.</ref>.
 
[[اعرجی کاظمی]]: {{عربی|جابر هذا عالى الشأن}}<ref>عدة الرجال، ج۲، ص۱۰۹.</ref>.
 
[[علامه مامقانی]]: {{عربی|و بالجملة؛ فالرجل من أجلاء الثقات، بلا مرية... لم يرد فيه غمز من أحد بوجه}}<ref>تنقیح المقال، ج۱۴، ص۶۵ و ص۷۱، ش۳۵۶۵.</ref>.
 
[[آیت الله خویی]] پس از [[نقل روایات]] [[کشی]] درباره [[جابر بن عبدالله انصاری]]: {{عربی|أقول: و هذه الروايات، و إن كانت كلها ضعيفة، إلا أن جلالة مقام جابر، واضحة معلومة، و لا حاجة معه إليها}}<ref>معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۳۳۴، ش۲۰۲۶.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۵ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۵، ص 286-293.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش